آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.3K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
«نظام پسا‌توتالیتر» یعنی چه؟ تفاوت آن با دیکتاتوری کلاسیک چیست؟

از ریش و انگشتر تا اطاعت پنهان

یکی از مفاهیم مهم کتاب قدرتِ بی‌قدرتان، «پسا‌توتالیتاریسم» و «نظام پسا‌توتالیتر» است.
این مفهوم مقداری ابهام‌آفرین است که قصد دارم در این پست، برای ابهام‌زدایی، کمی در مورد آن صحبت کنم.
✍️دکتر حسین اکبری‌نسب

هاول در یکی از بخش‌های ابتدایی کتاب، در مورد این نام‌گذاری صحبت می‌کند و اعتراف می‌کند که عبارت دقیقی نیست، اما ناچار است برای نام‌گذاری نظام حاکم بر کشورش در آن دوران، از آن استفاده کند تا تمایز آن نظام را با دیکتاتوری‌های کلاسیک مشخص نماید.
ابهامی که ایجاد می‌شود به‌خاطر واژه‌ی پُست است؛ یکی از معانی مرسوم آن «عبور و گذشتن» است که در این صورت، معنای کلی عبارت هاول «عبور از دیکتاتوری» خواهد بود.

هاول همان‌جا توضیح می‌دهد که منظورش القای این معنا نیست، چون آن جامعه هنوز از دیکتاتوری عبور نکرده است. بلکه منظور او «تفاوت» است: تفاوت با امری که هم‌زمان از آن عبور صورت نگرفته است.

بنابراین، نظام پسا‌توتالیتر متفاوت با نظام توتالیتر است، اما هنوز از آن عبور نکرده و آن را هم در دل خود دارد.

به‌عبارتی، نظام پسا‌توتالیتر، نوعی از توتالیتاریسم است که با توتالیتاریسم کلاسیک فرق‌هایی دارد.
در نظام توتالیتر، حاکمیت مبتنی بر زور و اجبار و اعمال مستقیم، واضح و آشکار قدرت است. اما در نظام پسا‌توتالیتر، لزوماً زور و اجبار اعمال نمی‌شود، بلکه بخش مهمی از سلطه از طریق ایدئولوژی و مشارکت افراد تحت سلطه در مناسک آن ایدئولوژی اعمال می‌شود.

نقطه‌ی عزیمت هاول در مورد ایدئولوژی، تعریف کارل مارکس است که ایدئولوژی را نوعی آگاهیِ کاذب تعریف می‌کند که کار آن، قلب حقیقت است!
از نظر مارکس، ایدئولوژی دروغ و توهمی بزرگ است که جای حقایق را می‌گیرد و به شکلی دردناک و فاجعه‌بار، باورپذیر است.

به‌نظر هاول، نظام پسا‌توتالیتر از باورپذیری ایدئولوژی و توهمات ایدئولوژیک استفاده می‌کند و مردمان تحت سلطه را با خود همراه می‌سازد.
مردم تحت سلطه با مشارکت در انواع مناسک ایدئولوژیک، چه در اشکال کارناوالی و تجمعی و نمایشی، چه در الفاظ زبانی و چه در به‌کارگیری تصاویر و انجام اداها و اطوار و حتی نوع لباس پوشیدن، عملاً آن ایدئولوژی را برمی‌سازند و سرپا نگه می‌دارند و از این طریق، سلطه‌ی آن نظام بر خود را تسهیل می‌کنند.

مثلاً گذاشتن ریش بلند توسط مردان و نامیدن آن به نام «محاسن»، دست کشیدن‌های گاه‌ و بی‌گاه بر این محاسن، یا پوشیدن پیراهن در وضعیتی که روی شلوار قرار گیرد، انداختن چند انگشتر با نگین‌های درشت در انگشتان دست، یا نوع یقه خاص و ادای الفاظ مرسوم مذهبی توسط اشخاص، در دهه‌های اول پس از انقلاب اسلامی، بخشی از همین مناسک ایدئولوژیک بودند.
هاول مجموعه‌ی این مناسک را یک پانارومای کامل توصیف می‌کند که قطعات آن توسط مردم تحت سلطه در اشکال گوناگون جورچین می‌شود.
مردم با مشارکت در ساختن لحظه‌به‌لحظه‌ی این پاناروما، اطاعت خود از نظام پسا‌توتالیتر را نشان می‌دهند و با آن همراه می‌شوند.

اصلاً نظام پسا‌توتالیتر، مجموعه‌ی همین مناسک و اداها و اطوار است، بعلاوه‌ی اهدافی که حاکمان برای آن در نظر گرفته‌اند؛ و هر جا که لازم باشد برای پیش بردن آن به زور هم متوسل می‌شوند.
اما واقعیت آن است که زور همین مناسک از زور قدرت قهری حاکمیت بیشتر است؛ چون تعداد آن‌ها عملاً بی‌شمار است (این مناسک عملاً همه‌جا و در هر لحظه هستند و آدم را وادار به مشارکت می‌کنند. هر جا که چشم باز کنی، حتی در رفتارهای شخصی و عادت‌شده‌ی آدم‌ها حضور دارند و تکرار می‌شوند.)
مجموعه‌ی این مناسک، در نهایت همان چنبره‌ی دروغ، ریا و تزویر است که مردم در آن گرفتار می‌شوند و خروج از آن زمانی دشوار می‌شود که حضور در این چنبره، از طرف نظام حاکم که کنترل سیستم اقتصادی را هم در دست دارد، با پاداش همراه می‌شود!
به شکلی که اطاعت و حضور در مناسک ایدئولوژیک، مساوی با تأمین منافع است و خروج از این چنبره و قرار گرفتن در دایره‌ی حقیقت، معادل از دست دادن منافع و چه‌بسا آغاز تنبیه‌های گوناگون است.

در نهایت، هاول این پیچیدگی سلطه را با اعمال مستقیم قدرت توسط دیکتاتوری‌های کلاسیک متفاوت می‌داند و بر این پیچیدگی، نام «نظام پسا‌توتالیتر» را می‌نهد و در پایان فایل سه، سعی می‌کند تفاوت‌های آن با نظام دیکتاتوری کلاسیک را بیان نماید.


#توتالیتتریسم #پساتوتالیتر #دیکتاتوری #استبداد_دینی #نظام_ایدئولوژیک #واتسلاو_هاول #حسین_اکبری_نسب #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍13❤4
مصطفی آل‌احمد، نویسنده، فیلمساز و نقاش ایرانی، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با تشریح مفهوم «نظام پساتوتالیتر» می‌نویسد در این مرحله، حکومت اگرچه ساختار قدرت خود را حفظ می‌کند، اما ایدئولوژی دیگر نقش یک باور را ندارد و صرفاً به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل می‌شود. او با استناد به دیدگاه‌های واتسلاف هاول و هانا آرنت، فرسایش ایمان به ایدئولوژی، گسترش شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم و فاصله گرفتن قدرت از مشروعیت را از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره برمی‌شمارد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

🔲 دوران پساتوتالیتر

مصطفا آل‌احمد

نظام پساتوتالیتر، Post-totalitarian regime مرحله‌ای است که یک حکومت توتالیتر ساختار قدرت خود را حفظ کرده است، اما نیروی محرک آن، یعنی باور به ایدئولوژی، رو به فرسایش می‌رود. در این مرحله، ایدئولوژی پیش از آن که یک «باور» باشد به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل می‌شود. در این دوره شعارها باید تکرار شوند، اما الزاما کسی به این شعارها ایمان ندارد. در موقعیت پساتوتالیتر حتی بخشی از کارگزاران حکومت نیز مناسک و شعارهای رسمی را نه از سر اعتقاد، بلکه برای پرهیز از هزینه‌های شخصی و حفظ نظام تکرار می‌کنند. در این جا همانطور که واتسلاف هاول می‌گوید، نظام، سال‌های طولانی زیر سقفی از دروغ به حیات خود ادامه می‌دهد. این حالت، نظام را به یک تئاتر ابزورد تبدیل می‌کند که بازیگرانش می‌دانند در نمایشی دروغین ایفای نقش می‌کنند که مخاطبی ندارد، اما صحنه را ترک نمی‌کنند.
در این مرحله، رهبر توتالیتر نیز به‌ تدریج از جایگاه یک شخصیت کاریزماتیک و مقتدر فاصله می‌گیرد. نقش او پیش از آن‌ که هدایت‌گر باشد، به یک رهبر صوری تنزل پیدا می‌کند. در این مرحله و همانطور که هانا آرنت می‌گوید بخش مهمی از تصمیمات و اداره کشور به شبکه‌ای از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، قضایی و بوروکراتیک واگذار می‌شود؛ نهادهایی که مأموریت اصلی‌شان حفظ ساختار قدرت است و نه حکومت‌داری.
هم‌زمان، فاصله‌ی میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم روز به روز عمیق‌تر می‌شود. در چنین وضعیتی، رانت، فساد و ناشایست‌سالاری بیش از پیش به ابزار حفظ شبکه‌های قدرت تبدیل می‌شوند.
در این شرایط، رژیم پساتوتالیتر الزاماً در آستانه فروپاشی نیست؛ اما وارد مرحله‌ای شده است که مهم‌ترین سرمایه خود، یعنی ایمان به ایدئولوژی را از دست داده است. از همین‌جا، شکاف میان «قدرت» و «مشروعیت» آغاز می‌شود، شکافی که نظام را از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیک‌تر می‌کند.

#مصطفا_آل_احمد

#پساتوتالیتر
#post_totalitarianism

@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤2👌1