آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
ناخودآگاهِ جمعیِ ناتوان از کنش؛

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن

پیام همراهان

ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را به‌خوبی می‌شناسیم، آن را روایت کرده‌ایم، آوازش را خوانده‌ایم و برایش اشک ریخته‌ایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم می‌رسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان می‌گیرد. به‌جایش آه می‌کشیم، ناله می‌کنیم و چشم به جایی بیرون از خود می‌دوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانه‌ی یک الگوی روانیِ ریشه‌دار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بی‌فاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کرده‌ایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکل‌گیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج می‌کشیم، پس حق داریم، اما کنش نمی‌کنیم. این مظلومیت آرام‌بخش است، اما ناتوان‌کننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همین‌جا آغاز می‌شود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه می‌گیرد و از جهان پاسخ می‌خواهد.
شاید وقت آن رسیده که به‌جای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نام‌گذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم

#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍7💔3👌1🕊1
سینا یوسفی، وکیل دادگستری، با انتشار توییتی از بازداشت سه وکیل دیگر در شهرهای مختلف ایران خبر داده است.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، امیر بهادری‌فر، عضو کانون وکلای دادگستری خراسان رضوی، و محسن درگی‌نژاد، عضو کانون وکلای دادگستری خراسان، روز ۲۰ دی‌ماه در شهر مشهد بازداشت شده‌اند. همچنین گزارش شده است که داریوش گنجه‌پور قشقایی، عضو کانون وکلای دادگستری فارس، در شهر شیراز بازداشت شده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ‌گونه توضیح رسمی درباره دلایل بازداشت، نهاد بازداشت‌کننده یا محل نگهداری این وکلا منتشر نشده است.

بازداشت وکلای دادگستری، به‌ویژه بدون اطلاع‌رسانی شفاف، محروم‌کردن آنان از دسترسی به وکیل، و گزارش‌ها درباره اعمال خشونت و شکنجه، نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه و حمله‌ای مستقیم به حق دفاع شهروندان است. تداوم این روند، نه‌تنها استقلال نهاد وکالت را هدف قرار می‌دهد، بلکه جامعه را در برابر سرکوب سیستماتیک، هرچه بیشتر بی‌دفاع می‌سازد. سکوت در برابر چنین اقداماتی، به معنای عادی‌سازی حذف حق دفاع و گسترش فضای سرکوب خواهد بود.

#وکلای_در_معرض_خطر
@Tavaana_TavaanaTech
🕊133
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد سهراب‌زاده، ۳۵ ساله، در تیراندازی ۱۹ دی تهرانپارس کشته شد

فرهاد سهراب‌زاده، از نمایشگاه‌داران منطقه دلاوران تهران، در جریان تیراندازی شامگاه ۱۹ دی‌ماه در محدوده تهرانپارس هدف گلوله قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.

بر اساس روایت‌های رسیده از نزدیکان، شامگاه ۱۹ دی‌ماه هم‌زمان با تجمع جمعیتی معترض در تهرانپارس، تیراندازی گسترده‌ای در منطقه رخ داد. گفته می‌شود در حالی‌که صدای رگبار هوایی موجب هراس و پراکندگی مردم شده بود، افرادی با لباس شخصی در میان جمعیت با سلاح کمری اقدام به تیراندازی کردند. در این میان، فرهاد سهراب‌زاده با اصابت گلوله‌ای از فاصله نزدیک به ناحیه پهلو به‌شدت مجروح شد؛ جراحتی که به آسیب جدی کبد انجامید. او پس از انتقال به بیمارستان و به‌دلیل خونریزی شدید، در اتاق عمل جان خود را از دست داد.

خانواده او می‌گویند پیکر فرهاد تنها با این شرط تحویل داده شد که علت مرگ «اقدام تروریستی» اعلام شود و او شهید معرفی گردد.
پیکر فرهاد سهراب‌زاده در بهشت‌زهرا و در قطعه‌ای که مزار پدرش نیز در آن قرار دارد، به خاک سپرده شد.

#فرهاد_سهراب_زاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔152🕊2
روزنامه شرق در گزارشی به قلم نسترن فرخه، از پیامدهای هولناک درمان‌نشدن یا درمان دیرهنگام مجروحان اعتراضات دی‌ماه پرده برداشته است؛ زخمی‌هایی که به‌دلیل ترس از بازداشت و احضار، به بیمارستان مراجعه نکردند و زخم‌هایشان را در خانه مداوا کردند.

در این گزارش آمده است که نتیجه این ترس، برای برخی نابینایی کامل، خطر قطع عضو، عفونت‌های شدید، ناتوانی دائمی و حتی مرگ بوده است. شاهدان عینی و مجروحان در گفت‌وگو با شرق روایت کرده‌اند که چگونه ساچمه‌ها را با کمک خانواده، در خانه از بدن خارج کرده‌اند و هفته‌ها با درد، بی‌حسی و عفونت زندگی کرده‌اند.

امیرعلی، یکی از مجروحان، می‌گوید نزدیک به ۷۰ ساچمه به بدنش اصابت کرده و هنوز تعدادی از آن‌ها در بافت بدنش باقی مانده است.

این گزارش نشان می‌دهد که ترس از پیگرد قضایی، چگونه حق ابتدایی درمان را از معترضان گرفته و بیمارستان را برای بسیاری به مکانی ناامن بدل کرده است؛ وضعیتی که پیامدهای آن هنوز ادامه دارد و قربانی می‌گیرد.


#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
💔19🕊31
Forwarded from گفت‌وشنود
پروا بهداد، شهروند بهائی ساکن اصفهان، روز شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ برای اجرای حکم قطعی سه سال حبس تعزیری به زندان دولت‌آباد این شهر منتقل شد؛ حکمی که به گفته منابع حقوق بشری در چارچوب برخوردهای قضایی سیستماتیک با جامعه بهائی در ایران صادر شده است.

بر اساس گزارش‌های دریافتی از منابع حقوق بشری، پروا بهداد پس از احضار از سوی مراجع قضایی، برای اجرای حکم قطعی سه سال حبس تعزیری به زندان دولت‌آباد اصفهان منتقل شد. این انتقال بدون اعلام جزئیات شفاف درباره روند رسیدگی قضایی، امکان تعلیق مجازات یا ارائه توضیح رسمی درباره مستندات حکم صورت گرفته است.

به گفته فعالان حقوق بشر، پرونده این شهروند بهائی در چارچوب روندی گسترده‌تر از برخوردهای قضایی هدفمند با اعضای جامعه بهائی در ایران قرار دارد؛ روندی که طی آن، شهروندان بهائی در شهرهای مختلف با احکام زندان، ضبط اموال، پلمب محل کسب و محدودیت‌های اجتماعی مواجه شده‌اند.

تا زمان تنظیم این خبر، مقامات قضایی توضیح روشنی درباره اتهامات منتسب به پروا بهداد ارائه نکرده‌اند. نهادهای بین‌المللی حقوق بشری پیش‌تر بارها نسبت به تداوم فشارهای قضایی و امنیتی بر جامعه بهائی در ایران هشدار داده و این اقدامات را مصداق نقض آزادی دین و تبعیض ساختاری ارزیابی کرده‌اند.


#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊7💔6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

تولد ۲۴ سالگی جاویدنام صدرا سلطانی، بر سر مزار او برگزار شد

صدرا سلطانی، دانشجوی ۲۴ ساله معماری، در نارمک کشته شد

جاویدنام صدرا سلطانی، ۲۴ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، ۱۸ دی‌ماه در خیابان مهران‌پور نارمک با شلیک نیروهای سرکوب جان باخت؛ جوانی که به گفته نزدیکانش مهربان و دلبسته ایران بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده، صدرا سلطانی در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در ۱۸ دی‌ماه در محدوده نارمک هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معماری بود و خانواده و دوستانش از او به‌عنوان جوانی آرام، مهربان و عاشق وطن یاد می‌کنند.

این ویدیو که به دست ما رسیده، نشان می‌دهد پدر صدرا سلطانی در سالروز تولد ۲۴ سالگی فرزندش، به‌جای صدرا شمع‌های تولد را فوت می‌کند.
پدر او در آرزویی کوتاه، رهایی کشور از ظلم، فساد، دروغ و تباهی را خواستار شده است.

#صدرا_سلطانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊3
مسعود حبیبی، معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، اعلام کرد که در جریان اعتراضات اخیر، نزدیک به ۱۰۰ دانشجو در سراسر کشور جان خود را از دست داده‌اند. او با اشاره به اینکه «بسیاری از این جان‌باختگان با نظر رهبر جمهوری اسلامی شهید شناخته شده‌اند»، به واقعیتی اشاره می‌کند که پیش‌تر هم بارها گزارش شده است:
فشار نهادهای حکومتی بر خانواده‌ها برای پذیرش عنوان «شهید»، در حالی که این جان‌باختگان در بستر اعتراضات و در نتیجه سرکوب وحشیانه توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیده‌اند.

تحمیل روایت دروغین حکومت بر خانواده‌های داغدار، تلاشی برای پاک‌کردن مسئولیت نهادهای سرکوبگر است و هم‌زمان حق حقیقت، عدالت و سوگواری آزادانه را از بازماندگان سلب می‌کند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
🕊11💔6
نزدیک به یک ماه بی‌خبری از حمیدرضا وطنی؛ فعال حقوق کودک همچنان در بازداشت و تحت فشار برای پذیرش اتهامات سنگین

با گذشت حدود یک ماه از بازداشت حمیدرضا وطنی، فعال حقوق کودک و بازرس انجمن حمایت از حقوق کودکان، خانواده او می‌گویند از ۲۵ دی‌ماه تاکنون هیچ تماسی با وی برقرار نشده و همچنان از محل نگهداری و وضعیت جسمی‌اش بی‌اطلاع‌اند.

حمیدرضا وطنی، متولد ۱۳۳۵، شامگاه ۱۹ دی‌ماه با یورش حدود ۲۰ نفر از نیروهای امنیتی به منزلش در روستای طارس از توابع فیروزکوه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده، وطنی از بیماری‌هایی مانند فشار خون بالا و زخم گوارشی رنج می‌برد و در آخرین تماس خود اعلام کرده بود که برای پذیرش اعترافات اجباری با اتهاماتی از جمله «بغی» و «اقدام علیه امنیت ملی» تحت فشار و شکنجه قرار گرفته است.

منابع نزدیک به خانواده از صدور قرار وثیقه‌ای به مبلغ هفتاد میلیارد تومان برای او خبر داده‌اند. اما با وجود تامین این وثیقه، ایشان را آزاد نکردند.

بر اساس گزارش‌ها، وطنی یک روز پیش از بازداشت، در ۱۸ دی‌ماه هنگام حضور در خیابان برای انجام خرید هدف شلیک ساچمه قرار گرفته و برای درمان به بیمارستان فیروزکوه مراجعه کرده بود. چند ساعت پس از بازگشت به منزل، نیروهای امنیتی به خانه او یورش برده و وی را بازداشت کردند؛ موضوعی که به باور نزدیکان، احتمال شناسایی او از طریق مراجعه به بیمارستان را مطرح می‌کند.

تداوم بی‌خبری از وضعیت جسمی، محل نگهداری و دسترسی او به خدمات درمانی و حقوقی، نگرانی خانواده و فعالان حقوق بشر را افزایش داده است.

#حمیدرضا_وطنی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊112
بازداشت علی سیاهپور، نوجوان ۱۷ ساله گچسارانی؛ انتقال به کانون یاسوج با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه

علی سیاهپور، ۱۷ ساله و ساکن گچساران، روز ۲۲ دی‌ماه به دستور دادستان این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بدون اطلاع خانواده به کانون اصلاح و تربیت کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، علی سیاهپور پس از بازداشت با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه بدون اطلاع قبلی به خانواده به مرکز نگهداری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در یاسوج منتقل شده است.

در جریان خیزش انقلابی مردم ایران، تعداد زیادی افراد زیر ۱۸ سال کشته، زخمی و بازداشت شده‌اند. جمهوری اسلامی که ادعای اقتدار دارد، به روی دانش‌آموزان اسلحه کشیده و آن‌ها را کشته یا بازداشت کرده است!

#علی_سیاهپور #گچسازان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊41👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

لیلی مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در یک پیام ویدیویی با یادآوری صحنه‌های کشته‌شدن جوانان در خیابان‌ها گفت حال همه در این یک ماه گذشته بد بوده و دیدن تصاویر جان‌باختگانِ «دست‌خالی» داغ دل خانواده‌ها را تازه‌تر می‌کند. او با اشاره به لحظه شناسایی پیکر فرزندش گفت هر بار که تصاویر احراز هویت را می‌بیند، رنج آن لحظه دوباره زنده می‌شود و این تجربه برای خانواده‌های دیگر نیز «بسیار سخت» است.
او پرسید: «این جوان‌ها چه می‌خواستند؟ کدامشان اسلحه داشتند؟» و با رد نسبت‌دادن عنوان «تروریست» به کشته‌شدگان افزود کسانی که به سوی جوانان شلیک کردند چگونه خود را توجیه می‌کنند. مهدوی همچنین از سکوت جهان، دولت‌ها و نهادهای حقوق‌بشری انتقاد کرد و گفت چگونه با وجود کشته‌شدن شمار زیادی از شهروندان، این جنایت دیده نمی‌شود.
مادر سیاوش محمودی با توصیف اندوه و خشم خانواده‌های داغدار تأکید کرد آنچه بر مزار جان‌باختگان دیده می‌شود تنها سوگواری نیست، بلکه «آتشی زیر خاکستر» است؛ خشمی که به گفته او می‌تواند روزی شعله‌ور شود.

#سیاوش_محمودی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔275🕊2
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، به هفت سال و نیم حبس و دو سال تبعید محکوم شد

مصطفی نیلی، وکیل دادگستری، خبر از صدور حکم زندان، تبعید و مجازات‌های تکمیلی علیه نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل داد و نوشت:

«امروز صبح پس از ۵٩ روز بازداشت، خانم ⁧نرگس محمدی⁩ از بازداشتگاه امنیتی مشهد تماس گرفتند و اعلام کردند که روز گذشته به شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد جهت رسیدگی به پرونده‌ اخیر ایشان برده شدند و پس از پایان جلسه حکم محکومیتش صادر و به وی ابلاغ شده است.
ایشان از بابت اجتماع و تبانی به شش سال حبس و از بابت فعالیت تبلیغی به یک سال و نیم حبس و به عنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال تبعید به شهرستان خوسف محکوم شده است.
هم‌چنین خانم نرگس محمدی گفت که سه روز پیش به دلیل وضعیت بد جسمانی به بیمارستان منتقل و مجدد به بازداشتگاه برگردانده شده است.
‏هنگامی که ایشان شروع به توضیح اتفاقات و نحوه بازداشت‌شان کردند تلفن قطع شد.
با توجه به صدور حکم ادامه نگهداری خانم ⁧نرگس محمدی⁩ در بازداشتگاه امنیتی خلاف قانون بوده و ایشان بایستی به زندان منتقل شوند.
‏با توجه به بیماری‌های ایشان انتظار می‌رود با صدور قرار وثیقه به صورت موقت ایشان آزاد شوند تا به درمان بپردازند.»

لازم به ذکر است، خانم محمدی، از پنج روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

#نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔154🕊4👌2🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در بی‌زبانی خشم!


سه­‌تارم را برمی­‌دارم از سر ملال، تا بی­‌اختیار با آکوردی از نت­های «ر» و «سی» دلزدگی­‌ام را تکرار کنم. دستم بر «دستان» ساز چونان شیرجه­‌زنی مردد لحظات پیش از پریدن از پرتگاه را به انتظار، نفس­‌های عمیق و مکرر می­‌کشد تا درون گردابی از هول و هراس شیرجه­‌ای آزاد را بیازماید. تردید و ملال، ملال و تکرارِ ملال! آن پایین گرداب درونم را می­‌بینم، لایه­‌های نحیف شادی و غم و غشایی چسبناک از دلزدگی که روی همه چیز را پوشانده است؛

دلزده و گریزان، رنجور از شادی­‌های ناتمام و هراسناک از سایه­‌ی مهیب هیولای غم، ناگاه موجی از خشم در درونم می­‌جوشد و آب را گل­‌آلود می­‌کند. کدام شادی؟! کدام غم؟! آری من خشمگینم و اینجا در من خشم بیش از هر احساسی معیار اصالت است؛ و این سه­‌تارِ طنازِ کمرباریک، نحیف­‌تر و مُردنی تر از آن است که بتواند زبان و بیانِ خشم من باشد. وانگهی در هفت دستگاه موسیقی این سرزمینِ بلند و پست، گویی هیچ نوایی از سر خشم نواخته نشده. در این بلدِ بلاخیز هرگز خُنیاگری دوره­‌گرد حتی فریادی از عصیان را در کوچه­‌ای خلوت، نعره­‌ای خشم­‌آگین سر نداده است. اینجا هر چه هست ناله و زجه است و شادی­‌های بی­‌مقداری که پیش از نزول رضایت ناکام می­‌مانند.
براستی در کدام گوشه از کدام آوازِ کدام دستگاهِ این فلاتِ خُشک نوایی از خشم و عصیان هست تا من آنرا به هزار آواز فریاد کنم؟! «ظلم ظالم جور صیاد/آشیانم داده بر باد»؟! آخر این هم شد فریاد؟! این هم شد خشم؟! تصنیف خشم با عشوه و طنازی، کام­‌بخشی دوچندان است به جابر! مُرده شور خشمی را ببرند که این مایه طناز و دلفریب باشد! چند واحد اگر ریتم آن تندتر کنی، جان می­‌دهد برای یک قِرِ کمر نرم، زیرِ تکراری از لرزش­های چلیپای سینه! خشم من اما از این جنس قر کمری و «سرچوپی» نیست و در این استغاثه از زمین و زمان عاملیتی نمی‌بینم: «ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک ما را سحر کن!»...

برای خدا آیا اینجا نغمه­‌ای هست که بتواند ترجمان خشم من باشد؟! درین برهوت هفت­­‌گانه به جز نوای مویه و زاری و شادی­‌های ناتمامِ پنهانی، نوایی برای خشمناکی یک انسان عاصی هم پیدا می­‌شود؟
خشم سرکوب شده­­‌ی ما کجا و در کدام پیچ تاریخ جا مانده است؟
سه­‌تارم را به گوشه­‌ی اتاق پرت می­‌کنم؛ در فضای خالی وجودم. صدای دردناک کاسه­‌اش را می­‌شنوم، و ترکی ظریف که چسبناکی ناموفق «سریش» را در اتصال ترکه­‌ها آشکار می­‌کند.
می­‌روم تا در جدال با صخره­‌ها خشمم را در تنگه­‌ای دور همراه با نعره­‌های «جیمز هتفیلد» فریاد بزنم: «هیچ چیز دیگری مهم نیست...!»

مرتضی نعمتی
هیجدهم بهمنِ خون و خفقان ۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
14🕊2
پاسخ وزارت ارتباطات به درخواست افشای اطلاعات مافیای فیلترشکن:
اسرار دولتی است!


پاسخ وزارت ارتباطات به مطالبه شفافیت درباره مافیای فیلترشکن، نه شفاف بود، نه قانع‌کننده، و نه حتی صادقانه. پاسخ روشن بود: «سکوت»، آن هم با برچسب آماده‌ مصرف «اسرار دولتی».

خبرنگار پایگاه خبری «رویداد ۲۴» از مسیر قانونی و رسمی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات خواست بداند چه کسانی فروشندگان عمده فیلترشکن هستند، درگاه‌های پرداخت این شبکه چگونه کار می‌کند و گردش مالی این بازار تاریک به کجا می‌رسد. پرسش‌ها ساده، مشخص و کاملا در راستای منافع عمومی بود. اما پاسخ، نه افشای حقیقت، که دفن آن زیر عنوانی امنیتی بود.

امیر خسروی در جواب نوشته است:
«امور مربوط به فیلترینگ و سیم‌کارت سفید مربوط به کارگروه مصادیق محتوای مجرمانه است و وزارت ارتباطات یکی از اعضای کارگروه است. ضمن اینکه به دلایل امنیتی مطابق ماده ۱۳ قانون انتشار آزاد اطلاعات افشای اسرار دولتی ممنوع است.»


ترجمه این پاسخ روشن‌تر از خود متن است. وقتی پای فیلترشکن و پول‌های کلان وسط باشد، شفافیت تعطیل می‌شود. وقتی نوبت به پرسش از شبکه‌ای می‌رسد که هم‌زمان محصول فیلترینگ است و از فیلترینگ سود می‌برد، ناگهان همه‌چیز «امنیتی» می‌شود. فروش وی‌پی‌ان، درگاه‌های پرداختش، گردش مالی‌اش و بازیگرانش، نه به عنوان موضوع فساد، بلکه اسرار دولتی اعلام می‌شوند.

این یعنی مافیای فیلترشکن نه‌تنها وجودش انکار نمی‌شود، بلکه رسما تحت چتر محرمانگی قرار می‌گیرد. یعنی مردمی که اینترنت‌شان را قطع کرده‌اند، حق ندارند بدانند چه کسانی از این قطع‌کردن میلیاردها سود می‌برند.

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
3🕊2
با ریختن آب‌جوش روی دست بازداشتی‌ها، آن‌ها را وادار به امضای برگه‌ی اعتراف اجباری کردند

«پیش از انتقال به زندان امیرآباد گرگان، ایشان را به مکانی نامعلوم بردند. چشم‌بند داشتند و وادار به امضای برگه‌ای شدند. وقتی مقاومت کردند، روی دست‌هایشان آبِ جوش ریختند و در نهایت به اجبار امضا کردند. بعداً متوجه شدند در این برگه‌ی اعتراف اجباری، ایشان را به آتش‌سوزی بانک متهم کرده‌اند.»

عضو خانواده یک بازداشتی خیزش ۱۴۰۴ در گرگان


ـ متن بالا یکی از روایت‌های دریافتی از خانواده‌‌های بازداشت‌شدگان است.

جمهوری اسلامی با روش‌هایی وحشیانه و غیر انسانی در حال اعتراف اجباری گرفتن از بازداشتی‌ها است.

#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع

پیام همراهان

در حکومت‌های ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه به‌تدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف می‌شود. وقتی فرمان‌برداری از قدرت با ایمان گره می‌خورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی می‌شود. این جابه‌جاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم می‌کند که در بزنگاه‌های بحرانی، آماده‌ی اعمال خشونت علیه جامعه‌ی خود هستند.

نظام آموزشی، رسانه‌های رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزاره‌هایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولی‌فقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل می‌کنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار می‌کند. در چنین ساختاری، خشونت نه به‌عنوان نقض ارزش‌های انسانی، بلکه به‌مثابه انجام «وظیفه» فهم می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فرد از تعریف‌های معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیت‌پذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله می‌گیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف می‌شود.

حکومت دینی تمامیت‌خواه، با دوگانه‌سازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنه‌گر»، فرایند انسان‌زدایی از معترضان را تسهیل می‌کند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نه‌تنها مجاز، بلکه فضیلت‌مند جلوه داده می‌شود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجهه‌ی اخلاقی با رنج دیگری معاف می‌کند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله می‌دهد.

پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیان‌های اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل می‌شود، نه‌تنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست می‌دهد، بلکه در برابر چرخه‌های تکرارشونده‌ی خشونت ناتوان می‌ماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ می‌کند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل می‌دهد و جامعه را در برابر خشونت سازمان‌یافته بی‌دفاع‌تر می‌سازد.

#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
7👍4🕊1
بازداشت سعیده فروغی‌فر و محسن درجی، والدین یک کودک ۶ ساله، در یاسوج با اعمال خشونت

روز شنبه ۱۸ بهمن، محسن درجی و سعیده فروغی‌فر، شهروندان یاسوجی و پدر و مادر «دینارگیس» کودک ۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این زوج که صاحب رستوران «محسن‌خان» در یاسوج هستند، هنگام بازداشت با خشونت شدید مأموران مواجه شده‌اند. تاکنون هیچ اطلاع رسمی درباره علت بازداشت، نهاد بازداشت‌کننده و وضعیت نگهداری آنان منتشر نشده و خانواده و نزدیکانشان نسبت به سرنوشت این دو شهروند نگران هستند.

#محسن_درجی #سعیده_فروغی_فر #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔235🕊1