آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
« توجیه خیلی از کسایی که طرفدار این یارو هستن، اینه که : خیلی راست میگه!ولی! آره!!!! بد دهنه! آدم راستگوی دیگه ای به جز این نیست؟؟؟؟ چیو راست میگه دقیقا؟؟؟»

طرح و متن از فرگل قدیمی
fargol_ghadimi

در چند روز گذشته سخنان فردی که قبلا هم سابقه خشونت علیه زنان داشت، در توجیه و دفاع از ورزشکاران متجاوز خبرساز شد. نکته مهم اما این است که امثال این فرد ۱۴ میلیون نفر فالوئر دارند!!

حسین رونقی درباره موضوع تجاوز ورزشکاران ایرانی نوشت:
همان‌طور که در قتل‌های ناموسی شرافتی نیست، در تجاوز نیز جز ننگ چیزی وجود ندارد.

در ماجرای تجاوز چند ورزشکار با پرچم جمهوری اسلامی به یک زن کره‌ای، مسئله تنها یک «جرم فردی» نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم ضدفرهنگ برآمده از حکومتی‌ است که سال‌ها زن‌ستیزی، سرکوب جنسی، و مشروع‌سازی خشونت و تجاوز را ترویج کرده است.

کسانی که امروز سعی می‌کنند تجاوز را انکار یا توجیه کنند، همان کسانی هستند که دیروز قتل‌های ناموسی را با عناوینی چون «غیرت» و «ناموس‌پرستی» تطهیر می‌کردند؛ هم‌صدا با ساختار غیرانسانی و ضدزن جمهوری اسلامی.

مسابقات بین‌المللی ورزشی، فراتر از رقابت‌های فیزیکی و برای ارزش‌های انسانی، صلح، همدلی، همبستگی و احترام متقابل است. اما کسانی که با نام این ملت به میدان رفته‌اند و به‌جای افتخارآفرینی، مرتکب تجاوز شده‌اند، نه ورزش را می‌فهمند، نه درکی از نمایندگی مردم دارند.
این افراد نه ورزشکارند، نه نماینده‌ی ایران؛ بلکه بازوی همان نظام خون‌ریز، سلطه‌گر و انسان‌ستیزی هستند که خشونت، تحقیر و تجاوز را نه‌تنها تحمل، بلکه آموزش و ترویج می‌کند.
آن‌ها مانند مأموران سرکوب یا اختلاس‌گران، ادامه‌دهنده‌ی فرهنگ «اوباش‌سالاری» و «لمپن‌سالاری» هستند که سرزمینی به وسعت ایران را به نابودی و فلاکت کشانده است.

این ورزشکاران متجاوز، محصول ساختار آموزش ایدئولوژیک و ضدفرهنگی جمهوری اسلامی‌اند؛ ساختاری که به‌جای تربیت افراد آگاه، سالم و مسئول، افراد بیمار و جانی را به جامعه تحویل می‌دهد. و حتی گاه نه‌تنها در برابر اعتراض عمومی از آن‌ها دفاع می‌کند، بلکه آن‌ها را در جایگاه‌های رسمی مانند فدراسیون‌های ورزشی یا پست‌های دولتی می‌نشاند؛ گویی مجرم یا جنایت‌کار بودن، شرط ترفیع در این نظام است.

توجیه تجاوز، همانند دفاع از «غیرت» و «ناموس» در قتل‌های ناموسی است. چگونه است که استقلال، آزادی و حق انتخاب یک زن یا دختر ایرانی، فحشا و فساد نامیده می‌شود و حکم به «سر بریدن» می‌دهند، اما عده‌ای که خود را «مرد ایرانی» می‌نامند، همچون قاتلان کودکان ایران و مأموران سرکوب حکومت، به تجاوز و جنایت افتخار می‌کنند؟

توجیه تجاوز، همدستی با متجاوز است. تجاوز، جنایت است؛ و هر تلاشی برای توجیه آن، تداوم چرخه‌ای‌ است که انسانیت را از جامعه می‌گیرد.

@Hosseinronaghi

#خشونت_علیه_زنان #حقوق_بشر #حقوق_زنان #تجاوز #زن_زندگی_آزادی #هنر_اعتراض #هنر #کارتون #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍457💯3
زندگی را کُشتند تا....
الهه حسین‌نژاد، که به‌سادگی جانش را از دست داد؛
نه به جرم خطایی بزرگ، بلکه به خاطر تکه‌ای سرد و بی‌جان که به آن «گوشی» می‌گویند.

در سرزمینی که برای یک تار موی زنانه، هزاران حکم، هزاران نامه و هزاران تهدید صادر می‌شود،
چرا وقتی پای امنیت جان انسان‌ها به میان می‌آید، چشمان تیزبین و زبان‌ها بسته می‌شوند؟
چرا وقتی حرکت‌های کوچک زیر ذره‌بین است، هیچ‌کس نگاه خود را به جان‌های معصوم نمی‌دوزد؟

کسی نیست بپرسد چگونه ممکن است کشوری که همه رفتارهای جزئی مردمش را رصد می‌کند،
نتواند از جان یک دختر محافظت کند؟
چگونه ممکن است برای لباس پوشیدن، برای یک حرف کوچک، پرونده‌ها تشکیل شود،
اما وقتی خون در خیابان جاری می‌شود، هیچ دری بسته نشود؟

چند روز، شبکه‌های مجازی مملو بود از دل‌هایی که برای بازگشت الهه می‌تپیدند؛
هزاران چشم امیدوار به معجزه‌ای که رخ نداد.
آنچه بازگشت، سردی و خاموشی بود؛ جسدی بی‌جان که نشان از شکستی تلخ در زنجیره‌ی این جامعه داشت.

الهه رفت، اما دردش و فریادهای خاموشش باقی ماند؛
فریادهایی که می‌پرسند: اگر برای یک تار مو هزاران برخورد و پرونده است،
پس چرا برای زندگی‌های بی‌پناه، حتی کوچک‌ترین حمایتی نیست؟
اگر هر قدم مردم زیر نظر است، پس چرا مرگ‌های ناگفته ادامه دارد؟

این همان جامعه‌ای است که جان انسان‌ها برایش ارزشی کمتر از یک دستگاه کوچک تکنولوژیک دارد،
اما برای نگاه و رفتار هر فرد، تمام قد ایستاده است.

برای دفاع از مظلوم، برای بیان ساده‌ترین حقایق، مجازات می‌شوی...
معلمانی که صدای دردشان را بلند کردند، به احکام رنگارنگ و فله‌ای محکوم شدند؛
از اخراج و تنبیه گرفته تا زندان و بازداشت، بدون کوچک‌ترین دلیلی جز حقیقت‌گویی.
کامیون‌دارانی که تنها خواستار حق ابتدایی خود بودند، پشت میله‌ها رفتند.
وکیلانی که برای دفاع از جان و حق موکل خود ایستادند، چشم به نابینایی دوخته‌اند.
پرستارانی که خواستار کم‌ترین حقوقشان بودند، از صحنه کنار گذاشته شدند...
و این است آن سوی واقعی عدالت؛
جایی که سکوت بر زبان‌ها حکمفرماست، اما پای دردها به هیچ کس نرسد.

معلمان، برای روشنگری تنبیه شدند؛
پرستاران، برای طلب حق، کنار گذاشته شدند؛
کامیون‌داران، برای نان، مجازات شدند.
و آن‌سوتر، فعالان مدنی و نخبگان علمی، پشت میله‌ها فراموش شدند؛
همه‌شان، نه مجرم، که آینه‌هایی بودند در برابر چهره‌ی پنهان ناکارآمدی؛
و چه ساده، آینه‌ها را شکستند تا تصویر، دیده نشود.

و در این سرزمین، الهه حسین‌نژاد، یکی از هزاران جانِ بی‌دفاعی بود که در سکوتِ دردناک جامعه گم شد؛
نمادی از نابرابری، سکوت و ناکارآمدی که همچنان ادامه دارد.

کوکب بداغی پگاه-معلم ایذه


#الهه_حسین_نژاد #خشونت_علیه_زنان #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔368👍3