Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان «من» و «هستی» در جهان و اندیشه مارتین بوبر
مارتین بوبر برای «من»، فیلسوفی نیست که در کتابخانههای تاریک به دنبال حقیقت گشته باشد؛ او علاوه بر دانشگاه فیلسوف «خیابان» و «مواجهه» است. در جهانی که ما یاد گرفتهایم همهچیز را به «شیء» تبدیل کنیم تا بهتر مصرفش کنیم، بوبر ایستاده و با صدایی آرام اما قاطع میگوید: «در آغاز، رابطه بود.»
او تمام زیست انسانی را در دو کلمه خلاصه میکند: «من-آن» و «من-تو». غمنامه زندگی مدرن از نگاه بوبر این است که ما در مرداب «من-آن» غرق شدهایم.
در این ساحت، ما با دیگران نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک وسیله، یک آمار یا یک مانع روبرو میشویم. وقتی با راننده تاکسی حرف میزنیم تا فقط به مقصد برسیم، یا وقتی در شبکههای اجتماعی به دنبال «تایید» هستیم، در حال تقلیل دادن جهان به «آن» (It) هستیم. در این فضا، هیچکس واقعا حضور ندارد؛ ما تنها با سایهها معامله میکنیم.
اما بوبر ما را به قلمروی «من-تو» فرا میخواند. گفتوگو در اندیشه او، فراتر از تبادل کلمات است؛ نوعی «رویداد» است. در گفتوگوی حقیقی، من تمام پیشفرضها، ابزارها و نقشههایم را زمین میگذارم تا با «تو» در «حضور کامل وجود» روبرو شوم. در این لحظه، «تو» دیگر ابزاری برای رسیدن به اهداف من نیستی، بلکه تمام جهان منی و من نیز هم.
بوبر معتقد است در این «میانگاه» است که حقیقت متولد میشود.
او به زیبایی میگوید که هیچکس نمیتواند همیشه در حالت «من-تو» بماند؛ نان روزانه ما در دنیای «من-آن» پخته میشود. اما فاجعه آنجاست که انسانیت ما در این دنیای ابزاری گم شود. از نظر او، هر بار که ما صمیمانه و بدون نقاب با انسانی دیگر، با یک اثر هنری یا حتی با طبیعت وارد گفتوگو میشویم، در واقع در حال لمس کردن «تویِ ازلی» یا همان خداوند هستیم.
در دنیای امروز که لبریز از تکگوییهای بلند در لباس گفتوگوست، پیام بوبر حیاتیتر از همیشه است: هویت ما در انزوا شکل نمیگیرد.
ما تنها زمانی «من» میشویم که جرئت کنیم به دیگری بگوییم «تو». گفتوگو برای بوبر، تنها راه نجات از تنهایی وجودی و تنها مسیر برای بازگشت به «توی ابدی» است. او به ما میآموزد که برای انسان بودن، باید یاد بگیریم که دوباره با جهان «حرف بزنیم»، نه اینکه فقط از آن «استفاده کنیم».
#مارتین_بوبر #فلسفه #گفت_و_گو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارتین بوبر برای «من»، فیلسوفی نیست که در کتابخانههای تاریک به دنبال حقیقت گشته باشد؛ او علاوه بر دانشگاه فیلسوف «خیابان» و «مواجهه» است. در جهانی که ما یاد گرفتهایم همهچیز را به «شیء» تبدیل کنیم تا بهتر مصرفش کنیم، بوبر ایستاده و با صدایی آرام اما قاطع میگوید: «در آغاز، رابطه بود.»
او تمام زیست انسانی را در دو کلمه خلاصه میکند: «من-آن» و «من-تو». غمنامه زندگی مدرن از نگاه بوبر این است که ما در مرداب «من-آن» غرق شدهایم.
در این ساحت، ما با دیگران نه به عنوان یک انسان، بلکه به عنوان یک وسیله، یک آمار یا یک مانع روبرو میشویم. وقتی با راننده تاکسی حرف میزنیم تا فقط به مقصد برسیم، یا وقتی در شبکههای اجتماعی به دنبال «تایید» هستیم، در حال تقلیل دادن جهان به «آن» (It) هستیم. در این فضا، هیچکس واقعا حضور ندارد؛ ما تنها با سایهها معامله میکنیم.
اما بوبر ما را به قلمروی «من-تو» فرا میخواند. گفتوگو در اندیشه او، فراتر از تبادل کلمات است؛ نوعی «رویداد» است. در گفتوگوی حقیقی، من تمام پیشفرضها، ابزارها و نقشههایم را زمین میگذارم تا با «تو» در «حضور کامل وجود» روبرو شوم. در این لحظه، «تو» دیگر ابزاری برای رسیدن به اهداف من نیستی، بلکه تمام جهان منی و من نیز هم.
بوبر معتقد است در این «میانگاه» است که حقیقت متولد میشود.
او به زیبایی میگوید که هیچکس نمیتواند همیشه در حالت «من-تو» بماند؛ نان روزانه ما در دنیای «من-آن» پخته میشود. اما فاجعه آنجاست که انسانیت ما در این دنیای ابزاری گم شود. از نظر او، هر بار که ما صمیمانه و بدون نقاب با انسانی دیگر، با یک اثر هنری یا حتی با طبیعت وارد گفتوگو میشویم، در واقع در حال لمس کردن «تویِ ازلی» یا همان خداوند هستیم.
در دنیای امروز که لبریز از تکگوییهای بلند در لباس گفتوگوست، پیام بوبر حیاتیتر از همیشه است: هویت ما در انزوا شکل نمیگیرد.
ما تنها زمانی «من» میشویم که جرئت کنیم به دیگری بگوییم «تو». گفتوگو برای بوبر، تنها راه نجات از تنهایی وجودی و تنها مسیر برای بازگشت به «توی ابدی» است. او به ما میآموزد که برای انسان بودن، باید یاد بگیریم که دوباره با جهان «حرف بزنیم»، نه اینکه فقط از آن «استفاده کنیم».
#مارتین_بوبر #فلسفه #گفت_و_گو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
Forwarded from گفتوشنود
مارتین بوبر
دیالوگ وجودی و پذیرش دیگری به مثابه «تو»
ورق بزنید
مارتین بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵)، فیلسوف و متکلم اتریشی-اسرائیلی، یکی از پیشگامان فلسفه گفتگو (Dialogical Philosophy) در قرن بیستم است. او بیش از هر چیز به خاطر اثر ماندگارش، کتاب «من و تو» (I and Thou)، شناخته میشود. بوبر با نگاهی پدیدارشناسانه به روابط انسانی، معتقد بود که «بودن» همواره «همراه بودن» است و حقیقت وجود انسان در فضای میان «من» و «دیگری» نهفته است.
نظریه «من و تو»؛
پذیرش به مثابه ملاقات هستیشناسانه
از دیدگاه بوبر، رواداری و پذیرش دیگری تنها یک رفتار اجتماعی نیست، بلکه یک «رخداد وجودی» است. او برای تبیین این پذیرش، دو نوع رابطه را تفکیک میکند:
۱. رابطه «من-آن» (I-It):
در این رابطه، ما دیگری را به مثابه یک ابزار، یک شی یا یک موجود طبقهبندیشده میبینیم. وقتی دیگری را در قالبهایِ پیشفرض (ملیت، دین، یا نقش اجتماعی) میبینیم، او را به «آن» تبدیل کردهایم. اینجاست که رواداری بیمعنا میشود، زیرا ما صرفا با یک ابژه روبرو هستیم.
۲. رابطه «من-تو» (I-Thou):
رواداری حقیقی در این ساحت متولد میشود. در این رابطه، ما با دیگری نه به عنوان یک هدف برای رسیدن به چیزی، بلکه به عنوان یک «موجود زنده و بیهمتا» روبرو میشویم. پذیرش دیگری در نگاه بوبر یعنی حضور کامل من در برابر او؛ بدون قضاوت و بدون واسطه. این پذیرش، دیدن «چهره» و «تفرد» دیگری است.
۳. گفتگو به مثابه فضای میانی (The Between):
بوبر معتقد است که رواداری در «فضای میان دو نفر» شکل میگیرد. در یک گفتگوی اصیل، ما به دنبال غلبه بر دیگری یا تحمیلِ عقیده نیستیم، بلکه به دنبال «ملاقات» هستیم. پذیرش دیگری یعنی گشودن این فضا تا حقیقت بتواند در گفتگو میان ما ظهور کند.
پذیرش در نگاه بوبر، یک کنش فعال و ایثارگرانه است. او معتقد است که ما تنها زمانی انسان کاملی هستیم که بتوانیم به دیگری «سلام کنیم» و او را در تمامیت وجودش بپذیریم. جامعه روادار از منظر بوبر، جامعهای نیست که قوانین سختگیرانه برای مدارا دارد، بلکه جامعهای است که در آن «گفتگوی من و تو» زنده است و افراد، دیگری را نه به عنوان یک «دیگر غریبه»، بلکه به عنوان یک «تو» ارزشمند به رسمیت میشناسند.
#مارتین_بوبر #دیگری #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیالوگ وجودی و پذیرش دیگری به مثابه «تو»
ورق بزنید
مارتین بوبر (۱۸۷۸–۱۹۶۵)، فیلسوف و متکلم اتریشی-اسرائیلی، یکی از پیشگامان فلسفه گفتگو (Dialogical Philosophy) در قرن بیستم است. او بیش از هر چیز به خاطر اثر ماندگارش، کتاب «من و تو» (I and Thou)، شناخته میشود. بوبر با نگاهی پدیدارشناسانه به روابط انسانی، معتقد بود که «بودن» همواره «همراه بودن» است و حقیقت وجود انسان در فضای میان «من» و «دیگری» نهفته است.
نظریه «من و تو»؛
پذیرش به مثابه ملاقات هستیشناسانه
از دیدگاه بوبر، رواداری و پذیرش دیگری تنها یک رفتار اجتماعی نیست، بلکه یک «رخداد وجودی» است. او برای تبیین این پذیرش، دو نوع رابطه را تفکیک میکند:
۱. رابطه «من-آن» (I-It):
در این رابطه، ما دیگری را به مثابه یک ابزار، یک شی یا یک موجود طبقهبندیشده میبینیم. وقتی دیگری را در قالبهایِ پیشفرض (ملیت، دین، یا نقش اجتماعی) میبینیم، او را به «آن» تبدیل کردهایم. اینجاست که رواداری بیمعنا میشود، زیرا ما صرفا با یک ابژه روبرو هستیم.
۲. رابطه «من-تو» (I-Thou):
رواداری حقیقی در این ساحت متولد میشود. در این رابطه، ما با دیگری نه به عنوان یک هدف برای رسیدن به چیزی، بلکه به عنوان یک «موجود زنده و بیهمتا» روبرو میشویم. پذیرش دیگری در نگاه بوبر یعنی حضور کامل من در برابر او؛ بدون قضاوت و بدون واسطه. این پذیرش، دیدن «چهره» و «تفرد» دیگری است.
۳. گفتگو به مثابه فضای میانی (The Between):
بوبر معتقد است که رواداری در «فضای میان دو نفر» شکل میگیرد. در یک گفتگوی اصیل، ما به دنبال غلبه بر دیگری یا تحمیلِ عقیده نیستیم، بلکه به دنبال «ملاقات» هستیم. پذیرش دیگری یعنی گشودن این فضا تا حقیقت بتواند در گفتگو میان ما ظهور کند.
پذیرش در نگاه بوبر، یک کنش فعال و ایثارگرانه است. او معتقد است که ما تنها زمانی انسان کاملی هستیم که بتوانیم به دیگری «سلام کنیم» و او را در تمامیت وجودش بپذیریم. جامعه روادار از منظر بوبر، جامعهای نیست که قوانین سختگیرانه برای مدارا دارد، بلکه جامعهای است که در آن «گفتگوی من و تو» زنده است و افراد، دیگری را نه به عنوان یک «دیگر غریبه»، بلکه به عنوان یک «تو» ارزشمند به رسمیت میشناسند.
#مارتین_بوبر #دیگری #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2💔1