آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.4K photos
40.7K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
سینا کاظمی، دانشجوی مهندسی نرم‌افزار، قربانی شلیک مستقیم نیروهای حکومتی شد

سینا کاظمی، ۲۲ ساله، دانشجوی ترم آخر مهندسی نرم‌افزار، گیتاریست و ورزشکار، در شامگاه خونین ۱۸ دی‌ماه در منطقه تهرانپارس با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی از پشت هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

سینا از جوانان خلاق، پرانرژی و آینده‌داری بود که زندگی‌اش را با موسیقی، ورزش و علم پیوند زده بود. او نه مجرم بود و نه مسلح؛ تنها یک شهروند معترض بود که برای آزادی و کرامت انسانی به خیابان آمده بود.

شلیک از پشت به یک جوان بی‌دفاع، مصداق روشن قتل فراقانونی و جنایتی آشکار علیه شهروندان غیرمسلح است. قتل سینا کاظمی، بخشی از سرکوب سازمان‌یافته‌ای است که در جریان اعتراضات سراسری، جان ده‌ها و صدها جوان ایرانی را گرفته است.
نام و یاد سینا کاظمی به‌عنوان نماد نسل آزادی‌خواه ایران، در حافظه تاریخی مردم خواهد ماند.
او را کشتند، اما رؤیای آزادی را نه.

#سینا_کاظمی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊32
تیر خلاص به مجروحان در بیمارستان کاشانی اصفهان؛ روایت قتل حسین رحیمی

بر اساس گزارش‌های متعدد رسیده از اصفهان، نیروهای حکومتی در اقدامی سازمان‌یافته، به شمار زیادی از مجروحان تیراندازی‌های خیابانی در بیمارستان‌های این شهر تیر خلاص زده‌اند. یکی از قربانیان این جنایت، حسین رحیمی، ۴۴ ساله، بوده است.

روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، هنگام غروب، حسین رحیمی از خودروی خود پیاده می‌شود تا به جمعیتی که مقابل خانه‌اش در اصفهان تجمع کرده بودند بپیوندد. او هنوز به جمعیت نرسیده بود که هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و دو گلوله جنگی به پایش اصابت کرد.

حسین در حالی که به‌شدت مجروح شده بود، به بیمارستان کاشانی منتقل شد. اما نیمه‌شب همان روز، در شرایطی بسیار بحرانی، نیروهای حکومتی به بیمارستان حمله کردند. طبق این گزارش‌ها، این حمله با هدف حذف مجروحان صورت گرفت و در جریان آن، به حسین رحیمی و بسیاری دیگر از زخمی‌ها به‌طور عمدی تیر خلاص شلیک شد. او در همان شب جان خود را از دست داد.
پس از این جنایت، پیکر حسین رحیمی به باغ رضوان اصفهان منتقل و به خاک سپرده شد. خانواده او تحت شدیدترین فشارهای امنیتی قرار گرفتند و اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسم عزاداری به آنان داده نشد.

این رویداد، نمونه‌ای آشکار از نقض فاحش و سازمان‌یافته حقوق بشر در ایران است؛ جایی که حتی مجروحان بی‌دفاع در محیط درمانی نیز از خشونت و کشتار در امان نیستند. تیر خلاص زدن به زخمی‌ها در بیمارستان، مصداق روشن جنایت علیه بشریت و نشانه‌ای از عمق خشونت ساختاری حاکمیت علیه شهروندان معترض است.
یاد حسین رحیمی و دیگر جان‌باختگان این جنایت‌ها، فریاد خاموشی است برای عدالت، حقیقت و پاسخگویی عاملان این کشتار.


#حسین_رحیمی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔234

جاویدنام فاطمه عبدالهی، ۴۲ ساله، قربانی تیراندازی نیروهای حکومتی در تهران‌پارس

فاطمه عبدالهی، متولد ۱۳۶۲، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه در منطقه تهران‌پارس هدف شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او با اصابت دو گلوله جنگی، یکی به ناحیه قلب و دیگری به پا، کشته شد. بنا بر اطلاعات رسیده، شلیک از پشت صورت گرفته و گلوله نخست به پای او اصابت کرده است.

یکی از آشنایان فاطمه عبدالهی می‌گوید که او کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. حدود یک تا دو سال از ازدواجش می‌گذشت. او پیش از ازدواج، بیش از ۲۰ سال در حوزه پوشاک فعالیت می‌کرد و بانویی زحمتکش، پرتلاش و سختی‌کشیده بود. پس از سال‌ها کار و رنج، تازه طعم آرامش و لذت زندگی را می‌چشید؛ اما این فرصت کوتاه نیز با گلوله‌های سرکوب از او گرفته شد.

خانواده‌اش او را «چراغ خانه» می‌دانند؛ کسی که بیش از همه هوای پدر و مادرش را داشت و ستون عاطفی خانواده بود.

قتل فاطمه عبدالهی نمونه‌ای دیگر از شلیک مستقیم به شهروندان غیرمسلح و سرکوب خونین معترضان است؛ جنایتی که زنان، مردان و جوانان این سرزمین را بدون هیچ تمایزی هدف قرار می‌دهد و نشان‌دهنده عمق خشونت ساختاری حاکمیت علیه مردم است.

یاد و نام فاطمه عبدالهی، این زن زحمتکش و زندگی‌دوست، به‌عنوان نمادی از بی‌عدالتی و جنایت، در حافظه جمعی مردم ایران باقی خواهد ماند.

#فاطمه_عبدالهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت



@Tavaana_TavaanaTech
💔222🕊2

جاویدنام ساجده کریمی، قربانی شلیک مستقیم در آستانه اشرفیه

ساجده کریمی، شهروند اهل آستانه اشرفیه، در حالی که دست در دست مادرش و مقابل حرم این شهر حضور داشت، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.

بر اساس روایت رسیده، ساجده بدون هیچ درگیری یا تهدیدی، هدف تیراندازی قرار گرفت و در برابر چشمان مادرش جان باخت.

مادر او، در شوکی وصف‌ناپذیر و از ترس اینکه مأموران پیکر فرزندش را با خود ببرند، تا صبح جنازه دخترش را به خانه منتقل کرد و کنار خود نگه داشت. روایتی که عمق وحشت، بی‌پناهی و خشونتی را نشان می‌دهد که خانواده‌ها در این روزها با آن روبه‌رو هستند.

قتل ساجده کریمی، آن هم در کنار مادرش و در مکانی مذهبی، تصویری عریان از بی‌اعتنایی کامل نیروهای سرکوب به جان انسان‌ها، حرمت خانواده و حتی حرمت مکان‌های مقدس(از نظر خودشان) است.

یاد ساجده کریمی، دختری که دست در دست مادرش به خاک افتاد، برای همیشه در حافظه مردم این سرزمین باقی خواهد ماند.

#ساجده_کریمی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #آستانه_اشرفیه

@Tavaana_TavaanaTech
💔16🕊5👍1
جاویدنام محمد علیزاده، ۳۴ ساله اهل فومن، کشته‌شده با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی در رشت

محمد علیزاده، ۳۴ ساله، اهل شهرستان فومن، در روز ۱۸ دی‌ماه در شهر رشت با شلیک مستقیم گلوله نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد. او از دوستان دوران کودکی جاویدنام مهران بصیر توانا، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بود و خانواده‌اش می‌گویند هرگز نتوانسته بود داغ از دست دادن مهران را فراموش کند.

در مراسم چهلم مهران بصیر توانا، محمد به دلیل شعار دادن علیه سرکوب و خشونت حکومتی بازداشت شد و به مدت ۱۵ روز در زندان نگهداری شد. نزدیکانش می‌گویند همان بازداشت کوتاه‌مدت نیز نتوانست او را از باورهایش دور کند و سکوت در برابر ظلم برایش غیرقابل قبول بود.

محمد عاشق فوتبال بود و به‌عنوان لیدر تیم فوتبال فومن شناخته می‌شد. میان جوانان شهر محبوبیت داشت و برای گذران زندگی در یک قلیان‌سرا کار می‌کرد. زندگی ساده‌ای داشت اما دلش با درد مردم و خاطره دوست جان‌باخته‌اش گره خورده بود.

مادرش می‌گوید آخرین گفت‌وگویشان پیش از رفتن محمد به خیابان، هنوز لحظه‌به‌لحظه در ذهنش زنده است. به او گفته بود: «محمد نرو خیابون…» و محمد در پاسخ فقط یک جمله گفته بود:
«مگه خون من از بقیه رنگین‌تره؟»

پس از کشته شدن محمد، خانواده‌اش تحت فشار شدید قرار گرفتند. پیکرش به‌صورت شبانه و در سکوت کامل به خاک سپرده شد و اجازه حضور در مراسم تنها به مادر، خواهر و برادرش داده شد. حتی نصب یک پرچم سیاه بر در خانه‌شان نیز ممنوع شد.

بنا بر گفته نزدیکان، خانواده تنها پس از دادن وثیقه موفق به تحویل گرفتن پیکر او شدند و به همین دلیل، اکنون از ترس فشارهای بیشتر، سکوت کرده‌اند و حاضر به گفت‌وگو نیستند.

پیکر محمد علیزاده در امامزاده میرزای فومن، در نزدیکی محل زندگی خانواده‌اش، به خاک سپرده شده است.

#محمد_علیزاده #رشت #فومن #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
14💔12💯1
قتل جاویدنام لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، با شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی در تهرانپارس

لیا لطفعلیان، ۶۷ ساله، از مخاطبان و دنبال‌کنندگان آموزشکده توانا در شبکه‌های اجتماعی، شامگاه نوزدهم دی‌ماه در منطقه ۴ تهران، محله تهرانپارس، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، پیکر او تنها پس از گذشت ده روز به خانواده تحویل داده شده است؛ تأخیری که خانواده را در وضعیت شدید اضطراب و بی‌خبری نگه داشته بود.

خانواده لیا لطفعلیان هم‌اکنون تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارند و حتی اجازه برگزاری مراسم سوگواری یا هرگونه تجمع برای یادبود او به آن‌ها داده نشده است.

قتل یک زن ۶۷ ساله با گلوله جنگی، آن هم تنها به‌دلیل حضور در فضای سرکوب‌شده اعتراضات، نشان‌دهنده ابعاد گسترده خشونت حکومتی علیه شهروندان عادی است؛ خشونتی که نه سن می‌شناسد، نه جنسیت، و نه حرمت جان انسان‌ها.

لیا لطفعلیان یکی از هزاران شهروندی بود که با دنبال کردن فعالیت‌های مدنی و آموزشی، خواهان آگاهی، آزادی و کرامت انسانی بود؛ اما زندگی‌اش با گلوله به پایان رسید و حتی پس از مرگ نیز، خانواده‌اش از ابتدایی‌ترین حق انسانی یعنی سوگواری محروم مانده‌اند.

#لیا_لطفعلیان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔201👍1
Forwarded from گفت‌وشنود

بازداشت آیلین صحراگرد، شهروند بهایی ۲۴ ساله در کرمان

آیلین صحراگرد، شهروند بهایی ۲۴ ساله ساکن کرمان، شامگاه سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه پس از یورش مأموران امنیتی به منزل خانوادگی‌اش بازداشت شد.
بر اساس گزارش‌ها، مأموران که شامل یک زن و هفت مرد بوده‌اند، ضمن تفتیش کامل منزل، شماری از وسایل شخصی از جمله لپ‌تاپ، تلفن‌های همراه تمامی اعضای خانواده و کتاب‌های مذهبی را ضبط کرده‌اند.

این شهروند بهایی پس از شش روز نگهداری در مکان نامعلوم، به زندان مرکزی کرمان منتقل شده است. تاکنون اطلاعاتی درباره اتهامات مطرح‌شده علیه آیلین صحراگرد و وضعیت حقوقی او منتشر نشده است.

بازداشت او در ادامه فشارهای امنیتی بر شهروندان بهایی در کرمان صورت می‌گیرد؛ فشارهایی که با یورش به منازل، ضبط وسایل شخصی و انتقال بازداشت‌شدگان به مکان‌های نامعلوم همراه بوده است.

Aylin SahraGard, a 24-Year-Old Baha’i Citizen in Kerman Arrested

Aylin SahraGard, a 24-year-old Baha’i citizen residing in Kerman, was arrested on Tuesday night, January 13, following a raid by security forces on her family home.

According to reports, the agents—consisting of one woman and seven men—conducted a thorough search of the house and confiscated several personal belongings, including a laptop, the mobile phones of all family members, and religious books.

#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
10
قتل جاویدنام عبدالرئوف شهبازی، ۳۸ ساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی در خرم‌آباد

عبدالرئوف شهبازی، ۳۸ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان ناصرخسرو خرم‌آباد هدف اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.
پس از چند روز پیگیری و بی‌خبری، پیکر او سرانجام در روز ۲۱ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد. به دلیل فشارهای امنیتی، خانواده ناچار شدند مراسم تدفین، سوم و هفتم را به‌صورت همزمان و محدود برگزار کنند.
عبدالرئوف شهبازی مهندس بود و پدرش از بازنشستگان نیروی انتظامی به‌شمار می‌رود.
در گواهی فوت او، «ورود اجسام خارجی متعدد به ناحیه شکم» ثبت شده است؛ عبارتی که نشان‌دهنده اصابت چندین گلوله به بدن اوست و شلیک مستقیم به قصد کشت را تأیید می‌کند.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده عبدالرئوف تحت فشار شدید قرار داشتند تا روایت جعلی حکومت را بپذیرند و فرزندشان را «بسیجی» معرفی کنند؛ روایتی که هدف آن تغییر هویت قربانی و تحریف واقعیت قتل بوده است. با این حال، خانواده از پذیرش این جعل هویت خودداری کردند.

پیکر عبدالرئوف شهبازی تنها پس از امضای تعهدات و طی مراحل امنیتی متعدد به خانواده تحویل داده شد؛ روالی که به الگویی تکرارشونده در برخورد با خانواده جان‌باختگان تبدیل شده است.

قتل عبدالرئوف شهبازی نمونه‌ای دیگر از شلیک مستقیم به شهروندان و تلاش سیستماتیک برای تحریف حقیقت پس از جنایت است؛ جایی که نه‌تنها جان انسان‌ها گرفته می‌شود، بلکه هویت و کرامت آن‌ها نیز هدف قرار می‌گیرد.

#رئوف_شهبازی #عبدالرئوف_شهبازی #خرم_آباد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
7💔4

قتل زهرا آزادپور، ۲۷ ساله و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگام پردیس، در اعتراضات کرج

زهرا آزادپور، بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگام پردیس، متولد ۷ مهر ۱۳۷۷، در جریان اعتراضات مردمی شهر کرج در روز ۱۹ دی‌ماه با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او پس از سه روز جست‌وجو و بی‌خبری، موفق به پیدا کردن پیکرش شدند. زهرا سپس در اسلامشهر به خاک سپرده شد.

زهرا آزادپور، یک ورزشکار، یک جوان با آرزوهای روشن و عضوی از جامعه ورزشی کشور بود که زندگی‌اش با گلوله خاموش شد. یاد و نام او در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، نمادی از بهای سنگینی است که مردم ایران برای آزادی می‌پردازند.

#زهرا_آزادپور #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴ #کرج

@Tavaana_TavaanaTech
🕊162💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"#سپهر_بابا کجایی؟"
⚠️۱۲ دقیقه ویدیوی دلخراش از مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران

لعنت بهت خامنه‌ای جنایتکار! بچه‌هامون رو کجا آوردی؟
این سند جنایت جمهوری اسلامیه!
این کشتار رو ۱۸ و ۱۹ دی مرتکب شده!
دنیا ببینید! فیلم نیست واقعیته!
Vahid

نسخه ۳۴۰ مگابایتی: twimg

پیش‌تر تصاویر بسیار دلخراشی رو در توییتر منتشر کردم: Vahid
ویدیویی از درون یک کانتیر حمل پیکرها در باغ رضوان رشت: Vahid
📡 @VahidOnline
💔25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

«خامنه‌ای الان حکومت کن»، این فریاد مادر جاویدنام دانیال دیانی بر سر مزار فرزندش است.

دانیال دیانی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه رازی کرمانشاه و اهل کرمان بود، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه توسط عوامل جمهوری اسلامی در زادگاهش به قتل رسید. او که در اعتراضات کرمان شرکت کرده بود، هدف گلوله بسیجیان قرار گرفت و از بین ما رفت.

این دانشجوی ۲۴ ساله روز شنبه ۲۰ دی‌‌ماه در کرمان به خاک سپرده شد. در خاکسپاری وی مادر او با در دست داشتن عکسش خطاب به خامنه‌ای فریاد زد: «خامنه‌ای، حالا حکومت کن، حالا روی خون بچه‌های ما حکومت کن. خامنه‌ای چطور این صدا را می‌شنوی و بر خود نمی‌لرزی. چطور فکر می‌کنی با اینهمه جوانی که کشتی می‌توانی برای خودت و حکومت نحس و کثیفت، عمر دوباره بخری؟ سقوط خواهی کرد به شکلی که تا سالهای سال خودت و رسمت با لعن و نفرین مردم این سرزمین همراه خواهد بود.»


#دانیال_دیانی #کرمان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔243
بازداشت سیاوش دیهیمی و بی‌خبری از وضعیت او

سیاوش دیهیمی، برادرزاده خشایار دیهیمی مترجم و نویسنده، و فرزند ایرج دیهیمی پزشک و شاعر، روز ۲۰ دی‌ماه در منزل شخصی خود بازداشت شده است.

با گذشت حدود دو هفته از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و حقوقی او، محل نگهداری، علت بازداشت و اتهامات احتمالی در دست نیست. خانواده سیاوش دیهیمی در بی‌خبری مطلق به سر می‌برند و نگرانی‌های جدی نسبت به سلامت و امنیت او دارند.

بازداشت در خانه و قطع کامل ارتباط با خانواده، بدون ارائه هیچ توضیح رسمی، نمونه‌ای از روند تکرارشونده ناپدیدسازی قهری و نقض آشکار حقوق اولیه بازداشت‌شدگان در ایران است؛ روشی که در هفته‌های اخیر به‌طور گسترده علیه شهروندان، فعالان مدنی و خانواده‌های شناخته‌شده به کار گرفته شده است.

علاوه بر نقض حقوق انسانی بازداشت‌شدگان، از جمله حق دسترسی به وکیل، تماس با خانواده و برخورداری از رسیدگی قضایی عادلانه سخنان مقامات قضایی درباره مجازات افراد بازداشت‌شده در هفته‌های گذشته، نگرانی‌ها درباره سیاوش دیهیمی را تشدید کرده است.

#سیاوش_دیهیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
9💔5
Forwarded from گفت‌وشنود
بازداشت آرتین غضنفری، شهروند بهایی و عکاس خبری

آرتین غضنفری، شهروند بهایی و عکاس خبری، روز دوشنبه ۲۹ دی‌ماه در منزل شخصی خود بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ۱۱ مأمور امنیتی با حکم قضایی از ساعت ۹ صبح تا حدود ۴ بعدازظهر اقدام به تفتیش خانه او کردند و در جریان این بازرسی، شماری از وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و تجهیزات کاری و شخصی وی را ضبط کردند. مأموران پس از پایان این بازرسی، برای ادامه اقدامات خود به محل کار این عکاس خبری مراجعه کرده‌اند.

تا زمان تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره اتهامات مطرح‌شده علیه آرتین غضنفری و محل نگهداری او در دست نیست.
این شهروند بهایی پیش‌تر نیز در دی‌ماه ۱۳۸۸، همراه با ۹ شهروند بهایی دیگر، بازداشت شده بود.

بازداشت آرتین غضنفری در ادامه موج فشارها و برخوردهای امنیتی علیه شهروندان بهایی و فعالان رسانه‌ای در ایران گزارش می‌شود.

Arrest of Artin Ghazanfari, a Baha’i Citizen and Photojournalist

Artin Ghazanfari, a Baha’i citizen and photojournalist, was arrested on Monday, January 18, at his private residence.
According to received information, 11 security agents, acting with a judicial warrant, searched his home from 9:00 a.m. until approximately 4:00 p.m. During the search, they confiscated electronic devices, books, and his work-related and personal equipment. The agents then proceeded to his workplace to continue the search.

As of the time of this report, no information is available regarding the charges brought against Artin Ghazanfari or his place of detention.
He had previously been arrested in January 2010, along with nine other Baha’i citizens.

His arrest is reported as part of the ongoing pressure and security crackdown against Baha’i citizens and media workers in Iran.

#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #اعتراضات_سراسری
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔111🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قتل جاویدنام امیرحسین شاکرمی، ۲۲ ساله، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای حکومتی در کرج

بر اساس روایت یکی از افراد نزدیک به خانواده، امیرحسین شاکرمی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در کرج، در نخستین شب حضورش در خیابان، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد. او به امید رسیدن به آزادی و تحقق آرزوهایش به خیابان رفته بود، اما هدف تیراندازی از فاصله‌ای بسیار نزدیک، کمتر از ۱۰ متر، قرار گرفت. گلوله از ناحیه سینه و پهلو وارد بدن او شده و از سوی دیگر خارج شده است. آثار ضرب و جرح شدید بر پیکرش نشان می‌دهد که پیش از کشته شدن مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و عملاً تیر خلاص به او شلیک شده است.

طبق این روایت، خانواده از صبح روز ۱۹ دی‌ماه، از حدود ساعت ۷ یا ۸ صبح تا ساعت ۱۰ شب، در سوله‌های کهریزک در میان پیکرهای جان‌باختگان به دنبال جسد امیرحسین بودند. پس از ساعت‌ها جست‌وجو، پیکر او را در پانزدهمین سوله، زیر چندین جسد دیگر پیدا کردند.

پس از انجام مراحل قانونی، با وجود شناسایی و پیگیری‌های خانواده، پیکر امیرحسین به آن‌ها تحویل داده نشد. در نهایت، یکی از بستگان با وجود خطرات جدی امنیتی، پیکر او را به‌طور مخفیانه خارج کرد تا برای خاکسپاری به زادگاه خانواده منتقل شود. در مسیر، خودرو حامل پیکر در ایست‌های بازرسی شناسایی شد اما با عبور از موانع متعدد، جنازه به سردخانه قبرستان محل دفن منتقل شد.

امیرحسین شاکرمی در نهایت در آرامستان محل زندگی خانواده، در نزدیکی آرامگاه جاویدنام نیکا شاکرمی، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، به خاک سپرده شد. بنا بر اطلاعات رسیده، میان امیرحسین و نیکا شاکرمی نسبت فامیلی دور وجود داشته است.

در مراسم خاکسپاری، خانواده و نزدیکان او با وجود فضای شدید امنیتی، مراسمی متفاوت برگزار کردند؛ مراسمی که به گفته نزدیکان، برای جوانی بود که فرصت زندگی، عشق و ازدواج از او گرفته شد. امیرحسین حدود شش سال در رابطه عاطفی بود و قصد داشت پیش از عید امسال نامزد کند.

پس از این مراسم، فشارهای امنیتی علیه خانواده شدت گرفت. یکی از بستگانی که در انتقال پیکر نقش داشت، با تهدید مستقیم و حکم تیر مواجه شده و ناچار به فرار شده است. همچنین پدر و شماری از بستگان و افرادی که در مراسم خاکسپاری حضور داشتند یا شعار دادند، از سوی نهادهای امنیتی احضار شده‌اند و از آن‌ها خواسته شده خود را به اطلاعات سپاه معرفی کنند.

امیرحسین شاکرمی تنها ۲۲ سال داشت؛ جوانی که با رؤیای زندگی، عشق و آینده‌ای آزاد به خیابان رفت و پیکرش با گلوله به خانه بازگشت. صدای این پرپر شدن، صدای نسلی است که برای حق زیستن، بهای جان می‌پردازد.

#امیرحسین_شاکرمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔234🕊1
روایت شاهد عینی از کشتار گسترده در شرق تهران؛ خیابان نبرد، پیروزی و محله‌های اطراف

پنجشنبه شب ۱۸ دی ماه، در منطقه پیروزی شرق تهران، خیابان نبرد، در سه نقطه مختلف مردم را با گلوله جنگی کشتند.
یک پدر و پسر ۸ ساله‌اش، چندین زن و مرد جوان و بزرگسال، و چند نوجوان.

در یک تقاطع بالای ۱۲ نفر کشته شده بودند. مردم روی پیکرها پتو و ملافه کشیده بودند. ساعت ۲ بامداد مأموران آمدند و جنازه‌ها را جمع کردند. بعد ماشین‌های شهرداری و آتش‌نشانی تا ساعت ۳:۳۰ بامداد خون‌های کف خیابان را شستند.

تقریباً در خیابان نبرد، سر هر کوچه، یکی در میان، از حداقل ۲ یا ۳ جنازه تا ۶ یا ۷ جنازه افتاده بود.
طبق برآوردی که از آشنایان منطقه داشتم، فقط در خیابان نبرد بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر به طور قطعی کشته شدند.

شدت سرکوب و کشتار بسیار بالا بود.
از بالای کمیته امداد در خیابان نبرد مستقیم به مردم شلیک می‌کردند.
یکی از مهم‌ترین دلایل قدرت سرکوب، پایگاه انتظامی سلیمانیه در میدان نبرد بود که بیش از ۲۰ خودروی سرکوب تویوتا به منطقه پیروزی فرستاده بود.

مردم در خیابان‌های کنارگذر پیروزی، از کلاهدوز تا میدان شهدا، درگیر بودند. چندین بار تلاش کردند به پایگاه‌های بسیج نفوذ کنند که همین باعث شد چند ده نفر کشته شوند.

درگیری از منطقه افسریه، که نظامی‌ترین منطقه پیروزی است، تا خاوران، نبرد، پرستار، مقداد، تاکسیرانی، سرآسیاب دولاب، شیوا، کرمان، محلاتی، تا شهدا و شکوفه و ۱۷ شهریور، و بعد به سمت شمال شرق تهران؛ خاک سفید، تهرانپارس شرقی و غربی، نارمک، امامت و هفت‌حوض ادامه داشت.

درگیری‌ها تا ساعت یک و نیم بامداد ادامه داشت.
با تیر جنگی، بمب صوتی، آب جوش توسط ماشین‌های آب‌پاش، و حمله با قمه.

مردم را به فجیع‌ترین شکل ممکن در این دو شب کشتند.
در شرق تهران، که نظامی‌ترین منطقه تهران و بعد از مرکز شهر مهم‌ترین منطقه استراتژیک برای حکومت است، چیزی بین ۲ تا ۵ هزار نفر کشته شده‌اند.

عدد شاید باورکردنی نباشد، اما در هفت‌حوض، فقط در یک ساعت، حدود ۷۰ نفر کشته شدند. این فقط بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰ شب بود.
شاهد عینی که همسرش با تیر به سر کشته شده بود، در بیمارستان دیده بود که بالای ۷۰ جنازه را یک‌باره آوردند.
بیمارستان‌های شرق تهران به شکل وحشتناکی پر از جنازه شده بودند.

تا یک هفته بعد، شرق تهران عملاً حکومت نظامی بود.

چند مورد از قتل‌هایی که با چشم دیدم:

در سر خیابان کلینی، زنی را با وینچستر که ساچمه‌های فلزی با قطر حدود ۳ تا ۵ سانتی‌متر دارد، زدند. ساچمه وارد گلویش شد. طبق گفته افراد محل، سه روز در کما بود و بعد فوت کرد.

یک شهروند که اصلاً در اعتراضات نبود، سوار موتور اسکوتر آبی بود. مأمورها دنبالش کردند. پنج موتورسوار دوترک از پشت به او شلیک ساچمه‌ای کردند. بعد با باتوم و قمه به او حمله کردند. افتاد زمین و از فریادهایی که شنیدم فهمیدم به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت.

یکی از همسایه‌های ما را با باتوم چند ضربه به سرش زدند و بعد با قمه به صورتش زدند و کشتند.

یک جوان قدبلند و چهارشانه که از بچه‌های باشگاه ورزشی بود، در خیابان نبرد فقط لحظه‌ای که شعار داد، مستقیم با گلوله به سرش زدند و کشته شد.

چهار معترض را در خیابان پورمند، داخل یک بن‌بست، تعقیب کردند و همان‌جا با گلوله کشتند. من لحظه شلیک را ندیدم، اما وقتی رسیدند، جنازه‌ها روی زمین بود.

دو دختر نوجوان حدود ۱۵ یا ۱۶ ساله را مأمورها محاصره کردند و با ساچمه به صورتشان زدند. ساچمه از چشمشان رد شده بود و هر دو کشته شدند.

یک زن جوان دیگر با ساچمه فلزی وینچستر به صورتش خورد و صورتش کاملاً متلاشی شده بود.

چندین جوان و چند مرد بالای ۴۰ سال را هم دیدم که با گلوله جنگی در قفسه سینه و سر در خیابان نبرد و چهارراه کوکاکولا روی زمین افتاده بودند. جنازه‌ها را دیدم، نه لحظه کشته شدنشان را.

مأمورها با قمه‌های بزرگ، به طول حدود ۵۰ سانتی‌متر یا بیشتر، به مردم حمله می‌کردند.

از منطقه فلاح به من خبر دادند که به پسرهای نوجوان و جوان لات و‌ بیکار، نفری ۱۲ میلیون تومان برای هر شب داده بودند؛ یعنی در مجموع ۲۴ میلیون تومان، تا در دو شب پنجشنبه و جمعه با قمه به مردم حمله کنند.

در شهرک ولی‌عصر، شهرک اندیشه، بهارستان (سمت نسیم‌شهر اسلامشهر)، جاده ساوه و گلستان، با قطعیت بالای ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند. شاهدان عینی از پارچه‌های سیاه روی خانه‌ها و اعلامیه‌ها خبر داده‌اند.

از خانواده کسانی که کشته شدند، برای تحویل جنازه، برای هر گلوله بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان پول گرفتند، بسته به وسع مالی خانواده.

از چند خانواده که توان مالی نداشتند، ۲۰۰ میلیون تومان گرفتند، با تعهد اینکه اعلام کنند فرزندشان بسیجی بوده و در مصاحبه‌ها بگویند توسط «تروریست‌ها» کشته شده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴


@Tavaana_TavaanaTech
💔113
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام صهبا رشتیان بر سر مزار دخترش و هم‌زمان با مراسم خاکسپاری با کلماتی دردناک و تکان‌دهنده گفت:
«من این حوری و پری رو ۲۳ سال دیدم. نمی‌خوام الان ته قبر ببینمش. تو قبر می‌خوام اونایی رو ببینم که تیر به پهلوی بچه‌ی من زدن.»
او در پایان ویدیو خطاب به دخترش می‌گوید: «برو… من ازت راضی‌ام.»
جمله‌ای که عمق عشق، اندوه و شکوه یک مادر را در دل جنایت نشان می‌دهد.

صهبا رشتیان، کمک‌داور ۲۳ ساله فوتبال زنان، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی شهر اصفهان، با شلیک مستقیم تک‌تیرانداز نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به ناحیه پهلو کشته شد. پیکر او روز پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه به خاک سپرده شد.

صهبا در مسابقات استانی فوتبال اصفهان و طرح‌های استعدادیابی تیم ملی نوجوانان قضاوت می‌کرد و در رشته‌های دوومیدانی و آمادگی جسمانی نیز فعال بود. او همچنین لیسانس دولتی انیمیشن داشت و به عنوان انیماتور فعالیت می‌کرد. نقاشی را دوست داشت، عاشق زندگی بود و رؤیای کار در دیزنی‌لند و داوری در مسابقات جام جهانی فوتبال را در سر می‌پروراند.

خواهر صهبا در روایت خود گفته است:
«آن شب با من و مادرم بود. حدود ده نفر بودیم، حتی شعار هم نمی‌دادیم که یک‌دفعه شروع به تیراندازی کردند. ساعت هشت از خانه بیرون زدیم و ساعت ۸:۱۰ صهبا را زدند. خودم بلندش کردم و بردمش بیمارستان. بهش نفس می‌دادم و نبضش را چک می‌کردم. وقتی رسیدیم بیمارستان و روی تخت گذاشتمش، دیدم دستم پر از خون است، تازه فهمیدم تیر خورده. تیر به پهلوی راستش خورده بود. خون را از ریه‌اش خارج کردند. می‌گفت نترس، خوبم. دستم را فشار داد. آخرین جمله‌ای که گفت همین بود. رفت اتاق احیا و دیگر برنگشت…»

او اضافه می‌کند:
«صهبا پر از رویا بود. آرزوی داوری در جام جهانی و کار در دیزنی‌لند را داشت. همه چیز را گذاشت و رفت. صهبا خودش رویا شد.»

صهبا رشتیان نماد رؤیاهایی بود که با گلوله خاموش شدند، اما از حافظه مردم پاک نخواهند شد.

#صهبا_رشتیان #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
🕊20💔141
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار مرگ بر خامنه‌ای لعنت بر خمینی، در خاکسپاری جاویدنام ابوالفضل بختیارپور، دانشجوی ۱۹ ساله

۲۱ دی، روستای دورک شاپوری


جاویدنام ابوالفضل بختیارپور، ۱۹ ساله، دانشجو و از ایل بزرگ بختیاری، ایل دورکی، طایفه زراسوند، روز ۱۹ دی‌ماه در اصفهان با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او از ترس ربوده شدن پیکرش توسط مأموران، جنازه را تا صبح با یخ نگه داشتند. پیکر ابوالفضل سرانجام روز ۲۱ دی‌ماه به استان چهارمحال و بختیاری منتقل و در روستای دورک شاپوری (اناری) به خاک سپرده شد.

مراسم خاکسپاری در شدیدترین فضای امنیتی، ساعت پنج صبح و با حضور گسترده مأموران حکومتی برگزار شد.

با وجود این فضای سرکوب، حاضران در مراسم تشییع پیکر او شعارهای اعتراضی سر دادند، از جمله: «مرگ بر خامنه‌ای»،
«لعنت بر خمینی»،
و «مرگ بر دیکتاتور».

ابوالفضل بختیارپور تنها ۱۹ سال داشت؛ جوانی دانشجو که زندگی و آینده‌اش پیش از آن‌که شکل بگیرد، با گلوله سرکوب پایان یافت.

#ابوالفضل_بختیارپور #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔2110👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام میلاد میانه‌خواه منفردی بازیکن سابق تیم ملوان بندرانزلی، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد

میلاد میانه‌خواه منفردی، ۲۹ ساله، در شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان خیزش انقلابی مردم در شهر بندرانزلی، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به ناحیه قلب کشته شد.

میلاد در آن شب در منطقه غازیان بندرانزلی حضور داشت. حوالی ساعت ۹ شب، نیروهای حکومتی به سوی معترضان تیراندازی کردند و یکی از گلوله‌ها مستقیماً به قلب او اصابت کرد. در همان روز دستور بسته شدن بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی صادر شده بود تا از پذیرش مجروحان اعتراضات جلوگیری شود.

پس از تلاش فراوان، اطرافیان میلاد موفق شدند او را به یک کلینیک منتقل کنند، اما شدت خونریزی به حدی بوده که او پیش از رسیدن به مرکز درمانی جان خود را از دست داده بود.

میلاد میانه‌خواه منفردی پیش از این بازیکن تیم‌های پایه باشگاه ملوان بندرانزلی بود. او به‌تازگی در رشته کشتی‌رانی پذیرفته شده و هم‌زمان به حرفه کنف‌کاری نیز مشغول بود. زندگی او ترکیبی از ورزش، کار و امید به آینده‌ای روشن بود که با شلیک مستقیم گلوله پایان یافت.

مریم ایراندویت. مربی سابق تیم ملی فوتبال زنان، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«میلاد جان جاودانگی ت مبارک🖤

مینا و مهران عزیز تسلیت میگم بهتون
تو این ۱۳ روز چقدر صبور و بزرگ بودین چه قدرتی میلاد به شما داد که انقدر آروم براش سوگواری کردین
من هر روز که شمارو میبینم قلبم تیکه تیکه میشه
مگه میشه اینهمه زحمت بکشی بچه ت رو بزرگ کنی موقع لذت بردنش بگن مرد!!!
به همین راحتی…

خدا به همه پدران و مادران و خانواده های داغدار صبر بده اینجا همه غمگینیم
۱۹ دی ماه رو هرگز فراموش نمیکنیم🖤😭»

#میلاد_میانه_خواه #بندرانزلی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔182