حضور خانواده جاویدنام جواد حیدری، بر سر مزار او در نخستین روز سال ۱۴۰۳
«ایرانم نوروز من آن روز است که تو آباد باشی و ما آزاد.
نوروز بر مردم شریف ایران و تمامی جانباختگان راه آزادی مبارک.»
از صفحه اینستاگرام فاطمه حیدری
#جواد_حیدری #دادخواهی #نوروز #نوروز۱۴۰۳ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ایرانم نوروز من آن روز است که تو آباد باشی و ما آزاد.
نوروز بر مردم شریف ایران و تمامی جانباختگان راه آزادی مبارک.»
از صفحه اینستاگرام فاطمه حیدری
#جواد_حیدری #دادخواهی #نوروز #نوروز۱۴۰۳ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانواده جاویدنام جواد حیدری به استان مازندران رفتند و بر سر مزار جانباختگان راه آزادی حضور یافته، با خانوادههای آنها دیدار کردند.
فاطمه حیدری، خواهر جواد، در اینستاگرام نوشت:
«مامان و بابام در آستانه سال جدید به دیدار رحیم، محسن، عرفان، فرشید، میلاد و غزاله رفتن تا بهار رو با یاد سبز مبارزین راه آزادی آغاز کنند.
داستان زندگی هر کدوم از بچههامون اینقدر پر از درد و شجاعته که میشه هزاران سال از دردها و شجاعتهاشون گفت و نوشت: محسن محمدی کوچکسرائی وقتی تیر میخوره، به کسی که کنارش بوده گفته: «من رو بیمارستان نبر؛ اینها جسدم رو به خانوادهام نمیدن؛ زنگ بزن به برادرم».
واقعا چی تو ذهن یه آدم میگذره که لحظات آخر عمرش به تحویل دادن جسدش به خانواده فکر میکرده؛ حتی توی اون لحظات و در اوج دردکشیدن هم به خانوادهاش فکر کرده؛ نه به خودش و دردی که داره میکشه.
یادتونه یه زمانی میگفتن مزار غزاله اینقدر کوچیک بوده که هنگام خاکسپاری پاش رو جمع کردن تا توی اون فضای کوچیک جا بشه؟! بعضیها فکر کردن شایعه است. وقتی مامان و بابام مزار کوچیک غزاله رو میبینن، خیلی شوکه میشن. پرسوجو که میکنن، میفهمن که واقعیت داشته و جمهوری اسلامی برای هزارمین بار ثابت کرد پلشتتر و حقیرتر از این حرفهاست.
خیلی میشه گفت و نوشت؛ این دیدارها پر از درده و خشم. دردی که میشه با اون تا آخر عمر سوخت و خشمی که میشه باهاش هر دیکتاتوری رو نابود کرد.»
- داستان شجاعتها، رنجها، ایستادگی و آزادگی مردم ایران باید روایت شود تا در تاریخ ثبت گردد.
در دوره آنلاین و رایگان «داستانگویی و روایتگری برای حمایت از دیگری» شرکت کنید.
مدرسین این دوره فرید حائرینژاد، مستندساز و نوید خزانهای وکیل و مشاور حقوقی هستند.
در ثبتنام به هیچ وجه نیاز نیست نام حقیقی خود را بنویسید و ایمیلی که مینویسید هم حتما نباید ایمیل اصلی خودتان باشد و میتوانید ایمیلی را برای ارتباط با این دوره اختصاص بدهید.
فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/1aAsiWt_C9XLUMSR2a5ZpOu8FDcIvMhIosU_NOJHtMb8/edit
کانال تلگرام دوره:
@advocatingforothers
- برای آشنایی با دوره به وبسایت سر بزنید:
tavaana.org/advocating-for-others/
#رحیم_کلیج
#محسن_محمدی_کوچکسرایی
#عرفان_رضایی
#فرشید_موسوی
#میلاد_زارع
#غزاله_چلاپی
#جواد_حیدری
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فاطمه حیدری، خواهر جواد، در اینستاگرام نوشت:
«مامان و بابام در آستانه سال جدید به دیدار رحیم، محسن، عرفان، فرشید، میلاد و غزاله رفتن تا بهار رو با یاد سبز مبارزین راه آزادی آغاز کنند.
داستان زندگی هر کدوم از بچههامون اینقدر پر از درد و شجاعته که میشه هزاران سال از دردها و شجاعتهاشون گفت و نوشت: محسن محمدی کوچکسرائی وقتی تیر میخوره، به کسی که کنارش بوده گفته: «من رو بیمارستان نبر؛ اینها جسدم رو به خانوادهام نمیدن؛ زنگ بزن به برادرم».
واقعا چی تو ذهن یه آدم میگذره که لحظات آخر عمرش به تحویل دادن جسدش به خانواده فکر میکرده؛ حتی توی اون لحظات و در اوج دردکشیدن هم به خانوادهاش فکر کرده؛ نه به خودش و دردی که داره میکشه.
یادتونه یه زمانی میگفتن مزار غزاله اینقدر کوچیک بوده که هنگام خاکسپاری پاش رو جمع کردن تا توی اون فضای کوچیک جا بشه؟! بعضیها فکر کردن شایعه است. وقتی مامان و بابام مزار کوچیک غزاله رو میبینن، خیلی شوکه میشن. پرسوجو که میکنن، میفهمن که واقعیت داشته و جمهوری اسلامی برای هزارمین بار ثابت کرد پلشتتر و حقیرتر از این حرفهاست.
خیلی میشه گفت و نوشت؛ این دیدارها پر از درده و خشم. دردی که میشه با اون تا آخر عمر سوخت و خشمی که میشه باهاش هر دیکتاتوری رو نابود کرد.»
- داستان شجاعتها، رنجها، ایستادگی و آزادگی مردم ایران باید روایت شود تا در تاریخ ثبت گردد.
در دوره آنلاین و رایگان «داستانگویی و روایتگری برای حمایت از دیگری» شرکت کنید.
مدرسین این دوره فرید حائرینژاد، مستندساز و نوید خزانهای وکیل و مشاور حقوقی هستند.
در ثبتنام به هیچ وجه نیاز نیست نام حقیقی خود را بنویسید و ایمیلی که مینویسید هم حتما نباید ایمیل اصلی خودتان باشد و میتوانید ایمیلی را برای ارتباط با این دوره اختصاص بدهید.
فرم ثبت نام:
https://docs.google.com/forms/d/1aAsiWt_C9XLUMSR2a5ZpOu8FDcIvMhIosU_NOJHtMb8/edit
کانال تلگرام دوره:
@advocatingforothers
- برای آشنایی با دوره به وبسایت سر بزنید:
tavaana.org/advocating-for-others/
#رحیم_کلیج
#محسن_محمدی_کوچکسرایی
#عرفان_رضایی
#فرشید_موسوی
#میلاد_زارع
#غزاله_چلاپی
#جواد_حیدری
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«نقشه آزادی را فرزندان شجاع ایران با قطرهقطره خون خود ترسیم کردند و ما دردمند و امیدوار این نقشه آزادی و رهایی را با همبستگی پاس میداریم.
حضور خانوداه عزیز #محسن_محمدی_کوچکسرائی از مازندارن بر مزار #جواد_حیدری در قزوین
حضور خانواده عزیز #جواد_بابایی از کشته شدگان آبان ۹۸ از شهر قدس بر مزار #ابوالفضل_آدینه_زاده در مشهد»
از اینستاگرام فاطمه حیدری
#همدلی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حضور خانوداه عزیز #محسن_محمدی_کوچکسرائی از مازندارن بر مزار #جواد_حیدری در قزوین
حضور خانواده عزیز #جواد_بابایی از کشته شدگان آبان ۹۸ از شهر قدس بر مزار #ابوالفضل_آدینه_زاده در مشهد»
از اینستاگرام فاطمه حیدری
#همدلی #همبستگی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، بر سر مزار جاویدنام جواد حیدری
فاطمه حیدری، خواهر جواد، ضمن انتشار این ویدیو نوشت؛
«مامانلیلا بر مزار برادرم، جواد رو خطاب قرار داده و گفته: "برای سیاوش تو آسمونها پدری کن". همه بغضشون ترکیده و گریه کردن؛ همه میدونن جواد چقدر مهربون بود و عاشق جوونها. فاصله سنی جواد و سیاوش ۲۲ ساله. آدمهایی از دو نسل متفاوت که برای یک هدف مشترک جنگیدن و کشته شدن…
مامانلیلا ساعتها در آغوش مادرم از داستان رنج خودش و از سختیها و فشارهایی که به خونوادهاش آوردن میگه؛ از اینکه حتی راحت نمیتونه به مزار پسرش سیاوش بره… با این حال، همچنان محکم و استوار حرف میزده… پر از امید و مقاومت… به قول داداشم داستان زندگی لیلا مهدوی داستانِ تنهایی و استواریه…»
#سیاوش_محمودی
#جواد_حیدری #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فاطمه حیدری، خواهر جواد، ضمن انتشار این ویدیو نوشت؛
«مامانلیلا بر مزار برادرم، جواد رو خطاب قرار داده و گفته: "برای سیاوش تو آسمونها پدری کن". همه بغضشون ترکیده و گریه کردن؛ همه میدونن جواد چقدر مهربون بود و عاشق جوونها. فاصله سنی جواد و سیاوش ۲۲ ساله. آدمهایی از دو نسل متفاوت که برای یک هدف مشترک جنگیدن و کشته شدن…
مامانلیلا ساعتها در آغوش مادرم از داستان رنج خودش و از سختیها و فشارهایی که به خونوادهاش آوردن میگه؛ از اینکه حتی راحت نمیتونه به مزار پسرش سیاوش بره… با این حال، همچنان محکم و استوار حرف میزده… پر از امید و مقاومت… به قول داداشم داستان زندگی لیلا مهدوی داستانِ تنهایی و استواریه…»
#سیاوش_محمودی
#جواد_حیدری #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech