آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.5K photos
41.8K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام علی سیدی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم
شعاری بود که جوانان‌مان فریاد می‌زدند؛ نشانه‌ای از اتحاد، از پشت‌هم‌نزدن، از جوانمردانه ایستادن شانه به شانه.
این خون‌ها را فراموش نکنید...

#چهارشنبه_غم
#چهارم_آبان
#چهارشنبه_خونین

از هر چهارشنبه‌ای که می‌گذرد بیزارم.
داغ دلم تازه‌تر می‌شود، و جگرم بیشتر آتش می‌گیرد؛ چهارشنبه‌ای که آخرین استوری‌ات را گذاشتی، همانی که خطاب به نامردها نوشتی:
«چرا بچه رو می‌زنی؟ بیا منو بزن!»

به چه جرمی زدنت، پسرم؟
به این جرم که خودت را سپر کردی؟
به این جرم که گفتی: «چرا خواهرامونو می‌زنید؟»

همین کافی بود تا اسلحه را بگذارند پهلویت... و شلیک کنند.
ننگ‌شان، مرگ‌شان، که حتی خبر هم ندادند بیایم ببینمت...
تا صبح ناله زدم، ذره‌ذره مُردم، بی‌آن‌که خبری ازت داشته باشم.

پنج‌شنبه گفتند شهید شدی...
فهمیدم تا صبح، تن بی‌جانت را در ماشین کلانتری نگه داشته بودند، بی‌آنکه ما را باخبر کنند.

و جمعه... که نگذاشتند در پزشک قانونی ببینمت. گفتند: «اگر صدایت دربیاید، گمنام دفنش می‌کنیم.»

بعد از سه روز، شنبه، تن بی‌جانت را بی‌صدا سپردند به خاک.
تمام آرزوهایت، تمام جوانی‌ات، خاموش شد.
همه عکس‌ها و فیلم‌هایت در گوشی‌ات را پاک کردند...
و فقط همان استوری‌ات باقی ماند.
همانی که نشان داد نترسیدی... شجاعانه و با شرافت از وطن و خواهران و برادرانت دفاع کردی.

اما صد افسوس، هزاران افسوس...
من مانده‌ام و این غم بزرگ.

بیایید فراموش نکنیم
چه جوان‌هایی را از دست دادیم...
چه خون‌های بی‌گناهی ریخته شد...

#اتحاد_رمز_پیروزی
#علی_سیدی
#محمد_حسینی

zh.khakpoor

#دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
38🕊9💔6👍3
خانواده جاویدنام علی سیدی، بر سر مزارش زادروزش را جشن گرفتند.

علی سیدی، جوان ۲۵ ساله‌ای از پرند، یکی از جاویدنامان خیزش «زن، زندگی، آزادی» بود؛ پسری کاری، مهربان و شجاع که زندگی‌اش با عشق به خانواده و دوستان معنا داشت. او در ۲۳ شهریور ۱۳۷۶ در بیمارستان فیروزگر تهران به دنیا آمد و در کنار برادرش سعید و خواهر کوچکترش باران، در خانواده‌ای پر از سختی اما سرشار از محبت بزرگ شد. از نوجوانی کار می‌کرد تا بار زندگی را از دوش مادر جوانش بردارد. دیپلم کامپیوتر داشت، به بدنسازی، موسیقی رپ و رانندگی علاقه‌مند بود و هیچ‌گاه زیر بار زور نمی‌رفت.

زندگی علی پر از تجربه‌های سخت و درخشان بود. در تصادف سال ۱۳۹۸ به‌شدت زخمی شد، اما با عشق و پرستاری مادر از مرگ گریخت و دوباره روی پای خود ایستاد. پس از آن مدتی در مشاور املاک کار کرد و به مادرش قول داد که روزی خانه‌ای برایشان بخرد. علی همواره شکرگزار بود، حتی اگر غذایی ساده از دست مادر می‌خورد، و همیشه آماده کمک به دوستان و اطرافیانش بود.

با آغاز اعتراضات پس از قتل مهسا ژینا امینی، علی نیز به خیابان آمد. چهارم آبان ۱۴۰۱، در چهلم ژینا، وقتی دید زنان جوان را وحشیانه می‌زنند، تاب نیاورد و به دفاع از آنان برخاست. مأموران با شوکر و باتوم به او حمله کردند و از فاصله نزدیک به پهلویش شلیک کردند. پیکر نیمه‌جانش ساعت‌ها بی‌کمک رها شد تا خون زیادی از او برود. در درمانگاه پرند به‌دلیل شدت جراحات جان باخت.

پیکر علی سه روز بعد با تهدید و فشار امنیتی، در حالی که اجازه حضور بیش از بیست نفر داده نشد، در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. حتی خانواده‌اش را از برگزاری مراسم و نصب حجله و بنر محروم کردند. با وجود همه تلاش‌های حکومت برای پنهان‌سازی حقیقت، روایت زندگی و شهادت او به یادگار مانده است؛ روایتی از پسری که زنده‌اش امید و پناه خانواده و دوستان بود و مرگش سندی بر جنایت و بی‌عدالتی.

علی سیدی نه فقط یک نام، که نشانه‌ای از نسلی است که برای آزادی برخاست و خونش بر خاک وطن گواهی جاوید شد.

#علی_سیدی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
23💔9👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته مادر جاویدنام علی سیدی، به مناسبت زادروز فرزندش نوشت:

«پسر نازنینم…آغاز۲۳شهریور ...پایان۴آبان
امروز تولدته، روزی که باید خونه پر از شادی و صدای خنده‌هات باشه.
باید دور هم جمع می‌شدیم، شمع روشن می‌کردیم، تو با لبخندت فوت می‌کردی و من از ته دل برات دعا می‌کردم.
اما حالا همه‌چیز برعکس شده… من موندم و یه دنیا دلتنگی، یه مزار سرد و قلبی که هیچ‌وقت آروم نمی‌گیره.
پسرم، هر سال همین روز، انگار دوباره از نو می‌میرم.
نگاه می‌کنم به عکس‌هات، به خاطره‌ها، به لبخندایی که دیگه تکرار نمی‌شن…
امروز تولدته، اما شمعا به جای نفسای تو، با اشکای من خاموش می‌شن.
تو رفتی، اما من هنوز با تموم وجودم حس می‌کنم کنارمی.
یادت، اسمت، خنده‌هات، همه‌اش توی این خونه و توی قلب من زنده‌ست.
مامانت همیشه بهت افتخار می‌کنه، کاش بودی، کاش هنوز می‌تونستم یه بار دیگه بغلت کنم.
علی جانم‌ما خانوادت دست در دست هم تا آخرین نفس هیچ وقت از خون به ناحق ریخته ات نمیگذریم وتا روز انتقام هستیم برآن عهد همیشگی مان‌ تا روز محاکمه و عدالت و آزادی که آرزوت بود
با افتخار فراوان زادروزت در آسمانها کنار همه جاوید نامداران وطن مبارک »

#زن_زندگی_آزادی
#مرد_ میهن _ آبادی
#علی_سیدی
#محمد_حسینی
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
22💔18