Forwarded from تواناتک Tavaanatech
مادری در مقابل سرکوب سیستماتیک
طرحی از شاهرخ حیدری
ویدیویی که اخیرا منتشر شده است نشان میدهد یک آخوند آزارگر در درمانگاه قرآن و عترت قم از یک زن بدون حجاب اجباری – که نوزادی را در آغوش گرفته – عکسبرداری میکند که این آزار او با واکنش جسورانه زن مواجه میشود.
وبسایت:
https://tech.tavaana.org/iran-internet/qom-cleric-attacks-woman/
#کارتون #مادر_قمی
@tavaanatech
طرحی از شاهرخ حیدری
ویدیویی که اخیرا منتشر شده است نشان میدهد یک آخوند آزارگر در درمانگاه قرآن و عترت قم از یک زن بدون حجاب اجباری – که نوزادی را در آغوش گرفته – عکسبرداری میکند که این آزار او با واکنش جسورانه زن مواجه میشود.
وبسایت:
https://tech.tavaana.org/iran-internet/qom-cleric-attacks-woman/
#کارتون #مادر_قمی
@tavaanatech
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند روز پیش مادر جاویدنام جمشید مختاری جونقانی درگذشت.
این ویدیوی سخنرانی ایمان مختاری، برادر جمشید مختاری، در مراسم مادرش است.
او میگوید، همگان میدانند که قاتلان بالفطره زمان چه بلایی بر سر ما اوردند، مادر دادخواه من از این داغ سنگین تاب نیاورد، مسئولیت مرگ مادرم بر عهده نظام جمهوری اسلامی است، اگر مزدوران فکر میکنند با مرگ مادرم دیگر دادخواهی نخواهد بود اشتباه کردهاند، ما از این به بعد علاوه بر دادخواهی برادرم، دادخواه مادرم هم هستیم»
« #مادران_دادخواه_ایران
تا زنده ام آزاد سخن میگویم
صد لعن به دشمن وطن میگویم
گر حبس شوم ز دست صیاد زمان
چون بلبلی قصه چمن میگویم
دل از ایران نمیکنم حتی
آن زمانی که در کفن باشم
آرزو کرده ام که بعد از مرگ
مشتی از خاک این وطن باشم »
#جمشید_مختاری_جونقانی_شهید_راه_آزادی_ایران🌹🌿 #جمشید_مختاری_جونقانی
#مادر_جمشید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این ویدیوی سخنرانی ایمان مختاری، برادر جمشید مختاری، در مراسم مادرش است.
او میگوید، همگان میدانند که قاتلان بالفطره زمان چه بلایی بر سر ما اوردند، مادر دادخواه من از این داغ سنگین تاب نیاورد، مسئولیت مرگ مادرم بر عهده نظام جمهوری اسلامی است، اگر مزدوران فکر میکنند با مرگ مادرم دیگر دادخواهی نخواهد بود اشتباه کردهاند، ما از این به بعد علاوه بر دادخواهی برادرم، دادخواه مادرم هم هستیم»
« #مادران_دادخواه_ایران
تا زنده ام آزاد سخن میگویم
صد لعن به دشمن وطن میگویم
گر حبس شوم ز دست صیاد زمان
چون بلبلی قصه چمن میگویم
دل از ایران نمیکنم حتی
آن زمانی که در کفن باشم
آرزو کرده ام که بعد از مرگ
مشتی از خاک این وطن باشم »
#جمشید_مختاری_جونقانی_شهید_راه_آزادی_ایران🌹🌿 #جمشید_مختاری_جونقانی
#مادر_جمشید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36👍8❤4👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دردت به جونم، روله، این روزا
بارون میاد یادِ تو میافتم
تو عاشقِ بارون بودی، روله
دیروز اینو به همه گفتم
گفتم غمت یه کوهِ سنگینه
رو شونههای داغدارِ من
گفتم تصور میکنم بارون
میباره رو سنگِ مزارِ من
مادر فدای ضجۀ تلخت
تو لحظههای آخرت... ای وای!
دردت بهجونم، من کجا بودم
وقتی سرت... دستت... نگاهت... آی!
طفلِ دلیرم، قهرمان من!
بیمن کجا رفتی، کجا دختر؟
چی شد که دستات گم شدن؟ من که
نسپردمت دستِ خدا، دختر!
بشکنه دست هرکی زخمت زد
هرکی تو رو از این خیابون برد
اون که تو رو کشت و نمیدونست
مادر همون لحظه کنارت مُرد
تو قهرمانی، زندهای، دختر!
پشتت میآیم و برنمیگردیم
دنیا شهادت میده ما واسه
تاوانِ خونِ تو چها کردیم…
نسيم لطفى
از صفحه اینستاگرام نسیم لطفی، شاعر
naasimlotfi
#نيكا_شاكرمى
#نيكا_شاكرمي
#زن_زندگی_آزادی
#مادر
#مهسا_امینی
#ژينا
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بارون میاد یادِ تو میافتم
تو عاشقِ بارون بودی، روله
دیروز اینو به همه گفتم
گفتم غمت یه کوهِ سنگینه
رو شونههای داغدارِ من
گفتم تصور میکنم بارون
میباره رو سنگِ مزارِ من
مادر فدای ضجۀ تلخت
تو لحظههای آخرت... ای وای!
دردت بهجونم، من کجا بودم
وقتی سرت... دستت... نگاهت... آی!
طفلِ دلیرم، قهرمان من!
بیمن کجا رفتی، کجا دختر؟
چی شد که دستات گم شدن؟ من که
نسپردمت دستِ خدا، دختر!
بشکنه دست هرکی زخمت زد
هرکی تو رو از این خیابون برد
اون که تو رو کشت و نمیدونست
مادر همون لحظه کنارت مُرد
تو قهرمانی، زندهای، دختر!
پشتت میآیم و برنمیگردیم
دنیا شهادت میده ما واسه
تاوانِ خونِ تو چها کردیم…
نسيم لطفى
از صفحه اینستاگرام نسیم لطفی، شاعر
naasimlotfi
#نيكا_شاكرمى
#نيكا_شاكرمي
#زن_زندگی_آزادی
#مادر
#مهسا_امینی
#ژينا
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔55👍8❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادری در مقابل سرکوب سیستماتیک
طرح از شاهرخ حیدری
چندی پیش یک آخوند آزارگر در درمانگاه قرآن و عترت قم از یک زن بدون حجاب اجباری – که نوزادی را در آغوش گرفته بود – عکسبرداری میکند که این آزار او با واکنش جسورانه زن مواجه میشود.
وبسایت:
https://tech.tavaana.org/iran-internet/qom-cleric-attacks-woman/
#کارتون #مادر_قمی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از شاهرخ حیدری
چندی پیش یک آخوند آزارگر در درمانگاه قرآن و عترت قم از یک زن بدون حجاب اجباری – که نوزادی را در آغوش گرفته بود – عکسبرداری میکند که این آزار او با واکنش جسورانه زن مواجه میشود.
وبسایت:
https://tech.tavaana.org/iran-internet/qom-cleric-attacks-woman/
#کارتون #مادر_قمی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر و برادر جاویدنام شهریار محمدی، ضمن انتشار یک فایل صوتی از مادرشان (که پیش از بازداشتشدن برای چنین روزها پیشبینی کرده و برایشان فرستاده بود) نوشتند؛
« #دايه_مينا در طى اين دو سال خيلى تحت فشار بوده و بارها از شمارههاى خصوصى باهاش تماس گرفته شده بود و مادر وقتى ديد فشارها هر روز روش بيشتر و بيشتر ميشه اين ويس رو براى ما فرستاده بود.
دايه_مينا_سلطانى تا قبل از كشته شدن پسر قهرمانش #شهريار_محمدى هميشه اسطورهى استقامت و شجاعت بوده براى من ولى امروز بعد از كشتهشدن شهريار #دايه_مينا الگوى ايستادگى و شجاعت براى همه ى زنان وطن شده و مثل يك كوه پشت مادران دادخواه و خونهاى به ناحق ريخته ايستاده .
امروز ٥ روز از بازداشت #دايه_مينا_سلطانى گذشته و هنوز از مكان بازداشت اطلاع نداريم و تنها چيزى كه اطلاع داريم اين هست : (از شماره ى خصوصى تماس گرفته ، اول يك آقا صحبت كرده و بعد تلفن رو به دايه دادن و دايه فقط تونسته بگه : به اسرين و ميلاد زنگ بزنيد و بگيد نگران من نباشن من اروميه هستم ) و تلفن قطع شده .
آيا نبايد اين امكان براى اين مادر فراهم بشه كه بتونه با فرزندانش صحبت كنه ؟
جرم #دايه_مينا دادخواهى خون فرزندش است.»
shahryar_mohammadi73
miladmohamadi12851
#دايه_مينا_سلطانى
#دايه_مينا
#شهريار_محمدى
#مادر_دادخواه_شهريار_محمدى
#صداى_بى_صدايان_باشيم #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
« #دايه_مينا در طى اين دو سال خيلى تحت فشار بوده و بارها از شمارههاى خصوصى باهاش تماس گرفته شده بود و مادر وقتى ديد فشارها هر روز روش بيشتر و بيشتر ميشه اين ويس رو براى ما فرستاده بود.
دايه_مينا_سلطانى تا قبل از كشته شدن پسر قهرمانش #شهريار_محمدى هميشه اسطورهى استقامت و شجاعت بوده براى من ولى امروز بعد از كشتهشدن شهريار #دايه_مينا الگوى ايستادگى و شجاعت براى همه ى زنان وطن شده و مثل يك كوه پشت مادران دادخواه و خونهاى به ناحق ريخته ايستاده .
امروز ٥ روز از بازداشت #دايه_مينا_سلطانى گذشته و هنوز از مكان بازداشت اطلاع نداريم و تنها چيزى كه اطلاع داريم اين هست : (از شماره ى خصوصى تماس گرفته ، اول يك آقا صحبت كرده و بعد تلفن رو به دايه دادن و دايه فقط تونسته بگه : به اسرين و ميلاد زنگ بزنيد و بگيد نگران من نباشن من اروميه هستم ) و تلفن قطع شده .
آيا نبايد اين امكان براى اين مادر فراهم بشه كه بتونه با فرزندانش صحبت كنه ؟
جرم #دايه_مينا دادخواهى خون فرزندش است.»
shahryar_mohammadi73
miladmohamadi12851
#دايه_مينا_سلطانى
#دايه_مينا
#شهريار_محمدى
#مادر_دادخواه_شهريار_محمدى
#صداى_بى_صدايان_باشيم #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17💔11🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از خیزش انقلابی مردم ایران
.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#مهساامینی
#mahsaamini
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28❤8💔6👍4
مادر جاویدنام ابوالفضل مهدیپور، عکسی از فرزندش منتشر کرد و نوشت:
«من یک معترضم. این چشمها امید به زندگی داشتند. ابوالفضلم تنها(تنها هیجده سال داشت) امروز بعد از دوسال شکایت به کشتهشدن ابوالفضلم در سی شهریور هیچ پاسخی به من #مادر_دادخواه ندادهاید آن روز که از فرمانداری و سپاه و شورای شهر شهرداری و... به خانهمان آمدند فرمانده سپاه به من گفت این بچهها شور جوانی داشتند بچههای ما هم کشته شدند. در سال فلان فلان فلان فلان هم این اغتشاشات (اعتراضات) وجود داشت اما خداروشکر مهار کردیم.
بله درست است مهار کردند با گلوله با باتوم با زخم های پی درپی اعدام و کشتار دسته جمعی و فردی.
من خسته شدم. تا چه زمان میخواهید پاسخگو نباشید؟ در تمام جوابهای او پدرم گفت من اگر بروم اهواز و بخواهم زیر سایهی درختی بنشینم چه کسی میخواهد حرف بزند برادرزادهام گفت با من هفت نسل اینجا در این روستا زندگی میکنیم. اما من آن روز سه بار به او گفتم شما و وجدانتان. وجدان صدای کیانوش سنجریست، وجدان صدای کاملیاست، وجدان صدای لیلا مادر سیاوش است، وجدان صدای من وخون به ناحق ریخته فرزندانمان است، وجدان سکوت در خفقان مردم است، وجدان صدای زندانیان است.
اکنون با وجدانهای بیدار چه میکنید؟ همه ما برای این به دنیا آمدیم که زندگی کنیم، نه برای مرگهای پیش ساخته دست شما. چرا باید ابوالفضلم در سی شهریور به خیابان میرفت؟؟؟ این سوالیست که من خواهم پرسید و جوابش هم این است چون هیچ امنیتی وجود نداشت. امنیت تیر و تفنگ شما نیست. امنیت دلخوشی جوانان و راضی بودن از وضع موجود حاکمیت بود( رفاه آسایش) او راضی نبود زنده بماند، ابوالفضلم میخواست زندگی کند.»
#ابوالفضل_مهدی_پور #زندگی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«من یک معترضم. این چشمها امید به زندگی داشتند. ابوالفضلم تنها(تنها هیجده سال داشت) امروز بعد از دوسال شکایت به کشتهشدن ابوالفضلم در سی شهریور هیچ پاسخی به من #مادر_دادخواه ندادهاید آن روز که از فرمانداری و سپاه و شورای شهر شهرداری و... به خانهمان آمدند فرمانده سپاه به من گفت این بچهها شور جوانی داشتند بچههای ما هم کشته شدند. در سال فلان فلان فلان فلان هم این اغتشاشات (اعتراضات) وجود داشت اما خداروشکر مهار کردیم.
بله درست است مهار کردند با گلوله با باتوم با زخم های پی درپی اعدام و کشتار دسته جمعی و فردی.
من خسته شدم. تا چه زمان میخواهید پاسخگو نباشید؟ در تمام جوابهای او پدرم گفت من اگر بروم اهواز و بخواهم زیر سایهی درختی بنشینم چه کسی میخواهد حرف بزند برادرزادهام گفت با من هفت نسل اینجا در این روستا زندگی میکنیم. اما من آن روز سه بار به او گفتم شما و وجدانتان. وجدان صدای کیانوش سنجریست، وجدان صدای کاملیاست، وجدان صدای لیلا مادر سیاوش است، وجدان صدای من وخون به ناحق ریخته فرزندانمان است، وجدان سکوت در خفقان مردم است، وجدان صدای زندانیان است.
اکنون با وجدانهای بیدار چه میکنید؟ همه ما برای این به دنیا آمدیم که زندگی کنیم، نه برای مرگهای پیش ساخته دست شما. چرا باید ابوالفضلم در سی شهریور به خیابان میرفت؟؟؟ این سوالیست که من خواهم پرسید و جوابش هم این است چون هیچ امنیتی وجود نداشت. امنیت تیر و تفنگ شما نیست. امنیت دلخوشی جوانان و راضی بودن از وضع موجود حاکمیت بود( رفاه آسایش) او راضی نبود زنده بماند، ابوالفضلم میخواست زندگی کند.»
#ابوالفضل_مهدی_پور #زندگی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15❤9💔3👍2
مادر جاویدنام ابوالفضل مهدیپور، بر سر مزار فرزند قهرمانش، در شب یلدا
ابوالفضل مهدیپور، جوان ۱۸ ساله کارگری که ۳۰ شهریور در بابل کشته شد، یکی از جانباختههای خیزش انقلابی ۱۴۰۱ است.
او کارگر کارگاه سنگکاری بود که با شلیک گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
@abolfwzl_mhp.1
مادر ابوالفضل چندی پیش نوشته بود:
«من یک معترضم. این چشمها امید به زندگی داشتند. ابوالفضلم تنها (تنها هجده سال داشت) امروز، بعد از دو سال شکایت، به کشتهشدن ابوالفضلم در سی شهریور هیچ پاسخی به من، #مادر_دادخواه، ندادهاید. آن روز که از فرمانداری، سپاه، شورای شهر، شهرداری و... به خانهمان آمدند، فرمانده سپاه به من گفت: این بچهها شور جوانی داشتند، بچههای ما هم کشته شدند. در سال فلان، فلان، فلان، فلان هم این اغتشاشات (اعتراضات) وجود داشت، اما خدا را شکر مهار کردیم.
بله، درست است، مهار کردند. با گلوله، با باتوم، با زخمهای پیدرپی، اعدام و کشتار دستهجمعی و فردی.
من خسته شدم. تا چه زمان میخواهید پاسخگو نباشید؟ در تمام جوابهای او، پدرم گفت: من اگر بروم اهواز و بخواهم زیر سایهٔ درختی بنشینم، چه کسی میخواهد حرف بزند؟ برادرزادهام گفت: با من، هفت نسل اینجا در این روستا زندگی میکنیم. اما من آن روز سه بار به او گفتم: شما و وجدانتان.
وجدان صدای کیانوش سنجریست، وجدان صدای کاملیا است، وجدان صدای لیلا، مادر سیاوش است، وجدان صدای من و خون به ناحق ریختهٔ فرزندانمان است، وجدان سکوت در خفقان مردم است، وجدان صدای زندانیان است.
اکنون با وجدانهای بیدار چه میکنید؟ همهٔ ما برای این به دنیا آمدیم که زندگی کنیم، نه برای مرگهای پیشساختهٔ دست شما. چرا باید ابوالفضلم در سی شهریور به خیابان میرفت؟ این سوالیست که من خواهم پرسید.
جوابش هم این است: چون هیچ امنیتی وجود نداشت. امنیت تیر و تفنگ شما نیست؛ امنیت دلخوشی جوانان و راضی بودن از وضع موجود حاکمیت بود (رفاه و آسایش). او راضی نبود زنده بماند، ابوالفضلم میخواست زندگی کند.»
#یاری_مدنی_توانا #ابوالفضل_مهدی_پور #شب_یلدا
@Tavaana_TavaanaTech
ابوالفضل مهدیپور، جوان ۱۸ ساله کارگری که ۳۰ شهریور در بابل کشته شد، یکی از جانباختههای خیزش انقلابی ۱۴۰۱ است.
او کارگر کارگاه سنگکاری بود که با شلیک گلوله نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شد.
@abolfwzl_mhp.1
مادر ابوالفضل چندی پیش نوشته بود:
«من یک معترضم. این چشمها امید به زندگی داشتند. ابوالفضلم تنها (تنها هجده سال داشت) امروز، بعد از دو سال شکایت، به کشتهشدن ابوالفضلم در سی شهریور هیچ پاسخی به من، #مادر_دادخواه، ندادهاید. آن روز که از فرمانداری، سپاه، شورای شهر، شهرداری و... به خانهمان آمدند، فرمانده سپاه به من گفت: این بچهها شور جوانی داشتند، بچههای ما هم کشته شدند. در سال فلان، فلان، فلان، فلان هم این اغتشاشات (اعتراضات) وجود داشت، اما خدا را شکر مهار کردیم.
بله، درست است، مهار کردند. با گلوله، با باتوم، با زخمهای پیدرپی، اعدام و کشتار دستهجمعی و فردی.
من خسته شدم. تا چه زمان میخواهید پاسخگو نباشید؟ در تمام جوابهای او، پدرم گفت: من اگر بروم اهواز و بخواهم زیر سایهٔ درختی بنشینم، چه کسی میخواهد حرف بزند؟ برادرزادهام گفت: با من، هفت نسل اینجا در این روستا زندگی میکنیم. اما من آن روز سه بار به او گفتم: شما و وجدانتان.
وجدان صدای کیانوش سنجریست، وجدان صدای کاملیا است، وجدان صدای لیلا، مادر سیاوش است، وجدان صدای من و خون به ناحق ریختهٔ فرزندانمان است، وجدان سکوت در خفقان مردم است، وجدان صدای زندانیان است.
اکنون با وجدانهای بیدار چه میکنید؟ همهٔ ما برای این به دنیا آمدیم که زندگی کنیم، نه برای مرگهای پیشساختهٔ دست شما. چرا باید ابوالفضلم در سی شهریور به خیابان میرفت؟ این سوالیست که من خواهم پرسید.
جوابش هم این است: چون هیچ امنیتی وجود نداشت. امنیت تیر و تفنگ شما نیست؛ امنیت دلخوشی جوانان و راضی بودن از وضع موجود حاکمیت بود (رفاه و آسایش). او راضی نبود زنده بماند، ابوالفضلم میخواست زندگی کند.»
#یاری_مدنی_توانا #ابوالفضل_مهدی_پور #شب_یلدا
@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤5🕊3💯1
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در دلنوشتهای مادرانه به ادامه دادخواهی تا تحقق عدالت تاکید کرد، او نوشت:
حمله به حریم خانهام در شهریور ۱۴۰۲ بیرحمانه، گستاخانه، گویی که در این خانه چیزی برای غارت مانده باشد جز خاطراتی که با خون نوشته شدهاند. به خانهی مادری که هنوز داغ فرزندش را بر دل دارد. خانهای که در سکوت و سوگ بود و مادری که هنوز در لابهلای لباس هایش بوی سیاوش را جستجو میکرد و در ذهنش لبخندهای سیاوش، وآخرین حرفهایش را...... چگونه توانستید بیهیچ شرمی وارد شوید، وسایلش را زیر و رو کنید، خاطراتش را بشکنید و ببرید؟ چطور دست دراز کردید به آنچه تنها دلخوشی یک مادر بود؟ حتی موبایل خاموشش را هم بردید... با کدام حکم؟ با چه حقی؟ مگر نبود که او را از من گرفتید، مگر نبود که قلبم را شکافتید؟ پس دیگر چه میخواستید چگونه توانستید در چشمانم نگاه کنید؟ در چشمان مادری که هر روز و هر شب در حسرت شنیدن صدای فرزندش جان داده، دردی که واژهای برای توصیفش نیست. اما شما نگاه کردید... با لبخند. نگاه کردید، با خونسردی، انگار نه انگار که روبهروی شما انسانی ایستاده که جهانش را از او گرفتهاند. انگار نه انگار که روبهرویتان یک مادر ایستاده است، زخمی، اما هنوز استوار. از درد من فیلم گرفتید. از لرزش دستانم، از اشکهایم، از بیپناهیام. این هم برایتان نمایشی بود؟ این هم برایتان سرگرمی است؟ زنی که هنوز بر خاک فرزندش میگرید، دختری که در سکوت نظارهگر بیپناهی مادرش است، خانهای که بوی دلتنگی و ماتم میدهد… اما می دانید، که نشکستم فکر کردید با این حمله، با این بیحرمتی، مرا میشکنید، اشتباه کردید! اگر خیال کردید که با بردن وسایل سیاوش، خاطراتش را هم از من میگیرید، سخت در اشتباهید. من هنوز ایستادهام. من مادر سیاوشم. و تا آخرین نفس، تا آخرین فریاد، برای فرزندم، برای حقیقت، برای عدالت، خواهم جنگید.
#مادر_سیاوش #دادخواهی #سکوت_نمیکنم #قدرت_مادرانه #سیاوش_محمودی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمله به حریم خانهام در شهریور ۱۴۰۲ بیرحمانه، گستاخانه، گویی که در این خانه چیزی برای غارت مانده باشد جز خاطراتی که با خون نوشته شدهاند. به خانهی مادری که هنوز داغ فرزندش را بر دل دارد. خانهای که در سکوت و سوگ بود و مادری که هنوز در لابهلای لباس هایش بوی سیاوش را جستجو میکرد و در ذهنش لبخندهای سیاوش، وآخرین حرفهایش را...... چگونه توانستید بیهیچ شرمی وارد شوید، وسایلش را زیر و رو کنید، خاطراتش را بشکنید و ببرید؟ چطور دست دراز کردید به آنچه تنها دلخوشی یک مادر بود؟ حتی موبایل خاموشش را هم بردید... با کدام حکم؟ با چه حقی؟ مگر نبود که او را از من گرفتید، مگر نبود که قلبم را شکافتید؟ پس دیگر چه میخواستید چگونه توانستید در چشمانم نگاه کنید؟ در چشمان مادری که هر روز و هر شب در حسرت شنیدن صدای فرزندش جان داده، دردی که واژهای برای توصیفش نیست. اما شما نگاه کردید... با لبخند. نگاه کردید، با خونسردی، انگار نه انگار که روبهروی شما انسانی ایستاده که جهانش را از او گرفتهاند. انگار نه انگار که روبهرویتان یک مادر ایستاده است، زخمی، اما هنوز استوار. از درد من فیلم گرفتید. از لرزش دستانم، از اشکهایم، از بیپناهیام. این هم برایتان نمایشی بود؟ این هم برایتان سرگرمی است؟ زنی که هنوز بر خاک فرزندش میگرید، دختری که در سکوت نظارهگر بیپناهی مادرش است، خانهای که بوی دلتنگی و ماتم میدهد… اما می دانید، که نشکستم فکر کردید با این حمله، با این بیحرمتی، مرا میشکنید، اشتباه کردید! اگر خیال کردید که با بردن وسایل سیاوش، خاطراتش را هم از من میگیرید، سخت در اشتباهید. من هنوز ایستادهام. من مادر سیاوشم. و تا آخرین نفس، تا آخرین فریاد، برای فرزندم، برای حقیقت، برای عدالت، خواهم جنگید.
#مادر_سیاوش #دادخواهی #سکوت_نمیکنم #قدرت_مادرانه #سیاوش_محمودی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤5👍2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیزدهبدرِ خاموش…
شهر در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ نه صدای خندهای، نه هیاهوی کودکانی که سبزه گره بزنند. حتی پرندهای هم در آسمان پر نمیزد. اما یک نفر، در شهر ماند…
#دایه_مینا.
نه در دل طبیعت، نه در سایهی درختان، که در میان سنگهای سرد و خاموش.
در گورستان، کنار جگرگوشهاش شهریار و تنها برادرش. همانجا که جمهوری اسلامی، پسر و برادرش را از او گرفت و جز تنهایی، چیزی برایش باقی نگذاشت.
اشکهایش را از ما پنهان میکند، مثل همیشه که نمیخواهد کسی ضعفش را ببیند.
اما چشمهای سرخ و ورمکردهاش، سکوت دردناکش، و عکسهایی که از او ماندهاند، فریاد میزنند از دردی که هیچ زبانی توان توصیفش را ندارد.
با همان دستان مهربانی که عمری گرما و عشق بخشیده بودند، آرام بر خاک مزار پسرش دست میکشد؛ گویی هنوز امیدی هست که گرمای تن او را احساس کند. اما نه!
فقط سرما مانده،
سرمای خاک، سرمای فقدان، سرمای جهانی که او را بیرحمانه تنها گذاشت.
اما #دایه_مینا، شکستنی نیست.
داغ دید، اما خاموش نشد.
گریست، اما سر خم نکرد.
يكى از فرزندانش را كشتند يكى را زخمى و تبعيد ديگرى را بازداشت كردن و آواره ،اما صدایش را نتوانستند بمیرانند.
او هنوز همان #مادر است، همان زن که درد را تاب آورد اما دادخواهی را واننهاد.
او هنوز ایستاده است.
برای شهریار ، برای فرزندانش اسرين و ميلاد ، و تمام فرزندان بهخاکافتادهی این سرزمین.
و او تنها نیست.
ما کنارش ایستادهایم.
#دایه_مینا #شهریار_محمدی #بوکان #سیزده_بدر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شهر در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ نه صدای خندهای، نه هیاهوی کودکانی که سبزه گره بزنند. حتی پرندهای هم در آسمان پر نمیزد. اما یک نفر، در شهر ماند…
#دایه_مینا.
نه در دل طبیعت، نه در سایهی درختان، که در میان سنگهای سرد و خاموش.
در گورستان، کنار جگرگوشهاش شهریار و تنها برادرش. همانجا که جمهوری اسلامی، پسر و برادرش را از او گرفت و جز تنهایی، چیزی برایش باقی نگذاشت.
اشکهایش را از ما پنهان میکند، مثل همیشه که نمیخواهد کسی ضعفش را ببیند.
اما چشمهای سرخ و ورمکردهاش، سکوت دردناکش، و عکسهایی که از او ماندهاند، فریاد میزنند از دردی که هیچ زبانی توان توصیفش را ندارد.
با همان دستان مهربانی که عمری گرما و عشق بخشیده بودند، آرام بر خاک مزار پسرش دست میکشد؛ گویی هنوز امیدی هست که گرمای تن او را احساس کند. اما نه!
فقط سرما مانده،
سرمای خاک، سرمای فقدان، سرمای جهانی که او را بیرحمانه تنها گذاشت.
اما #دایه_مینا، شکستنی نیست.
داغ دید، اما خاموش نشد.
گریست، اما سر خم نکرد.
يكى از فرزندانش را كشتند يكى را زخمى و تبعيد ديگرى را بازداشت كردن و آواره ،اما صدایش را نتوانستند بمیرانند.
او هنوز همان #مادر است، همان زن که درد را تاب آورد اما دادخواهی را واننهاد.
او هنوز ایستاده است.
برای شهریار ، برای فرزندانش اسرين و ميلاد ، و تمام فرزندان بهخاکافتادهی این سرزمین.
و او تنها نیست.
ما کنارش ایستادهایم.
#دایه_مینا #شهریار_محمدی #بوکان #سیزده_بدر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوشرقصی نکن! فردا نزدیکه...
رژیم رفتنیست، نام تو ماندنیست!
وقتی نقد و اعتراض تحمل نمیشود، نوبت به دیوار خانه و آزار یک مادر میرسد. سخنی با قاضی و مأمور سرکوب با آنان که برای خوشخدمتی، از اخلاق و وجدان عبور میکنند. بدانید، رژیم رفتنیست، اما نام شما میماند.
سخنان دکتر حسن باقرینیا درباره هجوم وحشیانه روز گذشته ماموران به خانه پدر و مادر شهرام سدیدی در سبزوار است. شهرام سدیدی شاعر و فعال سیاسی که در پی محکومیت به ۱۳ سال حبس، چند سالی است که پناهجو شده است، روز گذشته با انتشار ویدیویی از بازداشت مادر خود خبر داد. ماموران خانه پدر و مادرش را تفتیش کرده، زیر و رو کردند و برخی وسایل را با خود بردند.
#خوشرقصی_نکن #عدالت_انتقالی #نامت_میماند
#معصومه_شهنواز
#شهرام_سدیدی
#مادر_شجاع #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رژیم رفتنیست، نام تو ماندنیست!
وقتی نقد و اعتراض تحمل نمیشود، نوبت به دیوار خانه و آزار یک مادر میرسد. سخنی با قاضی و مأمور سرکوب با آنان که برای خوشخدمتی، از اخلاق و وجدان عبور میکنند. بدانید، رژیم رفتنیست، اما نام شما میماند.
سخنان دکتر حسن باقرینیا درباره هجوم وحشیانه روز گذشته ماموران به خانه پدر و مادر شهرام سدیدی در سبزوار است. شهرام سدیدی شاعر و فعال سیاسی که در پی محکومیت به ۱۳ سال حبس، چند سالی است که پناهجو شده است، روز گذشته با انتشار ویدیویی از بازداشت مادر خود خبر داد. ماموران خانه پدر و مادرش را تفتیش کرده، زیر و رو کردند و برخی وسایل را با خود بردند.
#خوشرقصی_نکن #عدالت_انتقالی #نامت_میماند
#معصومه_شهنواز
#شهرام_سدیدی
#مادر_شجاع #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍53❤11🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر عصمت:
«من از ایران و ایرانی بابت ۵۷ معذرت میخوام»
عصمت وطنپرست، معروف به «مادر عصمت» که ۱۱ نفر از اعضای خانوادهاش در دهه ۶۰ اعدام شدند، با شجاعت تمام از اشتباهات صورت گرفته که منجر به انقلاب ۵۷ شد عذرخواهی کرد و گفت:
«الان فراموش می کنیم خاوران را، فراموش میکنیم مادران با چنگ و ناخن خاوران را پیدا کردند، فراموش میکنیم در جهرم چقدر جوان ریختند در قنات فراموش میکنیم که ایران داره نابود میشه و مردم یک چکه آب ندارند.»
مادر عصمت که اهل شهرستان جهرم است، پس از کشتهشدن اعضای خانوادهاش به ناچار ایران را ترک کرد و راهی کشور سوئد شد. مادر عصمت در تمام این سالها صدای دادخواهیاش لحظهای خاموش نشده و با وجود غم بزرگ ازدستدادن عزیزانش و دوری اجباری از وطن، همچنان دادخواه خون قربانیان جنایات جمهوری اسلامی است. حکومتی که از همان ابتدای رویکارآمدن از کوچکترین قساوتی نسبت به مخالفان خود فروگذار نکرد.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #عصمت_وطن_پرست #مادر_عصمت
@Tavaana_TavaanaTech
مادر عصمت:
«من از ایران و ایرانی بابت ۵۷ معذرت میخوام»
عصمت وطنپرست، معروف به «مادر عصمت» که ۱۱ نفر از اعضای خانوادهاش در دهه ۶۰ اعدام شدند، با شجاعت تمام از اشتباهات صورت گرفته که منجر به انقلاب ۵۷ شد عذرخواهی کرد و گفت:
«الان فراموش می کنیم خاوران را، فراموش میکنیم مادران با چنگ و ناخن خاوران را پیدا کردند، فراموش میکنیم در جهرم چقدر جوان ریختند در قنات فراموش میکنیم که ایران داره نابود میشه و مردم یک چکه آب ندارند.»
مادر عصمت که اهل شهرستان جهرم است، پس از کشتهشدن اعضای خانوادهاش به ناچار ایران را ترک کرد و راهی کشور سوئد شد. مادر عصمت در تمام این سالها صدای دادخواهیاش لحظهای خاموش نشده و با وجود غم بزرگ ازدستدادن عزیزانش و دوری اجباری از وطن، همچنان دادخواه خون قربانیان جنایات جمهوری اسلامی است. حکومتی که از همان ابتدای رویکارآمدن از کوچکترین قساوتی نسبت به مخالفان خود فروگذار نکرد.
#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #عصمت_وطن_پرست #مادر_عصمت
@Tavaana_TavaanaTech
👍46❤9👎1💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مادر_ایران_ز_جا_برخاسته
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران
.
#اعتصابات_سراسری
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#بهرام_بیضایی
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقهى اميّد و گيج سهم نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
.
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
.
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردهى اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
.
بخشهایی از شعر بهرام بیضایی در حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران
.
#اعتصابات_سراسری
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤56🕊8💔4