از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی
هاول البته در سطح فردی متوقف نمیماند. یک فرد که تصمیم میگیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است بهسرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل میگیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل میشود. انسانها میبینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمیآورد.
در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک میشود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورتبندی کرده است. بندا میگوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آنها باید همزمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانههای مستقل، شبکههای فرهنگی، انجمنهای مدنی، حلقههای فکری، گروههای حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیههای مستقل کارگری و شبکههای کمک متقابل.
هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آنها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.
در چنین نهادهایی، انسانها فقط درباره تغییر آینده بحث نمیکنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه میکنند: همکاری به جای ترس، گفتوگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربههای کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را میسازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.
بخش دوم
@Tavaana_TavaanaTech
👌2🕊2💯1
Forwarded from گفتوشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانوادهاش او را به اجبار به یک مرکز روانپزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر میکردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آنها میخواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم میشد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان میدانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارشها میگویند علت اصلی بستریشدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بیدینی بود.»
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6👌2❤1
نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدامها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در نامهای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ همبند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دیماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدامها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضربوجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی بهخاطر مخالفت با اعدام، و همزمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحرانهای منطقهای بر روحیه مردم مینویسد و در عین حال تأکید میکند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.
متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدامها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ
احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، در نامهای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ همبند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دیماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدامها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضربوجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی بهخاطر مخالفت با اعدام، و همزمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحرانهای منطقهای بر روحیه مردم مینویسد و در عین حال تأکید میکند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.
متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.
#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
محمدرضا مرادبهروزی و همسرش سوری بابایی چگینی با پروندهسازی جدید به دادسرای انقلاب محمدیه احضار شدند
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پروندهای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکهها، رسانهها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.
این احضار در حالی صورت میگیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکند و از حق ملاقات نیز محروم است.
سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هماکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پروندهسازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازهای روبهرو شدهاند.
#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی
@Tavaana_TavaanaTech
طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پروندهای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شدهاند.
بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکهها، رسانهها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولتها، گروههای متخاصم یا عوامل وابسته به آنها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.
این احضار در حالی صورت میگیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری میکند و از حق ملاقات نیز محروم است.
سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هماکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پروندهسازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازهای روبهرو شدهاند.
#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.
مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیتالله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه بهصورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرحشده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشارهای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامهای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنهای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانهای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.
#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیتالله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه بهصورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرحشده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشارهای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامهای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنهای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانهای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.
#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤9🕊5💔3
Forwarded from گفتوشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریهای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانوادهاش او را به اجبار به یک مرکز روانپزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر میکردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آنها میخواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم میشد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان میدانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارشها میگویند علت اصلی بستریشدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بیدینی بود.»
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناختهشدهترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبهرو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمیشود، بلکه تصویری از چالشهایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بیدینی با آن مواجه هستند.
این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، میپردازد و نشان میدهد که چگونه محدودیتهای فرهنگی، اجتماعی و قانونی میتوانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه افراد، صرفنظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادیترین حقوق انسانی به شمار میرود؛ حقی که بدون آن، امکان گفتوگوی آزاد و همزیستی مسالمتآمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/
#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤6👌1
Forwarded from گفتوشنود
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.
مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیتالله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه بهصورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرحشده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشارهای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامهای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنهای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانهای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.
#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیتالله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه بهصورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرحشده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشارهای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامهای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنهای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانهای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.
#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10❤5💔4
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۴
هایدانک، منشور ۷۷ و پرسش «آزادی برای چه؟»
در این میان، لادیسلاو هایدانک تأکید میکند که هیچ فرد یا جامعهای بهطور مطلق مستقل نیست. پس باید پرسید: «استقلال از چه؟» و مهمتر از آن: «آزادی برای چه؟» اگر آزادی فقط «رهایی از» باشد و نه «آزادی برای» ارزشهایی چون حقیقت، عدالت و قانون، میتواند تهی شود و حتی به شکل تازهای از سلطه بینجامد.
هایدانک یادآوری میکند که در سنت دموکراتیک، دولت مخلوق جامعه است، نه ارباب آن. دولت باید ابزار ساماندهی زندگی عمومی باشد، نه مالک زندگی مردم. اما در نظامهای اقتدارگرا، دولت و حزب بر جامعه مسلط میشوند، ابتکار اجتماعی را میبلعند و هر فعالیت مستقل را تهدید میبینند. مطالبه «جامعه مستقل» در اروپای شرقی یعنی تلاش برای بازپسگیری جامعه از دولت.
منشور ۷۷ نمونه عملی این اندیشه است. منشور نه حزب بود، نه برنامهای برای تصرف قدرت داشت. اما با تکیه بر تعهدات حقوق بشریای که خود دولت پذیرفته بود، از او خواست به قوانین خودش وفادار بماند. همین مطالبه ظاهراً ساده، حکومت را روبهروی آینه حقیقت قرار داد.
اهمیت منشور ۷۷ فقط در متن حقوقی آن نبود، بلکه در نوع کنش آن بود: شهروندانی که از «نقش منفعل» بیرون میآیند و با زبان قانون، اخلاق و مسئولیت، دولت را خطاب قرار میدهند. هرچه افراد و گروههای بیشتری این مسئولیت را بپذیرند، جامعه برای مسئولیتهای بزرگتر، از جمله مسئولیت سیاسی، آمادهتر میشود.
در این چارچوب، سه مفهوم به هم گره میخورند: زندگی در حقیقت، جامعه موازی و مسئولیت مدنی. زندگی در حقیقت، نقطه آغاز اخلاقی است؛ جامعه موازی، شکل نهادی آن است؛ مسئولیت مدنی، نیرویی است که این دو را زنده نگه میدارد.
بخش سوم
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۴
هایدانک، منشور ۷۷ و پرسش «آزادی برای چه؟»
در این میان، لادیسلاو هایدانک تأکید میکند که هیچ فرد یا جامعهای بهطور مطلق مستقل نیست. پس باید پرسید: «استقلال از چه؟» و مهمتر از آن: «آزادی برای چه؟» اگر آزادی فقط «رهایی از» باشد و نه «آزادی برای» ارزشهایی چون حقیقت، عدالت و قانون، میتواند تهی شود و حتی به شکل تازهای از سلطه بینجامد.
هایدانک یادآوری میکند که در سنت دموکراتیک، دولت مخلوق جامعه است، نه ارباب آن. دولت باید ابزار ساماندهی زندگی عمومی باشد، نه مالک زندگی مردم. اما در نظامهای اقتدارگرا، دولت و حزب بر جامعه مسلط میشوند، ابتکار اجتماعی را میبلعند و هر فعالیت مستقل را تهدید میبینند. مطالبه «جامعه مستقل» در اروپای شرقی یعنی تلاش برای بازپسگیری جامعه از دولت.
منشور ۷۷ نمونه عملی این اندیشه است. منشور نه حزب بود، نه برنامهای برای تصرف قدرت داشت. اما با تکیه بر تعهدات حقوق بشریای که خود دولت پذیرفته بود، از او خواست به قوانین خودش وفادار بماند. همین مطالبه ظاهراً ساده، حکومت را روبهروی آینه حقیقت قرار داد.
اهمیت منشور ۷۷ فقط در متن حقوقی آن نبود، بلکه در نوع کنش آن بود: شهروندانی که از «نقش منفعل» بیرون میآیند و با زبان قانون، اخلاق و مسئولیت، دولت را خطاب قرار میدهند. هرچه افراد و گروههای بیشتری این مسئولیت را بپذیرند، جامعه برای مسئولیتهای بزرگتر، از جمله مسئولیت سیاسی، آمادهتر میشود.
در این چارچوب، سه مفهوم به هم گره میخورند: زندگی در حقیقت، جامعه موازی و مسئولیت مدنی. زندگی در حقیقت، نقطه آغاز اخلاقی است؛ جامعه موازی، شکل نهادی آن است؛ مسئولیت مدنی، نیرویی است که این دو را زنده نگه میدارد.
بخش سوم
@Tavaana_TavaanaTech
👌5💯1