This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت کشتهشدن علیرضا موسوینور و بهروز بیگدلی در بهارستان اصفهان؛ جزئیاتی از یک سرکوب مرگبار
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان و آشنایان علیرضا موسوینور و دوست صمیمیاش بهروز بیگدلی، این دو شهروند در ساعات ابتدایی اعتراضات شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادهاند. بنا بر این روایتها، با آغاز تجمعات اعتراضی، تیراندازی مأموران شروع شده و بهروز بیگدلی با اصابت گلوله به سینه و علیرضا موسوینور با اصابت گلوله به پهلو هدف قرار گرفتهاند.
گفته میشود هر دو در همان شب به درمانگاهی کوچک در بهارستان منتقل شدهاند؛ جایی که بهروز بیگدلی جان باخته و علیرضا موسوینور نیز بهدلیل خونریزی شدید و نبود تجهیزات کافی درمانی جان خود را از دست داده است. بر اساس گزارشها، به اطرافیان توصیه شده پیکرها را به باغ رضوان منتقل کنند تا از انتقال آنها توسط مأموران جلوگیری شود. همچنین پزشکی که تلاش کرده بود به علیرضا موسوینور کمک کند، بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.
شاهدان عینی روایت کردهاند که خیابان از دو سو بسته شده و راه فراری برای معترضان باقی نمانده بود؛ بهگونهای که به گفته آنان در مدت حدود یک ساعت دهها نفر هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شدهاند.
بهروز بیگدلی از چهرههای شناختهشده در حوزه آفرود و مسابقات رملنوردی اصفهان بود و بهعنوان کاپیتان و مسئول فنی این رقابتها فعالیت داشت. او بههمراه برادرش یک گاراژ فعال داشت و شماری از جوانان از طریق کار در کنار او امرار معاش میکردند.
همچنین ویدیویی منتشر شده که نشان میدهد در نخستین ماهگرد جانباختن این دو دوست، در محل کشتهشدنشان مراسم یادبودی برگزار و آیین سوگواری سنتی اجرا شده است؛ نشانهای از تداوم یاد و مطالبه دادخواهی برای قربانیان آن شب خونین.
#بهروز_بیگدلی #علیرضا_موسوی_نور #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان و آشنایان علیرضا موسوینور و دوست صمیمیاش بهروز بیگدلی، این دو شهروند در ساعات ابتدایی اعتراضات شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست دادهاند. بنا بر این روایتها، با آغاز تجمعات اعتراضی، تیراندازی مأموران شروع شده و بهروز بیگدلی با اصابت گلوله به سینه و علیرضا موسوینور با اصابت گلوله به پهلو هدف قرار گرفتهاند.
گفته میشود هر دو در همان شب به درمانگاهی کوچک در بهارستان منتقل شدهاند؛ جایی که بهروز بیگدلی جان باخته و علیرضا موسوینور نیز بهدلیل خونریزی شدید و نبود تجهیزات کافی درمانی جان خود را از دست داده است. بر اساس گزارشها، به اطرافیان توصیه شده پیکرها را به باغ رضوان منتقل کنند تا از انتقال آنها توسط مأموران جلوگیری شود. همچنین پزشکی که تلاش کرده بود به علیرضا موسوینور کمک کند، بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.
شاهدان عینی روایت کردهاند که خیابان از دو سو بسته شده و راه فراری برای معترضان باقی نمانده بود؛ بهگونهای که به گفته آنان در مدت حدود یک ساعت دهها نفر هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شدهاند.
بهروز بیگدلی از چهرههای شناختهشده در حوزه آفرود و مسابقات رملنوردی اصفهان بود و بهعنوان کاپیتان و مسئول فنی این رقابتها فعالیت داشت. او بههمراه برادرش یک گاراژ فعال داشت و شماری از جوانان از طریق کار در کنار او امرار معاش میکردند.
همچنین ویدیویی منتشر شده که نشان میدهد در نخستین ماهگرد جانباختن این دو دوست، در محل کشتهشدنشان مراسم یادبودی برگزار و آیین سوگواری سنتی اجرا شده است؛ نشانهای از تداوم یاد و مطالبه دادخواهی برای قربانیان آن شب خونین.
#بهروز_بیگدلی #علیرضا_موسوی_نور #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊4❤3
جاویدنام امیرحسین وقری، جوان ۲۰ ساله، با اصابت گلوله جنگی در فردیس کرج جان باخت
امیرحسین وقری، ۲۰ ساله، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی کشته شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، سه گلوله به او شلیک شد که یکی از آنها از ناحیه قفسه سینه وارد و از بدنش خارج شده بود.
او پس از انتقال به بیمارستان، دو روز بعد جان خود را از دست داد و پیکرش با تأخیر به خانواده تحویل داده شد. این جوان جانباخته یکی دیگر از قربانیان سرکوب مرگبار اعتراضات سراسری در ایران به شمار میرود.
#امیرحسین_وقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
امیرحسین وقری، ۲۰ ساله، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دیماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی کشته شد. بنا بر گزارشهای دریافتی، سه گلوله به او شلیک شد که یکی از آنها از ناحیه قفسه سینه وارد و از بدنش خارج شده بود.
او پس از انتقال به بیمارستان، دو روز بعد جان خود را از دست داد و پیکرش با تأخیر به خانواده تحویل داده شد. این جوان جانباخته یکی دیگر از قربانیان سرکوب مرگبار اعتراضات سراسری در ایران به شمار میرود.
#امیرحسین_وقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13❤3👍2
معلمان و مسئولیت دادخواهی خونهای بهناحقریخته
نامه مشترک مسعود فرهیخته و عزیز قاسمزاده
مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، و عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق، در متنی مشترک دادخواهی خونهای بهناحقریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بیرحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانشآموزان تأکید کردهاند و دانشآموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همه کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغه سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سوءتغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانشآموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانهروز، در کنار اقشار بهجانآمده از آحاد ملت اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بیشمار جوانان و بالای دویست دانشآموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بیرحمانه دژخیمان حاکم به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت، بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بیتردید اقدام شایسته شورای هماهنگی در مستند کردن دانشآموزان و معلمان جاویدنامشده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت بهپاخاسته ایران، در خور تقدیر و تشکر است؛ اما آنچه حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون بهناحقریخته این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بیرحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف، در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دیماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک به خاک و خون کشیده شدند.
بیتردید خانوادههای مظلوم جانباختگان از همه وجدانهای بیدار و بهویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان کنارشان باشیم. برآورده ساختن این خواسته بیتوقع و منّت باید هم وظیفه اخلاقی و معلمانه ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانشآموزان، کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنان مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختهایم؛ همان خیابانهایی که دیماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد. دردناکتر اینکه علاوه بر ستاندن جان این همه دانشآموز، خبرها حاکی از بازداشت گسترده و ربودن تعداد زیادی از آنان از مدارس در مناطق مختلف کشور است.
امید میرود در شرایطی که آموزشوپرورش ویران ایران تمامقد در کنار نیروهای سرکوب علیه آیندهسازان این کشور، سیاهترین کارنامه خود را در همه ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همه معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حقخواهی و بهویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین، بهویژه دانشآموزان جامانده از پشت میزهای کلاس درس، را در دستور کار خود قرار دهند. در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقتیاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار، با همراهی شورای هماهنگی و سایر داغدیدگان دیماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#عزیز_قاسم_زاده #مسعود_فرهیخته #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
نامه مشترک مسعود فرهیخته و عزیز قاسمزاده
مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، و عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق، در متنی مشترک دادخواهی خونهای بهناحقریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بیرحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهمترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیدهاند.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:
کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانشآموزان تأکید کردهاند و دانشآموز را همواره خط قرمز خود دانستهاند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همه کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیهای، دغدغه سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سوءتغذیه و مواردی از این دست را شامل میشد. شاید آن روز که ما میگفتیم دانشآموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمیکردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانهروز، در کنار اقشار بهجانآمده از آحاد ملت اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بیشمار جوانان و بالای دویست دانشآموز نوجوان و کودک هم با گلولههای بیرحمانه دژخیمان حاکم به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت، بسیاری از خانوادههای این فرزندان شجاع و مظلوم وطن حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.
بیتردید اقدام شایسته شورای هماهنگی در مستند کردن دانشآموزان و معلمان جاویدنامشده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت بهپاخاسته ایران، در خور تقدیر و تشکر است؛ اما آنچه حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون بهناحقریخته این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بیرحمی تمام به دست شقیترینها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف، در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دیماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک به خاک و خون کشیده شدند.
بیتردید خانوادههای مظلوم جانباختگان از همه وجدانهای بیدار و بهویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان کنارشان باشیم. برآورده ساختن این خواسته بیتوقع و منّت باید هم وظیفه اخلاقی و معلمانه ما و هم مهمترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.
مردم ما شاهد بودهاند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانشآموزان، کلاسهای درس را به طنین پرخروش حمایت از آنان مبدل کردهایم و خیابانها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساختهایم؛ همان خیابانهایی که دیماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد. دردناکتر اینکه علاوه بر ستاندن جان این همه دانشآموز، خبرها حاکی از بازداشت گسترده و ربودن تعداد زیادی از آنان از مدارس در مناطق مختلف کشور است.
امید میرود در شرایطی که آموزشوپرورش ویران ایران تمامقد در کنار نیروهای سرکوب علیه آیندهسازان این کشور، سیاهترین کارنامه خود را در همه ادوار تاریخ رقم میزند، شورای هماهنگی و تمامی تشکلهای صنفی و همه معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حقخواهی و بهویژه دادخواهی خونهای مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین، بهویژه دانشآموزان جامانده از پشت میزهای کلاس درس، را در دستور کار خود قرار دهند. در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقتیاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار، با همراهی شورای هماهنگی و سایر داغدیدگان دیماه خونین شکل گیرد.
مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسمزاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سهشنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
#عزیز_قاسم_زاده #مسعود_فرهیخته #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
👍4
مصطفی شریفی؛ جوانی که حین نجات یک زن میانسال هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت
مصطفی شریفی، متولد ۱۳۶۴ و مجرد، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده آریاشهر تهران، همزمان با حضور نیروهای سرکوب و حمله موتورسواران از سه جهت و پرتاب گسترده گاز اشکآور به سوی مردم، هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس روایتهای رسیده، یکی از کپسولهای گاز اشکآور در مقابل پای یک زن میانسال سقوط میکند. مصطفی شریفی که در حال دویدن بوده، با مشاهده این صحنه بازمیگردد، کپسول اشکآور را برمیدارد و به سمت نیروهای حکومتی پرتاب میکند؛ اقدامی که بلافاصله با تیراندازی مستقیم به سوی او همراه میشود و به کشتهشدنش میانجامد.
پیکر این جانباخته ابتدا به بیمارستان ابنسینا در آریاشهر منتقل میشود. بامداد ۱۹ دیماه حدود ساعت ۵ صبح، تصویری از پیکر او به برادرش نشان داده و از خانواده خواسته میشود برای تحویل مدارک مراجعه کنند؛ اما با مراجعه دوباره اعلام میشود که «چنین فردی وجود ندارد» و حتی گفته میشود تصاویر ثبتشده حذف شدهاند.
خانواده مصطفی شریفی شش شبانهروز بهطور مداوم در مراکز مختلف از جمله کهریزک جستوجو میکنند تا سرانجام پیکر او را در سردخانه نیروی انتظامی مییابند. در ابتدا برگهای با عنوان «اغتشاشگر» برای او ثبت شده و شرط دفن شبانه مطرح میشود، اما خانواده پس از پیگیریهای فراوان و با سپردن تعهد، موفق میشوند پیکر را تحویل بگیرند؛ با این الزام که اعلام شود او «عابر» بوده، مراسمی برگزار نشود و خاکسپاری در سکوت انجام گیرد.
گفته میشود مصطفی شریفی از سال ۱۴۰۱ ارادت ویژهای به جانباختگان راه آزادی داشت و تصویر پروفایل خود را که نشانی از پیروزی و یاد آنان بود، هرگز تغییر نداد. یاد همه جانباختگان آزادی گرامی باد.
#مصطفی_شریفی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
مصطفی شریفی، متولد ۱۳۶۴ و مجرد، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده آریاشهر تهران، همزمان با حضور نیروهای سرکوب و حمله موتورسواران از سه جهت و پرتاب گسترده گاز اشکآور به سوی مردم، هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس روایتهای رسیده، یکی از کپسولهای گاز اشکآور در مقابل پای یک زن میانسال سقوط میکند. مصطفی شریفی که در حال دویدن بوده، با مشاهده این صحنه بازمیگردد، کپسول اشکآور را برمیدارد و به سمت نیروهای حکومتی پرتاب میکند؛ اقدامی که بلافاصله با تیراندازی مستقیم به سوی او همراه میشود و به کشتهشدنش میانجامد.
پیکر این جانباخته ابتدا به بیمارستان ابنسینا در آریاشهر منتقل میشود. بامداد ۱۹ دیماه حدود ساعت ۵ صبح، تصویری از پیکر او به برادرش نشان داده و از خانواده خواسته میشود برای تحویل مدارک مراجعه کنند؛ اما با مراجعه دوباره اعلام میشود که «چنین فردی وجود ندارد» و حتی گفته میشود تصاویر ثبتشده حذف شدهاند.
خانواده مصطفی شریفی شش شبانهروز بهطور مداوم در مراکز مختلف از جمله کهریزک جستوجو میکنند تا سرانجام پیکر او را در سردخانه نیروی انتظامی مییابند. در ابتدا برگهای با عنوان «اغتشاشگر» برای او ثبت شده و شرط دفن شبانه مطرح میشود، اما خانواده پس از پیگیریهای فراوان و با سپردن تعهد، موفق میشوند پیکر را تحویل بگیرند؛ با این الزام که اعلام شود او «عابر» بوده، مراسمی برگزار نشود و خاکسپاری در سکوت انجام گیرد.
گفته میشود مصطفی شریفی از سال ۱۴۰۱ ارادت ویژهای به جانباختگان راه آزادی داشت و تصویر پروفایل خود را که نشانی از پیروزی و یاد آنان بود، هرگز تغییر نداد. یاد همه جانباختگان آزادی گرامی باد.
#مصطفی_شریفی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔3