This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسین راغفر، اقتصاددان، میگوید: ۳۰۰ هزار میلیارد تومان در ماههای اخیر برای عدهای #رانت_ارزی ایجاد شده، بدون آنکه ریالی #مالیات بدهند، آنوقت از معلمی که فوق لیسانس دارد و ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان حقوق میگیرد، مالیات میگیرند، نظام مالیاتی کجاست؟
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
بیستوششم بهمنماه ۵۷، تیرباران بر بام مدرسه رفاه
۲۶ بهمنماه به حکم روحالله #خمینی بر بام مدرسه رفاه اعدام شدند. تنها چهار روز از پیروزی انقلاب گذشته بود و بیشک میتوان گفت که این اعدامها روند دادرسی عادلانه را طی نکرده است و متهمان از حق داشتن وکیل و دادگاه علنی بیبهره بودهاند. آن روزها بخشی از انقلابیان از جمله آیتالله خلخالی معتقد بودند که آدم زنده که وکیل نمیخواهد. یا کاری را انجام داده است که میگوید انجام دادهام و یا انجام نداده است که آن را کتمان میکند و این قاضی شرع است که حکم را تشخیص میدهد.
منوچهر خسروداد، #رضا_ناجی و #مهدی_رحیمی سه نفر از کسانی بودند که ۲۶ بهمنماه بر بام مدرسهی علوی تیرباران شدند.
منوچهر خسروداد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در شهر آمل به دنیا آمد. او پس از اخذ دیپلم به ارتش وارد شد و در دبیرستان نظام ادامه تحصیل داد. خسروداد پس از طی دورههای نظامی گوناگون در هوانیروز نیروی زمینی شاهنشاهی ایران به خدمت پرداخت.
در سال ۱۳۴۱ خسروداد برای سپریکردن دورههای نظامی و خلبانی به آمریکا رفت و در آنجا دورهای مختلف خلبانی را طی کرد و مدرک خلبانی ارتش آمریکا را دریافت کرد. او همینطور در یکی از برترین مدرسههای نظامی دنیا، مدرسه نظامی سن-سیر تحصیل کرد. این مدرسه مشهورترین مدرسه نظامی کشور فرانسه است.
خسرو داد پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۰ به فرماندهی هواپیمایی نیروی زمینی گمارده شد و در سال ۱۳۵۴ به درجهی سرلشکری ارتقا یافت.
منوچهر خسروداد در اردیبهشت سال ۱۳۵۴ موفق شد در اهواز همراه با «کلم ای بیلی» خلبان آزمایشگر ارشد شرکت بل هلیکوپتر ۵ رکورد جدید پروازی را با اولین فروند از مدل تولیدی بل-۲۱۴ به ثبت برساند.
#منوچهر_خسروداد در ورزش نیز مقام کسب کرد. او رئیس فدراسیون سوارکاری و قهرمان پرش با اسب بود.
پنجشبنه ۲۶ بهمنماه ۱۳۵۷ او در دادگاهی که از کم و کیف آن اطلاع جندانی در دست نیست «مفسد فیالارض» شناخته شد و در فرمانی از سوی خمینی بر پشت بام مدرسه رفاه #تیرباران شد.
سرعت محاکمات و عدم دسترسی متهمان به وکیل نشان از ان دارد که این دادگاهها به شکلی ساختگی برگزار شده است و شرایط یک دادگاه عادلانه و منصفانه را نداشته است. اولین نقض #حقوق_بشر در ایران پس از پیروزی #انقلاب_اسلامی و کشتار بیحساب و کتاب در واقع از بام #مدرسه_رفاه آغاز شد. کشتاری که در آن جو انقلابی کمتر کسی به زشتی و ناکارآمدی آن اذعان و اعتراض داشت. از آن روز تا کنون این اعدامهای بی مبنا و محاکمات بیاساس ادامه دارد.
بیشتر بخوانید:
goo.gl/zLbQXp
@Tavaana_TavaanaTech
۲۶ بهمنماه به حکم روحالله #خمینی بر بام مدرسه رفاه اعدام شدند. تنها چهار روز از پیروزی انقلاب گذشته بود و بیشک میتوان گفت که این اعدامها روند دادرسی عادلانه را طی نکرده است و متهمان از حق داشتن وکیل و دادگاه علنی بیبهره بودهاند. آن روزها بخشی از انقلابیان از جمله آیتالله خلخالی معتقد بودند که آدم زنده که وکیل نمیخواهد. یا کاری را انجام داده است که میگوید انجام دادهام و یا انجام نداده است که آن را کتمان میکند و این قاضی شرع است که حکم را تشخیص میدهد.
منوچهر خسروداد، #رضا_ناجی و #مهدی_رحیمی سه نفر از کسانی بودند که ۲۶ بهمنماه بر بام مدرسهی علوی تیرباران شدند.
منوچهر خسروداد در سال ۱۳۰۶ خورشیدی در شهر آمل به دنیا آمد. او پس از اخذ دیپلم به ارتش وارد شد و در دبیرستان نظام ادامه تحصیل داد. خسروداد پس از طی دورههای نظامی گوناگون در هوانیروز نیروی زمینی شاهنشاهی ایران به خدمت پرداخت.
در سال ۱۳۴۱ خسروداد برای سپریکردن دورههای نظامی و خلبانی به آمریکا رفت و در آنجا دورهای مختلف خلبانی را طی کرد و مدرک خلبانی ارتش آمریکا را دریافت کرد. او همینطور در یکی از برترین مدرسههای نظامی دنیا، مدرسه نظامی سن-سیر تحصیل کرد. این مدرسه مشهورترین مدرسه نظامی کشور فرانسه است.
خسرو داد پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۰ به فرماندهی هواپیمایی نیروی زمینی گمارده شد و در سال ۱۳۵۴ به درجهی سرلشکری ارتقا یافت.
منوچهر خسروداد در اردیبهشت سال ۱۳۵۴ موفق شد در اهواز همراه با «کلم ای بیلی» خلبان آزمایشگر ارشد شرکت بل هلیکوپتر ۵ رکورد جدید پروازی را با اولین فروند از مدل تولیدی بل-۲۱۴ به ثبت برساند.
#منوچهر_خسروداد در ورزش نیز مقام کسب کرد. او رئیس فدراسیون سوارکاری و قهرمان پرش با اسب بود.
پنجشبنه ۲۶ بهمنماه ۱۳۵۷ او در دادگاهی که از کم و کیف آن اطلاع جندانی در دست نیست «مفسد فیالارض» شناخته شد و در فرمانی از سوی خمینی بر پشت بام مدرسه رفاه #تیرباران شد.
سرعت محاکمات و عدم دسترسی متهمان به وکیل نشان از ان دارد که این دادگاهها به شکلی ساختگی برگزار شده است و شرایط یک دادگاه عادلانه و منصفانه را نداشته است. اولین نقض #حقوق_بشر در ایران پس از پیروزی #انقلاب_اسلامی و کشتار بیحساب و کتاب در واقع از بام #مدرسه_رفاه آغاز شد. کشتاری که در آن جو انقلابی کمتر کسی به زشتی و ناکارآمدی آن اذعان و اعتراض داشت. از آن روز تا کنون این اعدامهای بی مبنا و محاکمات بیاساس ادامه دارد.
بیشتر بخوانید:
goo.gl/zLbQXp
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. بیستوششم بهمنماه ۵۷، تیرباران بر بام مدرسه رفاه ۲۶ بهمنماه به حکم روحالله #خمینی بر بام مدرسه رفاه اعدام شدند. تنها چهار روز از پیروزی انقلاب گذشته بود و بیشک میتوان گفت که این اعدامها روند دادرسی عادلانه را طی نکرده است و متهمان از حق داشتن وکیل…
اعظم جنگروی پس از برداشتن روسریاش و بازداشت چند روزه، شغلش را نیز از دست داد. او که پیش از این در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان کار میکرده، پس از آزاد شدن از زندان "محترمانه" اخراج میشود: «اعضای هیأت امنا خانم ابتکار، خانم مولاوردی و خانم بروجردی بودند و رئیس هیأت مدیره نیز خانم اکرم مصوری منش. بعد از حرکت دختران خیابان انقلاب، محترمانه از من خواستند دیگر سر کار نیایم و محترمانه اخراج شدم. حتی یک ماه حقوقم هم پرداخت نشد.»
- از مصاحبه خانم اعظم جنگروی با دویچهوله
خانم جنگروی سومین زنی بود که روی سکوی خیابان انقلاب به حجاب اجباری اعتراض کرد. او ۲۶ بهمن ۹۶ بدون حجاب بالای سکو رفت. با خشونت به پایین کشیده شد، چند روز بازداشت و بازجویی شد، با وثیقه آزاد شد، دادگاه برای تحت فشار گذاشتن او حضانت دخترش را از او سلب کرد و مدارک طلاق او را مفقود شده اعلام کرد!!
مرتبط:
مگسک: دختران - خیابانها - انقلاب
bit.ly/2QPam9j
زوم: تکثیر دختران انقلاب
bit.ly/2AihAIB
جنبش زنان از پیشرفت تا پسرفت
bit.ly/2lZ2obE
جنبش زنان از مشروطه تا امروز
bit.ly/2MkLMKv
@Tavaana_TavaanaTech
- از مصاحبه خانم اعظم جنگروی با دویچهوله
خانم جنگروی سومین زنی بود که روی سکوی خیابان انقلاب به حجاب اجباری اعتراض کرد. او ۲۶ بهمن ۹۶ بدون حجاب بالای سکو رفت. با خشونت به پایین کشیده شد، چند روز بازداشت و بازجویی شد، با وثیقه آزاد شد، دادگاه برای تحت فشار گذاشتن او حضانت دخترش را از او سلب کرد و مدارک طلاق او را مفقود شده اعلام کرد!!
مرتبط:
مگسک: دختران - خیابانها - انقلاب
bit.ly/2QPam9j
زوم: تکثیر دختران انقلاب
bit.ly/2AihAIB
جنبش زنان از پیشرفت تا پسرفت
bit.ly/2lZ2obE
جنبش زنان از مشروطه تا امروز
bit.ly/2MkLMKv
@Tavaana_TavaanaTech
پخش بازی بایرن مونیخ و آگزبورگ که قراربود از تلویزیون جمهوری اسلامی به صورت زنده پخش شود به دلیل زن بودن داور (بیبیانا اشتنهاوس) لغوشد.
در ایران مسابقات ورزشی زنان ایران هم حتی با #حجاب_اجباری پخش تلویزیونی نمیشود!
فوتبالیست های زن ایران و مساله پوشش اجباری
http://bit.ly/2hLuDsW
@Tavaana_TavaanaTech
در ایران مسابقات ورزشی زنان ایران هم حتی با #حجاب_اجباری پخش تلویزیونی نمیشود!
فوتبالیست های زن ایران و مساله پوشش اجباری
http://bit.ly/2hLuDsW
@Tavaana_TavaanaTech
زادروز غزاله علیزاده، داستاننویس
غزاله علیزاده در «خانهی ادریسیها»
goo.gl/OjgiO4
در یک روز جمعه ۲۱ ادردیبهشت ۱۳۷۵، تعدادی از ساکنان محلهای در جنگل اطراف شهر رامسر در شمال ایران و در روستای «جواهرده» جسدی را یافتند که از درختی حلقآویز شده بود. او کسی نبود جز «غزاله علیزاده» نویسندهی ایرانی و صاحب رمان مشهور دو جلدی «خانه ادریسیها».
غزاله علیزاده ۲۷ بهمنماه ۱۳۲۷ در مشهد زاده شد. مادر غزاله، منیرالسادات سیدی زنی شاعر و نویسنده بود. او لیسانس علوم سیاسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و پس از آن به فرانسه سفر کرد و در دانشگاه سوربن ِ شهر پاریس در رشتههای فلسفه و سینما درس خواند.البته او در ابتدا برای تحصیل در رشتهی حقوق که رشتهی مورد علاقهی مادر بود راهی فرانسه شده بود اما با تلاش فراون رشتهاش را به فلسفه تغییر داد. او قصد داشت پایاننامهاش را در مورد مولانا، شاعر و عارف سرشناس ایرانی بنویسد، اما مرگ ناگهانی پدر مانع این کار شد.
فعالیت ادبی غزاله علیزاده در دههی ۱۳۴۰ و در شهر زادگاهش با چاپ داستان شروع شد. اولین مجموعه داستانی علیزاده «سفر ناگذشتنی» نام داشت که در سال ۱۳۵۶انتشار یافت. غزاله علیزاده دو بار ازدواج کرد؛ بار اول با «بیژن الهی» که از این ازدواح دختری به نام «سلما» مانده است. غزاله از دو دختر بیسرپرست نیز نگهداری میکرد. علیزاده پس از جدایی از الهی در سال ۱۳۵۴ با محمدرضا نظامشهیدی ازدواج کرد. سلما الهی دختر غزاله و بیژن، از شاگردان موسیقی ِ خوانندهی ایرانی، پری زنگنه بود.
غزاله علیزاده در مورد خود و زندگیاش در گفتوگویی با مجلهی ادبی «گردون»، شماره ۵۱، مهرماه ۱۳۷۴ اینچنین میگوید:
«دوازده، سيزده ساله بودم، دنيا را نمیشناختم. کی دنيا را میشناسد؟ اين تودهی بیشکل مدام در حال تغيير را که دور خودش میپيچد و از يک تاريکی میرود به طرف تاريکی ديگر. در اين فاصله، ما بيش و کم رؤيا میبافيم، فکر میکنيم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مايهی حيرتانگيز از حيوانيت در خود و ديگران را. ما نسلی بوديم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتيم. هيچ تأسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤيا، حيرت میکنم. تا اين درجه وابستگی به ماديت، اگر هم نشانهی عقل معيشت باشد، باز حاکي از زوال است. ما واژههای مقدس داشتيم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زيبايی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…
اغلب دراز میکشيدم روی چمن مرطوب و خيره میشدم به آسمان. پارههای ابر گذر میکردند، اشتياق و حيرت نوجوانی بیقرار میدميدم به آسمان. در گلخانه مینشستم، بیوقفه کتاب میخواندم، نويسندگان و شاعران بزرگ را تا حد تقديس میستودم. از جهان روزمرگی، تقديس گريخته است و اين بحران جنبهی بومی ندارد. پشت مرزها هم تقديس و آرمانگرایی به انسان پشت کرده و شهرت فصلی، جنسيت و پول گريزنده، اقيانوسهای عظيم را در حد حوضچههایی تنگ فروکاسته است.»
آنچه نام غزاله علیزاده را به عنوان نویسندهای صاحبسبْک و معتبر در قصهنویسی ایران به ثبت رساند انتشار رمان دو جلدی ِ «خانه ادریسیها» در سال ۱۳۷۰ بود. البته آثار دیگر علیزاده همچون «چهار راه»، «دو منظره»، «تالارها» و «شبهای تهران» همه نشانهای از تسلط نویسندهای در حیطهی کار خود است. علیزاده در همهی آثارش آرمانگرایی ایدهآلیست با دغدغههای فمینیستی است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TxY8D2
@Tavaana_TavaanaTech
غزاله علیزاده در «خانهی ادریسیها»
goo.gl/OjgiO4
در یک روز جمعه ۲۱ ادردیبهشت ۱۳۷۵، تعدادی از ساکنان محلهای در جنگل اطراف شهر رامسر در شمال ایران و در روستای «جواهرده» جسدی را یافتند که از درختی حلقآویز شده بود. او کسی نبود جز «غزاله علیزاده» نویسندهی ایرانی و صاحب رمان مشهور دو جلدی «خانه ادریسیها».
غزاله علیزاده ۲۷ بهمنماه ۱۳۲۷ در مشهد زاده شد. مادر غزاله، منیرالسادات سیدی زنی شاعر و نویسنده بود. او لیسانس علوم سیاسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و پس از آن به فرانسه سفر کرد و در دانشگاه سوربن ِ شهر پاریس در رشتههای فلسفه و سینما درس خواند.البته او در ابتدا برای تحصیل در رشتهی حقوق که رشتهی مورد علاقهی مادر بود راهی فرانسه شده بود اما با تلاش فراون رشتهاش را به فلسفه تغییر داد. او قصد داشت پایاننامهاش را در مورد مولانا، شاعر و عارف سرشناس ایرانی بنویسد، اما مرگ ناگهانی پدر مانع این کار شد.
فعالیت ادبی غزاله علیزاده در دههی ۱۳۴۰ و در شهر زادگاهش با چاپ داستان شروع شد. اولین مجموعه داستانی علیزاده «سفر ناگذشتنی» نام داشت که در سال ۱۳۵۶انتشار یافت. غزاله علیزاده دو بار ازدواج کرد؛ بار اول با «بیژن الهی» که از این ازدواح دختری به نام «سلما» مانده است. غزاله از دو دختر بیسرپرست نیز نگهداری میکرد. علیزاده پس از جدایی از الهی در سال ۱۳۵۴ با محمدرضا نظامشهیدی ازدواج کرد. سلما الهی دختر غزاله و بیژن، از شاگردان موسیقی ِ خوانندهی ایرانی، پری زنگنه بود.
غزاله علیزاده در مورد خود و زندگیاش در گفتوگویی با مجلهی ادبی «گردون»، شماره ۵۱، مهرماه ۱۳۷۴ اینچنین میگوید:
«دوازده، سيزده ساله بودم، دنيا را نمیشناختم. کی دنيا را میشناسد؟ اين تودهی بیشکل مدام در حال تغيير را که دور خودش میپيچد و از يک تاريکی میرود به طرف تاريکی ديگر. در اين فاصله، ما بيش و کم رؤيا میبافيم، فکر میکنيم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مايهی حيرتانگيز از حيوانيت در خود و ديگران را. ما نسلی بوديم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتيم. هيچ تأسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤيا، حيرت میکنم. تا اين درجه وابستگی به ماديت، اگر هم نشانهی عقل معيشت باشد، باز حاکي از زوال است. ما واژههای مقدس داشتيم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زيبايی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…
اغلب دراز میکشيدم روی چمن مرطوب و خيره میشدم به آسمان. پارههای ابر گذر میکردند، اشتياق و حيرت نوجوانی بیقرار میدميدم به آسمان. در گلخانه مینشستم، بیوقفه کتاب میخواندم، نويسندگان و شاعران بزرگ را تا حد تقديس میستودم. از جهان روزمرگی، تقديس گريخته است و اين بحران جنبهی بومی ندارد. پشت مرزها هم تقديس و آرمانگرایی به انسان پشت کرده و شهرت فصلی، جنسيت و پول گريزنده، اقيانوسهای عظيم را در حد حوضچههایی تنگ فروکاسته است.»
آنچه نام غزاله علیزاده را به عنوان نویسندهای صاحبسبْک و معتبر در قصهنویسی ایران به ثبت رساند انتشار رمان دو جلدی ِ «خانه ادریسیها» در سال ۱۳۷۰ بود. البته آثار دیگر علیزاده همچون «چهار راه»، «دو منظره»، «تالارها» و «شبهای تهران» همه نشانهای از تسلط نویسندهای در حیطهی کار خود است. علیزاده در همهی آثارش آرمانگرایی ایدهآلیست با دغدغههای فمینیستی است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/TxY8D2
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. زادروز غزاله علیزاده، داستاننویس #غزاله_علیزاده در «خانهی ادریسیها» در یک روز جمعه ۲۱ ادردیبهشت ۱۳۷۵، تعدادی از ساکنان محلهای در جنگل اطراف شهر رامسر در شمال ایران و در روستای «جواهرده» جسدی را یافتند که از درختی حلقآویز شده بود. او کسی نبود جز «غزاله…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیشب پلیس در نارمک تهران با دیدن اتحاد مردمی که مانع جلوگیری از دستگیری یک دختر توسط گشت ارشاد شده بودند اقدام به شلیک کرد. ولی در نهایت مردم در ون گشت ارشاد را شکستند و نگذاشتند دو دختر بازداشت شوند.
این مردم یاد گرفتند متحد شوند و در برابر شلیک گلوله هم کوتاه نیامدند و فریاد میزدند نترسید گلوله مشقی است.
#دوربین_ما_اسلحه_ما
مبارزه خشونت پرهیز؛ ۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2O2dY1U
کنشهای کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو:
bit.ly/1oqL9bw
@Tavaana_TavaanaTech
این مردم یاد گرفتند متحد شوند و در برابر شلیک گلوله هم کوتاه نیامدند و فریاد میزدند نترسید گلوله مشقی است.
#دوربین_ما_اسلحه_ما
مبارزه خشونت پرهیز؛ ۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2O2dY1U
کنشهای کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو:
bit.ly/1oqL9bw
@Tavaana_TavaanaTech
#دختران_خیابان_انقلاب تمامشدنی نیستند. ۲۷ بهمن ماه ۹۷، ساعت ۱۴، سر خیابان حافظ
مرتبط:
مگسک: دختران - خیابانها - انقلاب
bit.ly/2QPam9j
زوم: تکثیر دختران انقلاب
bit.ly/2AihAIB
جنبش زنان از پیشرفت تا پسرفت
bit.ly/2lZ2obE
جنبش زنان از مشروطه تا امروز
bit.ly/2MkLMKv
@Tavaana_TavaanaTech
مرتبط:
مگسک: دختران - خیابانها - انقلاب
bit.ly/2QPam9j
زوم: تکثیر دختران انقلاب
bit.ly/2AihAIB
جنبش زنان از پیشرفت تا پسرفت
bit.ly/2lZ2obE
جنبش زنان از مشروطه تا امروز
bit.ly/2MkLMKv
@Tavaana_TavaanaTech
لغتنامه کدخدا، سه: تبلیغات و خانه و موزیک و سینهزنی و زندان
تبلیغات چیست؟ تبلیغ یک واژه عربی است به معنی حقنهکردن و فروکردن. هر گاه شخصی بیمار نباشد و بخواهیم حالش خوب شود، از طریق تبلیغات میتوانیم عمل کنیم. در حالی که اگر شخصی بیمار باشد و بخواهیم حالش خوب شود، به جای تبلیغکردن باید او را پیش دکتر برده یا در بیمارستان بستری کنیم. تبلیغات بر سه نوع است: احمقانه، هشیارانه، صدا و سیمای ملی. در تبلیغات احمقانه کسی که تبلیغ میکند فکر میکند مردم احمق هستند، در حالی که همیشه همه مردم احمق نیستند، بلکه درصدی از مردم احمقاند. در تبلیغات هشیارانه کسی که تبلیغ میکند، فکر میکند که مردم شعور دارند و نمیخواهد به شعور آنان توهین کند، در حالی که فقط برخی از مردم شعور دارند که معمولا تبلیغات خیلی روی آنها اثر نمیگذارد. مثال: «جمهوری اسلامی سالها ست که دارد روی حجاب تبلیغ میکند و میزان بیحجابها روز به روز بیشتر میشود.» تبلیغات از طریق صدا و سیمای ملی. در این نوع تبلیغات تبلیغکننده فکر نمیکند مردم احمق هستند، فکر هم نمیکند مردم شعور دارند، در واقع اصلا تبلیغاتکنندهها فکر نمیکنند، بلکه سعی میکنند کارشان تمام شود و به خانههایشان بروند. و حالا که به اینجا رسیدیم باید بفهمیم خانه چیست؟
خانه چیست؟ خانه مکانی است با تعدادی دیوار که توسط مقداری سقف پوشانده شده و تعدادی پنجره دارد که توسط پرده پوشانده شده است. خانه محلی است که مردم جرایم مختلف را در آن انجام میدهند. میهمانی میدهند، همدیگر را میبینند، فیلم تماشا میکنند، موسیقی گوش میکنند، نماز میخوانند، به مسئولان کشور با صدای بلند بد و بیراه میگویند، قمار میکنند، میرقصند، کتاب میخوانند و وارد اینترنت میشوند تا با دوستانشان حرف بزنند. اغلب قوانین حکومتی در داخل خانه اجرا نمیشود. مثلا خانمها میتوانند با تیشرت و شلوارک یا اصلا بدون هیچ کدام راه بروند. بسیاری از چیزهای ممنوعه در خانه وجود دارد، از جمله توئیتر و فیسبوک و کتاب و فیلم و بی.بی.سی و منوتو و توانا و مشروب و موزیک و چیزهای دیگر. حالا که به اینجا رسیدیم باید بگوییم موزیک چیست؟
موزیک چیست؟ موزیک مجموعهای از صداهای هماهنگ است که بر خلاف نعره و شیهه برای انسان خوشایند است. موسیقی در واقع نواهای هارمونیک انسان و ابزار است. مثلا آلات موسیقی مثل نی و تنبک و گیتار و سیتار و دوتار و پیانو و دف و طنبور و سازهای دیگر که یا زهی هستند یا کششی یا بادی (البته بادی شامل احزاب هم میشود، ولی سازهای بادی هم داریم).
موسیقی معمولا در انسان (منظور مسئولان جمهوری اسلامی نیست) تولید نشاط و شادی یا حزن و غم میکند. همراه با آلات موسیقی، خوانندگان میتوانند آواز یا تصنیف بخوانند؛ البته اگر مجوز داشته باشند. در استان خراسان مجوز دولت ایران به رسمیت شناخته نمیشود. موسیقی انواع مختلف دارد: موسیقی شاد، راک، رپ، محلی، صدای زن که یک نوع موسیقی است که ممنوع است و موسیقی مستهجن که از صدا و سیما پخش میشود. البته استفاده از هر نوع موسیقی حرام و شاد و فولمتال در سینهزنی و نوحهخوانی مجاز است و حتی تیراندازی. حال که به اینجا رسیدیم لازم است بدانیم سینهزنی چیست؟
سینهزنی چیست؟ سینهزنی یک تفریح دستهجمعی است که در آن عدهای انسان نسبتا عالغ (عاقل+بالغ) در یک اقدام پیشبینیشده برای گرفتن انتقام کشتن امام حسین و خانوادهاش توسط یزید و خانواده بعد از 1300 سال خودشان را هر سال کتک میزنند. از نظر روانکاوان شدت سینهزنی با میزان احساس گناه احتمالا رابطه دارد؛ یعنی اگر خیلی آدمهای سالم ولی معتقدی باشند یواش و نرم خودشان را میزنند، اگر دزدی و جیببری کرده باشند احتمالا با زنجیر چنان میزنند که تمام بالا تا پایینشان خونین شود، اگر بانکزنی کرده باشند احتمالا زنجیر تیغدار میزنند و اگر تجاوز به عنف کرده باشند احتمالا قمه میزنند که امام حسین جای آن جرمها را پاک کند. قمهزنی در جاهای دیگر جهان نیز وجود دارد؛ مثلا در کلمبیا و مکزیک اعضای گروههای مافیا و الچاپو و نارکوس و غیره قمه میزنند، ولی آنها به بقیه میزنند نه خودشان. درمان قمهزدگی و زنجیرزدگی از نظر روانی سالها طول میکشد. در واقع زنجیرزنی ترکیبی است از خودزنیهای مافیایی + رقصهای آئینی جادوگران آفریقا + تحریر هایده و مهستی + موسیقی متال یا هویمتال + تعدادی کلاهبردار دورهدیده زندان رجاییشهر. حال که به اینجا رسیدیم باید بدانیم زندان چیست و کلا به چه دردی میخورد.
زندان چیست؟ زندان یک مرحله از زندگی ایرانیان است؛ مثل مهدکودک، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، زندان، سربازی، روزنامهنگاری، زندان، مهاجرت، بازگشت، زندان، مرگ. رفتن به زندان در ایران دلیل خاصی ندارد؛...
ادامه در سایت توانا:
goo.gl/y55wtw
#طنز #لغتنامه_کدخدا
@Tavaana_TavaanaTech
تبلیغات چیست؟ تبلیغ یک واژه عربی است به معنی حقنهکردن و فروکردن. هر گاه شخصی بیمار نباشد و بخواهیم حالش خوب شود، از طریق تبلیغات میتوانیم عمل کنیم. در حالی که اگر شخصی بیمار باشد و بخواهیم حالش خوب شود، به جای تبلیغکردن باید او را پیش دکتر برده یا در بیمارستان بستری کنیم. تبلیغات بر سه نوع است: احمقانه، هشیارانه، صدا و سیمای ملی. در تبلیغات احمقانه کسی که تبلیغ میکند فکر میکند مردم احمق هستند، در حالی که همیشه همه مردم احمق نیستند، بلکه درصدی از مردم احمقاند. در تبلیغات هشیارانه کسی که تبلیغ میکند، فکر میکند که مردم شعور دارند و نمیخواهد به شعور آنان توهین کند، در حالی که فقط برخی از مردم شعور دارند که معمولا تبلیغات خیلی روی آنها اثر نمیگذارد. مثال: «جمهوری اسلامی سالها ست که دارد روی حجاب تبلیغ میکند و میزان بیحجابها روز به روز بیشتر میشود.» تبلیغات از طریق صدا و سیمای ملی. در این نوع تبلیغات تبلیغکننده فکر نمیکند مردم احمق هستند، فکر هم نمیکند مردم شعور دارند، در واقع اصلا تبلیغاتکنندهها فکر نمیکنند، بلکه سعی میکنند کارشان تمام شود و به خانههایشان بروند. و حالا که به اینجا رسیدیم باید بفهمیم خانه چیست؟
خانه چیست؟ خانه مکانی است با تعدادی دیوار که توسط مقداری سقف پوشانده شده و تعدادی پنجره دارد که توسط پرده پوشانده شده است. خانه محلی است که مردم جرایم مختلف را در آن انجام میدهند. میهمانی میدهند، همدیگر را میبینند، فیلم تماشا میکنند، موسیقی گوش میکنند، نماز میخوانند، به مسئولان کشور با صدای بلند بد و بیراه میگویند، قمار میکنند، میرقصند، کتاب میخوانند و وارد اینترنت میشوند تا با دوستانشان حرف بزنند. اغلب قوانین حکومتی در داخل خانه اجرا نمیشود. مثلا خانمها میتوانند با تیشرت و شلوارک یا اصلا بدون هیچ کدام راه بروند. بسیاری از چیزهای ممنوعه در خانه وجود دارد، از جمله توئیتر و فیسبوک و کتاب و فیلم و بی.بی.سی و منوتو و توانا و مشروب و موزیک و چیزهای دیگر. حالا که به اینجا رسیدیم باید بگوییم موزیک چیست؟
موزیک چیست؟ موزیک مجموعهای از صداهای هماهنگ است که بر خلاف نعره و شیهه برای انسان خوشایند است. موسیقی در واقع نواهای هارمونیک انسان و ابزار است. مثلا آلات موسیقی مثل نی و تنبک و گیتار و سیتار و دوتار و پیانو و دف و طنبور و سازهای دیگر که یا زهی هستند یا کششی یا بادی (البته بادی شامل احزاب هم میشود، ولی سازهای بادی هم داریم).
موسیقی معمولا در انسان (منظور مسئولان جمهوری اسلامی نیست) تولید نشاط و شادی یا حزن و غم میکند. همراه با آلات موسیقی، خوانندگان میتوانند آواز یا تصنیف بخوانند؛ البته اگر مجوز داشته باشند. در استان خراسان مجوز دولت ایران به رسمیت شناخته نمیشود. موسیقی انواع مختلف دارد: موسیقی شاد، راک، رپ، محلی، صدای زن که یک نوع موسیقی است که ممنوع است و موسیقی مستهجن که از صدا و سیما پخش میشود. البته استفاده از هر نوع موسیقی حرام و شاد و فولمتال در سینهزنی و نوحهخوانی مجاز است و حتی تیراندازی. حال که به اینجا رسیدیم لازم است بدانیم سینهزنی چیست؟
سینهزنی چیست؟ سینهزنی یک تفریح دستهجمعی است که در آن عدهای انسان نسبتا عالغ (عاقل+بالغ) در یک اقدام پیشبینیشده برای گرفتن انتقام کشتن امام حسین و خانوادهاش توسط یزید و خانواده بعد از 1300 سال خودشان را هر سال کتک میزنند. از نظر روانکاوان شدت سینهزنی با میزان احساس گناه احتمالا رابطه دارد؛ یعنی اگر خیلی آدمهای سالم ولی معتقدی باشند یواش و نرم خودشان را میزنند، اگر دزدی و جیببری کرده باشند احتمالا با زنجیر چنان میزنند که تمام بالا تا پایینشان خونین شود، اگر بانکزنی کرده باشند احتمالا زنجیر تیغدار میزنند و اگر تجاوز به عنف کرده باشند احتمالا قمه میزنند که امام حسین جای آن جرمها را پاک کند. قمهزنی در جاهای دیگر جهان نیز وجود دارد؛ مثلا در کلمبیا و مکزیک اعضای گروههای مافیا و الچاپو و نارکوس و غیره قمه میزنند، ولی آنها به بقیه میزنند نه خودشان. درمان قمهزدگی و زنجیرزدگی از نظر روانی سالها طول میکشد. در واقع زنجیرزنی ترکیبی است از خودزنیهای مافیایی + رقصهای آئینی جادوگران آفریقا + تحریر هایده و مهستی + موسیقی متال یا هویمتال + تعدادی کلاهبردار دورهدیده زندان رجاییشهر. حال که به اینجا رسیدیم باید بدانیم زندان چیست و کلا به چه دردی میخورد.
زندان چیست؟ زندان یک مرحله از زندگی ایرانیان است؛ مثل مهدکودک، دبستان، دبیرستان، دانشگاه، زندان، سربازی، روزنامهنگاری، زندان، مهاجرت، بازگشت، زندان، مرگ. رفتن به زندان در ایران دلیل خاصی ندارد؛...
ادامه در سایت توانا:
goo.gl/y55wtw
#طنز #لغتنامه_کدخدا
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. لغتنامه کدخدا، سه: تبلیغات و خانه و موزیک و سینهزنی و زندان . تبلیغات چیست؟ تبلیغ یک واژه عربی است به معنی حقنهکردن و فروکردن. هر گاه شخصی بیمار نباشد و بخواهیم حالش خوب شود، از طریق تبلیغات میتوانیم عمل کنیم. در حالی که اگر شخصی بیمار باشد و بخواهیم…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سرعین؛ شهر چشمههای آب گرم
«سرعین» شهری کوچک و دیدنی در ۳۰ کیلومتری غرب اردبیل و مرکز شهرستان سرعین است. سرعین از آن شهرهایی نیست که پس از یک بار دیدن آن نیازی به بار دوم و دفعات بعدی نداشته باشیم. سفر به سرعین، به قطع سفری پر از خاطرات خوب و خوشآیند خواهد بود. در سفر نوروری خود بار سفر میبندیم و میرویم به سرعین. با ما همسفر باشید.
.
(این ویدئو در نوروز ۹۷ ساخته و منتشر شده است)
https://goo.gl/UiiPpS
لینک یوتیوب برنامه:
https://youtu.be/DNzQN_VR_tg
فرمت نوشتاری:
https://goo.gl/NSJ6Uh
#نوروز_کجا_برویم #اردبیل #سرعین
@Tavaana_TavaanaTech
«سرعین» شهری کوچک و دیدنی در ۳۰ کیلومتری غرب اردبیل و مرکز شهرستان سرعین است. سرعین از آن شهرهایی نیست که پس از یک بار دیدن آن نیازی به بار دوم و دفعات بعدی نداشته باشیم. سفر به سرعین، به قطع سفری پر از خاطرات خوب و خوشآیند خواهد بود. در سفر نوروری خود بار سفر میبندیم و میرویم به سرعین. با ما همسفر باشید.
.
(این ویدئو در نوروز ۹۷ ساخته و منتشر شده است)
https://goo.gl/UiiPpS
لینک یوتیوب برنامه:
https://youtu.be/DNzQN_VR_tg
فرمت نوشتاری:
https://goo.gl/NSJ6Uh
#نوروز_کجا_برویم #اردبیل #سرعین
@Tavaana_TavaanaTech
"در محکمهی وجدان خود سربلندم"
متن دفاعیهی آقای محمد حسین سپهری، معلم شریف مشهدی، در پاسخ به اتهامهایی که از طرف هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش استان خراسان رضوی به ایشان ابلاغ شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
متن دفاعیهی آقای محمد حسین سپهری، معلم شریف مشهدی، در پاسخ به اتهامهایی که از طرف هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش استان خراسان رضوی به ایشان ابلاغ شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خرابهای که مدرسه نامیدهاند!
🔹مدرسه ابتدایی روستای گدارگه در کوهدشت به یک مکان متروکه شبیه است
🔹پنجرههای مدرسه شیشه ندارد
🔹دانشآموزان بر روی زمین کنار بخاری نفتی مینشینند
🔹این مدرسه سرویس بهداشتی هم ندارد و دانشآموزان برای دسترسی به سرویس بهداشتی به خانه خودشان میروند.
- ایسنا
👈👈 جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق مدارس استاندارد میسازد. به خانوادههای جانباختگان فلسطینی حقوق ماهانه و خانه میدهد. برای عتبات مخارج آنچنانی میکند. در کشورهای مختلف حوزه علمیه میسازد. به حوزههای علمیه و نهادهای تبلیغات اسلامی و ایدئولوژیک بودجههای کلان میدهد. ولی برای کودکان ایرانی در مناطق مختلف ایران بودجه ندارد!
@Tavaana_TavaanaTech
🔹مدرسه ابتدایی روستای گدارگه در کوهدشت به یک مکان متروکه شبیه است
🔹پنجرههای مدرسه شیشه ندارد
🔹دانشآموزان بر روی زمین کنار بخاری نفتی مینشینند
🔹این مدرسه سرویس بهداشتی هم ندارد و دانشآموزان برای دسترسی به سرویس بهداشتی به خانه خودشان میروند.
- ایسنا
👈👈 جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق مدارس استاندارد میسازد. به خانوادههای جانباختگان فلسطینی حقوق ماهانه و خانه میدهد. برای عتبات مخارج آنچنانی میکند. در کشورهای مختلف حوزه علمیه میسازد. به حوزههای علمیه و نهادهای تبلیغات اسلامی و ایدئولوژیک بودجههای کلان میدهد. ولی برای کودکان ایرانی در مناطق مختلف ایران بودجه ندارد!
@Tavaana_TavaanaTech
دخترى كه سوراخ كفشهایش را پنهان میکند
چند روز قبل بعد از مدت ها با يكى از رفقا صحبت مىكردم. دوستم از شرايط سخت معاش سخن گفت. گفتم باز خوب است كه شما زن و شوهر شاغل هستيد و دو تا حقوق داريد. دوستم آهى كشيد و ادامه داد: آره راست ميگى، اما سميه با اینکه تدریس میکند، اصولاً امسال يك ريال حقوقاش را من تا حالا نديدم، پول سرويس ماشيناش را هم خيلى وقتها من مىدهم. پرسيدم يعنى سفرهاش را جدا كرده است و همه را پسانداز مىكند؟
خنديد و گفت: نه بابا، تو يك مدرسه است كه اكثر شاگردانش وضع خوبى ندارند. يك روز مىگويد يك شاگردى دارم كاپشن درست و حسابى ندارد، برای آن شاگردش كاپشن مىخرد، يك روز شاگردى دارد كه سرفههاى وحشتناكى مىكند و خانواده اش امكاناتى براى بردنش به دكتر متخصص ندارند و خودش دانشآموز را به دكتر متخصص و آزمايشگاه مىبرد. حتى تو دفتر معلمان مدرسه هم هر كسى موردى پيدا مىكند و در دفتر صحبت مىكنند ايشان پا جلو مىگذارد. آن روز يكى از همكارانش بهش گفته بود كه يك شاگردى دارم كه کفشهایش سوراخ و پاره است و شاگردم هميشه سعى مى كند پاهايش را روى هم بگذارد تا سوراخ كفشهايش را بپوشاند. شماره كفش دختر خانم را گرفته بود و آن روز با هم رفتيم واسش يك كفش گرفتيم. مىگفت بهش ميگم اين خانم همكارت استخدام رسمى است و شوهرش هم پزشك است بذار آن بخرد؛ سمیه به من جواب داد، خوب مىدونم آن وضعش از ما خوبتر است، اما فقط بلد است اداى دلسوزى در بياورد و نمىخرد، اما من نمىتوانم بىتفاوت باشم. من هم از اینکه همسری دارم که هم توان بخشیدن دارد و هم عاشق من است خیلی خوشحالم!
بعد از خداحافظى با خودم فكر مىكردم،اصولاً وظيفه شهروندان نيست كه با چندرغاز درآمد خويش كه كفاف حداقلهاى خودشان را هم نمىدهد به ديگران كمك بكنند. اما وقتى كه حاكميت وظيفهاش را انجام نمىدهد ما بايد چكار بكنيم؟ مثلاً وقتى برق براى ساعتى قطع مىشود، اصولاً روشن كردن شمع، چراغ گازى و يا چراغ نفتى راه چاره قطع برق نيست، اما براى كاستن از تاريكى كامل لازم است. امثال سمیه كسانى هستند كه در اين تاريكى شمعى روشن مىكنند، اين شمع راه حل نهايى نيست، اما اين شمعهاى كوچك در اين موقعيت جانفرسا زندگى را قابلتحملتر مىكنند.
این متن را جناب «قهرمان قنبری» در فیسبوک خود نوشته است. این عکس را نیز معلمی در خراسان جنوبی با دوربین موبایلش از پای کودکی بلوچ گرفته است که برای اینکه کفشهای پارهاش دیده نشود سعی میکند آن را پنهان کند.
@Tavaana_TavaanaTech
چند روز قبل بعد از مدت ها با يكى از رفقا صحبت مىكردم. دوستم از شرايط سخت معاش سخن گفت. گفتم باز خوب است كه شما زن و شوهر شاغل هستيد و دو تا حقوق داريد. دوستم آهى كشيد و ادامه داد: آره راست ميگى، اما سميه با اینکه تدریس میکند، اصولاً امسال يك ريال حقوقاش را من تا حالا نديدم، پول سرويس ماشيناش را هم خيلى وقتها من مىدهم. پرسيدم يعنى سفرهاش را جدا كرده است و همه را پسانداز مىكند؟
خنديد و گفت: نه بابا، تو يك مدرسه است كه اكثر شاگردانش وضع خوبى ندارند. يك روز مىگويد يك شاگردى دارم كاپشن درست و حسابى ندارد، برای آن شاگردش كاپشن مىخرد، يك روز شاگردى دارد كه سرفههاى وحشتناكى مىكند و خانواده اش امكاناتى براى بردنش به دكتر متخصص ندارند و خودش دانشآموز را به دكتر متخصص و آزمايشگاه مىبرد. حتى تو دفتر معلمان مدرسه هم هر كسى موردى پيدا مىكند و در دفتر صحبت مىكنند ايشان پا جلو مىگذارد. آن روز يكى از همكارانش بهش گفته بود كه يك شاگردى دارم كه کفشهایش سوراخ و پاره است و شاگردم هميشه سعى مى كند پاهايش را روى هم بگذارد تا سوراخ كفشهايش را بپوشاند. شماره كفش دختر خانم را گرفته بود و آن روز با هم رفتيم واسش يك كفش گرفتيم. مىگفت بهش ميگم اين خانم همكارت استخدام رسمى است و شوهرش هم پزشك است بذار آن بخرد؛ سمیه به من جواب داد، خوب مىدونم آن وضعش از ما خوبتر است، اما فقط بلد است اداى دلسوزى در بياورد و نمىخرد، اما من نمىتوانم بىتفاوت باشم. من هم از اینکه همسری دارم که هم توان بخشیدن دارد و هم عاشق من است خیلی خوشحالم!
بعد از خداحافظى با خودم فكر مىكردم،اصولاً وظيفه شهروندان نيست كه با چندرغاز درآمد خويش كه كفاف حداقلهاى خودشان را هم نمىدهد به ديگران كمك بكنند. اما وقتى كه حاكميت وظيفهاش را انجام نمىدهد ما بايد چكار بكنيم؟ مثلاً وقتى برق براى ساعتى قطع مىشود، اصولاً روشن كردن شمع، چراغ گازى و يا چراغ نفتى راه چاره قطع برق نيست، اما براى كاستن از تاريكى كامل لازم است. امثال سمیه كسانى هستند كه در اين تاريكى شمعى روشن مىكنند، اين شمع راه حل نهايى نيست، اما اين شمعهاى كوچك در اين موقعيت جانفرسا زندگى را قابلتحملتر مىكنند.
این متن را جناب «قهرمان قنبری» در فیسبوک خود نوشته است. این عکس را نیز معلمی در خراسان جنوبی با دوربین موبایلش از پای کودکی بلوچ گرفته است که برای اینکه کفشهای پارهاش دیده نشود سعی میکند آن را پنهان کند.
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. دخترى كه سوراخ كفشهایش را پنهان میکند . چند روز قبل بعد از مدت ها با يكى از رفقا در زادگاهم نقده صحبت مىكردم. دوستم از شرايط سخت معاش سخن گفت. گفتم باز خوب است كه شما زن و شوهر شاغل هستيد و دو تا حقوق داريد. دوستم آهى كشيد و ادامه داد: آره راست ميگى،…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک کار زیبا:
یک موسیقی زیبا و شاد که خلاقانه اجرا شده است.
امیدواریم لحظههاتان قرین شادی و شوق و امید باشد.
رقص چوبی ( ابوالحسن صبا )
موسیقی محلی گیلان
گروه کُر فیلارمونیک مارلیک
تنظیم و رهبر گروه: کیوان حبیب زاده
سرپرست فنی کر: وحید مومنی
تکنواز کمانچه: محمد انشایی
ضبط موسیقی: استودیو باربد(لاهیجان)
ضبط ویدیو: استودیو ماهی
کارگردان: عباس فخاری راد، شاهین پویا
منبع:
@MarlikPhilharmonicChoir
@Tavaana_TavaanaTech
یک موسیقی زیبا و شاد که خلاقانه اجرا شده است.
امیدواریم لحظههاتان قرین شادی و شوق و امید باشد.
رقص چوبی ( ابوالحسن صبا )
موسیقی محلی گیلان
گروه کُر فیلارمونیک مارلیک
تنظیم و رهبر گروه: کیوان حبیب زاده
سرپرست فنی کر: وحید مومنی
تکنواز کمانچه: محمد انشایی
ضبط موسیقی: استودیو باربد(لاهیجان)
ضبط ویدیو: استودیو ماهی
کارگردان: عباس فخاری راد، شاهین پویا
منبع:
@MarlikPhilharmonicChoir
@Tavaana_TavaanaTech
علی کریمی با انتشار این تصویر در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «وقتی می گویند شهدا رستگار شدن به خاطر (عند ربهم یرزقون) نیست. رستگار شدن چون سوءاستفاده از خون و نام خودشون رو ندیدن».
.
علی کریمی چند روز پیش در جواب به اظهارات ظریف که گفته بود «ما افتخار میکنیم به خاطر فلسطین تحتفشاریم»، نیز واکنش تندی نشان داد و گفت: «آقای دکتر کدوم «ما» تحت فشارند؟ «ما (ما)» یا «ما (شما)» دقیقا؟!». وریا غفوری بازیکن تیم استقلال نیز در استوری اینستاگرام خود به ظریف اعتراض کرد و گفت این شما نیستید که تحت فشارید، این مردم معمولی هستند که تحت فشارند.
.
همدردی ستاره های ورزشی و هنری با مردم معمولی اثر بسیار مثبتی در روحیه مردم دارد؛ ضمن اینکه می تواند نشانگر مرام و مردم دوستی ستارههای ورزشی و هنری باشد. البته هم علی کریمی و هم وریا غفوری پیش از این نیز بارها نشان دادند که علی رغم اینکه شاید خودشان از لحاظ گذران زندگی مشکلی نداشته باشند، اما همیشه دغدغه مردم را دارند.
.
مردم هیچگاه شرف ستارههای خود در روزهای سخت را فراموش نمیکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
.
علی کریمی چند روز پیش در جواب به اظهارات ظریف که گفته بود «ما افتخار میکنیم به خاطر فلسطین تحتفشاریم»، نیز واکنش تندی نشان داد و گفت: «آقای دکتر کدوم «ما» تحت فشارند؟ «ما (ما)» یا «ما (شما)» دقیقا؟!». وریا غفوری بازیکن تیم استقلال نیز در استوری اینستاگرام خود به ظریف اعتراض کرد و گفت این شما نیستید که تحت فشارید، این مردم معمولی هستند که تحت فشارند.
.
همدردی ستاره های ورزشی و هنری با مردم معمولی اثر بسیار مثبتی در روحیه مردم دارد؛ ضمن اینکه می تواند نشانگر مرام و مردم دوستی ستارههای ورزشی و هنری باشد. البته هم علی کریمی و هم وریا غفوری پیش از این نیز بارها نشان دادند که علی رغم اینکه شاید خودشان از لحاظ گذران زندگی مشکلی نداشته باشند، اما همیشه دغدغه مردم را دارند.
.
مردم هیچگاه شرف ستارههای خود در روزهای سخت را فراموش نمیکنند.
@Tavaana_TavaanaTech
توییت مربوط به قتل سلمان رشدی از توییتر آیتالله خامنهای حذف شد!
.
دیروز پس از آنکه حساب رسمی رهبر جمهوری اسلامی در توییتر، در سالگرد صدور حکم قتل برای سلمان رشدی، این حکم را همچنان قابل اجرا دانست، توییتر این پیام را مصداق خشونت تشخیص داد و آن را غیرقابل دسترس کرد.
.
در پی این اقدام، انتشار توییت در این حساب نیز کلا به حالت تعلیق درآمد تا اینکه گردانندگان صفحه رسمی رهبر جمهوری اسلامی برای ادامه کار مجبور شدند این توییت را حذف کنند.
.
توییتر در توضیحی در این باره گفته است که که محتوای این توییت، نقض اصول این کمپانی در مخالفت با «تهدید به خشونت یا آزار جسمی» ارزیابی شد.
رهبر جمهوری اسلامی ایران در آن توئیت نوشته بود:
.
"فتوای آیت الله خمینی درباره سلمان رشدی بر اساس آیات الهی و دقیقن مانند آیات الهی و حکمی قطعی و غیرقابل تغییر است".
.
به نظر میرسد اگر خامنهای به مردم ایران پاسخگو نیست اما مقابل فشار توییتر کم آورده است و مجبور شده است به حکم توییتر گردن بنهد!
.
خمینی در بهمن ۶۷ حکم قتل سلمان رشدی را به خاطر نوشتن رمان «آیات شیطانی» صادر کرد. این نویسنده که در لندن زندگی می کرد مجبور شد یک دهه به صورت مخفی زندگی کند.
.
مطلب مرتبط:
نجات آخرین کنیسهی شهر
https://goo.gl/5e4C29
رافق تقی؛ قتل بر اساس یک فتوا
https://goo.gl/kXAMzj
@Tavaana_TavaanaTech
.
دیروز پس از آنکه حساب رسمی رهبر جمهوری اسلامی در توییتر، در سالگرد صدور حکم قتل برای سلمان رشدی، این حکم را همچنان قابل اجرا دانست، توییتر این پیام را مصداق خشونت تشخیص داد و آن را غیرقابل دسترس کرد.
.
در پی این اقدام، انتشار توییت در این حساب نیز کلا به حالت تعلیق درآمد تا اینکه گردانندگان صفحه رسمی رهبر جمهوری اسلامی برای ادامه کار مجبور شدند این توییت را حذف کنند.
.
توییتر در توضیحی در این باره گفته است که که محتوای این توییت، نقض اصول این کمپانی در مخالفت با «تهدید به خشونت یا آزار جسمی» ارزیابی شد.
رهبر جمهوری اسلامی ایران در آن توئیت نوشته بود:
.
"فتوای آیت الله خمینی درباره سلمان رشدی بر اساس آیات الهی و دقیقن مانند آیات الهی و حکمی قطعی و غیرقابل تغییر است".
.
به نظر میرسد اگر خامنهای به مردم ایران پاسخگو نیست اما مقابل فشار توییتر کم آورده است و مجبور شده است به حکم توییتر گردن بنهد!
.
خمینی در بهمن ۶۷ حکم قتل سلمان رشدی را به خاطر نوشتن رمان «آیات شیطانی» صادر کرد. این نویسنده که در لندن زندگی می کرد مجبور شد یک دهه به صورت مخفی زندگی کند.
.
مطلب مرتبط:
نجات آخرین کنیسهی شهر
https://goo.gl/5e4C29
رافق تقی؛ قتل بر اساس یک فتوا
https://goo.gl/kXAMzj
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. توییت مربوط به قتل سلمان رشدی از توییتر آیتالله خامنهای حذف شد! . دیروز پس از آنکه حساب رسمی رهبر جمهوری اسلامی در توییتر، در سالگرد صدور حکم قتل برای سلمان رشدی، این حکم را همچنان قابل اجرا دانست، توییتر این پیام را مصداق خشونت تشخیص داد و آن را غیرقابل…