‼️ بیخبری مطلق از زندانیان سیاسی واحد ۴ #زندان_قزلحصار؛ کسی پاسخگو نیست
پس از یورش وحشیانه به بند سیاسی زندان قزلحصار و انتقال و اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی و تبعید سعید ماسوری به زندان مرکزی زاهدان، همچنان از سرنوشت سایر زندانیان بند سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار اطلاعی در دست نیست. امروز دوشنبه ۶ مرداد وقتی مانند هر هفته شماری از خانوادههای زندانیان برای ملاقات به زندان مراجعه کردند هیچکس به آنها پاسخی نداد؛ نه اجازهی ملاقات داده شد و نه کوچکترین توضیحی دربارهی وضعیت نگهداری و سلامت زندانیان ارائه شد. از روز جمعه ۳ مرداد تا امروز و زمان تنظیم این خبر هیچ یک از زندانیان واحد ۴ با خانوادهها تماس نگرفتهاند. خبرها از انتقال همراه با خشونت آنها به مکانی نامعلوم است. جان زندانیان سیاسی زندان قزلحصار در خطر جدی است.
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#نه_به_اعدام #سعید_ماسوری #زندان_قزلحصار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از یورش وحشیانه به بند سیاسی زندان قزلحصار و انتقال و اعدام مهدی حسنی و بهروز احسانی و تبعید سعید ماسوری به زندان مرکزی زاهدان، همچنان از سرنوشت سایر زندانیان بند سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار اطلاعی در دست نیست. امروز دوشنبه ۶ مرداد وقتی مانند هر هفته شماری از خانوادههای زندانیان برای ملاقات به زندان مراجعه کردند هیچکس به آنها پاسخی نداد؛ نه اجازهی ملاقات داده شد و نه کوچکترین توضیحی دربارهی وضعیت نگهداری و سلامت زندانیان ارائه شد. از روز جمعه ۳ مرداد تا امروز و زمان تنظیم این خبر هیچ یک از زندانیان واحد ۴ با خانوادهها تماس نگرفتهاند. خبرها از انتقال همراه با خشونت آنها به مکانی نامعلوم است. جان زندانیان سیاسی زندان قزلحصار در خطر جدی است.
از اینستاگرام احمدرضا حائری
#نه_به_اعدام #سعید_ماسوری #زندان_قزلحصار #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که چند روز پیش از زندان قزلحصار به زندان زاهدان تبعید شده بود، به مکانی نامعلوم منتقل شده، زندان زاهدان از پذیرش وی امتناع کرده و هیچ اطلاعاتی از محل نگهداری او در دست نیست.
ماسوری ۲۵ سال است که در زندان بهسر میبرد و این جابجاییها، در کنار بیاطلاعی مطلق، مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.
سعید ماسوری؛ مبارزی که خستگی را خسته کرده است.
✍️عزیز قاسمزاده
در میان چهرههای مبارز و مقاوم ایران سعید ماسوری جایگاه ویژهای دارد. مردی که از ۲۵ سال پیش یعنی از ۳۵ سالگی تا به امروز که ۶۰ ساله شده است،بیوقفه در زندان بوده و هیچگاه برای یک لحظه هم به مرخصی نیامده است. به رغم این مقاومت و ایستادگی طولانی اما نام او در سایه مانده است. گویی رسانهها نیز ظلمی عامدانه و غیر عامدانه در حق او روا داشته اند. سعید ماسوری اما با بیست و پنج سال مجاهدت تمام، خستگی را خسته کرده است.
کسی که پزشکی در اروپا را رها کرد و به ایران آمد و از سال ۷۹ به طور پیوسته در زندان بوده است.
سعید ماسوری در آلمان و نروژ به تحصیل پزشکی پرداخت اما برخلاف بسیاری که برای ماندن میکوشند، مسیر بازگشت را برگزید؛ بازگشتی که به بازداشت و حبس ابد او ختم شد. در دی ۱۳۷۹ سعید ماسوری در دزفول بازداشت شد، ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس این حکم به حبس ابد تقلیل یافت.
از آن زمان تاکنون، در سلولهای زندانهای اهواز، اوین، رجاییشهر و قزلحصار، روزها را بیمرخصی و سالها را بیامید آزادی گذرانیده است؛ اما وجودش همیشه چشمه ی سرشار امید بوده است.
آرش صادقی، فعال حقوق بشر که سالها با سعید ماسوری همبند بوده، درباره او چنین مینویسد:
«چهار سال و نیم با او در یک بند بودم. دو سال و نیم انفرادی و سالهای طولانی زندان، جابهجایی و تبعید، نتوانسته بود در روحیه او کوچکترین خللی ایجاد کند.»
رفتار و منش ماسوری در زندان به شهادت همه کسانی که با او حبس کشیده اند،بسیار انسانی و اخلاقی است.او در رابطه با هم بندیانش فارغ از اینکه تعلق سیاسی هر کدام چه باشد و خود به چه باوری عقیده دارد،چنان رفتار کرده که همگی با هر نحله فکری، مجذوب او شده اند. بسیاری از زندانیان با گرایشهای متفاوت، از مقاومت بینظیر و حُسن خلق او به عنوان الگویی سازنده برای دیگر زندانیان یاد کرده اند.
مادر سعید اما اکنون دچار فراموشی شده و تنها چیزی را که به یاد می آورد چهارشنبههای ملاقات با سعید است.
آرش صادقی در یادداشتش تاکید می کند که مادر سعید ماسوری سالهاست به بیماری افسردگی و فراموشی دچار شده. اما هنوز، فقط یک چیز را فراموش نمیکند: روز ملاقات با سعید – چهارشنبهها
آرش می نویسد:
«در یکی از ملاقاتها، پس از پایان دیدار، مادر پشتسر سعید خواست وارد زندان شود. زندانبان گفت: «مادر، کجا میروید؟» مادر پاسخ داد: «میخواهم با سعیدم باشم… سالهاست یک دل سیر او را ندیدهام.»
حالا پس از سالها تبعید و انفرادی های طولانی در زندان های گوناگون، سعید ماسوری اینک به زندان زاهدان تبعید شده است.
با تبعید سعید به زندان زاهدان، این مادر، با شرایط جسمانیاش، دیگر حتی توان دیدار با پسرش را نمی یابد.
با وجود این همه سال حبس و استقامت، نام سعید ماسوری کمتر در رسانهها شنیده شده است. در حالی که او از معدود کسانیست که
پزشکی در اروپا را رها کرد و به ایران برگشت اما دو دهه نیم را بدون مرخصی، در زندان سپری نموده است.
سعید ماسوری در طی سالهای طولانی زندان بارها شاهد اعدام همبندیهایش بوده و نامههایی کوبنده در اعتراض به موج اعدامها نوشته است اما به رغم این همه دلاوری، فضای نابرابر رسانهای در عدم معرفی شخصیتی چنین مقاوم، دردناک و ناعادلانه و حکایت از ساز و کارهایی است که گاه آگاهانه و عامدانه و گاه غیر عامدانه، صورت می پذیرد. خاموش کردن یا حذف کسانی که صدای روشن آنها و مرام خورشید گونشان بر فلک الافلاک تاریخ آزادی خواهی ثبت گشته، تلاشی بیهوده و عبث است و خاموشی و فراموشی را راهی بدان نیست.
سعید ماسوری امروز تنها یک زندانی سیاسی نیست. او نمادی از مقاومت دلیرانه و وفاداری به آرمان هایی است که برای تحققش بیادعا و بیهیاهو و بی چشم داشت از حمایت دیگران، هر روز امیدوارانه تر از پیش، تک تک این سالهای دور و دراز زندان را سپری نموده است. یادآوری نام او و تجلیل از مرام او، پاسداشت فردی است که در سختترین شرایط، روح خود را حفظ کرد. او در دل تاریکی، شمعی شد برای همگنان و هنوز هم، صدای او هرچند کمشنیده شده، گواه این است که مبارزه در مسیر انسانیت و ساز و کار عادلانه، حتی در سلول انفرادی و زندان های طولانی هم میتواند پیوسته زنده بماند.
#از_قزلحصار_بگو #سعید_ماسوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ماسوری ۲۵ سال است که در زندان بهسر میبرد و این جابجاییها، در کنار بیاطلاعی مطلق، مصداق بارز «ناپدیدسازی قهری» است.
سعید ماسوری؛ مبارزی که خستگی را خسته کرده است.
✍️عزیز قاسمزاده
در میان چهرههای مبارز و مقاوم ایران سعید ماسوری جایگاه ویژهای دارد. مردی که از ۲۵ سال پیش یعنی از ۳۵ سالگی تا به امروز که ۶۰ ساله شده است،بیوقفه در زندان بوده و هیچگاه برای یک لحظه هم به مرخصی نیامده است. به رغم این مقاومت و ایستادگی طولانی اما نام او در سایه مانده است. گویی رسانهها نیز ظلمی عامدانه و غیر عامدانه در حق او روا داشته اند. سعید ماسوری اما با بیست و پنج سال مجاهدت تمام، خستگی را خسته کرده است.
کسی که پزشکی در اروپا را رها کرد و به ایران آمد و از سال ۷۹ به طور پیوسته در زندان بوده است.
سعید ماسوری در آلمان و نروژ به تحصیل پزشکی پرداخت اما برخلاف بسیاری که برای ماندن میکوشند، مسیر بازگشت را برگزید؛ بازگشتی که به بازداشت و حبس ابد او ختم شد. در دی ۱۳۷۹ سعید ماسوری در دزفول بازداشت شد، ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس این حکم به حبس ابد تقلیل یافت.
از آن زمان تاکنون، در سلولهای زندانهای اهواز، اوین، رجاییشهر و قزلحصار، روزها را بیمرخصی و سالها را بیامید آزادی گذرانیده است؛ اما وجودش همیشه چشمه ی سرشار امید بوده است.
آرش صادقی، فعال حقوق بشر که سالها با سعید ماسوری همبند بوده، درباره او چنین مینویسد:
«چهار سال و نیم با او در یک بند بودم. دو سال و نیم انفرادی و سالهای طولانی زندان، جابهجایی و تبعید، نتوانسته بود در روحیه او کوچکترین خللی ایجاد کند.»
رفتار و منش ماسوری در زندان به شهادت همه کسانی که با او حبس کشیده اند،بسیار انسانی و اخلاقی است.او در رابطه با هم بندیانش فارغ از اینکه تعلق سیاسی هر کدام چه باشد و خود به چه باوری عقیده دارد،چنان رفتار کرده که همگی با هر نحله فکری، مجذوب او شده اند. بسیاری از زندانیان با گرایشهای متفاوت، از مقاومت بینظیر و حُسن خلق او به عنوان الگویی سازنده برای دیگر زندانیان یاد کرده اند.
مادر سعید اما اکنون دچار فراموشی شده و تنها چیزی را که به یاد می آورد چهارشنبههای ملاقات با سعید است.
آرش صادقی در یادداشتش تاکید می کند که مادر سعید ماسوری سالهاست به بیماری افسردگی و فراموشی دچار شده. اما هنوز، فقط یک چیز را فراموش نمیکند: روز ملاقات با سعید – چهارشنبهها
آرش می نویسد:
«در یکی از ملاقاتها، پس از پایان دیدار، مادر پشتسر سعید خواست وارد زندان شود. زندانبان گفت: «مادر، کجا میروید؟» مادر پاسخ داد: «میخواهم با سعیدم باشم… سالهاست یک دل سیر او را ندیدهام.»
حالا پس از سالها تبعید و انفرادی های طولانی در زندان های گوناگون، سعید ماسوری اینک به زندان زاهدان تبعید شده است.
با تبعید سعید به زندان زاهدان، این مادر، با شرایط جسمانیاش، دیگر حتی توان دیدار با پسرش را نمی یابد.
با وجود این همه سال حبس و استقامت، نام سعید ماسوری کمتر در رسانهها شنیده شده است. در حالی که او از معدود کسانیست که
پزشکی در اروپا را رها کرد و به ایران برگشت اما دو دهه نیم را بدون مرخصی، در زندان سپری نموده است.
سعید ماسوری در طی سالهای طولانی زندان بارها شاهد اعدام همبندیهایش بوده و نامههایی کوبنده در اعتراض به موج اعدامها نوشته است اما به رغم این همه دلاوری، فضای نابرابر رسانهای در عدم معرفی شخصیتی چنین مقاوم، دردناک و ناعادلانه و حکایت از ساز و کارهایی است که گاه آگاهانه و عامدانه و گاه غیر عامدانه، صورت می پذیرد. خاموش کردن یا حذف کسانی که صدای روشن آنها و مرام خورشید گونشان بر فلک الافلاک تاریخ آزادی خواهی ثبت گشته، تلاشی بیهوده و عبث است و خاموشی و فراموشی را راهی بدان نیست.
سعید ماسوری امروز تنها یک زندانی سیاسی نیست. او نمادی از مقاومت دلیرانه و وفاداری به آرمان هایی است که برای تحققش بیادعا و بیهیاهو و بی چشم داشت از حمایت دیگران، هر روز امیدوارانه تر از پیش، تک تک این سالهای دور و دراز زندان را سپری نموده است. یادآوری نام او و تجلیل از مرام او، پاسداشت فردی است که در سختترین شرایط، روح خود را حفظ کرد. او در دل تاریکی، شمعی شد برای همگنان و هنوز هم، صدای او هرچند کمشنیده شده، گواه این است که مبارزه در مسیر انسانیت و ساز و کار عادلانه، حتی در سلول انفرادی و زندان های طولانی هم میتواند پیوسته زنده بماند.
#از_قزلحصار_بگو #سعید_ماسوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤49💔5