آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.6K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
اسلایدها را ورق بزنید

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟ راهنمای مقدماتی برای کنش‌گران

کتابچه «در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟» راهنمایی مقدماتی برای کنش‌گران سیاسی و مدنی، به‌ویژه جوانانی است که تازه وارد مسیر فعالیت شده‌اند و تجربه بازداشت، بازجویی یا حبس ندارند.

این کتابچه با مرور مراحل بازداشت، بازجویی و حبس، خواننده را با حقوق قانونی و اولیه متهمان و زندانیان آشنا می‌کند؛ حقوقی که آگاهی از آن‌ها و مطالبه‌شان می‌تواند در برابر رفتارهای غیرقانونی مأموران و مسئولان، ابزاری برای دفاع از خود باشد.

در این راهنما همچنین از تجربه‌ها و روایت‌های زندانیان پیشین و پیشنهادهای کارشناسان استفاده شده تا کنش‌گران با موقعیت‌ها و مخاطرات احتمالی پیش رو آشناتر و برای مواجهه با آن‌ها آماده‌تر باشند.

کتابچه «در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟» را رایگان بخوانید:
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

#از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
👍101👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
رواداری روی کاغذ، تبعیض در عمل
چرا داشتن قانون منصفانه بدون تغییر نگرش عمومی کافی نیست؟

سال ۱۹۰۶، ویلیام گراهام سامنر، جامعه‌شناس آمریکایی، در کتاب «شیوه‌های مردمی» (Folkways) جمله‌ای نوشت که بعدها به یکی از پرارجاع‌ترین اصول جامعه‌شناسی حقوق بدل شد: «قانون نمی‌تواند عادات و باورهای فرهنگی را تغییر دهد.»

از نظر سامنر، قانون می‌تواند رفتار بیرونی را محدود کند، اما نمی‌تواند به‌تنهایی به ریشه‌ باورهایی که آن رفتار از آن‌ها سرچشمه می‌گیرد، دست ببرد.

گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، در پژوهش گسترده‌اش «معمای آمریکایی» (۱۹۴۴) که به بررسی نژاد در آمریکا اختصاص داشت، شکافی را مستند کرد میان «اعتقاد رسمی» آمریکایی‌ها به برابری (که او آن را «آرمان آمریکایی» می‌نامید) و رفتار واقعی روزمره بسیاری از شهروندان سفیدپوست نسبت به سیاه‌پوستان. شکافی که به گفته او، هیچ قانونی به‌تنهایی نمی‌توانست آن را پرکند، بلکه فقط می‌توانست فضا را برای تغییر تدریجی نگرش باز کند.

تجربه‌ تاریخی رای دیوان عالی آمریکا در پرونده «براون علیه هیئت آموزش» (۱۹۵۴) نمونه‌ مستندی از این فاصله است: این رای تفکیک نژادی در مدارس دولتی را غیرقانونی اعلام کرد، اما پژوهش‌های بعدی جامعه‌شناسانی مانند جیمز کلمن (در گزارش معروف کلمن، ۱۹۶۶) نشان دادند که در بسیاری از ایالت‌های جنوبی، ادغام واقعی مدارس، به دلیل مقاومت نگرشی جامعه‌ محلی، تا بیش از یک دهه پس از این رای هنوز به‌کندی پیش می‌رفت.

گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) پیشنهاد داد که تغییر نگرش، برخلاف تغییر قانون، معمولا محصول تماس مستقیم و مکرر میان گروه‌های متفاوت در شرایط برابر است، نه صرف صدور یک حکم از بالا، فرآیندی که او آن را کند، تدریجی و وابسته به تجربه‌ زیسته می‌دانست، نه یک رویداد لحظه‌ای.

آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، تصویری از قانون است به‌مثابه چارچوبی که مسیر را باز می‌کند، نه سفری که به خودی‌خود آن را طی می‌کند. فاصله‌ای که میان متن قانون و بافت باورهای یک جامعه، همچنان محل مطالعه‌ جدی پژوهشگران علوم اجتماعی است.

#رواداری #تعصب #تبعیض #گفتگو_توانا


@Dialigue1402
👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی

دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن می‌گوید. صدایش می‌لرزد. کنارش زنی می‌نشیند که راهش را به آن‌جا باز کرده و سخنانش را ترجمه می‌کند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا می‌یابد که جهان آن را «بشنود».

در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیت‌های دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راه‌های موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.

کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیده‌شدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان به‌جای دیدن آنان صرفا به‌عنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.

هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنج‌شان می‌توانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدی‌های محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکل‌گیری فشار عمومی برای شناسایی جنایت‌های داعش به‌عنوان نسل‌کشی بوده است.

الگوی رهبری او را می‌توان «ترجمه بین جهان‌ها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاه‌های پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی می‌آید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سن‌دیگو و تحصیل در آکسفورد. مهم‌تر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنان‌که با اخلص، بازمانده‌ی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.

کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایت‌های داعش علیه ایزدی‌ها را نسل‌کشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمان‌های غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطه‌های قابل‌اعتماد نیاز داشتند و دولت‌ها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.

▪️درس‌هایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیت‌ها باید مسئله‌ای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغه‌ی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانه‌ای رفتار کرد.
کنش‌گری موثر نیازمند صبر، چندساحتی‌بودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست می‌آید.

متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»

https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/

#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
5🕊4
وخامت وضعیت جسمی ترانه رحیمی در زندان دولت‌آباد؛ مسئولان از اعزام او به بیمارستان خودداری می‌کنند

بر اساس اطلاعات رسیده از یک منبع مطلع، ترانه رحیمی، زندانی ۲۰ ساله و از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، با وجود آسیب شدید در ناحیه پا و زانو و همچنین مشکلات جدی ریوی، از اعزام به بیمارستان و دریافت خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.

یک منبع مطلع از وضعیت ترانه رحیمی می‌گوید آسیب‌دیدگی پای او شدت یافته و به‌ویژه از ناحیه زانو با مشکل جدی مواجه است، اما مسئولان زندان دولت‌آباد اصفهان تاکنون با اعزام او به بیمارستان برای بررسی و درمان تخصصی موافقت نکرده‌اند.

به گفته این منبع، ترانه علاوه بر مشکل پا، از عارضه شدید ریوی نیز رنج می‌برد و وضعیت جسمی او نیازمند رسیدگی پزشکی خارج از زندان است.

این منبع همچنین می‌گوید در پی درخواست ترانه برای رسیدگی به وضعیت جسمی و درمان پای آسیب‌دیده‌اش، یکی از مسئولان بخش درمان زندان خطاب به او گفته است: «تو که قرار است اعدام شوی؛ حالا از درد پا بمیری یا اصلاً فلج بمیری.»


ترانه رحیمی و خواهر دوقلویش رومینا، هر دو ۲۰ ساله، از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» هستند و در زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شوند. این دو خواهر در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شده‌اند.

ترانه در این پرونده با اتهاماتی سنگین از جمله «محاربه» مواجه شده‌است؛ اتهامی که می‌تواند به صدور حکم اعدام منجر شود.

محرومیت ترانه رحیمی از اعزام به بیمارستان در حالی گزارش می‌شود که وضعیت آسیب‌دیدگی پا و بیماری ریوی او، به گفته منبع مطلع، رو به وخامت گذاشته و ادامه محرومیت از درمان تخصصی می‌تواند سلامت او را با خطر بیشتری مواجه کند.

#ترانه_رحیمی #نه_به‌_اعدام #اصفهان

@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خون من رنگین‌تر از بقیه نیست»؛ روایت جان‌باختن سجاد اصغری در اعتراضات دی‌ماه

سجاد اصغری، جوان ۳۳ ساله ساکن فردیس کرج، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات با شلیک گلوله جان باخت. یکی از نزدیکان او می‌گوید سجاد پیش از رفتن به خیابان، در پاسخ به اصرار اطرافیان برای نرفتن گفته بود: «خون من رنگین‌تر از بقیه نیست؛ وقتی اعتراض داریم باید برویم.»

یکی از نزدیکان سجاد اصغری در روایت چگونگی جان‌باختن او می‌گوید که آن شب، در نزدیکی محل زندگی‌اش، شماری از معترضان در حال شعار دادن بودند. به گفته این فرد، سجاد با مشاهده نزدیک‌شدن نیروها، به معترضان هشدار داد که محل را ترک کنند و خود برای فراهم‌کردن فرصت فرار آنان در محل ماند.

این فرد می‌گوید پس از فرار دیگران، سجاد از پشت هدف قرار گرفت و ابتدا از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفت و سپس گلوله دیگری به شقیقه او شلیک شد.

به گفته این منبع، سجاد پس از تیراندازی به یک مرکز درمانی منتقل شد. خانواده او ابتدا از سرنوشتش اطلاعی نداشتند تا اینکه پس از تماس با تلفن همراه سجاد، یکی از کارکنان مرکز درمانی پاسخ داد و از خانواده خواست خود را به آنجا برسانند.

سجاد اصغری متولد سال ۱۳۷۱، دارای مدرک کارشناسی مدیریت بود و در زمینه راه‌اندازی کافه و رستوران فعالیت می‌کرد.

یکی از نزدیکان او می‌گوید سجاد تنها چند روز پیش از جان‌باختنش درباره دغدغه‌ای که نسبت به زندگی و آینده داشت، گفته بود: «بزرگ‌ترین ترسم این است که بمیرم و اسمی از من در این دنیا نماند و کاری برای این دنیا نکرده باشم.»

پیکر سجاد اصغری در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شد. بنا بر روایت نزدیکانش، به دلیل اصابت گلوله اجازه دفن او در بهشت سکینه کرج داده نشد.

این منبع همچنین می‌گوید در مراسم خاکسپاری، شماری از افرادی که سجاد آن شب به آنان برای فرار هشدار داده بود، پس از دیدن اعلامیه و شناختن او، همراه خانواده‌هایشان در مراسم حاضر شدند. به گفته این منبع، خانواده‌های آنان از خانواده سجاد تشکر کردند و گفتند اگر اقدام او برای هشدار دادن و فراهم‌کردن فرصت فرار نبود، ممکن بود فرزندانشان نیز آن شب جان خود را از دست بدهند.

#سجاد_اصغری #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔303🕊3