آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.5K photos
40.7K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
قتل جاویدنام امیرحسین خاندوزی پس از بازداشت در گرگان توسط نهاد امنیتی

جاویدنام امیرحسین خاندوزی، ۲۶ ساله، مجرد و کارمند یک شرکت خصوصی، روز ۱۸ دی‌ماه در شهر گرگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. پنج روز بعد، در تاریخ ۲۳ دی‌ماه، پیکر بی‌جان او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده امیرحسین تحت فشار شدید امنیتی قرار دارند تا در هیچ‌جا درباره نحوه کشته شدن فرزندشان صحبت نکنند و روایت رسمی از مرگ او را نپذیرند. این فشارها نشان‌دهنده تلاش نهادهای امنیتی برای پنهان‌سازی حقیقت و جلوگیری از افشای ابعاد این جنایت است.

بازداشت یک جوان ۲۶ ساله و تحویل پیکر بی‌جان او تنها چند روز بعد، بدون ارائه توضیح شفاف و مستقل، مصداق روشن قتل فراقضایی و نقض فاحش حقوق بشر است؛ الگویی که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی بارها تکرار شده است.

متاسفانه اخبار ناخوشایندی از قتل یا شکنجه شدید افراد بازداشت شده، به دستمان رسیده که در حال تنظیم برای انتشار هستیم.

نام امیرحسین خاندوزی در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان سندی از خشونت سیستماتیک جمهوری اسلامی علیه شهروندان غیرمسلح ثبت خواهد شد.

#گرگان #امیرحسین_خاندوزی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊8
مشهد؛ روایت یک قتل‌عام سازمان‌یافته
شهادت‌ها از کشتار و بازداشت هزاران شهروند، شلیک عامدانه به آلت تناسلی، اخاذی از خانواده‌ها و دفن پنهانی قربانیان


یکی از مخاطبان توانا از مشهد ضمن ارسال ویدیوهایی از اعتراضات روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی‌ماه درباره تعداد کشته‌شدگان نوشته است که اگرچه آمار دقیق و مستند در اختیار ندارد، اما شواهد عینی و آنچه با چشم خود دیده نشان می‌دهد ابعاد فاجعه بسیار فراتر از هر عدد رسمی است. او تأکید می‌کند فقط در صبح روز ۱۹ دی، زمانی که برای تشییع به آرامستان بهشت رضا رفته، با بیش از ۴۰۰ تا ۵۰۰ خانواده مواجه شده که هر کدام عزیزی را از دست داده بودند. به گفته او، با در نظر گرفتن وقایع سه روز ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی، تعداد جان‌باختگان مشهد به‌تنهایی باید بالای ۴۰۰۰ نفر باشد.
این شاهد به نکته‌ای بسیار مهم اشاره می‌کند که در شلیک‌ها، هدف‌گیری کاملاً حساب‌شده و به نقاط مشخصی از بدن انجام می‌شده است؛ سر، چشم و آلت تناسلی. او می‌نویسد این شیوه شلیک نشان می‌دهد هدف فقط متفرق کردن جمعیت نبوده، بلکه کشتن، معلول کردن دائمی و ایجاد وحشت عمیق در جامعه مد نظر بوده است.
او همچنین خبر می‌دهد که از داخل زندان با او تماس گرفته شده و گفته‌اند در بازداشتگاه سروش، بازداشت‌شدگان را کنار دیوار ردیف می‌کردند و با اسلحه ساچمه‌ای عمداً به آلت تناسلی آن‌ها شلیک می‌کردند؛ رفتاری که آشکارا به‌عنوان شکنجه سیستماتیک به کار گرفته می‌شده است. به گفته این فرد، مأموران در همان‌جا به‌صورت علنی می‌گفتند:
«نسل شماها باید منقرض بشه.»
این جمله، به‌روشنی بیانگر نیت حذف فیزیکی و نسلی معترضان است؛ نیتی که در حقوق بین‌الملل می‌تواند در چارچوب جنایت علیه بشریت و حتی نشانه‌هایی از قصد نسل‌زدایانه مورد بررسی قرار گیرد.
او ادامه می‌دهد اگر مناطق اطراف مشهد و شهرهای حومه نیز در نظر گرفته شوند، از جمله چناران، گلبهار، قوچان، گناباد، اسفراین، تربت و روستاهای اطراف، تعداد جان‌باختگان در کل استان خراسان رضوی ممکن است به ۷ تا ۸ هزار نفر برسد.
به گفته این شاهد، بهشت رضا تنها یکی از محل‌های دفن است. مکان‌های دیگری نیز برای دفن پیکرها استفاده شده، از جمله بهشت رضوان که جدیدتر و بزرگ‌تر از بهشت رضاست، قطعه موسوم به «منافقین» در خود بهشت رضا، آرامگاه خواجه ربیع، آرامگاه خواجه اباصلت، آرامستان اطراف حرم و نقاط متعدد دیگر.
او توضیح می‌دهد که قطعه موسوم به «منافقین» در بهشت رضا برای دفن افرادی استفاده می‌شده که هویت قابل شناسایی نداشتند، یا خانواده‌هایشان حاضر به انجام مصاحبه اجباری با حکومت نبودند، یا حاضر به پرداخت پول موسوم به «حق تیر» نمی‌شدند. به گفته او، خانواده‌ها عملاً در برابر سه انتخاب اجباری قرار داده می‌شدند: یا باید مصاحبه می‌کردند، یا باید مبلغی بین ۴۰۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان به‌عنوان «حق تیر» می‌پرداختند، یا پیکر عزیزشان در گورهای جمعی قطعه «منافقین» دفن می‌شد.
این شاهد می‌گوید دیروز به بهشت رضا رفته، آنجا مراسم هفتم و چهلم بسیاری از کشته‌شدگان بوده است. به قدری بهشت رضا شلوغ بوده که مقابل در ورودی ترافیک ایجاد شده و به محض خروج یک خودرو، خودروی دیگری وارد می‌شده است. او تأکید می‌کند این حجم فقط مربوط به یک آرامستان بوده و سایر محل‌های دفن نیز به‌طور هم‌زمان فعال بوده‌اند.

شاهد دوم از مشهد نیز در پیامی جداگانه نوشته است که اطلاعات دقیقی درباره گورهای دسته‌جمعی ندارد، اما آنچه در محله‌های طبرسی، ابوطالب، گاز و جاده سیمان دیده شده، به‌تنهایی عمق فاجعه را نشان می‌دهد. به گفته او، این محله‌ها که از مناطق کم‌برخوردارتر مشهد محسوب می‌شوند، درگیری بسیار شدیدی با نیروهای سرکوب داشتند و «در هر کوچه حداقل ۱۰ نفر کشته دادیم». او تأکید می‌کند نیروهای امنیتی به هیچ‌کس رحم نکردند.

او نقل می‌کند که یکی از دوستانش برای تحویل پیکر برادرش مراجعه کرده و با این جمله روبه‌رو شده است:
«توی این ۷۰۰۰ نفر چطوری می‌خوای پیداش کنی؟»
سپس او را به پزشکی قانونی برده‌اند و به سوله‌هایی که پیش‌تر محل نگهداری وسایل ورزشی بوده و اکنون مملو از پیکر جان‌باختگان بوده است. به گفته این شاهد، برای تحویل پیکر مبلغی حدود ۷۰۰ میلیون تومان به‌عنوان «پول تیر» مطالبه می‌شده است. برخی خانواده‌ها از پرداخت این مبلغ خودداری کرده‌اند و گفته‌اند حاضر نیستند پولی به قاتلان فرزندشان بدهند، و در نتیجه پیکر عزیزشان را تحویل نگرفته‌اند.
او همچنین می‌گوید از بعضی خانواده‌ها تعهد گرفته شده که امضا کنند فرزندشان «بسیجی» بوده است، در حالی که حقیقت نداشته و قربانی از معترضان بوده است. این کار با هدف تحریف هویت قربانیان و پاک کردن مسئولیت حکومت انجام می‌شده است.

#مشهد #حنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔3412🕊6
Forwarded from گفت‌وشنود

غزل مرزبان، فعال مدنی و نوکیش کاتولیک مسیحی، نیمه‌شب چهارشنبه ۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۴ با یورش خشونت‌آمیز مأموران لباس‌شخصی وابسته به اطلاعات سپاه به منزل شخصی‌اش در تهران بازداشت شد. این بازداشت در حالی صورت گرفت که او در خواب بود.

بر اساس گزارش‌های رسیده، مأموران با شکستن درِ منزل، او را با فحاشی، اجبار و خشونت از خواب بیدار کرده و تنها به او فرصت پوشیدن یک دست لباس داده‌اند. در جریان این یورش، برخی وسایل شخصی او از جمله کتاب مقدس (انجیل) و حتی درخت کریسمس نیز توقیف و به انباری منتقل شده است.

غزل مرزبان کارمند یک فروشگاه بزرگ زنجیره‌ای بوده و طبق گفته نزدیکانش، از صبح زود تا غروب مشغول کار روزانه بوده است. مأموران در زمان بازداشت هیچ‌گونه توضیحی درباره اتهام یا دلایل بازداشت ارائه نکرده‌اند.

از زمان بازداشت تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت، محل نگهداری یا شرایط جسمی و روانی او در دست نیست. تنها تماس کوتاه او با همسرش حاکی از نگهداری‌اش در بازداشتگاه اطلاعات بوده است. نگرانی‌ها درباره احتمال اعتراف اجباری و شکنجه به‌شدت افزایش یافته است.

با گذشت بیش از یک هفته از بازداشت (تا سوم بهمن‌ماه)، همسر او به دلیل بی‌خبری مطلق، اقدام به اعلام مفقودی و ثبت شکایت رسمی در دادسرا کرده است.

غزل مرزبان پیش‌تر نیز به دلیل فعالیت‌های مذهبی و اعتقاداتش با فشارهای امنیتی مواجه بوده و در سال ۱۴۰۲ بازداشت شده بود. اتهامات او معمولاً تحت عناوینی چون «تبلیغ علیه نظام» یا «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل کلیساهای خانگی» مطرح شده؛ اتهاماتی که به‌طور گسترده علیه نوکیشان مسیحی در ایران به‌کار می‌رود.

فعالان حقوق بشر خواستار اطلاع‌رسانی فوری درباره وضعیت او و پایان بازداشت‌های خودسرانه مبتنی بر باورهای دینی هستند.

#نوکیش_مسیحی #سرکوب_آزادی_باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6💔4
قتل جاویدنام امیر بشیری، ۱۹ ساله، با شلیک گلوله نیروهای جمهوری اسلامی در رشت

امیر بشیری، ۱۹ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان معلم رشت با اصابت گلوله هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات موجود، علت مرگ او «اصابت گلوله» اعلام شده و این موضوع صراحتا در جوار دفن او نیز ثبت شده است؛ امری که به‌روشنی نشان می‌دهد کشته شدن او نتیجه شلیک مستقیم بوده است.

کشته شدن یک نوجوان ۱۹ ساله با گلوله در خیابان، نمونه دیگری از استفاده مرگبار از سلاح گرم علیه شهروندان غیرمسلح و ادامه سیاست سرکوب خشونت‌بار جمهوری اسلامی در مواجهه با معترضان است. نام امیر بشیری در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان یکی از قربانیان سرکوب خونین مردم ایران ثبت خواهد شد.

#امیر_بشیری #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊2

جاویدنام علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلمی که یک هفته پس از شلیک مستقیم گلوله جنگی، جان باخت

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلم و کارمند رسمی آموزش و پرورش، دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در منطقه مارلیک هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به مغز او اصابت کرد و به‌شدت مجروح شد. مردم او را به بیمارستان شهدای سلامت ملارد منتقل کردند.

علیرضا به مدت یک هفته در حالت کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری بود. خانواده‌اش با توجه به اینکه او کارت اهدای عضو داشت، امیدوار بودند بتوانند اعضای بدنش را اهدا کنند تا جان انسان‌های دیگری نجات یابد. اما نیروهای سپاه با این موضوع مخالفت کردند و اعلام کردند افرادی که در جریان اعتراضات (به قول خودشان «اغتشاشات») هدف گلوله قرار گرفته‌اند، اجازه اهدای عضو ندارند.

به خانواده گفته شد که باید کالبدشکافی انجام شود تا گلوله خارج و مشخص شود از چه نوع سلاحی شلیک شده است و بر اساس آن «قیمت حق تیر» تعیین شود. در همین چارچوب از خانواده مبلغی در حدود دو میلیارد تومان مطالبه شده است.

علیرضا یک هفته کامل زیر دستگاه‌های پزشکی در بیمارستان نگه داشته شد و قلبش می‌تپید، اما در نهایت بدون آن‌که اجازه اهدای اعضای بدنش داده شود، جان خود را از دست داد. این در حالی است که او فردی ورزشکار، سالم و دارای شرایط کامل برای اهدای عضو بود و بسیاری از اعضای بدنش می‌توانست جان انسان‌های دیگر را نجات دهد.

پس از جان‌باختن، پیکر او در نهایت به خانواده تحویل داده شد و در بهشت فاطمه شهر قدس (قلعه حسن‌خان) به خاک سپرده شد.

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر متولد سال ۱۳۶۷، ۳۷ ساله و مجرد بود.
قتل او با شلیک مستقیم گلوله جنگی، جلوگیری از اهدای اعضای بدنش، و مطالبه مبالغ سنگین تحت عنوان «حق تیر»، نمونه‌ای روشن از نقض فاحش حقوق انسانی، بی‌حرمتی به کرامت انسان و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت در جریان سرکوب اعتراضات مردمی است.

#علیرضا_انصاربفر #یاسین_انصاریفر #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔154👍1
جاویدنام عارفه بیگی؛ تیر خلاص به رؤیاهای یک دختر ۲۰ ساله
روایت شلیک از پهلو، اعدام با گلوله به سر و اخاذی «حق تیر» در زرین‌شهر

جاویدنام عارفه بیگی، ۲۰ ساله، اهل زرین‌شهر اصفهان، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، ابتدا گلوله‌ای به پهلوی او شلیک شد و در حالی که هنوز زنده بود، با شلیک گلوله‌ای دیگر به سرش، کشته شد. این شیوه کشتن، مصداق آشکار تیر خلاص و قتل فراقضایی است.

عارفه بیگی تنها یک روز پیش از کشته شدنش در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«حس خیلی عجیبی دارم و مطمئنم این حسو ۱۴۰۱ تجربه نکردم.»
جمله‌ای که امروز به شکلی تلخ، پیش‌آگاهی از سرنوشتی خونین به نظر می‌رسد.

او دختری پرشور، سرشار از زندگی و امید بود. آرزو داشت عاشق شود و دوست داشته شود، دنیا را ببیند، سفر کند، شفق قطبی را از نزدیک تماشا کند و روز آزادی ایران را در خیابان‌ها با رقص و شادی جشن بگیرد. عارفه برای اطرافیانش «خودِ زندگی» بود و در میدان اعتراض، «شیرزن شجاع»ی که با جسارت ایستاد.

طبق گزارش‌های منتشر شده، خانواده عارفه اعلام کرده‌اند برای تحویل پیکر او مجبور به پرداخت مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان تحت عنوان «حق تیر» شده‌اند. پیکر این دختر جوان هشت روز پس از کشته شدن، ساعت شش صبح، تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

قتل عارفه بیگی، شلیک از پهلو و سپس تیر خلاص به سر، اخاذی مالی از خانواده، و دفن امنیتی پیکر او، نمونه‌ای روشن از جنایت سازمان‌یافته علیه شهروندان غیرمسلح و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت است. نام او در حافظه مردم ایران، به‌عنوان دختر شجاعی که با جان خود بهای آزادی را پرداخت، جاودانه خواهد ماند.

#عارفه_بیگی #زرین_دشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
8💔3
جاویدنام یاسر مدیرروستا، مدرس و نوازنده تار و سه تار، با شلیک گلوله جنگی به سر در گوهردشت کرج توسط جمهوری اسلامی کشته شد

جاویدنام یاسر مدیرروستا، متولد ۱۳۶۲، فرزند بهروز و اهل کمالشهر کرج، روز ۱۸ دی‌ماه روبه‌روی پاسگاه گوهردشت از ناحیه سر هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

پیکر او به مدت ۷ روز مفقود بود تا اینکه روز پنجشنبه با خانواده تماس گرفته شد و از آن‌ها خواسته شد برای شناسایی به بهشت سکینه مراجعه کنند. در آنجا مشخص شد که پیکر یاسر به اشتباه به جای فرد دیگری دفن شده بوده است. جسد او با لباس‌های پاره و بدن خون‌آلود پیدا شد و به دلیل شدت جراحات، چهره‌اش قابل شناسایی نبود. هویت او تنها از طریق اثر انگشت و تطبیق با ثبت احوال تأیید شد.

یاسر مدیرروستا موزیسین و مدرس موسیقی بود. او استاد تار و سه‌تار، مدیر آموزشکده موسیقی «پژواک هنر» و مدرس این سازها بود. آثار نوازندگی او در قالب فعالیت با گروه «کوچه‌باغ» و گروه «راه نو» در صفحه اینستاگرامش موجود است. یاسر تمام زندگی خود را صرف موسیقی، آموزش و فرهنگ کرده بود.

با این حال، پس از کشته شدن او، از پدرش تعهد گرفته شد که مراسمی برایش برگزار نشود و اعلام کنند که یاسر «بسیجی» بوده است. این در حالی است که همه آن‌ها که او را می‌شناسند، تأکید کرده‌اند یاسر هرگز بسیجی نبوده و یک هنرمند و موزیسین مستقل بوده است.

قتل یک مدرس موسیقی با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر، مفقودسازی چندروزه پیکر، دفن اشتباهی، شناسایی از طریق اثر انگشت، فشار بر خانواده برای سکوت و تحریف هویت قربانی، همگی نشان‌دهنده الگوی روشن سرکوب، پنهان‌کاری و تحریف حقیقت است.

یاسر مدیرروستا بسیجی نبود.
یاسر یک موزیسین بود.
یاسر یک معلم هنر بود.
او معلم یک معترض بود، یک مخالف رژیم و حالا با جان‌باختن در راه آزادی، معلم ایثار شد.

#یاسر_مدیرروستا #گوهردشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
🕊2💔2
کاملیا سجادیان، مادر دادخواه محمدحسن ترکمان، پس از اتصال موقت اینترنت در ایران پستی در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت:
«روزی در تاریخ می‌نویسند آن‌قدر قدرت‌شان را از دست داده بودند که از اشک ما هم می‌ترسیدند.
داشتند بر کدام پیکر و بر مزار کدام شهید، اسید می‌ریختند؟
مردم دلیر ایران، داور و غیور ایران با شجاعت کنار حقیقت قرار گرفتند؛ آن‌ها را در آغوش کشیدند و فریاد زدند.
و در نهایت، حقیقت را شجاعانه به تصویر کشیدند.
تمام این مدت قلبم با تک‌تک‌تان بود.
سپاس از تمام عزیزانی که از طریق تلفنی جویای احوال‌مان بودند، عزیزان همراه.
باخبر شدم که خیلی از همراهان این پیج همسرم محمدحسن ترکمان و دیگر فرزندان بی‌گناه‌اند.
نمی‌توانم نور این عزیزان را تصویر کنم چرا که من معتقدم آن‌ها بیش از حضور خود و با شجاعت و روشنایی به منبع نور و روشنایی رسیده‌اند.
شجاعان و آزادگان همیشه سبز هستند.
لطفاً قوی بمانید و محکم و استوار در برابر تاریکی‌ها مقاومت کنید و در روشنایی‌ها قرار بگیرید.
مطمئن باشید که این ظلمت و تاریکی دوام نخواهد آورد.
به صبر و دل و به خدا مطمئن باشید که خداوند با صابران است.» #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔3