آموزشکده توانا
51K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مجید توکلی، زندانی سیاسی سابق، پس از انتشار اخباری مبنی بر ضرب‌وشتم نرگس محمدی فعال حقوق بشر در زندان توسط ضیایی این رشته توییت را منتشر کرد تا نشان دهد شکنجه و ایراد ضرب‌وشتم در زندان‌ها وجود دارد که اتفاقا مجری این شکنجه هم ضیایی بوده که آن زمان معاون بند ۸ بوده و اکنون رئیس زندان اوین:

به علل مختلف مطمئنم مسئولین قضایی و به‌طور مشخص وزیر دادگستری از رفتارهای غلامرضا ضیایی -رئیس کنونی زندان اوین- اطلاع دارند.
در این رشته‌توییت طولانی خاطره‌ای از رفتارهای ضیایی نوشته‌ام که مطمئنم با جزئیات کامل دستگاه قضایی و شخص آوایی از آن اطلاع دقیق دارند.

سال ۸۶ وقتی روند پرونده‌مان خیلی مثبت بود، دادستانیِ مرتضوی دستور داد که من و دوستانم در پرونده‌ی مشترکمان در بندهای جداگانه قرار بگیریم. بعد از شکنجه‌های شدیدِ دوران بازداشت و حساسیتِ بخشی از قوه‌قضائیه، خانواده‌ها دسترسی مستقیم به آوایی در دادگستری تهران و دفتر شاهرودی داشتند.

آن زمان ما در بند ۸ زندان اوین بودیم (در ادبیات رسمی اندرزگاه ۸ می‌گویند). ۳۰ آبان ۸۶ احمد قصابان را برای انتقال به بند ۷ به زیرِ هشت (اصطلاح رایج در زندان برای معرفی بخش نگهبانی) خواندند. ما اعتراض کردیم اما آمدند با زور و فشار بردندش.

خشمگین بودم و می‌گفتم اجازه بدهید ما تماس بگیرم و جلوی انتقال را بگیریم. اما آن‌ها هم سرعت و خشونت کارشان زیاد بود و سرسختی‌ام در اعتراض منجر شد که غلامرضاضیایی که معاون بند ۸ بود با همکاری چند وکیل‌بند و سروکیل‌بند با چندین مشت و لگد مرا به بیرون بند پرت کنند.

ابتدا چند ضربه به سر و صورت و شکم و پهلو زدند و با دو سه لگد بعدش سعی کردند که ماجرا را هم بیاورند و مرا از زیر هشت به بالا بفرستند و ماجرا مثل همیشه تمام شود. اما گویا زیادی سرسخت بودم و نمی‌افتادم و دیگر کار به بیرون کشیده شده بود.

از چند ساعت پیش بارندگی شروع شده بود و در زیر باران چند نفری با مشت و لگد چنان زدند که دیگر نایی برایم نماند و وقتی کنار پله‌های آهنی منتهی به شوفاژخانه قرار داشتم و به سختی تلاش می‌کردم بایستم، به پایین پرتم کردند تا پس از غلتیدن روی پله‌ها روی کفِ آب‌گرفته‌ی ورودی آنجا بیفتم.

تمام بدنم کبود و زخمی شده بود و با آن لباس خیس و سرما در شرایط خوبی نبودم. بعد از این وضعیت آن چند نفری که به ضیایی در ضرب‌وشتم کمک می‌کردند، ضیایی را گرفتند و درحالی‌که به من دشنام می‌دادند، او را بردند که من ارزشِ بیشتر کتک‌خوردن ندارم و خودش را ناراحت نکند.

ضیایی عاشق ماجراجویی‌های زندان بود و مهمترین خاطرات و لحظاتش به بازداشتِ فراری‌های زندان (عدمِ بازگشت پس از پایانِ مرخصی) مربوط بود که چگونه وارد خانه‌ها می‌شوند یا چگونه غافلگیرشان می‌کرده است یا چگونه ضرب‌وشتم می‌کرده‌اند.

دستگاه امنیتی و زندان پر است از نیروهای ماجراجویی که شیفته‌ی اسلحه و سرعت و اقدامات فراقانونی‌اند. بارها با آن‌ها برخورد داشته‌ام. تیم‌های انتقال و عملیاتی که عشقِ استفاده از اسلحه و دستبند دارند و راننده‌هایی که یک چراغ گردان بگذارند و با سرعت غیرمجاز در مسیرهای غیرمجاز بروند.

البته با پیگیری دوستانم در بند و تماس با دادگستری تهران و فشار فعالان سیاسی و خانواده‌ها کمتر از ۲ ساعت در آن وضع نماندم و افسر جانشین زندان به بند ۸ آمد و پس از یک دلجویی مرا به بند فرستادند و یک دکتر هم آمد و مقداری مسکن داد و رفت.

اصرار داشتم به بیمارستان یا بهداری بروم و دقیق معاینه شوم و آثار ثبت شود که تا چندین روز به تعویق انداختند. تا چندین روز به شدت مریض بودم و بدنم به‌حدی درد داشت که علی‌رغم اصرار به نخوردنِ مُسکن در زندان، مجبور شدم که تا یک هفته، روز را چون شب بگذرانم.

بعدها گفتند که ضیایی چند ماهی از کار معلق شده است و در پرونده‌اش نیز درج شده است. تا ۲-۳ماه او را ندیدم. وقتی برگشت سعی کرد که خیلی دوستانه و گرم برخورد کند و تقصیر را گردن سروکیل‌بند و یک زندانی دیگر بیاندازد که آن‌ها را به بند یا زندان دیگری فرستادند و خودش سریع رشد کرد!

#نرگس_محمدی
#ضیایی #مجید_توکلی #شکنجه #زندان_اوین

تصویر سمت راست مجید توکلی، بالا سمت چپ ضیایی و پایین سمت چپ نرگس محمدی

@Tavaana_TavaanaTech