تایید ۵ ترم محرومیت از تحصیل تهمینه مهدیان
#تهمینه_مهدیان دانشجوی رشتهی مجسمهسازی دانشگاه هنر در مجموع ۵ ترم از تحصیل محروم شد، وی از مهر ١۴٠١ یک ترم تحصیلی را بدون دریافت حکم ممنوعالورود بود، ۲ ترم دیگر را نیز به واسطهی پروندهسازی تعلیق و حال پس از اتمام دوران محرومیت از تحصیلش مجددا ۲ ترم محرومیت از تحصیل دیگرش توسط کمیتهی مرکزی وزارت علوم تایید شده و یکسال و نیم اخیر را از تحصیل محروم بوده است و در حکم اخیر ترم پیشرو را نیز از تحصیل منع خواهد بود.
اینها درحالی است که این دانشجو ترم آخر مقطع کارشناسی بود و امتیاز ارشد مستقیمی را بدلیل تعلیق از دست داد و اکنون با خطر اخراج مواجه است.
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#تهمینه_مهدیان دانشجوی رشتهی مجسمهسازی دانشگاه هنر در مجموع ۵ ترم از تحصیل محروم شد، وی از مهر ١۴٠١ یک ترم تحصیلی را بدون دریافت حکم ممنوعالورود بود، ۲ ترم دیگر را نیز به واسطهی پروندهسازی تعلیق و حال پس از اتمام دوران محرومیت از تحصیلش مجددا ۲ ترم محرومیت از تحصیل دیگرش توسط کمیتهی مرکزی وزارت علوم تایید شده و یکسال و نیم اخیر را از تحصیل محروم بوده است و در حکم اخیر ترم پیشرو را نیز از تحصیل منع خواهد بود.
اینها درحالی است که این دانشجو ترم آخر مقطع کارشناسی بود و امتیاز ارشد مستقیمی را بدلیل تعلیق از دست داد و اکنون با خطر اخراج مواجه است.
#سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊2❤1👍1
جمعی از استادان اخراجشده، در نامهای به پزشکیان خواهان بازگشت بیقیدوشرط تمامی دانشجویان اخراجی و تعلیقی و دلجویی از آنها شدند
در بخشی از این نامه خطاب به مسعود پزشکیان آمده است:
«نظر به دستور اخیر شما به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مبنی بر بازگشت و ادامه کار استادان و دانشجویانی که به دلایل ناموجه، غیرقانونی و سیاسی از حقوق و فرصتهای شهروندی خود محروم شده و در وضعیت اخراج، تعلیق، بازنشستگی و استعفای اجباری قرار گرفتهاند، نکاتی را خدمت شما عرض مینماییم:
علی رغم دستور صریح شما، هنوز سازوکار روشنی در خصوص بازگشت استادان اخراجی به دانشگاه اعلام نشده و اقدام موثری در این مورد صورت نگرفته است. قرائن و شواهد موجود حکایت از موانعی دارد که سد راه بازگشت این افراد به دانشگاه شدهاند.
ما جمعی از استادان اخراجی، خواهان اظهار نظر روشن و اقدام قاطع درین مورد هستیم تا روشن شود که آیا ارادهای واقعی در کار است یا صرفا با بازگشت تعدادی انگشتشمار قرار است این موضوع مورد بهرهبرداری تبلیغاتی قرار گیرد!؟
در حافظه تاریخ بماند که در کشوری با نام جمهوری اسلامی، مسئولانی بودند که استادان دانشگاه را به جرم سعادتخواهی، راستگویی و احساس مسئولیت اجتماعی از حق طبیعی و اولیه کارکردن باز داشتند.
آنچه که به ناروا بر ما گذشته است، محصول سازوکار غیر علمی و غیرشفاف تعیین صلاحیت عمومی و تبدیل وضعیت، تفتیش عقاید، سرکوب آزاداندیشی و ناشکیبایی در برابر تفکر انتقادی است. بخش اصلی مسئله وجود قوانین و مقررات ناقض «آزادی آکادمیک» است که در سالهای اخیر به تصویب رسیده است. قوانین و مقرراتی که دست نهادهای اقتدارگرای غیر دانشگاهی را در سرکوب استادان باز گذاشته است.
بدیهی است که بازگشت استادان دگراندیش و منتقد در شرایطی ممکن و مطلوب است که شاهد تغییری در این سازوکار ناسالم باشیم. ما همچنان از حق انسانی و شهروندی خود برای اظهار نظر، نقد حکمرانی و تعهد به مبانی علمی و دانشگاهی که راستگویی، تفکر انتقادی و زیستن در دایره حقیقت است، دفاع کرده و حق اعتراض و انتقاد مردم از حاکمان را یک اصل بنیادین و خدشهناپذیر میدانیم.
در این ارتباط خواستار آنیم تا ضمن جبران حق و حقوق تضییعشده استادان اخراجی، بدون تشریفات اداری و بورکراتیک فرسایشی امکان «حضور مجدد همه آنها» در دانشگاه فراهم شود.
به عنوان بخشی از بدنه انسانی دانشگاه «خواهان بازگشت بیقید و شرط تمامی دانشجویان اخراجی و تعلیقی و دلجویی از آنها» هستیم.»
متن کامل نامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/UniOd1
#سرکوب_دانشگاه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در بخشی از این نامه خطاب به مسعود پزشکیان آمده است:
«نظر به دستور اخیر شما به وزیر علوم، تحقیقات و فناوری مبنی بر بازگشت و ادامه کار استادان و دانشجویانی که به دلایل ناموجه، غیرقانونی و سیاسی از حقوق و فرصتهای شهروندی خود محروم شده و در وضعیت اخراج، تعلیق، بازنشستگی و استعفای اجباری قرار گرفتهاند، نکاتی را خدمت شما عرض مینماییم:
علی رغم دستور صریح شما، هنوز سازوکار روشنی در خصوص بازگشت استادان اخراجی به دانشگاه اعلام نشده و اقدام موثری در این مورد صورت نگرفته است. قرائن و شواهد موجود حکایت از موانعی دارد که سد راه بازگشت این افراد به دانشگاه شدهاند.
ما جمعی از استادان اخراجی، خواهان اظهار نظر روشن و اقدام قاطع درین مورد هستیم تا روشن شود که آیا ارادهای واقعی در کار است یا صرفا با بازگشت تعدادی انگشتشمار قرار است این موضوع مورد بهرهبرداری تبلیغاتی قرار گیرد!؟
در حافظه تاریخ بماند که در کشوری با نام جمهوری اسلامی، مسئولانی بودند که استادان دانشگاه را به جرم سعادتخواهی، راستگویی و احساس مسئولیت اجتماعی از حق طبیعی و اولیه کارکردن باز داشتند.
آنچه که به ناروا بر ما گذشته است، محصول سازوکار غیر علمی و غیرشفاف تعیین صلاحیت عمومی و تبدیل وضعیت، تفتیش عقاید، سرکوب آزاداندیشی و ناشکیبایی در برابر تفکر انتقادی است. بخش اصلی مسئله وجود قوانین و مقررات ناقض «آزادی آکادمیک» است که در سالهای اخیر به تصویب رسیده است. قوانین و مقرراتی که دست نهادهای اقتدارگرای غیر دانشگاهی را در سرکوب استادان باز گذاشته است.
بدیهی است که بازگشت استادان دگراندیش و منتقد در شرایطی ممکن و مطلوب است که شاهد تغییری در این سازوکار ناسالم باشیم. ما همچنان از حق انسانی و شهروندی خود برای اظهار نظر، نقد حکمرانی و تعهد به مبانی علمی و دانشگاهی که راستگویی، تفکر انتقادی و زیستن در دایره حقیقت است، دفاع کرده و حق اعتراض و انتقاد مردم از حاکمان را یک اصل بنیادین و خدشهناپذیر میدانیم.
در این ارتباط خواستار آنیم تا ضمن جبران حق و حقوق تضییعشده استادان اخراجی، بدون تشریفات اداری و بورکراتیک فرسایشی امکان «حضور مجدد همه آنها» در دانشگاه فراهم شود.
به عنوان بخشی از بدنه انسانی دانشگاه «خواهان بازگشت بیقید و شرط تمامی دانشجویان اخراجی و تعلیقی و دلجویی از آنها» هستیم.»
متن کامل نامه را اینجا بخوانید:
https://tinyurl.com/UniOd1
#سرکوب_دانشگاه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
نامه سرگشاده جمعی از استادان اخراجی و تعلیقی دانشگاههای ایران به مسعود پزشکیان، رئیس جمهور - توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
در این مطلب با متن نامهای روبرو خواهید شد که در اول مهر ۱۴۰۳ توسط برخی از استادان اخراجی و تعلیقی و قطعهمکاریشده دانشگاههای ایران خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران است که در تیرماه همین سال به ریاست جمهوری منسوب شده است. نویسندگان این نامه، با…
👍29❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖇برای #حق_تحصیل
*روایتی کوتاه از دانشجویان محروم از تحصیل، از روند کمیتهی انضباطی و "تجربهی زیسته تعلیق" در آستانهی آغاز سال جدید تحصیلی.
#سرکوب_دانشگاه #دانشگاه #دانشجو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
*روایتی کوتاه از دانشجویان محروم از تحصیل، از روند کمیتهی انضباطی و "تجربهی زیسته تعلیق" در آستانهی آغاز سال جدید تحصیلی.
#سرکوب_دانشگاه #دانشگاه #دانشجو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17❤3
صدور حکم سنگین علیه دکتر حسن باقرینیا در شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد
رای دادگاه انقلاب مشهد به ریاست غلامرضا اکبری مقدم، در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ بهصورت حضوری به دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه، ابلاغ شد. طبق این رای، وی با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی با معاندین برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور»، «تشکیل و اداره گروهی به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «توهین به رهبری» و «نشر اکاذیب» محاکمه و محکوم شده است.
مصادیق اتهامات دکتر باقرینیا، «حضور متهم در مزار معدومین و ملاقات با برخی از خانوادههای آنها و افراد سرشناس معاند نظام و فعالیت متهم در فضای مجازی و انتشار مطالب موهن نسبت به مقام معظم رهبری حمایت از اغتشاشگران و چهرههای معاند همچون آقای کمال جعفری یزدی تخریب نظام و مطرح نمودن محکومین امنیتی، مصدومین و کشته شدگان اغتشاشات با هدف ضربه زدن به نظام،مستندات و مدارک فعالیتهای مجرمانه متهم در فضای مجازی و تشکیل گروهها و اجتماعات ضد امنیت نظام در دانشگاه سبزوار» عنوان شده است.
دادگاه در حکم خود به تشکیل یک گروه تلگرامی با حضور کمتر از ۱۰ دانشجوی تعلیقشده بهعنوان مصداق «تشکیل و اداره گروه» استناد کرده و برای این اتهام، ۶ سال حبس تعزیری صادر کرده است. همچنین بابت «توهین به رهبری»، ۱۵ ماه حبس و بابت «اجتماع و تبانی» نیز ۳.۵ سال حبس تعزیری تعیین شده است.
در نهایت، با اجرای قاعده تجمیع مجازات، ۶ سال حبس بهعنوان جرم اشد، قابل اجرا خواهد بود. دادگاه اجرای پنج سال از این حکم را به مدت ۵ سال تعلیق کرد؛ مشروط به اینکه ایشان در این مدت مرتکب جرم جدیدی نشود. یعنی حکم یک سال اجرایی خواهد بود و پس از آن به مدت پنج سال ایشان اگر حرفی زدند که حکومت خوشش نیامد، پنج سال دیگر باید حبس شوند!
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
این حکم در حالی صادر شده که دفاعیات دکتر باقرینیا درباره ماهیت حمایتی گروه تلگرامی از دانشجویان تعلیقشده و اقدام وی برای دلجویی از خانوادههای جانباختگان اعتراضات، غیرموجه تلقی و رد شده است.
این حکم ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظرخواهی است.
#حسن_باقری_نیا #دانشگاه #سرکوب_دانشگاه #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رای دادگاه انقلاب مشهد به ریاست غلامرضا اکبری مقدم، در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۴۰۳ بهصورت حضوری به دکتر حسن باقرینیا، استاد دانشگاه، ابلاغ شد. طبق این رای، وی با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی با معاندین برای ارتکاب جرائم ضد امنیت داخلی کشور»، «تشکیل و اداره گروهی به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «توهین به رهبری» و «نشر اکاذیب» محاکمه و محکوم شده است.
مصادیق اتهامات دکتر باقرینیا، «حضور متهم در مزار معدومین و ملاقات با برخی از خانوادههای آنها و افراد سرشناس معاند نظام و فعالیت متهم در فضای مجازی و انتشار مطالب موهن نسبت به مقام معظم رهبری حمایت از اغتشاشگران و چهرههای معاند همچون آقای کمال جعفری یزدی تخریب نظام و مطرح نمودن محکومین امنیتی، مصدومین و کشته شدگان اغتشاشات با هدف ضربه زدن به نظام،مستندات و مدارک فعالیتهای مجرمانه متهم در فضای مجازی و تشکیل گروهها و اجتماعات ضد امنیت نظام در دانشگاه سبزوار» عنوان شده است.
دادگاه در حکم خود به تشکیل یک گروه تلگرامی با حضور کمتر از ۱۰ دانشجوی تعلیقشده بهعنوان مصداق «تشکیل و اداره گروه» استناد کرده و برای این اتهام، ۶ سال حبس تعزیری صادر کرده است. همچنین بابت «توهین به رهبری»، ۱۵ ماه حبس و بابت «اجتماع و تبانی» نیز ۳.۵ سال حبس تعزیری تعیین شده است.
در نهایت، با اجرای قاعده تجمیع مجازات، ۶ سال حبس بهعنوان جرم اشد، قابل اجرا خواهد بود. دادگاه اجرای پنج سال از این حکم را به مدت ۵ سال تعلیق کرد؛ مشروط به اینکه ایشان در این مدت مرتکب جرم جدیدی نشود. یعنی حکم یک سال اجرایی خواهد بود و پس از آن به مدت پنج سال ایشان اگر حرفی زدند که حکومت خوشش نیامد، پنج سال دیگر باید حبس شوند!
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
این حکم در حالی صادر شده که دفاعیات دکتر باقرینیا درباره ماهیت حمایتی گروه تلگرامی از دانشجویان تعلیقشده و اقدام وی برای دلجویی از خانوادههای جانباختگان اعتراضات، غیرموجه تلقی و رد شده است.
این حکم ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظرخواهی است.
#حسن_باقری_نیا #دانشگاه #سرکوب_دانشگاه #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔43👍4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
دکتر حسن باقرینیا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شد، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا لست، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
البته این حکم دادگاه بدوی است و باید دید دادگاه تجدیدنظر چه رایی صادر خواهد کرد.
دکتر باقرینیا در این ویدیو در خصوص این حکم و مصادیق اتهاماتش توضیح میدهد. اتهام تشکیل گروه که بابت آن شش سال حکم صادر شد، یک گروه با کمتر از ده نفر از دانشجویان تعلیقی و اخراجی به منظور یاریرسانی به آنها جهت بازگشت به دانشگاه و شنیدن صدای اعتراض آنها بود، که در آن گروه حدود بیست پیام رد و بدل شده بود!!
او همچنین در خصوص اتهام «توهین به مقام معظم رهبری» میگوید نیازی به توهین نیست، عملکرد خودش و گفتار و رفتارش به اندازه کافی گویا هست. او برخی از سخنان خامنهای را بیان میکند و میگوید کسی اگر بگوید ایشان این سخنان را گفته جرمانگاری میشود.
دکتر باقرینیا قصد حکومت از چنین احکامی را خالیکردن ته دل فعالان و ایجاد فضای رعب و وحشت میداند و با توجه به تکثیر شدن شهامت، چنین احکامی را بیثمر میداند.
#حسن_باقری_نیا #سرکوب_دانشگاه #استاد_دانشگاه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شد، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا لست، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
البته این حکم دادگاه بدوی است و باید دید دادگاه تجدیدنظر چه رایی صادر خواهد کرد.
دکتر باقرینیا در این ویدیو در خصوص این حکم و مصادیق اتهاماتش توضیح میدهد. اتهام تشکیل گروه که بابت آن شش سال حکم صادر شد، یک گروه با کمتر از ده نفر از دانشجویان تعلیقی و اخراجی به منظور یاریرسانی به آنها جهت بازگشت به دانشگاه و شنیدن صدای اعتراض آنها بود، که در آن گروه حدود بیست پیام رد و بدل شده بود!!
او همچنین در خصوص اتهام «توهین به مقام معظم رهبری» میگوید نیازی به توهین نیست، عملکرد خودش و گفتار و رفتارش به اندازه کافی گویا هست. او برخی از سخنان خامنهای را بیان میکند و میگوید کسی اگر بگوید ایشان این سخنان را گفته جرمانگاری میشود.
دکتر باقرینیا قصد حکومت از چنین احکامی را خالیکردن ته دل فعالان و ایجاد فضای رعب و وحشت میداند و با توجه به تکثیر شدن شهامت، چنین احکامی را بیثمر میداند.
#حسن_باقری_نیا #سرکوب_دانشگاه #استاد_دانشگاه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔28👍7❤5
وقتی علم قربانی حفظ نظام میشود
تحلیلی بر سرکوب اساتید، اقتدارگرایی و امنیتیسازی در دانشگاه آزاد
پیام همراهان
استادان دانشگاه آزاد اسلامی بهخصوص پس از انتصاب تیم اتوبوسی طهرانچی، تحت فشار و سرکوب بیشتری قرار گرفتند. طهرانچی که از سپاه پاسداران مأموریت داشت تا از امکانات دانشگاه در پوشش پروژههای علمی، به ساخت بمب اتم کمک برساند، دانشگاه را تبدیل به مرکز امنیتی کرد و با گماردن رؤسای حکومتی و بیریشه و بیسواد، استادان منتقد و مخالف حکومت را به روشهای مختلف سرکوب کرد. گزارشها حاکی است که برای تعداد درخور توجهی از استادان، پروندههای سیاسی و عقیدتی ساختهاند و بدون اطلاع آنان، و بی آنکه فرصت دفاعی داشته باشند، احکام سنگینی مانند چند ترم تعلیقی صادر کردهاند.
دانشگاه به عنوان نهاد مدرن تولید و توزیع دانش، در نظریه سیاسی کلاسیک جایگاهی محوری به عنوان عرصه عمومی و فضای نقد قدرت دارد. از منظر تاریخ اندیشه، تقابل گفتمان دانشگاهی با اقتدارگرایی ریشه در ماهیت نقادانه علم و الزامات اپیستمیک آزادی آکادمیک دارد. وقوع پدیدهای که توصیف شد را میتوان در چارچوب نظریه دولت اقتدارگرا و رابطه آن با نهادهای علمی تحلیل کرد.
در حکومتهای توتالیتر و اقتدارگرا، دانشگاه به مثابه ابزاردستگاههای ایدئولوژیک دولت در نظریه آلتوسر بازتعریف میشود. در این پارادایم، کارویژه اصلی دانشگاه نه تولید معرفت انتقادی، بلکه بازتولید گفتمان مسلط و تربیت نخبگان حامی نظام است. تاریخ معاصر ایران نشان داده که چگونه نهادهای علمی در دورههای مختلف به عرصهای برای اعمال زیستقدرت - به تعبیر فوکو- تبدیل شدهاند.
استقرار مدیرانی بیسواد، جاسوس اطلاعات، نیروی اطلاعات سپاه، چاپلوس، سپاهی یا بسیجی، بیریشه و با پیشینه نظامی- امنیتی در رأس دانشگاه را میتوان در چارچوب امنیتیسازی فضای دانشگاه تحلیل کرد. این پدیده بخشی از فرآیند گستردهتر حذف استقلال نهادهای مدنی و اِعمال منطق امنیتی بر تمامی شئون اجتماعی است. از دیدگاه تئوریک، این روند بیانگر سلطه گفتمان امنیتی- نظامی بر گفتمان علمی است که در نهایت به کالاییشدن علم و ابزاری شدن دانشگاه میانجامد.
ساخت پروندههای امنیتی برای اساتید بدون فرصت دفاع، نمونه کلاسیک کاربرد مکانیسمهای قدرت در نظریه فوکو است. این اقدام با ایجاد رژیم انضباطی، بدن اساتید را به عرصه اِعمال قدرت تبدیل میکند. از منظر تاریخ اندیشه، این پدیده یادآور محاکم تفتیش عقاید است که با تفاوتهایی در اَشکال مدرن بازتولید شده است.
از دیدگاه تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت، این فرآیند نشانهای از عقلانیت ابزاری حاکم بر نهادهای جامعه است که در آن ارزشهای علمی، قربانی کارویژههای ایدئولوژیک و امنیتی میشوند. به تعبیر هابرماس، در چنین شرایطی دنیای زیست دانشگاه تحت سلطه سیستم قدرت قرار میگیرد و ارتباطات بیناذهنی مخدوش میشود.
از منظر تاریخ ایران، این پدیده را میتوان در تداوم سنت دولتهای استبدادی تحلیل کرد که همواره در پی مهار نهادهای مستقل اجتماعی بودهاند. اما وجه ممیّزه دوره کنونی، پیوند این سنت با سازوکارهای نوین اِعمال قدرت در دولتهای پساسکولار است.
این شرایط نه تنها آزادیهای آکادمیک را مخدوش میکند، بلکه در بلندمدت به تضعیف سرمایه اجتماعی، فرار مغزها و افول علمی کشور میانجامد. تجربه تاریخی نشان داده که توسعه علمی در گرو استقلال نهاد علم و آزادی اندیشه است و هرگونه تعرض به این حریم، پیامدهای جبرانناپذیری برای توسعه ملی در پی خواهد داشت.
#سرکوب_دانشگاه #اخراج_استادان #دانشگاه #دانشگاه_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تحلیلی بر سرکوب اساتید، اقتدارگرایی و امنیتیسازی در دانشگاه آزاد
پیام همراهان
استادان دانشگاه آزاد اسلامی بهخصوص پس از انتصاب تیم اتوبوسی طهرانچی، تحت فشار و سرکوب بیشتری قرار گرفتند. طهرانچی که از سپاه پاسداران مأموریت داشت تا از امکانات دانشگاه در پوشش پروژههای علمی، به ساخت بمب اتم کمک برساند، دانشگاه را تبدیل به مرکز امنیتی کرد و با گماردن رؤسای حکومتی و بیریشه و بیسواد، استادان منتقد و مخالف حکومت را به روشهای مختلف سرکوب کرد. گزارشها حاکی است که برای تعداد درخور توجهی از استادان، پروندههای سیاسی و عقیدتی ساختهاند و بدون اطلاع آنان، و بی آنکه فرصت دفاعی داشته باشند، احکام سنگینی مانند چند ترم تعلیقی صادر کردهاند.
دانشگاه به عنوان نهاد مدرن تولید و توزیع دانش، در نظریه سیاسی کلاسیک جایگاهی محوری به عنوان عرصه عمومی و فضای نقد قدرت دارد. از منظر تاریخ اندیشه، تقابل گفتمان دانشگاهی با اقتدارگرایی ریشه در ماهیت نقادانه علم و الزامات اپیستمیک آزادی آکادمیک دارد. وقوع پدیدهای که توصیف شد را میتوان در چارچوب نظریه دولت اقتدارگرا و رابطه آن با نهادهای علمی تحلیل کرد.
در حکومتهای توتالیتر و اقتدارگرا، دانشگاه به مثابه ابزاردستگاههای ایدئولوژیک دولت در نظریه آلتوسر بازتعریف میشود. در این پارادایم، کارویژه اصلی دانشگاه نه تولید معرفت انتقادی، بلکه بازتولید گفتمان مسلط و تربیت نخبگان حامی نظام است. تاریخ معاصر ایران نشان داده که چگونه نهادهای علمی در دورههای مختلف به عرصهای برای اعمال زیستقدرت - به تعبیر فوکو- تبدیل شدهاند.
استقرار مدیرانی بیسواد، جاسوس اطلاعات، نیروی اطلاعات سپاه، چاپلوس، سپاهی یا بسیجی، بیریشه و با پیشینه نظامی- امنیتی در رأس دانشگاه را میتوان در چارچوب امنیتیسازی فضای دانشگاه تحلیل کرد. این پدیده بخشی از فرآیند گستردهتر حذف استقلال نهادهای مدنی و اِعمال منطق امنیتی بر تمامی شئون اجتماعی است. از دیدگاه تئوریک، این روند بیانگر سلطه گفتمان امنیتی- نظامی بر گفتمان علمی است که در نهایت به کالاییشدن علم و ابزاری شدن دانشگاه میانجامد.
ساخت پروندههای امنیتی برای اساتید بدون فرصت دفاع، نمونه کلاسیک کاربرد مکانیسمهای قدرت در نظریه فوکو است. این اقدام با ایجاد رژیم انضباطی، بدن اساتید را به عرصه اِعمال قدرت تبدیل میکند. از منظر تاریخ اندیشه، این پدیده یادآور محاکم تفتیش عقاید است که با تفاوتهایی در اَشکال مدرن بازتولید شده است.
از دیدگاه تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت، این فرآیند نشانهای از عقلانیت ابزاری حاکم بر نهادهای جامعه است که در آن ارزشهای علمی، قربانی کارویژههای ایدئولوژیک و امنیتی میشوند. به تعبیر هابرماس، در چنین شرایطی دنیای زیست دانشگاه تحت سلطه سیستم قدرت قرار میگیرد و ارتباطات بیناذهنی مخدوش میشود.
از منظر تاریخ ایران، این پدیده را میتوان در تداوم سنت دولتهای استبدادی تحلیل کرد که همواره در پی مهار نهادهای مستقل اجتماعی بودهاند. اما وجه ممیّزه دوره کنونی، پیوند این سنت با سازوکارهای نوین اِعمال قدرت در دولتهای پساسکولار است.
این شرایط نه تنها آزادیهای آکادمیک را مخدوش میکند، بلکه در بلندمدت به تضعیف سرمایه اجتماعی، فرار مغزها و افول علمی کشور میانجامد. تجربه تاریخی نشان داده که توسعه علمی در گرو استقلال نهاد علم و آزادی اندیشه است و هرگونه تعرض به این حریم، پیامدهای جبرانناپذیری برای توسعه ملی در پی خواهد داشت.
#سرکوب_دانشگاه #اخراج_استادان #دانشگاه #دانشگاه_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍12
دور جدید سرکوب روشنفکران: تحلیل تئوریکی یک بحران نهادی
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
فضای دانشگاهی و هنری ایران یک بار دیگر شاهد موجی از برخوردهای خشونتبار، حذف و اخراج استادان، منتقدان و هنرمندان است. گزارشها از تشدید فعالیت نهادهای امنیتی- ایدئولوژیک در محیطهای آکادمیک حکایت دارد؛ نهادهایی که با تشکیل پروندههای امنیتی و اتهامزنیهای سیاسی و اعتقادی، به خاموش کردن صداهای مستقل و انتقادی میپردازند.
در دانشگاهها و بهخصوص واحدهای دانشگاه آزاد، مسئولین حراست، مسئولین گزینش، مسئولین بسیج اساتید، دفتر فرهنگ اسلامی با همراهی برخی از رؤسای دانشگاه، تیمهایی تشکیل دادهاند و با تشکیل پرونده، اخراج اساتید را از سر گرفتهاند.
برای درک عمق این رویداد، باید فراتر از تحلیلهای سیاسی روزمره رفت و آن را در چارچوب تئوریکی و با توجه به نظریههای قدرت، نظارت و میدانهای نبرد نمادین بررسی کرد.
در قلب این پدیده، تقابلی تاریخی میان دو گونه از «قدرت» نهفته است: قدرت نهادیشده (حکومتی) و قدرت نمادین. دانشگاه و عرصه هنر، به عنوان کانونهای تولید «قدرت نمادین»، یعنی قدرت تعریف واقعیت، مشروعیتبخشی به گفتمانها و شکلدهی به ذهنیتها، همواره در کانون توجه نظامهای سیاسی اقتدارگرا بودهاند.
روشنفکران و استادان دانشگاه، با تولید دانش و نقد، این قدرت نمادین را در اختیار دارند. هنگامی که گفتمان مسلط حکومت با چالشهای فکری و ایدئولوژیک روبرو میشود، طبیعی است که به سرکوب تولیدکنندگان گفتمانهای رقیب روی آورد. این سرکوب، نه یک واکنش تصادفی، بلکه استراتژیی برای حفظ انحصار در تعریف «حقیقت» و «امنیت» است.
از منظر نظریه «زیستقدرت» فوکو، این رویدادها را میتوان نمونهای از «مدیریت جمعیت» دانست. حکومتهای مدرن تنها به کنترل جسم افراد اکتفا نمیکنند، بلکه میکوشند «زندگی» را در تمامی ابعادش، از جمله افکار، باورها و هویت، مدیریت و کنترل کنند. دانشگاه و محیطهای هنری، فضاهایی هستند که در آنها «سوژه»های مستقل و نقاد شکل میگیرند. حمله نظاممند به این فضاها، تلاشی است برای بازتولید «سوژههای مطیع»؛ افرادی که نه تنها در رفتار، بلکه در اندیشه و اعتقاد نیز با هنجارهای تعیینشده از سوی قدرت همسو هستند. اتهامهای «اعتقادی- فکری» نشان میدهد که قدرت، قلمرو خصوصی اندیشه را نیز قلمرو عمومی خود میداند و حق دخالت در آن را برای خود محفوظ میدارد.
این فرآیند با مفهوم «هژمونی» آنتونیو گرامشی نیز قابل تحلیل است. حکومت میکوشد با استفاده از ابزارهای «اجبار» (نهادهای سرکوبگر)، توازن را در «میدان نبرد هژمونیک» به نفع خود تغییر دهد. زمانی که قانعکردن (اقناع) و جلب رضایت، که ارکان اصلی هژمونی هستند، با مشکل مواجه میشوند، ابزارهای قهری و خشن به میدان میآیند. اخراج استادان و سکوت تحمیلشده بر هنرمندان، نشانهای از تضعیف هژمونی موجود و تلاش برای جبران این ضعف از طریق اعمال خشونت نهادی است. این اقدام در بلندمدت میتواند به مشروعیت نظام لطمه بزند، زیرا آشکارا نشان میدهد که وفاداری ایدئولوژیک بر شایستگی علمی و استقلال فکری اولویت دارد.
پیامدهای این رویدادها ویرانگر است. اولاً، این اقدامات به «فرار مغزها» و «فرار اندیشهها» دامن میزند. با بسته شدن فضای نقد و گفتوگو، بسیاری از نخبگان فکری یا کشور را ترک میکنند یا به سکوت و انزواء روی میآورند. این امر منجر به فقر علمی و فرهنگی و قطع ارتباط دانشگاه و هنر ایران با جریانهای جهانی فکر میشود. ثانیاً، فضای بیاعتمادی و ترس در دانشگاهها نهادینه میشود. رابطه استاد و دانشجو مخدوش شده و به جای خلاقیت و پرسشگری، همشکلی و تقلید ترویج میشود. در چنین فضایی، دانشگاه دیگر «میدان تولید دانش» نیست، بلکه به «دستگاه ایدئولوژیک دولت» تبدیل میشود.
در نهایت، این دور جدید سرکوب را باید نشانهای از یک بحران بزرگتر دانست: بحران گفتوگو. هنگامی که یک ساختار سیاسی، توانایی و ظرفیت شنیدن، تحمل و پاسخ منطقی به صدای مخالف را از دست میدهد، تنها راه چاره را در حذف فیزیکی و نمادین مخالف میبیند. این استراتژی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فضایی به ظاهر آرام ایجاد کند، اما در عمق جامعه، گسلهای اجتماعی را تعمیق کرده و نارضایتی را به سوختی زیر خاکستر تبدیل میکند. تاریخ نشان داده است که حذف روشنفکران، آتش اندیشه را خاموش نمیکند، بلکه تنها آن را به کورههای زیرزمینی میبرد تا روزی با شدتی بیشتر شعلهور شود.
#سرکوب_دانشگاه #استبداد #عرصه_عمومی #کنترل #توتالیتاریسم #ولایت_فقیه #حکومت_ایدئولوژیک #دانشگاه #سرکوب_اساتید #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊3👍2
تایید حکم ۲۱ ماه حبس مطهره گونهای در دادگاه تجدیدنظر؛ «هدیه روز دانشجو»
مطهره گونهای، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی، از تأیید حکم سنگین ۲۱ ماه حبس تعزیری، در دادگاه تجدیدنظر استان تهران خبر داد.
مطهره گونهای امروز در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت:
«هدیه روز دانشجو:
حکمم در دادگاه تجدیدنظر با توضیح شیوه ارتکاب جرم، نتایج زیانبار آن، سابقه کیفری و تأثیر تعزیر بر متهم تأیید شد.»
مطهره گونهای پیشتر اعلام کرده بود که در دادگاه بدوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران او را در مجموع به ۲۱ ماه زندان محکوم کرده است:
۱۵ ماه حبس تعزیری بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»
۶ ماه حبس تعزیری بابت «توهین به علی خامنهای»
ضبط تلفن همراه به دلیل «انتشار مطالب مجرمانه»
او گفته بود که این حکم در کمتر از یک هفته صادر شده است.
این فعال دانشجویی پیشتر با انتشار تصاویر پوکه گلولهها و محل اصابت آنها در دیوار خانه روایت تکاندهندهای از بازداشت خود ارائه داده بود:
«این گلولهها واقعیاند و جایشان در دیوار خانهمان هم واقعی است. نه اسرائیل، که وزارت اطلاعات به سمت ما شلیک کرد!»
او همچنین از باز نکردن درهای سلولها در زمان بمباران، انتقال به سلولهای موسوم به خانه امن، بیتوجهی درمانی، و خون بالا آوردن در قرنطینه قرچک نوشته و رفتار مأموران را «نماد چهره واقعی و خبیث» حاکمیت توصیف کرده بود.
تأیید این حکم در آستانهی روز دانشجو و در ادامه موج برخوردهای امنیتی با فعالان دانشگاهی در ایران صورت گرفته است.
- پی نوشت:
اطلاع یافتیم اتهام «توهین به رهبری از اتهامات مطهره گونهای حذف شده است و حکم ایشان به یک سال کاهش پیدا کرده است.
#مطهره_گونه_ای #دانشجو #سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تایید حکم ۲۱ ماه حبس مطهره گونهای در دادگاه تجدیدنظر؛ «هدیه روز دانشجو»
مطهره گونهای، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی، از تأیید حکم سنگین ۲۱ ماه حبس تعزیری، در دادگاه تجدیدنظر استان تهران خبر داد.
مطهره گونهای امروز در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشت:
«هدیه روز دانشجو:
حکمم در دادگاه تجدیدنظر با توضیح شیوه ارتکاب جرم، نتایج زیانبار آن، سابقه کیفری و تأثیر تعزیر بر متهم تأیید شد.»
مطهره گونهای پیشتر اعلام کرده بود که در دادگاه بدوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران او را در مجموع به ۲۱ ماه زندان محکوم کرده است:
۱۵ ماه حبس تعزیری بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»
۶ ماه حبس تعزیری بابت «توهین به علی خامنهای»
ضبط تلفن همراه به دلیل «انتشار مطالب مجرمانه»
او گفته بود که این حکم در کمتر از یک هفته صادر شده است.
این فعال دانشجویی پیشتر با انتشار تصاویر پوکه گلولهها و محل اصابت آنها در دیوار خانه روایت تکاندهندهای از بازداشت خود ارائه داده بود:
«این گلولهها واقعیاند و جایشان در دیوار خانهمان هم واقعی است. نه اسرائیل، که وزارت اطلاعات به سمت ما شلیک کرد!»
او همچنین از باز نکردن درهای سلولها در زمان بمباران، انتقال به سلولهای موسوم به خانه امن، بیتوجهی درمانی، و خون بالا آوردن در قرنطینه قرچک نوشته و رفتار مأموران را «نماد چهره واقعی و خبیث» حاکمیت توصیف کرده بود.
تأیید این حکم در آستانهی روز دانشجو و در ادامه موج برخوردهای امنیتی با فعالان دانشگاهی در ایران صورت گرفته است.
- پی نوشت:
اطلاع یافتیم اتهام «توهین به رهبری از اتهامات مطهره گونهای حذف شده است و حکم ایشان به یک سال کاهش پیدا کرده است.
#مطهره_گونه_ای #دانشجو #سرکوب_دانشگاه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊5❤1