شادی مردم، نه از مرگ جنایتکاران، که برای فروپاشی هیمنه کسانی است که خود را مصون از حسابکشی میدانستند.
✍حسن باقرینیا
خبر کشته شدن برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی، بهسرعت فضای مجازی را پُر کرد؛ اما چیزی که بیش از خود خبر جلب توجه کرد، واکنشهای مردمی بود: شادی، خنده، طعنه، و گاه فریادی فروخورده از عمق خشم و زخم.
حالا پرسشی جدی پیشروی ماست:
در برابر مرگ، چه باید احساس کرد؟ شادی یا اندوه؟
واقعیت این است که وقتی سرکوبگران سقوط میکنند، آدمی نمیتواند بیتفاوت باشد.
و آن شادیهایی که در فضای مجازی منتشر شد،
شاید از نگاه برخی، نوعی انتقامجویی بهنظر برسد؛
اما واقعیت این است که این واکنشها کاملاً قابل درک است.
چرا که همین فرماندهان نظامی، در سالهای اخیر،
مستقیمترین نقش را در قتل، سرکوب، بازداشت، شکنجه و ارعاب مردم معترض داشتهاند.
اینها همانهاییاند که دستور شلیک دادند،
چشم درآوردند،
جوانان را در خیابان کشتند،
و در بازداشتگاهها له کردند.
پس اگر مردم شادند، نه برای مرگ یک انسان است، بلکه برای فروپاشی هیمنه کسانی است که خود را مصون از حسابکشی میدانستند.
شادیشان، واکنشی طبیعی به سالها بیعدالتی، سکوت، تحقیر و خونریزی است.
اما ما فرزندان مرگ نیستیم؛ ما بازماندگان رنجیم.
ما اگر داغداریم، داغداران قربانیان گورستان خاوران، قتلهای زنجیرهای، آبان خونین ۹۸، جاوید نامان و آسیب دیدگان خیزش مهسا، داغدار عباس مجاهد کورکور و هزاران جوان دیگری هستیم
که در طول این سالیان، در سکوت سنگین دادگاههای نمایشی، و گاه چند دقیقهای
به چوبهی دار سپرده شدند.
نه شادی بر مرگ، نه اندوه برای جنایتکار؛
اما اندوهِ بزرگ ما، برای جوانانی است که به جرم آزادیخواهی اعدام شدند؛
برای مادرانی که پیکر بیجان فرزندشان را شبانه تحویل گرفتند؛
برای خانوادههایی که حتی جنازهی عزیزشان را هم ندیدند؛
برای آنانی که فرزندشان را در خیابان کشتند و بعد، نامشان را هم ممنوع کردند.
اگر قراری بر اندوه باشد، اندوه ما برای مردم است، نه برای قدرتمداران.
در چنین لحظاتی، اهمیت عدالت انتقالی بیش از هر زمان دیگر خود را نشان میدهد.
اگر ما نیز در چرخهی انتقام بمانیم، همانجایی میایستیم که سرکوبگران ایستاده بودند:
در تکرار خشونت.
عدالت انتقالی به ما یادآوری میکند که پاسخ خون، قانون است؛
پاسخ جنایت، دادخواهی شفاف و منصفانه است، نه کینه و انتقام.
ما به محاکمه نیاز داریم، نه ترور.
به حقیقتگویی، نه پنهانکاری.
به درمان رنجها، نه بازتولید درد.
در سرزمینی که عدالت قربانی شده،
مرگ یک فرمانده سرکوب، شاید برای لحظهای وجود ما را از خشم خالی کند،
اما تسلای دل ما نیست.
آنچه ما را آرام میکند، نه مرگ یک مستبد، بلکه پایان استبداد است.
نه انتقام، بلکه عدالت.
جمهوری اسلامی میخواهد این مرگها را بهانهی سرکوب بیشتر کند.
میخواهد با هیاهوی "امنیت ملی"، فریاد مردم را خاموش کند
و دوباره بر گردهشان شلاق اعدام و زندان بزند.
اما ما دیگر فریب نمیخوریم.
ما در سمت زندگی ایستادهایم.
در کنار مردم،
در کنار آزادی،
در کنار عدالت.
#حسن_باقری_نیا #عدالت #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍حسن باقرینیا
خبر کشته شدن برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی، بهسرعت فضای مجازی را پُر کرد؛ اما چیزی که بیش از خود خبر جلب توجه کرد، واکنشهای مردمی بود: شادی، خنده، طعنه، و گاه فریادی فروخورده از عمق خشم و زخم.
حالا پرسشی جدی پیشروی ماست:
در برابر مرگ، چه باید احساس کرد؟ شادی یا اندوه؟
واقعیت این است که وقتی سرکوبگران سقوط میکنند، آدمی نمیتواند بیتفاوت باشد.
و آن شادیهایی که در فضای مجازی منتشر شد،
شاید از نگاه برخی، نوعی انتقامجویی بهنظر برسد؛
اما واقعیت این است که این واکنشها کاملاً قابل درک است.
چرا که همین فرماندهان نظامی، در سالهای اخیر،
مستقیمترین نقش را در قتل، سرکوب، بازداشت، شکنجه و ارعاب مردم معترض داشتهاند.
اینها همانهاییاند که دستور شلیک دادند،
چشم درآوردند،
جوانان را در خیابان کشتند،
و در بازداشتگاهها له کردند.
پس اگر مردم شادند، نه برای مرگ یک انسان است، بلکه برای فروپاشی هیمنه کسانی است که خود را مصون از حسابکشی میدانستند.
شادیشان، واکنشی طبیعی به سالها بیعدالتی، سکوت، تحقیر و خونریزی است.
اما ما فرزندان مرگ نیستیم؛ ما بازماندگان رنجیم.
ما اگر داغداریم، داغداران قربانیان گورستان خاوران، قتلهای زنجیرهای، آبان خونین ۹۸، جاوید نامان و آسیب دیدگان خیزش مهسا، داغدار عباس مجاهد کورکور و هزاران جوان دیگری هستیم
که در طول این سالیان، در سکوت سنگین دادگاههای نمایشی، و گاه چند دقیقهای
به چوبهی دار سپرده شدند.
نه شادی بر مرگ، نه اندوه برای جنایتکار؛
اما اندوهِ بزرگ ما، برای جوانانی است که به جرم آزادیخواهی اعدام شدند؛
برای مادرانی که پیکر بیجان فرزندشان را شبانه تحویل گرفتند؛
برای خانوادههایی که حتی جنازهی عزیزشان را هم ندیدند؛
برای آنانی که فرزندشان را در خیابان کشتند و بعد، نامشان را هم ممنوع کردند.
اگر قراری بر اندوه باشد، اندوه ما برای مردم است، نه برای قدرتمداران.
در چنین لحظاتی، اهمیت عدالت انتقالی بیش از هر زمان دیگر خود را نشان میدهد.
اگر ما نیز در چرخهی انتقام بمانیم، همانجایی میایستیم که سرکوبگران ایستاده بودند:
در تکرار خشونت.
عدالت انتقالی به ما یادآوری میکند که پاسخ خون، قانون است؛
پاسخ جنایت، دادخواهی شفاف و منصفانه است، نه کینه و انتقام.
ما به محاکمه نیاز داریم، نه ترور.
به حقیقتگویی، نه پنهانکاری.
به درمان رنجها، نه بازتولید درد.
در سرزمینی که عدالت قربانی شده،
مرگ یک فرمانده سرکوب، شاید برای لحظهای وجود ما را از خشم خالی کند،
اما تسلای دل ما نیست.
آنچه ما را آرام میکند، نه مرگ یک مستبد، بلکه پایان استبداد است.
نه انتقام، بلکه عدالت.
جمهوری اسلامی میخواهد این مرگها را بهانهی سرکوب بیشتر کند.
میخواهد با هیاهوی "امنیت ملی"، فریاد مردم را خاموش کند
و دوباره بر گردهشان شلاق اعدام و زندان بزند.
اما ما دیگر فریب نمیخوریم.
ما در سمت زندگی ایستادهایم.
در کنار مردم،
در کنار آزادی،
در کنار عدالت.
#حسن_باقری_نیا #عدالت #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤51👍13🕊10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خوشرقصی نکن! فردا نزدیکه...
رژیم رفتنیست، نام تو ماندنیست!
وقتی نقد و اعتراض تحمل نمیشود، نوبت به دیوار خانه و آزار یک مادر میرسد. سخنی با قاضی و مأمور سرکوب با آنان که برای خوشخدمتی، از اخلاق و وجدان عبور میکنند. بدانید، رژیم رفتنیست، اما نام شما میماند.
سخنان دکتر حسن باقرینیا درباره هجوم وحشیانه روز گذشته ماموران به خانه پدر و مادر شهرام سدیدی در سبزوار است. شهرام سدیدی شاعر و فعال سیاسی که در پی محکومیت به ۱۳ سال حبس، چند سالی است که پناهجو شده است، روز گذشته با انتشار ویدیویی از بازداشت مادر خود خبر داد. ماموران خانه پدر و مادرش را تفتیش کرده، زیر و رو کردند و برخی وسایل را با خود بردند.
#خوشرقصی_نکن #عدالت_انتقالی #نامت_میماند
#معصومه_شهنواز
#شهرام_سدیدی
#مادر_شجاع #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
رژیم رفتنیست، نام تو ماندنیست!
وقتی نقد و اعتراض تحمل نمیشود، نوبت به دیوار خانه و آزار یک مادر میرسد. سخنی با قاضی و مأمور سرکوب با آنان که برای خوشخدمتی، از اخلاق و وجدان عبور میکنند. بدانید، رژیم رفتنیست، اما نام شما میماند.
سخنان دکتر حسن باقرینیا درباره هجوم وحشیانه روز گذشته ماموران به خانه پدر و مادر شهرام سدیدی در سبزوار است. شهرام سدیدی شاعر و فعال سیاسی که در پی محکومیت به ۱۳ سال حبس، چند سالی است که پناهجو شده است، روز گذشته با انتشار ویدیویی از بازداشت مادر خود خبر داد. ماموران خانه پدر و مادرش را تفتیش کرده، زیر و رو کردند و برخی وسایل را با خود بردند.
#خوشرقصی_نکن #عدالت_انتقالی #نامت_میماند
#معصومه_شهنواز
#شهرام_سدیدی
#مادر_شجاع #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍53❤11🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر باقرینیا در این ویدیو روایت دختر جوانی را بازگو میکند که با شجاعت، آگاهی و جسارت، در میانه بحرانها و سرکوبها، صدای مردم شد؛ دختری به نام مطهره گونهای، دانشجوی ترم آخر دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران که تنها چند ماه با اخذ مدرک خود فاصله داشت.
او نه حامی قدرتمندی داشت و نه سهمی در بازیهای سیاسی؛ تنها دلنگران مردم و آینده ایران بود. بهرغم توصیه اطرافیان برای سکوت تا پایان تحصیل، مطهره حاضر نشد تنها به نجات فردی خود بیندیشد. او گفت نمیتواند چشم بر رنج دیگران ببندد و مسئولیت شهروندیاش را کنار بگذارد.
مطهره قلمی توانا داشت؛ قلمی که با آن صاحبان قدرت را بیپرده و بیرحمانه نقد میکرد. در یکی از نوشتههایش، خطاب به علی خامنهای نوشت: «سرنوشت نود میلیون ایرانی در دستان توست؛ زندگیها را تباه نکن.» نوشتههای او در دل بسیاری نشست و همین جسارت، او را بار دیگر هدف خشم حاکمیت قرار داد. اکانت توییترش تعلیق شد و صدایش را خواستند خاموش کنند.
اما به گفته دکتر باقرینیا، مطهره فقط یک زندانی سیاسی نیست؛ او وجدان بیدار جامعه است. صدای حقیقتی است که نباید در سکوت دفن شود. اکنون وظیفه ماست که صدای او باشیم؛ نوشتهها، عکسها و سخنانش را بازنشر کنیم و با هشتگهایی مانند #ما_صدای_مطهره_هستیم و #ما_جنگ_نمیخواهیم، راه او را ادامه دهیم.
دکتر باقرینیا در پایان از دانشگاهیان، فرهنگیان و عموم مردم ایران خواست تا مانند مطهره، شجاعانه سخن بگویند و از علی خامنهای بخواهند که پیش از آنکه ایران بیش از این ویران شود، از قدرت کنارهگیری کند.
#مطهره_گونه_ای #حسن_باقری_نیا #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او نه حامی قدرتمندی داشت و نه سهمی در بازیهای سیاسی؛ تنها دلنگران مردم و آینده ایران بود. بهرغم توصیه اطرافیان برای سکوت تا پایان تحصیل، مطهره حاضر نشد تنها به نجات فردی خود بیندیشد. او گفت نمیتواند چشم بر رنج دیگران ببندد و مسئولیت شهروندیاش را کنار بگذارد.
مطهره قلمی توانا داشت؛ قلمی که با آن صاحبان قدرت را بیپرده و بیرحمانه نقد میکرد. در یکی از نوشتههایش، خطاب به علی خامنهای نوشت: «سرنوشت نود میلیون ایرانی در دستان توست؛ زندگیها را تباه نکن.» نوشتههای او در دل بسیاری نشست و همین جسارت، او را بار دیگر هدف خشم حاکمیت قرار داد. اکانت توییترش تعلیق شد و صدایش را خواستند خاموش کنند.
اما به گفته دکتر باقرینیا، مطهره فقط یک زندانی سیاسی نیست؛ او وجدان بیدار جامعه است. صدای حقیقتی است که نباید در سکوت دفن شود. اکنون وظیفه ماست که صدای او باشیم؛ نوشتهها، عکسها و سخنانش را بازنشر کنیم و با هشتگهایی مانند #ما_صدای_مطهره_هستیم و #ما_جنگ_نمیخواهیم، راه او را ادامه دهیم.
دکتر باقرینیا در پایان از دانشگاهیان، فرهنگیان و عموم مردم ایران خواست تا مانند مطهره، شجاعانه سخن بگویند و از علی خامنهای بخواهند که پیش از آنکه ایران بیش از این ویران شود، از قدرت کنارهگیری کند.
#مطهره_گونه_ای #حسن_باقری_نیا #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤59🕊4👍2
آیا نظام، همان وطن است؟
به نام وطن، به کام سرکوب: نقدی بر وطندوستی ایدئولوژیک
🔹✍ حسن باقرینیا
در روزهای جنگ و التهاب، که بوی باروت بر حافظهی جمعی سنگینی میکند، برخی دوباره پرچم را به نشانهی حقانیت بالا بردهاند و صدای منتقدان را با اتهام «بیوطنی» میکوبند. اینجا همانجاییست که باید مکث کرد و پرسید: وطندوستی یعنی چه؟ و چه زمانی وطندوستی به ابزاری برای سرکوب تبدیل میشود؟
پاسخ کوتاه است: وقتی وطن، نه به مثابه خانهای برای زیستن آزاد، بلکه به مثابه سنگری برای دفاع از قدرت دیده شود. این همان «وطندوستی ایدئولوژیک» است.
وطن، نظام نیست
در ذهن وفاداران ایدئولوژیک، وطن مساویست با جمهوری اسلامی. پس اگر کسی به عملکرد نظام سیاسی معترض باشد، لابد «خائن به وطن» است. اینجا وطندوستی دیگر نه یک حس انسانی، که یک سلاح ایدئولوژیک است. مثل چاقویی که بهجای دفاع از خانه، برای بریدن زبان فرزندان همان خانه استفاده میشود.
در این منطق، کشتهشدگان آبان ۹۸، زندانیان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، و هزاران انسانی که به جرم اعتراض خاموش شدند، گویا ایرانی نبودند! چرا؟ چون با نظام زاویه داشتند. اما آنکه فرمان شلیک صادر کرد، چون در خدمت «نظام» بود، لابد عاشق وطن است!
وطن یعنی آزادی و حقیقت
اما بیایید از منظر دیگر بنگریم: اگر وطن را خانه بدانیم، خانهای برای زیستن آزاد، برای گفتوگو، برای تنفس در فضای حقیقت، آنگاه چه کسی خائن است و چه کسی وفادار؟ کسی که زبان مردم را میبُرد یا آنکه آن زبان را روایتگر دردها میخواهد؟
وطن نه در تانکها و موشکها، که در قلب مردمش زنده است. اگر وطندوستی بدون آزادی و حقیقت تعریف شود، چیزی جز «قفسدوستی» نیست. و چه رقتانگیز است آنان که به نام وطن، ما را دعوت به زیستن در قفس میکنند.
چرا وطندوستی ایدئولوژیک خطرناک است؟
چون حقیقت را قربانی میکند. چون آزادی را سرکوب میکند. چون وطن را مصادره میکند. وطن را به ابزار تبرئهی جنایت و توجیه سرکوب بدل میسازد. و از همه بدتر، با برچسبهای خائن، عامل بیگانه،اغتشاشگر و...مردم را از مردم میگیرد؛ چون هر صدای متفاوتی را بیگانه مینامد. انگار وطن، ملک شخصی قدرت است؛ با مرزهای نظامی، ساکنان فرمانپذیر، و مخالفانِ مطرود.
اما وطن فقط یک سرزمین نیست. وطن، مردماند. خاطرهاند. زباناند. رنجاند. امیدند. و آنکه حقیقت را خفه میکند، آزادی را میکُشد، و مردم را میترساند، نه دوست وطن، که خائن به آن است.
برای وطن، نه برای قدرت
در این روزهای پر التهاب، بیایید وطندوستی را از چنگال ایدئولوژی نجات دهیم. نه با هورا کشیدن برای جنگ، نه با سکوت در برابر سرکوب، بلکه با وفاداری به آزادی و حقیقت. این وفاداری، حتی اگر در تبعید باشد، حتی اگر در حاشیه و زیر سرکوب باشد، شریفتر از وطندوستیایست که بر تلی از جنازهها برافراشته شده باشد.
وطن را نه باید فدای نظام کرد، نه به قیمت دروغ فروخت.
به قول دوست فرهیختهام دکتر مرتضی نعمتی:
«وطن خانه است، نه قفس»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایدئولوژی #وطن #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به نام وطن، به کام سرکوب: نقدی بر وطندوستی ایدئولوژیک
🔹✍ حسن باقرینیا
در روزهای جنگ و التهاب، که بوی باروت بر حافظهی جمعی سنگینی میکند، برخی دوباره پرچم را به نشانهی حقانیت بالا بردهاند و صدای منتقدان را با اتهام «بیوطنی» میکوبند. اینجا همانجاییست که باید مکث کرد و پرسید: وطندوستی یعنی چه؟ و چه زمانی وطندوستی به ابزاری برای سرکوب تبدیل میشود؟
پاسخ کوتاه است: وقتی وطن، نه به مثابه خانهای برای زیستن آزاد، بلکه به مثابه سنگری برای دفاع از قدرت دیده شود. این همان «وطندوستی ایدئولوژیک» است.
وطن، نظام نیست
در ذهن وفاداران ایدئولوژیک، وطن مساویست با جمهوری اسلامی. پس اگر کسی به عملکرد نظام سیاسی معترض باشد، لابد «خائن به وطن» است. اینجا وطندوستی دیگر نه یک حس انسانی، که یک سلاح ایدئولوژیک است. مثل چاقویی که بهجای دفاع از خانه، برای بریدن زبان فرزندان همان خانه استفاده میشود.
در این منطق، کشتهشدگان آبان ۹۸، زندانیان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، و هزاران انسانی که به جرم اعتراض خاموش شدند، گویا ایرانی نبودند! چرا؟ چون با نظام زاویه داشتند. اما آنکه فرمان شلیک صادر کرد، چون در خدمت «نظام» بود، لابد عاشق وطن است!
وطن یعنی آزادی و حقیقت
اما بیایید از منظر دیگر بنگریم: اگر وطن را خانه بدانیم، خانهای برای زیستن آزاد، برای گفتوگو، برای تنفس در فضای حقیقت، آنگاه چه کسی خائن است و چه کسی وفادار؟ کسی که زبان مردم را میبُرد یا آنکه آن زبان را روایتگر دردها میخواهد؟
وطن نه در تانکها و موشکها، که در قلب مردمش زنده است. اگر وطندوستی بدون آزادی و حقیقت تعریف شود، چیزی جز «قفسدوستی» نیست. و چه رقتانگیز است آنان که به نام وطن، ما را دعوت به زیستن در قفس میکنند.
چرا وطندوستی ایدئولوژیک خطرناک است؟
چون حقیقت را قربانی میکند. چون آزادی را سرکوب میکند. چون وطن را مصادره میکند. وطن را به ابزار تبرئهی جنایت و توجیه سرکوب بدل میسازد. و از همه بدتر، با برچسبهای خائن، عامل بیگانه،اغتشاشگر و...مردم را از مردم میگیرد؛ چون هر صدای متفاوتی را بیگانه مینامد. انگار وطن، ملک شخصی قدرت است؛ با مرزهای نظامی، ساکنان فرمانپذیر، و مخالفانِ مطرود.
اما وطن فقط یک سرزمین نیست. وطن، مردماند. خاطرهاند. زباناند. رنجاند. امیدند. و آنکه حقیقت را خفه میکند، آزادی را میکُشد، و مردم را میترساند، نه دوست وطن، که خائن به آن است.
برای وطن، نه برای قدرت
در این روزهای پر التهاب، بیایید وطندوستی را از چنگال ایدئولوژی نجات دهیم. نه با هورا کشیدن برای جنگ، نه با سکوت در برابر سرکوب، بلکه با وفاداری به آزادی و حقیقت. این وفاداری، حتی اگر در تبعید باشد، حتی اگر در حاشیه و زیر سرکوب باشد، شریفتر از وطندوستیایست که بر تلی از جنازهها برافراشته شده باشد.
وطن را نه باید فدای نظام کرد، نه به قیمت دروغ فروخت.
به قول دوست فرهیختهام دکتر مرتضی نعمتی:
«وطن خانه است، نه قفس»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایدئولوژی #وطن #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤54👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صدای او باشیم که آییناش مهر بود
حسن باقرینیا
مصطفی مهرآیین، جامعهشناس و استاد دانشگاه، روز گذشته کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار نامهای خطاب به علی خامنهای، بازداشت شد. او در این نامه با انتقاد از بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، ادامه حیات این نظام را برابر با نابودی ایران دانسته بود.
در پی این بازداشت، دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجشده دانشگاه، در ویدئویی با حمایت از مصطفی مهرآیین گفت: «فریادش این بود که جمهوری اسلامی یک شر بنیادین است. اگر بماند، ایران از بین میرود. هزینه نگهداشتن این نظام، نابودی ایران است. این را کسی گفت که خطر را میفهمید، کسی که از دل جامعه آمده بود، نه از پشت میز قدرت.»
او افزود: «دکتر مهرآیین نهتنها در مقام استادی آموزش میداد، بلکه خود نیز ایستاد و عمل کرد. آیینش مهر بود؛ با مهر سخن گفت، با مهر نقد کرد و با مهر هشدار داد، آنگاه که بسیاری خود را به ندیدن زده بودند. او صراحتاً گفت که آیتالله خامنهای باید کنار برود؛ نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از ریختن خون بیشتر و حفظ بقای ایران.»
باقرینیا در ادامه با اشاره به علاقه مهرآیین به فلسفه و اندیشههای هانا آرنت، گفت: «او از ابتذال شر سخن میگفت. از اینکه شر همیشه با فریاد نمیآید؛ گاه در سکوت آدمهای خوب رشد میکند. وقتی فکر نمیکنیم و فقط اطاعت میکنیم، توتالیتاریسم قدرت میگیرد. ایران امروز در حال تجربه همین وضعیت است.»
این استاد دانشگاه تأکید کرد: «مصطفی هشدار داد که قدرت در بالا فاسد میشود، وقتی پایینترها سکوت میکنند، وقتی دانشگاه بیصداست و مردم از فکر کردن میترسند. اکنون که او را بردهاند، نوبت ماست؛ ما که صدای او را شنیدیم و فهمیدیم خطر کجاست. باید صدای او باشیم و اجازه ندهیم صدایش خاموش شود.»
#حسن_باقری_نیا #مصطفی_مهرآیین #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسن باقرینیا
مصطفی مهرآیین، جامعهشناس و استاد دانشگاه، روز گذشته کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار نامهای خطاب به علی خامنهای، بازداشت شد. او در این نامه با انتقاد از بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، ادامه حیات این نظام را برابر با نابودی ایران دانسته بود.
در پی این بازداشت، دکتر حسن باقرینیا، استاد اخراجشده دانشگاه، در ویدئویی با حمایت از مصطفی مهرآیین گفت: «فریادش این بود که جمهوری اسلامی یک شر بنیادین است. اگر بماند، ایران از بین میرود. هزینه نگهداشتن این نظام، نابودی ایران است. این را کسی گفت که خطر را میفهمید، کسی که از دل جامعه آمده بود، نه از پشت میز قدرت.»
او افزود: «دکتر مهرآیین نهتنها در مقام استادی آموزش میداد، بلکه خود نیز ایستاد و عمل کرد. آیینش مهر بود؛ با مهر سخن گفت، با مهر نقد کرد و با مهر هشدار داد، آنگاه که بسیاری خود را به ندیدن زده بودند. او صراحتاً گفت که آیتالله خامنهای باید کنار برود؛ نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از ریختن خون بیشتر و حفظ بقای ایران.»
باقرینیا در ادامه با اشاره به علاقه مهرآیین به فلسفه و اندیشههای هانا آرنت، گفت: «او از ابتذال شر سخن میگفت. از اینکه شر همیشه با فریاد نمیآید؛ گاه در سکوت آدمهای خوب رشد میکند. وقتی فکر نمیکنیم و فقط اطاعت میکنیم، توتالیتاریسم قدرت میگیرد. ایران امروز در حال تجربه همین وضعیت است.»
این استاد دانشگاه تأکید کرد: «مصطفی هشدار داد که قدرت در بالا فاسد میشود، وقتی پایینترها سکوت میکنند، وقتی دانشگاه بیصداست و مردم از فکر کردن میترسند. اکنون که او را بردهاند، نوبت ماست؛ ما که صدای او را شنیدیم و فهمیدیم خطر کجاست. باید صدای او باشیم و اجازه ندهیم صدایش خاموش شود.»
#حسن_باقری_نیا #مصطفی_مهرآیین #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤81👍12🕊10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا: صدای نقد حتی در میان آژیر جنگ خاموش نمیشود
دکتر حسن باقرینیا در ویدئویی تازه با انتقاد از فضای امنیتی و فشار برای سکوت، تأکید کرد که مردم ایران نباید فریب تکرار واژه «برهه حساس کنونی» را بخورند. او گفت: «۴۷ سال است که جمهوری اسلامی در هر بحران، منتقدان را به سکوت واداشته؛ از اشغال سفارت و جنگ ۸ ساله تا قتلهای زنجیرهای، پرونده هستهای، سرکوب آبان ۹۸ و خیزش مهسا.»
او افزود: «حالا در سایه جنگ با اسرائیل، دوباره همان روایت تکرار میشود: الان وقت انتقاد نیست، باید پشت نظام بود. اما حقیقت این است که ما دقیقاً همین حالا باید حرف بزنیم. چون این حکومت سالهاست خودش با مردمش در جنگ است؛ از گلولههای آبان تا فقر و شکنجه.»
باقرینیا تأکید کرد: «سکوت در چنین لحظهای یعنی تأیید سرکوب و جنگطلبی. یعنی حکومت مجاز است هر کاری بخواهد انجام دهد چون کشور در خطر است. اما جمهوری اسلامی هیچگاه ما را به صلح نرسانده، فقط از بحران برای بقا استفاده کرده است.»
او در پایان گفت: «دموکراسی با سکوت ساخته نمیشود، با شجاعت ساخته میشود؛ شجاعت اینکه حتی زیر آژیر جنگ بگوییم نه، ما با استبداد و جنگ نیستیم. نه برچسب خائن ما را ساکت میکند، نه ترس از بحران. ما صدای نقدیم، حتی در صدای آژیر.»
#حسن_باقری_نیا #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_جنگ #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در ویدئویی تازه با انتقاد از فضای امنیتی و فشار برای سکوت، تأکید کرد که مردم ایران نباید فریب تکرار واژه «برهه حساس کنونی» را بخورند. او گفت: «۴۷ سال است که جمهوری اسلامی در هر بحران، منتقدان را به سکوت واداشته؛ از اشغال سفارت و جنگ ۸ ساله تا قتلهای زنجیرهای، پرونده هستهای، سرکوب آبان ۹۸ و خیزش مهسا.»
او افزود: «حالا در سایه جنگ با اسرائیل، دوباره همان روایت تکرار میشود: الان وقت انتقاد نیست، باید پشت نظام بود. اما حقیقت این است که ما دقیقاً همین حالا باید حرف بزنیم. چون این حکومت سالهاست خودش با مردمش در جنگ است؛ از گلولههای آبان تا فقر و شکنجه.»
باقرینیا تأکید کرد: «سکوت در چنین لحظهای یعنی تأیید سرکوب و جنگطلبی. یعنی حکومت مجاز است هر کاری بخواهد انجام دهد چون کشور در خطر است. اما جمهوری اسلامی هیچگاه ما را به صلح نرسانده، فقط از بحران برای بقا استفاده کرده است.»
او در پایان گفت: «دموکراسی با سکوت ساخته نمیشود، با شجاعت ساخته میشود؛ شجاعت اینکه حتی زیر آژیر جنگ بگوییم نه، ما با استبداد و جنگ نیستیم. نه برچسب خائن ما را ساکت میکند، نه ترس از بحران. ما صدای نقدیم، حتی در صدای آژیر.»
#حسن_باقری_نیا #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_جنگ #استبداد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤41👍10
دکتر حسن باقرینیا، منتقد و تحلیلگر اجتماعی و همسرش خانم فاطمه نورادی، بازداشت شدند
دکتر باقرینیا، این انسان شریف، که با بیان شیوا، مسالمتجو و مشقفقانه، سیاستهای حاکم را نقد میکرد، ساعاتی پیش در پی هجوم به منزلشان در شهر مشهد بازداشت شدند. نیروهای امنیتی همسر ایشان، خانم فاطمه نورادی را هم بازداشت کردند.
ماموران ضمن تفتیش منزل، کلیه گوشی و کلیه لوازم الکترونیکی همه اعضای خانواده را هم ضبط کردند.
از اتهام انتسابی و محل نگهداری این دو شهروند ساکن مشهد، اطلاعی در دست نیست.
این در حالی است که روز گذشته دکتر باقرینیا احضاریهای جهت حضور در دادگاه برای آخربن دفاع دریافت کرده بود و قرار بود روز شنبه آینده به دادگاه مراجعه کند.
دکتر باقرینیا اخیرا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا است، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
آقای باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری، پیشتر به خاطر حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
درباره دکتر باقرینیا بخوانید:
https://tavaana.org/hassan-bagherinia
#حسن_باقری_نیا #مشهد #فاطمه_نورادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر باقرینیا، این انسان شریف، که با بیان شیوا، مسالمتجو و مشقفقانه، سیاستهای حاکم را نقد میکرد، ساعاتی پیش در پی هجوم به منزلشان در شهر مشهد بازداشت شدند. نیروهای امنیتی همسر ایشان، خانم فاطمه نورادی را هم بازداشت کردند.
ماموران ضمن تفتیش منزل، کلیه گوشی و کلیه لوازم الکترونیکی همه اعضای خانواده را هم ضبط کردند.
از اتهام انتسابی و محل نگهداری این دو شهروند ساکن مشهد، اطلاعی در دست نیست.
این در حالی است که روز گذشته دکتر باقرینیا احضاریهای جهت حضور در دادگاه برای آخربن دفاع دریافت کرده بود و قرار بود روز شنبه آینده به دادگاه مراجعه کند.
دکتر باقرینیا اخیرا در مجموع به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود، که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، حکم اشد، یعنی ۶ سال قابل اجرا است، از این شش سال، پنج سالش به مدت پنج سال به حالت تعلیق درآمده و در صورت تشخیص حکومت مبنی بر انجام مجدد «جرم» آن هم اجرا خواهد شد.
همچنین دکتر باقرینیا به عنوان مجازات تکمیلی به مدت ۲ سال از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی منع و ۲ سال ممنوعالخروج شد.
آقای باقرینیا، استاد پیشین دانشگاه حکیم سبزواری، پیشتر به خاطر حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
درباره دکتر باقرینیا بخوانید:
https://tavaana.org/hassan-bagherinia
#حسن_باقری_نیا #مشهد #فاطمه_نورادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23❤10
فروپاشی نزدیک است؛ چه باید کرد؟
پیش از آنکه دیر شود، برخیزیم!
🔹✍حسن باقرینیا
جنگ شعلهور و جمهوری اسلامی گرفتار بحرانی بیسابقه شده، یکییکی زیرساختهای نظامی، اطلاعاتی و هستهای خود را از دست میدهد. اما آنچه بیش از هر چیز پیداست، ضعف درونی حکومتیست که سالهاست مشروعیت خود را نزد مردم از کف داده.
در این روزها، سوالی اساسی و اضطراری بر زبان بسیاری جاریست:
ما مردم، چه باید بکنیم؟
تجربه تاریخ معاصر نشان میدهد که سقوط یک استبداد، بهتنهایی ضامن آزادی نیست. لحظات فروپاشی، اگر با آگاهی و سازمانیافتگی مردم همراه نباشد، میتواند به چرخهای دیگر از استبداد، خشونت و تاریکی بینجامد. فرصتها در چنین بزنگاههایی یا به آزادی میانجامند، یا به فاجعه.
پس باید پرسید:
در میانهی این آشوب، مسئولیت مردم چیست؟ راه رهایی کدام است؟
۱. روایت را از آن خود کنیم
جمهوری اسلامی، سالها با جعل حقیقت، انحصار رسانه و تحقیر حافظه تاریخی ما، سلطه خود را حفظ کرده. امروز، هر شهروند باید یک رسانه باشد. صدای سرکوبشدگان را بلند کنیم، روایت مهسا و نوید و نیکا را زنده نگهداریم، و نگذاریم رنج این ملت از قاب تصویرها حذف شود.
۲. بدنهی حکومت را از درون فرسوده کنیم
اعتصاب، نافرمانی مدنی، تحریم همکاری با نهادهای سرکوب، ابزارهای غیرخشونتآمیز اما کوبندهی ملتها در برابر دیکتاتوریست. از کامیوندار و معلم تا کارگر و هنرمند، همه میتوانند بخشی از زنجیرهی فشار اجتماعی باشند. وقت آن رسیده که «نه» را نه فقط در شعار، بلکه در عمل فریاد بزنیم.
۳. شبکههای اعتماد و همبستگی بسازیم
هیچ تحول پایداری بدون سازماندهی شکل نمیگیرد. بیایید در خانه، محله، دانشگاه، صنف و فضای مجازی، مهربانانه و خردمندانه هستههای گفتوگو، تصمیمگیری و مقاومت مدنی را شکل دهیم. اتحادهای کوچک، سنگبنای پیروزیهای بزرگاند.(گروههای کوچک ۷ یا ۸ نفره تشکیل دهیم و بر حسب شرایط اقداماتی انجام دهیم)
۴. مرز روشنی با جنگطلبی و مداخلهگری ترسیم کنیم
ما، قربانیان اصلی جنگایم. همانگونه که جمهوری اسلامی را مسئول کشاندن کشور به آستانهی جنگ میدانیم بنابراین از جنگ حمایت نمیکنیم، اما از تضعیف حکومت سرکوبگر استقبال میکنیم؛ مشروط بر آنکه مردم ایران، و نه هیچ نیروی بیگانهای، معمار آینده باشند.
کنشگری ما از دل جامعه برمیخیزد، نه از سرویسهای امنیتی، و نه از دولتهای دیگر
۵. طرح آینده را از امروز بسازیم
مبارزهی ما فقط «نه» به جمهوری اسلامی نیست؛ «آری» به یک آیندهست:
آری به عدالت، به برابری زن و مرد، به رفع تبعیض قومی و مذهبی، به آزادی عقیده، به کرامت انسانی. باید گفتوگو دربارهی نظام جایگزین، دادخواهی، عدالت انتقالی، و تضمین حقوق شهروندی را از همین حالا آغاز کنیم.
در یک جمله:
این روزها، روز مردم است. روز کنش، نه تماشا.
اگر ما نجنبیم، دیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت.
و اگر امروز نایستیم، فردا فرزندانمان روی خاکستر این سرزمین، دنبال وطن خواهند گشت.
ـ مطلب فوق آخرین مطلب نوشتاری است که دکتر باقرینیا در کانال تلگرام خود منتشر کرده است. او و همسرش فاطمه نورادی، امروز با هجوم ماموران وزارت اطلاعات به منزلشان در مشهد، بازداشت شدند.
#حسن_باقری_نیا #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیش از آنکه دیر شود، برخیزیم!
🔹✍حسن باقرینیا
جنگ شعلهور و جمهوری اسلامی گرفتار بحرانی بیسابقه شده، یکییکی زیرساختهای نظامی، اطلاعاتی و هستهای خود را از دست میدهد. اما آنچه بیش از هر چیز پیداست، ضعف درونی حکومتیست که سالهاست مشروعیت خود را نزد مردم از کف داده.
در این روزها، سوالی اساسی و اضطراری بر زبان بسیاری جاریست:
ما مردم، چه باید بکنیم؟
تجربه تاریخ معاصر نشان میدهد که سقوط یک استبداد، بهتنهایی ضامن آزادی نیست. لحظات فروپاشی، اگر با آگاهی و سازمانیافتگی مردم همراه نباشد، میتواند به چرخهای دیگر از استبداد، خشونت و تاریکی بینجامد. فرصتها در چنین بزنگاههایی یا به آزادی میانجامند، یا به فاجعه.
پس باید پرسید:
در میانهی این آشوب، مسئولیت مردم چیست؟ راه رهایی کدام است؟
۱. روایت را از آن خود کنیم
جمهوری اسلامی، سالها با جعل حقیقت، انحصار رسانه و تحقیر حافظه تاریخی ما، سلطه خود را حفظ کرده. امروز، هر شهروند باید یک رسانه باشد. صدای سرکوبشدگان را بلند کنیم، روایت مهسا و نوید و نیکا را زنده نگهداریم، و نگذاریم رنج این ملت از قاب تصویرها حذف شود.
۲. بدنهی حکومت را از درون فرسوده کنیم
اعتصاب، نافرمانی مدنی، تحریم همکاری با نهادهای سرکوب، ابزارهای غیرخشونتآمیز اما کوبندهی ملتها در برابر دیکتاتوریست. از کامیوندار و معلم تا کارگر و هنرمند، همه میتوانند بخشی از زنجیرهی فشار اجتماعی باشند. وقت آن رسیده که «نه» را نه فقط در شعار، بلکه در عمل فریاد بزنیم.
۳. شبکههای اعتماد و همبستگی بسازیم
هیچ تحول پایداری بدون سازماندهی شکل نمیگیرد. بیایید در خانه، محله، دانشگاه، صنف و فضای مجازی، مهربانانه و خردمندانه هستههای گفتوگو، تصمیمگیری و مقاومت مدنی را شکل دهیم. اتحادهای کوچک، سنگبنای پیروزیهای بزرگاند.(گروههای کوچک ۷ یا ۸ نفره تشکیل دهیم و بر حسب شرایط اقداماتی انجام دهیم)
۴. مرز روشنی با جنگطلبی و مداخلهگری ترسیم کنیم
ما، قربانیان اصلی جنگایم. همانگونه که جمهوری اسلامی را مسئول کشاندن کشور به آستانهی جنگ میدانیم بنابراین از جنگ حمایت نمیکنیم، اما از تضعیف حکومت سرکوبگر استقبال میکنیم؛ مشروط بر آنکه مردم ایران، و نه هیچ نیروی بیگانهای، معمار آینده باشند.
کنشگری ما از دل جامعه برمیخیزد، نه از سرویسهای امنیتی، و نه از دولتهای دیگر
۵. طرح آینده را از امروز بسازیم
مبارزهی ما فقط «نه» به جمهوری اسلامی نیست؛ «آری» به یک آیندهست:
آری به عدالت، به برابری زن و مرد، به رفع تبعیض قومی و مذهبی، به آزادی عقیده، به کرامت انسانی. باید گفتوگو دربارهی نظام جایگزین، دادخواهی، عدالت انتقالی، و تضمین حقوق شهروندی را از همین حالا آغاز کنیم.
در یک جمله:
این روزها، روز مردم است. روز کنش، نه تماشا.
اگر ما نجنبیم، دیگران برای ما تصمیم خواهند گرفت.
و اگر امروز نایستیم، فردا فرزندانمان روی خاکستر این سرزمین، دنبال وطن خواهند گشت.
ـ مطلب فوق آخرین مطلب نوشتاری است که دکتر باقرینیا در کانال تلگرام خود منتشر کرده است. او و همسرش فاطمه نورادی، امروز با هجوم ماموران وزارت اطلاعات به منزلشان در مشهد، بازداشت شدند.
#حسن_باقری_نیا #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤29
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکومتی که از واژهها میترسد؛
زبان، ابزار سرکوب و تداوم سلطه!
چگونه خبرنگاری که سالها در خدمت پروپاگاندای دروغ و فریب رژیم بوده اینک شیرزن ایرانی! لقب میگیرد؟
او شیرزن ایرانی است یا آرمیتا،نیکا، سارینا و هزاران زنی که با دست خالی در مقابل سرکوبگران ایستادند؟
جمهوری اسلامی متخصص در تحریف و جعل واژگان است؛ هوشیار باشیم و روایتهای دروغینش را رسوا کنیم.
دکتر باقرینیا، استاد پیشین و اخراجشدهی دانشگاه، که عصر روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ در شهر مشهد بازداشت شد، ساعاتی پیش از بازداشت خود، ویدئویی در کانال تلگرامش منتشر کرد که در آن به نقش ابزارهای زبانی در سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی میپردازد.
او در این ویدئو تأکید میکند که حکومت نهفقط با زور، بلکه با واژهها نیز مردم را تحت سلطه میگیرد. واژهها در جمهوری اسلامی دیگر ابزار ارتباط نیستند، بلکه کارکردی برای تحریف حقیقت و کنترل ذهن دارند.
دکتر باقرینیا با اشاره به عباراتی چون «خبرنگار وطنپرست»، «شهدای مدافع وطن»، «نظام مقدس»، و «اغتشاشگر» میگوید این واژهها معنای واقعی خود را از دست دادهاند و به ابزارهای تبلیغاتی بدل شدهاند. او یادآوری میکند که در نظامی که سانسور را «صیانت» و سرکوب خیابانی را «امنیت ملی» مینامد، حقیقت از طریق زبان تحریف میشود.
آقای باقرینیا هشدار میدهد که اگر مردم در برابر این تحریفهای زبانی سکوت کنند، خود قربانی همین واژهها خواهند شد. او دعوت میکند که زبان مردم از زبان حکومت جدا شود؛ مردم باید واژههایی چون «شهید»، «وطن»، «مردم» و «رسانه» را از نو بازتعریف کنند و زبان حقیقت را جایگزین زبان قدرت نمایند.
این استاد اخراجشده دانشگاه، در پایان ویدئوی خود تأکید میکند که ما باید زبان را از نو بسازیم؛ چرا که در نظامی که واژهها نیز سرکوبگرند، سکوت ما به معنای تسلیم است.
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #حسن_باقری_نیا #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
زبان، ابزار سرکوب و تداوم سلطه!
چگونه خبرنگاری که سالها در خدمت پروپاگاندای دروغ و فریب رژیم بوده اینک شیرزن ایرانی! لقب میگیرد؟
او شیرزن ایرانی است یا آرمیتا،نیکا، سارینا و هزاران زنی که با دست خالی در مقابل سرکوبگران ایستادند؟
جمهوری اسلامی متخصص در تحریف و جعل واژگان است؛ هوشیار باشیم و روایتهای دروغینش را رسوا کنیم.
دکتر باقرینیا، استاد پیشین و اخراجشدهی دانشگاه، که عصر روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ در شهر مشهد بازداشت شد، ساعاتی پیش از بازداشت خود، ویدئویی در کانال تلگرامش منتشر کرد که در آن به نقش ابزارهای زبانی در سازوکار سرکوب در جمهوری اسلامی میپردازد.
او در این ویدئو تأکید میکند که حکومت نهفقط با زور، بلکه با واژهها نیز مردم را تحت سلطه میگیرد. واژهها در جمهوری اسلامی دیگر ابزار ارتباط نیستند، بلکه کارکردی برای تحریف حقیقت و کنترل ذهن دارند.
دکتر باقرینیا با اشاره به عباراتی چون «خبرنگار وطنپرست»، «شهدای مدافع وطن»، «نظام مقدس»، و «اغتشاشگر» میگوید این واژهها معنای واقعی خود را از دست دادهاند و به ابزارهای تبلیغاتی بدل شدهاند. او یادآوری میکند که در نظامی که سانسور را «صیانت» و سرکوب خیابانی را «امنیت ملی» مینامد، حقیقت از طریق زبان تحریف میشود.
آقای باقرینیا هشدار میدهد که اگر مردم در برابر این تحریفهای زبانی سکوت کنند، خود قربانی همین واژهها خواهند شد. او دعوت میکند که زبان مردم از زبان حکومت جدا شود؛ مردم باید واژههایی چون «شهید»، «وطن»، «مردم» و «رسانه» را از نو بازتعریف کنند و زبان حقیقت را جایگزین زبان قدرت نمایند.
این استاد اخراجشده دانشگاه، در پایان ویدئوی خود تأکید میکند که ما باید زبان را از نو بسازیم؛ چرا که در نظامی که واژهها نیز سرکوبگرند، سکوت ما به معنای تسلیم است.
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #حسن_باقری_نیا #پروپاگاندا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤18
برای دکتر حسن باقرینیا؛
نام تو روشنی است، در سرزمینی که کلمات را در قفس میاندازند.
دکتر باقرینیا را به جرم روشنگری به بند کشیدهاند. او نه سلاحی بر دوش داشت، نه بانگی جز صدای راستی در گلویش. تنها سلاحش اندیشه بود و تنها گناهش این است که مسیرش، آگاهیست.
وکیلآباد (زندان وکیلآباد مشهد) اکنون نامی نیست؛ نشانیست از رنج، از دردی که بر تن انسانهای آزادیخواه آوار شده و از صبری که، چون کوه، زیر بار ظلم نمیکشند: فاطمه سپهری، دکتر باقرینیا، عباس واحدیان شاهرودی، فرزانه قرهحسنلو، محمد حسین سپهری، جواد لعلمحمدی و هاشم خواستار.
اما ما خاموش نمیمانیم. نام او را با افتخار میگوییم، نه با زمزمه، با صدایی بلند:
دکتر باقرینیا!
ای که حقیقت را آسان نفروختی، به قامتت درود میفرستم. تو را به بند کشیدند، لیک راهت، آزادتر از همیشه، در دلها جاریست. زندانی که اندیشه را در خود جای دهد، هرگز فاتح نیست. و آنانی که از گفتوگو هراس دارند، بدون شک به پرتگاه سقوط میکنند.
این خاک افرادی چون تو را کم ندارد، اما همیشه نیاز دارد به کسی که، به وقت سکوت، بایستد.
تو ایستادی و ما پشت تو ایستادهایم.
کوکب بداغی – پگاه، معلم ایذه
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نام تو روشنی است، در سرزمینی که کلمات را در قفس میاندازند.
دکتر باقرینیا را به جرم روشنگری به بند کشیدهاند. او نه سلاحی بر دوش داشت، نه بانگی جز صدای راستی در گلویش. تنها سلاحش اندیشه بود و تنها گناهش این است که مسیرش، آگاهیست.
وکیلآباد (زندان وکیلآباد مشهد) اکنون نامی نیست؛ نشانیست از رنج، از دردی که بر تن انسانهای آزادیخواه آوار شده و از صبری که، چون کوه، زیر بار ظلم نمیکشند: فاطمه سپهری، دکتر باقرینیا، عباس واحدیان شاهرودی، فرزانه قرهحسنلو، محمد حسین سپهری، جواد لعلمحمدی و هاشم خواستار.
اما ما خاموش نمیمانیم. نام او را با افتخار میگوییم، نه با زمزمه، با صدایی بلند:
دکتر باقرینیا!
ای که حقیقت را آسان نفروختی، به قامتت درود میفرستم. تو را به بند کشیدند، لیک راهت، آزادتر از همیشه، در دلها جاریست. زندانی که اندیشه را در خود جای دهد، هرگز فاتح نیست. و آنانی که از گفتوگو هراس دارند، بدون شک به پرتگاه سقوط میکنند.
این خاک افرادی چون تو را کم ندارد، اما همیشه نیاز دارد به کسی که، به وقت سکوت، بایستد.
تو ایستادی و ما پشت تو ایستادهایم.
کوکب بداغی – پگاه، معلم ایذه
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤40🕊9👎2👌1
«برای استادی که ایستاد و روشنی بخشید
✍🏽 بینش نوروزی | ۱۹ تیر ۱۴۰۴
بیست و یک روز است که دکتر حسن باقرینیا بازداشت شده.
استادی شریف، آرام، و آگاه، که سالها در دانشگاه، روانشناسی و مسائل اجتماعی را با نگاهی عمیق و انسانی تدریس کرد.
چیزی که ایشان را از بسیاری جدا میکرد، فقط دانش نبود؛ شجاعتش بود. شجاعتِ گفتنِ آنچه خیلیها میدانند ولی نمیگویند.
در دورهای که فضای دانشگاهها پر از سکوت و احتیاط است، او بیپرده از رنج مردم، از فریبهای سیاسی، و از سرکوب سخن گفت، با تحلیل، صراحت، و امید به آگاهی جمعی. همین روشنیاش، برای برخی سنگین آمد و دستگیرش کردند.
امروز، بعد از گذشت سه هفته، هنوز خبری روشن از وضعیت ایشان در دست نیست.
این یادداشت را نه تنها برای حمایت از ایشان که برای پاسداشت انسانیتی که در وی بود و هست، مینویسم. برای یادآوری این که «استاد»، یعنی کسی که در روزهای سخت، نه فقط درس، که راه را نشان میدهد.
یک روز پیش از بازداشت، پیامی دلگرمکننده از ایشان گرفتم، از آن جنس حرفهایی که فراموش نمیکنم. و هنوز با من است، چون نوریست که در دل ظلمت خاموش نمیشود.
برای دکتر باقرینیا،
آرزوی سلامتی، آزادی، آرامش و برکت دارم. و برای خودم و همنوعانم، آرزوی وجدان بیدارتر، دلهای نترستر،
و دانشگاههایی که دوباره خانهی دانایی و شجاعت باشند.»
از تلگرام بینش نوروزی
https://t.me/BineshNowruzi
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍🏽 بینش نوروزی | ۱۹ تیر ۱۴۰۴
بیست و یک روز است که دکتر حسن باقرینیا بازداشت شده.
استادی شریف، آرام، و آگاه، که سالها در دانشگاه، روانشناسی و مسائل اجتماعی را با نگاهی عمیق و انسانی تدریس کرد.
چیزی که ایشان را از بسیاری جدا میکرد، فقط دانش نبود؛ شجاعتش بود. شجاعتِ گفتنِ آنچه خیلیها میدانند ولی نمیگویند.
در دورهای که فضای دانشگاهها پر از سکوت و احتیاط است، او بیپرده از رنج مردم، از فریبهای سیاسی، و از سرکوب سخن گفت، با تحلیل، صراحت، و امید به آگاهی جمعی. همین روشنیاش، برای برخی سنگین آمد و دستگیرش کردند.
امروز، بعد از گذشت سه هفته، هنوز خبری روشن از وضعیت ایشان در دست نیست.
این یادداشت را نه تنها برای حمایت از ایشان که برای پاسداشت انسانیتی که در وی بود و هست، مینویسم. برای یادآوری این که «استاد»، یعنی کسی که در روزهای سخت، نه فقط درس، که راه را نشان میدهد.
یک روز پیش از بازداشت، پیامی دلگرمکننده از ایشان گرفتم، از آن جنس حرفهایی که فراموش نمیکنم. و هنوز با من است، چون نوریست که در دل ظلمت خاموش نمیشود.
برای دکتر باقرینیا،
آرزوی سلامتی، آزادی، آرامش و برکت دارم. و برای خودم و همنوعانم، آرزوی وجدان بیدارتر، دلهای نترستر،
و دانشگاههایی که دوباره خانهی دانایی و شجاعت باشند.»
از تلگرام بینش نوروزی
https://t.me/BineshNowruzi
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊38❤21💔6👎1
دکتر حسن باقرینیا، پس از بیش از یک ماه بازداشت که ۲۴ روز را در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه گذراند، روز گذشته با وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد شد.
این استاد دانشگاه در طی دوران بازداشت به شدت تحت فشار بود تا از او فیلم اعتراف اجباری بگیرند. آقای باقرینیا شنبه هفته گذشته با دستبند و پابند به دادسرا منتقل شده بود و یکی از افرادی که او را دیده بود، گفته بود شرایط خوبی نداشته و تا آن زمان (۲۴ روز) در انفرادی بوده و پس از آن به زندان وکیلآباد منتقل شده است. طبق گزارش دریافتی، آقای باقرینیا هنگام انتقال به زندان وکیلآباد به یکی از افراد گفت که از جهنم به بهشت آمدم، که این جمله نشان میدهد تا چه حد تحت فشار بوده است.
احسان خزایی، برادر جاویدنام عرفان خزایی، که چند روز پیش با خشونت بسیار بازداشت شده بود، روز گذشته با وثیقه یکمیلیاردی آزاد شد. او پدر سه فرزند خردسال است که یکی هنوز شیرخواره است. اطلاعرسانی به موقع در خصوص بازداشت او و حمایت خانوادههای دادخواه، در آزاد شدن ایشان مؤثر بوده است.
مطهره گونهای، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی نیز، چند روز پیش با وثیقه سه میلیاردی آزاد شده است. بعد از بمباران اوین، از مطهره که در آن زمان در سلول انفرادی بود، تا چندین روز اطلاعی در دست نبود.
جمهوری اسلامی برای آزادی این سه نفر، که هر سه افرادی بودهاند که فعالیتی خشونتپرهیز داشتهاند، وثیقههای سنگینی دریافت کرده و آنها و خانوادهشان را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار داده است.
معمولا فشار بر زندانیان سیاسی، حتی پس از آزادی موقت آنها ادامه دارد، از طریق تهدید به بازداشت مجدد، وادار کردن به سکوت و حتی وادار کردن به گفتن سخنانی باب میل حکومت!
در هفتههای گذشته موردی بوده که فردی را وادار کردند بیست استوری در حمایت از رژیم بگذارد!
زندانیان سیاسی را بعد از آزادی تنها نگذاریم. کنارشان باشیم و به بازسازی روحیه و سلامت آنها کمک کنیم.
#حسن_باقری_نیا #احسان_خزایی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این استاد دانشگاه در طی دوران بازداشت به شدت تحت فشار بود تا از او فیلم اعتراف اجباری بگیرند. آقای باقرینیا شنبه هفته گذشته با دستبند و پابند به دادسرا منتقل شده بود و یکی از افرادی که او را دیده بود، گفته بود شرایط خوبی نداشته و تا آن زمان (۲۴ روز) در انفرادی بوده و پس از آن به زندان وکیلآباد منتقل شده است. طبق گزارش دریافتی، آقای باقرینیا هنگام انتقال به زندان وکیلآباد به یکی از افراد گفت که از جهنم به بهشت آمدم، که این جمله نشان میدهد تا چه حد تحت فشار بوده است.
احسان خزایی، برادر جاویدنام عرفان خزایی، که چند روز پیش با خشونت بسیار بازداشت شده بود، روز گذشته با وثیقه یکمیلیاردی آزاد شد. او پدر سه فرزند خردسال است که یکی هنوز شیرخواره است. اطلاعرسانی به موقع در خصوص بازداشت او و حمایت خانوادههای دادخواه، در آزاد شدن ایشان مؤثر بوده است.
مطهره گونهای، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی نیز، چند روز پیش با وثیقه سه میلیاردی آزاد شده است. بعد از بمباران اوین، از مطهره که در آن زمان در سلول انفرادی بود، تا چندین روز اطلاعی در دست نبود.
جمهوری اسلامی برای آزادی این سه نفر، که هر سه افرادی بودهاند که فعالیتی خشونتپرهیز داشتهاند، وثیقههای سنگینی دریافت کرده و آنها و خانوادهشان را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار داده است.
معمولا فشار بر زندانیان سیاسی، حتی پس از آزادی موقت آنها ادامه دارد، از طریق تهدید به بازداشت مجدد، وادار کردن به سکوت و حتی وادار کردن به گفتن سخنانی باب میل حکومت!
در هفتههای گذشته موردی بوده که فردی را وادار کردند بیست استوری در حمایت از رژیم بگذارد!
زندانیان سیاسی را بعد از آزادی تنها نگذاریم. کنارشان باشیم و به بازسازی روحیه و سلامت آنها کمک کنیم.
#حسن_باقری_نیا #احسان_خزایی #مطهره_گونه_ای #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤48💔22🕊7
دکتر حسن باقرینیا، موکل جاویدنام خسرو علیکردی و بعدها جواد علیکردی، از باران و دوستان نزدیک خانواده علیکردی، از جمله افراد بازداشت شده در مراسم هفتم خسرو علیکردی بوده است.
طبق اطلاعات منتشر شده، او به بازداشتگاه سروش مشهد منتقل شده و در حین بازداشت و بدو ورود به بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
گفته میشود که آقای باقرینیا از ناحیه گوش آسیب دیده است. این استاد اخراج شده دانشگاه، پیشتر در تابستان ۱۴۰۴ به مدت حدود یک ماه در بازداشت به سر برده است. برای آقای باقرینیا قبلا پروندههای متعددی ساختهاند که احکام سنگینی در مرحله بدوی صادر شده و هنوز پروندهها باز هستند.
آقای باقرینیا، اندیشمند و صاحبنظر و تحلیلگر اجتماعی هستند و وجود افرادی همچون ایشان برای هر جامعهای سرمایه محسوب میشود، ولی در جمهوری اسلامی، ایشان بازداشت و از تدریس در دانشگاه محروم شدهاند.
ویدیوهای تحلیلی آقای باقرینیا مثل یک کلاس درس بودند و ایشان جز ارائه تفکر انتقادی و رفتار مسالمتآمیز، کار دیگری نکرده است و به هیچ وجه مستحق بازداشت نیستند.
#حسن_باقری_نیا #خسرو_علیکردی #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اطلاعات منتشر شده، او به بازداشتگاه سروش مشهد منتقل شده و در حین بازداشت و بدو ورود به بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
گفته میشود که آقای باقرینیا از ناحیه گوش آسیب دیده است. این استاد اخراج شده دانشگاه، پیشتر در تابستان ۱۴۰۴ به مدت حدود یک ماه در بازداشت به سر برده است. برای آقای باقرینیا قبلا پروندههای متعددی ساختهاند که احکام سنگینی در مرحله بدوی صادر شده و هنوز پروندهها باز هستند.
آقای باقرینیا، اندیشمند و صاحبنظر و تحلیلگر اجتماعی هستند و وجود افرادی همچون ایشان برای هر جامعهای سرمایه محسوب میشود، ولی در جمهوری اسلامی، ایشان بازداشت و از تدریس در دانشگاه محروم شدهاند.
ویدیوهای تحلیلی آقای باقرینیا مثل یک کلاس درس بودند و ایشان جز ارائه تفکر انتقادی و رفتار مسالمتآمیز، کار دیگری نکرده است و به هیچ وجه مستحق بازداشت نیستند.
#حسن_باقری_نیا #خسرو_علیکردی #مشهد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤28💔14🕊5👍3