آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.2K photos
41K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

*گفتگو با الحان طائفی، دختر فریبا کمالآبادی، قسمت اوّل*

این گفتگو در سه قسمت به صورت ویدیویی منتشر می‌شود. این مصاحبه در آستانهٔ تولّد ۶۳ سالگی خانم کمالآبادی منتشر می‌شود؛ این پانزدهمین تولّدی است که ایشان در زندان می‌گذرانند.

فریبا کمالآبادی از رهبران جامعه بهایی ایران است که از سال ۱۳۸۷ به دلیل باورهای دینی‌اش بازداشت و بخش بزرگی از عمر خود را در زندان گذرانده است. او اکنون بیش از ۶۳ سال دارد و با وجود شرایط بخشنامه اخیر درباره آزادی زندانیان سالمند، همچنان در حبس نگه داشته شده است.

*منبع :کانال تلگرام بلبل معنوی*

#آزادشان_کنید #کمپین_آزادی_زندانیان_سیاسی_عقیدتی #فریبا_کمال_آبادی #داستان_ما_یکیست
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
16💔12👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریبا کمالآبادی، شهروند بهائی، چهارده سال است که زندانی است، نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«برای فریبا، در چهاردهمین فصل اسارتش در قتلگاه قرچک»

می‌خواهم درباره زنی بنویسم که بیش از چهارده سال از عمرش را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده، و هیچ گناهی جز بهائی بودن ندارد. قلم در دستم به سختی می‌نویسد، چرا که واژه‌ها برای توصیف این ستم و رنج کافی و گویا نیستند.

یاد روزی می‌افتم که فریبا را در راهروی بدنام دویست و نه اوین دیدم. هر دوی ما چشم‌بند داشتیم و با دمپایی‌های سرمه‌ای پلاستیکی قدم‌های محتاطانه برمی‌داشتیم. زندانبان مرا به دستشویی می‌برد که فریبا از حیاط وارد راهروی اول شد. نگاهی سریع از زیر چشم‌بند انداختم؛ موهایش سفید شده و بالای سرش بسته بود. دلم لرزید—این فریباست. پیش‌تر او را در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر دیده بودم، زمانی که عضو جمع یاران ایران بود و برای مسائل مربوط به جامعه بهائی به دفتر مراجعه می‌کرد.

فریبا و مهوش دو سال و نیم را در همان راهروی تاریک و نمور دویست و نه، در سلول‌های انفرادی گذراندند و سپس برای گذراندن ده سال حبس، به بند عمومی اوین، زندان قرچک و سایر زندان‌ها منتقل شدند.

یاد روزی می‌افتم که عروسی ترانه، دختر کوچک فریبا بود. حتی برای چند دقیقه هم اجازه ندادند فریبا با دستبند و پابند در مراسم عقد و عروسی دخترش شرکت کند. یاد روزی دیگر می‌افتم؛ روز آزادیش. روزی که پس از تحمل ده سال حبس، او را در اتاق دو محکم در آغوش کشیدم و در گوشش گفتم: «آزادیت مبارک، فریبا جان.»

فریبا دوباره بازداشت شد. دوباره به سلول‌های انفرادی دویست و نه بازگشت و سپس از آنجا به بند عمومی اوین منتقل شد. روزی که وارد بند شد، ناباورانه از طبقه دوم به طبقه اول و راهروی بند رفتم. فریبا همچنان آرام، با لبخندی بر لب، به‌سوی درِ ورودی بند زنان اوین می‌آمد و پس از او مهوش هم وارد شد. می‌دانستم رهبران جامعه بهائی در ایران پس از تحمل ده سال حبس آزاد شده و دیگر هیچ فعالیتی نداشتند. یقین داشتم بار دیگر بی‌دلیل و بی‌مدرک بازداشت شده‌اند. با این حال، باز هم به ده سال زندان محکوم شدند.

برای فریبا نوشتن آسان نیست چرا که از رنج بی پایان هموطنان بهائی مان نوشتن سخت است. فریبا در زندان قرچک است. قرچک قتلگاه زنان زندانی است. بیایید برای بسته شدن این زندان همه باهم هم صدا شویم.

نرگس محمدی
۱۱ مهر ۱۴۰۴
تهران - ایران⁩


مرتبط:
من ترانه، یک مادر زندانی دارم
https://tavaana.org/fariba_kamalabadi/

فریبا کمالآبادی؛ بیست سال زندان برای بهایی‌بودن
https://tavaana.org/fariba_kamalabadi-2/

نامه‌هایی از زندان: عاشقانه‌های زندان
https://tavaana.org/letters_prison2/

#فریبا_کمال_آبادی #بهائی #داستان_ما_یکیست #نرگس_محمدی
#بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
18💔9🕊2👍1

نسیم سیمیاری از بازداشت‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در اعتراض به عدم آزادی همبندی اش فریبا کمالآبادی دست به اعتصاب غذا زده است.

او در یادداشتی از زندان اوین اعلام کرده است که در حمایت از فریبا کمالآبادی و با درخواست آزادی او، اعتصاب غذایش را شروع کرده است.


«من، #نسیم_سیمیاری، بیش از دو سال پیش در خیزش #زن_زندگی_آزادی بازداشت شدم. هرگز از رنج‌هایی که در ماه‌های بازجویی، انفرادی و در سالهایی که در زندان بودم، متحمل شدم، سخن نگفتم؛ اما امروز میخواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد تلختر و سهمگینتر بود. میخواهم با شما از رنج #فریبا_کمال_آبادی بگویم؛ معلمی که از او بسیار آموختم. فریبا صبور است و در طی دو سال و نیمی که با هم زندگی کردیم، درسهای زیادی از او آموختم؛ درس انسانیت و مدارا در برابر رنجهایی که ناگزیر از تحملشان بوده. او بیش از سیزده سال از عمرش را در زندان سپری کرده است. با سری بلند ایستاده است و با همۀ بچه‌ها (ما زندانیان) همدلی میکند. گاهی فقط به حرفهایمان گوش میکند تا بگویی و بگویی و آرام شوی. گاهی همکلام میشود و همدردی میکند. گاهی تجربیاتش را با ما قسمت میکند که هرکدام درسی است برایمان. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد، نوه‌هایش را در سالن ملاقات به آغوش کشید، دنبال هم دویدند و قایم‌باشک بازی کردند. با هم نقاشی کشیدند و برایشان قصه گفت و هربار قصه‌هایش با صدای زنگ سالن ملاقات ناتمام ماند. فریبا به شرایط سخت عادت دارد و در دلتنگیها مقاومت میکند. مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است. هفتۀ گذشته و در حالی که هفت سال از حبسش باقی مانده، بی آنکه در انتظار آزادی باشد توسط وکیل مطلع شد که قرار است آزاد شود. شاد شد و اشک شوق ریخت. با خوشحالی یکدیگر را صدا زدیم و خبر خوش را به شادی و هلهله با هم تقسیم کردیم. ۱۹ مهر ۱۴۰۴ خبر آزادی‌اش از جانب نمایندۀ نهاد قوۀ قضاییه اعلام شد و قرار شد در یک هفته به بند ارسال شود. گفتند آمادۀ رفتن باشد اما فاصلۀ شادی فریبا، خانواده، وکلایش و بند زنان تا رنج ماندنش در زندان فقط چندروز بود. خبر آمد که آزادی‌اش منتفی شده است. برای فریبا و هزاران روزی که در بند است، برای رنجهایی که کشید، برای سال‌ها ایستادگی، صبوری و مقاومتش تا آزادی بی‌قیدوشرط فریبای عزیزم آموزگاری که از او بسیار آموختم، در اعتصاب غذا خواهم بود.

نسیم سیمیاری بند زنان اوین یکشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۴»

#بیانیه #اعتصاب_غذا #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27💔7👍2🕊1
یک هفته از اعتصاب غذای نسیم سیمیاری گذشت؛ او ممنوع‌الملاقات شد

با گذشت هفت روز از آغاز اعتصاب غذای نسیم سیمیاری، از بازداشت‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، مسئولان زندان اوین او را ممنوع‌الملاقات کرده‌اند.

سیمیاری در یادداشتی که پیش‌تر از زندان منتشر کرده بود، اعلام کرده بود در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، هم‌بندی‌اش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است. او نوشته بود:

«می‌خواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد، تلخ‌تر و سهمگین‌تر بود. می‌خواهم از رنج فریبا کمالآبادی بگویم؛ معلمی که از او درس انسانیت و مدارا آموختم. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد و نوه‌هایش را در همان سالن به آغوش کشید... مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است.»

نسیم در این نامه تأکید کرده بود که در پی خبر لغو آزادی فریبا کمالآبادی، در حمایت از او و «برای رنج‌هایی که کشیده و سال‌هایی که در بند است»، تا آزادی بی‌قید و شرطش در اعتصاب غذا خواهد ماند.

وضعیت جسمی نسیم پس از یک هفته اعتصاب غذا رو به وخامت رفته است، اما مقامات زندان به جای رسیدگی، او را از دیدار با خانواده محروم کرده‌اند.

ـ فریبا کمالآبادی، زندانی بهائی، چهاردهمین سال حبس خود را می‌گذراند. او از مدیران جامعه بهائی، یک بار از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ دوران حبس خود را گذراند. دو سال و نیم از حبس را در سلول‌های انفرادی بود. به او حتی برای شرکت در مراسم عروسی دخترش مرخصی ندادند. او بار دیگر چهار سال پیش بازداشت شد، باز هم حکم ده سال زندان بود. فریبا کمالآبادی وقتی به زندان رفته بود، دخترش کودکی خردسال بود، او را از مادری و دخترش را از کنار مادر بودن، محروم کردند، تنها به خاطر عقیده‌اش.
حالا نوه‌اش، دارد بزرگ می‌شود، دور از آغوش مادر بزرگ ...

نسیم سیمیاری، جوان آزاده‌ای است که این ظلم را تاب نیاورده و اعتراض کرده است. فعالان مدنی یکشنبه ۲۷ مهر ماه ساعت ۷ شب به وقت ایران، در یک طوفان توییتری درباره نسیم و فریبا خواهند نوشت. تا این صدا را بلندتر کنند، صدای آزادگی و عدالت‌خواهی.

#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #اعتصاب_غذا #زن_زندگی_آزادی #اوین #فریبا_نسیم #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
17💔9🕊5
زنان زندانی سیاسی اوین به هم‌بندی‌شان نسیم سیمیاری:
فریاد بلند حق‌خواهی‌ات شنیده شد

نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی، یک هفته است که در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمالآبادی، هم‌بندی‌اش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است.
در این ارتباط هم‌بندیانش، با درخواست پایان دادن به اعتصاب، بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرده‌اند:

«نسیم سیمیاری بعد از چهار ماه انفرادی و تحمل بازجویی‌های سخت به بند آمد. بیش از دو سال است که با هم زندگی می‌کنیم و شاهدی هستیم بر زخم‌هایی نشسته بر جسم و جان او. شاهدی هستیم بر صبوری‌هایش و توان بی‌پایانش در مواجهه با رنج‌های مدامی که اگرچه جان را می‌خراشد؛ اما محکم‌تر و قوی‌تر می‌کند جان بیداری چون او را.
امروز نسیم در اعتراضی بر حق به آنچه در خصوص فریبا کمالآبادی رخ داد، در اعتصاب غذا است. فریبا کمالآبادی، شهروند بهائی، حدود ۱۴ سال از عمر خود را در زندان و حدود سه سال از آن را در سلول‌های انفرادی تهران و مشهد گذرانده است؛ بی‌آنکه در انتظار آزادی باشد، از سوی نیروهای امنیتی به او و خانواده‌اش اعلام شد که آزاد خواهد شد و دقیقا در لحظه‌ای که قرار بود برای آزادی از بند خارج شود، خبر رسید که آزادی‌اش منتفی است.
حالا نسیم عزیزمان در اعتراض به این بی‌حرمتی در اعتصاب غذا است. او از جان خود مایه گذاشته تا صدای این بی‌عدالتی را بلندتر به افکار عمومی برساند. ما دوستان و هم‌بندیان نسیم که شاهد وخامت حال او هستیم، از او می‌خواهیم به اعتصاب خود پایان دهد. نسیم عزیز. فریاد بلند حق‌خواهی‌ات شنیده شد.

هم‌بندیان تو در بند زنان زندان اوین
۲۸ مهر ۱۴۰۴»

#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #داستان_ما_یکیست #فریبا_نسیم #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔22💯104
جامعه جهانی بهائی، حبس طولانی و ناعادلانه فریبا کمالآبادی به‌دلیل اعتقاداتش را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری این زندانی شد.
جامعه جهانی بهائی در حساب کاربری خود در شبکه‌ اکس از همبستگی و همدردی‌ هم‌بندیان خانم کمالآبادی نوشت و ابراز داشت که این همبستگی نشان از این واقعیت دارد که دهه‌ها تلاش حکومت ایران برای ایجاد نفرت و تفرقه بین مردم و جامعه بهائی، شکست خورده است.

یادآور می‌شویم که در رزوهای اخیر بسیاری از زندانیان و فعالان حقوق بشر، در اعتراض به ادامه زندانی بودن فریبا کمالآبادی بیانیه‌هایی منتشر کردند و البته نسیم سیمیاری، زندانی سیاسی و هم‌بندی فریبا کمالآبادی، هم اعتصاب غذا کرده‌ بود.
ـ فریبا کمالآبادی، زندانی بهائی، چهاردهمین سال حبس خود را می‌گذراند.
#فریبا_کمال_آبادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍12💔8