This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام عرفان رضایی، این ویدیوی کوتاه را منتشر کرد و نوشت:
«اصلا این خون، این چشمها، این دستهای ملتهب از رگهای جوان و خونی با همهی آدمهای معمولی که کشته میشوند فرق دارد، این خون خونبها نمیخواهد.
این خون که شجاعت و شرافت را معنی کرد، حتی آسفالتهای سنگی که خونش را مکیدند میفهمند و حتی دستهای آن مرده شور که یک زنده باشرف را با خونش غسل داد، فهمید که این خون با همهی خونها فرق دارد، میدانی این خون بهایش چیست؟؟ این خون بهایش خود اوست، چشمهای پر از آرزویش، افکار بلندش، رویای آزادی و آزادگی هنوز میسر است، هیچ بمبی، هیچ اسلحهای نتوانست این پایگاه، این اندیشه پاک را منفجر کند. خونبهایش فقط آزادی و برابریست»
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #دادخواهی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«اصلا این خون، این چشمها، این دستهای ملتهب از رگهای جوان و خونی با همهی آدمهای معمولی که کشته میشوند فرق دارد، این خون خونبها نمیخواهد.
این خون که شجاعت و شرافت را معنی کرد، حتی آسفالتهای سنگی که خونش را مکیدند میفهمند و حتی دستهای آن مرده شور که یک زنده باشرف را با خونش غسل داد، فهمید که این خون با همهی خونها فرق دارد، میدانی این خون بهایش چیست؟؟ این خون بهایش خود اوست، چشمهای پر از آرزویش، افکار بلندش، رویای آزادی و آزادگی هنوز میسر است، هیچ بمبی، هیچ اسلحهای نتوانست این پایگاه، این اندیشه پاک را منفجر کند. خونبهایش فقط آزادی و برابریست»
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #دادخواهی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52❤10👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از یاد نبر خون را
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدئو در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«عرفانم، قهرمان ایران، تو هیچ وقت از یاد مردم نمیروی
هرگز،هرگز با تمام فشارها و تهدیدها از محبوبیت و قهرمانیات کم نمیشود، چرا که هیچ کس نمیتواند ذهن و باور وجودی مردم را تهدید کند
خواستند صدای تو را خفه کنند اما غافل از اینکه هر صدایی که بخواهند ساکتش کنند اشتیاق شنیده شدنش بسیار میشود.
فریاد تو از آن قبر سنگی هم بلند است
چه با شکوه صدای آزادیخواهی و برابریطلبی تو به تاریخ پیوست، آنهایی که تو را کشتند، آنهایی که تنها زبان زور و خشونت و سرکوب را میفهمند بدانند؛ فرزندان ما در تاریخ آزادیخواهی و برابریطلبی ماندگار شدند، یک روز زور و خشونت و در برابر این حقیقت زانو میزند، حقیقت و ارزش ماندگاری که ما هرگز نمیگذاریم خاموش شود.»
قتل عرفان در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، صحنهای دردناک از جنایت جمهوری اسلامی را به تصویر کشید. او پس از پایینکشیدن تصویر علی خامنهای، با دو گلوله مأموران امنیتی جان باخت.
از خانوادههای دادخواه حمایت کنیم. اکانت ایشان در اینستاگرام
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #دادخواهی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدئو در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«عرفانم، قهرمان ایران، تو هیچ وقت از یاد مردم نمیروی
هرگز،هرگز با تمام فشارها و تهدیدها از محبوبیت و قهرمانیات کم نمیشود، چرا که هیچ کس نمیتواند ذهن و باور وجودی مردم را تهدید کند
خواستند صدای تو را خفه کنند اما غافل از اینکه هر صدایی که بخواهند ساکتش کنند اشتیاق شنیده شدنش بسیار میشود.
فریاد تو از آن قبر سنگی هم بلند است
چه با شکوه صدای آزادیخواهی و برابریطلبی تو به تاریخ پیوست، آنهایی که تو را کشتند، آنهایی که تنها زبان زور و خشونت و سرکوب را میفهمند بدانند؛ فرزندان ما در تاریخ آزادیخواهی و برابریطلبی ماندگار شدند، یک روز زور و خشونت و در برابر این حقیقت زانو میزند، حقیقت و ارزش ماندگاری که ما هرگز نمیگذاریم خاموش شود.»
قتل عرفان در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، صحنهای دردناک از جنایت جمهوری اسلامی را به تصویر کشید. او پس از پایینکشیدن تصویر علی خامنهای، با دو گلوله مأموران امنیتی جان باخت.
از خانوادههای دادخواه حمایت کنیم. اکانت ایشان در اینستاگرام
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #دادخواهی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔13👍8❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور مادران جاویدنامان سیاوش محمودی و عرفان رضایی، در کنار مادر جاویدنام غزاله چلابی، بر سر مزار غزاله چلابی و عرفان رضایی
لیلا مهدوی، مادر سیاوش، ضمن انتشار این ویدئو نوشت:
«دیدار تو امروز مرا تا مغز استخوان دگرگون کرد. حالی عجیب، سنگین، و پر از سکوتِ فریاد داشتم وقتی که به مزار تو رسیدم، کنج دیواری زیر سقف شیروانی، جایی که یک عکس زخمخورده از دختری شجاع و بیگناه مثل فرزند خودم، با تیر بر پیشانیاش، هنوز آنجا بود. قلبم مچاله شد، نفسم به سختی بالا آمد، مادری نشسته بود، در آغوشی که غم هزار سالهای در آن پنهان بود، نفسی که پر از شکست و بیتابی بود، دردی که سهم همه ما بود. ای وای بر حجم این درد! سه قاب مادر، با چشمانی که غم فرزندانشان را در سینهٔ زخمیشان جای دادهاند، چنان سنگینی میکرد که آن کنج مزار را به خاک انداخته بود. چه بر سر ما آوردید؟ چه بلایی بر سر فرزندان ما آوردید؟ مزار عرفان را دیدم، پسری با چشمانی سیاه وآن هودی سبز رنگی که بر تن داشت در دل دشتی سبز عکسی که از دور همچنان با تو سخن میگوید. هر گوشهای را که نگاه میکنی، عکس عرفان، بیصدا با تو میگردد و تو را به خانهاش، به آن دنیای خاموش، دعوت میکند. میرسی آرام کنار مزار، در سکوتی عمیق و پر از معنا، آه مادر... سیاوش، ای سیاوش جان، دلم امروز پر از بغض است، قلبم شکست خورده، کنار مزار تو نبودم، کنار همرزمانت، دلم لحظهای سمت تو میرفت، لحظهای سمت غزاله، و لحظهای سمت عرفان... وای بر شما، چگونه جرات میکنید پاسخ بدهید، شما که زندگی را از فرزندان ما ربودید؟ غم این مادران، خانههای شما را ویران خواهد کرد، صبور باشید، سحر نزدیک است... روز انتقام، نزدیکتر از تپش رگ گردن، میآید، و شما را نابود خواهد کرد، به تلخترین و دردناکترین شکل ممکن.»
#غزاله_چلابی #عرفان_رضایی #سیاوش_محمودی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
لیلا مهدوی، مادر سیاوش، ضمن انتشار این ویدئو نوشت:
«دیدار تو امروز مرا تا مغز استخوان دگرگون کرد. حالی عجیب، سنگین، و پر از سکوتِ فریاد داشتم وقتی که به مزار تو رسیدم، کنج دیواری زیر سقف شیروانی، جایی که یک عکس زخمخورده از دختری شجاع و بیگناه مثل فرزند خودم، با تیر بر پیشانیاش، هنوز آنجا بود. قلبم مچاله شد، نفسم به سختی بالا آمد، مادری نشسته بود، در آغوشی که غم هزار سالهای در آن پنهان بود، نفسی که پر از شکست و بیتابی بود، دردی که سهم همه ما بود. ای وای بر حجم این درد! سه قاب مادر، با چشمانی که غم فرزندانشان را در سینهٔ زخمیشان جای دادهاند، چنان سنگینی میکرد که آن کنج مزار را به خاک انداخته بود. چه بر سر ما آوردید؟ چه بلایی بر سر فرزندان ما آوردید؟ مزار عرفان را دیدم، پسری با چشمانی سیاه وآن هودی سبز رنگی که بر تن داشت در دل دشتی سبز عکسی که از دور همچنان با تو سخن میگوید. هر گوشهای را که نگاه میکنی، عکس عرفان، بیصدا با تو میگردد و تو را به خانهاش، به آن دنیای خاموش، دعوت میکند. میرسی آرام کنار مزار، در سکوتی عمیق و پر از معنا، آه مادر... سیاوش، ای سیاوش جان، دلم امروز پر از بغض است، قلبم شکست خورده، کنار مزار تو نبودم، کنار همرزمانت، دلم لحظهای سمت تو میرفت، لحظهای سمت غزاله، و لحظهای سمت عرفان... وای بر شما، چگونه جرات میکنید پاسخ بدهید، شما که زندگی را از فرزندان ما ربودید؟ غم این مادران، خانههای شما را ویران خواهد کرد، صبور باشید، سحر نزدیک است... روز انتقام، نزدیکتر از تپش رگ گردن، میآید، و شما را نابود خواهد کرد، به تلخترین و دردناکترین شکل ممکن.»
#غزاله_چلابی #عرفان_رضایی #سیاوش_محمودی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔48🕊5❤4
به شهریور نزدیک میشویم، ماهی که یادآور مهسا امینی و آغاز یکی از بزرگترین خیزشهای مردمی در ایران معاصر است. خیزشی با شعارهای مترقی و با حضور مردم اقصی نقاط میهن.
جوانان ایران با دست خالی مقابل حکومت تا بن دندان مسلح حماسه آفریدند و جان خود را برای آزادی میهن نثار کردند. بعد از آنها مادرانشان در تداوم جانفشانی فرزندان، شهامت یافتند و در هر کوی و برزن نام آن آزادکان را فریاد زدند و وجدان جامعه را به بیداری فراخواندند.
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، ویدیوی اول را منتشر کرد و نوشت:
حالمان به مانند فریاد بلندی است برای ظلم برای حق برای دلتنگی مادرانه
نه، بهتر از خوب — رها، سبک، بیوزن
مثل آواز زلال آب، که نرم و بیصدا
از دل صخرهها عبور میکرد،
انگار که زمین هم دلش را به ما سپرده بود. برای فریادهایمان
قلبهایمان…
میتپید، آرام، هماهنگ
با ضرباهنگی که نه از زمان بود،
نه از عقل — فقط از عشق.
گفتم:
بیا حرفی بزنیم،
حرفی از جنس رود — جاری و پاک
از جنس نسیم، که بوسه میزند بیادعا
از جنس نوری که روی برگها میرقصد.
بیا واژههایمان را بکاریم
در خاکی که بوی باران میدهد،
بوی فرزندانمان را می دهد
تا شاید درختی بروید
از نام فرزند انمان پردل خاک
که میوهاش سکوتی شیرین باشد، برای آنانی که صدای ما به گوششان می رسد
و سایهاش آغوشی بیمرز.
آب، کوه، درخت…
با ما نفس میکشیدند،
شرمگین از صداقتمان
گوش سپرده بودند
به زمزمهی دوستت دارمی
که فقط چشمهایمان گفتند.
ما بودیم
و رویایی که فقط در خیال تو آغاز میشد…
و دیگر هیچ
به نام فرزندان نامی ایران به نام سیاوش .عرفان . نیکا.ابوالفضل.سارینا .امیر مهدی.کومار .محمد مهدی .آرمیتا.صدف. وتمام دختران و پسران آزاده ای که جان شیرین خود را در راه آزادگی ازدست دادن برای وطن
جاوید نام بلنتدتان که تاریخ ساز ایران آزاد می شوید
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #عدالت #عرفان_رضایی #ایران #مادران_دادخواه
#ابوالفضل_مهدی_پور
#غزاله_چلابی
ویدیوی دوم هم از استوری خانم مهدوی برداشته شده است.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به شهریور نزدیک میشویم، ماهی که یادآور مهسا امینی و آغاز یکی از بزرگترین خیزشهای مردمی در ایران معاصر است. خیزشی با شعارهای مترقی و با حضور مردم اقصی نقاط میهن.
جوانان ایران با دست خالی مقابل حکومت تا بن دندان مسلح حماسه آفریدند و جان خود را برای آزادی میهن نثار کردند. بعد از آنها مادرانشان در تداوم جانفشانی فرزندان، شهامت یافتند و در هر کوی و برزن نام آن آزادکان را فریاد زدند و وجدان جامعه را به بیداری فراخواندند.
لیلا مهدوی، مادر سیاوش محمودی، ویدیوی اول را منتشر کرد و نوشت:
حالمان به مانند فریاد بلندی است برای ظلم برای حق برای دلتنگی مادرانه
نه، بهتر از خوب — رها، سبک، بیوزن
مثل آواز زلال آب، که نرم و بیصدا
از دل صخرهها عبور میکرد،
انگار که زمین هم دلش را به ما سپرده بود. برای فریادهایمان
قلبهایمان…
میتپید، آرام، هماهنگ
با ضرباهنگی که نه از زمان بود،
نه از عقل — فقط از عشق.
گفتم:
بیا حرفی بزنیم،
حرفی از جنس رود — جاری و پاک
از جنس نسیم، که بوسه میزند بیادعا
از جنس نوری که روی برگها میرقصد.
بیا واژههایمان را بکاریم
در خاکی که بوی باران میدهد،
بوی فرزندانمان را می دهد
تا شاید درختی بروید
از نام فرزند انمان پردل خاک
که میوهاش سکوتی شیرین باشد، برای آنانی که صدای ما به گوششان می رسد
و سایهاش آغوشی بیمرز.
آب، کوه، درخت…
با ما نفس میکشیدند،
شرمگین از صداقتمان
گوش سپرده بودند
به زمزمهی دوستت دارمی
که فقط چشمهایمان گفتند.
ما بودیم
و رویایی که فقط در خیال تو آغاز میشد…
و دیگر هیچ
به نام فرزندان نامی ایران به نام سیاوش .عرفان . نیکا.ابوالفضل.سارینا .امیر مهدی.کومار .محمد مهدی .آرمیتا.صدف. وتمام دختران و پسران آزاده ای که جان شیرین خود را در راه آزادگی ازدست دادن برای وطن
جاوید نام بلنتدتان که تاریخ ساز ایران آزاد می شوید
#سیاوش_محمودی #دادخواهی #عدالت #عرفان_رضایی #ایران #مادران_دادخواه
#ابوالفضل_مهدی_پور
#غزاله_چلابی
ویدیوی دوم هم از استوری خانم مهدوی برداشته شده است.
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«اولش که فیلمو دیدم خیلی خوشحال شدم فکر کردم مادر سیاوش و مادر عرفان رفتن طبیعت تا از سرسبزی درختان و آب و صدای جریان آن انرژی بگیرند، کمی غمهاشون رو فراموش کنند. وقتی مادر سیاوش شروع کرد اسم بچهاش رو فریاد زدن هر لحظه که میگذشت قلبم فشرده و فشردهتر میشد و لحظهای که مادر عرفان گفت عرفان کجایی مامان داره صدات میزنه بگو بله . چشمهام سیاهی رفت برای لحظه ای دیگه هیچی ندیدم و گریه امونم رو برید. با خودم گفتم نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم. واقعاً چرا این مادران در زندگی باید عزیزترین هدیهای که دریافت کرده بودند رو در نهایت ظلم و بی رحمی از دست بدهند.
سیاوش عاشقتم مامان، تو مرد منی ...»
متن وادیت ویدیو از هامره مرادی
#سیاوش_محمودی #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سیاوش عاشقتم مامان، تو مرد منی ...»
متن وادیت ویدیو از هامره مرادی
#سیاوش_محمودی #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊15❤8👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم زادروز جاویدنام عرفان رضایی بر سر مزارش برگزار شد.
فرزانه برزهکار، مادر عرفان ، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشتهاند.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمیآرایند.
این سرزمین برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی
آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود
ــ سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود! ــ
سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.
سرزمینی که از آن من است
اما این وطن برای من هرگز وطن نبود،
با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!
رویای آن
همچون بذری جاودانه
در اعماق جان من نهفته است.
روزی سرزمینمان، معادنمان، گیاهانمان، رودخانههامان،
کوهستانها و دشتهای بی پایان
آزاد میشود
من امیدوارم سال بعد تولد بیست و پنج سالگی ات ایرانی سبز هدیه تو باشد»
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فرزانه برزهکار، مادر عرفان ، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشتهاند.
این وطن هرگز برای من وطن نبود.
آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن، آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمیآرایند.
این سرزمین برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی
آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود
ــ سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود! ــ
سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.
سرزمینی که از آن من است
اما این وطن برای من هرگز وطن نبود،
با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!
رویای آن
همچون بذری جاودانه
در اعماق جان من نهفته است.
روزی سرزمینمان، معادنمان، گیاهانمان، رودخانههامان،
کوهستانها و دشتهای بی پایان
آزاد میشود
من امیدوارم سال بعد تولد بیست و پنج سالگی ات ایرانی سبز هدیه تو باشد»
erfan_rezaei_navaei
#عرفان_رضایی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊9👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام عرفان رضایی در سواحل عمان
کاری از فرهاد پوریاری
@sand_art_fp
عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد. عرفان در صف اول مبارزان بود، همان جوانی که شجاعانه روی ماشین قوای سرکوبگر پرید، همان که رفت بالای بیلبورد و عکس خامنهای را پاره کرد، شهامت و دلاوری مثال زدنی عرفان را مگر میتوان فراموش کرد؟ عرفان سرمشق بسیاری از جوانان شده است.
یادمان نمیرود لحظهای را که شجاعانه بر روی خودروی زرهی سرکوبگران پرید، لحظهای که عکس خامنهای را پاره کرد.
جوان دلیری که به خیابان رفت تا آزاد شود، تا ایران را آزاد کند و تا پای جان بر هدفش ایستاد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاری از فرهاد پوریاری
@sand_art_fp
عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد. عرفان در صف اول مبارزان بود، همان جوانی که شجاعانه روی ماشین قوای سرکوبگر پرید، همان که رفت بالای بیلبورد و عکس خامنهای را پاره کرد، شهامت و دلاوری مثال زدنی عرفان را مگر میتوان فراموش کرد؟ عرفان سرمشق بسیاری از جوانان شده است.
یادمان نمیرود لحظهای را که شجاعانه بر روی خودروی زرهی سرکوبگران پرید، لحظهای که عکس خامنهای را پاره کرد.
جوان دلیری که به خیابان رفت تا آزاد شود، تا ایران را آزاد کند و تا پای جان بر هدفش ایستاد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤37
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شجاعت عرفان رضایی و سایر مردم دلیر ایران را فراموش نمیکنیم. آنها که جان بر کف نهادند و با حکومت ظالم و استبدادی تا پای جان مبارزه کردند.
مادر عرفان دو سال پیش نوشته بود:
«من اما با افتخار میگویم ...
عرفانم به عمد از سفر طبیعتگردی، زودتر از موعد برگشت و در جواب منعِ مادربزرگش، از شرکت در این اعتراضات گفت : ( چرا نرم؟ اتفاقا صف اول میرم!)
و پسر من در صف اول جلوی مردم ایستاد.
پسرم از بیلبورد برای پارهکردن عکس (او) بالا رفت.
ضربهای که برای پاره کردنش به تصویر زد ... صدایش...
صدایش ..
گوشنوازترین صدای این روزهاست وقتی برای هزارمین بار کلیپش را میبینم . _ آخ کسی که فیلمش را گرفتی ....آرزو میکنم تنت سالم و روزگار بر وقف مرادت باشد ._
بعد جلوی صف به سمت ماشین ضد اعتراضات (به گفته خودشان ضد شورش) حمله کرد. روی ماشینِ در حال حرکت پرید ...
_ آخ فیلمبردار ..آخ فیلمبردار ...دستانت را بوسه باران میکنم ...._ »
روایت است که در ساعات آخر زندگی، عرفان پرچم ایران را روی شانهاش حمل میکرد. آری او برای ایران و برای آزادی جنگید و جانش را نثار کرد.
یاد عرفان در دل میلیونها ایرانی زنده است و شرح شهامتش در کتابهای درسی ایران پس از پیروزی خواهد آمد. او الهامبخش جوانان بسیاری است که پای در راه میگذارند. عرفان بذر شد و هزاران دلاور خواهد رویاند و سرانجام نور بر ظلمت پیروز خواهد شد و نقش برجسته عرفان و عرفانها در پیروزی از خاطر نخواهد رفت.
- عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر عرفان دو سال پیش نوشته بود:
«من اما با افتخار میگویم ...
عرفانم به عمد از سفر طبیعتگردی، زودتر از موعد برگشت و در جواب منعِ مادربزرگش، از شرکت در این اعتراضات گفت : ( چرا نرم؟ اتفاقا صف اول میرم!)
و پسر من در صف اول جلوی مردم ایستاد.
پسرم از بیلبورد برای پارهکردن عکس (او) بالا رفت.
ضربهای که برای پاره کردنش به تصویر زد ... صدایش...
صدایش ..
گوشنوازترین صدای این روزهاست وقتی برای هزارمین بار کلیپش را میبینم . _ آخ کسی که فیلمش را گرفتی ....آرزو میکنم تنت سالم و روزگار بر وقف مرادت باشد ._
بعد جلوی صف به سمت ماشین ضد اعتراضات (به گفته خودشان ضد شورش) حمله کرد. روی ماشینِ در حال حرکت پرید ...
_ آخ فیلمبردار ..آخ فیلمبردار ...دستانت را بوسه باران میکنم ...._ »
روایت است که در ساعات آخر زندگی، عرفان پرچم ایران را روی شانهاش حمل میکرد. آری او برای ایران و برای آزادی جنگید و جانش را نثار کرد.
یاد عرفان در دل میلیونها ایرانی زنده است و شرح شهامتش در کتابهای درسی ایران پس از پیروزی خواهد آمد. او الهامبخش جوانان بسیاری است که پای در راه میگذارند. عرفان بذر شد و هزاران دلاور خواهد رویاند و سرانجام نور بر ظلمت پیروز خواهد شد و نقش برجسته عرفان و عرفانها در پیروزی از خاطر نخواهد رفت.
- عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔50🕊12
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام عرفان رضایی، در سومین سالگرد جانباختن فرزندش:
«سه سال گذشت از آن شهریور خونین
روزی که خون فرزندانمان را بر سنگ فرش خیابانها ریختند
سرب داغ به سینه ی پسرم نشاندند
پسری که بیست و یک سال از عمر کوتاهش گذشته بود
پسری که سی شهریور سالروز تولد پدرش قصد کرده بود به دیدار پدر جانبازش که در بیمارستان بستری بود برود و با دسته گلی غافلگیرش کند
کوتاه در آغوشش گرفتم ،کوتاه باهم حرف زدیم
کوتاه برایش مادری کردم
ما آرزوهای محقق نشدهی زیادی داشتیم که قرار بود با کمک و عشق به هم بسازیم
آرزوهای ما را با گلولهی سربی داغ کشتند
ایران، فراموش نکن چه بر ما گذشت ،مردم فراموش نکنید چه بر ما گذشت
تمام تلاششان این بود که بچههایمان از یاد بروند، اما غافل از اینکه بچههای بی گناه ما در قلب و ذهن مردم تا ابد حک شدن
این جنایت بزرگ این خونهای به ناحق ریخته هیچ وقت از ذهن کسی پاک نمیشود و تبدیل به کتاب تاریخ میشود تا آیندگان بدانند چه جنایتی در حق ایران و ایرانی شد
به تو قول میدهم عرفانم، خورشید از سقف و دیوارهای خانه های سبز چکه کند و فردا را همانگونه که تصورش میکریدیم میسازیمش
با تشکر از همه ی دوستان و عزیزانی که مزار عرفان را گلباران کردند و امروز را در کنارش بودند»
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«سه سال گذشت از آن شهریور خونین
روزی که خون فرزندانمان را بر سنگ فرش خیابانها ریختند
سرب داغ به سینه ی پسرم نشاندند
پسری که بیست و یک سال از عمر کوتاهش گذشته بود
پسری که سی شهریور سالروز تولد پدرش قصد کرده بود به دیدار پدر جانبازش که در بیمارستان بستری بود برود و با دسته گلی غافلگیرش کند
کوتاه در آغوشش گرفتم ،کوتاه باهم حرف زدیم
کوتاه برایش مادری کردم
ما آرزوهای محقق نشدهی زیادی داشتیم که قرار بود با کمک و عشق به هم بسازیم
آرزوهای ما را با گلولهی سربی داغ کشتند
ایران، فراموش نکن چه بر ما گذشت ،مردم فراموش نکنید چه بر ما گذشت
تمام تلاششان این بود که بچههایمان از یاد بروند، اما غافل از اینکه بچههای بی گناه ما در قلب و ذهن مردم تا ابد حک شدن
این جنایت بزرگ این خونهای به ناحق ریخته هیچ وقت از ذهن کسی پاک نمیشود و تبدیل به کتاب تاریخ میشود تا آیندگان بدانند چه جنایتی در حق ایران و ایرانی شد
به تو قول میدهم عرفانم، خورشید از سقف و دیوارهای خانه های سبز چکه کند و فردا را همانگونه که تصورش میکریدیم میسازیمش
با تشکر از همه ی دوستان و عزیزانی که مزار عرفان را گلباران کردند و امروز را در کنارش بودند»
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پی افشاگری تازهای که پس از سه سال سکوت سنگین صورت گرفته، مادر جاویدنام عرفان رضایی بار دیگر روایت دردناک خود را از لحظههای پایانی زندگی فرزندش با مردم در میان گذاشته است؛ روایتی که نهتنها غم و فقدان، بلکه خشمی عمیق از بیعدالتی را بازتاب میدهد.
او در نوشتهای کوتاه نوشت:
«افشاگری یک پرستار بعد از سه سال… نگذاشتن به پسرم خون برسه. آنهایی که ادعا میکردن تیر بیهدف شلیک شده، با قساوت و بیرحمی تمام کمر به قتل پسرم را در بیمارستان بستند. ماه هیچوقت پشت ابر نمیمونه. به هر طرف که نگاه میکردیم، از کودکی تا نوجوانی و جوانی، درد از طرف تو بوده. این روزها دردها، غم و خشمم بیشتر شده. چه چیزی میتونه ما رو از این رنج نجات بده؟ نه به فراموشی؛ نه به سکوت.»
مادر عرفان در ویدیویی نیز با صدایی شکسته از حقیقتی تلخ سخن میگوید؛ حقیقتی که سه سال است در ذهن و جانش تکرار میشود. او روایت میکند که چگونه رژیمی که باید حافظ جان شهروندان باشد، نهتنها حق فرزندش در اعتراض مسالمتآمیز را گرفت، بلکه در بیمارستان نیز با اعمال فشار سیاسی، مانع از رسیدگی پزشکی و خونرسانی به او شد.
او تأکید میکند:
«همانهایی که میگفتند تیر بیهدف بوده، با قساوت تمام اجازه ندادند در بیمارستان خون به عرفان برسد. شاید اگر پزشکان و پرستاران میتوانستند بر اساس تعهد انسانی خود عمل کنند، پسر من امروز زنده بود. اما وقتی فشار سیاسی بر حرمت انسانی غلبه میکند، چه بر سر آن تعهد میآید؟»
این مادر داغدار در پایان میگوید هیچ چیز نمیتواند زخم این بیعدالتی و رنج سنگین را تسکین دهد؛ و با صدایی که هنوز از خشم و حقیقت میلرزد، میافزاید:
«نه به فراموشی، نه به سکوت.»
#عرفان_رضایی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او در نوشتهای کوتاه نوشت:
«افشاگری یک پرستار بعد از سه سال… نگذاشتن به پسرم خون برسه. آنهایی که ادعا میکردن تیر بیهدف شلیک شده، با قساوت و بیرحمی تمام کمر به قتل پسرم را در بیمارستان بستند. ماه هیچوقت پشت ابر نمیمونه. به هر طرف که نگاه میکردیم، از کودکی تا نوجوانی و جوانی، درد از طرف تو بوده. این روزها دردها، غم و خشمم بیشتر شده. چه چیزی میتونه ما رو از این رنج نجات بده؟ نه به فراموشی؛ نه به سکوت.»
مادر عرفان در ویدیویی نیز با صدایی شکسته از حقیقتی تلخ سخن میگوید؛ حقیقتی که سه سال است در ذهن و جانش تکرار میشود. او روایت میکند که چگونه رژیمی که باید حافظ جان شهروندان باشد، نهتنها حق فرزندش در اعتراض مسالمتآمیز را گرفت، بلکه در بیمارستان نیز با اعمال فشار سیاسی، مانع از رسیدگی پزشکی و خونرسانی به او شد.
او تأکید میکند:
«همانهایی که میگفتند تیر بیهدف بوده، با قساوت تمام اجازه ندادند در بیمارستان خون به عرفان برسد. شاید اگر پزشکان و پرستاران میتوانستند بر اساس تعهد انسانی خود عمل کنند، پسر من امروز زنده بود. اما وقتی فشار سیاسی بر حرمت انسانی غلبه میکند، چه بر سر آن تعهد میآید؟»
این مادر داغدار در پایان میگوید هیچ چیز نمیتواند زخم این بیعدالتی و رنج سنگین را تسکین دهد؛ و با صدایی که هنوز از خشم و حقیقت میلرزد، میافزاید:
«نه به فراموشی، نه به سکوت.»
#عرفان_رضایی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔54🕊2❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
عرفان من، فرزندِ این خاکِ خسته، با شهامتی بیپایان، به میدان آمد تا صدای خاموشیِ مردم را به فریاد بیاورد. او نه برای خود، که برای همهی کسانی که در سایهها ماندهاند، در برابر ظلمها به عقب رانده میشوند.
او به دنبال حق بود، بارها به من گفت: دنیا را با خوب بودن میشود ساخت. او به هیچ چیز جز آزادیِ انسانها فکر نکرد و به هیچ چیز جز عدالتِ برابر برای همه متعهد نبود. او با یارانش دست به دست هم داد ند تا آسمانِ این کشور را از رنگِ ترس بیرون بکشانند و آن را به رنگِ حقیقت، آزادی و همدلی بسپارند. در نگاه او، هر انسانِ بیگناهی که نامش در فهرستِ بیعدالتیها گم میشود، شانه به شانهی تو و من، حقِ زندگی داشت.
او محکم در برابر ظلم ایستاد. او با نگاهِ پر از اطمینان، به چشمانِ ناامید نگاه میکرد و میگفت: امروز باید برخیزیم تا فردا برای دختران و پسرانِ این مرز و بوم، رنگ آرامشِ واقعی به خود بگیرد.
او به ما آموخت که آزادی حقِ هر انسانی است و هیچ معذوری برای خاموش کردنِ این حقیقت پذیرفته نیست. او به ما نشان داد که شهید شدن، به معنای پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ راهی است برای فریادِ بیصداترِ جامعه. نامِ او را—عرفان رضایی—در طولِ تاریخ میکوبد تا هر بار که به یاد میآوریم، وجدانِ ما کمی روشنتر شود و تعهدِ ما نسبت به عدالت عمیقتر عرفان در هر سُرودِ باد و هر نورِ کوچکی که در خیابان میدرخشد، زنده است. او در سُرودِ باران، در رویایِ کودکانِ کاراین سرزمین، در دستانِ زنانِ صبور و در نگاهِ پدرانِ منتظر و شرمنده از سفره خالی
ای پسرِ من با تو و برای تو مینویسم تا به دنیا بگویم: هرچند که جسمِ تو در کنارمان نیست، اما روحت، راستی و عشق تو به آزادی، میتواند زندگانیِ مردم را روشنتر کند. نامِ تو را به زبانهای ایرانِ خاکی و به زبانِ همهی انسانها میسپارم تا هر جا که صدایِ اعتراض است، صدای تو هم همراهِ آن باشد.
من وعده میدهم که سکوتِ ظلم طولانی نخواهد بود. من میخواهم که یادِ تو چراغِ شبهایِ سرد باشد تا کودکانِ این دیار بدانند که آزادی، بدون ایستادگیِ هر انسانِ شریف، به دست نمیآید. تو به ما آموختی که شرفِ انسانی با عدالت همراه است و با رفتنت، سنگینیِ مسئولیتِ ما در این مسیر بیشتر میشود. من با دستهایِ خالی اما قلبی بیانتهایِ پر از فریادِ تو، به راهِ عدالت برمیخیزم. و امید دارم که کرامت انسانی دوباره به صحنه ی تاریخ باز میگردد.
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
عرفان من، فرزندِ این خاکِ خسته، با شهامتی بیپایان، به میدان آمد تا صدای خاموشیِ مردم را به فریاد بیاورد. او نه برای خود، که برای همهی کسانی که در سایهها ماندهاند، در برابر ظلمها به عقب رانده میشوند.
او به دنبال حق بود، بارها به من گفت: دنیا را با خوب بودن میشود ساخت. او به هیچ چیز جز آزادیِ انسانها فکر نکرد و به هیچ چیز جز عدالتِ برابر برای همه متعهد نبود. او با یارانش دست به دست هم داد ند تا آسمانِ این کشور را از رنگِ ترس بیرون بکشانند و آن را به رنگِ حقیقت، آزادی و همدلی بسپارند. در نگاه او، هر انسانِ بیگناهی که نامش در فهرستِ بیعدالتیها گم میشود، شانه به شانهی تو و من، حقِ زندگی داشت.
او محکم در برابر ظلم ایستاد. او با نگاهِ پر از اطمینان، به چشمانِ ناامید نگاه میکرد و میگفت: امروز باید برخیزیم تا فردا برای دختران و پسرانِ این مرز و بوم، رنگ آرامشِ واقعی به خود بگیرد.
او به ما آموخت که آزادی حقِ هر انسانی است و هیچ معذوری برای خاموش کردنِ این حقیقت پذیرفته نیست. او به ما نشان داد که شهید شدن، به معنای پایانِ راه نیست، بلکه آغازِ راهی است برای فریادِ بیصداترِ جامعه. نامِ او را—عرفان رضایی—در طولِ تاریخ میکوبد تا هر بار که به یاد میآوریم، وجدانِ ما کمی روشنتر شود و تعهدِ ما نسبت به عدالت عمیقتر عرفان در هر سُرودِ باد و هر نورِ کوچکی که در خیابان میدرخشد، زنده است. او در سُرودِ باران، در رویایِ کودکانِ کاراین سرزمین، در دستانِ زنانِ صبور و در نگاهِ پدرانِ منتظر و شرمنده از سفره خالی
ای پسرِ من با تو و برای تو مینویسم تا به دنیا بگویم: هرچند که جسمِ تو در کنارمان نیست، اما روحت، راستی و عشق تو به آزادی، میتواند زندگانیِ مردم را روشنتر کند. نامِ تو را به زبانهای ایرانِ خاکی و به زبانِ همهی انسانها میسپارم تا هر جا که صدایِ اعتراض است، صدای تو هم همراهِ آن باشد.
من وعده میدهم که سکوتِ ظلم طولانی نخواهد بود. من میخواهم که یادِ تو چراغِ شبهایِ سرد باشد تا کودکانِ این دیار بدانند که آزادی، بدون ایستادگیِ هر انسانِ شریف، به دست نمیآید. تو به ما آموختی که شرفِ انسانی با عدالت همراه است و با رفتنت، سنگینیِ مسئولیتِ ما در این مسیر بیشتر میشود. من با دستهایِ خالی اما قلبی بیانتهایِ پر از فریادِ تو، به راهِ عدالت برمیخیزم. و امید دارم که کرامت انسانی دوباره به صحنه ی تاریخ باز میگردد.
#عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💔12👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، هم در شب یلدا بر مزار فرزندش حاضر شد و ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
امشب یلداست برای خیلیها شب قصه و انار است
سه سال و سه ماه است که تقویم فصلها را عوض میکند، اما داغ دل من همان است، چهارسال است که سفر ه یلدا یمان پهن نمیشود
فقط نام توست که مثل نالهای بی پایان در دیوارها میپیچد،
من بیست یلدا کنار تو نشستم انار دانه کردم که بخندی، شمع روشن کردم که تاریکی اتاقت کوتاهتر شود
امشب شب قصه و انار است
اما برای من شب حساب است
حساب خون تو با تاریخ
حساب اشکهای من با این سرزمین
حساب خندههای دزدیده شده نسل تو با آنها که پشت میزهای قدرت از مرگ شما عدد میسازند
آنها برای هر کشته پرونده میسازند اما ما برای هر شهید افسانه ✌️
پسرم ،عرفانم تو مثل ستارهای لجوج در بلندترین شب تاریخ این سرزمین میدرخشی
هر قطره خون شما شبی را کوتاهتر و صبحی را نزدیکتر ✌️
#شب_یلدا #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی، هم در شب یلدا بر مزار فرزندش حاضر شد و ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
امشب یلداست برای خیلیها شب قصه و انار است
سه سال و سه ماه است که تقویم فصلها را عوض میکند، اما داغ دل من همان است، چهارسال است که سفر ه یلدا یمان پهن نمیشود
فقط نام توست که مثل نالهای بی پایان در دیوارها میپیچد،
من بیست یلدا کنار تو نشستم انار دانه کردم که بخندی، شمع روشن کردم که تاریکی اتاقت کوتاهتر شود
امشب شب قصه و انار است
اما برای من شب حساب است
حساب خون تو با تاریخ
حساب اشکهای من با این سرزمین
حساب خندههای دزدیده شده نسل تو با آنها که پشت میزهای قدرت از مرگ شما عدد میسازند
آنها برای هر کشته پرونده میسازند اما ما برای هر شهید افسانه ✌️
پسرم ،عرفانم تو مثل ستارهای لجوج در بلندترین شب تاریخ این سرزمین میدرخشی
هر قطره خون شما شبی را کوتاهتر و صبحی را نزدیکتر ✌️
#شب_یلدا #عرفان_رضایی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39❤4🕊4
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
مادر جاویدنام عرفان رضایی: حتی با اسلحه هم نمیتوانید صدای مادری را که برای حق فرزندش میجنگد خاموش کنید
فرزانه برزهکار، مادر جاویدنام عرفان رضایی از جانباختگان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱، با انتشار تصویری از خود در کنار مزار فرزندش، متنی سرشار از سوگ، دادخواهی و ایستادگی منتشر کرد.
او در این نوشته چنین میگوید:
«من مادرم، مادری که درد را در عمق جانش حس میکند، مادری که خون پسرش را در رگهایش جاری میبیند و هنوز چشم به راه عدالت است. من طلبکارم، طلبکار از آنهایی که پسرم را به جرم خواستن آزادی، به جرم اعتراض به ظلم، به خاک و خون کشیدند. طلبکارم از آنهایی که جوانی پسرم را با ظلم و بیرحمی ربودند، از آنهایی که صدای او را خاموش کردند، نفسش را بریدند و قلبم را شکستند.
اما من تنها نیستم؛ من نماد هزاران مادری هستم که فرزندانشان را در راه حق از دست دادهاند، مادری که دردش را فریاد میزند و دادخواهی میکند. من به آنها میگویم: نمیتوانید با سکوت و بیعدالتی، حقیقت را دفن کنید. هر گلولهای که شلیک کردید، هر نفسی که بریدید، آتشی در دلها روشن کردید که خاموششدنی نیست.
من مادرم، و تا آخرین نفس، تا آخرین قطره خونم، دادخواهی میکنم. پسرم را پس میخواهم، عدالت را میخواهم، آیندهای روشن برای همه جوانان را میخواهم. و به آنهایی که گمان میکنند میتوانند صدای دادخواهی را خاموش کنند میگویم: شما حتی با اسلحهتان نمیتوانید صدای مادری را که برای حق پسرش میجنگد خاموش کنید. ما زندهایم، ما قویایم، و عدالت را از شما میگیریم.»
انتشار این نوشته در فضایی همراه با نگرانی و فشار بر خانوادههای جاویدنامان صورت گرفته است؛ با این حال، تأکید بر دادخواهی و حفظ صدا نشان میدهد که ایستادگی و استواری این خانوادهها همچنان ادامه دارد و روایت آنان به بخشی ماندگار از حافظه جمعی جامعه تبدیل شده است.
#فرزانه_برزه_کار #دادخواهی #عرفان_رضایی_نوایی #ما_زنده_ایم #ما_ادامه_داریم
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊6💯5❤4