بر اساس گزارش «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه سوره احکام بدوی سنگینی را برای دستکم ۲۲ دانشجو صادر کرده است. در میان این احکام، دستکم چهار دانشجو با حکم اخراج روبهرو شدهاند و شماری دیگر نیز به یک تا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدهاند.
طبق این گزارش، برخی از دانشجویان تنها در صورتی از کاهش مجازات خود برخوردار خواهند شد که با معاونت فرهنگی دانشگاه همکاری کنند. بر همین اساس، حکم دو ترم محرومیت از تحصیل برای تعدادی از دانشجویان مشروط به «همکاری با معاونت فرهنگی» به یک ترم کاهش یافته است. همچنین از شمار دیگری از دانشجویان، جدا از احکام انضباطی، تعهد کتبی مبنی بر همکاری با این معاونت اخذ شده است.
صدور این احکام در حالی صورت میگیرد که در ماههای اخیر موج تازهای از برخوردهای انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای مختلف ایران گزارش شده است. پیشتر نیز رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، به دلیل مشارکت در یک اقدام اعتراضی نمادین با حکم اخراج و چهار سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور مواجه شد.
@Tavaana_TavaanaTech
طبق این گزارش، برخی از دانشجویان تنها در صورتی از کاهش مجازات خود برخوردار خواهند شد که با معاونت فرهنگی دانشگاه همکاری کنند. بر همین اساس، حکم دو ترم محرومیت از تحصیل برای تعدادی از دانشجویان مشروط به «همکاری با معاونت فرهنگی» به یک ترم کاهش یافته است. همچنین از شمار دیگری از دانشجویان، جدا از احکام انضباطی، تعهد کتبی مبنی بر همکاری با این معاونت اخذ شده است.
صدور این احکام در حالی صورت میگیرد که در ماههای اخیر موج تازهای از برخوردهای انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای مختلف ایران گزارش شده است. پیشتر نیز رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، به دلیل مشارکت در یک اقدام اعتراضی نمادین با حکم اخراج و چهار سال محرومیت از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور مواجه شد.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊7
اخراج معلم پس از تعلیق حکم زندان؛ پروندهسازی موازی علیه فروغ خسروی
بر اساس گزارشهای دریافتی، دکتر فروغ خسروی، معلم پیمانی اهل بهبهان و شاغل در آموزش و پرورش آغاجاری استان خوزستان، روز ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ طی یک تماس تلفنی از سوی کارگزینی این اداره مطلع شد که حکم لغو پیمان استخدامی و فسخ یکطرفه قرارداد کاری او صادر شده است.
به گفته منابع مطلع، خانم خسروی در این تماس خواستار مشاهده نامه رسمی هسته گزینش شد، اما مسئولان کارگزینی با استناد به «محرمانه بودن» نامه از ارائه آن خودداری کرده و اعلام کردند که وی میتواند حکم جدید خود را از سامانه اداری دریافت کند.
بررسی حکم کارگزینی صادرشده در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که قرارداد استخدام پیمانی این معلم لغو شده و میزان حقوق او «صفر ریال» درج شده است. در متن حکم نیز تصریح شده که این اقدام بر اساس نامه هسته گزینش آموزش و پرورش استان خوزستان صورت گرفته است.
این اقدام در حالی انجام شده که خانم خسروی پیشتر در پرونده قضایی خود به حبس محکوم شده بود، اما اجرای این حکم در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است. همچنین او در پرونده تخلفات اداری، به دلیل فعالیت در فضای مجازی و ابراز عقیده، به چهار ماه انفصال موقت از خدمت محکوم شده بود که رأی قطعی آن در ۱۷ دی ۱۴۰۴ صادر شد.
لغو قرارداد استخدامی این معلم در میانه دوران اجرای حکم انفصال موقت و با وجود تعلیق حکم زندان، به عنوان نمونهای از پروندهسازی موازی و برخوردی انتقامجویانه با هدف جلوگیری از بازگشت او به حرفه معلمی ارزیابی میشود.
بر اساس این گزارش، خانم خسروی پس از مراجعه به هسته گزینش آموزش و پرورش خوزستان در اهواز، به صورت شفاهی با این توضیح روبهرو شده که موج لغو قرارداد و اخراج شماری از معلمان از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و بنا بر دستور یکی از نهادهای امنیتی آغاز شده و روند ابلاغ این تصمیمها به دیگر معلمان همچنان ادامه دارد.
#فروغ_خسروی
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای دریافتی، دکتر فروغ خسروی، معلم پیمانی اهل بهبهان و شاغل در آموزش و پرورش آغاجاری استان خوزستان، روز ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ طی یک تماس تلفنی از سوی کارگزینی این اداره مطلع شد که حکم لغو پیمان استخدامی و فسخ یکطرفه قرارداد کاری او صادر شده است.
به گفته منابع مطلع، خانم خسروی در این تماس خواستار مشاهده نامه رسمی هسته گزینش شد، اما مسئولان کارگزینی با استناد به «محرمانه بودن» نامه از ارائه آن خودداری کرده و اعلام کردند که وی میتواند حکم جدید خود را از سامانه اداری دریافت کند.
بررسی حکم کارگزینی صادرشده در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که قرارداد استخدام پیمانی این معلم لغو شده و میزان حقوق او «صفر ریال» درج شده است. در متن حکم نیز تصریح شده که این اقدام بر اساس نامه هسته گزینش آموزش و پرورش استان خوزستان صورت گرفته است.
این اقدام در حالی انجام شده که خانم خسروی پیشتر در پرونده قضایی خود به حبس محکوم شده بود، اما اجرای این حکم در حال حاضر به حالت تعلیق درآمده است. همچنین او در پرونده تخلفات اداری، به دلیل فعالیت در فضای مجازی و ابراز عقیده، به چهار ماه انفصال موقت از خدمت محکوم شده بود که رأی قطعی آن در ۱۷ دی ۱۴۰۴ صادر شد.
لغو قرارداد استخدامی این معلم در میانه دوران اجرای حکم انفصال موقت و با وجود تعلیق حکم زندان، به عنوان نمونهای از پروندهسازی موازی و برخوردی انتقامجویانه با هدف جلوگیری از بازگشت او به حرفه معلمی ارزیابی میشود.
بر اساس این گزارش، خانم خسروی پس از مراجعه به هسته گزینش آموزش و پرورش خوزستان در اهواز، به صورت شفاهی با این توضیح روبهرو شده که موج لغو قرارداد و اخراج شماری از معلمان از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و بنا بر دستور یکی از نهادهای امنیتی آغاز شده و روند ابلاغ این تصمیمها به دیگر معلمان همچنان ادامه دارد.
#فروغ_خسروی
@Tavaana_TavaanaTech
❤6🕊2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توماج صالحی، رپر مخالف جمهوری اسلامی، ویدیویی کوتاه از خود در حمایت از بازداشتشدگان دیماه منتشر کرد و نوشت:
«ما خودِ دیماهیم، ما خونهای جاری در جوبهای شهریم، ما مقاومتِ مادام در مقابل جنایت و کشتاریم، ما صداهایی هستیم که هرگز خفه نمیشوند.
وجودمان به خوشایند جریانهای سیاسی باشد یا نه، موجودیتمان غیرقابل انکار است.
باز هم فریاد میزنیم:
حمله به زیرساختهای ایران و حمایت از این ایده و در نتیجه تشدید مشکلات معیشتی برای مردم ایران در جهت رسیدن به اهداف سیاسی نه شرافتمندانه است و نه انسانی.
فرضِ اینکه ما نه از روی آگاهی و اراده بلکه فقط در نتیجهی فلاکت و ویرانی دست به تغییر خواهیم زد، توهینی است که باید پاسخ داده شود.
نقطهی شروعِ تمام جنبشهای ایران تا به امروز کرامتخواهی بوده، این باید نشانهای باشد تا احترام بیشتری به جامعهی آزادیخواه ایران گذاشته شود.»
ـ لازم به ذکر است آیا توماج صالحی با آنکه در طی ماههای گذشته با تماسهای مکرر و تهدیدآمیز نهادهای امنیتی مواجه بوده، در جریان اعتراضات دی ماه و پس از آن سکوت نکرده و و در شبکههای اجتماعی پیگیر شرایط بازداشت شدگان بوده است.
او همچنین در متن فوق، بر مرزهای اخلاقی خود تاکید کرده است.
#توماج_صالحی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
توماج صالحی، رپر مخالف جمهوری اسلامی، ویدیویی کوتاه از خود در حمایت از بازداشتشدگان دیماه منتشر کرد و نوشت:
«ما خودِ دیماهیم، ما خونهای جاری در جوبهای شهریم، ما مقاومتِ مادام در مقابل جنایت و کشتاریم، ما صداهایی هستیم که هرگز خفه نمیشوند.
وجودمان به خوشایند جریانهای سیاسی باشد یا نه، موجودیتمان غیرقابل انکار است.
باز هم فریاد میزنیم:
حمله به زیرساختهای ایران و حمایت از این ایده و در نتیجه تشدید مشکلات معیشتی برای مردم ایران در جهت رسیدن به اهداف سیاسی نه شرافتمندانه است و نه انسانی.
فرضِ اینکه ما نه از روی آگاهی و اراده بلکه فقط در نتیجهی فلاکت و ویرانی دست به تغییر خواهیم زد، توهینی است که باید پاسخ داده شود.
نقطهی شروعِ تمام جنبشهای ایران تا به امروز کرامتخواهی بوده، این باید نشانهای باشد تا احترام بیشتری به جامعهی آزادیخواه ایران گذاشته شود.»
ـ لازم به ذکر است آیا توماج صالحی با آنکه در طی ماههای گذشته با تماسهای مکرر و تهدیدآمیز نهادهای امنیتی مواجه بوده، در جریان اعتراضات دی ماه و پس از آن سکوت نکرده و و در شبکههای اجتماعی پیگیر شرایط بازداشت شدگان بوده است.
او همچنین در متن فوق، بر مرزهای اخلاقی خود تاکید کرده است.
#توماج_صالحی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤15🕊2
هراس از آزادی
دشواریهای زیستن در جهان آزاد
✍️مصطفا آلاحمد
آزادی از جذابترین و در عین حال از پرهزینهترین آرمانهای زندگی اجتماعی است. کمتر مفهومی را میتوان یافت که در گفتار عمومی تا این اندازه مورد ستایش قرار گیرد، اما در عین حال، الزامات و پیامدهای واقعی آن تا حدود زیادی نادیده گرفته شود. بسیاری از مردم، آزادی را مطالبه میکنند، اما آیا برای زیستن در شرایط آزادی نیز آمادگی دارند؟
حکومت استبدادگر نه تنها آزادیهای سیاسی و اجتماعی را تباه میکند، بلکه به تدریج فرهنگ عمومی، روابط اجتماعی و خانوادگی و همچنین عادتهای رفتاری را نیز به فرهنگی مستبدانه تغییر میدهد. مردمی که در تاریخی طولانی زیر سلطهی رژیمهای اقتدارگرا زیستهاند، معمولاً بخشی از اعتماد اجتماعی، مسئولیتپذیری و مهارتهای زیستن در آزادی را نیز از دست میدهند. از این رو، مسئله تنها «خواستن آزادی» نیست، بلکه استبداد، میراثی تاریخی و فرهنگی را شکل میدهد که مردم به ساختار عمودی آن عادت میکنند.
آزادیخواهانِ واقعی هرگز برای رهایی از استبدادی ریشهدار و چندصدساله، به دنبال راهحلهای زودگذر و معجزهآسا نیستند. آزادی ــ در معنای گستردهی آن ــ چیزی نیست که آن را رایگان یا از سر ترحم به ملتی هدیه بدهند. راه آزادی، راهی دشوار، پرهزینه و پرتلاطم است؛ راهی که تنها هنگامی تحقق مییابد که جامعهای آماده باشد بهای سنگین آن را بپردازد.
آزادی مستلزم پذیرش مسئولیت، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران و شکلی از خودمحدودسازی است. از این رو، متفکرانی چون روسو و کانت آزادی را نه در رها بودن از هر قید و بند، بلکه در توانایی انسان برای تبعیت از قواعدی میدانستند که یکایک مردم در شکلگیری آنها مشارکت دارند.
برخلاف تصور رایج، زندگی در جامعهای آزاد الزاماً آسانتر از زندگی در یک نظام اقتدارگرا نیست. در جوامع آزاد، شهروندان باید مسئولیتِ بخش بزرگی از تصمیمها و پیامدهای زندگی خود را بر عهده بگیرند. آنان باید میان حقوق خود و حقوق دیگران تعادل برقرار کنند و از تبدیل منافع فردی به زیان عمومی پرهیز کنند. به این ترتیب، آزادی تنها گسترش اختیار نیست؛ گسترش مسئولیت نیز هست.
اریک فروم در کتاب گریز از آزادی استدلال میکند که بسیاری از انسانها از آزادی میترسند، زیرا آزادی، مسئولیت و اضطراب به همراه میآورد، زیرا هزینههای آزادی برای گروههای مختلف اجتماعی یکسان نیست. برای مثال نخبگان اقتصادی و فرهنگی معمولاً از آزادی سود بیشتری میبرند، در حالی که برخی اقشار ممکن است در کوتاهمدت احساس ناامنی کنند. این نابرابری هزینه، یکی از منابع مهم پوپولیسم و بازگشت اقتدارگرایی است. از این جاست که گاه مردم به استقبال اقتدارگرایی میروند.
به این ترتیب میتوان پرسید: آیا مردمی که خواهان آزادی هستند، برای پذیرش الزامات آن نیز آمادهاند؟ آیا جامعهای که در آن قانون بهسادگی دور زده میشود، منافع عمومی قربانی منافع فردی میشود و مسئولیتپذیری مدنی ضعیف است، میتوان بهسادگی از آزادی بهرهمند شد؟
تاریخ بارها نشان داده است که نهادهای آزاد بدون فرهنگ مدنی مناسب، شکننده و آسیبپذیر خواهند بود.
با این حال، تاریخِ اندیشههای سیاسی نشان میدهد که استبدادگران نیز بارها با استناد به «آماده نبودن مردم»، آزادی را به تعویق انداختهاند. از این رو، مطالبهی آمادگی کامل برای آزادی میتواند به چرخهای بیپایان تبدیل شود؛ چرخهای که در آن جامعه هرگز به اندازهی کافی بالغ تشخیص داده نمیشود و آزادی همواره به آیندهای نامعلوم موکول میگردد.
به این ترتیب آزادی و فرهنگ آزادیخواهی در رابطهای متقابل با یکدیگر شکل میگیرند؛ هرچه جامعهای مسئولپذیرتر باشد، نهادهای آزادتر میآفریند و نهادهای آزاد نیز به نوبهی خود شهروندانی با حس مسئولیت بالا پرورش میدهند.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا ما آزادی را دوست داریم یا نه. پرسش این است که آیا آمادهایم هزینههای آزادی را بپردازیم، مسئولیتهای آن را بپذیریم و همزمان از به تعویق افتادن دائمی آن نیز جلوگیری کنیم؟
آزادی، انتخابی یکباره نیست؛ بلکه آزمونی دائمی است. آزادی نه با شعار به دست میآید و نه با انتظار. جوامع گذشتهگرا حاضر نیستند برای آزادی به تحول تن بدهند و با ثبات جویی و عافیتطلبی، زندگی در استبداد را بر میگزینند.
این مطلب از کانال تلگرام آقای آلاحمد برداشته شده است.
#آزادی #مسئولیت
@Tavaana_TavaanaTech
دشواریهای زیستن در جهان آزاد
✍️مصطفا آلاحمد
آزادی از جذابترین و در عین حال از پرهزینهترین آرمانهای زندگی اجتماعی است. کمتر مفهومی را میتوان یافت که در گفتار عمومی تا این اندازه مورد ستایش قرار گیرد، اما در عین حال، الزامات و پیامدهای واقعی آن تا حدود زیادی نادیده گرفته شود. بسیاری از مردم، آزادی را مطالبه میکنند، اما آیا برای زیستن در شرایط آزادی نیز آمادگی دارند؟
حکومت استبدادگر نه تنها آزادیهای سیاسی و اجتماعی را تباه میکند، بلکه به تدریج فرهنگ عمومی، روابط اجتماعی و خانوادگی و همچنین عادتهای رفتاری را نیز به فرهنگی مستبدانه تغییر میدهد. مردمی که در تاریخی طولانی زیر سلطهی رژیمهای اقتدارگرا زیستهاند، معمولاً بخشی از اعتماد اجتماعی، مسئولیتپذیری و مهارتهای زیستن در آزادی را نیز از دست میدهند. از این رو، مسئله تنها «خواستن آزادی» نیست، بلکه استبداد، میراثی تاریخی و فرهنگی را شکل میدهد که مردم به ساختار عمودی آن عادت میکنند.
آزادیخواهانِ واقعی هرگز برای رهایی از استبدادی ریشهدار و چندصدساله، به دنبال راهحلهای زودگذر و معجزهآسا نیستند. آزادی ــ در معنای گستردهی آن ــ چیزی نیست که آن را رایگان یا از سر ترحم به ملتی هدیه بدهند. راه آزادی، راهی دشوار، پرهزینه و پرتلاطم است؛ راهی که تنها هنگامی تحقق مییابد که جامعهای آماده باشد بهای سنگین آن را بپردازد.
آزادی مستلزم پذیرش مسئولیت، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران و شکلی از خودمحدودسازی است. از این رو، متفکرانی چون روسو و کانت آزادی را نه در رها بودن از هر قید و بند، بلکه در توانایی انسان برای تبعیت از قواعدی میدانستند که یکایک مردم در شکلگیری آنها مشارکت دارند.
برخلاف تصور رایج، زندگی در جامعهای آزاد الزاماً آسانتر از زندگی در یک نظام اقتدارگرا نیست. در جوامع آزاد، شهروندان باید مسئولیتِ بخش بزرگی از تصمیمها و پیامدهای زندگی خود را بر عهده بگیرند. آنان باید میان حقوق خود و حقوق دیگران تعادل برقرار کنند و از تبدیل منافع فردی به زیان عمومی پرهیز کنند. به این ترتیب، آزادی تنها گسترش اختیار نیست؛ گسترش مسئولیت نیز هست.
اریک فروم در کتاب گریز از آزادی استدلال میکند که بسیاری از انسانها از آزادی میترسند، زیرا آزادی، مسئولیت و اضطراب به همراه میآورد، زیرا هزینههای آزادی برای گروههای مختلف اجتماعی یکسان نیست. برای مثال نخبگان اقتصادی و فرهنگی معمولاً از آزادی سود بیشتری میبرند، در حالی که برخی اقشار ممکن است در کوتاهمدت احساس ناامنی کنند. این نابرابری هزینه، یکی از منابع مهم پوپولیسم و بازگشت اقتدارگرایی است. از این جاست که گاه مردم به استقبال اقتدارگرایی میروند.
به این ترتیب میتوان پرسید: آیا مردمی که خواهان آزادی هستند، برای پذیرش الزامات آن نیز آمادهاند؟ آیا جامعهای که در آن قانون بهسادگی دور زده میشود، منافع عمومی قربانی منافع فردی میشود و مسئولیتپذیری مدنی ضعیف است، میتوان بهسادگی از آزادی بهرهمند شد؟
تاریخ بارها نشان داده است که نهادهای آزاد بدون فرهنگ مدنی مناسب، شکننده و آسیبپذیر خواهند بود.
با این حال، تاریخِ اندیشههای سیاسی نشان میدهد که استبدادگران نیز بارها با استناد به «آماده نبودن مردم»، آزادی را به تعویق انداختهاند. از این رو، مطالبهی آمادگی کامل برای آزادی میتواند به چرخهای بیپایان تبدیل شود؛ چرخهای که در آن جامعه هرگز به اندازهی کافی بالغ تشخیص داده نمیشود و آزادی همواره به آیندهای نامعلوم موکول میگردد.
به این ترتیب آزادی و فرهنگ آزادیخواهی در رابطهای متقابل با یکدیگر شکل میگیرند؛ هرچه جامعهای مسئولپذیرتر باشد، نهادهای آزادتر میآفریند و نهادهای آزاد نیز به نوبهی خود شهروندانی با حس مسئولیت بالا پرورش میدهند.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا ما آزادی را دوست داریم یا نه. پرسش این است که آیا آمادهایم هزینههای آزادی را بپردازیم، مسئولیتهای آن را بپذیریم و همزمان از به تعویق افتادن دائمی آن نیز جلوگیری کنیم؟
آزادی، انتخابی یکباره نیست؛ بلکه آزمونی دائمی است. آزادی نه با شعار به دست میآید و نه با انتظار. جوامع گذشتهگرا حاضر نیستند برای آزادی به تحول تن بدهند و با ثبات جویی و عافیتطلبی، زندگی در استبداد را بر میگزینند.
این مطلب از کانال تلگرام آقای آلاحمد برداشته شده است.
#آزادی #مسئولیت
@Tavaana_TavaanaTech
❤4👌2
دومین نامه پرزیدنت ترامپ به خانواده یکی از کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران
رئیس جمهوری ایالات متحده برای دومین بار به مجید مقدسی، دایی محمدعرفان فرجی از کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران نامه نوشت و بر «بازدارندگی نیروهای نظامی آمریکا در برابر تهدیدها» تاکید کرد.
دونالد ترامپ، در این نامه که امضای شخص پرزیدنت ترامپ زیر آن است و به دایی عرفان رسیده، نوشته است: «من همچنان متعهد به پیشبرد یک سیاست خارجی مبتنی بر صلح از طریق قدرت هستم و یقین دارم که نیروهای نظامی ما برای بازدارندگی در برابر تهدیدها و دفاع از آزادی آمریکا آماده هستند.»
این نامه که آقای مقدسی نسخهای از آن را برای صدای آمریکا فرستاده، آمده است: «دولت من همواره از حاکمیت ایالات متحده محافظت خواهد کرد؛ از طریق تقویت توان دفاعی کشور و تجهیز قدرتمندترین نیروی رزمی جهان. بهعنوان فرمانده کل قوا، من همیشه شهروندانمان، ارزشهایمان، و کشورمان را در اولویت قرار خواهم داد. خداوند شما را حفظ کند و همچنان ایالات متحده آمریکا را مورد رحمت و برکت خود قرار دهد.»
این نامه در تاریخ دهم ژوئن ۲۰۲۶ برابر با ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به دایی عرفان رسیده است.
محمدعرفان فرجی، خواهرزاده مجید مقدسی ۱۸ دی ۱۴۰۴ در ۱۸ سالگی در پی شلیک نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در اعتراضات محله نازیآباد تهران کشته شد.
مجید مقدسی، دایی عرفان، ۲۰ دی ۱۴۰۴ پس از شنیدن خبر کشته شدن خواهرزادهاش و کشتار گسترده مردم ایران، نخستین بار نامهای به دونالد ترامپ نوشت. در این نامه، او ضمن شرح بیرحمی رژیم ایران در برابر معترضان بیدفاع از پرزیدنت ترامپ خواست تا برای حمایت و کمک به مردم ایران اقدام کند. رییس جمهوری آمریکا به فاصله سه روز به این نامه پاسخ داده است.
آقای مقدسی ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، در گفتوگویی ویژه با صدای آمریکا گفت: «بعد از کشته شدن عرفان و حس بیپناهی مطلق، تصمیم گرفتم به عنوان یک شهروند آمریکایی به رئیس جمهوری ایالات متحده نامه بنویسم و از او طلب کمک و همراهی کنم.»
او افزود: «دریافت پاسخ نامهام از طرف شخص رئیس جمهوری آمریکا و ابراز همدلی او و همسرش با یک شهروند ایرانی ـ آمریکایی بسیار هیجانانگیز و غیرقابل وصف بود.»
پرزیدنت ترامپ بهمن ۱۴۰۴، در پاسخ به نامه تظلمخواهی مجید مقدسی ضمن ابراز همدردی با خانواده محمدعرفان بر اراده خودش و دولتش برای تحقق عدالت و پاسخگو کردن رژیم ایران تاکید کرد و نوشت: «قول میدهم هرگز رویدادهای وحشتناکی که او (عرفان) را از ما گرفت، فراموش نکنم و نبخشم. دولت من همواره در کنار مردم ایران در مسیر آزادی و دموکراسی خواهد ایستاد و برای به پای عدالت کشاندن آیتالله و رژیم قاتل او تلاش خواهد کرد.»
#محمدعرفان_فرجی
متن از صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
رئیس جمهوری ایالات متحده برای دومین بار به مجید مقدسی، دایی محمدعرفان فرجی از کشتهشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ ایران نامه نوشت و بر «بازدارندگی نیروهای نظامی آمریکا در برابر تهدیدها» تاکید کرد.
دونالد ترامپ، در این نامه که امضای شخص پرزیدنت ترامپ زیر آن است و به دایی عرفان رسیده، نوشته است: «من همچنان متعهد به پیشبرد یک سیاست خارجی مبتنی بر صلح از طریق قدرت هستم و یقین دارم که نیروهای نظامی ما برای بازدارندگی در برابر تهدیدها و دفاع از آزادی آمریکا آماده هستند.»
این نامه که آقای مقدسی نسخهای از آن را برای صدای آمریکا فرستاده، آمده است: «دولت من همواره از حاکمیت ایالات متحده محافظت خواهد کرد؛ از طریق تقویت توان دفاعی کشور و تجهیز قدرتمندترین نیروی رزمی جهان. بهعنوان فرمانده کل قوا، من همیشه شهروندانمان، ارزشهایمان، و کشورمان را در اولویت قرار خواهم داد. خداوند شما را حفظ کند و همچنان ایالات متحده آمریکا را مورد رحمت و برکت خود قرار دهد.»
این نامه در تاریخ دهم ژوئن ۲۰۲۶ برابر با ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ به دایی عرفان رسیده است.
محمدعرفان فرجی، خواهرزاده مجید مقدسی ۱۸ دی ۱۴۰۴ در ۱۸ سالگی در پی شلیک نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در اعتراضات محله نازیآباد تهران کشته شد.
مجید مقدسی، دایی عرفان، ۲۰ دی ۱۴۰۴ پس از شنیدن خبر کشته شدن خواهرزادهاش و کشتار گسترده مردم ایران، نخستین بار نامهای به دونالد ترامپ نوشت. در این نامه، او ضمن شرح بیرحمی رژیم ایران در برابر معترضان بیدفاع از پرزیدنت ترامپ خواست تا برای حمایت و کمک به مردم ایران اقدام کند. رییس جمهوری آمریکا به فاصله سه روز به این نامه پاسخ داده است.
آقای مقدسی ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، در گفتوگویی ویژه با صدای آمریکا گفت: «بعد از کشته شدن عرفان و حس بیپناهی مطلق، تصمیم گرفتم به عنوان یک شهروند آمریکایی به رئیس جمهوری ایالات متحده نامه بنویسم و از او طلب کمک و همراهی کنم.»
او افزود: «دریافت پاسخ نامهام از طرف شخص رئیس جمهوری آمریکا و ابراز همدلی او و همسرش با یک شهروند ایرانی ـ آمریکایی بسیار هیجانانگیز و غیرقابل وصف بود.»
پرزیدنت ترامپ بهمن ۱۴۰۴، در پاسخ به نامه تظلمخواهی مجید مقدسی ضمن ابراز همدردی با خانواده محمدعرفان بر اراده خودش و دولتش برای تحقق عدالت و پاسخگو کردن رژیم ایران تاکید کرد و نوشت: «قول میدهم هرگز رویدادهای وحشتناکی که او (عرفان) را از ما گرفت، فراموش نکنم و نبخشم. دولت من همواره در کنار مردم ایران در مسیر آزادی و دموکراسی خواهد ایستاد و برای به پای عدالت کشاندن آیتالله و رژیم قاتل او تلاش خواهد کرد.»
#محمدعرفان_فرجی
متن از صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
❤15👌1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رها بهلولیپور، دختر پرشوری که عاشق زندگی بود و میخواست از این فرصت نهایت استفاده را ببرد
رها (زهرا) بهلولیپور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه بود. اما از شرایط خوابگاه ناراضی بود، چندی پیش در کانال تلگرامش نوشته بود:
به گفته نزدیکانش رها فرزند دوم خانوادهای ۴ نفره از ایل قشقایی است.
رها ۱۹ دی ۱۴۰۴ به دلیل شلیک گلوله از سوی نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت آن به ریهاش جان سپرد. پیکرش در شهر فیروزآباد به خاک سپرده شد.
رها در کانال تلگرامش نوشته بود :
رها در متنی انتقادی در مورد شرایط دانشگاه نوشته بود:
رها اهل مطالعه بود، عاشق ادبیات و سینما. به فروغ فرخزاد علاقه داشت، او در یادداشتی نوشته بود:
#رها_بهلولی_پور
💸 tavaanatech
رها (زهرا) بهلولیپور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه بود. اما از شرایط خوابگاه ناراضی بود، چندی پیش در کانال تلگرامش نوشته بود:
«دلم میخواد تا صبح توی خیابون باشم اما به این خوابگاه لعنتی برنگردم.»
به گفته نزدیکانش رها فرزند دوم خانوادهای ۴ نفره از ایل قشقایی است.
رها ۱۹ دی ۱۴۰۴ به دلیل شلیک گلوله از سوی نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت آن به ریهاش جان سپرد. پیکرش در شهر فیروزآباد به خاک سپرده شد.
رها در کانال تلگرامش نوشته بود :
«من خیلی طرفدار زندگی ام»
او در آخرین پیغام کانال تلگرامش چند ساعت پیش از کشتهشدنش نوشت:
«یک لحظه وصل شدهم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.»
رها در متنی انتقادی در مورد شرایط دانشگاه نوشته بود:
«من متوجه نمیشم این دانشگاه لعنتی با این بودجه چیکار میکنه که بهانهش برای رسیدگینکردن به مشکلات و ایجاد ایمنی —که البته غلط میکنه چنین بهانهای میاره— کمبودشه! اصلا چرا میگم متوجه نمیشم؟! معلومه که دیگه صرف چی میشه! حجاببان، همایشهای مذهبی مزخرف و حراستهایی که کارشون فقط گیردادن به ظاهره و هزاران کار بیهودهی دیگه.»
رها اهل مطالعه بود، عاشق ادبیات و سینما. به فروغ فرخزاد علاقه داشت، او در یادداشتی نوشته بود:
«هیچ درختی بیشتر از درخت ایرج جنتی عطایی من رو ویرون نمیکنه. درختی که وقتِ تبرخوردن، به فکر خستگیهای پَر پرندههاست؛ به فکر غربت مسافرهاست.»
#رها_بهلولی_پور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
گوگل ابزار جدیدی با نام «جمینای ۳.۵ لایو ترنسلیت» (Gemini 3.5 Live Translate) ارائه کرده است. این ابزار صدای گوینده را دریافت میکند و با فاصلهای کوتاه، ترجمه صوتی آن را به زبان موردنظر پخش میکند.
این سرویس برای شنیدن وبینارهای خارجی، شرکت در جلسات آنلاین، کلاسهای آموزشی و مکالمه با افرادی که به زبان دیگری صحبت میکنند کاربرد دارد. مدل جدید گوگل از بیش از ۷۰ زبان پشتیبانی میکند و زبان فارسی نیز در میان زبانهای قابل استفاده قرار دارد.
برای آزمایش ترجمه زنده روی کامپیوتر، میتوانید از بخش مخصوص این قابلیت در Google AI Studio استفاده کنید.
مراحل استفاده
در این ابزار، زبان مقصد باید مشخص شود. برای نمونه، اگر زبان مقصد فارسی باشد، سرویس صدای ورودی را دریافت میکند و ترجمه را به فارسی ارائه میدهد. در تنظیمات فنی این مدل، کد زبان مقصد فارسی fa است.
برای گوشیهای اندرویدی و آیفون، سادهترین راه استفاده از اپلیکیشن «مترجم گوگل»(Google Translate) است. قابلیت «Live translate» در این برنامه میتواند مکالمات و صداهای زنده را ترجمه کند. امکان استفاده با هدفون یا بدون هدفون نیز وجود دارد، اما برخی گزینهها بسته به کشور، نسخه برنامه و نوع دستگاه ممکن است هنوز برای همه کاربران فعال نشده باشند.
گوگل اعلام کرده است که قابلیت ترجمه زنده با هر نوع هدفون معمولی قابل استفاده است و بیش از ۷۰ زبان را پوشش میدهد.
🔗 ادامه مطلب در وبسایت تواناتک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👌1
مشروعیت با نمایش خیابانی برنمیگردد!
✍مهدی نوذر
این شبها کاملاً پیداست که حکومت با نمایشهای خیابانی، برگزاری برنامههای پرزرقوبرق و حتی بازگرداندن چهرههای سلبریتی و بعضاً لس آنجلسی و دادن آزادی کامل در پوشش به زنان تلاش میکند تصویری تازه از خود بسازد و مشروعیت از دسترفته را ترمیم کند.
اما مسئله ساده است:
مشروعیت با صحنهآرایی، تبلیغات و بازاریابی اجتماعی برنمیگردد.
جامعه ایران حافظه دارد.
فراموش نکرده که سالها «حجاب» فقط یک موضوع فرهنگی نبود، بلکه به یک خط قرمز سخت و امنیتی تبدیل شده بود.
فراموش نکرده برخوردهای خیابانی با زنان، کشاندن مردم روی زمین و سوار کردن اجباری در ونهای گشت ارشاد را.
و در این میان، ماجرای مهسا امینی فقط یک حادثه نبود؛ دختر معصوم و بیگناهی که فقط به خاطر حجاب مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشته شد و برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شد به نماد یک شکاف عمیق در اعتماد اجتماعی و سیاسی !
از دل چنین تجربهای، نمیشود انتظار داشت با چند تغییر ظاهری و چند برنامه خیابانی، رابطه مردم و حاکمیت ترمیم شود.
مشروعیت از جای دیگری میآید:
از زندگی واقعی مردم.
از اقتصادی که هر روز فشار بیشتری وارد میکند.
از جوانی که آینده را مبهم میبیند.
از بیثباتی معیشت.
از احساس بیعدالتی.
از قانونی که برای همه یکسان اجرا نمیشود.
هیچ حکومتی در تاریخ با نمایش و تغییرات سطحی نتوانسته بحران اعتماد را حل کند.
چون جامعه خیلی زود تفاوت بین تغییر واقعی و تغییر نمایشی را تشخیص میدهد.
در نهایت، حتی اگر امروز تلاش شود با تغییر چهرهها و فضای خیابان، تصویر تازهای ساخته شود، واقعیت اجتماعی با تصویرسازی عوض نمیشود.
مشروعیت یا از مسیر بهبود زندگی مردم برمیگردد، یا با هیچ نمایش رسانهای و خیابانی قابل احیا نیست.
حکومتی که با سرکوبهای خونین و کشتار معترضان فقط در دو شب بیش از ۴۰ هزار انسان بیگناه را کشت ، با هیچ نمایش و بازاریابی رسانهای دوباره مشروعیت به دست نمیآورد.
متن بالا نوشتهی مهدی نوذر، زندانی سیاسی سابق است که برای توانا ارسال شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
✍مهدی نوذر
این شبها کاملاً پیداست که حکومت با نمایشهای خیابانی، برگزاری برنامههای پرزرقوبرق و حتی بازگرداندن چهرههای سلبریتی و بعضاً لس آنجلسی و دادن آزادی کامل در پوشش به زنان تلاش میکند تصویری تازه از خود بسازد و مشروعیت از دسترفته را ترمیم کند.
اما مسئله ساده است:
مشروعیت با صحنهآرایی، تبلیغات و بازاریابی اجتماعی برنمیگردد.
جامعه ایران حافظه دارد.
فراموش نکرده که سالها «حجاب» فقط یک موضوع فرهنگی نبود، بلکه به یک خط قرمز سخت و امنیتی تبدیل شده بود.
فراموش نکرده برخوردهای خیابانی با زنان، کشاندن مردم روی زمین و سوار کردن اجباری در ونهای گشت ارشاد را.
و در این میان، ماجرای مهسا امینی فقط یک حادثه نبود؛ دختر معصوم و بیگناهی که فقط به خاطر حجاب مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشته شد و برای بخش بزرگی از جامعه تبدیل شد به نماد یک شکاف عمیق در اعتماد اجتماعی و سیاسی !
از دل چنین تجربهای، نمیشود انتظار داشت با چند تغییر ظاهری و چند برنامه خیابانی، رابطه مردم و حاکمیت ترمیم شود.
مشروعیت از جای دیگری میآید:
از زندگی واقعی مردم.
از اقتصادی که هر روز فشار بیشتری وارد میکند.
از جوانی که آینده را مبهم میبیند.
از بیثباتی معیشت.
از احساس بیعدالتی.
از قانونی که برای همه یکسان اجرا نمیشود.
هیچ حکومتی در تاریخ با نمایش و تغییرات سطحی نتوانسته بحران اعتماد را حل کند.
چون جامعه خیلی زود تفاوت بین تغییر واقعی و تغییر نمایشی را تشخیص میدهد.
در نهایت، حتی اگر امروز تلاش شود با تغییر چهرهها و فضای خیابان، تصویر تازهای ساخته شود، واقعیت اجتماعی با تصویرسازی عوض نمیشود.
مشروعیت یا از مسیر بهبود زندگی مردم برمیگردد، یا با هیچ نمایش رسانهای و خیابانی قابل احیا نیست.
حکومتی که با سرکوبهای خونین و کشتار معترضان فقط در دو شب بیش از ۴۰ هزار انسان بیگناه را کشت ، با هیچ نمایش و بازاریابی رسانهای دوباره مشروعیت به دست نمیآورد.
متن بالا نوشتهی مهدی نوذر، زندانی سیاسی سابق است که برای توانا ارسال شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💯16👍5❤4🕊2👌1
ببانیه وحید سرخگل از زندان قزلحصار:
برای نجات زندانیان سیاسی پیش از آنکه دیر شود، چارهای بیندیشید
وحید سرخگل، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامهای با انتقاد از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی در زندانهای اوین و قزلحصار، از آنچه «فشار، تحقیر، ضربوشتم و محرومیتهای گسترده» علیه بازداشتشدگان اعتراضات اخیر توصیف کرده، سخن گفته است. او با درخواست اقدام مؤثر از رسانهها، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی، نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی بازداشتشده در جریان اعتراضات و تحولات اخیر هشدار داده و خواستار توجه فوری به سرنوشت آنان شده است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
به نام ایران
بیهیچ زیادهگویی و فارغ از تقسیمات جناحی، باید چارهای برای این حجم از فشار و ظلم سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی اعتراضات اخیر اندیشید؛ زندانیانی که در قفسی چون اوین و دخمهای چون واحد ۳ زندان قزلحصار، با بدترین شرایط، مورد توهین، تحقیر، فحاشی و حتی ضربوشتم قرار میگیرند.
در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون بهاصطلاح «سلامت»، قلادهدار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار میکنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی ــ که یقین داریم برنامهریزیشده است ــ مشغلهای دیگر ندارند.
از سوی دیگر، زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار، از بدو ورود مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. برخی از آنان بیش از چهار ماه را در سلولهای انفرادیای گذراندهاند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آنها نگهداری میشد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.
اکنون نیز در سالنی از همان واحد که منتسب به زندان رجاییشهر است و در مجاورت بندهای جرائم قتل و تجاوز قرار دارد، بدون کمترین امکانات نگهداری میشوند؛ بدون فضای کافی و مناسب، بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با دهها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل میشود.
بعید است مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بیاطلاع باشند. آنان بازیگران تئاتری حکومتیاند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراجرفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده میشود.
در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه میاندازد و طنابهایی که گردنها را کبود و نفسها را بند میآورند، همچنان قربانی میگیرند، نباید درگیر نمایشهای حکومتی شویم.
از تمامی رسانههایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگیهای حزبیاند، از نهادهای بینالمللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترسگریز ایران درخواست میکنم برای وضعیت زندانیان سیاسی ــ از بازداشتشدگان جنگ دوازدهروزه گرفته تا معترضان بازداشتشده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی ــ چارهای مؤثر بیندیشند.
این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سالها ظلم دیده و سرکوب شدهاند.
پاینده ایران
خرداد ۲۵۸۵
وحید سرخگل
زندان قزلحصار کرج
#وحید_سرخ_گل #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
برای نجات زندانیان سیاسی پیش از آنکه دیر شود، چارهای بیندیشید
وحید سرخگل، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامهای با انتقاد از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی در زندانهای اوین و قزلحصار، از آنچه «فشار، تحقیر، ضربوشتم و محرومیتهای گسترده» علیه بازداشتشدگان اعتراضات اخیر توصیف کرده، سخن گفته است. او با درخواست اقدام مؤثر از رسانهها، نهادهای حقوق بشری و افکار عمومی، نسبت به وضعیت زندانیان سیاسی بازداشتشده در جریان اعتراضات و تحولات اخیر هشدار داده و خواستار توجه فوری به سرنوشت آنان شده است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
به نام ایران
بیهیچ زیادهگویی و فارغ از تقسیمات جناحی، باید چارهای برای این حجم از فشار و ظلم سیستماتیک علیه زندانیان سیاسی اعتراضات اخیر اندیشید؛ زندانیانی که در قفسی چون اوین و دخمهای چون واحد ۳ زندان قزلحصار، با بدترین شرایط، مورد توهین، تحقیر، فحاشی و حتی ضربوشتم قرار میگیرند.
در زندان اوین، گرگی ددمنش چون یوسفی، معاون بهاصطلاح «سلامت»، قلادهدار مأمورانی شده است که با زندانیان سیاسی گویی با بردگان رفتار میکنند و جز توهین، تحقیر و سوق دادن آنان به سمت مخدرهای صنعتی ــ که یقین داریم برنامهریزیشده است ــ مشغلهای دیگر ندارند.
از سوی دیگر، زندانیان سیاسی محبوس در قزلحصار، از بدو ورود مورد ضربوشتم قرار گرفتهاند. برخی از آنان بیش از چهار ماه را در سلولهای انفرادیای گذراندهاند که چندین برابر ظرفیت خود زندانی در آنها نگهداری میشد؛ بدون تماس، بدون هواخوری و حتی بدون دسترسی کافی به آب برای نظافت.
اکنون نیز در سالنی از همان واحد که منتسب به زندان رجاییشهر است و در مجاورت بندهای جرائم قتل و تجاوز قرار دارد، بدون کمترین امکانات نگهداری میشوند؛ بدون فضای کافی و مناسب، بدون حق تلفن روزانه، با محدودیت در هواخوری، محرومیت برخی از حق ملاقات کابینی و با دهها کمبود دیگر که حتی آب آشامیدنی مناسب را نیز شامل میشود.
بعید است مسئولان ارشد زندان از این وضعیت بیاطلاع باشند. آنان بازیگران تئاتری حکومتیاند؛ سناریویی که در آن از فرزندان همین خاکِ به تاراجرفته برای ایجاد ترس در دل مردمان سرزمینم استفاده میشود.
در حالی که هر روز خطری تازه بر جان برادران و خواهرانمان سایه میاندازد و طنابهایی که گردنها را کبود و نفسها را بند میآورند، همچنان قربانی میگیرند، نباید درگیر نمایشهای حکومتی شویم.
از تمامی رسانههایی که واقعاً دغدغه ایران دارند و نه سرگرم لودگیهای حزبیاند، از نهادهای بینالمللی و حقوق بشری، و از مردم فهیم و ترسگریز ایران درخواست میکنم برای وضعیت زندانیان سیاسی ــ از بازداشتشدگان جنگ دوازدهروزه گرفته تا معترضان بازداشتشده در اعتراضات اخیر و جنگ کنونی ــ چارهای مؤثر بیندیشند.
این جوانان شیردل، فریاد و نعره سکوتِ مردمی بوده و هستند که سالها ظلم دیده و سرکوب شدهاند.
پاینده ایران
خرداد ۲۵۸۵
وحید سرخگل
زندان قزلحصار کرج
#وحید_سرخ_گل #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
💔15🕊4