روز گذشته خبری ناشر شد مبنی بر این که دادگاه انقلاب اهواز برای دومین بار مجاهد کورکور، زندانی سیاسی محبوس در اهواز، را به اعدام محکوم کرده است.
شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز، در مقام شعبه همعرضی که پرونده مجاهد کورکور برای بررسی مجدد به آن ارجاع شده بود، اقدام به صدور حکم اعدام مجدد علیه این زندانی سیاسی کرده است.
پیش از این دیوان عالی کشور در ایران در پاسخ به درخواست فرجامخواهی مجاهد کورکور، حکم اعدام صادره از سوی دادگاه بدوی را رد و پرونده را برای بررسی مجدد به شعبه همعرض فرستاده بود.
مجاهد کورکور شهروند اهل ایذه ۲۹ آذر سال ۱۴۰۱ به اتهام آنچه که تیراندازی به شهروندان در جریان اعتراضات ۲۵ آبان در ایذه و به ویژه قتل کیان پیرفلک خوانده شد بازداشت شد.
انتساب این اتهام به مجاهد کورکور در حالی بوده که خانواده کیان پیرفلک بارها شهادت دادهاند عامل تیراندازی به خودرو آنها و در نتیجه قتل کیان در شامگاه ۲۵ آبان ماموران امنیتی و انتظامی بودهاند و از این رو هیچ شکایتی از مجاهد کورکور ندارند.
واهیبودن انتساب اتهام تیراندازی به شهروندان و قتل کیان پیرفلک به مجاهد کورکور به حدی بود که بعدتر در زمان رسیدگی قضایی در دادگاه اتهام قتل عمد به «محاربه و افساد فی الارض» تغییر یافت و حکم اعدام صادره نیز با استناد به این اتهامات صادر شده بود.
علاوه بر این پدر کیان در ویدیویی نام قاتل پسرش را گفت که از نیروهای سرکوبگر بود. چندین نفر از خانوادههای دادخواه ایذه رسما شهادت دادند و اعلام کردند که مجاهد کورکور عامل تیراندازی در آن شب نبوده است. افرادی که شاهد بودند که چه اتفاقی افتاد، حی و حاضر هستند، ولی جمهوری اسلامی باز برای طناب دار خود دنبال گردن میگردد.
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#مجاهد_کورکور
#کیان_پیرفلک
@Tavaana_TavaanaTech
شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز، در مقام شعبه همعرضی که پرونده مجاهد کورکور برای بررسی مجدد به آن ارجاع شده بود، اقدام به صدور حکم اعدام مجدد علیه این زندانی سیاسی کرده است.
پیش از این دیوان عالی کشور در ایران در پاسخ به درخواست فرجامخواهی مجاهد کورکور، حکم اعدام صادره از سوی دادگاه بدوی را رد و پرونده را برای بررسی مجدد به شعبه همعرض فرستاده بود.
مجاهد کورکور شهروند اهل ایذه ۲۹ آذر سال ۱۴۰۱ به اتهام آنچه که تیراندازی به شهروندان در جریان اعتراضات ۲۵ آبان در ایذه و به ویژه قتل کیان پیرفلک خوانده شد بازداشت شد.
انتساب این اتهام به مجاهد کورکور در حالی بوده که خانواده کیان پیرفلک بارها شهادت دادهاند عامل تیراندازی به خودرو آنها و در نتیجه قتل کیان در شامگاه ۲۵ آبان ماموران امنیتی و انتظامی بودهاند و از این رو هیچ شکایتی از مجاهد کورکور ندارند.
واهیبودن انتساب اتهام تیراندازی به شهروندان و قتل کیان پیرفلک به مجاهد کورکور به حدی بود که بعدتر در زمان رسیدگی قضایی در دادگاه اتهام قتل عمد به «محاربه و افساد فی الارض» تغییر یافت و حکم اعدام صادره نیز با استناد به این اتهامات صادر شده بود.
علاوه بر این پدر کیان در ویدیویی نام قاتل پسرش را گفت که از نیروهای سرکوبگر بود. چندین نفر از خانوادههای دادخواه ایذه رسما شهادت دادند و اعلام کردند که مجاهد کورکور عامل تیراندازی در آن شب نبوده است. افرادی که شاهد بودند که چه اتفاقی افتاد، حی و حاضر هستند، ولی جمهوری اسلامی باز برای طناب دار خود دنبال گردن میگردد.
طرح از شهرزاد
artdeshaz
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
#مجاهد_کورکور
#کیان_پیرفلک
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
میثم پیرفلک، پدر جاویدنام کیان پیرفلک، این ویدیو را در بهار ۱۴۰۲ منتشر کرده و گفته بود قاتل فرزندش و جانباختگان ایذه چه کسی است.
او در این ویدیوی کوتاه تاکید کرد که مجاهد کورکور و مردم ایذه نقشی در کشتار شهروندان نداشتند و گفت که من و همسرم به چشم خود دیدهایم که نیروهای امنیتی به فرماندهی «سردار» عیدی علیپور، به سمت ما شلیک کردند.
او همچنین تاکید کرد که دادخواه فرزندش است و از مردم خواست که دنبال حقیقت باشند.
او با لهجه بختیاری گفت: نه فراموش میکنم و نه میبخشم.
«نه فراموش کُنوم نه بخشوم.»
ـ حالا جمهوری اسلامی میخواهد مجاهد کورکور را اعدام کند، در حالی که خانوادههای جانباختگان ایذه در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ شهادت دادهاند او نقشی در آن ماجرا نداشته و قاتل از نیروهای حکومتی است.
- دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی، اعلام کرده که جانباختگان ایذه توسط انقلابیون کشته شدهاند. ابتدا اعلام کردند که افرادی را در همان شب ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در مرز ماکو بازداشت کردند (که با توجه به بعد مسافت باورپذیر نبود)، بعد چند نفر را که از قضا دادخواه خون کیان و سایر جانباختگان بودند متهم کردند و با لشکرکشی به روستای پرسوراخ دو نفر را به قتل رساندند و تا کنون پیکرشان را به خانوادهها تحویل ندادهاند. حالا مجاهد کورکور را که در آن روستا بازداشت کرده بودند به اعدام محکومکردهاند، در حالی که خانوادههای دادخواه و داغدار ایذه بارها گفتهاند که مجاهد و یارانش قاتل عزیزانشان نیستند. میثم پیرفلک به صراحت نام فرمانده نیروهای سرکوب و عامل کشتار ایذه را به زبان آورده است.
#کیان_پیرفلک #مجاهد_کورکور #ایذه #انقلاب_ملی #دادخواهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
میثم پیرفلک، پدر جاویدنام کیان پیرفلک، این ویدیو را در بهار ۱۴۰۲ منتشر کرده و گفته بود قاتل فرزندش و جانباختگان ایذه چه کسی است.
او در این ویدیوی کوتاه تاکید کرد که مجاهد کورکور و مردم ایذه نقشی در کشتار شهروندان نداشتند و گفت که من و همسرم به چشم خود دیدهایم که نیروهای امنیتی به فرماندهی «سردار» عیدی علیپور، به سمت ما شلیک کردند.
او همچنین تاکید کرد که دادخواه فرزندش است و از مردم خواست که دنبال حقیقت باشند.
او با لهجه بختیاری گفت: نه فراموش میکنم و نه میبخشم.
«نه فراموش کُنوم نه بخشوم.»
ـ حالا جمهوری اسلامی میخواهد مجاهد کورکور را اعدام کند، در حالی که خانوادههای جانباختگان ایذه در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ شهادت دادهاند او نقشی در آن ماجرا نداشته و قاتل از نیروهای حکومتی است.
- دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی، اعلام کرده که جانباختگان ایذه توسط انقلابیون کشته شدهاند. ابتدا اعلام کردند که افرادی را در همان شب ۲۵ آبان ۱۴۰۱ در مرز ماکو بازداشت کردند (که با توجه به بعد مسافت باورپذیر نبود)، بعد چند نفر را که از قضا دادخواه خون کیان و سایر جانباختگان بودند متهم کردند و با لشکرکشی به روستای پرسوراخ دو نفر را به قتل رساندند و تا کنون پیکرشان را به خانوادهها تحویل ندادهاند. حالا مجاهد کورکور را که در آن روستا بازداشت کرده بودند به اعدام محکومکردهاند، در حالی که خانوادههای دادخواه و داغدار ایذه بارها گفتهاند که مجاهد و یارانش قاتل عزیزانشان نیستند. میثم پیرفلک به صراحت نام فرمانده نیروهای سرکوب و عامل کشتار ایذه را به زبان آورده است.
#کیان_پیرفلک #مجاهد_کورکور #ایذه #انقلاب_ملی #دادخواهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهمنیر مولاییراد، مادر جاویدنام کیان پیرفلک، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«به نام خدای رنگین کمان
برای دانش آموزا، برای آینده
برای کیان»
@mah.mr.92
مادر کیان، ماهمنیر مولاییراد، در زمان خاکسپاری کیان تعریف میکرد:
«دم در هلال احمر، همه پلیس با لباسهای گاردی بودن، رفتیم، از جلوشون رد شدیم، ۱۰۰ متر بیشتر، اون روبهرومون ۳۰۰ متر جلوتر هم مردم وایساده بودن، یکیشون داد زد برگردین! میدونین کیان چی گفت؟ -دردت به جونم- گفت بابا این دفعه رو به پلیسها اعتماد کن برگرد خوبیمون رو میخوان، پدرش درجا دور زد سمت پلیسا، چون شیشهها بالا بود، نمیدونم فکر کردن میخوایم تیراندازی کنیم یا هرچی... ماشین رو به رگبار بستن...»
داستان کیان پیرفلک، داستان کودکی نیمهتمام ما ایرانیان است. ما که فرصت ندادند جوانی کنیم، عاشقی کنیم، استعدادهایمان را شکوفا کنیم و به آرزوهایمان برسیم. ما در کودکی کشته شدیم، مثل کیان... شاید برای همین است که با کیان احساس همذاتپنداری میکنیم.
اما هر بار از کیان اسم میبریم، باید حتما از مادر شجاعش یاد کنیم که چنان زن قدرتمندی است که بعد از خاکسپاری فرزند دلبندش که تمام شب پیکرش را در میان یخ نگه داشته بود تا عوامل حکومت آن را نربایند، با چنان شهامت و قدرتی سخنرانی کرد و جمهوری اسلامی را رسوا کرد... با اینهمه درد و با داغی بزرگ، آنچنان تسلطی بر گفتار و رفتار خود داشت که تا ابد نامش در تاریخ ایران به عنوان یک مادر شجاع و تاثیرگذار ثبت خواهد شد.
#کیان_پیرفلک
#پویا_مولایی_راد #ماهمنیر_مولایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«به نام خدای رنگین کمان
برای دانش آموزا، برای آینده
برای کیان»
@mah.mr.92
مادر کیان، ماهمنیر مولاییراد، در زمان خاکسپاری کیان تعریف میکرد:
«دم در هلال احمر، همه پلیس با لباسهای گاردی بودن، رفتیم، از جلوشون رد شدیم، ۱۰۰ متر بیشتر، اون روبهرومون ۳۰۰ متر جلوتر هم مردم وایساده بودن، یکیشون داد زد برگردین! میدونین کیان چی گفت؟ -دردت به جونم- گفت بابا این دفعه رو به پلیسها اعتماد کن برگرد خوبیمون رو میخوان، پدرش درجا دور زد سمت پلیسا، چون شیشهها بالا بود، نمیدونم فکر کردن میخوایم تیراندازی کنیم یا هرچی... ماشین رو به رگبار بستن...»
داستان کیان پیرفلک، داستان کودکی نیمهتمام ما ایرانیان است. ما که فرصت ندادند جوانی کنیم، عاشقی کنیم، استعدادهایمان را شکوفا کنیم و به آرزوهایمان برسیم. ما در کودکی کشته شدیم، مثل کیان... شاید برای همین است که با کیان احساس همذاتپنداری میکنیم.
اما هر بار از کیان اسم میبریم، باید حتما از مادر شجاعش یاد کنیم که چنان زن قدرتمندی است که بعد از خاکسپاری فرزند دلبندش که تمام شب پیکرش را در میان یخ نگه داشته بود تا عوامل حکومت آن را نربایند، با چنان شهامت و قدرتی سخنرانی کرد و جمهوری اسلامی را رسوا کرد... با اینهمه درد و با داغی بزرگ، آنچنان تسلطی بر گفتار و رفتار خود داشت که تا ابد نامش در تاریخ ایران به عنوان یک مادر شجاع و تاثیرگذار ثبت خواهد شد.
#کیان_پیرفلک
#پویا_مولایی_راد #ماهمنیر_مولایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صفحه اینستاگرام یادمان جاویدنام کیان (محمد) حسینی، این ویدیو را در سالگرد قتل حکومتی او و محمدمهدی حسینی و به یاد همه جانباختگان راه آزادی منتشر کرده است.
kian.hosseini1401
#کیان_حسینی (#محمد_حسینی) و #محمد_مهدی_کرمی مظلوم و بیگناه🖤🕊️
سیدمحمد حسینی، متولد دوم اسفند ۱۳۶۱ در کرج، فرزند حسن و صغری از اهالی تنکابن بود. پدر و مادرش سالها پیش درگذشته بودند. او یک خواهر، یک برادر و یک برادر ناتنی داشت، اما سالهای زیادی با آنها ارتباط چندانی نداشت و تنها در خانهای استیجاری در کمالشهر کرج زندگی میکرد.
بازداشت او تنها یک روز پس از مراسم چهلم حدیث نجفی و کشته شدن یک بسیجی با خشونت در خانهاش صورت گرفت. محمد حسینی تا مقطع راهنمایی تحصیل کرده بود و به عنوان کارگر در شرکت «جوجهکشی» مرغک قزوین مشغول بود؛ شغلی که ماهانه حدود شش میلیون تومان برای او درآمد داشت.
محمد حسینی نه تنها یک کارگر ساده، بلکه ورزشکاری حرفهای بود. او در چند رشته رزمی از جمله کونگفو و ووشو مقامهای قهرمانی داشت. به گفته نزدیکانش، شمشیرها و دیگر وسایلی که صداوسیما و خبرگزاریهای حکومتی از خانه او بهعنوان مستندات جرم نمایش دادند، صرفاً تجهیزات ورزشیاش بودند. خودش نیز در فیلمهای تقطیعشدهای که از «دادگاه» و «بازسازی صحنه قتل عجمیان» منتشر شد، تأکید کرده بود: «این ابزار برای ورزش بود.»
محمد آنقدر تنها بود که در ۶۵ روز بازداشت، تنها یک بار ملاقات داشت؛ وکیلش، علی شریفزاده. او بعد از اعدام ضربالاجل محمد در زندان کرج نوشت: «روایت موکلم همه اشک بود از شکنجه، ضرب و شتم با چشم و دست و پای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، از میله آهنی به کف پا و شوکر در قسمتهای مختلف بدن، مردی که اقرارهایش تحت شکنجه بوده و هیچ وجاهت قانونی ندارد.»
سیدمحمد حسینی را در ۱۷ دیماه، در حالی که خودش هم خبر نداشت چه اتفاقی قرار است بیفتد، اعدام کردند. مردی که روزی در تنهایی زندگی میکرد، اکنون نامش بر زبان تمام مردم ایران و جهان جاری است.
اگرچه محمد مادری نداشت که بر مزارش اشک بریزد یا پیکر بیجانش را تحویل بگیرد، اما در این مدت مادر و پدر محمدمهدی کرمی همچون مادر و پدر او برایش اشک ریختند، سنگ مزارش را شستند و با دلهای سوخته گویی دو پسر داشتند که از دست دادهاند.
و اکنون، ماشاالله کرمی، پدر محمدمهدی، نیز ماههاست که در زندان به سر میبرد...
#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
kian.hosseini1401
#کیان_حسینی (#محمد_حسینی) و #محمد_مهدی_کرمی مظلوم و بیگناه🖤🕊️
سیدمحمد حسینی، متولد دوم اسفند ۱۳۶۱ در کرج، فرزند حسن و صغری از اهالی تنکابن بود. پدر و مادرش سالها پیش درگذشته بودند. او یک خواهر، یک برادر و یک برادر ناتنی داشت، اما سالهای زیادی با آنها ارتباط چندانی نداشت و تنها در خانهای استیجاری در کمالشهر کرج زندگی میکرد.
بازداشت او تنها یک روز پس از مراسم چهلم حدیث نجفی و کشته شدن یک بسیجی با خشونت در خانهاش صورت گرفت. محمد حسینی تا مقطع راهنمایی تحصیل کرده بود و به عنوان کارگر در شرکت «جوجهکشی» مرغک قزوین مشغول بود؛ شغلی که ماهانه حدود شش میلیون تومان برای او درآمد داشت.
محمد حسینی نه تنها یک کارگر ساده، بلکه ورزشکاری حرفهای بود. او در چند رشته رزمی از جمله کونگفو و ووشو مقامهای قهرمانی داشت. به گفته نزدیکانش، شمشیرها و دیگر وسایلی که صداوسیما و خبرگزاریهای حکومتی از خانه او بهعنوان مستندات جرم نمایش دادند، صرفاً تجهیزات ورزشیاش بودند. خودش نیز در فیلمهای تقطیعشدهای که از «دادگاه» و «بازسازی صحنه قتل عجمیان» منتشر شد، تأکید کرده بود: «این ابزار برای ورزش بود.»
محمد آنقدر تنها بود که در ۶۵ روز بازداشت، تنها یک بار ملاقات داشت؛ وکیلش، علی شریفزاده. او بعد از اعدام ضربالاجل محمد در زندان کرج نوشت: «روایت موکلم همه اشک بود از شکنجه، ضرب و شتم با چشم و دست و پای بسته تا لگد به سر و بیهوشی، از میله آهنی به کف پا و شوکر در قسمتهای مختلف بدن، مردی که اقرارهایش تحت شکنجه بوده و هیچ وجاهت قانونی ندارد.»
سیدمحمد حسینی را در ۱۷ دیماه، در حالی که خودش هم خبر نداشت چه اتفاقی قرار است بیفتد، اعدام کردند. مردی که روزی در تنهایی زندگی میکرد، اکنون نامش بر زبان تمام مردم ایران و جهان جاری است.
اگرچه محمد مادری نداشت که بر مزارش اشک بریزد یا پیکر بیجانش را تحویل بگیرد، اما در این مدت مادر و پدر محمدمهدی کرمی همچون مادر و پدر او برایش اشک ریختند، سنگ مزارش را شستند و با دلهای سوخته گویی دو پسر داشتند که از دست دادهاند.
و اکنون، ماشاالله کرمی، پدر محمدمهدی، نیز ماههاست که در زندان به سر میبرد...
#زن_زندگی_آزادی
#مرد_میهن_آبادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
استوری اینستاگرام ماهمنیر مولاییراد، مادر جاویدنام کیان پیرفلک
صدایت در نمیآید کجا افتادهای بی جان
دل دیوانه گرگ تیر خورده اسب نافرمان
چرا از خاکمان جز بوتهی حسرت نمیروید
کجای این بیابان گریه کردی ابر سرگردان؟
به یک اندازه بدبختیم ماه و سال بیمعنی است
چه فرقی میکند، اسفند یا مرداد یا آبان
کیان را فراموش نمیکنیم، مظلومیت میثم پیرفلک و شهامت و دلیری ماهمنیر عزیز از یادمان نمیرود. یاد آنها به ما انگیزه میدهد، الهامبخش است و ما را به ادامه مبارزه و ایستادگی با وجود همه دشواریها فرامیخواند.
#کیان_پیرفلک🌈 #کیان_پیرفلک #ماهمنیر_مولایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
صدایت در نمیآید کجا افتادهای بی جان
دل دیوانه گرگ تیر خورده اسب نافرمان
چرا از خاکمان جز بوتهی حسرت نمیروید
کجای این بیابان گریه کردی ابر سرگردان؟
به یک اندازه بدبختیم ماه و سال بیمعنی است
چه فرقی میکند، اسفند یا مرداد یا آبان
کیان را فراموش نمیکنیم، مظلومیت میثم پیرفلک و شهامت و دلیری ماهمنیر عزیز از یادمان نمیرود. یاد آنها به ما انگیزه میدهد، الهامبخش است و ما را به ادامه مبارزه و ایستادگی با وجود همه دشواریها فرامیخواند.
#کیان_پیرفلک🌈 #کیان_پیرفلک #ماهمنیر_مولایی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech