Forwarded from گفتوشنود
مبارک بالا
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از برگشت از اسلام تا تهمت دیوانگی و اتهامات سیاسی
در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود.
مبارک در فضای مذهبی محافظهکار، متولد شد و از خانوادهای برخاسته بود که نسلهایی از روحانیان مسلمان در آن حضور داشتند. اما او بعدها اعلام کرد بهتدریج ایمان خود به اسلام را از دست داده و به بیخدایی رسیده است.
برچسب دیوانگی
ترفندی برای نجات یا مجازات؟
خانواده مبارک بالا پس از اعلام بیدینیاش، او را به اجبار در بیمارستان روانی بستری کردند. این اقدام میان سه احتمال تلخ معلق بود: مجازات و ایجاد ترس، ابراز انکارِ خروج از دین با انگ جنون، یا راهکاری نهایی برای نجات جان او از دست مسلمانان خشمگینی که مرتد را مستحق مرگ میدانستند. او در آنجا تحت فشار و دارودرمانی اجباری قرار گرفت.
زندان کانو و فرمول ارعاب جمعی
پستهای فیسبوکی، بالا را به اتهام توهین به اسلام روانه بازداشتهای طولانیمدت و در نهایت ۲۴ سال زندان در ایالت کانو کرد. این محکومیت سنگین هدف بزرگتری داشت: ایجاد
هراس و خودسانسوری عمومی. با محاکمه او، جنبش انسانگرایان در شمال نیجریه به زیرزمین کشیده شد تا ثبات مذهبی با اهرم ترس حفظ شود.
آزادی مذهبی
حق باور نداشتن چیست؟
سرنوشت مبارک بالا این پرسش کلیدی را مطرح میکند که آیا آزادی مذهبی شامل «حق بیدین بودن» هم میشود؟ تجربیات مشابه در نیجریه و ایران نشان میدهد که خروج از دین حاکم با اتهاماتی چون انحراف، تهدید امنیتی و تبعید اجباری پاسخ داده میشود؛ هزینهای سنگین که هویت، امنیت و وطن افراد را به تاراج میبرد.
سایه سنگین بوکوحرام و خشونت ساختاری
داستان بالا در بستر کشوری رخ میدهد که تنوع مذهبیاش با خشونت گروههای افراطی مانند بوکوحرام (به معنای حرام بودن آموزش غربی) گره خورده است. در شمال نیجریه، تعصبات مذهبی همراه با ضعف حکمرانی، نه تنها دگراندیشان را با خطر مرگ روبرو میکند، بلکه همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان مختلف را نیز نابود ساخته است.
متن کامل این روایت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#خداناباوری #آتئیسم #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔2❤1
Forwarded from گفتوشنود
تحول در معناخواهی
جستجوی معنویت در بستر تغییرات اجتماعی
بررسی تاریخ جوامع بشری نشان میدهد که نیاز به معنا و تمسک به معنویت، از عناصر پایداری بوده است که در طول زمانهای مختلف همواره حضور داشته و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر عصر بازتعریف شده است. انسان در هیچ دورهای از تاریخ نسبت به پرسشهای بنیادی وجودی بیتفاوت نبوده، بلکه پیوسته کوشیده است تا الگویی برای درک هستی و جایگاه خود در آن بیابد.
از منظر جامعهشناختی، پدیدار شدن جریانات نوظهور معنوی در جهان معاصر را میتوان در راستای همین دگرگونیهای ساختاری و جامعهشناختی تحلیل کرد. با دگرگون شدن نهادها، روابط اجتماعی و الگوهای زیست در عصر جدید، شیوههای رویکرد انسان به امر معنوی نیز دستخوش تغییر شده است. دیوید تیسی (David Tacey)، پژوهشگر روانشناسی و مطالعات دینی، این وضعیت را نوعی «انقلاب معنوی» در بستر فرهنگ معاصر میداند؛ رویکردی که نشان میدهد تغییر در الگوهای معنوی، برآمده از پویاییهای روانی و اجتماعی جدید است.
در این نگاه، معنویتگرایی معاصر الزاما نفی سنتهای گذشته یا بازگشت مستقیم به آنها نیست، بلکه بازتاب نوعی پویایی فرهنگی است که طی آن، افراد در پی تجربهای از معنویت هستند که با ویژگیهای دنیای امروز همخوانی داشته باشد. همانطور که تیسی اشاره میکند، این جریان در تلاش است تجربهای معنوی شکل دهد که همزمان ابعاد فردی و جمعی و نیز پیوندهای تاریخی و امروزی را در بر گیرد.
در مجموع، تحلیل جامعهشناختی معنویتهای نوظهور نشان میدهد که جامعه معاصر با انکار معنویت روبرو نیست، بلکه شاهد تغییر شکل و تغییر بازنمایی آن در ساختارهای نوین اجتماعی است. تمایل انسان به معناخواهی، امری سیال و متناسب با زمانه است که در هر دوره تاریخی، قالبی نو برای تجلی مییابد.
#دین #معنا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جستجوی معنویت در بستر تغییرات اجتماعی
بررسی تاریخ جوامع بشری نشان میدهد که نیاز به معنا و تمسک به معنویت، از عناصر پایداری بوده است که در طول زمانهای مختلف همواره حضور داشته و متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی هر عصر بازتعریف شده است. انسان در هیچ دورهای از تاریخ نسبت به پرسشهای بنیادی وجودی بیتفاوت نبوده، بلکه پیوسته کوشیده است تا الگویی برای درک هستی و جایگاه خود در آن بیابد.
از منظر جامعهشناختی، پدیدار شدن جریانات نوظهور معنوی در جهان معاصر را میتوان در راستای همین دگرگونیهای ساختاری و جامعهشناختی تحلیل کرد. با دگرگون شدن نهادها، روابط اجتماعی و الگوهای زیست در عصر جدید، شیوههای رویکرد انسان به امر معنوی نیز دستخوش تغییر شده است. دیوید تیسی (David Tacey)، پژوهشگر روانشناسی و مطالعات دینی، این وضعیت را نوعی «انقلاب معنوی» در بستر فرهنگ معاصر میداند؛ رویکردی که نشان میدهد تغییر در الگوهای معنوی، برآمده از پویاییهای روانی و اجتماعی جدید است.
در این نگاه، معنویتگرایی معاصر الزاما نفی سنتهای گذشته یا بازگشت مستقیم به آنها نیست، بلکه بازتاب نوعی پویایی فرهنگی است که طی آن، افراد در پی تجربهای از معنویت هستند که با ویژگیهای دنیای امروز همخوانی داشته باشد. همانطور که تیسی اشاره میکند، این جریان در تلاش است تجربهای معنوی شکل دهد که همزمان ابعاد فردی و جمعی و نیز پیوندهای تاریخی و امروزی را در بر گیرد.
در مجموع، تحلیل جامعهشناختی معنویتهای نوظهور نشان میدهد که جامعه معاصر با انکار معنویت روبرو نیست، بلکه شاهد تغییر شکل و تغییر بازنمایی آن در ساختارهای نوین اجتماعی است. تمایل انسان به معناخواهی، امری سیال و متناسب با زمانه است که در هر دوره تاریخی، قالبی نو برای تجلی مییابد.
#دین #معنا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
تسلیمه نسرین (Taslima Nasrin)، متولد ۱۹۶۲ در بنگلادش، پزشک، نویسنده، شاعر و فعال حقوق بشر است. او پس از سالها کار بالینی و مشاهده آسیبهای ناشی از خشونت علیه زنان، طبابت را رها کرد و به قلمزدن در دفاع از حقوق زنان، سکولاریسم و آزادی بیان روی آورد.
نوشتهها و رمانهای صریح او، از جمله رمان معروف «شرم» (Lajja) در نقد بنیادگرایی مذهبی و تبعیض علیه اقلیتها موجب خشم افراطگرایان و صدور فتوا علیه او شد. این فشارها نسرین را از سال ۱۹۹۴ مجبور به زندگی در تبعید اجباری (عمدتاً در اروپا و هند) کرد.
او خود را انسانگرایی سکولار میداند و باور دارد نقد ادیان و سنتهای مردسالار، شرط لازم برای تحقق برابری جنسیتی است. نسرین جوایز بینالمللی معتبری چون جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه (۱۹۹۴)، جایزه PEN سوئد (۱۹۹۴) و جایزه سیمون دوبووار (۲۰۰۸) را به پاس شجاعت در دفاع از حقوق بشر دریافت کرده است.
درباره او بیشتر در وبسایت توانا بخوانید
https://tavaana.org/taslima_nasrin/
#تسلیمه_نسرین #انسانگرایی #اومانیسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتهها و رمانهای صریح او، از جمله رمان معروف «شرم» (Lajja) در نقد بنیادگرایی مذهبی و تبعیض علیه اقلیتها موجب خشم افراطگرایان و صدور فتوا علیه او شد. این فشارها نسرین را از سال ۱۹۹۴ مجبور به زندگی در تبعید اجباری (عمدتاً در اروپا و هند) کرد.
او خود را انسانگرایی سکولار میداند و باور دارد نقد ادیان و سنتهای مردسالار، شرط لازم برای تحقق برابری جنسیتی است. نسرین جوایز بینالمللی معتبری چون جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه (۱۹۹۴)، جایزه PEN سوئد (۱۹۹۴) و جایزه سیمون دوبووار (۲۰۰۸) را به پاس شجاعت در دفاع از حقوق بشر دریافت کرده است.
درباره او بیشتر در وبسایت توانا بخوانید
https://tavaana.org/taslima_nasrin/
#تسلیمه_نسرین #انسانگرایی #اومانیسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊3