Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پریسا اقبالیان از جمله جانباختگان پرواز ps752 بود که همراه دخترش ریرا با موشکهای سپاه پاسداران کشته شد.
پریسا فرزند اول خانوادهای مازندرانیست. مادرش مینا معلم بازنشسته است و پدرش قاسم کارشناس سازمان منابع طبیعی بود. پریسا در روز ششم تیر ماه ۱۳۵۶ در شهر ساری به دنیا آمد.
پریسا در سال ۱۳۷۴ با رتبه سیصد در رشته دندانپزشکی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. کیلومترها دورتر از خانه.
در دی ماه ۱۳۷۹ ازدواج کرد، او سالها کار کرد و باز درس خواند و زحمت کشید. با همسرش به کانادا مهاجرت کرد، کودکی زیبا به نام ریرا داشت. در کانادا هم مطب دندانپزشکی داشت و مرتب مطالعه میکرد و درس میخواند.
جمهوری اسلامی جانش را ستاند و خانوادههای بسیاری را داغدار کرد.
ویدیو از اینستاگرام حامد اسماعیلیون، همسر پریسا اقبالیان
#پریسا_اقبالیان #دادخواهی #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #ps752 #ps752justice #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پریسا فرزند اول خانوادهای مازندرانیست. مادرش مینا معلم بازنشسته است و پدرش قاسم کارشناس سازمان منابع طبیعی بود. پریسا در روز ششم تیر ماه ۱۳۵۶ در شهر ساری به دنیا آمد.
پریسا در سال ۱۳۷۴ با رتبه سیصد در رشته دندانپزشکی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. کیلومترها دورتر از خانه.
در دی ماه ۱۳۷۹ ازدواج کرد، او سالها کار کرد و باز درس خواند و زحمت کشید. با همسرش به کانادا مهاجرت کرد، کودکی زیبا به نام ریرا داشت. در کانادا هم مطب دندانپزشکی داشت و مرتب مطالعه میکرد و درس میخواند.
جمهوری اسلامی جانش را ستاند و خانوادههای بسیاری را داغدار کرد.
ویدیو از اینستاگرام حامد اسماعیلیون، همسر پریسا اقبالیان
#پریسا_اقبالیان #دادخواهی #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #ps752 #ps752justice #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر جمهوری اسلامی پریسا عسکری را نکشته بود، او امروز تازه ۲۷ ساله میشد.
پریسا عسگری، جوان۲۶ ساله، اهل الیگودرز، در روز ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سپاه کشته شد.
پریسا دانشجوی دانشگاه تهران بود و آرزوهای زیادی برای ادامه تحصیل و آینده داشت اما سربازان آتش به اختیار خامنهای به رویاهایش شلیک کردند.
او یک معترض بود و با مردم آزادیخواه در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و جانش را در راه آزادی داد. ما امتداد صدای پریسا هستیم و دادخواه خون او و همه کشته شدگان انقلاب میمانیم.
#پریسا_عسکری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پریسا عسگری، جوان۲۶ ساله، اهل الیگودرز، در روز ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سپاه کشته شد.
پریسا دانشجوی دانشگاه تهران بود و آرزوهای زیادی برای ادامه تحصیل و آینده داشت اما سربازان آتش به اختیار خامنهای به رویاهایش شلیک کردند.
او یک معترض بود و با مردم آزادیخواه در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و جانش را در راه آزادی داد. ما امتداد صدای پریسا هستیم و دادخواه خون او و همه کشته شدگان انقلاب میمانیم.
#پریسا_عسکری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اسم من پریسا است، من کشته شدم، ۴ آبان ۱۴۰۱، ۵۲ ساله و من یک دکتر متخصص جراح عمومی بودم و تخصص سرطان شناسی از دانشگاه لیون فرانسه داشتم ، اهل زنجان ساکن تهران ،عاشق ایران و مردمانش و طبیعت ! داشتن اقامت کانادا و فرانسه نتوانست مرا از خدمت به مردمم در کشورم بازدارد و من در ایران پایبند به سوگند پزشکی خود برای خدمت به مردمم ماندم. در اعتراضات سراسری، من که بیانیه محکومیت خشونت علیه شهروندان ایران و بررسی شفاف و دقیق پرونده مهسا امینی را امضا کرده بودم ، روز چهارم آبان به تجمع اعتراضی پزشکان جلوی سازمان نظام پزشکی تهران ، که فکر میکردم خانه کادر درمان است پیوستم ، تا به محدودیت های رسیدگی به مجروحین معترض و حضور و فشار پاسداران و نیروهای سرکوبگر در بیمارستان اعتراض کنم ! اما افسوس که هیچ قشری از ایران از جنایت و سنگدلی مزدوران خامنه ای در امان نیستند ، من با شلیک سه گلوله جنگی به گردن و سینه با بی رحمی کشته شدم. حکومت فاسد برای تحویل پیکرم ، خانوادهام را تحت شدید ترین فشارها گذاشتند ، تهدید جانی شدند و مرگ من جعل شد ! لاری پور مدیر خائن روابط عمومی سازمان نظام پزشکی ، مرگ مرا تصادف با اتوبوس بی آر تی ! اعلام کرد و هیچگاه گفته نشد پزشک متخصصی که به شرافت طبابت خویش باور داشت ،زمانی که صدایش را علیه استبداد فاسد دینی که علیه حقوق شهروندی مردمانش بود بالا برد ، به جرم اعتراض گلوله خورد و در خون خود غلطید. همان که جانهای زیادی را نجات داده بود، هیچ ناجی نداشت زمانی که در خون خود میغلطید. جانم ارزانی راه آزادی باد … ما زنده از آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست ….
دکتر پریسا بهمنی»
ازصفحه
freedom_irnn
#دکتر_پریسا_بهمنی #پریسا_بهمنی #علیه_فراموشی #استبداد_دینی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #توماج_صالحی #womanlifefreedom #یادمون_نمیره #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اسم من پریسا است، من کشته شدم، ۴ آبان ۱۴۰۱، ۵۲ ساله و من یک دکتر متخصص جراح عمومی بودم و تخصص سرطان شناسی از دانشگاه لیون فرانسه داشتم ، اهل زنجان ساکن تهران ،عاشق ایران و مردمانش و طبیعت ! داشتن اقامت کانادا و فرانسه نتوانست مرا از خدمت به مردمم در کشورم بازدارد و من در ایران پایبند به سوگند پزشکی خود برای خدمت به مردمم ماندم. در اعتراضات سراسری، من که بیانیه محکومیت خشونت علیه شهروندان ایران و بررسی شفاف و دقیق پرونده مهسا امینی را امضا کرده بودم ، روز چهارم آبان به تجمع اعتراضی پزشکان جلوی سازمان نظام پزشکی تهران ، که فکر میکردم خانه کادر درمان است پیوستم ، تا به محدودیت های رسیدگی به مجروحین معترض و حضور و فشار پاسداران و نیروهای سرکوبگر در بیمارستان اعتراض کنم ! اما افسوس که هیچ قشری از ایران از جنایت و سنگدلی مزدوران خامنه ای در امان نیستند ، من با شلیک سه گلوله جنگی به گردن و سینه با بی رحمی کشته شدم. حکومت فاسد برای تحویل پیکرم ، خانوادهام را تحت شدید ترین فشارها گذاشتند ، تهدید جانی شدند و مرگ من جعل شد ! لاری پور مدیر خائن روابط عمومی سازمان نظام پزشکی ، مرگ مرا تصادف با اتوبوس بی آر تی ! اعلام کرد و هیچگاه گفته نشد پزشک متخصصی که به شرافت طبابت خویش باور داشت ،زمانی که صدایش را علیه استبداد فاسد دینی که علیه حقوق شهروندی مردمانش بود بالا برد ، به جرم اعتراض گلوله خورد و در خون خود غلطید. همان که جانهای زیادی را نجات داده بود، هیچ ناجی نداشت زمانی که در خون خود میغلطید. جانم ارزانی راه آزادی باد … ما زنده از آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست ….
دکتر پریسا بهمنی»
ازصفحه
freedom_irnn
#دکتر_پریسا_بهمنی #پریسا_بهمنی #علیه_فراموشی #استبداد_دینی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #انقلاب_ملی #توماج_صالحی #womanlifefreedom #یادمون_نمیره #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پریسا صالحی، روزنامهنگار اقتصادی و فعال دانشجویی سال دانشگاه الزهرا، با اتهام تبلیغ علیه نظام تفهیم اتهام شد. او در حساب ایکس خود نوشت:
«امروز با ابلاغیه بازپرسی دادسرای کرج برای اتهام تبلیغ علیه نظام به دادسرا رفتم، برخی مصادیق اتهام بسیار عجیب بود از ابراز همدردی با زلزلهزدگان هرات تا توییت در مورد اهمیت ملیگرایی. به هر صورت فعلا با قید کفالت آزادم.»
خانم صالحی در شهریور ماه از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده و نوشته بود:
«ماموران امنیتی امروز ساعت ۱۰:۳۰ بار دیگر با هجوم به خانه من و خانوادهام در کرج اقدام به تفتیش منزل و ضبط گوشی موبایل من کردند. در طی تفتیش هم بارها با ادبیات مختلف من و خانوادهام را مورد توهین و تهدیدهای مکرر قرار دادندروز شنبه برای پیگیری پرونده به دادسرای کرج مراجعه میکنم.»
این روزنامهنگار پیشتر در اردیبهشتماه ۱۴۰۲ نیز با انتشار تصاویری از خانه زیر و رو شدهاش نوشته بود: «نیروهای امنیتی با حمله به خانه من و خانوادهام در حالی که من در خانه نبودم اقدام به تفتیش و به هم ریختن خانه و ضبط وسایل الکترونیکی خانوادهام کردند.»
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«امروز با ابلاغیه بازپرسی دادسرای کرج برای اتهام تبلیغ علیه نظام به دادسرا رفتم، برخی مصادیق اتهام بسیار عجیب بود از ابراز همدردی با زلزلهزدگان هرات تا توییت در مورد اهمیت ملیگرایی. به هر صورت فعلا با قید کفالت آزادم.»
خانم صالحی در شهریور ماه از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده و نوشته بود:
«ماموران امنیتی امروز ساعت ۱۰:۳۰ بار دیگر با هجوم به خانه من و خانوادهام در کرج اقدام به تفتیش منزل و ضبط گوشی موبایل من کردند. در طی تفتیش هم بارها با ادبیات مختلف من و خانوادهام را مورد توهین و تهدیدهای مکرر قرار دادندروز شنبه برای پیگیری پرونده به دادسرای کرج مراجعه میکنم.»
این روزنامهنگار پیشتر در اردیبهشتماه ۱۴۰۲ نیز با انتشار تصاویری از خانه زیر و رو شدهاش نوشته بود: «نیروهای امنیتی با حمله به خانه من و خانوادهام در حالی که من در خانه نبودم اقدام به تفتیش و به هم ریختن خانه و ضبط وسایل الکترونیکی خانوادهام کردند.»
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پریسا صالحی، روزنامهنگار اقتصادی، با انتشار پستی در شبکه اکس، توییتر سابق، از صدور حکم یک سال حبس، دو سال ممنوعیت از فعالیت در فضای مجازی، دو سال تبعید به زنجان و دو سال ممنوعیت خروج از کشور خبر داد.
او نوشت:
«دیروز حکم بدوی شعبه یک دادگاه انقلاب کرج - به ریاست قاضی آصفالحسینی- برای اتهام تبلیغ علیه نظام به دستم رسید: یک سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی و به طور عجیبی دو سال تبعید به زنجان. حالا چرا تبعید و چرا به زنجان که نهایتا ۳۰۰ کیلومتر از کرج فاصله دارد؟ من در زنجان به دنیا آمدهام و ۶ سال اول زندگیم را همان جا بودم. هنوز هم خانواده پدرم آنجا زندگی میکنند. قاضی آصفالحسینی به وضوح دلیل رای خود را اینطور بیان کرده:
"تا تحت نظر بزرگترهای فامیل ارشاد و اصلاح گردد"
این همان نگاه غیرانسانی است که سالها به ما داشتهاند. تمام تلاششان انسانزدایی از معترضان و به خصوص زنان معترض است،گویی با مشتی ناقصالعقل مواجهند که مدام باید برای آنها وصی یا ولی پیدا کرد، حالا هم قصد کردهاند که من را بفرستند زنجان تا توسط بزرگترهای فامیل [بخوانید ولی، وصی آن هم نه پدر و مادرم که در کرج زندگی میکنند بلکه منظور عمو و عمه و امثال اینهاست] ارشاد شوم.
حالا هم این حکم عجیب که دادگاه انقلاب صادرکرده اساسا ما جرمی مرتکب نشدهایم تا لایق محاکمهای و احیانا مجازاتی باشد. این سرزمین در نهایت برای ملت ایران است و نگرانی و دلبستگی به ایران و ملت آن به هیچ وجه جرم نیستمن این حکم را کاملا ناعادلانه میبینم و اعتراض خودم را ثبت خواهم کرد.»
خانم صالحی در شهریورماه سال جاری هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشت:
«دیروز حکم بدوی شعبه یک دادگاه انقلاب کرج - به ریاست قاضی آصفالحسینی- برای اتهام تبلیغ علیه نظام به دستم رسید: یک سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعیت خروج از کشور، دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی و به طور عجیبی دو سال تبعید به زنجان. حالا چرا تبعید و چرا به زنجان که نهایتا ۳۰۰ کیلومتر از کرج فاصله دارد؟ من در زنجان به دنیا آمدهام و ۶ سال اول زندگیم را همان جا بودم. هنوز هم خانواده پدرم آنجا زندگی میکنند. قاضی آصفالحسینی به وضوح دلیل رای خود را اینطور بیان کرده:
"تا تحت نظر بزرگترهای فامیل ارشاد و اصلاح گردد"
این همان نگاه غیرانسانی است که سالها به ما داشتهاند. تمام تلاششان انسانزدایی از معترضان و به خصوص زنان معترض است،گویی با مشتی ناقصالعقل مواجهند که مدام باید برای آنها وصی یا ولی پیدا کرد، حالا هم قصد کردهاند که من را بفرستند زنجان تا توسط بزرگترهای فامیل [بخوانید ولی، وصی آن هم نه پدر و مادرم که در کرج زندگی میکنند بلکه منظور عمو و عمه و امثال اینهاست] ارشاد شوم.
حالا هم این حکم عجیب که دادگاه انقلاب صادرکرده اساسا ما جرمی مرتکب نشدهایم تا لایق محاکمهای و احیانا مجازاتی باشد. این سرزمین در نهایت برای ملت ایران است و نگرانی و دلبستگی به ایران و ملت آن به هیچ وجه جرم نیستمن این حکم را کاملا ناعادلانه میبینم و اعتراض خودم را ثبت خواهم کرد.»
خانم صالحی در شهریورماه سال جاری هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پریسا صالحی، روزنامهنگار، برای اجرا حکم زندان احضار شد
او نوشت:
«طبق ابلاغیهای که دیروز به دستم رسید طی پنج روز آینده برای اجرای حکم باید خودم را به شعبه ۷ اجرای احکام کرج معرفی کنم. در روند پرونده مواردی که خارج قانون خودشان بود هم به وفور به وجود داشت که یکی از این موارد سلب حق اعاده دادرسی بود.
حکم اولیه من یک سال حبس، دوسال تبعید، دوسال ممنوعالخروجی و دو سال ممنولیت عضویت در شبکههای اجتماعی بود که در دادگاه تجدیدنظر میزان حبس به پنج ماه کاهش پیدا کرد اما بقیه موارد همچنان پابرجاست. حکمی که البته هرگز به دست من نرسید. بعد از تعطیلات نوروزی تقریبا هر دو روز یک بار برای دریافت حکم تجدیدنظر به دادگاه تجدیدنظر، دادگاه انقلاب و اجرای احکام کرج مراجعه کردم اما هیچ یک از این موارد حاضر نشدند حکم را به من ابلاغ کنند و تنها به توضیح شفاهی در مورد اکتفا کردند.
بدون حکم تجدیدنظر عملا امکان درخواست اعاده دادرسی نداشتم. حتی زمانی که در اجرای احکام گفتم گرفتن حکم تجدیدنظر حقم است، عملا من را از شعبه بیرون انداختند. البته این تنها مورد عجیب در روند رسیدگی به پرونده من نبود. برای مثال قاضیآصفالحسینی در جلسه دادگاه به دنبال ضبط گوشی من و تفتیش محتویات آن بود. درحالی که قاضی فقط بر اساس محتویات پرونده باید حکم صادر کند. علاوه بر این من هیچ اطلاعی از روند پرونده نداشتم چون جلوی بارگزاری هرگونه اطلاعات گردش پرونده را در سامانه ثنای من را گرفته بودند. خلاصه از هیچگونه آزاری فروگذار نکردند. به هر صورت اما ما پای عهد خود هستیم. تا ابد #زن_زندگی_آزادی »
خانم صالحی در شهریورماه سال گذشته هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشت:
«طبق ابلاغیهای که دیروز به دستم رسید طی پنج روز آینده برای اجرای حکم باید خودم را به شعبه ۷ اجرای احکام کرج معرفی کنم. در روند پرونده مواردی که خارج قانون خودشان بود هم به وفور به وجود داشت که یکی از این موارد سلب حق اعاده دادرسی بود.
حکم اولیه من یک سال حبس، دوسال تبعید، دوسال ممنوعالخروجی و دو سال ممنولیت عضویت در شبکههای اجتماعی بود که در دادگاه تجدیدنظر میزان حبس به پنج ماه کاهش پیدا کرد اما بقیه موارد همچنان پابرجاست. حکمی که البته هرگز به دست من نرسید. بعد از تعطیلات نوروزی تقریبا هر دو روز یک بار برای دریافت حکم تجدیدنظر به دادگاه تجدیدنظر، دادگاه انقلاب و اجرای احکام کرج مراجعه کردم اما هیچ یک از این موارد حاضر نشدند حکم را به من ابلاغ کنند و تنها به توضیح شفاهی در مورد اکتفا کردند.
بدون حکم تجدیدنظر عملا امکان درخواست اعاده دادرسی نداشتم. حتی زمانی که در اجرای احکام گفتم گرفتن حکم تجدیدنظر حقم است، عملا من را از شعبه بیرون انداختند. البته این تنها مورد عجیب در روند رسیدگی به پرونده من نبود. برای مثال قاضیآصفالحسینی در جلسه دادگاه به دنبال ضبط گوشی من و تفتیش محتویات آن بود. درحالی که قاضی فقط بر اساس محتویات پرونده باید حکم صادر کند. علاوه بر این من هیچ اطلاعی از روند پرونده نداشتم چون جلوی بارگزاری هرگونه اطلاعات گردش پرونده را در سامانه ثنای من را گرفته بودند. خلاصه از هیچگونه آزاری فروگذار نکردند. به هر صورت اما ما پای عهد خود هستیم. تا ابد #زن_زندگی_آزادی »
خانم صالحی در شهریورماه سال گذشته هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی #روزنامه_نگاری_جرم_نیست #اقتدار_پوشالی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساعاتی پیش پریسا صالحی، روزنامهنگار، جهت تحمل پنج ماه حبس به زندان کچویی کرج منتقل شد.
این روزنامهنگار علاوه بر پنج ماه حبس به دو سال تبعید، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت عضویت در شبکههای اجتماعی هم محکوم شده است.
شب گذشته پریسا صالحی در پیامی ویدئویی گفت:
«بسیار وحشتناک است که تحت حاکمیتی زندگی میکنیم که یک نفر صرف اظهارنظر و صحبتکردن به اعدام محکوم میشود.»
خانم صالحی در شهریورماه سال ۱۴۰۲ هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این روزنامهنگار علاوه بر پنج ماه حبس به دو سال تبعید، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت عضویت در شبکههای اجتماعی هم محکوم شده است.
شب گذشته پریسا صالحی در پیامی ویدئویی گفت:
«بسیار وحشتناک است که تحت حاکمیتی زندگی میکنیم که یک نفر صرف اظهارنظر و صحبتکردن به اعدام محکوم میشود.»
خانم صالحی در شهریورماه سال ۱۴۰۲ هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته پریسا صالحی، روزنامهنگار، جهت تحمل پنج ماه حبس به زندان کچویی کرج منتقل شد.
این روزنامهنگار علاوه بر پنج ماه حبس به دو سال تبعید، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت عضویت در شبکههای اجتماعی هم محکوم شده است.
شب گذشته پریسا صالحی پیامی ویدئویی منتشر کرد.
(قسمتی از این پیام را در چند پست قبل منتشر کردیم این ویدیوی کامل است)
گفت:
«بسیار وحشتناک است که تحت حاکمیتی زندگی میکنیم که یک نفر صرف اظهارنظر و صحبتکردن به اعدام محکوم میشود.»
این روزنامهنگار جوان و دانشجوی سابق دانشگاه الزهرا، در ادامه ویدیو ضمن اشاره به مقاومت زنان در خیابانها و اینکه حکم خود را در برابر مقاومت مبارزان راه آزادی شوخیای بیش نمیداند، میگوید «هیچکدام از ما مرتکب هیچ جرمی نشدیم. دلبستگی به ایران و ملت ایران جرم نیست و فقط به این امید زندهایمکه روزی شادی مردم ما و شکوفایی کشور خود را ببینیم. ما روی عهد خود هستیم و تا آخرین نفس برای ایران، برای زن، زندگی و آزادی خواهیم ایستاد.»
خانم صالحی در شهریورماه سال ۱۴۰۲ هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این روزنامهنگار علاوه بر پنج ماه حبس به دو سال تبعید، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت عضویت در شبکههای اجتماعی هم محکوم شده است.
شب گذشته پریسا صالحی پیامی ویدئویی منتشر کرد.
(قسمتی از این پیام را در چند پست قبل منتشر کردیم این ویدیوی کامل است)
گفت:
«بسیار وحشتناک است که تحت حاکمیتی زندگی میکنیم که یک نفر صرف اظهارنظر و صحبتکردن به اعدام محکوم میشود.»
این روزنامهنگار جوان و دانشجوی سابق دانشگاه الزهرا، در ادامه ویدیو ضمن اشاره به مقاومت زنان در خیابانها و اینکه حکم خود را در برابر مقاومت مبارزان راه آزادی شوخیای بیش نمیداند، میگوید «هیچکدام از ما مرتکب هیچ جرمی نشدیم. دلبستگی به ایران و ملت ایران جرم نیست و فقط به این امید زندهایمکه روزی شادی مردم ما و شکوفایی کشور خود را ببینیم. ما روی عهد خود هستیم و تا آخرین نفس برای ایران، برای زن، زندگی و آزادی خواهیم ایستاد.»
خانم صالحی در شهریورماه سال ۱۴۰۲ هم از حمله ماموران به خانهاش و تفتیش منزلشان خبر داده بود.
مصادیق اتهامات خانم صالحی را یک بار مرور کنیم. «همدردی با زلزلهزدگان هرات» و «انتشار توییت در مورد اهمیت ملیگرایی». این موارد مصداق تبلیغ علیه نظام محسوب شدهاند. دامنه آزادی بیان در جمهوری اسلامی روز به روز محدودتر میشود و روزنامهنگاران بابت هر نوشتهای احضار و تفهیم اتهام میشوند. آیا چنین رژیمی اقتدار دارد؟
#پریسا_صالحی
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
من #پریسا_عسکری هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۱. بیست و شش سالم بود، متولد ۲۶ شهریور ماه ۱۳۷۵. فرزند منیژه و بهمن، اهل الیگودرز در استان لرستان و ساکن تهران و دانشجوی رشته حقوق در دانشگاه تهران بودم. سالها تلاش کرده بودم که بتونم تو این رشته و تو دانشگاه سراسری قبول بشم. سالهای جنگ ایران و عراق، خانواده من مثل خیلی از مردم سرزمینم کشته داده بودن، عموم شهید شده بود و یکی از خیابونای شهرمون هم به اسم اون نامگذاری شده بود.
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی، من و چند تا از دوستام هم که از شرایط حاکم بر جامعه ناراضی بودیم و سالها فریادمون حبس شده بود تو سینه تصمیم خودمونو گرفتیم که برای گرفتن حقمون بجنگیم. روز ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۱ در کنار هموطنای معترضمون به خیابون رفتیم. اونروز سرکوبگرا به مردم معترض حمله ور شدن، با گلوله های جنگی مردم دست خالی رو هدف قرار میدادن، ناگهان سه گلوله به سمت من شلیک شد، گلوله ها بر سر و سینه ام نشست، ریه ام رو شکافت و من بر زمین افتادم و غرق در خون چشم از دنیا فرو بستم….
بعد از کشته شدنم مزدورا جنازه منو دزدیدن، تمام اعضای داخلی بدنمو خارج کردن برای فروش توسط شبکه قاچاق اعضای بدن متعلق به س پ ا ه، بعد به خانوادم اطلاع دادن و اونا رو به شدت تهدید کردن که خبر کشته شدن من نباید رسانه ای بشه و علت فوت باید به همه در اثر مرگ مغزی اعلام بشه و اگه تعهد نامه رو امضا نکنن جنازه رو بهشون تحویل نمیدن.
پیکر بیجون و پاره پاره من در تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۱ در گلزار شهدای الیگودرز در سکوت خبری و جو امنیتی شدید به خاک سپرده شد….
هموطن من آرزوهای بزرگی در سر داشتم، رفاه و آزادی رو برای همه هموطنام میخواستم، در برابر ظلم سکوت نکردم وجنگیدم ولی نصیبم سه گلوله جنگی شد…دست به دست همه بدین و ظلم رو از سرزمینمون پاک کنین، برای خودتون و نسلهای آینده، پیروزی با شماست، اونروز به یاد منم باش….💔
جمعآوری اطلاعات و تنظیم متن از خانم لعبت
loabatk
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
با شروع اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن مهسا امینی، من و چند تا از دوستام هم که از شرایط حاکم بر جامعه ناراضی بودیم و سالها فریادمون حبس شده بود تو سینه تصمیم خودمونو گرفتیم که برای گرفتن حقمون بجنگیم. روز ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۱ در کنار هموطنای معترضمون به خیابون رفتیم. اونروز سرکوبگرا به مردم معترض حمله ور شدن، با گلوله های جنگی مردم دست خالی رو هدف قرار میدادن، ناگهان سه گلوله به سمت من شلیک شد، گلوله ها بر سر و سینه ام نشست، ریه ام رو شکافت و من بر زمین افتادم و غرق در خون چشم از دنیا فرو بستم….
بعد از کشته شدنم مزدورا جنازه منو دزدیدن، تمام اعضای داخلی بدنمو خارج کردن برای فروش توسط شبکه قاچاق اعضای بدن متعلق به س پ ا ه، بعد به خانوادم اطلاع دادن و اونا رو به شدت تهدید کردن که خبر کشته شدن من نباید رسانه ای بشه و علت فوت باید به همه در اثر مرگ مغزی اعلام بشه و اگه تعهد نامه رو امضا نکنن جنازه رو بهشون تحویل نمیدن.
پیکر بیجون و پاره پاره من در تاریخ ۲۳ مهر ماه ۱۴۰۱ در گلزار شهدای الیگودرز در سکوت خبری و جو امنیتی شدید به خاک سپرده شد….
هموطن من آرزوهای بزرگی در سر داشتم، رفاه و آزادی رو برای همه هموطنام میخواستم، در برابر ظلم سکوت نکردم وجنگیدم ولی نصیبم سه گلوله جنگی شد…دست به دست همه بدین و ظلم رو از سرزمینمون پاک کنین، برای خودتون و نسلهای آینده، پیروزی با شماست، اونروز به یاد منم باش….💔
جمعآوری اطلاعات و تنظیم متن از خانم لعبت
loabatk
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech