Forwarded from گفتوشنود
از همان آغاز استقرار حکومت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، روحالله خمینی با شعار جنجالی و نفرتپراکنِ «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود» مسیر خطرناک یهودیستیزی و دشمنتراشی را بنیان گذاشت؛ شعاری که نه تنها بازتابی از تفکر افراطی مذهبی بود، بلکه بستری شد برای پروژهای سیاسی که دهههاست ایران را بهسوی انزوا، تحریم، و فروپاشی تدریجی اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی سوق داده است. پس از او، علی خامنهای و سایر مسئولان جمهوری اسلامی نیز بر همین طبل جنگطلبی و نفرتافکنی کوبیدند، بیتوجه به هزینههایی که این سیاست خارجی مخرب بر دوش مردم ایران گذاشته است. امروز، ایرانیان اسیر بلندپروازیهای ایدئولوژیک نظامیاند که جنگ را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در زندگی روزمره مردم با بیکاری، فساد نهادینه، رانتخواری، و سقوط ارزشهای انسانی و اخلاقی تحمیل کرده است؛ و حالا کشور و مردم بی آنکه بخواهند در یک رویارویی نظامی تمامعیار با اسرائیل قرار دارد، جنگی که نه خواست ملت، که محصول لجاجت و اصرار رهبرانیست که ایران را گروگان توهمات خود کردهاند.
#یهودی_ستیزی #جنگ #حکومت_فقهی #شیعه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از همان آغاز استقرار حکومت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، روحالله خمینی با شعار جنجالی و نفرتپراکنِ «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود» مسیر خطرناک یهودیستیزی و دشمنتراشی را بنیان گذاشت؛ شعاری که نه تنها بازتابی از تفکر افراطی مذهبی بود، بلکه بستری شد برای پروژهای سیاسی که دهههاست ایران را بهسوی انزوا، تحریم، و فروپاشی تدریجی اقتصادی، اخلاقی و اجتماعی سوق داده است. پس از او، علی خامنهای و سایر مسئولان جمهوری اسلامی نیز بر همین طبل جنگطلبی و نفرتافکنی کوبیدند، بیتوجه به هزینههایی که این سیاست خارجی مخرب بر دوش مردم ایران گذاشته است. امروز، ایرانیان اسیر بلندپروازیهای ایدئولوژیک نظامیاند که جنگ را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در زندگی روزمره مردم با بیکاری، فساد نهادینه، رانتخواری، و سقوط ارزشهای انسانی و اخلاقی تحمیل کرده است؛ و حالا کشور و مردم بی آنکه بخواهند در یک رویارویی نظامی تمامعیار با اسرائیل قرار دارد، جنگی که نه خواست ملت، که محصول لجاجت و اصرار رهبرانیست که ایران را گروگان توهمات خود کردهاند.
#یهودی_ستیزی #جنگ #حکومت_فقهی #شیعه_گری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22❤4
Forwarded from گفتوشنود
🔹 ایدئولوژی بهمثابه ابزاری برای شستشوی مغزی!
پیام همراهان
کارل مارکس در تحلیل ساختارهای قدرت، ایدئولوژی را نه ابزار آگاهی، بلکه سازوکار آگاهی کاذب میدانست. از نظر او، طبقهی حاکم با تحمیل ارزشها و باورهای خود بر کل جامعه، این توهم را پدید میآورد که وضع موجود طبیعی، اخلاقی و غیرقابل تغییر است. این آگاهی کاذب، عاملی است که موجب میشود فرودستان، نه تنها علیه ستم سر برندارند، بلکه خود به بازتولید آن کمک کنند.
نظامهای توتالیتر قرن بیستم، از جمله فاشیسم، استالینیسم و حکومتهای دینی، بسیار خوب آموختند که سلطهی پایدار، تنها با سرکوب فیزیکی ممکن نیست؛ بلکه مهندسی ذهن و تسخیر آگاهی مردم، کارآمدترین ابزار سلطه است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران یکی از نمونههای برجسته بهرهبرداری سازمانیافته از ایدئولوژی در چارچوب دینیـسیاسی است.
بیایید ببینیم این بهرهبرداری چگونه و در چه سطوحی رخ میدهد:
۱. قدسیسازی قدرت سیاسی
در جمهوری اسلامی، نهاد ولایت فقیه بهعنوان امتداد ارادهی الهی معرفی میشود. انتقاد از این ساختار، نه صرفاً مخالفت سیاسی، بلکه عدول از دین و اخلاق تلقی میشود. این مکانیسم، قدرت را فراتر از نقد قرار میدهد و با پیوند زدن میان مشروعیت الهی و اقتدار سیاسی، امکان هرگونه مقاومت مدنی را از درون سرکوب میکند.
۲. ساختن دشمنهای دائمی و بازتولید ترس
از آغاز انقلاب تاکنون، گفتمان رسمی جمهوری اسلامی همواره بر دشمنانی چون «آمریکا»، «صهیونیسم»، «فتنهگران» و «جریان نفوذ» تأکید داشته است. این سازوکار، دو کارکرد اساسی دارد: نخست، انحراف توجه مردم از مسائل داخلی؛ دوم، بسیج روانی جامعه در اطراف قدرت. در چنین فضایی، حاکمیت خود را «سنگر مقاومت» در برابر تهدیدات معرفی میکند، و خواستههای اصلاحطلبانه، بهسادگی در هیاهوی «دشمن» گم میشوند.
۳. استفاده از رسانه و آموزش برای تولید شبه آگاهی
رسانههای رسمی، نظام آموزشی، و تبلیغات دینی، بهشکلی سیستماتیک در خدمت بازتولید گفتمان ایدئولوژیک قرار گرفتهاند. کودکان از نخستین سالهای تحصیل با مفاهیمی چون «شهادت»، «انتظار»، «استکبارستیزی» و «ولایت» مواجه میشوند. هدف، شکل دادن به ذهنیتی است که با نظم موجود نهتنها سازگار، بلکه همدل و وفادار باشد.
۴. معنابخشی ایدئولوژیک به فقر و سختی
نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، با بهرهگیری از مفاهیم دینی مانند «زهد»، «صبر» و «جهاد»، تلاش میکند فقر و محرومیت را نه بهعنوان پیامد سیاستهای غلط، بلکه بهعنوان امتحان الهی یا فضیلتی معنوی بازنمایی کند. در چنین دستگاهی، عدالت اجتماعی به تعویق میافتد و اعتراض به شرایط معیشتی، نوعی ناسپاسی تلقی میشود.
۵. وعدهدادن رستگاری آینده برای توجیه رنج اکنون
یکی از مؤثرترین ابزارهای ایدئولوژیک نظام، ارجاع مداوم به ظهور منجی (امام زمان) و «عدالت موعود» است. این گفتمان، وضع ناعادلانهی موجود را گذرا و مقدمهای بر تحقق آرمانشهر دینی مینمایاند. نتیجه آن است که مردم، به جای اقدام برای تغییر، به انتظار و تسلیم سوق داده میشوند.
🔚 جمعبندی
جمهوری اسلامی از ایدئولوژی، نه صرفاً به عنوان مجموعهای از باورهای دینی، بلکه بهعنوان سازوکار حفظ قدرت بهره میگیرد. در این نظام، ایدئولوژی همچون پردهای ضخیم، واقعیتهای تلخ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را میپوشاند، و مردم را به پذیرش داوطلبانه سلطه سوق میدهد. این همان چیزی است که مارکس، با صراحت تمام، آگاهی کاذب مینامید؛ آگاهیای که نه آگاه میکند، بلکه در خدمت تداوم ناآگاهی است.
#ایدئولوژی #حکومت_فقهی #قدسی سازی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
پیام همراهان
کارل مارکس در تحلیل ساختارهای قدرت، ایدئولوژی را نه ابزار آگاهی، بلکه سازوکار آگاهی کاذب میدانست. از نظر او، طبقهی حاکم با تحمیل ارزشها و باورهای خود بر کل جامعه، این توهم را پدید میآورد که وضع موجود طبیعی، اخلاقی و غیرقابل تغییر است. این آگاهی کاذب، عاملی است که موجب میشود فرودستان، نه تنها علیه ستم سر برندارند، بلکه خود به بازتولید آن کمک کنند.
نظامهای توتالیتر قرن بیستم، از جمله فاشیسم، استالینیسم و حکومتهای دینی، بسیار خوب آموختند که سلطهی پایدار، تنها با سرکوب فیزیکی ممکن نیست؛ بلکه مهندسی ذهن و تسخیر آگاهی مردم، کارآمدترین ابزار سلطه است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران یکی از نمونههای برجسته بهرهبرداری سازمانیافته از ایدئولوژی در چارچوب دینیـسیاسی است.
بیایید ببینیم این بهرهبرداری چگونه و در چه سطوحی رخ میدهد:
۱. قدسیسازی قدرت سیاسی
در جمهوری اسلامی، نهاد ولایت فقیه بهعنوان امتداد ارادهی الهی معرفی میشود. انتقاد از این ساختار، نه صرفاً مخالفت سیاسی، بلکه عدول از دین و اخلاق تلقی میشود. این مکانیسم، قدرت را فراتر از نقد قرار میدهد و با پیوند زدن میان مشروعیت الهی و اقتدار سیاسی، امکان هرگونه مقاومت مدنی را از درون سرکوب میکند.
۲. ساختن دشمنهای دائمی و بازتولید ترس
از آغاز انقلاب تاکنون، گفتمان رسمی جمهوری اسلامی همواره بر دشمنانی چون «آمریکا»، «صهیونیسم»، «فتنهگران» و «جریان نفوذ» تأکید داشته است. این سازوکار، دو کارکرد اساسی دارد: نخست، انحراف توجه مردم از مسائل داخلی؛ دوم، بسیج روانی جامعه در اطراف قدرت. در چنین فضایی، حاکمیت خود را «سنگر مقاومت» در برابر تهدیدات معرفی میکند، و خواستههای اصلاحطلبانه، بهسادگی در هیاهوی «دشمن» گم میشوند.
۳. استفاده از رسانه و آموزش برای تولید شبه آگاهی
رسانههای رسمی، نظام آموزشی، و تبلیغات دینی، بهشکلی سیستماتیک در خدمت بازتولید گفتمان ایدئولوژیک قرار گرفتهاند. کودکان از نخستین سالهای تحصیل با مفاهیمی چون «شهادت»، «انتظار»، «استکبارستیزی» و «ولایت» مواجه میشوند. هدف، شکل دادن به ذهنیتی است که با نظم موجود نهتنها سازگار، بلکه همدل و وفادار باشد.
۴. معنابخشی ایدئولوژیک به فقر و سختی
نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، با بهرهگیری از مفاهیم دینی مانند «زهد»، «صبر» و «جهاد»، تلاش میکند فقر و محرومیت را نه بهعنوان پیامد سیاستهای غلط، بلکه بهعنوان امتحان الهی یا فضیلتی معنوی بازنمایی کند. در چنین دستگاهی، عدالت اجتماعی به تعویق میافتد و اعتراض به شرایط معیشتی، نوعی ناسپاسی تلقی میشود.
۵. وعدهدادن رستگاری آینده برای توجیه رنج اکنون
یکی از مؤثرترین ابزارهای ایدئولوژیک نظام، ارجاع مداوم به ظهور منجی (امام زمان) و «عدالت موعود» است. این گفتمان، وضع ناعادلانهی موجود را گذرا و مقدمهای بر تحقق آرمانشهر دینی مینمایاند. نتیجه آن است که مردم، به جای اقدام برای تغییر، به انتظار و تسلیم سوق داده میشوند.
🔚 جمعبندی
جمهوری اسلامی از ایدئولوژی، نه صرفاً به عنوان مجموعهای از باورهای دینی، بلکه بهعنوان سازوکار حفظ قدرت بهره میگیرد. در این نظام، ایدئولوژی همچون پردهای ضخیم، واقعیتهای تلخ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را میپوشاند، و مردم را به پذیرش داوطلبانه سلطه سوق میدهد. این همان چیزی است که مارکس، با صراحت تمام، آگاهی کاذب مینامید؛ آگاهیای که نه آگاه میکند، بلکه در خدمت تداوم ناآگاهی است.
#ایدئولوژی #حکومت_فقهی #قدسی سازی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
❤21👍9💯4👌1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، استاد سابق دانشگاه مفید و حوزه علمیه قم که اخیراً اظهارات بحثبرانگیزی داشته، در واکنش به انتقادات سید محمد خاتمی و دیگر بزرگان اصلاحات تأکید کرد: «من عضو هیچ جریان سیاسی از جمله اصلاحطلبان نیستم و از هیچ شخصیتی تبعیت نمیکنم.»
🔸️اعتراض خاتمی به سخنان اردستانی
محمدعلی ابطحی در این باره نوشت: آقای خاتمی بحث سخنان آقای اردستانی را پیش کشید. اعتراض داشت که چرا این مباحث را و این ادبیات را در این شرایط به کار گرفته است. دوستان جلسه که دوستان آقای اردستانی هم بودند نیز گلایه داشتند که محتوا و ادبیات آقای اردستانی بیشتر از هر چیز به تفکر آرام نواندیشی دینی، آسیب زده میزند.
🔹️همچنین پس از تهدید و واکنشهای منفی از سوی مداحان حکومتی و برخی معممهای تندرو، اردستانی در پیامی در کانال تلگرامی خود خبر داد:
تا اطلاع ثانوی جلسات هفتگی به صورت عمومی برگزار نخواهد شد.
#سلیمانی_اردستانی #آزاداندیش #تفکر_انتقادی #حکومت_فقهی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤28👎7👍1
Forwarded from گفتوشنود
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️«دبیر ستاد فضای مجازی حوزه گفت برای حل مسئله فیلترینگ باید اینترنت به مشروع و غیرمشروع تقسیم شده و دسترسی اقشار مختلف تفکیک شود.
محمد کهوند گفت که در مرحله بعد، گران کردن پهنای باند اینترنت “نامشروع”، مثلا تا یک میلیارد تومان برای هر گیگابایت، راه مدیریت اینترنت است.
به اعتقاد او، این اقدام موجب کاهش مصرف استفاده از فیلترشکن خواهد شد چون برخی از اقشار به اینترنت فیلتر نشده نیاز ضروری ندارند.»
🔸️این سخنان تازه نیست؛ ادامه همان الگوی تاریخی است که بخشی از روحانیت شیعه در مواجهه با مظاهر نو تجربه کرده است: از مخالفت با دوش حمام و راهآهن تا مقاومت در برابر چاپخانه، تلگراف و رادیو. هر پدیدهای که نظم سنتی را به چالش میکشید، با برچسب «نامشروع» یا بدعت مواجه میشد تا زمانی که کارکرد اجتماعی آن دیگر قابل انکار نبود. امروز نیز اینترنت چنین جایگاهی دارد؛ نه یک سرگرمی فرعی، بلکه زیرساختی حیاتی مانند آب، برق و حملونقل.
🔹️در جهان مدرن، اینترنت حق بنیادین است: امکان آموزش، اشتغال، مشارکت مدنی و دسترسی آزاد به اطلاعات. محروم کردن بخش بزرگی از جامعه از آن، یا تقسیم آن به «مشروع» و «نامشروع»، عملاً سلب یک حق انسانی است و در تضاد آشکار با اصول حقوق بشر و آزادیهای مدنی قرار میگیرد.
🔸️پیشنهاد تعیین بهایی نجومی برای اینترنت آزاد نه فقط غیرعملی و غیرعقلانی است، بلکه نشاندهنده نگرانی عمیق از آگاهی مردم است؛ نگرانیای که بارها بهصورت فیلترینگ گسترده، محدودسازی پلتفرمها و مسدودسازی رسانههای مستقل بروز یافته است. مشکل این نیست که اینترنت نامشروع است، بلکه این است که دسترسی مردم به واقعیت، روایت رسمی را به چالش میکشد.
🔹️این نگاه که میتوان «اطلاعات» را مثل کالای قاچاق مدیریت کرد، نشانه بحران اعتماد و ترس از جامعه است. هیچ نظامی با دیوارکشی در برابر دانش و آگاهی پایدار نمانده است. اینترنت را نمیتوان با فتوای مشروع و نامشروع محدود کرد؛ این بستری است که جامعه امروز بر آن نفس میکشد. محرومیت از آن، محرومیت از آینده و عملا غیر ممکن است.
#حکومت_فقهی #حکومت_ایدئولوژیک #اینترنت_شرعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👎19😍2
Forwarded from گفتوشنود
دیالوگ در برابر مونولوگ
بازگشت به امر سیاسی؛ عبور از حکومت
پیام همراهان
چیزی به نام سیاستِ جمهوری اسلامی وجود ندارد. آنچه نیمقرن دیدهایم حکومتِ جمهوری اسلامی است. حکومت چیزی نیست مگر استقرار دائمیِ یک یا تنیچند حاکم. حکومت، انسداد رابطه است و در برابر آن سیاست قرار دارد که افتتاحِ دائمیِ رابطهها است.
سیاست پیش از شکلگیری مستلزم وجود امرِ سیاسی (The political) است و امر سیاسی یعنی آنچه برآمده از رابطهی انسانها باشد.
انسان در جمهوریِ فقهبنیادِ اسلامی، موضوع است. هم تن و هم جاناش موضوع دستکاریِ تمامعیارِ دمودستگاهِ فقه و حکومت فقهی است. فقیهِ واضع به روی موضوع و برای او و به جای او هرچه میخواهد وضع میکند. انسانِ مطلوبِ فقیه انسان مطلقاً اقتدارپذیر است و خودِ فقیه اساساً ناسیاسی و البته ضدّ سیاسی است. حکومت بهطور عام و حکومتِ فقهی به طور خاص، برآمده از انحصارِ رابطه است.
فقه اگرچه از اقتدار مایه میگیرد اما با انحصار آن، خصلت رابطهوار آنرا دفع میکند و به جایاش تقلید را تاسیس میکند (مقلَد و مقلِد). فقه، تنظیم و تنسیقِ یکطرفهی اقتدار است و تلاش میکند که اقتدار را نزد خود یکجانشین کند. به همین دلیل است که مونولوگ یا تکگویی (منبررفتنِ یکطرفه) همیشه مطلوبِ روحانیون و فقها است. در حکومت جمهوری اسلامی، پای چنین وضعیتی به عرصهی عمومی باز شد. فقه، صرفاً چارچوبهایی انتزاعی برای انسانهای مقلِد و فقهپذیر نیست؛ بلکه منظومهای از تکنیکهاست که هدف غائیاش اضمحلال ماهیتِ رابطهایِ انسانهاست. سپس با استقرار حکومت، امکانهای پیدایش سیاست را متلاشی میکند و عرصهی عمومی را به حکومتِ محض تبدیل میسازد.
امر سیاسی اما، اقتدار را چونان پدیدهای منتشَر در انسانها به رسمیّت میشناسد و در صورتی که موفق به تاسیس سیاست شود اقتدارِ رابطهای را بنیاد حکمرانی قرار میدهد. یعنی اقتداری که در رابطهها و از رابطهها شکل میگیرد و دیالوگ (همهگویی، گفتوگو) مبنای وجودیِ آن است. امر سیاسی با آن شکل از قدرت سروکار دارد که نزد همه است و پیشاپیش در متن و بطن جامعه و افرادِ جامعه قرار دارد. فقط امر سیاسی میتواند منبع پیدایش سیاست باشد.
هر بینشی که انسانِ سیاسی را نادیده بگیرد؛ هر کنشی که به امحاءِ اقتدارِ رابطهمحور بپردازد، پیشاپیش زوال و انهدام سیاست را اعلام کرده است. چنین بینش و چنین کنشی، انحصار اقتدار است و بهوجودآوردندهی حکومتِ محض.
بیاییم برای نخستینبار در تاریخمان از هر چه حکومت است و از هرچه به حکومت شبیه است درگذریم و سیاست را برپا سازیم.
این متن دیدگاه یکی از مخاطبان تواناست.
شما چطور فکر میکنید؟
#حکومت_فقهی #امر_سیاسی #دیالوگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بازگشت به امر سیاسی؛ عبور از حکومت
پیام همراهان
چیزی به نام سیاستِ جمهوری اسلامی وجود ندارد. آنچه نیمقرن دیدهایم حکومتِ جمهوری اسلامی است. حکومت چیزی نیست مگر استقرار دائمیِ یک یا تنیچند حاکم. حکومت، انسداد رابطه است و در برابر آن سیاست قرار دارد که افتتاحِ دائمیِ رابطهها است.
سیاست پیش از شکلگیری مستلزم وجود امرِ سیاسی (The political) است و امر سیاسی یعنی آنچه برآمده از رابطهی انسانها باشد.
انسان در جمهوریِ فقهبنیادِ اسلامی، موضوع است. هم تن و هم جاناش موضوع دستکاریِ تمامعیارِ دمودستگاهِ فقه و حکومت فقهی است. فقیهِ واضع به روی موضوع و برای او و به جای او هرچه میخواهد وضع میکند. انسانِ مطلوبِ فقیه انسان مطلقاً اقتدارپذیر است و خودِ فقیه اساساً ناسیاسی و البته ضدّ سیاسی است. حکومت بهطور عام و حکومتِ فقهی به طور خاص، برآمده از انحصارِ رابطه است.
فقه اگرچه از اقتدار مایه میگیرد اما با انحصار آن، خصلت رابطهوار آنرا دفع میکند و به جایاش تقلید را تاسیس میکند (مقلَد و مقلِد). فقه، تنظیم و تنسیقِ یکطرفهی اقتدار است و تلاش میکند که اقتدار را نزد خود یکجانشین کند. به همین دلیل است که مونولوگ یا تکگویی (منبررفتنِ یکطرفه) همیشه مطلوبِ روحانیون و فقها است. در حکومت جمهوری اسلامی، پای چنین وضعیتی به عرصهی عمومی باز شد. فقه، صرفاً چارچوبهایی انتزاعی برای انسانهای مقلِد و فقهپذیر نیست؛ بلکه منظومهای از تکنیکهاست که هدف غائیاش اضمحلال ماهیتِ رابطهایِ انسانهاست. سپس با استقرار حکومت، امکانهای پیدایش سیاست را متلاشی میکند و عرصهی عمومی را به حکومتِ محض تبدیل میسازد.
امر سیاسی اما، اقتدار را چونان پدیدهای منتشَر در انسانها به رسمیّت میشناسد و در صورتی که موفق به تاسیس سیاست شود اقتدارِ رابطهای را بنیاد حکمرانی قرار میدهد. یعنی اقتداری که در رابطهها و از رابطهها شکل میگیرد و دیالوگ (همهگویی، گفتوگو) مبنای وجودیِ آن است. امر سیاسی با آن شکل از قدرت سروکار دارد که نزد همه است و پیشاپیش در متن و بطن جامعه و افرادِ جامعه قرار دارد. فقط امر سیاسی میتواند منبع پیدایش سیاست باشد.
هر بینشی که انسانِ سیاسی را نادیده بگیرد؛ هر کنشی که به امحاءِ اقتدارِ رابطهمحور بپردازد، پیشاپیش زوال و انهدام سیاست را اعلام کرده است. چنین بینش و چنین کنشی، انحصار اقتدار است و بهوجودآوردندهی حکومتِ محض.
بیاییم برای نخستینبار در تاریخمان از هر چه حکومت است و از هرچه به حکومت شبیه است درگذریم و سیاست را برپا سازیم.
این متن دیدگاه یکی از مخاطبان تواناست.
شما چطور فکر میکنید؟
#حکومت_فقهی #امر_سیاسی #دیالوگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👌1