Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رضا ولیزاده، روزنامهنگار زندانی در زندان اوین، در یک فایل صوتی که از داخل زندان به بیرون ارسال شده، روایتی تکاندهنده از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی در این زندان ارائه داده و به اظهارات اخیر فائزه هاشمی درباره «هتل بودن» بند زنان اوین واکنش نشان داده است.
این روزنامهنگار زندانی با تأکید بر وجود تبعیض آشکار در شرایط زندان، میگوید اگرچه ممکن است برخی بندها یا بخشها برای افراد خاص و برخوردار از رانت قدرت امکاناتی متفاوت داشته باشند، اما این وضعیت هیچ نسبتی با شرایط زندانیان سیاسی، سلطنتطلبها، چپها، مجاهدین و دیگر زندانیان عقیدتی ندارد.
رضا ولیزاده که در بند ۷ زندان اوین محبوس است، در این فایل صوتی میگوید:
«همین الان که با شما صحبت میکنم ده روز است که آب گرم نداریم، بیماری«گال» شایع شده و همین عدم دسترسی به حمام وضعیت را بدتر میکند.»
او با اشاره به تراکم بالای جمعیت در بند توضیح میدهد که تعداد زندانیان بسیار فراتر از ظرفیت تعیینشده است و همین مسئله، استفاده از فضاهای عمومی مانند سرویسهای بهداشتی و آشپزخانه را بهشدت دشوار کرده و تنش و مشکلات بهداشتی را افزایش داده است.
این روزنامهنگار زندانی همچنین به محدودیت شدید دسترسی به خدمات درمانی اشاره میکند و میگوید مراجعه به بهداری عملاً به هفتهای یکبار کاهش یافته است؛ به این معنا که زندانیان هر بند فقط در یک روز مشخص اجازه مراجعه دارند. او توضیح میدهد که حتی همین مراجعه محدود نیز با «مراحل اداری و هماهنگی تحقیر آمیز» همراه است و زندانیان برای دریافت ابتداییترین خدمات درمانی با برخوردهای توهینآمیز مواجه میشوند.
رضا ولیزاده در واکنش به توصیف اوین بهعنوان «هتل»، این پرسش را مطرح میکند:
«اگر زندان اوین به واقع هتل است، چرا قوه قضاییه اجازه نمیدهد گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و روزنامهنگاران آزاد از این زندان بازدید کنند؟»
او در ادامه با اشاره به وجود بخشهایی موسوم به «سوئیتهای هتلمانند»، تأکید میکند که این امکانات نه برای زندانیان سیاسی، بلکه «متعلق به مهرههای حکومتی است؛ برای کسانی است که همچنان در قدرت رسمی کشور نقشی دارند یا در قدرت پنهان و غیررسمی دستی دارند.»
#رضا_ولیزاده #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
این روزنامهنگار زندانی با تأکید بر وجود تبعیض آشکار در شرایط زندان، میگوید اگرچه ممکن است برخی بندها یا بخشها برای افراد خاص و برخوردار از رانت قدرت امکاناتی متفاوت داشته باشند، اما این وضعیت هیچ نسبتی با شرایط زندانیان سیاسی، سلطنتطلبها، چپها، مجاهدین و دیگر زندانیان عقیدتی ندارد.
رضا ولیزاده که در بند ۷ زندان اوین محبوس است، در این فایل صوتی میگوید:
«همین الان که با شما صحبت میکنم ده روز است که آب گرم نداریم، بیماری«گال» شایع شده و همین عدم دسترسی به حمام وضعیت را بدتر میکند.»
او با اشاره به تراکم بالای جمعیت در بند توضیح میدهد که تعداد زندانیان بسیار فراتر از ظرفیت تعیینشده است و همین مسئله، استفاده از فضاهای عمومی مانند سرویسهای بهداشتی و آشپزخانه را بهشدت دشوار کرده و تنش و مشکلات بهداشتی را افزایش داده است.
این روزنامهنگار زندانی همچنین به محدودیت شدید دسترسی به خدمات درمانی اشاره میکند و میگوید مراجعه به بهداری عملاً به هفتهای یکبار کاهش یافته است؛ به این معنا که زندانیان هر بند فقط در یک روز مشخص اجازه مراجعه دارند. او توضیح میدهد که حتی همین مراجعه محدود نیز با «مراحل اداری و هماهنگی تحقیر آمیز» همراه است و زندانیان برای دریافت ابتداییترین خدمات درمانی با برخوردهای توهینآمیز مواجه میشوند.
رضا ولیزاده در واکنش به توصیف اوین بهعنوان «هتل»، این پرسش را مطرح میکند:
«اگر زندان اوین به واقع هتل است، چرا قوه قضاییه اجازه نمیدهد گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و روزنامهنگاران آزاد از این زندان بازدید کنند؟»
او در ادامه با اشاره به وجود بخشهایی موسوم به «سوئیتهای هتلمانند»، تأکید میکند که این امکانات نه برای زندانیان سیاسی، بلکه «متعلق به مهرههای حکومتی است؛ برای کسانی است که همچنان در قدرت رسمی کشور نقشی دارند یا در قدرت پنهان و غیررسمی دستی دارند.»
#رضا_ولیزاده #زندان_اوین #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤4💯1💔1
ویدا ربانی، روزنامهنگار و زندانی سیاسی سابق، با انتشار دو تصویر از بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین، روایت دستاولی از شرایط غیرانسانی این بازداشتگاه ارائه داده است؛ روایتی که در آن از سلولهایی با ظرفیت چند نفره، خوابیدن کنار توالت، بوی تعفن، تراکم شدید جمعیت و حذف ابتداییترین معیارهای کرامت انسانی سخن میگوید، تصویری که بهروشنی با روایتهای رسمی از «شرایط مناسب» زندانها در تضاد است.
متن نوشته خانم ربانی به شرح زیر است:
«این تصویر یه سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعته عکس بعدی راهرو بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یه سلول انفرادی هست. #ترانه_علیدوستی احتمالا توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده، بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…عقت میگیره
اما سلولهای بین اینها فرق دارن، دیوار بین دو تا سلول رو برداشتن و بزرگ تر شده.
۱۴۰۱ تا نه نفر تو این سلول ها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم، ۴۰۱ من چهل روزی تو یکی از این سلول ها بودم، هی پر و خالی میشد، من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحت تر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم. نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده بود؟ غلغله بود
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹ بعد از ۱۵-۱۶ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلوزیون اوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی ۴۰۱ واقعا آرزو داشتم انفرادی باشم اینقدر که شلوغ بود جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه، طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه، واقعا الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشد! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجره ای در کار نیست، روی پنجره یه سری ورق قلزی سوراخ سوراخ جوش دادن، در این حد میشه بیرون روببینی که بفهمی شبه یا روز»
#بازداشتگاه_۲۰۹
#زندان_اوین
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
متن نوشته خانم ربانی به شرح زیر است:
«این تصویر یه سلول بند ۲۰۹ وزارت اطلاعته عکس بعدی راهرو بین سلولهاست. نمیدونم چطور توی اینترنت هست!
ابتدا و انتهای هر ردیف یه سلول انفرادی هست. #ترانه_علیدوستی احتمالا توی سلول انفرادی اولی یا آخری بوده.
#هنگامه_قاضیانی رو میدونم همین سلول انفرادی اول راهرو بوده، بدترین سلولی که وجود داره، کنار دستشویی، بوی نم و کثافت میده…عقت میگیره
اما سلولهای بین اینها فرق دارن، دیوار بین دو تا سلول رو برداشتن و بزرگ تر شده.
۱۴۰۱ تا نه نفر تو این سلول ها میخوابیدیم. پتوها (پتو که چه عرض کنم، کثافت بود) رو یکسره پهن میکردیم و کتابی میخوابیدیم، ۴۰۱ من چهل روزی تو یکی از این سلول ها بودم، هی پر و خالی میشد، من بالای اون توالت فرنگی خودم رو جا کرده بودم، حداقل یه طرفم دیوار باشه راحت تر بخوابم. مجبور بودم پام رو جمع کنم که بین توالت فرنگی و دیوار جا بشم. نمیدونم ۲۰۹ هیچوقت دیگه همچین جمعیتی رو به خودش دیده بود؟ غلغله بود
آذر ۹۹ که بازداشت شدم و بردنم همین سلولهای ۲۰۹ بعد از ۱۵-۱۶ روز انفرادی، میخواستن از انفرادی درم بیارن کسی نبود که بیارن پیشم! یه تلوزیون اوردن تو سلول، گفتن از الان دیگه انفرادی نیستی، عمومی شدی :)
ولی ۴۰۱ واقعا آرزو داشتم انفرادی باشم اینقدر که شلوغ بود جای خواب نداشتیم…
برای خودم هم خیلی عجیبه، طول سلول فکر نمیکنم بیشتر از سه متر باشه، واقعا الان که حساب میکنم نمیتونم درک کنم هشت نفر چطوری تو سه متر جا میشد! یعنی کمتر از نیم متر برای هر نفر؟ باید به پهلو میخوابیدی
البته مشخصه این عکس قدیمیه، چون الان پنجره ای در کار نیست، روی پنجره یه سری ورق قلزی سوراخ سوراخ جوش دادن، در این حد میشه بیرون روببینی که بفهمی شبه یا روز»
#بازداشتگاه_۲۰۹
#زندان_اوین
#زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊5👍2❤1