Forwarded from گفتوشنود
اصلاحات در کتابهای درسی عربستان با تمرکز بر مدارا و همزیستی
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌17💯1
Forwarded from گفتوشنود
گذر از جامعهای قطبیشده به سوی اتحاد
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
۱. مقدمه
چالش ایرلند شمالی
در سال ۱۹۹۸، توافق «جمعه نیک» برای پایاندادن به دههها خشونت در ایرلند شمالی میان وحدتگرایان و ناسیونالیستها امضا شد. هدف اصلی، حل تنشهای سیاسی و مذهبی عمیقی بود که جامعه را بهشدت قطبی کرده بود. این توافق تنها یک راهکار سیاسی نبود، بلکه تلاشی برای تغییر ساختار قدرت جهت مشارکت موثر هر دو گروه در تصمیمگیریهای کلان کشور و گذار از درگیریهای مسلحانه به سوی ثبات و آرامشی پایدار برای همه شهروندان بود.
۲. ساختار تقسیم قدرت
هسته اصلی توافق جمعه نیک، ایجاد دولتی مبتنی بر تقسیم قدرت بود که تغییری بنیادین در خطمشیهای طرفین ایجاد کرد. با این ساختار، اطمینان حاصل شد که گروههای اصلی جامعه یعنی وحدتگرایان و ناسیونالیستها، هر دو در ساختار حاکمیت دارای نمایندگی کافی باشند. این مدل، تضمین میکرد که تصمیمگیریهای مهم سیاسی با مشارکت مؤثر هر دو جامعه صورت گیرد و از تسلط یکجانبه یک گروه بر سرنوشت سیاسی منطقه جلوگیری شود.
۳. خلع سلاح گروههای شبهنظامی
حذف خشونت گروههای مسلح، اولویتی حیاتی در این فرایند بود. توافق مشخص کرد که سازمانهای شبهنظامی باید خلع سلاح شوند. «کمیسیون مستقل بینالمللی برای خلع سلاح» نقش نظارتی کلیدی در این مسیر ایفا کرد. با خلع سلاح ارتش جمهوریخواه ایرلند در سال ۲۰۰۵ و تأیید بینالمللی انهدام سلاحها، گام بزرگی برای کاهش تنشهای فیزیکی برداشته شد و این امر به کاهش تدریجی فضای رعب و وحشت در جامعه کمک کرد.
۴. حقوق بشر و برابری شهروندی
مواجهه با زخمهای تاریخی و شکافهای مذهبی، نیازمند تأکیدی ویژه بر برابری و حقوق بشر بود. توافق جمعه نیک بر لزوم رعایت استانداردهای حقوق بشری برای همه شهروندان بدون توجه به پیشینه مذهبی یا سیاسی تأکید ورزید. اصلاح نهاد پلیس برای پایاندادن به رفتارهای تبعیضآمیز از جمله اقدامات مهم بود. این رویکرد تلاش داشت تا با تضمین کرامت انسانی برای همه، فضای اعتماد و عدالت را در ایرلند شمالی دوباره احیا کند.
۵. نقش توسعه اقتصادی
بهبود وضعیت اقتصادی، بخش لاینفک روند صلح ایرلند شمالی محسوب میشد. با درک اینکه نابرابریهای اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی از علل ریشهای درگیریها هستند، تلاشهای گستردهای برای توسعه زیرساختها و ایجاد اشتغال در همه مناطق صورت گرفت. هدف این بود که با کاهش شکافهای طبقاتی و بهبود رفاه عمومی، انگیزههای تنش و نزاع کاهش یابد و شهروندان به آیندهای مشترک و آباد امیدوار شوند، که در نتیجه همزیستی مسالمتآمیز را تسهیل میکرد.
۶. چرخه خشونت و خطر انتقال
جامعههای چندپاره بر اساس مذهب، مستعد ورود به چرخههای مداوم خشونت هستند. تجربیات تاریخی نشان میدهد که صلحهای شکننده ممکن است تنها برای مدتی کوتاه دوام بیاورند و نسلهای بعد به خصومتهای قدیمی بازگردند. گاهی اوقات، فرهنگی که دشمنی را تقدیس میکند، ناخواسته به نسلهای جدید منتقل میشود. این خطر وجود دارد که اگر مفاهیم صلح به عنوان ضدارزش نگریسته شوند، پایاندادن به درگیریها، خیانت به نسل پیشین تلقی شده و تنشها تداوم یابد.
۷. اهمیت تحول آموزشی
برای گسستن از چرخههای بازتولید نفرت و کلیشههای تبعیضآمیز، اصلاح برنامههای درسی مدارس ضروری است. در ایرلند شمالی، تغییر رویکردهای آموزشی برای ترویج مدارا، درک متقابل و احترام به تنوع به عنوان راهکاری بنیادین دنبال شد. آموزش یکپارچه، ابتکار موفقی بود که دانشآموزان کاتولیک و پروتستان را در فضایی مشترک گرد هم آورد. این کار باعث شد تا موانع فرقهای از سنین پایین شکسته شده و محیطی برای درک و احترام متقابل پرورش یابد.
۸. افقهای همزیستی مسالمتآمیز
تجربه ایرلند شمالی نشان میدهد که همزیستی افراد با پیشینههای مذهبی متفاوت و حتی افراد خداناباور، با وجود دشواریها، امری ممکن و ضروری است. موفقیت در این مسیر، نیازمند اراده سیاسی، تعهد به حقوق بشر، توسعه اقتصادی عادلانه و مهمتر از همه، تحول بنیادین در آموزش برای نسل آینده است. عبور از یک جامعه قطبیشده، پروژهای پیوسته است که از طریق نهادینهسازی ارزشهای مشترک و حذف کلیشههای فرقهای از فضای اجتماعی، به تدریج محقق میشود.
نسخه کامل نوشتار «گذر از جامعهای قطبیشده به سوی اتحاد
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟»
را در وبسایت گفتو شنود بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟
۱. مقدمه
چالش ایرلند شمالی
در سال ۱۹۹۸، توافق «جمعه نیک» برای پایاندادن به دههها خشونت در ایرلند شمالی میان وحدتگرایان و ناسیونالیستها امضا شد. هدف اصلی، حل تنشهای سیاسی و مذهبی عمیقی بود که جامعه را بهشدت قطبی کرده بود. این توافق تنها یک راهکار سیاسی نبود، بلکه تلاشی برای تغییر ساختار قدرت جهت مشارکت موثر هر دو گروه در تصمیمگیریهای کلان کشور و گذار از درگیریهای مسلحانه به سوی ثبات و آرامشی پایدار برای همه شهروندان بود.
۲. ساختار تقسیم قدرت
هسته اصلی توافق جمعه نیک، ایجاد دولتی مبتنی بر تقسیم قدرت بود که تغییری بنیادین در خطمشیهای طرفین ایجاد کرد. با این ساختار، اطمینان حاصل شد که گروههای اصلی جامعه یعنی وحدتگرایان و ناسیونالیستها، هر دو در ساختار حاکمیت دارای نمایندگی کافی باشند. این مدل، تضمین میکرد که تصمیمگیریهای مهم سیاسی با مشارکت مؤثر هر دو جامعه صورت گیرد و از تسلط یکجانبه یک گروه بر سرنوشت سیاسی منطقه جلوگیری شود.
۳. خلع سلاح گروههای شبهنظامی
حذف خشونت گروههای مسلح، اولویتی حیاتی در این فرایند بود. توافق مشخص کرد که سازمانهای شبهنظامی باید خلع سلاح شوند. «کمیسیون مستقل بینالمللی برای خلع سلاح» نقش نظارتی کلیدی در این مسیر ایفا کرد. با خلع سلاح ارتش جمهوریخواه ایرلند در سال ۲۰۰۵ و تأیید بینالمللی انهدام سلاحها، گام بزرگی برای کاهش تنشهای فیزیکی برداشته شد و این امر به کاهش تدریجی فضای رعب و وحشت در جامعه کمک کرد.
۴. حقوق بشر و برابری شهروندی
مواجهه با زخمهای تاریخی و شکافهای مذهبی، نیازمند تأکیدی ویژه بر برابری و حقوق بشر بود. توافق جمعه نیک بر لزوم رعایت استانداردهای حقوق بشری برای همه شهروندان بدون توجه به پیشینه مذهبی یا سیاسی تأکید ورزید. اصلاح نهاد پلیس برای پایاندادن به رفتارهای تبعیضآمیز از جمله اقدامات مهم بود. این رویکرد تلاش داشت تا با تضمین کرامت انسانی برای همه، فضای اعتماد و عدالت را در ایرلند شمالی دوباره احیا کند.
۵. نقش توسعه اقتصادی
بهبود وضعیت اقتصادی، بخش لاینفک روند صلح ایرلند شمالی محسوب میشد. با درک اینکه نابرابریهای اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی از علل ریشهای درگیریها هستند، تلاشهای گستردهای برای توسعه زیرساختها و ایجاد اشتغال در همه مناطق صورت گرفت. هدف این بود که با کاهش شکافهای طبقاتی و بهبود رفاه عمومی، انگیزههای تنش و نزاع کاهش یابد و شهروندان به آیندهای مشترک و آباد امیدوار شوند، که در نتیجه همزیستی مسالمتآمیز را تسهیل میکرد.
۶. چرخه خشونت و خطر انتقال
جامعههای چندپاره بر اساس مذهب، مستعد ورود به چرخههای مداوم خشونت هستند. تجربیات تاریخی نشان میدهد که صلحهای شکننده ممکن است تنها برای مدتی کوتاه دوام بیاورند و نسلهای بعد به خصومتهای قدیمی بازگردند. گاهی اوقات، فرهنگی که دشمنی را تقدیس میکند، ناخواسته به نسلهای جدید منتقل میشود. این خطر وجود دارد که اگر مفاهیم صلح به عنوان ضدارزش نگریسته شوند، پایاندادن به درگیریها، خیانت به نسل پیشین تلقی شده و تنشها تداوم یابد.
۷. اهمیت تحول آموزشی
برای گسستن از چرخههای بازتولید نفرت و کلیشههای تبعیضآمیز، اصلاح برنامههای درسی مدارس ضروری است. در ایرلند شمالی، تغییر رویکردهای آموزشی برای ترویج مدارا، درک متقابل و احترام به تنوع به عنوان راهکاری بنیادین دنبال شد. آموزش یکپارچه، ابتکار موفقی بود که دانشآموزان کاتولیک و پروتستان را در فضایی مشترک گرد هم آورد. این کار باعث شد تا موانع فرقهای از سنین پایین شکسته شده و محیطی برای درک و احترام متقابل پرورش یابد.
۸. افقهای همزیستی مسالمتآمیز
تجربه ایرلند شمالی نشان میدهد که همزیستی افراد با پیشینههای مذهبی متفاوت و حتی افراد خداناباور، با وجود دشواریها، امری ممکن و ضروری است. موفقیت در این مسیر، نیازمند اراده سیاسی، تعهد به حقوق بشر، توسعه اقتصادی عادلانه و مهمتر از همه، تحول بنیادین در آموزش برای نسل آینده است. عبور از یک جامعه قطبیشده، پروژهای پیوسته است که از طریق نهادینهسازی ارزشهای مشترک و حذف کلیشههای فرقهای از فضای اجتماعی، به تدریج محقق میشود.
نسخه کامل نوشتار «گذر از جامعهای قطبیشده به سوی اتحاد
کدام ارزشها باید مورد تاکید باشد؟»
را در وبسایت گفتو شنود بخوانید.
https://dialog.tavaana.org/polarized-society/
#جامعه_قطبی #رواداری #همزیستی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌2❤1🕊1💯1
Forwarded from گفتوشنود
از طرد به همزیستی
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊4👍1👌1