آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.6K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
تکثرگرایی معرفتی
چرا هیچ نظام فکری واحد نمی‌تواند پاسخ همه‌ پرسش‌های بشر را بدهد؟

کورت گودل، منطق‌دان اتریشی، در سال ۱۹۳۱ دو قضیه‌ «ناتمامیت» را اثبات کرد: در هر نظام صوری سازگار که برای بیان حساب پایه کافی باشد، همواره گزاره‌هایی وجود دارند که در چارچوب خود آن نظام نه قابل اثبات‌اند و نه قابل ابطال این یافته که در ریاضیات محض متولد شد، بعدها به‌کرات در فلسفه‌ علم به‌عنوان استعاره‌ای برای محدودیت ذاتی هر نظام بسته‌ فکری به‌کار رفت، هیچ چارچوبی نمی‌تواند هم‌زمان کامل و خودبسنده باشد.

آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی بریتانیایی، در مقاله‌ «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) و آثار بعدی‌اش مفهوم «کثرت‌گرایی ارزشی» را مطرح کرد. از نظر او، ارزش‌های انسانی مثل آزادی و برابری، یا عدالت و رحمت، لزوما در یک سلسله‌مراتب واحد قابل چیدمان نیستند و گاهی با یکدیگر در تنش قرار می‌گیرند.

برلین این را نه نقص، بلکه واقعیتی بنیادین در وضع بشر می‌دانست، نظامی که مدعی حل نهایی همه‌ این تنش‌ها باشد، از نظر او به‌ناچار بخشی از پیچیدگی واقعیت را نادیده می‌گیرد.

کارل پوپر در «منطق اکتشاف علمی» (۱۹۳۴) اصل «ابطال‌پذیری» را معیار علم دانست: هر نظریه‌ علمی معتبر، باید در اصل امکان رد شدن از طریق شواهد تازه را داشته باشد. از این زاویه، نظامی که خود را از هر نقد و آزمون مصون می‌داند، دیگر در قلمرو دانش تجربی نمی‌گنجد، بلکه به ساختاری جزمی نزدیک‌تر است.

توماس کوهن نیز در «ساختار انقلاب‌های علمی» (۱۹۶۲) نشان داد حتی علم، که غالبا یکپارچه‌ترین نظام معرفتی بشر تصور می‌شود، در طول تاریخ از رهگذر رقابت میان «پارادایم‌ها»ی متفاوت پیش رفته، نه از مسیر یک چارچوب ثابت و همیشگی.

این چهار خط فکری، از ریاضیات تا فلسفه‌ سیاسی و فلسفه‌ علم، از زوایای مستقل به یک نقطه می‌رسند: تنوع نظام‌های تبیین، نه انحراف از مسیر شناخت، که بازتاب طبیعی گستردگی و پیچیدگی پرسش‌هایی است که ذهن بشر با آن‌ها روبه‌رو بوده است.


#تکثر_گرایی #فلسفه #اخلاق #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
مونتسکیو (۱۶۸۹–۱۷۵۵)، از برجسته‌ترین فیلسوفان سیاسی عصر روشنگری در فرانسه بود که با نگاه انتقادی و جامعه‌شناختی خود به ساختارهای قدرت، نقشی بنیادین در شکل‌گیری اندیشه سیاسی مدرن ایفا کرد.

شاهکار او، «روح‌القوانین»، از سنگ‌های بنای دموکراسی‌های امروزی محسوب می‌شود.
نوآوری بزرگ مونتسکیو در این اثر، طرح نظریه «تفکیک قوا» (مقننه، مجریه و قضاییه) بود. او استدلال کرد که برای جلوگیری از استبداد و تضمین آزادی‌های فردی، این سه قوه باید مستقل از یکدیگر و در عین حال ناظر بر عملکرد هم باشند تا هیچ نهادی نتواند قدرت مطلق را تصاحب کند.

علاوه بر این، مونتسکیو از پیشگامان جامعه‌شناسی سیاسی و تاریخ‌نگاری قیاسی بود. او برخلاف متفکران پیش از خود، قوانین، اخلاقیات و نهادهای هر جامعه را محصول تصادف یا اراده صرف فرمانروایان نمی‌دانست، بلکه معتقد بود آب‌وهوا، جغرافیا، اقتصاد، سنت‌ها و فرهنگ هر سرزمین (که آن را «روح کلی یک ملت» می‌نامید) شکل‌دهنده نظام حقوقی و سیاسی آن است. اندیشه‌های او راهنمای تدوین قانون اساسی ایالات متحده و بسیاری از نظام‌های دموکراتیک جهان شد.

#مونتسکیو #فلسفه #اخلاق
#نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌32