This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقایسه اظهارات جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی (بهمن ۱۳۹۹)
و جلسه قرائت حکم اعدام يواخيم فون ريبنتروپ، وزیر خارجه آلمان نازی، در دادگاه نورنبرگ پس از جنگ جهانی دوم (اکتبر ۱۹۴۶)
#جواد_ظریف #مسئولیت_شهروندی #دیکتاتوری #جمهوری_اسلامی #خامنه_اى #مسئولیت #ابتذال_شر #نرمالیزاسیون
ویدیو از حافظه تاریخی
@Tavaana_TavaanaTech
و جلسه قرائت حکم اعدام يواخيم فون ريبنتروپ، وزیر خارجه آلمان نازی، در دادگاه نورنبرگ پس از جنگ جهانی دوم (اکتبر ۱۹۴۶)
#جواد_ظریف #مسئولیت_شهروندی #دیکتاتوری #جمهوری_اسلامی #خامنه_اى #مسئولیت #ابتذال_شر #نرمالیزاسیون
ویدیو از حافظه تاریخی
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«آدولف اتو آیشمان» - از عاملان اصلی هولوکاست و مجریان اصلی «راه حل نهایی» هیتلر برای از بینبردن یهودیان - بود که در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم گریخت. او به وسیله اسرائیل در آرژانتین ربوده و برای محاکمه به اورشلیم منتقل شد. آیشمن دستیار هیملر -رییس اساس- و از مهمترین چهرههای موثر در انتقال یهودیان از سراسر اروپا به اردوگاههای مرگ بود.
اسرائیل یازده سال تلاش کرده بود او را دستگیر کند اما موفق نشده بود. اطلاعات نادرستی که درباره زندگی آیشمن در آرژانتین، به موساد میرسید موجب میشد اسرائیل نتواند او را دستگیر کند.
در دادگاه آیشمن، هانا آرنت، فیلسوف و تاریخنگار آلمانی-آمریکایی، به عنوان خبرنگار نشریه نیویورکر ماموریت یافت این محاکمه طولانی را گزارش کند.
نتیجه این گزارش کتاب مشهوری از هانا آرنت شد با نام «آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی درباره ابتذال شر» که سر و صدای بسیاری در جهان به پا کرد.
آرنت میگوید که آیشمن در دادگاه هیچ نشانهای از نفرت دیوانهوار از یهودیان از خود نشان نمیداد و به نظر میآمد که شخصا خصومت یا نفرتی نسبت به یهودیان ندارد.
آرنت اشاره میکند که اعمال آیشمن بیش از آنکه ناشی از خباثت ذاتی او باشد، نتیجه وفاداری و سرسپردگی کورکورانه او به رژیم نازی و نیاز او به تعلق به چیزی و جایی بود.
آیشمن فردی بود که تلاش میکرد که کارش را به عنوان وظیفه اداری به بهترین نحو انجام دهد و نسبت به قانونگذار وفادار باشد.
خانم هامره مرادی، داستانگو، از تمثیل آیشمن استفاده میکند تا در خصوص تکنوکراتهای که در خدمت حکومت توتالیتر درمیآیند و شر را توجیه میکنند، هشدار دهد. افرادی که جنایت را به مثابه تکلیف و امری قانونی توجیه کرده و همکاری و سکوت خود را موجه میشمارند.
#رای_بی_رای
#سیرک_انتخابات #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اسرائیل یازده سال تلاش کرده بود او را دستگیر کند اما موفق نشده بود. اطلاعات نادرستی که درباره زندگی آیشمن در آرژانتین، به موساد میرسید موجب میشد اسرائیل نتواند او را دستگیر کند.
در دادگاه آیشمن، هانا آرنت، فیلسوف و تاریخنگار آلمانی-آمریکایی، به عنوان خبرنگار نشریه نیویورکر ماموریت یافت این محاکمه طولانی را گزارش کند.
نتیجه این گزارش کتاب مشهوری از هانا آرنت شد با نام «آیشمن در اورشلیم؛ گزارشی درباره ابتذال شر» که سر و صدای بسیاری در جهان به پا کرد.
آرنت میگوید که آیشمن در دادگاه هیچ نشانهای از نفرت دیوانهوار از یهودیان از خود نشان نمیداد و به نظر میآمد که شخصا خصومت یا نفرتی نسبت به یهودیان ندارد.
آرنت اشاره میکند که اعمال آیشمن بیش از آنکه ناشی از خباثت ذاتی او باشد، نتیجه وفاداری و سرسپردگی کورکورانه او به رژیم نازی و نیاز او به تعلق به چیزی و جایی بود.
آیشمن فردی بود که تلاش میکرد که کارش را به عنوان وظیفه اداری به بهترین نحو انجام دهد و نسبت به قانونگذار وفادار باشد.
خانم هامره مرادی، داستانگو، از تمثیل آیشمن استفاده میکند تا در خصوص تکنوکراتهای که در خدمت حکومت توتالیتر درمیآیند و شر را توجیه میکنند، هشدار دهد. افرادی که جنایت را به مثابه تکلیف و امری قانونی توجیه کرده و همکاری و سکوت خود را موجه میشمارند.
#رای_بی_رای
#سیرک_انتخابات #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍43💯5👌2🕊1
افرادی که دانسته یا ندانسته در خدمت پروپاگاندای جمهوری اسلامی درامدند، به اجبار یا به اختیار، جنایات جمهوری اسلامی و اسد را سفیدشویی کردند.
آنها آیا فکرش را نمیکردند یک روز ورق برخواهد گشت و مردم قضاوتشان خواهد کرد؟
آیا الان ویدیوهای زندانهای دیکتاتور سوریه را میبینند؟
چه خوب است، همه پیش از آنکه دیر سود، راه خود را از حکومت جنایتکار جدا کنند.
وگرنه خیلی زود دیر میشود....
محمدرضا گلزار، بازیگر و سلبریتی، ۱ خرداد ۱۳۹۵:
اگر مدافعان حرم در سوریه نجنگند خب اونها میان دم مرز، بعد هم یه عدهشون میان تو
چون من با آدمایی میشینم بحث میکنم که اینها صاحبنظرن
ما داریم اونجا میجنگیم که اونها وارد نشن. دلیلش اینه. وجدان داشته باشید
مهران مدیری، مجری و کارگردان، درباره انتقادات از «مدافعان حرم» در سوریه (۱ اردیبهشت ۹۶):
آیا اصلا صلاحیت اظهارنظر درباره کسانی که از مرزها دفاع میکنند داریم؟
بهتر است به جای تحلیل کردن و نظریه دادن به زبانمان استراحت بدهیم و حداقل سعی کنیم احترام بگذاریم و سپاسگزار باشیم
عادل فردوسیپور درباره محسن حججی عضو سپاه پاسداران در سوریه، برنامه ۹۰، ۲۳ مرداد ۹۶:
در جنگ خیلی شهید دادیم ولی شهادت حججی شهادت ویژه بود
چهره نافذ و بشاش حججی واقعا مثالزدنی بود. شجاعت حججی رشکبرانگیز بود
حججی شخصیت برجسته بود. عکسش در تاریخ ایران بدون تردید ماندگار خواهد بود
@hafezeye_tarikhi
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بشار_اسد #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آنها آیا فکرش را نمیکردند یک روز ورق برخواهد گشت و مردم قضاوتشان خواهد کرد؟
آیا الان ویدیوهای زندانهای دیکتاتور سوریه را میبینند؟
چه خوب است، همه پیش از آنکه دیر سود، راه خود را از حکومت جنایتکار جدا کنند.
وگرنه خیلی زود دیر میشود....
محمدرضا گلزار، بازیگر و سلبریتی، ۱ خرداد ۱۳۹۵:
اگر مدافعان حرم در سوریه نجنگند خب اونها میان دم مرز، بعد هم یه عدهشون میان تو
چون من با آدمایی میشینم بحث میکنم که اینها صاحبنظرن
ما داریم اونجا میجنگیم که اونها وارد نشن. دلیلش اینه. وجدان داشته باشید
مهران مدیری، مجری و کارگردان، درباره انتقادات از «مدافعان حرم» در سوریه (۱ اردیبهشت ۹۶):
آیا اصلا صلاحیت اظهارنظر درباره کسانی که از مرزها دفاع میکنند داریم؟
بهتر است به جای تحلیل کردن و نظریه دادن به زبانمان استراحت بدهیم و حداقل سعی کنیم احترام بگذاریم و سپاسگزار باشیم
عادل فردوسیپور درباره محسن حججی عضو سپاه پاسداران در سوریه، برنامه ۹۰، ۲۳ مرداد ۹۶:
در جنگ خیلی شهید دادیم ولی شهادت حججی شهادت ویژه بود
چهره نافذ و بشاش حججی واقعا مثالزدنی بود. شجاعت حججی رشکبرانگیز بود
حججی شخصیت برجسته بود. عکسش در تاریخ ایران بدون تردید ماندگار خواهد بود
@hafezeye_tarikhi
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بشار_اسد #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍46💯7🕊4❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا: چگونه شهروندان در نظامهای تمامیتخواه مسئولیت فردی خود را رها میکنند؟
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر حسن باقرینیا در ویدیویی با نگاهی انتقادی به سازوکار نظامهای تمامیتخواه، سه نمونه کلاسیک از ادبیات سیاسی و فلسفی را برای توضیح رها شدن مسئولیت فردی در این نظامها مورد بررسی قرار میدهد.
او ابتدا به تحلیل مفهوم «ابتذال شر» از نگاه هانا آرنت میپردازد و میگوید:
«آرنت برای توضیح عادیشدن شر، به شخصیت آدولف آیشمن اشاره میکند؛ افسر نازی که در دادگاه مدعی شد در نسلکشیها نقشی نداشته و تنها "دستورات مافوق" و "قوانین موجود" را اجرا کرده است؛ آنهم به انگیزهی ترفیع درجه. آیشمن در این روند، مسئولیت فردیاش را بهسادگی کنار گذاشت.»
باقرینیا سپس با اشاره به کتاب مزرعه حیوانات از جورج اورول، شخصیت باکسر، اسب صادق و سختکوش را مثال میزند که در مواجهه با فساد خوکها، به جای اعتراض، دیگران را به اطاعت از وظایفشان فرامیخواند. به باور او، باکسر نمونهای از وفاداری سادهلوحانه نسبت به قدرت است که با تصور تحقق آیندهای بهتر از مسیر سکوت و کار، چشم بر حقیقت میبندد.
او در ادامه به نوشتههای واتسلاو هاول و مثال معروف سبزیفروش در کتاب قدرت بیقدرتان اشاره میکند:
«سبزیفروشی که داوطلبانه شعار "کارگران جهان متحد شوید" را در مغازهاش نصب میکند، نه از سر اعتقاد، بلکه برای جلب رضایت حکومت، یا حتی برای کسب امنیت و امتیاز بیشتر.»
دکتر باقرینیا در جمعبندی این سه مثال میپرسد:
«چه میشود که ما مسئولیت فردیمان را کنار میگذاریم؟ گاهی ترس، گاهی طمع، و گاهی نیز نداشتن تصور از جامعهای بهتر.»
او از مخاطبان میخواهد به این پرسش فکر کنند که در نظامهای تمامیتخواه، چگونه میتوان مسئولیت فردی را حفظ کرد و در برابر عادیسازی شر، وفاداری کور و همراهی منفعلانه ایستاد؟
#مسئولیت_فردی #استبداد #ابتذال_شر #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍27
یادمون میمونه چه افرادی با چه توجیهاتی سمت قدرت بودن و کنار ما مردم نبودن
«یکی از دوستام بهم میگفت داستان بنویس و چاپ کن تا شناخته بشی و بتونی تأثیر بگذاری؛ خودش چند تا کتاب داره و جوایزی گرفته و معروفه...
من گفتم نمیتونم و نمیخوام چیزی بنویسم که توی جمهوری اسلامی چاپ بشه. هفته گذشته یه پیام توی اینستاگرام دیدم که نوشته بود: «شعر سرودن پس از آشوویتس، بربریت است.»
حالا میدونم که جمعیت زیادی از نویسندهها و فیلمسازها و مثلاً هنرمندانی منتظرن که برگردن به زندگی عادی و قبلی، تا بیوقفه آثار هنریشون رو منتشر کنن. واقعاً فکر میکنن دارن به روش خودشون مبارزه میکنن یا چی؟!
یکی رو میشناسم که میگفت نباید سطح مبارزه رو به کسی تحمیل کرد، هر کس به اندازهی توان خودش و به روش خودش مبارزه میکنه.
همیشه هم میگفت: «من از شما بیشتر میترسم. براندازها بیمنطقتر و افراطیتر از جمهوری اسلامی هستند!»
البته که از آزادیهای بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی استفاده میکنه و حالا حجاب اختیاری داره و اصلاً شبیه طرفداران تیپیک حکومت نیست؛ ولی خب رأی که میداد و توی اولین روزهای جنگ هم دائم استوری برای کشتههای غیرنظامی میذاشت و همون حرف «جنگ خیلی وحشتناکه» رو تکرار میکرد.
من دیگه اینجور افکار رو تحمل نمیکنم و دیگه فالو ندارمش، و واقعاً فکر میکنم این افراد در حفظ و استمرار و برقراری جمهوری اسلامی، خیلی مؤثرتر از افراطیهای مشخصاً طرفدار حکومت هستند.
اگر آبها از آسیاب بیفته، جمهوری اسلامی میتونه بهسرعت با کمک اینها خودش رو بازسازی کنه و فیلمهاشو بسازه و داستانهاشو چاپ کنه و لیگهای ورزشیش رو برگزار کنه و خندوانههاشو بسازه و در کنارش زندانیها رو اعدام کنه و...
یعنی دوباره اینها برگردن به مبارزه «به اندازهی توان خودشون و به سبک خودشون»؟!
دیگه واقعاً اگر هنوز بعد از جنبش مهسا، شعر سرودن بربریت نبود، حالا بعد از این جنگ، من شک ندارم که اینطوره.
و چطوری میتونن مثل قبل شعر بگن و داستان بنویسن و فیلم بسازن و ورزش کنن؟!
البته من فکر نمیکنم جمهوری اسلامی جون سالم از این مخمصه بدر ببره و این آدمها بتونن دوباره ظاهرش رو رنگآمیزی کنن؛ ولی اینو مطمئنم که ما یادمون میمونه با چه توجیهاتی سمت قدرت بودن و کنار ما مردم نبودن.»
ـ متن بالا را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد #عدم_همکاری #هیچ_چیز_عادی_نیست #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«یکی از دوستام بهم میگفت داستان بنویس و چاپ کن تا شناخته بشی و بتونی تأثیر بگذاری؛ خودش چند تا کتاب داره و جوایزی گرفته و معروفه...
من گفتم نمیتونم و نمیخوام چیزی بنویسم که توی جمهوری اسلامی چاپ بشه. هفته گذشته یه پیام توی اینستاگرام دیدم که نوشته بود: «شعر سرودن پس از آشوویتس، بربریت است.»
حالا میدونم که جمعیت زیادی از نویسندهها و فیلمسازها و مثلاً هنرمندانی منتظرن که برگردن به زندگی عادی و قبلی، تا بیوقفه آثار هنریشون رو منتشر کنن. واقعاً فکر میکنن دارن به روش خودشون مبارزه میکنن یا چی؟!
یکی رو میشناسم که میگفت نباید سطح مبارزه رو به کسی تحمیل کرد، هر کس به اندازهی توان خودش و به روش خودش مبارزه میکنه.
همیشه هم میگفت: «من از شما بیشتر میترسم. براندازها بیمنطقتر و افراطیتر از جمهوری اسلامی هستند!»
البته که از آزادیهای بعد از جنبش زن، زندگی، آزادی استفاده میکنه و حالا حجاب اختیاری داره و اصلاً شبیه طرفداران تیپیک حکومت نیست؛ ولی خب رأی که میداد و توی اولین روزهای جنگ هم دائم استوری برای کشتههای غیرنظامی میذاشت و همون حرف «جنگ خیلی وحشتناکه» رو تکرار میکرد.
من دیگه اینجور افکار رو تحمل نمیکنم و دیگه فالو ندارمش، و واقعاً فکر میکنم این افراد در حفظ و استمرار و برقراری جمهوری اسلامی، خیلی مؤثرتر از افراطیهای مشخصاً طرفدار حکومت هستند.
اگر آبها از آسیاب بیفته، جمهوری اسلامی میتونه بهسرعت با کمک اینها خودش رو بازسازی کنه و فیلمهاشو بسازه و داستانهاشو چاپ کنه و لیگهای ورزشیش رو برگزار کنه و خندوانههاشو بسازه و در کنارش زندانیها رو اعدام کنه و...
یعنی دوباره اینها برگردن به مبارزه «به اندازهی توان خودشون و به سبک خودشون»؟!
دیگه واقعاً اگر هنوز بعد از جنبش مهسا، شعر سرودن بربریت نبود، حالا بعد از این جنگ، من شک ندارم که اینطوره.
و چطوری میتونن مثل قبل شعر بگن و داستان بنویسن و فیلم بسازن و ورزش کنن؟!
البته من فکر نمیکنم جمهوری اسلامی جون سالم از این مخمصه بدر ببره و این آدمها بتونن دوباره ظاهرش رو رنگآمیزی کنن؛ ولی اینو مطمئنم که ما یادمون میمونه با چه توجیهاتی سمت قدرت بودن و کنار ما مردم نبودن.»
ـ متن بالا را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد #عدم_همکاری #هیچ_چیز_عادی_نیست #ابتذال_شر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤45👍24👌1
ابتذال شر؛ از آیشمن تا سرکوبگران جمهوری اسلامی!
تاملی به دیدگاه هانا آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم
✍مهدی نوذر
آنچه هانا آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم صورتبندی کرد، فقط یک روایت تاریخی از محاکمهی آیشمن نبود؛ هشداری بود برای همهی زمانها. هشداری دربارهی اینکه شر، لزوماً با چهرهای هیولایی ظاهر نمیشود، بلکه میتواند در قالب انسانهایی کاملاً معمولی، قانونمدار و حتی «وظیفهشناس» عمل کند.
آیشمن نه دیوانه بود و نه سادیست. او کارمندی بود که واژهها را برایش تغییر داده بودند تا واقعیت را نبیند؛ «اسکان مجدد» به جای تبعید، «رفتار ویژه» به جای مرگ. این تغییر زبان، تنها یک بازی لفظی نبود، بلکه سازوکاری بود برای فرار از مواجهه با حقیقت در ذهن او، جنایت دیگر جنایت نبود، بلکه اجرای قانون بود.
همینجا است که مفهوم «ابتذال شر» شکل میگیرد: جایی که انسان، بهجای اندیشیدن، اطاعت میکند؛ بهجای قضاوت اخلاقی، به دستور تکیه میکند و به خود میگوید «من فقط مأمورم».
این منطق، محدود به یک دوره یا یک کشور نیست. در هر نظامی که سرکوب به یک رویه تبدیل میشود، این الگو تکرار میگردد: کارگزارانی که نه از سر نفرت شخصی، بلکه از سر عادت، ترس، یا میل به پیشرفت در ساختار، در چرخهی خشونت مشارکت میکنند. جایی که قانون، جای اخلاق را میگیرد و دستور، جای مسئولیت را.
در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان یک استثنا، بلکه بهعنوان «وظیفه» بازتعریف میشود. کسانی که در خیابانها، بازداشتگاهها یا اتاقهای بازجویی نقش دارند، اغلب خود را مجرم نمیدانند؛ زیرا همانند آیشمن، معیار قضاوتشان نه وجدان، بلکه چارچوبی است که در آن قرار گرفتهاند.
اما استدلال «من مأمور بودم و معذور»، همانطور که هانا آرنت نشان میدهد، نه تنها مسئولیت را از بین نمیبرد، بلکه دقیقاً نقطهی آغاز فروپاشی اخلاقی است. زیرا لحظهای که انسان اختیار اندیشیدن را کنار میگذارد، به ابزاری در دست هر سیستمی تبدیل میشود فارغ از اینکه آن سیستم تا چه حد عادلانه یا فاسد باشد.
در مواجهه با رخدادهای خشونتآمیز در هر جامعهای، از جمله سرکوبهای سیاسی در ایران که به طور مثال در دی ماه گذشته بیش از سی هزار انسان بیگناه را کشتند این پرسش اساسی مطرح میشود: نقش فرد چیست؟ آیا میتوان پشت قانون یا دستور پنهان شد و از مسئولیت اخلاقی گریخت؟ یا اینکه، همانگونه که آرنت در نوشتههایش دربارهی مسئولیت فردی در زمان دیکتاتوری تأکید میکند، حداقل وظیفهی انسان «همکاری نکردن با ظلم» است؟
این انتخابی است که هر فرد، در هر جایگاهی، ناگزیر با آن روبهرو میشود. انتخاب میان اطاعت کورکورانه و اندیشیدن !
تاریخ بارها نشان داده که داوری نهایی، نه بر اساس عنوانها و جایگاهها، بلکه بر اساس همین انتخابها صورت میگیرد. کسانی که صرفاً «وظیفهشان را انجام میدادند»، اغلب در برابر این پرسش تنها میمانند: چرا در لحظهای که باید فکر میکردند، فقط اطاعت کردند؟
تاریخ نه بهانهها بلکه انتخابها را قضاوت میکند مراقب باشید که کجای تاریخ ایستاده اید!
#ابتذال_شر #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تاملی به دیدگاه هانا آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم
✍مهدی نوذر
آنچه هانا آرنت در کتاب آیشمن در اورشلیم صورتبندی کرد، فقط یک روایت تاریخی از محاکمهی آیشمن نبود؛ هشداری بود برای همهی زمانها. هشداری دربارهی اینکه شر، لزوماً با چهرهای هیولایی ظاهر نمیشود، بلکه میتواند در قالب انسانهایی کاملاً معمولی، قانونمدار و حتی «وظیفهشناس» عمل کند.
آیشمن نه دیوانه بود و نه سادیست. او کارمندی بود که واژهها را برایش تغییر داده بودند تا واقعیت را نبیند؛ «اسکان مجدد» به جای تبعید، «رفتار ویژه» به جای مرگ. این تغییر زبان، تنها یک بازی لفظی نبود، بلکه سازوکاری بود برای فرار از مواجهه با حقیقت در ذهن او، جنایت دیگر جنایت نبود، بلکه اجرای قانون بود.
همینجا است که مفهوم «ابتذال شر» شکل میگیرد: جایی که انسان، بهجای اندیشیدن، اطاعت میکند؛ بهجای قضاوت اخلاقی، به دستور تکیه میکند و به خود میگوید «من فقط مأمورم».
این منطق، محدود به یک دوره یا یک کشور نیست. در هر نظامی که سرکوب به یک رویه تبدیل میشود، این الگو تکرار میگردد: کارگزارانی که نه از سر نفرت شخصی، بلکه از سر عادت، ترس، یا میل به پیشرفت در ساختار، در چرخهی خشونت مشارکت میکنند. جایی که قانون، جای اخلاق را میگیرد و دستور، جای مسئولیت را.
در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان یک استثنا، بلکه بهعنوان «وظیفه» بازتعریف میشود. کسانی که در خیابانها، بازداشتگاهها یا اتاقهای بازجویی نقش دارند، اغلب خود را مجرم نمیدانند؛ زیرا همانند آیشمن، معیار قضاوتشان نه وجدان، بلکه چارچوبی است که در آن قرار گرفتهاند.
اما استدلال «من مأمور بودم و معذور»، همانطور که هانا آرنت نشان میدهد، نه تنها مسئولیت را از بین نمیبرد، بلکه دقیقاً نقطهی آغاز فروپاشی اخلاقی است. زیرا لحظهای که انسان اختیار اندیشیدن را کنار میگذارد، به ابزاری در دست هر سیستمی تبدیل میشود فارغ از اینکه آن سیستم تا چه حد عادلانه یا فاسد باشد.
در مواجهه با رخدادهای خشونتآمیز در هر جامعهای، از جمله سرکوبهای سیاسی در ایران که به طور مثال در دی ماه گذشته بیش از سی هزار انسان بیگناه را کشتند این پرسش اساسی مطرح میشود: نقش فرد چیست؟ آیا میتوان پشت قانون یا دستور پنهان شد و از مسئولیت اخلاقی گریخت؟ یا اینکه، همانگونه که آرنت در نوشتههایش دربارهی مسئولیت فردی در زمان دیکتاتوری تأکید میکند، حداقل وظیفهی انسان «همکاری نکردن با ظلم» است؟
این انتخابی است که هر فرد، در هر جایگاهی، ناگزیر با آن روبهرو میشود. انتخاب میان اطاعت کورکورانه و اندیشیدن !
تاریخ بارها نشان داده که داوری نهایی، نه بر اساس عنوانها و جایگاهها، بلکه بر اساس همین انتخابها صورت میگیرد. کسانی که صرفاً «وظیفهشان را انجام میدادند»، اغلب در برابر این پرسش تنها میمانند: چرا در لحظهای که باید فکر میکردند، فقط اطاعت کردند؟
تاریخ نه بهانهها بلکه انتخابها را قضاوت میکند مراقب باشید که کجای تاریخ ایستاده اید!
#ابتذال_شر #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤3👍2💯2