Forwarded from گفتوشنود
حکومت تحمیلی دینی، اعدام و خشونت بیپایان مذهبی
چرا «لا اکراه فی الدین» کار نمیکند؟
ورق بزنید
نظام ولایت فقیه بزرگترین نمود تحمیل دین بر یک جامعه و کشور است: یک فرقه مذهبی که مهمترین مناصب تصمیمگیری و قدرت را به شکلی مستبدانه به انحصار خود درآورده و کسانی را که خواهان تغییر و گذار از این وضع هستند، با عنوان «دشمنان خدا» با شدیدترین اشکال خشونت تهدید، مجازات و اعدام میکند. چرا آیه «لا اکراه فی الدین» (که اغلب بهعنوان شاهدی بر آزادی دین در اسلام مطرح میشود)، نتوانسته جامعه مذهبی باورمندان را به جایی برساند که مانع اجباری شدن دین و وقوع چنین
جنایاتی شوند؟
▪️تفسیر، تفسیر، تفسیر!
ادبیات دینی از یک سو، وتفسیرزدگی دین از سوی دیگر، بهگونهای است که تقریبا هیچ جمله یا قاعدهای دارای یک معنی واقعی، مشخص و مستحکم باقی نمیماند. در سنت دینی، تقریبا هر دستور یا آموزه را میتوان با استفاده از تکنیکهای بازی با زبان و دستکاری معنی، آنقدر تفسیر کرد که در نهایت معنایی دلبخواهی از آن بیرون کشید. مثلا مومنان بهراحتی میتوانند ادعا کنند «لا اکراه فی الدین» فقط برای مسلمانان (گروه فیالدین) است، و شامل کسانی که از دید آنان خارج از دین هستند
نمیشود.
▪️تناقضات دروندینی
در بعضی ادیان بهندرت میتوان آموزه یا دستوری یافت، که آموزه یا دستوری متضاد یا جایگزین آن در خود همان دین وجود نداشته باشد. به همین دلیل فقها بهراحتی میتوانند بسته به شرایط، منافع و موقعیت از یک آیه یا حدیث خاص استفاده کنند و در صورت لزوم، در زمانی دیگر به آیه یا حدیثی با جهتگیری متفاوت استناد کنند. برای مثال، در کنار لااکراه فیالدین، تعابیری مانند «اشدا علی الکفار» نیز وجود دارد؛ یعنی مومنان در برابر کافران سختگیرند. در آیات دیگر نیز از جنگ، جزیه، مجازات و مرزبندی میان مومن و کافر سخن گفته میشود. پس برای یک مومن دشوار نیست که در صورت تمایل به آیه دیگری استناد کند و اهداف و اعمال خود را موجه جلوه
دهد.
▪️سنتها و عادتهای مذهبی
منبع رفتار افراد یا جوامع مذهبی و فرقهای همیشه فقط متن و آموزه نیست. آنان به سنتها، رفتار پیشینیان، فقه تاریخی، سیره پیامبران و رهبران دینی و عادتهایی که طی قرنها عادی شدهاند نیز نگاه میکنند. در نتیجه حتی اگر یک آیه در ظاهر بر نبود اجبار تاکید کند، مجموعه بزرگی از سنتها و احکام تاریخی میتواند در عمل جهت دیگری ایجاد کند. در چنین ساختاری، یک جمله مانند «لا اکراه فی الدین» باید نه فقط با یک تفسیر دیگر، بلکه با قرنها رفتار پیامبران، فقه، سنت و عادت هم رقابت کند.
▪️وقتی دین نهاد حکومت را غصب میکند
حکومت، بهطور طبیعی، با قدرت، اجبار، قانون، مجازات و اعمال اقتدار سروکار دارد. وقتی یک دین یا فرقه مذهبی نهاد حکومت را قبضه میگیرد، آموزههای اخلاقی آن بهتدریج ممکن است کارکردی کاملا متفاوت پیدا کنند. جملهای مانند «لا اکراه فی الدین» تا زمانی میتواند یک توصیه اخلاقی باشد که دین برای تحمیل خود به پلیس، دادگاه، زندان و نیروی نظامی متکی نباشد، و امری فردی و وجدانی و آزاد باقی بماند. اما وقتی همان دین به ایدئولوژی رسمی حکومت تبدیل شود، نباید از فاسد شدن آن تعجب کرد.
#نفد_دین #حکومت_دینی #دین_حکومتی #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا «لا اکراه فی الدین» کار نمیکند؟
ورق بزنید
نظام ولایت فقیه بزرگترین نمود تحمیل دین بر یک جامعه و کشور است: یک فرقه مذهبی که مهمترین مناصب تصمیمگیری و قدرت را به شکلی مستبدانه به انحصار خود درآورده و کسانی را که خواهان تغییر و گذار از این وضع هستند، با عنوان «دشمنان خدا» با شدیدترین اشکال خشونت تهدید، مجازات و اعدام میکند. چرا آیه «لا اکراه فی الدین» (که اغلب بهعنوان شاهدی بر آزادی دین در اسلام مطرح میشود)، نتوانسته جامعه مذهبی باورمندان را به جایی برساند که مانع اجباری شدن دین و وقوع چنین
جنایاتی شوند؟
▪️تفسیر، تفسیر، تفسیر!
ادبیات دینی از یک سو، وتفسیرزدگی دین از سوی دیگر، بهگونهای است که تقریبا هیچ جمله یا قاعدهای دارای یک معنی واقعی، مشخص و مستحکم باقی نمیماند. در سنت دینی، تقریبا هر دستور یا آموزه را میتوان با استفاده از تکنیکهای بازی با زبان و دستکاری معنی، آنقدر تفسیر کرد که در نهایت معنایی دلبخواهی از آن بیرون کشید. مثلا مومنان بهراحتی میتوانند ادعا کنند «لا اکراه فی الدین» فقط برای مسلمانان (گروه فیالدین) است، و شامل کسانی که از دید آنان خارج از دین هستند
نمیشود.
▪️تناقضات دروندینی
در بعضی ادیان بهندرت میتوان آموزه یا دستوری یافت، که آموزه یا دستوری متضاد یا جایگزین آن در خود همان دین وجود نداشته باشد. به همین دلیل فقها بهراحتی میتوانند بسته به شرایط، منافع و موقعیت از یک آیه یا حدیث خاص استفاده کنند و در صورت لزوم، در زمانی دیگر به آیه یا حدیثی با جهتگیری متفاوت استناد کنند. برای مثال، در کنار لااکراه فیالدین، تعابیری مانند «اشدا علی الکفار» نیز وجود دارد؛ یعنی مومنان در برابر کافران سختگیرند. در آیات دیگر نیز از جنگ، جزیه، مجازات و مرزبندی میان مومن و کافر سخن گفته میشود. پس برای یک مومن دشوار نیست که در صورت تمایل به آیه دیگری استناد کند و اهداف و اعمال خود را موجه جلوه
دهد.
▪️سنتها و عادتهای مذهبی
منبع رفتار افراد یا جوامع مذهبی و فرقهای همیشه فقط متن و آموزه نیست. آنان به سنتها، رفتار پیشینیان، فقه تاریخی، سیره پیامبران و رهبران دینی و عادتهایی که طی قرنها عادی شدهاند نیز نگاه میکنند. در نتیجه حتی اگر یک آیه در ظاهر بر نبود اجبار تاکید کند، مجموعه بزرگی از سنتها و احکام تاریخی میتواند در عمل جهت دیگری ایجاد کند. در چنین ساختاری، یک جمله مانند «لا اکراه فی الدین» باید نه فقط با یک تفسیر دیگر، بلکه با قرنها رفتار پیامبران، فقه، سنت و عادت هم رقابت کند.
▪️وقتی دین نهاد حکومت را غصب میکند
حکومت، بهطور طبیعی، با قدرت، اجبار، قانون، مجازات و اعمال اقتدار سروکار دارد. وقتی یک دین یا فرقه مذهبی نهاد حکومت را قبضه میگیرد، آموزههای اخلاقی آن بهتدریج ممکن است کارکردی کاملا متفاوت پیدا کنند. جملهای مانند «لا اکراه فی الدین» تا زمانی میتواند یک توصیه اخلاقی باشد که دین برای تحمیل خود به پلیس، دادگاه، زندان و نیروی نظامی متکی نباشد، و امری فردی و وجدانی و آزاد باقی بماند. اما وقتی همان دین به ایدئولوژی رسمی حکومت تبدیل شود، نباید از فاسد شدن آن تعجب کرد.
#نفد_دین #حکومت_دینی #دین_حکومتی #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍4👌1