This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زهرا کریمی، مادر جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده در آستانه نوروز ۱۴۰۳ این ویدیو را منتشر کرد.
محمد رسول مومنی زاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادر میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
یکی از مخاطبان توانا از شهر رشت میگوید: «مادر محمدرسول خیلی مورد آزار قرار گرفته است. او را تهدید کردهاند که پسر دیگرش را هم از او میگیرند. نیروهای اطلاعاتی چه سر مزار محمد رسول و چه اطراف خانهشان مزاحمت ایجاد میکنند، چند بار صفحه اینستاگرامشان (مادر و برادر محمدرسول) را بستهاند تا صدای دادخواهی آنها را خاموش کنند، لطفا صدای خانوادههای دادخواه باشید و آنها را فراموش نکنید.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #همدلی #همبستگی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محمد رسول مومنی زاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادر میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
یکی از مخاطبان توانا از شهر رشت میگوید: «مادر محمدرسول خیلی مورد آزار قرار گرفته است. او را تهدید کردهاند که پسر دیگرش را هم از او میگیرند. نیروهای اطلاعاتی چه سر مزار محمد رسول و چه اطراف خانهشان مزاحمت ایجاد میکنند، چند بار صفحه اینستاگرامشان (مادر و برادر محمدرسول) را بستهاند تا صدای دادخواهی آنها را خاموش کنند، لطفا صدای خانوادههای دادخواه باشید و آنها را فراموش نکنید.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #همدلی #همبستگی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤26💔11👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده نیز روز سیزده بدر را در کنار مزار فرزندش گذراند
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
یکی از مخاطبان توانا از شهر رشت میگوید: «مادر محمدرسول خیلی مورد آزار قرار گرفته است. او را تهدید کردهاند که پسر دیگرش را هم از او میگیرند. نیروهای اطلاعاتی چه سر مزار محمد رسول و چه اطراف خانهشان مزاحمت ایجاد میکنند، چند بار صفحه اینستاگرامشان (مادر و برادر محمدرسول) را بستهاند تا صدای دادخواهی آنها را خاموش کنند، لطفا صدای خانوادههای دادخواه باشید و آنها را فراموش نکنید.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #سیزده_بدر #همبستگی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده نیز روز سیزده بدر را در کنار مزار فرزندش گذراند
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
او اضافه کرده: «چرا بچه مرا از یک متری با اسلحه کشتید؟ مگر او چه کار کرده بود؟ من چه کنم که خون او پایمال نشود؟ من حتی اجازه نداشتم فرزند خودم را ببینم و ببوسم.»
برادر محمدرسول در حساب کاربری خود با اشاره به گزارش پزشکی قانونی تصریح کرد در این گزارش نوشته شده محمد رسول از ناحیه کبد آسیب دیده است، در حالی که گلوله از زیر بغل به برادرش اصابت کرده و در سردخانه قسمت پایین دنده او پاره
شده بود.
یکی از مخاطبان توانا از شهر رشت میگوید: «مادر محمدرسول خیلی مورد آزار قرار گرفته است. او را تهدید کردهاند که پسر دیگرش را هم از او میگیرند. نیروهای اطلاعاتی چه سر مزار محمد رسول و چه اطراف خانهشان مزاحمت ایجاد میکنند، چند بار صفحه اینستاگرامشان (مادر و برادر محمدرسول) را بستهاند تا صدای دادخواهی آنها را خاموش کنند، لطفا صدای خانوادههای دادخواه باشید و آنها را فراموش نکنید.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #سیزده_بدر #همبستگی
#علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤30🕊4💔3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلهایی که هنوز میتپند برای عدالت
مادر و خواهر و برادر داغدار ولی دادخواه جاویدنام بهنام لایقپور بر سر مزار جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاذه حاضر شدند و با مادر او گفتگو کردند و کنارشان بودند.
بهنام و محمدرسول، نامهایی که دیگر تنها یک خاطره نیستند، بلکه فریادی خاموشنشدنی در سینه تاریخاند.
این دیدارها تنها دیدار میان چند خانواده نیست، دیدار میان دلهاییست که زیر بار غم خم شدهاند، اما نشکستهاند. مادرانی که قلبشان زیر آوار سالها درد و داغ میتپد، هنوز ایستادهاند، با چشمانی پر اشک و صدایی بغضآلود که میگوید: ما فراموش نکردهایم، و نخواهیم کرد.
در این جمع صمیمی اما سوگوار، یادآوری آن روزهای سیاه بار دیگر قلبها را فشرد. هنوز زخم آن قتلها تازه است؛ هنوز داغ آن جوانان بر دلهاست. این مادران و خواهران نه برای انتقام، که برای حقیقت، برای عدالت، برای آیندهای بدون خشونت گرد هم آمدهاند.
فرزندانشان فقط برای حجاب نرفتند؛ آنان برای کرامت، آزادی، حق انتخاب، و فردایی روشن ایستادند. برخی در دل کوچه و خیابان غافلگیرانه جان باختند، برخی با آگاهی و اراده، دل به طوفان سپردند. و امروز، خانوادههایشان ایستادهاند تا یادشان را زنده نگه دارند، و پیامشان را فریاد کنند.
مأموران اطلاعات، بعد از کشته شدن بهنام گفتند که ما او را به عنوان لیدر اعتراضات شناسایی کرده بودیم و قصد بازداشت او را داشتیم.
بهنام و محمدرسول از جمله جوانانی بودند که به شوق آزادی به خیابان رفته بودند، برای گذر از تاریکیای که میهن را فرا گرفته است.
درد این خانوادهها با گذر زمان کم نشده، بلکه با هر یادآوری دوباره شعلهور میشود. موهای سپید، قلبهای شکسته، شبهایی در بیمارستان... اینها بهای سنگینیست که پرداختهاند، نه برای مرثیه، بلکه برای تغییر.
پس از این دیدار و شنیدن درد و رنج مادر محمدرسول، مادر بهنام لایقپور یک شب در بیمارستان بستری شد.
کاش همه میدیدند و میفهمیدند که زندگی برای این خانوادهها عادی نشده، که جنایتی که رخ داده، زخمیست باز، و یادآوری آن نه انتخاب، که بخشی از زیستن آنهاست.
#محمدرسول_مومنی_زاده #بهنام_لایق_پور #دادخواهی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر و خواهر و برادر داغدار ولی دادخواه جاویدنام بهنام لایقپور بر سر مزار جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاذه حاضر شدند و با مادر او گفتگو کردند و کنارشان بودند.
بهنام و محمدرسول، نامهایی که دیگر تنها یک خاطره نیستند، بلکه فریادی خاموشنشدنی در سینه تاریخاند.
این دیدارها تنها دیدار میان چند خانواده نیست، دیدار میان دلهاییست که زیر بار غم خم شدهاند، اما نشکستهاند. مادرانی که قلبشان زیر آوار سالها درد و داغ میتپد، هنوز ایستادهاند، با چشمانی پر اشک و صدایی بغضآلود که میگوید: ما فراموش نکردهایم، و نخواهیم کرد.
در این جمع صمیمی اما سوگوار، یادآوری آن روزهای سیاه بار دیگر قلبها را فشرد. هنوز زخم آن قتلها تازه است؛ هنوز داغ آن جوانان بر دلهاست. این مادران و خواهران نه برای انتقام، که برای حقیقت، برای عدالت، برای آیندهای بدون خشونت گرد هم آمدهاند.
فرزندانشان فقط برای حجاب نرفتند؛ آنان برای کرامت، آزادی، حق انتخاب، و فردایی روشن ایستادند. برخی در دل کوچه و خیابان غافلگیرانه جان باختند، برخی با آگاهی و اراده، دل به طوفان سپردند. و امروز، خانوادههایشان ایستادهاند تا یادشان را زنده نگه دارند، و پیامشان را فریاد کنند.
مأموران اطلاعات، بعد از کشته شدن بهنام گفتند که ما او را به عنوان لیدر اعتراضات شناسایی کرده بودیم و قصد بازداشت او را داشتیم.
بهنام و محمدرسول از جمله جوانانی بودند که به شوق آزادی به خیابان رفته بودند، برای گذر از تاریکیای که میهن را فرا گرفته است.
درد این خانوادهها با گذر زمان کم نشده، بلکه با هر یادآوری دوباره شعلهور میشود. موهای سپید، قلبهای شکسته، شبهایی در بیمارستان... اینها بهای سنگینیست که پرداختهاند، نه برای مرثیه، بلکه برای تغییر.
پس از این دیدار و شنیدن درد و رنج مادر محمدرسول، مادر بهنام لایقپور یک شب در بیمارستان بستری شد.
کاش همه میدیدند و میفهمیدند که زندگی برای این خانوادهها عادی نشده، که جنایتی که رخ داده، زخمیست باز، و یادآوری آن نه انتخاب، که بخشی از زیستن آنهاست.
#محمدرسول_مومنی_زاده #بهنام_لایق_پور #دادخواهی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تندیس شنی محمدرسول مؤمنیزاده
کاری از فرهاد پوریاری، در سواحل عمان
محمدرسول مومنزاده که به همراه برادرش در اعتراضات رشت بود، در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی از فاصله یک متری کشته شد. ماموران پس از شلیک با وجود خونریزی شدید محمد رسول با باتوم دو برادر را کتک زدند و آنها را زیر مشت و لگد گرفتند.
حکومت با فرستادن تعداد زیادی مامور لباس شخصی در مراسم تدفین و فیلمبرداری، خانواده مومنزاده را تهدید و تحت فشار قرار داد. برخلاف فشارها اما مادرش گفت: «دادخواهم و نمیگذارم خون او پایمال شود.» خامنهای مسول مستقیم قتل محمد رسول و صدها بیگناه دیگر این سرزمین است که بدون هیچ تاوانی در خون غلتیدند. محمد رسول بیگناه بود و جانش را در راه آزادی و برای مردمش از دست داد.
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاری از فرهاد پوریاری، در سواحل عمان
محمدرسول مومنزاده که به همراه برادرش در اعتراضات رشت بود، در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی از فاصله یک متری کشته شد. ماموران پس از شلیک با وجود خونریزی شدید محمد رسول با باتوم دو برادر را کتک زدند و آنها را زیر مشت و لگد گرفتند.
حکومت با فرستادن تعداد زیادی مامور لباس شخصی در مراسم تدفین و فیلمبرداری، خانواده مومنزاده را تهدید و تحت فشار قرار داد. برخلاف فشارها اما مادرش گفت: «دادخواهم و نمیگذارم خون او پایمال شود.» خامنهای مسول مستقیم قتل محمد رسول و صدها بیگناه دیگر این سرزمین است که بدون هیچ تاوانی در خون غلتیدند. محمد رسول بیگناه بود و جانش را در راه آزادی و برای مردمش از دست داد.
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18💔15👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از محمدرسول مؤمنیزاده در آستانه زادروزش
۲۳ آبان، زادروز محمدرسول مؤمنیزاده است. اگر او را نکشته بودند، امسال تازه ۲۷ سالگیاش را جشن میگرفت.
محمدرسول مومنزاده که به همراه برادرش در اعتراضات رشت بود، در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی از فاصله یک متری کشته شد. ماموران پس از شلیک با وجود خونریزی شدید محمد رسول با باتوم دو برادر را کتک زدند و آنها را زیر مشت و لگد گرفتند.
حکومت با فرستادن تعداد زیادی مامور لباس شخصی در مراسم تدفین و فیلمبرداری، خانواده مومنزاده را تهدید و تحت فشار قرار داد. برخلاف فشارها اما مادرش گفت: «دادخواهم و نمیگذارم خون او پایمال شود.» خامنهای مسول مستقیم قتل محمد رسول و صدها بیگناه دیگر این سرزمین است که بدون هیچ تاوانی در خون غلتیدند. محمد رسول بیگناه بود و جانش را در راه آزادی و برای مردمش از دست داد.
ویدیو از صفحه مادر محمدرسول
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۲۳ آبان، زادروز محمدرسول مؤمنیزاده است. اگر او را نکشته بودند، امسال تازه ۲۷ سالگیاش را جشن میگرفت.
محمدرسول مومنزاده که به همراه برادرش در اعتراضات رشت بود، در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی از فاصله یک متری کشته شد. ماموران پس از شلیک با وجود خونریزی شدید محمد رسول با باتوم دو برادر را کتک زدند و آنها را زیر مشت و لگد گرفتند.
حکومت با فرستادن تعداد زیادی مامور لباس شخصی در مراسم تدفین و فیلمبرداری، خانواده مومنزاده را تهدید و تحت فشار قرار داد. برخلاف فشارها اما مادرش گفت: «دادخواهم و نمیگذارم خون او پایمال شود.» خامنهای مسول مستقیم قتل محمد رسول و صدها بیگناه دیگر این سرزمین است که بدون هیچ تاوانی در خون غلتیدند. محمد رسول بیگناه بود و جانش را در راه آزادی و برای مردمش از دست داد.
ویدیو از صفحه مادر محمدرسول
#محمدرسول_مومنی_زاده #رشت #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊5❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده این ویدئو را از فرزندش منتشر کرد و نوشت:
«جمعه ۲۳ آبان پسرم محمد رسولم تو ۲۷ ساله میشی
مثل هر سال این روز رو کنار هم جشن میگیریم
پیشاپیش زادروزت خجسته باد پسر قهرمانم✌️💙»
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«جمعه ۲۳ آبان پسرم محمد رسولم تو ۲۷ ساله میشی
مثل هر سال این روز رو کنار هم جشن میگیریم
پیشاپیش زادروزت خجسته باد پسر قهرمانم✌️💙»
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔6❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته، مراسم بیست و هفتمین زادروز جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده، با حضور خانواده، دوستان و جمعی از خانوادههای دادخواه برگزار شد
مادرش بر سر مزار او میگوید: پسرم برای نجات هموطن از جانش مایه گذاشت، در رابر ظلم بیتفاوت نبود. خیلی بهش افتخار میکنم که بیتفاوت از جلوی ظلم نگذشت.
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #علیه_فراموشی #دادخواهی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش بر سر مزار او میگوید: پسرم برای نجات هموطن از جانش مایه گذاشت، در رابر ظلم بیتفاوت نبود. خیلی بهش افتخار میکنم که بیتفاوت از جلوی ظلم نگذشت.
محمد رسول مومنیزاده ۲۴ ساله در آغوش برادرش جان داد وقتی از پشت به او تیر زدند بیشتر از ۳۰ نفر موتور سوار با باتوم به او حمله کردند. برادرش میگوید: «خودم را به روی محمدرسول انداختم که پهلوی شکسته و تیر خورده اش که غرق خون بود لگد نخورد.»
زهرا کریمی مادر محمدرسول به یکی از رسانهها گفته است : «وقتی به بیمارستان رفتم پر از لباس شخصی بود و وقتی که جنازه کسی را در آنجا دیدم گفتم خدا به پدرومادرش رحم کند. پسر دیگرم به من گفت که این محمدرسول است. من قبول نمیکردم. نیروهای امنیتی نگذاشتند پیکر بچهام را ببینم و همینطوری در بیمارستان و حیاط و خیابان من را با زور و کشانکشان میبردند.»
#محمدرسول_مومنی_زاده #علیه_فراموشی #دادخواهی #رشت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤2
بهادر مؤمنیزاده در شهر رشت بازداشت شد
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊6
پیشتر خبر داده بودیم که بهادر مؤمنیزاده روز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود. بازداشت او با خشونت زیادی همراه بوده و او را از طبقه چهارم تا موقع سوار شدن خودروی نیروی امنیتی روی پلهها کشیدند و مورد ضرب و شتم قرار دادند.
حتی پس از بازداشت به دکه محل کاسبی بهادر رفتند و سماور و تمام وسایل دکهاش را که با آن مخارج خانواده را تأمین میکرد، شکستند و به بیرون پرتاب کردند.
بهادر، برادر جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده است که در سال ۱۴۰۱ در اولین روزهای خیزش مهسا در آغوش بهادر جان باخت.
مادر محمدرسول و بهادر هم برای روز شنبه ۱۸ بهمن ماه، طبق احضاریهای که دریافت کرده باید مراجعه کند.
مادری که دو پسرش را از کودکی بعد از فوت پدرشان دست تنها و با کارگری در شالیزارها بزرگ کرده است.
(پدر بهار، وقتی او دو ساله بود فوت کرد.)
ازبچگی بهادر ۲ماه داشت باباش فوت کرده.
حالا این مادر که با چه سختیها دو جوان رعنا و رشید را بزرگ کرده، داغدار یکی و نگران دیگری است و خودش هم احضار شده است.
جان بهادر در خطر است. از دوشنبه که بازداشت شده، هیچ نهادی مسئولیت بازداشت او را بر عهده نمیگیرد و هیچ زندان و بازداشتگاهی وجود او را در بین بازداشتیها تأیید نمیکند.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
پیشتر خبر داده بودیم که بهادر مؤمنیزاده روز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده بود. بازداشت او با خشونت زیادی همراه بوده و او را از طبقه چهارم تا موقع سوار شدن خودروی نیروی امنیتی روی پلهها کشیدند و مورد ضرب و شتم قرار دادند.
حتی پس از بازداشت به دکه محل کاسبی بهادر رفتند و سماور و تمام وسایل دکهاش را که با آن مخارج خانواده را تأمین میکرد، شکستند و به بیرون پرتاب کردند.
بهادر، برادر جاویدنام محمدرسول مؤمنیزاده است که در سال ۱۴۰۱ در اولین روزهای خیزش مهسا در آغوش بهادر جان باخت.
مادر محمدرسول و بهادر هم برای روز شنبه ۱۸ بهمن ماه، طبق احضاریهای که دریافت کرده باید مراجعه کند.
مادری که دو پسرش را از کودکی بعد از فوت پدرشان دست تنها و با کارگری در شالیزارها بزرگ کرده است.
(پدر بهار، وقتی او دو ساله بود فوت کرد.)
ازبچگی بهادر ۲ماه داشت باباش فوت کرده.
حالا این مادر که با چه سختیها دو جوان رعنا و رشید را بزرگ کرده، داغدار یکی و نگران دیگری است و خودش هم احضار شده است.
جان بهادر در خطر است. از دوشنبه که بازداشت شده، هیچ نهادی مسئولیت بازداشت او را بر عهده نمیگیرد و هیچ زندان و بازداشتگاهی وجود او را در بین بازداشتیها تأیید نمیکند.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊10❤2😍1