استفاده از کلیدواژههای فقهی مانند «محاربه» و «بغی» توسط جمهوری اسلامی، فراتر از یک روند قضایی ساده، در واقع تبدیل کردن مذهب به سلاحی برای حذف فیزیکی و سیاسی مخالفان است. این رویکرد که با هدف مشروعیتبخشی به سرکوب طراحی شده، با قرائتهای سنتی و حتی آرای بسیاری از فقهای مستقل و حقوقدانان برجسته در تضاد کامل است.
تحریف مفاهیم فقهی برای بقای سیاسی
در متون فقهی، «محاربه» عموما به معنای کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم و ایجاد ناامنی در جامعه است. اما دستگاه قضایی با برداشتی سلیقهای، هرگونه ایستادگی در برابر «نظام» را مصداق جنگ با خدا (محاربه) قلمداد میکند.
همچنین عنوان «بغی» که در فقه به معنای قیام مسلحانه گروهی علیه امام عادل است، امروز به ابزاری تبدیل شده تا حتی معترضان مسالمتجو، فعالان مدنی و دگراندیشانی که تنها خواستار تغییرات ساختاری هستند، با سنگینترین اتهامات روبرو شوند.
هدف اصلی از بهکارگیری این عناوین سنگین، نه اجرای عدالت، بلکه «ایجاد وحشت» در بدنه جامعه است. حکومت با استفاده از این اتهامات امنیتی واهی:
• هزینه اعتراض را تا پای چوبه دار بالا میبرد.
• فضای نقد و گفتگو را با برچسبهای دینی مسدود میکند.
• تلاش میکند خشونت عریان خود را پشت نقاب «احکام الهی» پنهان کند تا از پاسخگویی حقوقی بگریزد.
این سیاست سرکوبگرانه، پیامدهای جبرانناپذیری برای پیوند میان جامعه، قانون و مذهب داشته است:
• قربانی شدن عدالت: وقتی مفاهیم حقوقی تابعی از اراده سیاسی شوند، دادگاه نه محل تظلمخواهی، بلکه به شعبهای از نهادهای امنیتی تبدیل میشود.
• دینگریزی و بیاعتمادی: سوءاستفاده از نام دین برای توجیه اعدام و شکنجه، پایههای باورهای مذهبی را در میان عموم مردم سست کرده و دین را در ذهن جامعه، از یک منبع اخلاقی به ابزار سرکوب تغییر ماهیت داده است.
. خفقان اجتماعی: با تبدیل هر فریاد اعتراضی به یک پرونده امنیتی، فرصتهای اصلاح و نقد سازنده نابود شده و جامعه به سمت انسداد کامل حرکت میکند.
آنچه امروز تحت عنوان احکام دینی در دادگاههای سیاسی صادر میشود، پیش از آنکه ریشه در شریعت داشته باشد، ریشه در «ایدئولوژی بقا» دارد. جمهوری اسلامی با قربانی کردن جان انسانها و اصول بنیادین حقوقی تحت لوای این اتهامات، نه تنها عدالت را به مسلخ برده، بلکه مشروعیت اخلاقی خود را نیز در برابر دیدگان تاریخ از دست داده است. این استفاده ابزاری، تنها نشاندهنده بنبست حکمرانی است که برای تداوم خود، راهی جز خشونت مقدسمآبانه نمیبیند.
#بغی #محاربه #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تحریف مفاهیم فقهی برای بقای سیاسی
در متون فقهی، «محاربه» عموما به معنای کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم و ایجاد ناامنی در جامعه است. اما دستگاه قضایی با برداشتی سلیقهای، هرگونه ایستادگی در برابر «نظام» را مصداق جنگ با خدا (محاربه) قلمداد میکند.
همچنین عنوان «بغی» که در فقه به معنای قیام مسلحانه گروهی علیه امام عادل است، امروز به ابزاری تبدیل شده تا حتی معترضان مسالمتجو، فعالان مدنی و دگراندیشانی که تنها خواستار تغییرات ساختاری هستند، با سنگینترین اتهامات روبرو شوند.
هدف اصلی از بهکارگیری این عناوین سنگین، نه اجرای عدالت، بلکه «ایجاد وحشت» در بدنه جامعه است. حکومت با استفاده از این اتهامات امنیتی واهی:
• هزینه اعتراض را تا پای چوبه دار بالا میبرد.
• فضای نقد و گفتگو را با برچسبهای دینی مسدود میکند.
• تلاش میکند خشونت عریان خود را پشت نقاب «احکام الهی» پنهان کند تا از پاسخگویی حقوقی بگریزد.
این سیاست سرکوبگرانه، پیامدهای جبرانناپذیری برای پیوند میان جامعه، قانون و مذهب داشته است:
• قربانی شدن عدالت: وقتی مفاهیم حقوقی تابعی از اراده سیاسی شوند، دادگاه نه محل تظلمخواهی، بلکه به شعبهای از نهادهای امنیتی تبدیل میشود.
• دینگریزی و بیاعتمادی: سوءاستفاده از نام دین برای توجیه اعدام و شکنجه، پایههای باورهای مذهبی را در میان عموم مردم سست کرده و دین را در ذهن جامعه، از یک منبع اخلاقی به ابزار سرکوب تغییر ماهیت داده است.
. خفقان اجتماعی: با تبدیل هر فریاد اعتراضی به یک پرونده امنیتی، فرصتهای اصلاح و نقد سازنده نابود شده و جامعه به سمت انسداد کامل حرکت میکند.
آنچه امروز تحت عنوان احکام دینی در دادگاههای سیاسی صادر میشود، پیش از آنکه ریشه در شریعت داشته باشد، ریشه در «ایدئولوژی بقا» دارد. جمهوری اسلامی با قربانی کردن جان انسانها و اصول بنیادین حقوقی تحت لوای این اتهامات، نه تنها عدالت را به مسلخ برده، بلکه مشروعیت اخلاقی خود را نیز در برابر دیدگان تاریخ از دست داده است. این استفاده ابزاری، تنها نشاندهنده بنبست حکمرانی است که برای تداوم خود، راهی جز خشونت مقدسمآبانه نمیبیند.
#بغی #محاربه #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3👌1
Forwarded from آموزشکده توانا
استفاده از کلیدواژههای فقهی مانند «محاربه» و «بغی» توسط جمهوری اسلامی، فراتر از یک روند قضایی ساده، در واقع تبدیل کردن مذهب به سلاحی برای حذف فیزیکی و سیاسی مخالفان است. این رویکرد که با هدف مشروعیتبخشی به سرکوب طراحی شده، با قرائتهای سنتی و حتی آرای بسیاری از فقهای مستقل و حقوقدانان برجسته در تضاد کامل است.
تحریف مفاهیم فقهی برای بقای سیاسی
در متون فقهی، «محاربه» عموما به معنای کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم و ایجاد ناامنی در جامعه است. اما دستگاه قضایی با برداشتی سلیقهای، هرگونه ایستادگی در برابر «نظام» را مصداق جنگ با خدا (محاربه) قلمداد میکند.
همچنین عنوان «بغی» که در فقه به معنای قیام مسلحانه گروهی علیه امام عادل است، امروز به ابزاری تبدیل شده تا حتی معترضان مسالمتجو، فعالان مدنی و دگراندیشانی که تنها خواستار تغییرات ساختاری هستند، با سنگینترین اتهامات روبرو شوند.
هدف اصلی از بهکارگیری این عناوین سنگین، نه اجرای عدالت، بلکه «ایجاد وحشت» در بدنه جامعه است. حکومت با استفاده از این اتهامات امنیتی واهی:
• هزینه اعتراض را تا پای چوبه دار بالا میبرد.
• فضای نقد و گفتگو را با برچسبهای دینی مسدود میکند.
• تلاش میکند خشونت عریان خود را پشت نقاب «احکام الهی» پنهان کند تا از پاسخگویی حقوقی بگریزد.
این سیاست سرکوبگرانه، پیامدهای جبرانناپذیری برای پیوند میان جامعه، قانون و مذهب داشته است:
• قربانی شدن عدالت: وقتی مفاهیم حقوقی تابعی از اراده سیاسی شوند، دادگاه نه محل تظلمخواهی، بلکه به شعبهای از نهادهای امنیتی تبدیل میشود.
• دینگریزی و بیاعتمادی: سوءاستفاده از نام دین برای توجیه اعدام و شکنجه، پایههای باورهای مذهبی را در میان عموم مردم سست کرده و دین را در ذهن جامعه، از یک منبع اخلاقی به ابزار سرکوب تغییر ماهیت داده است.
. خفقان اجتماعی: با تبدیل هر فریاد اعتراضی به یک پرونده امنیتی، فرصتهای اصلاح و نقد سازنده نابود شده و جامعه به سمت انسداد کامل حرکت میکند.
آنچه امروز تحت عنوان احکام دینی در دادگاههای سیاسی صادر میشود، پیش از آنکه ریشه در شریعت داشته باشد، ریشه در «ایدئولوژی بقا» دارد. جمهوری اسلامی با قربانی کردن جان انسانها و اصول بنیادین حقوقی تحت لوای این اتهامات، نه تنها عدالت را به مسلخ برده، بلکه مشروعیت اخلاقی خود را نیز در برابر دیدگان تاریخ از دست داده است. این استفاده ابزاری، تنها نشاندهنده بنبست حکمرانی است که برای تداوم خود، راهی جز خشونت مقدسمآبانه نمیبیند.
#بغی #محاربه #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تحریف مفاهیم فقهی برای بقای سیاسی
در متون فقهی، «محاربه» عموما به معنای کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم و ایجاد ناامنی در جامعه است. اما دستگاه قضایی با برداشتی سلیقهای، هرگونه ایستادگی در برابر «نظام» را مصداق جنگ با خدا (محاربه) قلمداد میکند.
همچنین عنوان «بغی» که در فقه به معنای قیام مسلحانه گروهی علیه امام عادل است، امروز به ابزاری تبدیل شده تا حتی معترضان مسالمتجو، فعالان مدنی و دگراندیشانی که تنها خواستار تغییرات ساختاری هستند، با سنگینترین اتهامات روبرو شوند.
هدف اصلی از بهکارگیری این عناوین سنگین، نه اجرای عدالت، بلکه «ایجاد وحشت» در بدنه جامعه است. حکومت با استفاده از این اتهامات امنیتی واهی:
• هزینه اعتراض را تا پای چوبه دار بالا میبرد.
• فضای نقد و گفتگو را با برچسبهای دینی مسدود میکند.
• تلاش میکند خشونت عریان خود را پشت نقاب «احکام الهی» پنهان کند تا از پاسخگویی حقوقی بگریزد.
این سیاست سرکوبگرانه، پیامدهای جبرانناپذیری برای پیوند میان جامعه، قانون و مذهب داشته است:
• قربانی شدن عدالت: وقتی مفاهیم حقوقی تابعی از اراده سیاسی شوند، دادگاه نه محل تظلمخواهی، بلکه به شعبهای از نهادهای امنیتی تبدیل میشود.
• دینگریزی و بیاعتمادی: سوءاستفاده از نام دین برای توجیه اعدام و شکنجه، پایههای باورهای مذهبی را در میان عموم مردم سست کرده و دین را در ذهن جامعه، از یک منبع اخلاقی به ابزار سرکوب تغییر ماهیت داده است.
. خفقان اجتماعی: با تبدیل هر فریاد اعتراضی به یک پرونده امنیتی، فرصتهای اصلاح و نقد سازنده نابود شده و جامعه به سمت انسداد کامل حرکت میکند.
آنچه امروز تحت عنوان احکام دینی در دادگاههای سیاسی صادر میشود، پیش از آنکه ریشه در شریعت داشته باشد، ریشه در «ایدئولوژی بقا» دارد. جمهوری اسلامی با قربانی کردن جان انسانها و اصول بنیادین حقوقی تحت لوای این اتهامات، نه تنها عدالت را به مسلخ برده، بلکه مشروعیت اخلاقی خود را نیز در برابر دیدگان تاریخ از دست داده است. این استفاده ابزاری، تنها نشاندهنده بنبست حکمرانی است که برای تداوم خود، راهی جز خشونت مقدسمآبانه نمیبیند.
#بغی #محاربه #اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2👌2
Forwarded from گفتوشنود
«خیر العمل»...
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
💔25👌7🕊7