گزارش جعلی صداوسیمای جمهوری اسلامی از زندان قزلحصار؛ روایت رسمی در تضاد با مشاهدات زندانیان
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
بیست و پنجم اردیبهشتماه در تقویم رسمی ایران به نام بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی نامگذاری شده است؛ شاعری که با سرودن شاهنامه، یکی از سترگترین آثار حماسی جهان را پدید آورد و سهمی بیبدیل در پاسداری از زبان فارسی و هویت ایرانی ایفا کرد. شاهنامه نه تنها روایتگر تاریخ و اسطورههای ایرانزمین است، بلکه نمادی از خردورزی، آزادگی و پایداری فرهنگی یک ملت در برابر فراموشی و تحریف تاریخ است.
با وجود این جایگاه رفیع، فردوسی در ساختار فرهنگی و رسمی جمهوری اسلامی ایران، آنگونه که شاید سزاوارش باشد، گرامی داشته نمیشود. دلیل این امر را میتوان در رویکرد ایدئولوژیک نظام دانست که تمرکز آن بر برجستهسازی مفاهیم دینی و اسلامی، بهویژه در چارچوب شیعهمحور، است. شاهنامه اما اثری است با گرایش آشکار به فرهنگ و تاریخ پیش از اسلام، و فردوسی نیز در آن نه با زبان دین، بلکه با زبان خرد، وطندوستی و اسطوره سخن میگوید. از اینرو، همواره نوعی فاصله میان نهادهای رسمی و این شاعر بزرگ وجود داشته است.
فردوسی با نگاهی ملیگرایانه، استقلال فرهنگی ایران را در برابر سلطه بیگانه و حتی نفوذهای دینی غیرایرانی ستایش میکند. همین ویژگیها باعث شده تا بزرگداشت فردوسی، بیشتر به کوشش علاقهمندان فرهنگ و زبان فارسی و نهادهای غیردولتی یا مستقل وابسته باشد تا دستگاه رسمی فرهنگسازی.
با این همه، فردوسی در قلب مردم ایران زنده است. آنچه او بر صفحه زبان و تاریخ این سرزمین نگاشت، فراتر از هر حکومت و دورهای، به عنوان سرمایهای فرهنگی، ملی و زبانی باقی خواهد ماند. شاهنامه تا امروز نه فقط کتابی برای خواندن، که تجلی هویت تاریخی ایرانیان است؛ و روز بزرگداشت فردوسی فرصتی است برای بازگشت به ریشهها، به یادآوری آنکه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی چگونه در سایه همت مردانی چون فردوسی دوام آوردند.
#فردوسی #اسطوره #زبان_فارسی #پارسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با وجود این جایگاه رفیع، فردوسی در ساختار فرهنگی و رسمی جمهوری اسلامی ایران، آنگونه که شاید سزاوارش باشد، گرامی داشته نمیشود. دلیل این امر را میتوان در رویکرد ایدئولوژیک نظام دانست که تمرکز آن بر برجستهسازی مفاهیم دینی و اسلامی، بهویژه در چارچوب شیعهمحور، است. شاهنامه اما اثری است با گرایش آشکار به فرهنگ و تاریخ پیش از اسلام، و فردوسی نیز در آن نه با زبان دین، بلکه با زبان خرد، وطندوستی و اسطوره سخن میگوید. از اینرو، همواره نوعی فاصله میان نهادهای رسمی و این شاعر بزرگ وجود داشته است.
فردوسی با نگاهی ملیگرایانه، استقلال فرهنگی ایران را در برابر سلطه بیگانه و حتی نفوذهای دینی غیرایرانی ستایش میکند. همین ویژگیها باعث شده تا بزرگداشت فردوسی، بیشتر به کوشش علاقهمندان فرهنگ و زبان فارسی و نهادهای غیردولتی یا مستقل وابسته باشد تا دستگاه رسمی فرهنگسازی.
با این همه، فردوسی در قلب مردم ایران زنده است. آنچه او بر صفحه زبان و تاریخ این سرزمین نگاشت، فراتر از هر حکومت و دورهای، به عنوان سرمایهای فرهنگی، ملی و زبانی باقی خواهد ماند. شاهنامه تا امروز نه فقط کتابی برای خواندن، که تجلی هویت تاریخی ایرانیان است؛ و روز بزرگداشت فردوسی فرصتی است برای بازگشت به ریشهها، به یادآوری آنکه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی چگونه در سایه همت مردانی چون فردوسی دوام آوردند.
#فردوسی #اسطوره #زبان_فارسی #پارسی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌1
بر اساس گزارش رسانههای داخلی؛ از جمله «ایرنا» و «مهر» محمدامین صابرکار، نوجوان ۱۷ ساله و دانشآموز اهل شهرستان دیر، در استان بوشهر، حین انجام آموزشهای نظامی در روستای آبکش از توابع بخش بردخون جان خود را از دست داده است. رسانههای حکومتی از او با عنوان «شهید» یاد کردهاند.
مرگ این نوجوان بار دیگر موضوع بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتها و آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک را مطرح کرده؛ مسئلهای که با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در تضاد است. بر اساس پیماننامه حقوق کودک، که ایران نیز به آن پیوسته، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند و دولتها موظفاند از بهکارگیری آنان در فعالیتهای نظامی و پرخطر جلوگیری کنند.
با این حال، در سالهای گذشته حضور نوجوانان در ساختارهایی مانند بسیج، اردوهای موسوم به «راهیان نور» و برنامههای شبهنظامی، همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبهرو بوده است؛ برنامههایی که در بسیاری موارد با آموزشهای ایدئولوژیک، فضای نظامیگرایانه و خطرات جدی برای کودکان و نوجوانان همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ این نوجوان بار دیگر موضوع بهکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در فعالیتها و آموزشهای نظامی و ایدئولوژیک را مطرح کرده؛ مسئلهای که با تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی در تضاد است. بر اساس پیماننامه حقوق کودک، که ایران نیز به آن پیوسته، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند و دولتها موظفاند از بهکارگیری آنان در فعالیتهای نظامی و پرخطر جلوگیری کنند.
با این حال، در سالهای گذشته حضور نوجوانان در ساختارهایی مانند بسیج، اردوهای موسوم به «راهیان نور» و برنامههای شبهنظامی، همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری روبهرو بوده است؛ برنامههایی که در بسیاری موارد با آموزشهای ایدئولوژیک، فضای نظامیگرایانه و خطرات جدی برای کودکان و نوجوانان همراه بودهاند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
⚠️ حفاظت از اطلاعات در برابر بازرسی تلفن همراه
1️⃣ دادههای حساس
فایلهای مهم را به فضای ابری یا حافظه جانبی منتقل و از گوشی حذف کنید.
2️⃣ حسابهای کاربری و ردپای آنلاین
احراز هویت دو مرحلهای را فعال کنید
قبل از بیرونرفتن، تا جای ممکن از حسابهایتان خارج شوید.
تاریخچه مرورگر و جستجوها را پاک کنید.
3️⃣ گفتوگوها و مخاطبان
چتهای دارای محتوای خصوصی و حساس را از گوشی و مخاطبانی که ارتباط با آنها مشکلساز است را از لیست مخاطبان حذف کنید.
4️⃣ چتهای محرمانه
بعد از پایان، کل گفتگو را از فهرست حذف کنید.
5️⃣ گالری تصاویر
استفاده از پوشه رمزدار
پاک کردن «اخیرا حذفشدهها»
انتقال و حذف تصاویر حساس
6️⃣ فایلهای پنهان
پوشه Downloads و رسانههای پیامرسانها را بررسی و پاک کنید.
در صورت امکان، به جای تلفن همراه اصلیتان، یک تلفن دیگر را با خود بیرون ببرید.
وب سایت تواناتک📱
💸 tavaanatech
فایلهای مهم را به فضای ابری یا حافظه جانبی منتقل و از گوشی حذف کنید.
احراز هویت دو مرحلهای را فعال کنید
قبل از بیرونرفتن، تا جای ممکن از حسابهایتان خارج شوید.
تاریخچه مرورگر و جستجوها را پاک کنید.
چتهای دارای محتوای خصوصی و حساس را از گوشی و مخاطبانی که ارتباط با آنها مشکلساز است را از لیست مخاطبان حذف کنید.
بعد از پایان، کل گفتگو را از فهرست حذف کنید.
استفاده از پوشه رمزدار
پاک کردن «اخیرا حذفشدهها»
انتقال و حذف تصاویر حساس
پوشه Downloads و رسانههای پیامرسانها را بررسی و پاک کنید.
در صورت امکان، به جای تلفن همراه اصلیتان، یک تلفن دیگر را با خود بیرون ببرید.
وب سایت تواناتک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در حالی که گزارشها از تمدید مرخصی شماری از زندانیان غیرسیاسی در زندانهای ایران حکایت دارد، زندانیان سیاسی و عقیدتی همچنان از ابتداییترین حقوق خود، از جمله حق مرخصی، محروم ماندهاند؛ وضعیتی که فشار مضاعفی را بر زندانیان و خانوادههای آنان تحمیل میکند.
بر اساس گزارشی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از مرخصی، نگهداری آنان در شرایط نامناسب و بلاتکلیفی طولانیمدت، بخشی از فشار مستمری است که نهتنها زندانیان، بلکه خانوادههای آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ خانوادههایی که ماهها و گاه سالها در نگرانی، انتظار و فرسایش روانی به سر میبرند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از مرخصی، نگهداری آنان در شرایط نامناسب و بلاتکلیفی طولانیمدت، بخشی از فشار مستمری است که نهتنها زندانیان، بلکه خانوادههای آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است؛ خانوادههایی که ماهها و گاه سالها در نگرانی، انتظار و فرسایش روانی به سر میبرند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3❤1
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بیبیزهرا موسوی، ۲۱ ساله و اهل فریمان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شده است؛ حکمی که بر اساس آن، چهار سال حبس تعزیری قابل اجرا و شش سال و نیم دیگر بهصورت تعلیقی قابل اجرا است.
زهرا موسوی در ۳۰ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و اکنون نیز نگرانیها درباره وضعیت جسمی، روحی و آینده او ادامه دارد.
تداوم صدور احکام سنگین علیه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، همچنان نگرانی خانوادهها و فعالان حقوق بشر را درباره وضعیت معترضان زندانی افزایش داده است؛ جوانانی که بسیاری از آنان هفتهها و ماهها در شرایطی مبهم، دور از خانواده و گاه بدون دسترسی کافی به وکیل و روند دادرسی عادلانه نگهداری میشوند.
خانواده بسیاری از بازداشتشدگان این اعتراضات، ماههاست میان دادگاهها، زندانها و نهادهای امنیتی در رفتوآمدند؛ در حالی که فشار روانی، بلاتکلیفی و نگرانی از احکام سنگین، زندگی آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
زهرا موسوی در ۳۰ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و اکنون نیز نگرانیها درباره وضعیت جسمی، روحی و آینده او ادامه دارد.
تداوم صدور احکام سنگین علیه بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، همچنان نگرانی خانوادهها و فعالان حقوق بشر را درباره وضعیت معترضان زندانی افزایش داده است؛ جوانانی که بسیاری از آنان هفتهها و ماهها در شرایطی مبهم، دور از خانواده و گاه بدون دسترسی کافی به وکیل و روند دادرسی عادلانه نگهداری میشوند.
خانواده بسیاری از بازداشتشدگان این اعتراضات، ماههاست میان دادگاهها، زندانها و نهادهای امنیتی در رفتوآمدند؛ در حالی که فشار روانی، بلاتکلیفی و نگرانی از احکام سنگین، زندگی آنان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
@Tavaana_TavaanaTech
❤6
در زادروز جاویدنام بهار شاهمهری، تصویر یادبود او بر مزارش تخریب شد
همزمان با زادروز جاویدنام بهارشاهمهری، نوجوان ۱۷ سالهای که در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در نیشابور با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد، تصویری که کنار آرامگاه او قرار داشت، توسط افراد ناشناس شکسته و تخریب شد.
بهار شاهمهری شامگاه ۱۹ دیماه، در حالی که غیرمسلح بود و تلاش میکرد از محل تیراندازی دور شود، هدف گلوله قرار گرفت. ویدیوی منتشرشده از لحظه اصابت گلوله، نشان میدهد او در حال فرار بوده و از پشت مورد شلیک قرار گرفته است.
تخریب تصاویر و نشانههای یادبود جانباختگان، تنها حمله به یک عکس یا سنگ مزار نیست؛ تلاشی است برای پاککردن حافظه جمعی، خاموشکردن دادخواهی خانوادهها و به فراموشیسپردن نام کسانی که در خیابانهای ایران کشته شدند. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که نام و یاد جانباختگان، با تهدید و تخریب از حافظه مردم پاک نمیشود.
@Tavaana_TavaanaTech
همزمان با زادروز جاویدنام بهارشاهمهری، نوجوان ۱۷ سالهای که در جریان سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در نیشابور با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد، تصویری که کنار آرامگاه او قرار داشت، توسط افراد ناشناس شکسته و تخریب شد.
بهار شاهمهری شامگاه ۱۹ دیماه، در حالی که غیرمسلح بود و تلاش میکرد از محل تیراندازی دور شود، هدف گلوله قرار گرفت. ویدیوی منتشرشده از لحظه اصابت گلوله، نشان میدهد او در حال فرار بوده و از پشت مورد شلیک قرار گرفته است.
تخریب تصاویر و نشانههای یادبود جانباختگان، تنها حمله به یک عکس یا سنگ مزار نیست؛ تلاشی است برای پاککردن حافظه جمعی، خاموشکردن دادخواهی خانوادهها و به فراموشیسپردن نام کسانی که در خیابانهای ایران کشته شدند. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که نام و یاد جانباختگان، با تهدید و تخریب از حافظه مردم پاک نمیشود.
@Tavaana_TavaanaTech
💔12
Forwarded from گفتوشنود
علی خامنهای: «جنگ نظامي، جنگ فکرى، جنگ روحى، جنگ اجتماعى، مجموع اینها اسمش مجاهدت است… هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است.» (۱۳۹۲)
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایرانیان آزادیخواه، سلامت روان و آسیبها
منظور خامنهای از «جنگ روحی و اجتماعی» چه بود؟
ورق بزنید
علی خامنهای در سال ۱۳۹۲، ضمن تعریف و تمجید از اسلام «مقاتله» (به معنی مبارزه یا کُشتار)، برای پیروان فرقه خود از «انواع جنگ» که در این نوع اسلام باید دنبال شود سخن گفت. یکی از این انواع، «جنگ روحی» و دیگری «جنگ اجتماعی» بود. منظور خامنهای از این اصطلاحات چه بود؟ و روشهای جنگ روحی و اجتماعی و مقابله با آنها چیستند؟
به نظر میرسد در سالهای پس از استقرار نظام اسلامی، به ویژه در دو دهه گذشته، وضع جامعه ایران از نظر سلامت روانی بدتر شده است. گزارشها نشان از میزان بالای اختلالات روانی، خودکشی، رواج افسردگی، استرس و سایر مشکلات روحی و روانی میان ایرانیان دارد. از نظر اجتماعی نیز جامعه ایران با فقر و خشونت، مانند خشونت مامورین نظام یا خشونتهای کلامی و روانی، روبهرو بوده است. آیا بخشی از این روندها، میتواند نتیجه سیاستهای سیستماتیک و سازوکارهای «جنگ روحی و اجتماعی» نظام اسلامی باشد؟
در سالها و روزهای اخیر، به نظر میرسد فشار روانی فرقه حاکم بر ایران بر مردم افزایش چشمگیری یافته است. از سویی، فشار اقتصادی شدید ناشی از سیاستهای نظام باعث ایجاد اضطراب و استیصال در میان بخشی از مردم شده است. رابطه مستقیم میان فشار اقتصادی و وضع سلامت روانی با مطالعات متعدد علمی تایید شده است.
از سوی دیگر، محروم کردن عمدی و گسترده میلیونها نفر از اینترنت آزاد و با قیمت مناسب، آزار روانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرده است. در غیاب دسترسی به اینترنت، ایرانیان به نوعی زندان دیجیتال فرستاده شدهاند، در حالی که پیروان فرقه ولایت به اینترنت آزاد دسترسی دارند؛ وضعیتی که میتواند آپارتاید دیجیتال نامیده شود.
زندگی در سایه ظلم و تبعیض دائمی و سلطه تکبرآمیز فرقه ولایت، خود عاملی برای شکست روان و عزت نفس و نابودکننده احساس کرامت انسانی افراد است. به علاوه، تهدید علنی مردم در تلویزیون و خیابان با زبانی پلشت و دهنکجی به احساسات مردم و جانباختگان اعتراضات نیز بر زخمهای روانی مردم افزوده است. شایان توجه است که تمامی این اعمال نظام آگاهانه و برنامهریزیشده است، و برای آنها بودجه و پرسنل در نظر گرفته شده است.
در کنار اینها، به نظر میرسد نیروهای نظام در زمینه تفرقهافکنی اجتماعی، به ویژه میان مخالفان نظام نیز به شدت فعال هستند. به نظر میرسد آنان با استفاده از سیمکارتهای سفید به رواج روایات دروغ، توهین و تمسخر مردم، و با ساختن پروفایلهای جعلی، به فحاشی و لجنپراکنی میپردازند، و جو گفتمان سیاسی اجتماعی را مسموم و بیمار میکنند.
به نظر میرسد فرقه ولایت فقیه، به عنوان بخشی از سیاستهای سیستماتیک خود در برابر ملت ایران، درگیر یک «جنگ روحی-روانی» تمامعیار با مردم ایران نیز است. شاید بتوان گفت نظام اسلامی، آمریکا را «دشمن شماره یک» خود نمیداند، و در واقع، اکنون دشمن اصلی خود را ایرانیان آزادیخواه در نظر گرفته است.
در نتیجه این سیاستها، به نظر میرسد بخش بزرگی از جامعه با آلام روحی و روانی، فرسایش احساس کرامت و عزت نفس، احساس شکنجهشدگی، ترس و انزوا، افسردگی، احساس بیآیندگی، هراس دائمی، و خستگی و فرسودگی روانی روبهرو شده است.
راههای مقابله با این جنگ روحی چیستند؟ برای مثال، شناخت تکنیکهای فرسایش روح و روان ـ بهویژه فعالیتهای سایبری و عملیات تفرقهافکنانه در لباس مخالفان ـ میتواند به خنثی کردن بخشی از این فشارها کمک کند. همچنین درگیر نشدن در خشونت کلامی، تقویت همبستگی میان مردم، کمک به حفظ روحیه یکدیگر، دور هم جمع شدن، استفاده بهموقع از استراحت روحی و روانی، و اختصاص زمانهایی برای مراقبه، ورزش، بازی، موسیقی، رقص و حضور در طبیعت میتواند مؤثر باشد.
هدف از این کنشها عادیسازی شرایط نیست، بلکه ایجاد فرصت برای تنفس و بازسازی روانی، دستیابی به آرامش نسبی، احیای احساس کرامت انسانی، کمک به یکدیگر با محبت و احترام ـ بهویژه نسبت به مخالفان فکری در میان معترضان ـ و نیز تقویت روشنبینی، توجه به عقل و واقعیت، و جلوگیری از بازی خوردن توسط احساسات و هیجانات است. چنین رویکردی میتواند به کنشگری مؤثرتر و حفظ سلامت روحی و روانی افراد کمک کند.
#اسلام_مقاتله #جنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍1