This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«علیرضای من آزاد شد. لحظات آخر به من گفت مامان صدای من باش.»
این بخشی از سخنان مادر داغدار جاویدنام علیرضا رفیعیراد در مراسم چهلم او است.
علیرضا رفیعیراد، دانشجوی ۲۰ ساله مهندسی الکترونیک، پس از اصابت گلوله در تهران جان باخت
علیرضا رفیعیراد، متولد اسفند ۱۳۸۴ و دانشجوی رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه آزاد، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی ۲۰ ساله در محدوده نازیآباد تهران از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او بهمدت حدود سه ساعت از ترس ادامه درگیریها در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود.
وی در ادامه به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل شد، اما بنا بر اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد. پس از آن، علیرضا با آمبولانس به بیمارستان شریعتی انتقال یافت و تحت عمل جراحی قرار گرفت. مادر او، ثریا شمسزارع، بازنشسته سازمان بهزیستی، اعلام کرده است که عمل جراحی موفقیتآمیز بوده، اما ساعاتی بعد کادر درمان خبر دادند که او به هوش نیامده و جان باخته است.
پیکر علیرضا رفیعیراد پس از فوت به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانواده روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند. به گفته خانواده، بهدلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یکشنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و نهایتاً روز دوشنبه برگزار شد.
علیرضا رفیعیراد فرزند خانوادهای با پیشینه ایثارگری بود. مادر او خواهر حجتالله شمسزارع، از جانباختگان جنگ ایران و عراق، است.
#علیرضا_رفیعی_راد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این بخشی از سخنان مادر داغدار جاویدنام علیرضا رفیعیراد در مراسم چهلم او است.
علیرضا رفیعیراد، دانشجوی ۲۰ ساله مهندسی الکترونیک، پس از اصابت گلوله در تهران جان باخت
علیرضا رفیعیراد، متولد اسفند ۱۳۸۴ و دانشجوی رشته مهندسی الکترونیک دانشگاه آزاد، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، این دانشجوی ۲۰ ساله در محدوده نازیآباد تهران از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته شاهدان، پس از تیراندازی، او بهمدت حدود سه ساعت از ترس ادامه درگیریها در پارکینگ یک منزل پناه گرفت تا شرایط منطقه آرام شود.
وی در ادامه به بیمارستان امیرالمؤمنین در جوادیه منتقل شد، اما بنا بر اعلام کمبود امکانات، از پذیرش او خودداری شد. پس از آن، علیرضا با آمبولانس به بیمارستان شریعتی انتقال یافت و تحت عمل جراحی قرار گرفت. مادر او، ثریا شمسزارع، بازنشسته سازمان بهزیستی، اعلام کرده است که عمل جراحی موفقیتآمیز بوده، اما ساعاتی بعد کادر درمان خبر دادند که او به هوش نیامده و جان باخته است.
پیکر علیرضا رفیعیراد پس از فوت به پزشکی قانونی کهریزک منتقل شد و خانواده روز شنبه برای تحویل پیکر به آنجا مراجعه کردند. به گفته خانواده، بهدلیل ازدحام شدید در بهشت زهرا در روز یکشنبه، مراسم خاکسپاری با یک روز تأخیر و نهایتاً روز دوشنبه برگزار شد.
علیرضا رفیعیراد فرزند خانوادهای با پیشینه ایثارگری بود. مادر او خواهر حجتالله شمسزارع، از جانباختگان جنگ ایران و عراق، است.
#علیرضا_رفیعی_راد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💔22🕊2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام مسیح شاهوردی برگزار شد
در مراسم چهلم این جوان ورزشکار، دست زدند و قهرمانیاش را جشن گرفتند.
جاویدنام مسیح شاهوردی، ۱۹ ساله، که تنها دو ماه تا پایان خدمت سربازی او باقی مانده بود، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه خانه اصفهان هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مسیح شاهوردی از ناحیه پهلوی راست و کلیه مورد اصابت گلوله قرار گرفت که موجب خونریزی شدید داخلی شد. بهدلیل شرایط امنیتی حاکم در آن شب و عدم امکان انتقال فوری به مراکز درمانی، دوستان او پس از گذشت چند ساعت، مسیح را با پای پیاده به منزل منتقل کردند. وی حدود ساعت یک بامداد در آغوش برادرش جان سپرد.
خانواده مسیح، با وجود جانباختن او، پیکرش را به بیمارستان منتقل کردند، چرا که باور نمیکردند او کشته شده باشد. با این حال، طبق اعلام کادر درمان، در زمان انتقال به بیمارستان خونریزی فعال وجود نداشت و مرگ پیشتر رخ داده بود.
مراسم خاکسپاری مسیح شاهوردی در ۲۰ دیماه و تحت فشار و اخذ تعهد از سوی نیروهای امنیتی برگزار شد. گزارشها حاکی است که نیروهای امنیتی در جریان این مراسم تلاش کردند با ایجاد تفرقه، از تجمع عزاداران جلوگیری کنند. همچنین در مراسم سوم، افراد لباسشخصی اقدام به پایین کشیدن بنرها و تصاویر مسیح کردند.
مسیح شاهوردی از بازیکنان تیمهای پایه باشگاه سپاهان بود و تا حدود پنج یا شش ماه پیش بهطور فعال فوتبال بازی میکرد.
جانباختن مسیح شاهوردی، جوانی ۱۹ ساله و غیرمسلح، نمونهای دیگر از خشونت مرگبار اعمالشده علیه شهروندان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است. یاد و نام او در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند.
#مسیح_شاهوردی #جنایت_علیه_بشریت #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در مراسم چهلم این جوان ورزشکار، دست زدند و قهرمانیاش را جشن گرفتند.
جاویدنام مسیح شاهوردی، ۱۹ ساله، که تنها دو ماه تا پایان خدمت سربازی او باقی مانده بود، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه خانه اصفهان هدف شلیک مستقیم نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مسیح شاهوردی از ناحیه پهلوی راست و کلیه مورد اصابت گلوله قرار گرفت که موجب خونریزی شدید داخلی شد. بهدلیل شرایط امنیتی حاکم در آن شب و عدم امکان انتقال فوری به مراکز درمانی، دوستان او پس از گذشت چند ساعت، مسیح را با پای پیاده به منزل منتقل کردند. وی حدود ساعت یک بامداد در آغوش برادرش جان سپرد.
خانواده مسیح، با وجود جانباختن او، پیکرش را به بیمارستان منتقل کردند، چرا که باور نمیکردند او کشته شده باشد. با این حال، طبق اعلام کادر درمان، در زمان انتقال به بیمارستان خونریزی فعال وجود نداشت و مرگ پیشتر رخ داده بود.
مراسم خاکسپاری مسیح شاهوردی در ۲۰ دیماه و تحت فشار و اخذ تعهد از سوی نیروهای امنیتی برگزار شد. گزارشها حاکی است که نیروهای امنیتی در جریان این مراسم تلاش کردند با ایجاد تفرقه، از تجمع عزاداران جلوگیری کنند. همچنین در مراسم سوم، افراد لباسشخصی اقدام به پایین کشیدن بنرها و تصاویر مسیح کردند.
مسیح شاهوردی از بازیکنان تیمهای پایه باشگاه سپاهان بود و تا حدود پنج یا شش ماه پیش بهطور فعال فوتبال بازی میکرد.
جانباختن مسیح شاهوردی، جوانی ۱۹ ساله و غیرمسلح، نمونهای دیگر از خشونت مرگبار اعمالشده علیه شهروندان در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است. یاد و نام او در حافظه مردم ایران ماندگار خواهد ماند.
#مسیح_شاهوردی #جنایت_علیه_بشریت #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔2❤1
خطر تأیید و اجرای شتابزده حکم اعدام ۷ معترض در پرونده «پایگاه بسیج نامجو»
پروندهای که با آتشسوزی مشکوک در ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج ۱۸۵ شهید کاوه (خیابان نامجو) آغاز شد، اکنون به صدور حکم اعدام برای هفت جوان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی انجامیده و در مرحله فرجامخواهی در دیوان عالی کشور قرار دارد؛ مرحلهای که با توجه به روند غیرعادی و شتابزده طیشده، نگرانیهای جدی درباره خطر تأیید سریع احکام و اجرای قریبالوقوع آنها ایجاد کرده است.
صدور حکم در کمتر از یک ماه
حکم اعدام برای این هفت شهروند، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، یاسر رجاییفر و علی فهیم، در تاریخ ۱۸ بهمن، یعنی تنها ۳۰ روز پس از بازداشت، صادر شد.
اتهامات انتسابی شامل «محاربه»، «افساد فیالارض»، «تحریق وسایل و امکانات مورد استفاده عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» اعلام شده است.
۱۹ بهمن حکم صادر شد، ۲۰ بهمن وکلای تسخیری نسبت به آن اعتراض کردند و ۲۱ بهمن پرونده در شعبه ۹ دیوان عالی کشور ثبت شد. این سرعت کمسابقه در رسیدگی و ارسال پرونده به دیوان عالی، در کنار نگهداری متهمان در واحد اعدامیهای زندان قزلحصار و ایزوله کامل، نگرانیها درباره احتمال اجرای سریع و بدون اطلاعرسانی حکم را افزایش داده است.
مرحله فرجامخواهی و خطر پیشرو
در مرحله فرجامخواهی، دیوان عالی کشور میتواند حکم را نقض یا تأیید کند. در صورت تأیید، امکان ثبت اعاده دادرسی وجود دارد و پرونده میتواند مجدداً به شعبهای دیگر از دیوان عالی ارجاع شود. این فرآیند در مواردی میتواند بیش از یکبار تکرار شود.
با این حال، با توجه به انتصاب وکلای تسخیری و شتاب غیرعادی در طی مراحل دادرسی، نگرانی جدی وجود دارد که روند فرجامخواهی و حتی اعاده دادرسی نیز با همان تعجیل طی شده و بدون رسیدگی مؤثر به ایرادات شکلی و ماهوی پرونده، حکم اعدام تأیید شود.
ابهامات اساسی در پرونده
در ویدیوی اعترافات اجباری که از صداوسیما (برنامه ۲۰:۳۰) پخش شد، متهمان به نکاتی اشاره کردند که خود حاوی ابهامات جدی است؛ از جمله باز شدن ناگهانی درهای ساختمان، آتش گرفتن ورودیها پس از ورود آنان و بسته شدن مسیر خروج. یکی از متهمان تصریح کرده بود: «انگار عامدانه میخواستند ما آنجا گیر بیفتیم تا بسوزیم.»
این اظهارات، بهجای اثبات اتهام، پرسشهایی بنیادین درباره نحوه وقوع حادثه و نقش عوامل دیگر ایجاد میکند؛ پرسشهایی که در روند رسیدگی قضایی بهصورت شفاف و علنی مورد بررسی قرار نگرفتهاند.
صدور حکم اعدام در چنین بازه زمانی کوتاه، عدم دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی، نگهداری در بند ایزوله، و نبود شفافیت درباره مستندات پرونده، همگی نشانههایی از نقض معیارهای دادرسی عادلانه است.
اکنون پرونده در دیوان عالی کشور است. هرگونه تأیید شتابزده حکم میتواند به صدور دستور اجرای آن منجر شود. با توجه به سوابق اجرای ناگهانی احکام اعدام در پروندههای مشابه، خطر فوری و جدی است.
#نه_به_اعدام #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
پروندهای که با آتشسوزی مشکوک در ۱۸ دیماه در پایگاه بسیج ۱۸۵ شهید کاوه (خیابان نامجو) آغاز شد، اکنون به صدور حکم اعدام برای هفت جوان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی انجامیده و در مرحله فرجامخواهی در دیوان عالی کشور قرار دارد؛ مرحلهای که با توجه به روند غیرعادی و شتابزده طیشده، نگرانیهای جدی درباره خطر تأیید سریع احکام و اجرای قریبالوقوع آنها ایجاد کرده است.
صدور حکم در کمتر از یک ماه
حکم اعدام برای این هفت شهروند، محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، یاسر رجاییفر و علی فهیم، در تاریخ ۱۸ بهمن، یعنی تنها ۳۰ روز پس از بازداشت، صادر شد.
اتهامات انتسابی شامل «محاربه»، «افساد فیالارض»، «تحریق وسایل و امکانات مورد استفاده عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» اعلام شده است.
۱۹ بهمن حکم صادر شد، ۲۰ بهمن وکلای تسخیری نسبت به آن اعتراض کردند و ۲۱ بهمن پرونده در شعبه ۹ دیوان عالی کشور ثبت شد. این سرعت کمسابقه در رسیدگی و ارسال پرونده به دیوان عالی، در کنار نگهداری متهمان در واحد اعدامیهای زندان قزلحصار و ایزوله کامل، نگرانیها درباره احتمال اجرای سریع و بدون اطلاعرسانی حکم را افزایش داده است.
مرحله فرجامخواهی و خطر پیشرو
در مرحله فرجامخواهی، دیوان عالی کشور میتواند حکم را نقض یا تأیید کند. در صورت تأیید، امکان ثبت اعاده دادرسی وجود دارد و پرونده میتواند مجدداً به شعبهای دیگر از دیوان عالی ارجاع شود. این فرآیند در مواردی میتواند بیش از یکبار تکرار شود.
با این حال، با توجه به انتصاب وکلای تسخیری و شتاب غیرعادی در طی مراحل دادرسی، نگرانی جدی وجود دارد که روند فرجامخواهی و حتی اعاده دادرسی نیز با همان تعجیل طی شده و بدون رسیدگی مؤثر به ایرادات شکلی و ماهوی پرونده، حکم اعدام تأیید شود.
ابهامات اساسی در پرونده
در ویدیوی اعترافات اجباری که از صداوسیما (برنامه ۲۰:۳۰) پخش شد، متهمان به نکاتی اشاره کردند که خود حاوی ابهامات جدی است؛ از جمله باز شدن ناگهانی درهای ساختمان، آتش گرفتن ورودیها پس از ورود آنان و بسته شدن مسیر خروج. یکی از متهمان تصریح کرده بود: «انگار عامدانه میخواستند ما آنجا گیر بیفتیم تا بسوزیم.»
این اظهارات، بهجای اثبات اتهام، پرسشهایی بنیادین درباره نحوه وقوع حادثه و نقش عوامل دیگر ایجاد میکند؛ پرسشهایی که در روند رسیدگی قضایی بهصورت شفاف و علنی مورد بررسی قرار نگرفتهاند.
صدور حکم اعدام در چنین بازه زمانی کوتاه، عدم دسترسی آزادانه به وکیل انتخابی، نگهداری در بند ایزوله، و نبود شفافیت درباره مستندات پرونده، همگی نشانههایی از نقض معیارهای دادرسی عادلانه است.
اکنون پرونده در دیوان عالی کشور است. هرگونه تأیید شتابزده حکم میتواند به صدور دستور اجرای آن منجر شود. با توجه به سوابق اجرای ناگهانی احکام اعدام در پروندههای مشابه، خطر فوری و جدی است.
#نه_به_اعدام #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدر و مادر غزل جانقربان، در مراسم چهلم او میرقصند
آنها به یاد دختر نوجوانشان کبوترهایی را پرواز میدهند تا مژده دهند که این خون به ناحق ریخته به آزادی ختم میشود.
مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.
دختر شجاع ۱۵ سالهای که در کف زایندهرود اصفهان با ۳ گلوله جنگی وقتی که همراه پدر و مادرش بود، کشته شد.
غزل دانشآموز و تنها فرزند پدر و مادرش بود.
مادرش چندی پیش نوشته بود:
غ«زل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مىزد...
امنترين جاى دنيا.
سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا.
به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت:
«آخ بابا...»
و من هنوز هر شب با همين دو كلمه مىميرم.
غزل تک فرزندم بود.
همهی آيندهاى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.
لباسى كه آن شب تنش بود، هودىاى كه بوى خودش را مىداد،
با سوراخى از سرب داغ... الان بوی خون میدهد
قبل از اينكه از من جدایش كنند، برداشتمش.
حالا هر شب بغلش مىكنم،
بو مىكنم،
گریه مىكنم،
و با خودم فكر مىكنم چطور ممكن است مادرى نفس بكشد وقتى فرزندش دیگر نفس نمىكشد؟
من ماندهام و تنها یادگاری تو «لئو»، که هنوز منتظر برگشت تو هست...
من ماندهام و گلهای قشنگی که با دستان هنرمندت درست کردی...
و من ماندهام، بدون تو و یک دنیا خاطره….
#غزل_جانقربان #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
آنها به یاد دختر نوجوانشان کبوترهایی را پرواز میدهند تا مژده دهند که این خون به ناحق ریخته به آزادی ختم میشود.
مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.
دختر شجاع ۱۵ سالهای که در کف زایندهرود اصفهان با ۳ گلوله جنگی وقتی که همراه پدر و مادرش بود، کشته شد.
غزل دانشآموز و تنها فرزند پدر و مادرش بود.
مادرش چندی پیش نوشته بود:
غ«زل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مىزد...
امنترين جاى دنيا.
سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا.
به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت:
«آخ بابا...»
و من هنوز هر شب با همين دو كلمه مىميرم.
غزل تک فرزندم بود.
همهی آيندهاى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.
لباسى كه آن شب تنش بود، هودىاى كه بوى خودش را مىداد،
با سوراخى از سرب داغ... الان بوی خون میدهد
قبل از اينكه از من جدایش كنند، برداشتمش.
حالا هر شب بغلش مىكنم،
بو مىكنم،
گریه مىكنم،
و با خودم فكر مىكنم چطور ممكن است مادرى نفس بكشد وقتى فرزندش دیگر نفس نمىكشد؟
من ماندهام و تنها یادگاری تو «لئو»، که هنوز منتظر برگشت تو هست...
من ماندهام و گلهای قشنگی که با دستان هنرمندت درست کردی...
و من ماندهام، بدون تو و یک دنیا خاطره….
#غزل_جانقربان #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊9❤2
ایران در بزنگاه تاریخی و لزوم همبستگی و آمادگی برای گذار
ایران وارد یک بزنگاه تاریخی شده است. هزاران معترض کشته شدند، جامعه زخمی است، و دیاسپورای ایرانی هم در روز جهانی اقدام نشان داد که میتواند در سطح بینالمللی صدا و فشار ایجاد کند. اما پرسش اصلی تازه از اینجا شروع میشود: بعد از این چه میشود؟
در روزها و هفتههای پیش رو، احتمال مطرح شدن یک اقدام نظامی محدود (با وسیع، بستگی به واکنش جمهوری اسلامی دارد) از سوی ایالات متحده علیه اهداف مشخص در داخل ایران، متصور است. اگر چنین حملهای رخ دهد، میتواند توان موشکی و نظامی حکومت را بهشدت فرسوده کند، بخشی از ستونهای امنیتی و لجستیکی سرکوب را از کار بیندازد، و حتی باعث حذف یا کنار رفتن برخی چهرههای کلیدی قدرت شود. همزمان، ضربه نظامی به شبکه اقتصادی وابسته به نهادهای نظامی میتواند منابع مالی سرکوب را کاهش دهد.
اما حتی اگر این سناریو محقق شود، تجربه جهانی هشدار میدهد که سرنوشت حکومتهای اقتدارگرا معمولاً با یک «اتفاق تکعاملی» تعیین نمیشود. آنچه مسیر را میسازد، همگرایی چند روند است: فشار اجتماعی، بحران اقتصادی، شکاف در قدرت، سازمانیافتگی نیروهای معترض، و شرایط بینالمللی.
بر این اساس، میتوان دستکم پنج مسیر یا سناریوی اصلی را در نظر گرفت، سناریوهایی که ممکن است همزمان یا پشت سر هم رخ دهند.
سناریوی اول، انقباض امنیتی و ادامه وضع موجود است.
حتی پس از یک شوک خارجی یا داخلی، حکومت میتواند به سمت قفل امنیتی شدیدتر برود، یعنی کنترل بیشتر، مجازات سنگینتر، و کوچکتر کردن فضای عمومی. نمونههایی مثل بلاروس نشان دادهاند که سرکوب میتواند بقای کوتاهمدت بسازد. اما تجربههایی مانند رومانی هم یادآوری میکنند که این «ظاهرِ منسجم» گاهی ناگهان میشکند، نه به دلیل یک عامل، بلکه به دلیل جمع شدن بحرانها.
سناریوی دوم، شکاف در درون نظام است.
وقتی هزینه سرکوب از هزینه عقبنشینی یا مصالحه بیشتر شود، بخشی از بدنه قدرت ممکن است فاصله بگیرد. فشار اقتصادی، فرسایش مشروعیت، و احساس بنبست در اداره کشور میتواند تکنوکراتها و حتی لایههایی از دستگاه اجرایی را به سمت ریزش سوق دهد. در تجربههایی مثل اسپانیا و شیلی، همین شکافها وقتی با فشار اجتماعی و سازماندهی همراه شد، مسیر تغییر را هموار کرد. در ایران هم اگر ضربه نظامی خارجی رخ دهد یا منابع مالی حکومت خشکتر شود، احتمال شکاف افزایش مییابد، و ممکن است بخشی از ساختار برای بقا به سمت «توافق» با آمریکا یا بازآرایی قدرت برود.
سناریوی سوم، مداخله خارجی و سقوط سریع است، همراه با خطر خلأ قدرت.
مدل عراق و لیبی نشان میدهد که سقوط سریع ممکن است، اما «روز بعد» میتواند خطرناکتر باشد: خلأ قدرت، بیثباتی، یا رقابتهای مسلحانه. اینجاست که نکتهای که تو گفتی حیاتی میشود: در لحظه حمله، انتظار حضور خیابانی از مردم واقعبینانه نیست، چون جان شهروندان بهشدت در خطر است. مسئله اصلی «پس از حمله» است، یعنی لحظهای که حکومت تضعیف شده اما هنوز معلوم نیست چه نیرویی توان مدیریت گذار را دارد.
سناریوی چهارم، نافرمانی مدنی و اعتصابهای گسترده است.
اگر ظرفیت سرکوب کاهش یابد، اعتصاب، مقاومت خشونتپرهیز و نافرمانی سازمانیافته میتواند به فرسایش وفاداری نیروهای امنیتی و اداری منجر شود. تجربههایی مثل صربستان و فیلیپین نشان دادهاند که مشارکت گسترده مردم در کنشهای مدنی، وقتی شبکه و رهبری عملیاتی داشته باشد، میتواند نقطه عطف بسازد. در ایران، اگر «پس از شوک» شبکههای صنفی، کارگری، بازاری، دانشگاهی و محلی آماده فعال شدن باشند، نافرمانی مدنی میتواند نقش تعیینکننده داشته باشد.
سناریوی پنجم، نقش دیاسپورا در فشار بینالمللی و مشروعیتزدایی است.
دیاسپورا میتواند هزینه سیاسی حکومت را بالا ببرد، روایت رسمی را بیاعتبار کند، و فشار حقوقبشری و دیپلماتیک ایجاد کند. اما موتور اصلی تغییر در داخل میچرخد. دیاسپورا «شتابدهنده» است، نه جایگزین. اثر واقعی زمانی ساخته میشود که همزمان در داخل، نافرمانی مدنی رشد کند و ریزش در بدنه حکومت رخ دهد، چیزی شبیه آنچه در پایان آپارتاید آفریقای جنوبی دیده شد.
با این همه، ایران ویژگیهای خاصی دارد. جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک چندلایه است، با بخشهای انتصابی که خود را از فشار اجتماعی مصون میپندارند، و نیروهای نظامیای که هم خشناند و هم در اقتصاد دخیل. همین ساختار چندتکه باعث میشود هیچ سناریویی به تنهایی کافی نباشد.
برای همین، واقعبینانهترین تصویر، یک روند ترکیبی است:
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/43xy8ush
با در اسلایدها
#نه_به_جمهوری_اسلامی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
ایران وارد یک بزنگاه تاریخی شده است. هزاران معترض کشته شدند، جامعه زخمی است، و دیاسپورای ایرانی هم در روز جهانی اقدام نشان داد که میتواند در سطح بینالمللی صدا و فشار ایجاد کند. اما پرسش اصلی تازه از اینجا شروع میشود: بعد از این چه میشود؟
در روزها و هفتههای پیش رو، احتمال مطرح شدن یک اقدام نظامی محدود (با وسیع، بستگی به واکنش جمهوری اسلامی دارد) از سوی ایالات متحده علیه اهداف مشخص در داخل ایران، متصور است. اگر چنین حملهای رخ دهد، میتواند توان موشکی و نظامی حکومت را بهشدت فرسوده کند، بخشی از ستونهای امنیتی و لجستیکی سرکوب را از کار بیندازد، و حتی باعث حذف یا کنار رفتن برخی چهرههای کلیدی قدرت شود. همزمان، ضربه نظامی به شبکه اقتصادی وابسته به نهادهای نظامی میتواند منابع مالی سرکوب را کاهش دهد.
اما حتی اگر این سناریو محقق شود، تجربه جهانی هشدار میدهد که سرنوشت حکومتهای اقتدارگرا معمولاً با یک «اتفاق تکعاملی» تعیین نمیشود. آنچه مسیر را میسازد، همگرایی چند روند است: فشار اجتماعی، بحران اقتصادی، شکاف در قدرت، سازمانیافتگی نیروهای معترض، و شرایط بینالمللی.
بر این اساس، میتوان دستکم پنج مسیر یا سناریوی اصلی را در نظر گرفت، سناریوهایی که ممکن است همزمان یا پشت سر هم رخ دهند.
سناریوی اول، انقباض امنیتی و ادامه وضع موجود است.
حتی پس از یک شوک خارجی یا داخلی، حکومت میتواند به سمت قفل امنیتی شدیدتر برود، یعنی کنترل بیشتر، مجازات سنگینتر، و کوچکتر کردن فضای عمومی. نمونههایی مثل بلاروس نشان دادهاند که سرکوب میتواند بقای کوتاهمدت بسازد. اما تجربههایی مانند رومانی هم یادآوری میکنند که این «ظاهرِ منسجم» گاهی ناگهان میشکند، نه به دلیل یک عامل، بلکه به دلیل جمع شدن بحرانها.
سناریوی دوم، شکاف در درون نظام است.
وقتی هزینه سرکوب از هزینه عقبنشینی یا مصالحه بیشتر شود، بخشی از بدنه قدرت ممکن است فاصله بگیرد. فشار اقتصادی، فرسایش مشروعیت، و احساس بنبست در اداره کشور میتواند تکنوکراتها و حتی لایههایی از دستگاه اجرایی را به سمت ریزش سوق دهد. در تجربههایی مثل اسپانیا و شیلی، همین شکافها وقتی با فشار اجتماعی و سازماندهی همراه شد، مسیر تغییر را هموار کرد. در ایران هم اگر ضربه نظامی خارجی رخ دهد یا منابع مالی حکومت خشکتر شود، احتمال شکاف افزایش مییابد، و ممکن است بخشی از ساختار برای بقا به سمت «توافق» با آمریکا یا بازآرایی قدرت برود.
سناریوی سوم، مداخله خارجی و سقوط سریع است، همراه با خطر خلأ قدرت.
مدل عراق و لیبی نشان میدهد که سقوط سریع ممکن است، اما «روز بعد» میتواند خطرناکتر باشد: خلأ قدرت، بیثباتی، یا رقابتهای مسلحانه. اینجاست که نکتهای که تو گفتی حیاتی میشود: در لحظه حمله، انتظار حضور خیابانی از مردم واقعبینانه نیست، چون جان شهروندان بهشدت در خطر است. مسئله اصلی «پس از حمله» است، یعنی لحظهای که حکومت تضعیف شده اما هنوز معلوم نیست چه نیرویی توان مدیریت گذار را دارد.
سناریوی چهارم، نافرمانی مدنی و اعتصابهای گسترده است.
اگر ظرفیت سرکوب کاهش یابد، اعتصاب، مقاومت خشونتپرهیز و نافرمانی سازمانیافته میتواند به فرسایش وفاداری نیروهای امنیتی و اداری منجر شود. تجربههایی مثل صربستان و فیلیپین نشان دادهاند که مشارکت گسترده مردم در کنشهای مدنی، وقتی شبکه و رهبری عملیاتی داشته باشد، میتواند نقطه عطف بسازد. در ایران، اگر «پس از شوک» شبکههای صنفی، کارگری، بازاری، دانشگاهی و محلی آماده فعال شدن باشند، نافرمانی مدنی میتواند نقش تعیینکننده داشته باشد.
سناریوی پنجم، نقش دیاسپورا در فشار بینالمللی و مشروعیتزدایی است.
دیاسپورا میتواند هزینه سیاسی حکومت را بالا ببرد، روایت رسمی را بیاعتبار کند، و فشار حقوقبشری و دیپلماتیک ایجاد کند. اما موتور اصلی تغییر در داخل میچرخد. دیاسپورا «شتابدهنده» است، نه جایگزین. اثر واقعی زمانی ساخته میشود که همزمان در داخل، نافرمانی مدنی رشد کند و ریزش در بدنه حکومت رخ دهد، چیزی شبیه آنچه در پایان آپارتاید آفریقای جنوبی دیده شد.
با این همه، ایران ویژگیهای خاصی دارد. جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک چندلایه است، با بخشهای انتصابی که خود را از فشار اجتماعی مصون میپندارند، و نیروهای نظامیای که هم خشناند و هم در اقتصاد دخیل. همین ساختار چندتکه باعث میشود هیچ سناریویی به تنهایی کافی نباشد.
برای همین، واقعبینانهترین تصویر، یک روند ترکیبی است:
ادامه در لینک زیر:
https://tinyurl.com/43xy8ush
با در اسلایدها
#نه_به_جمهوری_اسلامی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
💯5🕊3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی، در واکنش به شیوههای سوگواری خانوادههای جانباختگان اعتراضات، گفت: «ادعای ناراحتی دارند اما میزنند و میرقصند!»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده است؛ مراسمی که در آنها، بهجای آیینهای مرسوم مذهبی، شکلهای متفاوتی از سوگواری دیده میشود. در برخی از این مراسمها، بازماندگان با دستزدن، خواندن جمعی یا رقص سوگ، یاد عزیزان خود را گرامی داشتهاند و آگاهانه از برگزاری مراسمهای رسمی و قرائتهای متعارف دینی پرهیز کردهاند.
برای خانوادهها، این شیوههای تازه نه نشانه بیتفاوتی، بلکه تلاشی برای بازپسگیری روایت سوگ و اعتراض است.
پاسخ شما به این اظهارات چیست؟!
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
این اظهارات در حالی مطرح میشود که ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده است؛ مراسمی که در آنها، بهجای آیینهای مرسوم مذهبی، شکلهای متفاوتی از سوگواری دیده میشود. در برخی از این مراسمها، بازماندگان با دستزدن، خواندن جمعی یا رقص سوگ، یاد عزیزان خود را گرامی داشتهاند و آگاهانه از برگزاری مراسمهای رسمی و قرائتهای متعارف دینی پرهیز کردهاند.
برای خانوادهها، این شیوههای تازه نه نشانه بیتفاوتی، بلکه تلاشی برای بازپسگیری روایت سوگ و اعتراض است.
پاسخ شما به این اظهارات چیست؟!
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قسم به خون باران، ایستادهایم تا پایان
دانشگاه علم و صنعت، ۳ اسفند ۱۴۰۴
ویدیو با عنوان لحظات اولیه شکلگیری تجمع منتشر شده است.
دانشگاه، سنگر آزادی است و وجدان بیدار جامعه و نمیتواند در برابر جنایت بزرگی که اتفاق افتاده سکوت کند.
#دانشگاه_علم_و_صنعت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه علم و صنعت، ۳ اسفند ۱۴۰۴
ویدیو با عنوان لحظات اولیه شکلگیری تجمع منتشر شده است.
دانشگاه، سنگر آزادی است و وجدان بیدار جامعه و نمیتواند در برابر جنایت بزرگی که اتفاق افتاده سکوت کند.
#دانشگاه_علم_و_صنعت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍7❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خامنهای قاتل، زهی خیال باطل
دانشگاه خواجهنصیر، ۳ اسفند ۱۴۰۴
در دانشگاه خواجه نصیر و چند دانشگاه دیگر درگیریهایی گزارش شده است و نیروهای بسیجی با دانشجویان معترض درگیر شدهاند.
دانشجویان مشخصا علیه خامنهای، مسئول، آمر و عامل اصلی جنایت دیماه و وضعیت فلاکتبار کشور شعار دادهاند.
#دانشگاه_خواجه_نصیر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه خواجهنصیر، ۳ اسفند ۱۴۰۴
در دانشگاه خواجه نصیر و چند دانشگاه دیگر درگیریهایی گزارش شده است و نیروهای بسیجی با دانشجویان معترض درگیر شدهاند.
دانشجویان مشخصا علیه خامنهای، مسئول، آمر و عامل اصلی جنایت دیماه و وضعیت فلاکتبار کشور شعار دادهاند.
#دانشگاه_خواجه_نصیر #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امسال سال خونه، سید علی سرنگونه
دانشگاه تهران، ۳ اسفند ۱۴۰۴
#دانشگاه_تهران #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه تهران، ۳ اسفند ۱۴۰۴
#دانشگاه_تهران #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍22🕊7💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهپیمایی اعتراضی دانشجویان
دانشگاه بهشتی، ۳ اسفند ۱۴۰۴
بعد از سرکوب وحشیانه و کشتار بیرحمانه و بیسابقه معترضان، جمهوری اسلامی تصور نمیکرد که مردم دوباره به پا خیزند. اما خونی که ریخته شد و خشمی که ایجاد شد به این زودی فروکش نمیکند. دیگر مردم به چه زبانی بگویند که شما را نمیخواهیم.
این جمعیت را ببینید در دانشگاه بهشتی، در سایر دانشگاهها هم چنبن جمعیتی حضور داشت و تندترین شعارها و دورترین شعارها نسبت به سیستم ححکومتی جمهوری اسلامی سر داده شد.
#دانشگاه_بهشتی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه بهشتی، ۳ اسفند ۱۴۰۴
بعد از سرکوب وحشیانه و کشتار بیرحمانه و بیسابقه معترضان، جمهوری اسلامی تصور نمیکرد که مردم دوباره به پا خیزند. اما خونی که ریخته شد و خشمی که ایجاد شد به این زودی فروکش نمیکند. دیگر مردم به چه زبانی بگویند که شما را نمیخواهیم.
این جمعیت را ببینید در دانشگاه بهشتی، در سایر دانشگاهها هم چنبن جمعیتی حضور داشت و تندترین شعارها و دورترین شعارها نسبت به سیستم ححکومتی جمهوری اسلامی سر داده شد.
#دانشگاه_بهشتی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19👍5
دانشگاه خواجه نصیر در محاصره سرکوب و توحش؛ شکاندن شیشه لابی پردیس سیدخندان خواجهنصیر توسط بسیج
به گزارش خبرنامه خواجهنصیر، امروز یکشنبه ۳ اسفندماه، حین اعتراضات دانشجویان پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیر، بسیج دانشجویی با حمایت حراست این دانشگاه اقدام به شکستن شیشه لابی این دانشکده کردند که پرچم شیر و خورشید روی آن نصب شده بود.
همچنین بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، در حال حاضر سرکوبگران خروجیهای دانشگاه را بسته و دانشجوها را محاصره کردهاند.
#دانشگاه_خواجه_نصیر #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه خواجه نصیر در محاصره سرکوب و توحش؛ شکاندن شیشه لابی پردیس سیدخندان خواجهنصیر توسط بسیج
به گزارش خبرنامه خواجهنصیر، امروز یکشنبه ۳ اسفندماه، حین اعتراضات دانشجویان پردیس سیدخندان دانشگاه خواجهنصیر، بسیج دانشجویی با حمایت حراست این دانشگاه اقدام به شکستن شیشه لابی این دانشکده کردند که پرچم شیر و خورشید روی آن نصب شده بود.
همچنین بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، در حال حاضر سرکوبگران خروجیهای دانشگاه را بسته و دانشجوها را محاصره کردهاند.
#دانشگاه_خواجه_نصیر #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد «آزادی، آزادی»
دانشگاه سجاد مشهد، ۳ اسفند ۱۴۰۴
آزادی بزرگترین ارزش و بزرگترین خواسته هر انسانی است. حکومتهای تمامیت خواه و استبدادی، نخستین کاری که میکنند ستاندن آزادی شهروندان و تبدیل آنها به بردگانی گوش به فرمان است. آنها از شهروندان پرسشگر هراس دارند، برای همین آزادی تشکل مستقل، آزادی احزاب، آزادی رسانههای مستقل و حتی آزاذیهای فردی را محدود میکنند و تلاش میکنند تا حیطه تسلط خود را به حریم خصوصی افراد نیز گسترش دهند.
انسان آزاد زیر بار ظلم نمیرود، انسان آزاد سرنوشتش را خودش تعیین میکند. آزادی مسئولیت به همراه دارد و مسئولیت نیاز به شهامت و از خود گذشتگی دارد.
مردم ما سالهاست که برای رسیدن به آزادی تلاش کردهاند و به دیوار استبداد خوردهاند. برای عبور از این دیوار باید با هم متحد بود و همبستگی داشت. پس از آزادی هم باید مسئولانه از آن مراقبت کرد.
#دانشگاه_سجاد #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
فریاد «آزادی، آزادی»
دانشگاه سجاد مشهد، ۳ اسفند ۱۴۰۴
آزادی بزرگترین ارزش و بزرگترین خواسته هر انسانی است. حکومتهای تمامیت خواه و استبدادی، نخستین کاری که میکنند ستاندن آزادی شهروندان و تبدیل آنها به بردگانی گوش به فرمان است. آنها از شهروندان پرسشگر هراس دارند، برای همین آزادی تشکل مستقل، آزادی احزاب، آزادی رسانههای مستقل و حتی آزاذیهای فردی را محدود میکنند و تلاش میکنند تا حیطه تسلط خود را به حریم خصوصی افراد نیز گسترش دهند.
انسان آزاد زیر بار ظلم نمیرود، انسان آزاد سرنوشتش را خودش تعیین میکند. آزادی مسئولیت به همراه دارد و مسئولیت نیاز به شهامت و از خود گذشتگی دارد.
مردم ما سالهاست که برای رسیدن به آزادی تلاش کردهاند و به دیوار استبداد خوردهاند. برای عبور از این دیوار باید با هم متحد بود و همبستگی داشت. پس از آزادی هم باید مسئولانه از آن مراقبت کرد.
#دانشگاه_سجاد #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خونی که ریخته میشه با هیچی پاک نمیشه
دانشگاه علم و صنعت، ۳ اسفند ۱۴۰۴
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت رودررو نیروهای بسیج دانشجویی شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند و در ادامه آن میگویند «خونی که ریخته میشه با هیچی پاک نمیشه».
#دانشگاه_علم_و_صنعت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
دانشگاه علم و صنعت، ۳ اسفند ۱۴۰۴
دانشجویان دانشگاه علم و صنعت رودررو نیروهای بسیج دانشجویی شعار «مرگ بر خامنهای» سر میدهند و در ادامه آن میگویند «خونی که ریخته میشه با هیچی پاک نمیشه».
#دانشگاه_علم_و_صنعت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊20❤5👍2💯1