This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادران دادخواه بوکان، با وجود شرایط امنیتی و آزار آنها از طریق بستن در آرامستان، به مناسبت نوروز بر سر مزار فرزندان دلاورشان حاضر شدند.
دايه مينا مادر شهريار محمدى
مادر امجد عنايتى
مادر هژار مام خسروى
مادر هيوا جان جان
#شهریار_محمدی #امجد_عنایتی #هژار_مام_خسروی #هیوا_جان_جان #نوروز #داذخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دايه مينا مادر شهريار محمدى
مادر امجد عنايتى
مادر هژار مام خسروى
مادر هيوا جان جان
#شهریار_محمدی #امجد_عنایتی #هژار_مام_خسروی #هیوا_جان_جان #نوروز #داذخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤4🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیزدهبدرِ خاموش…
شهر در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ نه صدای خندهای، نه هیاهوی کودکانی که سبزه گره بزنند. حتی پرندهای هم در آسمان پر نمیزد. اما یک نفر، در شهر ماند…
#دایه_مینا.
نه در دل طبیعت، نه در سایهی درختان، که در میان سنگهای سرد و خاموش.
در گورستان، کنار جگرگوشهاش شهریار و تنها برادرش. همانجا که جمهوری اسلامی، پسر و برادرش را از او گرفت و جز تنهایی، چیزی برایش باقی نگذاشت.
اشکهایش را از ما پنهان میکند، مثل همیشه که نمیخواهد کسی ضعفش را ببیند.
اما چشمهای سرخ و ورمکردهاش، سکوت دردناکش، و عکسهایی که از او ماندهاند، فریاد میزنند از دردی که هیچ زبانی توان توصیفش را ندارد.
با همان دستان مهربانی که عمری گرما و عشق بخشیده بودند، آرام بر خاک مزار پسرش دست میکشد؛ گویی هنوز امیدی هست که گرمای تن او را احساس کند. اما نه!
فقط سرما مانده،
سرمای خاک، سرمای فقدان، سرمای جهانی که او را بیرحمانه تنها گذاشت.
اما #دایه_مینا، شکستنی نیست.
داغ دید، اما خاموش نشد.
گریست، اما سر خم نکرد.
يكى از فرزندانش را كشتند يكى را زخمى و تبعيد ديگرى را بازداشت كردن و آواره ،اما صدایش را نتوانستند بمیرانند.
او هنوز همان #مادر است، همان زن که درد را تاب آورد اما دادخواهی را واننهاد.
او هنوز ایستاده است.
برای شهریار ، برای فرزندانش اسرين و ميلاد ، و تمام فرزندان بهخاکافتادهی این سرزمین.
و او تنها نیست.
ما کنارش ایستادهایم.
#دایه_مینا #شهریار_محمدی #بوکان #سیزده_بدر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شهر در سکوتی سنگین فرو رفته بود؛ نه صدای خندهای، نه هیاهوی کودکانی که سبزه گره بزنند. حتی پرندهای هم در آسمان پر نمیزد. اما یک نفر، در شهر ماند…
#دایه_مینا.
نه در دل طبیعت، نه در سایهی درختان، که در میان سنگهای سرد و خاموش.
در گورستان، کنار جگرگوشهاش شهریار و تنها برادرش. همانجا که جمهوری اسلامی، پسر و برادرش را از او گرفت و جز تنهایی، چیزی برایش باقی نگذاشت.
اشکهایش را از ما پنهان میکند، مثل همیشه که نمیخواهد کسی ضعفش را ببیند.
اما چشمهای سرخ و ورمکردهاش، سکوت دردناکش، و عکسهایی که از او ماندهاند، فریاد میزنند از دردی که هیچ زبانی توان توصیفش را ندارد.
با همان دستان مهربانی که عمری گرما و عشق بخشیده بودند، آرام بر خاک مزار پسرش دست میکشد؛ گویی هنوز امیدی هست که گرمای تن او را احساس کند. اما نه!
فقط سرما مانده،
سرمای خاک، سرمای فقدان، سرمای جهانی که او را بیرحمانه تنها گذاشت.
اما #دایه_مینا، شکستنی نیست.
داغ دید، اما خاموش نشد.
گریست، اما سر خم نکرد.
يكى از فرزندانش را كشتند يكى را زخمى و تبعيد ديگرى را بازداشت كردن و آواره ،اما صدایش را نتوانستند بمیرانند.
او هنوز همان #مادر است، همان زن که درد را تاب آورد اما دادخواهی را واننهاد.
او هنوز ایستاده است.
برای شهریار ، برای فرزندانش اسرين و ميلاد ، و تمام فرزندان بهخاکافتادهی این سرزمین.
و او تنها نیست.
ما کنارش ایستادهایم.
#دایه_مینا #شهریار_محمدی #بوکان #سیزده_بدر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔33👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد #مصطفی_شعبانى بود؛
مادرش سالهاست که نیست؛
اما امروز جای خالیش با دستان پُر از مهر مادران دادخواه بوكان ، دايه مينا مادر #شهریار_محمدى، #امجد_عنايتى #هژار_مام_خسروى ، #هیوا_جان_جان #هیمن_امان و #ابراهیم_شريفى_فر ، در كنار برادرش پُر شد
آمدند
تا نشان دهند حتی در نبود مادر،
فراموش نمیشود
کسی که با مردمش زنده است
از صفحه اینستاگرام اسرین محمدی
#دادخواهی #بوکان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش سالهاست که نیست؛
اما امروز جای خالیش با دستان پُر از مهر مادران دادخواه بوكان ، دايه مينا مادر #شهریار_محمدى، #امجد_عنايتى #هژار_مام_خسروى ، #هیوا_جان_جان #هیمن_امان و #ابراهیم_شريفى_فر ، در كنار برادرش پُر شد
آمدند
تا نشان دهند حتی در نبود مادر،
فراموش نمیشود
کسی که با مردمش زنده است
از صفحه اینستاگرام اسرین محمدی
#دادخواهی #بوکان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔35
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد #مصطفی_شعبانى بود؛
مادرش سالهاست که نیست؛
اما امروز جای خالیش با دستان پُر از مهر مادران دادخواه بوكان ، دايه مينا مادر #شهریار_محمدى، #امجد_عنايتى #هژار_مام_خسروى ، #هیوا_جان_جان #هیمن_امان و #ابراهیم_شريفى_فر ، در كنار برادرش پُر شد
آمدند
تا نشان دهند حتی در نبود مادر،
فراموش نمیشود
کسی که با مردمش زنده است
از صفحه اینستاگرام اسرین محمدی
#دادخواهی #بوکان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش سالهاست که نیست؛
اما امروز جای خالیش با دستان پُر از مهر مادران دادخواه بوكان ، دايه مينا مادر #شهریار_محمدى، #امجد_عنايتى #هژار_مام_خسروى ، #هیوا_جان_جان #هیمن_امان و #ابراهیم_شريفى_فر ، در كنار برادرش پُر شد
آمدند
تا نشان دهند حتی در نبود مادر،
فراموش نمیشود
کسی که با مردمش زنده است
از صفحه اینستاگرام اسرین محمدی
#دادخواهی #بوکان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔42👌6❤2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر دستان خونین مزدوران جمهوری اسلامی، شهریار محمدی را به قتل نمیرساندند، امروز، در سیویکمین زادروزش، در آغوش مادرش بود؛ خواهر و برادرش کنار او، و لبخندها میان خانهشان جاری.
اما شهریار، شیر دلیر بوکان، تاب ستم نیاورد. در برابر هیولای استبداد، بیهراس ایستاد و جان خویش را در راه آزادی مردم سرزمینش فدا کرد.
او رفت، اما نامش، آرمانش، و راهش، در دل ما جاریست.
امروز، مادر داغدار اما قهرمان او، کنار رودخانهای، شمع و کیک در دست، با بادکنکهایی بر دوش باد، نام فرزندان جاوید ایران را به آسمان میسپارد؛ نامهایی که خاموش نشدند، بلکه در سپیدهدم آزادی روشن خواهند درخشید.
او تولد فرزند شهیدش را، نه در سکوت، که با نجوای مادرانه خود در دل طبیعت، گرامی میدارد؛ آوایی از جنس عشق، دادخواهی، و امید به فردایی روشن.
شهریار زنده است، در قلب هر که آزادی را میخواهد.
#شهریار_محمدی #دادخواهی #مینا_سلطانی #بوکان
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اما شهریار، شیر دلیر بوکان، تاب ستم نیاورد. در برابر هیولای استبداد، بیهراس ایستاد و جان خویش را در راه آزادی مردم سرزمینش فدا کرد.
او رفت، اما نامش، آرمانش، و راهش، در دل ما جاریست.
امروز، مادر داغدار اما قهرمان او، کنار رودخانهای، شمع و کیک در دست، با بادکنکهایی بر دوش باد، نام فرزندان جاوید ایران را به آسمان میسپارد؛ نامهایی که خاموش نشدند، بلکه در سپیدهدم آزادی روشن خواهند درخشید.
او تولد فرزند شهیدش را، نه در سکوت، که با نجوای مادرانه خود در دل طبیعت، گرامی میدارد؛ آوایی از جنس عشق، دادخواهی، و امید به فردایی روشن.
شهریار زنده است، در قلب هر که آزادی را میخواهد.
#شهریار_محمدی #دادخواهی #مینا_سلطانی #بوکان
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔48👍3❤2😍1
مینا سلطانی، مادر جاویدنام شهریار محمدی، تصاویری از دیدار صمیمانه با هنگامه قاضیانی، هنرمند معترض، را منتشر کرد. تصاویری که در آنها مادران دادخواه دیگری هم حضور دارند.
او نوشت:
«ممنونم از استقبال گرمت و دستان پرمهرت، هنگامه جان.
با دیدن اینهمه محبت و احترام از شما و همه عزیزان،
هر بار بیشتر ایمان میآورم که «ژن، ژیان ، ئازادی» خاموش نشده و هیچوقت فقط یک شعار نبوده…
و دلم قرصتر میشه که شهریارم، پا در راه اشتباهی نگذاشت
دایه مینا»
ـ هنگامه قاضیانی از جمله بازیگرانی بود که در جریان انقلاب مهسا، حجاب از سر برداشت و به خیابان رفت، بازداشت و ممنوعالکار شد.
او همچون یلدا آقافضلی «اظهار پشیمانی نکرد» و همچنان در کنار خانوادههای دادخواه میایستد.
او چند روز پیش با پدر یلدا آقافضلی، پدر و مادر متین نادرخانی، مادر و خواهر سپهر اعظمی و ... هم ملاقات کرده بود.
#آغوش_همبستگی #مادران_دادخواه #زن_زندگی_آزادی
#دایه_مینا #هنگامه_قاضیانی #شهریار_محمدی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او نوشت:
«ممنونم از استقبال گرمت و دستان پرمهرت، هنگامه جان.
با دیدن اینهمه محبت و احترام از شما و همه عزیزان،
هر بار بیشتر ایمان میآورم که «ژن، ژیان ، ئازادی» خاموش نشده و هیچوقت فقط یک شعار نبوده…
و دلم قرصتر میشه که شهریارم، پا در راه اشتباهی نگذاشت
دایه مینا»
ـ هنگامه قاضیانی از جمله بازیگرانی بود که در جریان انقلاب مهسا، حجاب از سر برداشت و به خیابان رفت، بازداشت و ممنوعالکار شد.
او همچون یلدا آقافضلی «اظهار پشیمانی نکرد» و همچنان در کنار خانوادههای دادخواه میایستد.
او چند روز پیش با پدر یلدا آقافضلی، پدر و مادر متین نادرخانی، مادر و خواهر سپهر اعظمی و ... هم ملاقات کرده بود.
#آغوش_همبستگی #مادران_دادخواه #زن_زندگی_آزادی
#دایه_مینا #هنگامه_قاضیانی #شهریار_محمدی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤45👍1
شعری از شهریار براتی، زندانی سیاسی
شعر زیر با نام "اوین خون تاریخ را میمکد" از شهریار براتی است:
دوست
از اوین میشنویام
ای آخرین امید راستین
کورسوی مانده در افق
ای شبیه آمال مدفون ما
همصدا در میان خیل ساکتان
شرمسار بر فراز دستهای ملتمس؛ آنگاه
که ایلات را از یاد برده بودی و میگفتی:«اما ایل تو مرا از یاد مبر».
ای تن بریده از تن
هُرم خواهران دلهره
متعفن جمعهایِ خوب لولیده در احترام
ای آغار بنیانِ بر بیریشگیٍ ما
چشم باز کرده در بوران؛ آنگاه که سوز ستم ما را بسته بود.
ای که هزار مرد را کشتی تا تنها یک زن را به کوه فرا بخوانی
و ای که هرگاه شک کردی، خیانتی در کار بود.
زحمت! عبرت تاریخ، گلوله! در تنت به احترام، کامات! تلخ، مزه خون بر لبانت جاوید، سوراخ باد سینهات، دریده باد.
تاریخ بار دگر به خویش خواهد دید، آنکه باید زاده شود تا گَرد برافشاند بر رُخ زنگار گرفتهی تاریخ.
ای که در شکستت هم وقاری هست، بجنگ! برای ما ناموجودان ستمکش بجنگ.
شهریار
حجتش را تمام کرد
و دیگر ترسی ندارد این خطبه بر گوش کدامین انسان خوانده خواهد شد.
اوین
خون تاریخ را میمکد.
ای هارون!
مارها همیشه در خنکگاه انتظار تو را میکشند.
فقر پدرانمان، پلیدی پدرانشان را از یاد نخواهد بُرد، چنانکه اشک یتیمان خشکی نان را.
ای که در برخاستنات انتقامی هست،
برخیز.
سالهاست که رفتهای
و ما بیدینها در قتلگاهِ پیامبر قبلی به انتظارت نشستهایم؛ در تَنگ سَپو.
از کوه سرآزیر شو زرتشت
از دنا
ما لالیم
کلاممان شو.
ما ذلیلایم
فدایمان شو.
هی
هی
هی
ناتوانی! ناتوانی، ناتوانی
گاهی از تن تو نیست
از ذهن تو نیست
از جبر توست، از دنیای توست.
و مرد
همیشه از دست میرود ...
اما سوال این جاست:
«با یوغی بر گردن یا برنویی در دست»؟
قریب به هفتصد روز( ۸۴ روز انفرادی و ۶۱۶ روز بند عمومی) از حبس شهریار براتی میگذرد.
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعر زیر با نام "اوین خون تاریخ را میمکد" از شهریار براتی است:
دوست
از اوین میشنویام
ای آخرین امید راستین
کورسوی مانده در افق
ای شبیه آمال مدفون ما
همصدا در میان خیل ساکتان
شرمسار بر فراز دستهای ملتمس؛ آنگاه
که ایلات را از یاد برده بودی و میگفتی:«اما ایل تو مرا از یاد مبر».
ای تن بریده از تن
هُرم خواهران دلهره
متعفن جمعهایِ خوب لولیده در احترام
ای آغار بنیانِ بر بیریشگیٍ ما
چشم باز کرده در بوران؛ آنگاه که سوز ستم ما را بسته بود.
ای که هزار مرد را کشتی تا تنها یک زن را به کوه فرا بخوانی
و ای که هرگاه شک کردی، خیانتی در کار بود.
زحمت! عبرت تاریخ، گلوله! در تنت به احترام، کامات! تلخ، مزه خون بر لبانت جاوید، سوراخ باد سینهات، دریده باد.
تاریخ بار دگر به خویش خواهد دید، آنکه باید زاده شود تا گَرد برافشاند بر رُخ زنگار گرفتهی تاریخ.
ای که در شکستت هم وقاری هست، بجنگ! برای ما ناموجودان ستمکش بجنگ.
شهریار
حجتش را تمام کرد
و دیگر ترسی ندارد این خطبه بر گوش کدامین انسان خوانده خواهد شد.
اوین
خون تاریخ را میمکد.
ای هارون!
مارها همیشه در خنکگاه انتظار تو را میکشند.
فقر پدرانمان، پلیدی پدرانشان را از یاد نخواهد بُرد، چنانکه اشک یتیمان خشکی نان را.
ای که در برخاستنات انتقامی هست،
برخیز.
سالهاست که رفتهای
و ما بیدینها در قتلگاهِ پیامبر قبلی به انتظارت نشستهایم؛ در تَنگ سَپو.
از کوه سرآزیر شو زرتشت
از دنا
ما لالیم
کلاممان شو.
ما ذلیلایم
فدایمان شو.
هی
هی
هی
ناتوانی! ناتوانی، ناتوانی
گاهی از تن تو نیست
از ذهن تو نیست
از جبر توست، از دنیای توست.
و مرد
همیشه از دست میرود ...
اما سوال این جاست:
«با یوغی بر گردن یا برنویی در دست»؟
قریب به هفتصد روز( ۸۴ روز انفرادی و ۶۱۶ روز بند عمومی) از حبس شهریار براتی میگذرد.
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍9💔8❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چندی پیش اسرین محمدی با بدرقه خانوادههای دادخواه، به کانادا مهاجرت کرد، مهاجرتی که برای او همراه با اندوه بوده است.
اسرین ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«من اسرینم؛ خواهری دادخواه از بوکان.
به جرم چاپ چند عکس ساده از برادرهای کشتهشدهام برای مراسم اولین سالگردشان، مجرم شناخته شدم؛ بازداشت شدم و زیر شکنجهی روحی و جسمی قرار گرفتم.
به خاطر همین “جرم”، ناچار شدم خاکم را ترک کنم.
و حالا، پس از یک سال و شش ماه بیپناهی و رنج، به مکانی نسبتاً امن رسیدهام.
از صمیم قلبم سپاسگزارم از خانوادههای دادخواه، عزیزتر از جان:
#یلدا_آقافضلی
#متین_نادرخانی
#سپهر_اعظمی
#فرزین_معروفی
#امیرمهدی_فرخی_پور
که کیلومترها راه را طی کردند تا در این لحظات سخت کنارم باشند.
آمدند تا بعد از رفتن من، نگذارند #دایه_مینا وزنِ سنگین تنهایی را تنها به دوش بکشد.
ما مهاجر نیستیم؛
ما تبعیدیانیم. راندهشدگان از خاکی که برایش جنگیدیم، گریختگان از جایی که باید خانهمان میبود.
و حالا در سرزمینی ایستادهایم که دستکم، جان و صدای ما در امان است —
اما دلمان هنوز آنجاست، کنار مزار عزیزانمان،
در خیابانهای زخمی،
در فریادهایی که خاموش نشدند.»
#شهریار_محمدی
#دایه_مینا
#میلاد_محمدی
#اسرین_محمدی
#دادخواهی
از صفحه اسرین محمدی، خواهر جاویدنام شهریار محمدی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اسرین ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«من اسرینم؛ خواهری دادخواه از بوکان.
به جرم چاپ چند عکس ساده از برادرهای کشتهشدهام برای مراسم اولین سالگردشان، مجرم شناخته شدم؛ بازداشت شدم و زیر شکنجهی روحی و جسمی قرار گرفتم.
به خاطر همین “جرم”، ناچار شدم خاکم را ترک کنم.
و حالا، پس از یک سال و شش ماه بیپناهی و رنج، به مکانی نسبتاً امن رسیدهام.
از صمیم قلبم سپاسگزارم از خانوادههای دادخواه، عزیزتر از جان:
#یلدا_آقافضلی
#متین_نادرخانی
#سپهر_اعظمی
#فرزین_معروفی
#امیرمهدی_فرخی_پور
که کیلومترها راه را طی کردند تا در این لحظات سخت کنارم باشند.
آمدند تا بعد از رفتن من، نگذارند #دایه_مینا وزنِ سنگین تنهایی را تنها به دوش بکشد.
ما مهاجر نیستیم؛
ما تبعیدیانیم. راندهشدگان از خاکی که برایش جنگیدیم، گریختگان از جایی که باید خانهمان میبود.
و حالا در سرزمینی ایستادهایم که دستکم، جان و صدای ما در امان است —
اما دلمان هنوز آنجاست، کنار مزار عزیزانمان،
در خیابانهای زخمی،
در فریادهایی که خاموش نشدند.»
#شهریار_محمدی
#دایه_مینا
#میلاد_محمدی
#اسرین_محمدی
#دادخواهی
از صفحه اسرین محمدی، خواهر جاویدنام شهریار محمدی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊2👍1
دایه مینا مادر شهریار محمدی در یک پست مشترک با خانم منظر ضرابی مادری که چهار عزیز خود را در پرواز اوکراین از دست داد اینگونه نوشتند : 👇
از داغ مادری که در پرواز هواپیمای اوکراینی چهار عزیزش را از دست داد، تا زخمِ دلِ من، #دایه_مینا که یکی از فرزندانم را کشتند، دو تای دیگر را زخمی و تبعید کردند، و ما مادران ماندیم و این تنهایی سنگین…
این سرگذشتِ ماست، از آسمانِ سوخته تا خاکِ خونین.
#الوند_صادقی
#شهریار_محمدی
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#پروازps752
#هواپیمای_اوکراینی
#ps752justice #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
از داغ مادری که در پرواز هواپیمای اوکراینی چهار عزیزش را از دست داد، تا زخمِ دلِ من، #دایه_مینا که یکی از فرزندانم را کشتند، دو تای دیگر را زخمی و تبعید کردند، و ما مادران ماندیم و این تنهایی سنگین…
این سرگذشتِ ماست، از آسمانِ سوخته تا خاکِ خونین.
#الوند_صادقی
#شهریار_محمدی
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#پروازps752
#هواپیمای_اوکراینی
#ps752justice #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤4