آموزشکده توانا
51K subscribers
39.3K photos
41.1K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مهراد حیدری، ۳۱ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فلکه پنجم فردیس کرج هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. بنا بر اطلاعات دریافتی، گلوله‌ای جنگی از پشت به او اصابت کرد؛ تیر از ناحیه کمر وارد و از شکم خارج شد. او در آغوش همسرش جان باخت.

نزدیکانش می‌گویند برای جلوگیری از انتقال پیکر توسط مأموران، تا صبح پیکر او را در خودرو نگه داشتند. همچنین به خانواده اعلام شده که امکان دفن در بهشت زهرا یا بهشت سکینه وجود ندارد و باید در «بهشت علی» اشتهارد به خاک سپرده شود؛ آرامستانی که گفته می‌شود پیکر برخی دیگر از جان‌باختگان کرج و فردیس نیز در آن دفن شده است.

به گفته خانواده، حتی در انتخاب واژه‌های سنگ مزار نیز با محدودیت مواجه شده‌اند. آن‌ها می‌گویند بر سر استفاده از تعبیر «شهید وطن» مخالفت شده و ناچار روی کلمه «وطن» یک پرنده حکاکی شده است.

#مهرداد_حیدری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔325🕊5
بدون توضیح و شرح اضافی!

طرح: مهناز یزدانی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔45
صدور حکم اعدام برای آرمین نورمحمدی در پرونده آتش‌سوزی جزئی عابربانک؛ خانواده در انتظار رأی دیوان عالی

امتداد در گفت‌وگو با اروجعلی نورمحمدی، پدر آرمین نورمحمدی، دانشجوی اهل اسلامشهر استان تهران، از صدور حکم اعدام برای این جوان خبر داده است. به گفته پدر آرمین، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، با عنوان اتهامی «محاربه» حکم اعدام را برای فرزندش صادر کرده و اکنون خانواده در انتظار تعیین وقت رسیدگی در دیوان عالی کشور هستند.

اروجعلی نورمحمدی در این گفت‌وگو توضیح داده که ماجرا به فروردین ۱۴۰۲ بازمی‌گردد؛ زمانی که به گفته او، آرمین به همراه چند تن از دوستانش یک دستگاه عابربانک بانک سپه در اسلامشهر را «به‌صورت جزئی و مختصر» دچار حریق کرده‌اند. او تأکید کرده است که دستگاه به‌طور کامل نسوخته و طبق روایت آرمین، وقتی حدود یک ساعت بعد به محل بازگشته‌اند، تنها بخشی از دکمه‌های دستگاه سوخته و خاموش شده بوده است.

به گفته پدر آرمین، فرزندش متولد ۱۳۷۷ و پیش از بازداشت، دانشجوی رشته معماری بوده و در کنار تحصیل، مدتی در حوزه پارچه نیز با پدرش کار می‌کرده است. او افزوده که روز دهم فروردین ۱۴۰۲ مأموران اطلاعات اسلامشهر به منزلشان مراجعه کرده و آرمین را برای نخستین بار بازداشت کرده‌اند. وی حدود ۲۰ روز در سلول انفرادی و ۲۰ روز در بند ۲۰۹ نگهداری شده و در نهایت ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ با وثیقه یک و نیم میلیارد تومانی آزاد شده است.

پدر آرمین گفته است که در تاریخ هشتم دی‌ماه ۱۴۰۳، فرزندش در پی یک ابلاغیه قضایی مراجعه کرده و مجدداً بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. او از همان زمان تاکنون در اوین نگهداری می‌شود. جلسه دادگاه در هشتم دی‌ماه ۱۴۰۴ برگزار شده و در کیفرخواست، اتهام «محاربه» درج شده است. در ۲۸ دی‌ماه نیز شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب این اتهام را با مجازات اعدام تأیید کرده است.

به گفته نورمحمدی، وکیل پرونده، دکتر شریف‌زاده اردکانی، نسبت به حکم صادره اعتراض کرده و درخواست رسیدگی در دیوان عالی کشور ثبت شده است. خانواده اکنون در انتظار تعیین وقت رسیدگی هستند.

او همچنین اشاره کرده که بانک سپه به‌عنوان شاکی خصوصی پرونده، مبلغ ۱۸۴ میلیون تومان خسارت تعیین کرده که این مبلغ از سوی خانواده پرداخت شده است. پدر آرمین با اشاره به مفهوم «رأفت اسلامی» در دین اسلام گفته است که با وجود این موضوع، هیچ تخفیفی در مجازات فرزندش در نظر گرفته نشده و خانواده، به‌ویژه مادر آرمین، در نگرانی شدید به سر می‌برند.

آرمین نورمحمدی سومین فرزند خانواده است و اکنون پرونده او در مرحله رسیدگی در دیوان عالی کشور قرار دارد.

#آرمین_نورمحمدی #نه_به_اعدام #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔258🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام داوود آبی و رقص اعضای خانواده با لباس سفید

داوود آبی، جوان فوتبالیست و ساکن باغستان غربیِ کرج، در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد. او از دوران کودکی به فوتبال علاقه‌مند بود و در کنار فعالیت ورزشی، برای تأمین معاش در حوزه پخش لباس فعالیت می‌کرد.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، داوود آبی هم‌زمان با آغاز اعتراضات گسترده مردمی و در پاسخ به فراخوان‌های اعتراضی، بدون در دست داشتن سلاح و بدون مشارکت در اقدامات خشونت‌آمیز، در تجمعات اعتراضی حضور یافت و خواستار آزادی، کرامت انسانی و پایان حاکمیت جمهوری اسلامی شد.

به گفته شاهدان عینی، روز نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، در منطقه شاهین‌کرج و حوالی خیابان دهم، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم گلوله جنگی، داوود آبی را از ناحیه شکم هدف قرار دادند. گزارش‌ها حاکی از آن است که وی تا زمان انتقال به بیمارستان البرز کرج زنده بوده، اما به‌دلیل تعلل و عدم رسیدگی درمانی به‌موقع، بر اثر خون‌ریزی شدید جان باخته است؛ موضوعی که به گفته منابع محلی، می‌توانست قابل پیشگیری باشد.

#داوود_آبی #کرج #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔254🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام میثم حزینی

جاویدنام میثم حزینی، ۳۷ ساله و پدر دو فرزند، در اعتراضات دی‌ماه گرگان شامگاه ۱۸ دی‌ماه با اصابت گلوله جنگی جان باخت.

#میثم_حزینی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام پوریا خیری، بر سر مزارش برگزار شد، مادرش کن و شلوار دامادی در دستش گرفته و می‌گوید «عروسی بچه‌ام است»... آرزویی که جمهوری اسلامی مانع تحققش شد.

جاویدنام پوریا خیری؛ جوان ۳۰ ساله‌ای که در شهرک اندیشه با شلیک از پشت توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد

پوریا خیری، ۳۰ ساله، مجرد و اپراتور دستگاه CNC، در تاریخ ۱۹ دی‌ماه در محدوده شهرک اندیشه تهران با شلیک گلوله جنگی از پشت به ناحیه کمر جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، او پس از اصابت گلوله به بیمارستان منتقل شد، اما پیکرش از بیمارستان منتقل و به کهریزک برده شد. خانواده پس از جست‌وجویی دشوار، محل انتقال پیکر را شناسایی کردند و سرانجام پس از حدود یک هفته و تحمل فشارها و پیگیری‌های فراوان، موفق به تحویل پیکر شدند.

پوریا خیری متولد ۲۹ دی‌ماه بود و تنها چند روز تا تولد ۳۰ سالگی‌اش فاصله داشت؛ جوانی که فرصت ادامه زندگی از او گرفته شد.


#پوریا_خیری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
16💔7🕊3
او آتش‌نشان بود، اما آن شب فقط با آتش نجنگید، با ترس، با گلوله، با مرگ. در میان دود و فریاد، دست یک نوجوان را گرفت، جانِ زخمی‌ای را بر دوش کشید تا زندگی هنوز نفس بکشد.جاوید نام «حمید مهدوی»، با لباس خدمت و قلبی پر از انسانیت، به دل خطر زد و خونش را داد تا ثابت کند نجات انسان‌ها شغل نیست، رسالت است. برای آزادی، برای زندگی، برای ما...

طرح: علیرضا پاکدل

#حمید_مهدوی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔34🕊3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ شنود مخابراتی؛ مهم‌ترین روش جمع‌آوری اطلاعات

یکی از مهم‌ترین روش‌های کسب اطلاعات نهادهای امنیتی از قدیم، شنود مستقیم مکالمات تلفن و موبایل و اس.ام.اس‌ها بود.
اما با ورود دستگاه‌های هوشمند و با توجه به دسترسی کامل نهادهای امنیتی به زیرساخت‌های مخابراتی، می‌توان به‌صراحت گفت که هر فعال سیاسی صاحب دستگاه هوشمند، یک وسیله جاسوسی به همراه خودش دارد، که حتی اگر نهادهای امنیتی موفق نشوند به مکالمات آن‌ها دست پیدا کنند، به‌دست‌آوردن موقعیت مکانی او با یک دستگاه هوشمند روشن در دست‌اش، کار چند ثانیه است.

وب‌سایت 📱 یوتیوب 📱

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام رامین رئیسی و تولد او همزمان برگزار شد

جاویدنام رامین رئیسی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۷۵، در شب ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ و در پی فراخوان اعتراضی، با هدف تهیه و رساندن لوازم پزشکی به مجروحان در منطقه بهارستان اصفهان حضور داشت. او از همان شب ناپدید شد و هیچ اطلاعی از سرنوشتش در دسترس خانواده قرار نگرفت.
به گفته بستگان، خانواده رامین رئیسی در روزهای بعد برای پیگیری وضعیت او به نهادها و مراکز مختلف مراجعه کردند. در دو روز نخست، روایت‌های متناقض و نادرستی از سوی مراجع غیررسمی ارائه شد؛ از جمله اینکه او به کانون اصلاح و تربیت منتقل شده است. با این حال، هیچ نهاد رسمی مسئولیت بازداشت یا نگهداری او را نپذیرفت.
سرانجام پس از حدود ۱۰ روز بی‌خبری، در ۲۸ دی‌ماه پیکر بی‌جان رامین رئیسی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و همراه با تهدید به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او با حضور افرادی ناشناس که بعدها مشخص شد «مامور لباس‌شخصی» بوده‌اند، در باغ رضوان اصفهان برگزار شد. هدف از این حضور امنیتی، تسریع در دفن پیکر و جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه تجمع یا اعتراض عنوان شده است.
یک روز پس از خاکسپاری، علیرضا رئیسی، از بستگان نزدیک رامین بازداشت شد. از زمان این بازداشت تاکنون، خانواده در بی‌خبری کامل به‌سر می‌برند و هیچ‌یک از نهادهای مسئول پاسخگوی وضعیت او نبوده‌اند.
رامین رئیسی دو ماه پیش از جان‌باختن، گواهینامه رانندگی جرثقیل دریافت کرده بود و قصد داشت به‌طور رسمی مشغول به کار شود.

#رامین_رئیسی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
7💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«علیرضای من آزاد شد. لحظات آخر به من گفت مامان صدای من باش.»

این بخشی از سخنان مادر داغدار جاویدنام علیرضا رفیعی‌راد در مراسم چهلم او است.

علیرضا رفیعی‌راد، دانشجوی ۲۰ ساله مهندسی الکترونیک، پس از اصابت گلوله در تهران جان باخت

علیرضا رفیعی‌راد، متولد اسفند ۱۳۸۴ و دانشجوی رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه آزاد، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی ۲۰ ساله در محدوده نازی‌آباد تهران از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او به‌مدت حدود سه ساعت از ترس ادامه درگیری‌ها در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود.

وی در ادامه به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل شد، اما بنا بر اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد. پس از آن، علیرضا با آمبولانس به بیمارستان شریعتی انتقال یافت و تحت عمل جراحی قرار گرفت. مادر او، ثریا شمس‌زارع، بازنشسته سازمان بهزیستی، اعلام کرده است که عمل جراحی موفقیت‌آمیز بوده، اما ساعاتی بعد کادر درمان خبر دادند که او به هوش نیامده و جان باخته است.

پیکر علیرضا رفیعی‌راد پس از فوت به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانواده روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند. به گفته خانواده، به‌دلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یک‌شنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و نهایتاً روز دوشنبه برگزار شد.

علیرضا رفیعی‌راد فرزند خانواده‌ای با پیشینه ایثارگری بود. مادر او خواهر حجت‌الله شمس‌زارع، از جان‌باختگان جنگ ایران و عراق، است.

#علیرضا_رفیعی_راد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
22💔18👍1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام مسیح شاهوردی برگزار شد

در مراسم چهلم این جوان ورزشکار، دست زدند و قهرمانی‌‌اش را جشن گرفتند.

جاویدنام مسیح شاهوردی، ۱۹ ساله، که تنها دو ماه تا پایان خدمت سربازی او باقی مانده بود، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در منطقه خانه اصفهان هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، مسیح شاهوردی از ناحیه پهلوی راست و کلیه مورد اصابت گلوله قرار گرفت که موجب خون‌ریزی شدید داخلی شد. به‌دلیل شرایط امنیتی حاکم در آن شب و عدم امکان انتقال فوری به مراکز درمانی، دوستان او پس از گذشت چند ساعت، مسیح را با پای پیاده به منزل منتقل کردند. وی حدود ساعت یک بامداد در آغوش برادرش جان سپرد.
خانواده مسیح، با وجود جان‌باختن او، پیکرش را به بیمارستان منتقل کردند، چرا که باور نمی‌کردند او کشته شده باشد. با این حال، طبق اعلام کادر درمان، در زمان انتقال به بیمارستان خون‌ریزی فعال وجود نداشت و مرگ پیش‌تر رخ داده بود.
مراسم خاکسپاری مسیح شاهوردی در ۲۰ دی‌ماه و تحت فشار و اخذ تعهد از سوی نیروهای امنیتی برگزار شد. گزارش‌ها حاکی است که نیروهای امنیتی در جریان این مراسم تلاش کردند با ایجاد تفرقه، از تجمع عزاداران جلوگیری کنند. همچنین در مراسم سوم، افراد لباس‌شخصی اقدام به پایین کشیدن بنرها و تصاویر مسیح کردند.

مسیح شاهوردی از بازیکنان تیم‌های پایه باشگاه سپاهان بود و تا حدود پنج یا شش ماه پیش به‌طور فعال فوتبال بازی می‌کرد.
جان‌باختن مسیح شاهوردی، جوانی ۱۹ ساله و غیرمسلح، نمونه‌ای دیگر از خشونت مرگبار اعمال‌شده علیه شهروندان در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ است. یاد و نام او در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند.

#مسیح_شاهوردی #جنایت_علیه_بشریت #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊14
خطر تأیید و اجرای شتاب‌زده حکم اعدام ۷ معترض در پرونده «پایگاه بسیج نامجو»

پرونده‌ای که با آتش‌سوزی مشکوک در ۱۸ دی‌ماه در پایگاه بسیج ۱۸۵ شهید کاوه (خیابان نامجو) آغاز شد، اکنون به صدور حکم اعدام برای هفت جوان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی انجامیده و در مرحله فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور قرار دارد؛ مرحله‌ای که با توجه به روند غیرعادی و شتاب‌زده طی‌شده، نگرانی‌های جدی درباره خطر تأیید سریع احکام و اجرای قریب‌الوقوع آن‌ها ایجاد کرده است.

صدور حکم در کمتر از یک ماه

حکم اعدام برای این هفت شهروند، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، یاسر رجایی‌فر و علی فهیم، در تاریخ ۱۸ بهمن، یعنی تنها ۳۰ روز پس از بازداشت، صادر شد.

اتهامات انتسابی شامل «محاربه»، «افساد فی‌الارض»، «تحریق وسایل و امکانات مورد استفاده عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» اعلام شده است.

۱۹ بهمن حکم صادر شد، ۲۰ بهمن وکلای تسخیری نسبت به آن اعتراض کردند و ۲۱ بهمن پرونده در شعبه ۹ دیوان عالی کشور ثبت شد. این سرعت کم‌سابقه در رسیدگی و ارسال پرونده به دیوان عالی، در کنار نگهداری متهمان در واحد اعدامی‌های زندان قزل‌حصار و ایزوله کامل، نگرانی‌ها درباره احتمال اجرای سریع و بدون اطلاع‌رسانی حکم را افزایش داده است.

مرحله فرجام‌خواهی و خطر پیش‌رو

در مرحله فرجام‌خواهی، دیوان عالی کشور می‌تواند حکم را نقض یا تأیید کند. در صورت تأیید، امکان ثبت اعاده دادرسی وجود دارد و پرونده می‌تواند مجدداً به شعبه‌ای دیگر از دیوان عالی ارجاع شود. این فرآیند در مواردی می‌تواند بیش از یک‌بار تکرار شود.

با این حال، با توجه به انتصاب وکلای تسخیری و شتاب غیرعادی در طی مراحل دادرسی، نگرانی جدی وجود دارد که روند فرجام‌خواهی و حتی اعاده دادرسی نیز با همان تعجیل طی شده و بدون رسیدگی مؤثر به ایرادات شکلی و ماهوی پرونده، حکم اعدام تأیید شود.

ابهامات اساسی در پرونده

در ویدیوی اعترافات اجباری که از صداوسیما (برنامه ۲۰:۳۰) پخش شد، متهمان به نکاتی اشاره کردند که خود حاوی ابهامات جدی است؛ از جمله باز شدن ناگهانی درهای ساختمان، آتش گرفتن ورودی‌ها پس از ورود آنان و بسته شدن مسیر خروج. یکی از متهمان تصریح کرده بود: «انگار عامدانه می‌خواستند ما آنجا گیر بیفتیم تا بسوزیم.»

این اظهارات، به‌جای اثبات اتهام، پرسش‌هایی بنیادین درباره نحوه وقوع حادثه و نقش عوامل دیگر ایجاد می‌کند؛ پرسش‌هایی که در روند رسیدگی قضایی به‌صورت شفاف و علنی مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.


صدور حکم اعدام در چنین بازه زمانی کوتاه، عدم دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی، نگهداری در بند ایزوله، و نبود شفافیت درباره مستندات پرونده، همگی نشانه‌هایی از نقض معیارهای دادرسی عادلانه است.

اکنون پرونده در دیوان عالی کشور است. هرگونه تأیید شتاب‌زده حکم می‌تواند به صدور دستور اجرای آن منجر شود. با توجه به سوابق اجرای ناگهانی احکام اعدام در پرونده‌های مشابه، خطر فوری و جدی است.

#نه_به_اعدام #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر و مادر غزل جانقربان، در مراسم چهلم او می‌رقصند

آن‌ها به یاد دختر نوجوانشان کبوترهایی را پرواز می‌دهند تا مژده دهند که این خون به ناحق ریخته به آزادی ختم می‌شود.


مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌
دختر شجاع ۱۵ ساله‌ای که در کف زاینده‌رود اصفهان با ۳ گلوله جنگی وقتی که همراه پدر و مادرش بود، کشته شد.
غزل دانش‌آموز و تنها فرزند پدر و مادرش بود.

مادرش چندی پیش نوشته بود:

غ«زل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد...
امن‌ترين جاى دنيا.
سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا.
به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت:
«آخ بابا...»
و من هنوز هر شب با همين دو كلمه مى‌ميرم.
غزل تک فرزندم بود.
همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.
لباسى كه آن شب تنش بود، هودى‌اى كه بوى خودش را مى‌داد،
با سوراخى از سرب داغ... الان بوی خون می‌دهد
قبل از اينكه از من جدایش كنند، برداشتمش.
حالا هر شب بغلش مى‌كنم،
بو مى‌كنم،
گریه مى‌كنم،
و با خودم فكر مى‌كنم چطور ممكن است مادرى نفس بكشد وقتى فرزندش دیگر نفس نمى‌كشد؟
من مانده‌ام و تنها یادگاری تو «لئو»، که هنوز منتظر برگشت تو هست...
من مانده‌ام و گل‌های قشنگی که با دستان هنرمندت درست کردی...
و من مانده‌ام، بدون تو و یک دنیا خاطره….

#غزل_جانقربان #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊7
ایران در بزنگاه تاریخی و لزوم همبستگی و آمادگی برای گذار

ایران وارد یک بزنگاه تاریخی شده است. هزاران معترض کشته شدند، جامعه زخمی است، و دیاسپورای ایرانی هم در روز جهانی اقدام نشان داد که می‌تواند در سطح بین‌المللی صدا و فشار ایجاد کند. اما پرسش اصلی تازه از این‌جا شروع می‌شود: بعد از این چه می‌شود؟

در روزها و هفته‌های پیش رو، احتمال مطرح شدن یک اقدام نظامی محدود (با وسیع، بستگی به واکنش جمهوری اسلامی دارد) از سوی ایالات متحده علیه اهداف مشخص در داخل ایران، متصور است. اگر چنین حمله‌ای رخ دهد، می‌تواند توان موشکی و نظامی حکومت را به‌شدت فرسوده کند، بخشی از ستون‌های امنیتی و لجستیکی سرکوب را از کار بیندازد، و حتی باعث حذف یا کنار رفتن برخی چهره‌های کلیدی قدرت شود. هم‌زمان، ضربه نظامی به شبکه اقتصادی وابسته به نهادهای نظامی می‌تواند منابع مالی سرکوب را کاهش دهد.

اما حتی اگر این سناریو محقق شود، تجربه جهانی هشدار می‌دهد که سرنوشت حکومت‌های اقتدارگرا معمولاً با یک «اتفاق تک‌عاملی» تعیین نمی‌شود. آنچه مسیر را می‌سازد، همگرایی چند روند است: فشار اجتماعی، بحران اقتصادی، شکاف در قدرت، سازمان‌یافتگی نیروهای معترض، و شرایط بین‌المللی.

بر این اساس، می‌توان دست‌کم پنج مسیر یا سناریوی اصلی را در نظر گرفت، سناریوهایی که ممکن است هم‌زمان یا پشت سر هم رخ دهند.

سناریوی اول، انقباض امنیتی و ادامه وضع موجود است.
حتی پس از یک شوک خارجی یا داخلی، حکومت می‌تواند به سمت قفل امنیتی شدیدتر برود، یعنی کنترل بیشتر، مجازات سنگین‌تر، و کوچک‌تر کردن فضای عمومی. نمونه‌هایی مثل بلاروس نشان داده‌اند که سرکوب می‌تواند بقای کوتاه‌مدت بسازد. اما تجربه‌هایی مانند رومانی هم یادآوری می‌کنند که این «ظاهرِ منسجم» گاهی ناگهان می‌شکند، نه به دلیل یک عامل، بلکه به دلیل جمع شدن بحران‌ها.

سناریوی دوم، شکاف در درون نظام است.
وقتی هزینه سرکوب از هزینه عقب‌نشینی یا مصالحه بیشتر شود، بخشی از بدنه قدرت ممکن است فاصله بگیرد. فشار اقتصادی، فرسایش مشروعیت، و احساس بن‌بست در اداره کشور می‌تواند تکنوکرات‌ها و حتی لایه‌هایی از دستگاه اجرایی را به سمت ریزش سوق دهد. در تجربه‌هایی مثل اسپانیا و شیلی، همین شکاف‌ها وقتی با فشار اجتماعی و سازماندهی همراه شد، مسیر تغییر را هموار کرد. در ایران هم اگر ضربه نظامی خارجی رخ دهد یا منابع مالی حکومت خشک‌تر شود، احتمال شکاف افزایش می‌یابد، و ممکن است بخشی از ساختار برای بقا به سمت «توافق» با آمریکا یا بازآرایی قدرت برود.

سناریوی سوم، مداخله خارجی و سقوط سریع است، همراه با خطر خلأ قدرت.
مدل عراق و لیبی نشان می‌دهد که سقوط سریع ممکن است، اما «روز بعد» می‌تواند خطرناک‌تر باشد: خلأ قدرت، بی‌ثباتی، یا رقابت‌های مسلحانه. این‌جاست که نکته‌ای که تو گفتی حیاتی می‌شود: در لحظه حمله، انتظار حضور خیابانی از مردم واقع‌بینانه نیست، چون جان شهروندان به‌شدت در خطر است. مسئله اصلی «پس از حمله» است، یعنی لحظه‌ای که حکومت تضعیف شده اما هنوز معلوم نیست چه نیرویی توان مدیریت گذار را دارد.

سناریوی چهارم، نافرمانی مدنی و اعتصاب‌های گسترده است.
اگر ظرفیت سرکوب کاهش یابد، اعتصاب، مقاومت خشونت‌پرهیز و نافرمانی سازمان‌یافته می‌تواند به فرسایش وفاداری نیروهای امنیتی و اداری منجر شود. تجربه‌هایی مثل صربستان و فیلیپین نشان داده‌اند که مشارکت گسترده مردم در کنش‌های مدنی، وقتی شبکه و رهبری عملیاتی داشته باشد، می‌تواند نقطه عطف بسازد. در ایران، اگر «پس از شوک» شبکه‌های صنفی، کارگری، بازاری، دانشگاهی و محلی آماده فعال شدن باشند، نافرمانی مدنی می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

سناریوی پنجم، نقش دیاسپورا در فشار بین‌المللی و مشروعیت‌زدایی است.
دیاسپورا می‌تواند هزینه سیاسی حکومت را بالا ببرد، روایت رسمی را بی‌اعتبار کند، و فشار حقوق‌بشری و دیپلماتیک ایجاد کند. اما موتور اصلی تغییر در داخل می‌چرخد. دیاسپورا «شتاب‌دهنده» است، نه جایگزین. اثر واقعی زمانی ساخته می‌شود که هم‌زمان در داخل، نافرمانی مدنی رشد کند و ریزش در بدنه حکومت رخ دهد، چیزی شبیه آنچه در پایان آپارتاید آفریقای جنوبی دیده شد.

با این همه، ایران ویژگی‌های خاصی دارد. جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک چندلایه است، با بخش‌های انتصابی که خود را از فشار اجتماعی مصون می‌پندارند، و نیروهای نظامی‌ای که هم خشن‌اند و هم در اقتصاد دخیل. همین ساختار چندتکه باعث می‌شود هیچ سناریویی به تنهایی کافی نباشد.

برای همین، واقع‌بینانه‌ترین تصویر، یک روند ترکیبی است:

ادامه در لینک زیر:

https://tinyurl.com/43xy8ush

با در اسلایدها

#نه_به_جمهوری_اسلامی #همبستگی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊1💯1