آموزشکده توانا
51.1K subscribers
39.1K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
حق براندازی؛
حقی برای مردم، کابوسی برای دیکتاتورها!

«حق براندازی» یعنی اگر حکومتی از مسیر عدالت، آزادی و حقوق شهروندان منحرف شد، مردم حق دارند آن را تغییر دهند—حتی اگر این تغییر بنیادین و ریشه‌ای باشد. این حق به معنای خشونت و آشوب نیست؛ برعکس، تأکید دارد که مردم می‌توانند با شیوه‌های مدنی و خشونت‌پرهیز برای ساختن جامعه‌ای بهتر اقدام کنند.

اما چرا حکومت‌های استبدادی از این حق می‌ترسند؟
زیرا مشروعیتشان نه بر رضایت مردم، بلکه بر سرکوب و تقدس‌سازی استوار است. در جمهوری اسلامی، حاکمان همواره نظامشان را «مقدس» معرفی کرده‌اند تا امکان هرگونه نقد را ببندند. هر فعالیت سیاسی یا مدنی—حتی اگر صرفاً صنفی یا حقوق بشری باشد—می‌تواند با برچسب‌هایی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» سرکوب شود.

چرا حق براندازی ضروری است؟

1. هیچ حکومتی مقدس نیست
حتی اگر نام «اسلامی» داشته باشد. حکومت یک پدیده‌ی بشری است و همان‌طور که ساخته‌ی انسان است، می‌تواند نقد، اصلاح یا برکنار شود.


2. قرارداد اجتماعی
حکومت تنها نماینده‌ی مردم است، نه صاحب مردم. وقتی این قرارداد نقض شود، مردم حق دارند آن را فسخ کنند.


3. جلوگیری از خشونت
وقتی براندازی مسالمت‌آمیز ممنوع شود، جامعه دیر یا زود به انفجار و خشونت کشیده می‌شود. به رسمیت شناختن این حق، راهی است برای پیشگیری از انقلاب‌های خونین.


4. نمونه‌های تاریخی
اعلامیه استقلال آمریکا در قرن هجدهم حق شورش علیه ظلم را به رسمیت شناخت. جنبش ضدآپارتاید آفریقای جنوبی هم با اتکا به همین اصل توانست ساختار تبعیض را فرو بریزد. این نشان می‌دهد که براندازی مدنی نه تنها ممکن، بلکه مشروع است.



نتیجه

ترس حکومت‌های توتالیتر از حق براندازی، ترس از یک حقیقت ساده است: مردم مالک کشورند، نه حاکمان.
هیچ قدرتی—حتی اگر خود را «الهی» یا «اسلامی» بداند—ابدی نیست. حق براندازی یادآور این واقعیت است که مردم همیشه آخرین سخن را می‌گویند، نه دیکتاتورها.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #استبداد #براندازی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍252👌2👎1
چرا براندازی حق مردم است؟

پیام همراهان

در جامعه‌ای که قانون از انسان عقب می‌ماند،
فرمان‌برداری، دیگر فضیلت نیست؛
بلکه شکلی از تسلیم در برابر بی‌عدالتی است.

نافرمانی، هنگامی مشروع می‌شود که حکومت، عدالت را قربانی قدرت می‌کند؛
وقتی اصلاح، ناممکن می‌شود و گفت‌وگو، با زندان پاسخ می‌گیرد.
در چنین شرایطی، عصیان نه تهدید، بلکه بازگرداندن اخلاق به سیاست است.


۱. حکومت مشروع، از رضایت مردم زاده می‌شود

هیچ حکومتی از آسمان نیامده است.
مشروعیت هر نظام سیاسی، از رضایت آگاهانه‌ی شهروندان برمی‌خیزد.
وقتی قدرت، از این رضایت جدا شود، به اجبار متوسل می‌شود.
نافرمانی مدنی، پاسخی است انسانی به قدرتی که زبان گفت‌وگو را فراموش کرده است.

۲. حکومتی که ابزار ماندگاری‌اش اعدام است، شایسته اطاعت نیست.

در یک سال گذشته، بیش از هزار انسان در ایران اعدام شده‌اند.
اعدام‌ها دیگر نشانه‌ی عدالت نیستند، بلکه پیامِ قدرت‌اند.

وقتی حکومت با مرگ سخن می‌گوید،
مردم حق دارند با نافرمانی، با «نه» گفتن پاسخ دهند.

۳. نافرمانی، شکل آگاهانه‌ی عشق به زندگی است

نافرمانی مدنی، خشونت نیست.
برعکس، مقاومتی است که می‌گوید:
«من تسلیم دروغ نمی‌شوم،
حتی اگر قدرت از من قوی‌تر باشد.»

۴. اخلاق، از دلِ نافرمانی زاده می‌شود

در تاریخ، هر تحول بزرگ با پرسشی آغاز شده است:
«آیا باید همیشه فرمان ببریم؟»
اگر برده‌ها، زنان، کارگران، و اقلیت‌ها فرمان‌بردار می‌ماندند،
هیچ عدالتی در جهان پدید نمی‌آمد.
وجدان انسانی، وقتی قانون ناعادلانه می‌شود، حق دارد بگوید: نه.
این «نه»، نقطه‌ی آغازِ آگاهی است.

۵. عصیان، یعنی گفتنِ بله به زندگی

قدرتِ سرکوب، از خشمِ مردم می‌ترسد،
اما از وجدان بیدار بیشتر می‌ترسد.
زیرا وجدان، نه با ترس خاموش می‌شود و نه با مرگ.
هر صدای آگاه، هر اقدام کوچک مدنی،
گامی است برای بازگرداندنِ کرامت به سیاست.

در برابر سیاست مرگ در جمهوری اسلامی،
نافرمانی، حق مردم است.
حقِ زنده ماندن، حقِ گفتنِ نه،
حقِ بازگرداندنِ انسان به مرکز سیاست.

زیرا زندگی، فرمان‌بردار مرگ نمی‌شود. 🌱

#نافرمانی_مدنی #براندازی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍174