Forwarded from گفتوشنود
پایان پرونده «تجسم شر»؛ حبس ابد برای امام جماعتی که به زنان و کودکان تجاوز میکرد
دادگاه «اسنرزبروک» بریتانیا، عبدالحلیم خان، امام جماعت ۵۴ ساله ساکن شرق لندن را به دلیل ارتکاب مجموعهای از جنایات جنسی سیستماتیک و هولناک علیه زنان و کودکان، به حبس ابد محکوم کرد. این حکم پس از فاش شدن ابعاد تکاندهنده سوءاستفادههای او طی یک دهه صادر شد.
▪️سوءاستفاده از باورهای مذهبی و ترس از «ماوراء»
بر اساس گزارش پلیس متروپولیتن و مستندات دادستانی، عبدالحلیم خان بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ از موقعیت مذهبی و نفوذ خود برای هدف قرار دادن قربانیان استفاده کرده است. شگرد اصلی او برای تسلیم کردن قربانیان، بهرهبرداری از عقاید آنها بود؛ خان به طعمههای خود که حتی شامل دختران ۱۲ ساله میشد، ادعا میکرد که آنها توسط «جن» یا نیروهای شیطانی تسخیر شدهاند و او تنها کسی است که میتواند از طریق مراسمی خاص، آنها را «پاکسازی» کند.
دادستانهای پرونده اعلام کردند که او با تهدید به «جادوی سیاه» و ایجاد رعب و وحشت ماورایی، قربانیان را برای سالها به سکوت واداشته بود. یکی از قربانیان در بیانیهای دردمندانه خطاب به دادگاه، خان را نه یک روحانی، بلکه «تجسم شر» توصیف کرد.
▪️جزئیات جرایم و روند دادرسی
قاضی پرونده هنگام صدور حکم، رفتار این مرد ۵۴ ساله را «هیولاوار» خواند و تاکید کرد که او «پشت نقاب تقدس و دینداری، به شکلی سبعانه از زنانی که به او اعتماد مطلق داشتند سوءاستفاده کرده است.» خان در مجموع برای ۲۱ مورد اتهامی مجرم شناخته شد، از جمله:
• ۹ فقره تجاوز به عنف
• ۵ مورد تجاوز به کودک زیر ۱۳ سال
• ۲ مورد آزار جنسی کودک زیر ۱۳ سال
• ۵ مورد آزار و تعرض جنسی دیگر
▪️شجاعت یک کودک؛ کلید فروپاشی امپراتوری وحشت
دیوار سکوتی که عبدالحلیم خان با تهدید و جادو بنا کرده بود، سرانجام در سال ۲۰۱۸ فرو ریخت. این پرونده زمانی به جریان افتاد که کوچکترین قربانی او، با شجاعتی مثالزدنی، حقیقت را با معلم مدرسهاش در میان گذاشت. این گزارش منجر به آغاز تحقیقات گسترده پلیس لندن و شناسایی سایر قربانیانی شد که سالها در سایه ترس زندگی میکردند.
مقامات پلیس لندن این حکم را گامی مهم برای اجرای عدالت و هشداری به کسانی دانستند که از جایگاههای مورد اعتماد برای ارتکاب جرم استفاده میکنند. خان اکنون باید باقی عمر خود را پشت میلههای زندان سپری کند.
#تجاوز #تقدس #امام_جماعت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دادگاه «اسنرزبروک» بریتانیا، عبدالحلیم خان، امام جماعت ۵۴ ساله ساکن شرق لندن را به دلیل ارتکاب مجموعهای از جنایات جنسی سیستماتیک و هولناک علیه زنان و کودکان، به حبس ابد محکوم کرد. این حکم پس از فاش شدن ابعاد تکاندهنده سوءاستفادههای او طی یک دهه صادر شد.
▪️سوءاستفاده از باورهای مذهبی و ترس از «ماوراء»
بر اساس گزارش پلیس متروپولیتن و مستندات دادستانی، عبدالحلیم خان بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۵ از موقعیت مذهبی و نفوذ خود برای هدف قرار دادن قربانیان استفاده کرده است. شگرد اصلی او برای تسلیم کردن قربانیان، بهرهبرداری از عقاید آنها بود؛ خان به طعمههای خود که حتی شامل دختران ۱۲ ساله میشد، ادعا میکرد که آنها توسط «جن» یا نیروهای شیطانی تسخیر شدهاند و او تنها کسی است که میتواند از طریق مراسمی خاص، آنها را «پاکسازی» کند.
دادستانهای پرونده اعلام کردند که او با تهدید به «جادوی سیاه» و ایجاد رعب و وحشت ماورایی، قربانیان را برای سالها به سکوت واداشته بود. یکی از قربانیان در بیانیهای دردمندانه خطاب به دادگاه، خان را نه یک روحانی، بلکه «تجسم شر» توصیف کرد.
▪️جزئیات جرایم و روند دادرسی
قاضی پرونده هنگام صدور حکم، رفتار این مرد ۵۴ ساله را «هیولاوار» خواند و تاکید کرد که او «پشت نقاب تقدس و دینداری، به شکلی سبعانه از زنانی که به او اعتماد مطلق داشتند سوءاستفاده کرده است.» خان در مجموع برای ۲۱ مورد اتهامی مجرم شناخته شد، از جمله:
• ۹ فقره تجاوز به عنف
• ۵ مورد تجاوز به کودک زیر ۱۳ سال
• ۲ مورد آزار جنسی کودک زیر ۱۳ سال
• ۵ مورد آزار و تعرض جنسی دیگر
▪️شجاعت یک کودک؛ کلید فروپاشی امپراتوری وحشت
دیوار سکوتی که عبدالحلیم خان با تهدید و جادو بنا کرده بود، سرانجام در سال ۲۰۱۸ فرو ریخت. این پرونده زمانی به جریان افتاد که کوچکترین قربانی او، با شجاعتی مثالزدنی، حقیقت را با معلم مدرسهاش در میان گذاشت. این گزارش منجر به آغاز تحقیقات گسترده پلیس لندن و شناسایی سایر قربانیانی شد که سالها در سایه ترس زندگی میکردند.
مقامات پلیس لندن این حکم را گامی مهم برای اجرای عدالت و هشداری به کسانی دانستند که از جایگاههای مورد اعتماد برای ارتکاب جرم استفاده میکنند. خان اکنون باید باقی عمر خود را پشت میلههای زندان سپری کند.
#تجاوز #تقدس #امام_جماعت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12❤1👌1
پرهام محرابی، نوجوان ۱۸ ساله اهل مشهد، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات بلوار هفتتیر و در نزدیکی پل هفتتیر، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داد؛ در حالی که پدرش در کنار او حضور داشت و صحنه اصابت گلوله را از فاصلهای نزدیک دید.
بر اساسگزارش ایران اینترنشنال، پدر پرهام پس از تیر خوردن فرزندش، پیکر بیجان او را در آغوش گرفت و صدها متر حمل کرد تا خود را به خودرو برساند. او سپس فرزندش را به خانه منتقل کرد. منابع آگاه میگویند خانواده روز بعد برای خاکسپاری اقدام کردند، اما ماموران امنیتی از پدر او تعهد کتبی گرفتند که اعلام کند فرزندش به دست «اغتشاشگران» کشته شده است؛ در غیر این صورت اجازه دفن صادر نمیشد.
اطرافیان و اعضای خانواده، پرهام را نوجوانی آرام، خوشرفتار و دوستداشتنی توصیف میکنند که رابطهای عاطفی و نزدیک با پدر و مادرش داشت. به گفته خانواده، او همواره با احترام با والدینش رفتار میکرد و هرگز در برابر آنها بیاحترامی نکرد.
بازیهای کامپیوتری از علاقههای اصلی پرهام بود. پدرش همان شب تلاش کرده بود او را از رفتن به خیابان منصرف کند و به او گفته بود: «نرو، برایت پلیاستیشن ۵ میخرم.» اما پرهام در پاسخ گفته بود: «اگر من نرم، با وجدانم چکار کنم؟»
پدر او که از دور مراقبش بود، لحظه جانباختن فرزندش را به چشم دید و پرهام در آغوش پدرش جان سپرد.
#پرهام_محرابی #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساسگزارش ایران اینترنشنال، پدر پرهام پس از تیر خوردن فرزندش، پیکر بیجان او را در آغوش گرفت و صدها متر حمل کرد تا خود را به خودرو برساند. او سپس فرزندش را به خانه منتقل کرد. منابع آگاه میگویند خانواده روز بعد برای خاکسپاری اقدام کردند، اما ماموران امنیتی از پدر او تعهد کتبی گرفتند که اعلام کند فرزندش به دست «اغتشاشگران» کشته شده است؛ در غیر این صورت اجازه دفن صادر نمیشد.
اطرافیان و اعضای خانواده، پرهام را نوجوانی آرام، خوشرفتار و دوستداشتنی توصیف میکنند که رابطهای عاطفی و نزدیک با پدر و مادرش داشت. به گفته خانواده، او همواره با احترام با والدینش رفتار میکرد و هرگز در برابر آنها بیاحترامی نکرد.
بازیهای کامپیوتری از علاقههای اصلی پرهام بود. پدرش همان شب تلاش کرده بود او را از رفتن به خیابان منصرف کند و به او گفته بود: «نرو، برایت پلیاستیشن ۵ میخرم.» اما پرهام در پاسخ گفته بود: «اگر من نرم، با وجدانم چکار کنم؟»
پدر او که از دور مراقبش بود، لحظه جانباختن فرزندش را به چشم دید و پرهام در آغوش پدرش جان سپرد.
#پرهام_محرابی #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔9
وکلای امنیتی؛ شریک دزد و رفیق قافله
چگونه برخی وکلا مسیر اعدام معترضان را هموار میکنند؟
بر اساس اطلاعات دریافتی و تحقیقات انجام شده، گروهی از وکلا با هماهنگی نهادهای امنیتی و قضات دادگاههای انقلاب وارد پروندههای حساس شده و در کمال حیرت، در تمام مراحل دادرسی به جای دفاع، به «اقرار ضمنی» علیه موکل روی میآورند. این افراد در لوایح دفاعی خود فقط به درخواست بخشش اکتفا میکنند که خود به نوعی تایید اتهامها و خیانت به سوگند وکالت محسوب میشود.
در روزگاری که وکلای مستقل، آگاه و پایبند به اصول حقوق بشر و دادرسی عادلانه، به دلیل پافشاری بر حقوق موکلان خود با احکام سنگین، احضار به دادسراهای امنیتی و بازداشت روبه رو هستند، شاهد ظهور جریانی نگران کننده در نهاد وکالت هستیم.
تخلفات این جریان به اینجا ختم نمیشود؛ آنها با اقدام فوری برای تجدید نظرخواهی، تنها یک روز پس از ابلاغ رای، فرصت قانونی ۲۰ روزه را از موکل سلب کرده و با همدستی سیستم قضایی، روند اجرای احکام سنگین را تسریع میکنند. این رفتار نقض آشکار قوانین وکالت و دارای وصف تخلف انتظامی است.
یکی از این وکلا «مهدی محرابی» است؛ وکیلی که طبق گزارشهای رسیده، در پروندههای امنیتی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، از جمله پرونده آتش سوزی پایگاه بسیج خیابان نامجو که محمدامین بیگلری، امیرحسین حاتمی، علی فهیم و شاهین واحدپرست کلور، چهار معترض آن، اعدام شدند، حضوری فعال داشته است. عملکرد او در این پروندهها عملا مسیر صدور و اجرای احکام اعدام را هموار کرد. جالب آنکه همین فرد اکنون به عنوان وکیل «پژمان جمشیدی» در پروندهای دیگر مصاحبه کرده و از برائت موکلش سخن گفته است.
این استانداردهای دوگانه، خاستگاه و دستوردهندگان این جریان را به خوبی افشا میکند. چگونه است که یک متهم به تجاوز، با پیگیری این وکلای خاص ظرف چند روز آزاد میشود، اما شهروندان عادی به جرم انتشار یک عکس یا نوشته در فضای مجازی، ماهها در بازداشت موقت میمانند؟
فاجعه بارتر آنکه دستگاه قضایی در پروندههای امنیتی، خانوادههای مستاصل و ناآگاه را تحت فشار قرار میدهد تا از انتخاب وکلای مستقل خودداری کنند، با این وعده پوچ که «اگر از وکلای مورد تایید ما استفاده کنید، مشمول بخشودگی میشوید».
متاسفانه بسیاری از خانوادهها در این دام گرفتار میشوند و ناگهان با حکم اعدام یا حبسهای طولانی مدت عزیزانشان روبه رو میشوند.
این افراد نه وکیل، بلکه «شریک دزد و رفیق قافله» هستند؛ کسانی که برای متهمان خاص وثیقه آزادی میگیرند، اما برای مردم عادی با نوشتن درخواست عفو، مسیر اعدام را کوتاه میکنند.
#وکیل_تسخیری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #پژمان_جمشیدی
@Tavaana_TavaanaTech
چگونه برخی وکلا مسیر اعدام معترضان را هموار میکنند؟
بر اساس اطلاعات دریافتی و تحقیقات انجام شده، گروهی از وکلا با هماهنگی نهادهای امنیتی و قضات دادگاههای انقلاب وارد پروندههای حساس شده و در کمال حیرت، در تمام مراحل دادرسی به جای دفاع، به «اقرار ضمنی» علیه موکل روی میآورند. این افراد در لوایح دفاعی خود فقط به درخواست بخشش اکتفا میکنند که خود به نوعی تایید اتهامها و خیانت به سوگند وکالت محسوب میشود.
در روزگاری که وکلای مستقل، آگاه و پایبند به اصول حقوق بشر و دادرسی عادلانه، به دلیل پافشاری بر حقوق موکلان خود با احکام سنگین، احضار به دادسراهای امنیتی و بازداشت روبه رو هستند، شاهد ظهور جریانی نگران کننده در نهاد وکالت هستیم.
تخلفات این جریان به اینجا ختم نمیشود؛ آنها با اقدام فوری برای تجدید نظرخواهی، تنها یک روز پس از ابلاغ رای، فرصت قانونی ۲۰ روزه را از موکل سلب کرده و با همدستی سیستم قضایی، روند اجرای احکام سنگین را تسریع میکنند. این رفتار نقض آشکار قوانین وکالت و دارای وصف تخلف انتظامی است.
یکی از این وکلا «مهدی محرابی» است؛ وکیلی که طبق گزارشهای رسیده، در پروندههای امنیتی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، از جمله پرونده آتش سوزی پایگاه بسیج خیابان نامجو که محمدامین بیگلری، امیرحسین حاتمی، علی فهیم و شاهین واحدپرست کلور، چهار معترض آن، اعدام شدند، حضوری فعال داشته است. عملکرد او در این پروندهها عملا مسیر صدور و اجرای احکام اعدام را هموار کرد. جالب آنکه همین فرد اکنون به عنوان وکیل «پژمان جمشیدی» در پروندهای دیگر مصاحبه کرده و از برائت موکلش سخن گفته است.
این استانداردهای دوگانه، خاستگاه و دستوردهندگان این جریان را به خوبی افشا میکند. چگونه است که یک متهم به تجاوز، با پیگیری این وکلای خاص ظرف چند روز آزاد میشود، اما شهروندان عادی به جرم انتشار یک عکس یا نوشته در فضای مجازی، ماهها در بازداشت موقت میمانند؟
فاجعه بارتر آنکه دستگاه قضایی در پروندههای امنیتی، خانوادههای مستاصل و ناآگاه را تحت فشار قرار میدهد تا از انتخاب وکلای مستقل خودداری کنند، با این وعده پوچ که «اگر از وکلای مورد تایید ما استفاده کنید، مشمول بخشودگی میشوید».
متاسفانه بسیاری از خانوادهها در این دام گرفتار میشوند و ناگهان با حکم اعدام یا حبسهای طولانی مدت عزیزانشان روبه رو میشوند.
این افراد نه وکیل، بلکه «شریک دزد و رفیق قافله» هستند؛ کسانی که برای متهمان خاص وثیقه آزادی میگیرند، اما برای مردم عادی با نوشتن درخواست عفو، مسیر اعدام را کوتاه میکنند.
#وکیل_تسخیری #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی #پژمان_جمشیدی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6❤2🕊1
گزارش جعلی صداوسیمای جمهوری اسلامی از زندان قزلحصار؛ روایت رسمی در تضاد با مشاهدات زندانیان
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
بیست و پنجم اردیبهشتماه در تقویم رسمی ایران به نام بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی نامگذاری شده است؛ شاعری که با سرودن شاهنامه، یکی از سترگترین آثار حماسی جهان را پدید آورد و سهمی بیبدیل در پاسداری از زبان فارسی و هویت ایرانی ایفا کرد. شاهنامه نه تنها روایتگر تاریخ و اسطورههای ایرانزمین است، بلکه نمادی از خردورزی، آزادگی و پایداری فرهنگی یک ملت در برابر فراموشی و تحریف تاریخ است.
با وجود این جایگاه رفیع، فردوسی در ساختار فرهنگی و رسمی جمهوری اسلامی ایران، آنگونه که شاید سزاوارش باشد، گرامی داشته نمیشود. دلیل این امر را میتوان در رویکرد ایدئولوژیک نظام دانست که تمرکز آن بر برجستهسازی مفاهیم دینی و اسلامی، بهویژه در چارچوب شیعهمحور، است. شاهنامه اما اثری است با گرایش آشکار به فرهنگ و تاریخ پیش از اسلام، و فردوسی نیز در آن نه با زبان دین، بلکه با زبان خرد، وطندوستی و اسطوره سخن میگوید. از اینرو، همواره نوعی فاصله میان نهادهای رسمی و این شاعر بزرگ وجود داشته است.
فردوسی با نگاهی ملیگرایانه، استقلال فرهنگی ایران را در برابر سلطه بیگانه و حتی نفوذهای دینی غیرایرانی ستایش میکند. همین ویژگیها باعث شده تا بزرگداشت فردوسی، بیشتر به کوشش علاقهمندان فرهنگ و زبان فارسی و نهادهای غیردولتی یا مستقل وابسته باشد تا دستگاه رسمی فرهنگسازی.
با این همه، فردوسی در قلب مردم ایران زنده است. آنچه او بر صفحه زبان و تاریخ این سرزمین نگاشت، فراتر از هر حکومت و دورهای، به عنوان سرمایهای فرهنگی، ملی و زبانی باقی خواهد ماند. شاهنامه تا امروز نه فقط کتابی برای خواندن، که تجلی هویت تاریخی ایرانیان است؛ و روز بزرگداشت فردوسی فرصتی است برای بازگشت به ریشهها، به یادآوری آنکه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی چگونه در سایه همت مردانی چون فردوسی دوام آوردند.
#فردوسی #اسطوره #زبان_فارسی #پارسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با وجود این جایگاه رفیع، فردوسی در ساختار فرهنگی و رسمی جمهوری اسلامی ایران، آنگونه که شاید سزاوارش باشد، گرامی داشته نمیشود. دلیل این امر را میتوان در رویکرد ایدئولوژیک نظام دانست که تمرکز آن بر برجستهسازی مفاهیم دینی و اسلامی، بهویژه در چارچوب شیعهمحور، است. شاهنامه اما اثری است با گرایش آشکار به فرهنگ و تاریخ پیش از اسلام، و فردوسی نیز در آن نه با زبان دین، بلکه با زبان خرد، وطندوستی و اسطوره سخن میگوید. از اینرو، همواره نوعی فاصله میان نهادهای رسمی و این شاعر بزرگ وجود داشته است.
فردوسی با نگاهی ملیگرایانه، استقلال فرهنگی ایران را در برابر سلطه بیگانه و حتی نفوذهای دینی غیرایرانی ستایش میکند. همین ویژگیها باعث شده تا بزرگداشت فردوسی، بیشتر به کوشش علاقهمندان فرهنگ و زبان فارسی و نهادهای غیردولتی یا مستقل وابسته باشد تا دستگاه رسمی فرهنگسازی.
با این همه، فردوسی در قلب مردم ایران زنده است. آنچه او بر صفحه زبان و تاریخ این سرزمین نگاشت، فراتر از هر حکومت و دورهای، به عنوان سرمایهای فرهنگی، ملی و زبانی باقی خواهد ماند. شاهنامه تا امروز نه فقط کتابی برای خواندن، که تجلی هویت تاریخی ایرانیان است؛ و روز بزرگداشت فردوسی فرصتی است برای بازگشت به ریشهها، به یادآوری آنکه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی چگونه در سایه همت مردانی چون فردوسی دوام آوردند.
#فردوسی #اسطوره #زبان_فارسی #پارسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌1
بر اساس گزارش رسانههای داخلی؛ از جمله «ایرنا» و «مهر» محمدامین صابرکار، نوجوان ۱۷ ساله و دانشآموز اهل شهرستان دیر، در استان بوشهر، حین انجام آموزشهای نظامی در روستای آبکش از توابع بخش بردخون جان خود را از دست داده است. رسانههای حکومتی از او با عنوان «شهید» یاد کردهاند.
مرگ این نوجوان بار دیگر موضوع بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتها و آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک را مطرح کرده؛ مسئلهای که با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در تضاد است. بر اساس پیماننامه حقوق کودک، که ایران نیز به آن پیوسته، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند و دولتها موظفاند از بهکارگیری آنان در فعالیتهای نظامی و پرخطر جلوگیری کنند.
با این حال، در سالهای گذشته حضور نوجوانان در ساختارهایی مانند بسیج، اردوهای موسوم به «راهیان نور» و برنامههای شبهنظامی، همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبهرو بوده است؛ برنامههایی که در بسیاری موارد با آموزشهای ایدئولوژیک، فضای نظامیگرایانه و خطرات جدی برای کودکان و نوجوانان همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ این نوجوان بار دیگر موضوع بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتها و آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک را مطرح کرده؛ مسئلهای که با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در تضاد است. بر اساس پیماننامه حقوق کودک، که ایران نیز به آن پیوسته، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند و دولتها موظفاند از بهکارگیری آنان در فعالیتهای نظامی و پرخطر جلوگیری کنند.
با این حال، در سالهای گذشته حضور نوجوانان در ساختارهایی مانند بسیج، اردوهای موسوم به «راهیان نور» و برنامههای شبهنظامی، همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبهرو بوده است؛ برنامههایی که در بسیاری موارد با آموزشهای ایدئولوژیک، فضای نظامیگرایانه و خطرات جدی برای کودکان و نوجوانان همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
⚠️ حفاظت از اطلاعات در برابر بازرسی تلفن همراه
1️⃣ دادههای حساس
فایلهای مهم را به فضای ابری یا حافظه جانبی منتقل و از گوشی حذف کنید.
2️⃣ حسابهای کاربری و ردپای آنلاین
احراز هویت دو مرحلهای را فعال کنید
قبل از بیرونرفتن، تا جای ممکن از حسابهایتان خارج شوید.
تاریخچه مرورگر و جستجوها را پاک کنید.
3️⃣ گفتوگوها و مخاطبان
چتهای دارای محتوای خصوصی و حساس را از گوشی و مخاطبانی که ارتباط با آنها مشکلساز است را از لیست مخاطبان حذف کنید.
4️⃣ چتهای محرمانه
بعد از پایان، کل گفتگو را از فهرست حذف کنید.
5️⃣ گالری تصاویر
استفاده از پوشه رمزدار
پاک کردن «اخیرا حذفشدهها»
انتقال و حذف تصاویر حساس
6️⃣ فایلهای پنهان
پوشه Downloads و رسانههای پیامرسانها را بررسی و پاک کنید.
در صورت امکان، به جای تلفن همراه اصلیتان، یک تلفن دیگر را با خود بیرون ببرید.
وب سایت تواناتک📱
💸 tavaanatech
فایلهای مهم را به فضای ابری یا حافظه جانبی منتقل و از گوشی حذف کنید.
احراز هویت دو مرحلهای را فعال کنید
قبل از بیرونرفتن، تا جای ممکن از حسابهایتان خارج شوید.
تاریخچه مرورگر و جستجوها را پاک کنید.
چتهای دارای محتوای خصوصی و حساس را از گوشی و مخاطبانی که ارتباط با آنها مشکلساز است را از لیست مخاطبان حذف کنید.
بعد از پایان، کل گفتگو را از فهرست حذف کنید.
استفاده از پوشه رمزدار
پاک کردن «اخیرا حذفشدهها»
انتقال و حذف تصاویر حساس
پوشه Downloads و رسانههای پیامرسانها را بررسی و پاک کنید.
در صورت امکان، به جای تلفن همراه اصلیتان، یک تلفن دیگر را با خود بیرون ببرید.
وب سایت تواناتک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که گزارشها از تمدید مرخصی شماری از زندانیان غیرسیاسی در زندانهای ایران حکایت دارد، زندانیان سیاسی و عقیدتی همچنان از ابتداییترین حقوق خود، از جمله حق مرخصی، محروم ماندهاند؛ وضعیتی که فشار مضاعفی را بر زندانیان و خانوادههای آنان تحمیل میکند.
بر اساس گزارشی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از مرخصی، نگهداری آنان در شرایط نامناسب و بلاتکلیفی طولانیمدت، بخشی از فشار مستمری است که نهتنها زندانیان، بلکه خانوادههای آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ خانوادههایی که ماهها و گاه سالها در نگرانی، انتظار و فرسایش روانی به سر میبرند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از مرخصی، نگهداری آنان در شرایط نامناسب و بلاتکلیفی طولانیمدت، بخشی از فشار مستمری است که نهتنها زندانیان، بلکه خانوادههای آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ خانوادههایی که ماهها و گاه سالها در نگرانی، انتظار و فرسایش روانی به سر میبرند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3❤1