آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.5K photos
40.7K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
قتل جاویدنام عبدالرئوف شهبازی، ۳۸ ساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی در خرم‌آباد

عبدالرئوف شهبازی، ۳۸ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان ناصرخسرو خرم‌آباد هدف اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.
پس از چند روز پیگیری و بی‌خبری، پیکر او سرانجام در روز ۲۱ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد. به دلیل فشارهای امنیتی، خانواده ناچار شدند مراسم تدفین، سوم و هفتم را به‌صورت همزمان و محدود برگزار کنند.
عبدالرئوف شهبازی مهندس بود و پدرش از بازنشستگان نیروی انتظامی به‌شمار می‌رود.
در گواهی فوت او، «ورود اجسام خارجی متعدد به ناحیه شکم» ثبت شده است؛ عبارتی که نشان‌دهنده اصابت چندین گلوله به بدن اوست و شلیک مستقیم به قصد کشت را تأیید می‌کند.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده عبدالرئوف تحت فشار شدید قرار داشتند تا روایت جعلی حکومت را بپذیرند و فرزندشان را «بسیجی» معرفی کنند؛ روایتی که هدف آن تغییر هویت قربانی و تحریف واقعیت قتل بوده است. با این حال، خانواده از پذیرش این جعل هویت خودداری کردند.

پیکر عبدالرئوف شهبازی تنها پس از امضای تعهدات و طی مراحل امنیتی متعدد به خانواده تحویل داده شد؛ روالی که به الگویی تکرارشونده در برخورد با خانواده جان‌باختگان تبدیل شده است.

قتل عبدالرئوف شهبازی نمونه‌ای دیگر از شلیک مستقیم به شهروندان و تلاش سیستماتیک برای تحریف حقیقت پس از جنایت است؛ جایی که نه‌تنها جان انسان‌ها گرفته می‌شود، بلکه هویت و کرامت آن‌ها نیز هدف قرار می‌گیرد.

#رئوف_شهبازی #عبدالرئوف_شهبازی #خرم_آباد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
7💔4

قتل زهرا آزادپور، ۲۷ ساله و بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگام پردیس، در اعتراضات کرج

زهرا آزادپور، بازیکن تیم فوتبال زنان مهرگام پردیس، متولد ۷ مهر ۱۳۷۷، در جریان اعتراضات مردمی شهر کرج در روز ۱۹ دی‌ماه با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او پس از سه روز جست‌وجو و بی‌خبری، موفق به پیدا کردن پیکرش شدند. زهرا سپس در اسلامشهر به خاک سپرده شد.

زهرا آزادپور، یک ورزشکار، یک جوان با آرزوهای روشن و عضوی از جامعه ورزشی کشور بود که زندگی‌اش با گلوله خاموش شد. یاد و نام او در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، نمادی از بهای سنگینی است که مردم ایران برای آزادی می‌پردازند.

#زهرا_آزادپور #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴ #کرج

@Tavaana_TavaanaTech
🕊162💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"#سپهر_بابا کجایی؟"
⚠️۱۲ دقیقه ویدیوی دلخراش از مرکز پزشکی قانونی کهریزک تهران

لعنت بهت خامنه‌ای جنایتکار! بچه‌هامون رو کجا آوردی؟
این سند جنایت جمهوری اسلامیه!
این کشتار رو ۱۸ و ۱۹ دی مرتکب شده!
دنیا ببینید! فیلم نیست واقعیته!
Vahid

نسخه ۳۴۰ مگابایتی: twimg

پیش‌تر تصاویر بسیار دلخراشی رو در توییتر منتشر کردم: Vahid
ویدیویی از درون یک کانتیر حمل پیکرها در باغ رضوان رشت: Vahid
📡 @VahidOnline
💔27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

«خامنه‌ای الان حکومت کن»، این فریاد مادر جاویدنام دانیال دیانی بر سر مزار فرزندش است.

دانیال دیانی، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه رازی کرمانشاه و اهل کرمان بود، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه توسط عوامل جمهوری اسلامی در زادگاهش به قتل رسید. او که در اعتراضات کرمان شرکت کرده بود، هدف گلوله بسیجیان قرار گرفت و از بین ما رفت.

این دانشجوی ۲۴ ساله روز شنبه ۲۰ دی‌‌ماه در کرمان به خاک سپرده شد. در خاکسپاری وی مادر او با در دست داشتن عکسش خطاب به خامنه‌ای فریاد زد: «خامنه‌ای، حالا حکومت کن، حالا روی خون بچه‌های ما حکومت کن. خامنه‌ای چطور این صدا را می‌شنوی و بر خود نمی‌لرزی. چطور فکر می‌کنی با اینهمه جوانی که کشتی می‌توانی برای خودت و حکومت نحس و کثیفت، عمر دوباره بخری؟ سقوط خواهی کرد به شکلی که تا سالهای سال خودت و رسمت با لعن و نفرین مردم این سرزمین همراه خواهد بود.»


#دانیال_دیانی #کرمان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔254
بازداشت سیاوش دیهیمی و بی‌خبری از وضعیت او

سیاوش دیهیمی، برادرزاده خشایار دیهیمی مترجم و نویسنده، و فرزند ایرج دیهیمی پزشک و شاعر، روز ۲۰ دی‌ماه در منزل شخصی خود بازداشت شده است.

با گذشت حدود دو هفته از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت جسمی و حقوقی او، محل نگهداری، علت بازداشت و اتهامات احتمالی در دست نیست. خانواده سیاوش دیهیمی در بی‌خبری مطلق به سر می‌برند و نگرانی‌های جدی نسبت به سلامت و امنیت او دارند.

بازداشت در خانه و قطع کامل ارتباط با خانواده، بدون ارائه هیچ توضیح رسمی، نمونه‌ای از روند تکرارشونده ناپدیدسازی قهری و نقض آشکار حقوق اولیه بازداشت‌شدگان در ایران است؛ روشی که در هفته‌های اخیر به‌طور گسترده علیه شهروندان، فعالان مدنی و خانواده‌های شناخته‌شده به کار گرفته شده است.

علاوه بر نقض حقوق انسانی بازداشت‌شدگان، از جمله حق دسترسی به وکیل، تماس با خانواده و برخورداری از رسیدگی قضایی عادلانه سخنان مقامات قضایی درباره مجازات افراد بازداشت‌شده در هفته‌های گذشته، نگرانی‌ها درباره سیاوش دیهیمی را تشدید کرده است.

#سیاوش_دیهیمی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
9💔5
Forwarded from گفت‌وشنود
بازداشت آرتین غضنفری، شهروند بهایی و عکاس خبری

آرتین غضنفری، شهروند بهایی و عکاس خبری، روز دوشنبه ۲۹ دی‌ماه در منزل شخصی خود بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، ۱۱ مأمور امنیتی با حکم قضایی از ساعت ۹ صبح تا حدود ۴ بعدازظهر اقدام به تفتیش خانه او کردند و در جریان این بازرسی، شماری از وسایل الکترونیکی، کتاب‌ها و تجهیزات کاری و شخصی وی را ضبط کردند. مأموران پس از پایان این بازرسی، برای ادامه اقدامات خود به محل کار این عکاس خبری مراجعه کرده‌اند.

تا زمان تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره اتهامات مطرح‌شده علیه آرتین غضنفری و محل نگهداری او در دست نیست.
این شهروند بهایی پیش‌تر نیز در دی‌ماه ۱۳۸۸، همراه با ۹ شهروند بهایی دیگر، بازداشت شده بود.

بازداشت آرتین غضنفری در ادامه موج فشارها و برخوردهای امنیتی علیه شهروندان بهایی و فعالان رسانه‌ای در ایران گزارش می‌شود.

Arrest of Artin Ghazanfari, a Baha’i Citizen and Photojournalist

Artin Ghazanfari, a Baha’i citizen and photojournalist, was arrested on Monday, January 18, at his private residence.
According to received information, 11 security agents, acting with a judicial warrant, searched his home from 9:00 a.m. until approximately 4:00 p.m. During the search, they confiscated electronic devices, books, and his work-related and personal equipment. The agents then proceeded to his workplace to continue the search.

As of the time of this report, no information is available regarding the charges brought against Artin Ghazanfari or his place of detention.
He had previously been arrested in January 2010, along with nine other Baha’i citizens.

His arrest is reported as part of the ongoing pressure and security crackdown against Baha’i citizens and media workers in Iran.

#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #اعتراضات_سراسری
#گفتگو_توانا

@Dialogue1402
💔111🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قتل جاویدنام امیرحسین شاکرمی، ۲۲ ساله، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای حکومتی در کرج

بر اساس روایت یکی از افراد نزدیک به خانواده، امیرحسین شاکرمی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در کرج، در نخستین شب حضورش در خیابان، با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای حکومتی کشته شد. او به امید رسیدن به آزادی و تحقق آرزوهایش به خیابان رفته بود، اما هدف تیراندازی از فاصله‌ای بسیار نزدیک، کمتر از ۱۰ متر، قرار گرفت. گلوله از ناحیه سینه و پهلو وارد بدن او شده و از سوی دیگر خارج شده است. آثار ضرب و جرح شدید بر پیکرش نشان می‌دهد که پیش از کشته شدن مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و عملاً تیر خلاص به او شلیک شده است.

طبق این روایت، خانواده از صبح روز ۱۹ دی‌ماه، از حدود ساعت ۷ یا ۸ صبح تا ساعت ۱۰ شب، در سوله‌های کهریزک در میان پیکرهای جان‌باختگان به دنبال جسد امیرحسین بودند. پس از ساعت‌ها جست‌وجو، پیکر او را در پانزدهمین سوله، زیر چندین جسد دیگر پیدا کردند.

پس از انجام مراحل قانونی، با وجود شناسایی و پیگیری‌های خانواده، پیکر امیرحسین به آن‌ها تحویل داده نشد. در نهایت، یکی از بستگان با وجود خطرات جدی امنیتی، پیکر او را به‌طور مخفیانه خارج کرد تا برای خاکسپاری به زادگاه خانواده منتقل شود. در مسیر، خودرو حامل پیکر در ایست‌های بازرسی شناسایی شد اما با عبور از موانع متعدد، جنازه به سردخانه قبرستان محل دفن منتقل شد.

امیرحسین شاکرمی در نهایت در آرامستان محل زندگی خانواده، در نزدیکی آرامگاه جاویدنام نیکا شاکرمی، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، به خاک سپرده شد. بنا بر اطلاعات رسیده، میان امیرحسین و نیکا شاکرمی نسبت فامیلی دور وجود داشته است.

در مراسم خاکسپاری، خانواده و نزدیکان او با وجود فضای شدید امنیتی، مراسمی متفاوت برگزار کردند؛ مراسمی که به گفته نزدیکان، برای جوانی بود که فرصت زندگی، عشق و ازدواج از او گرفته شد. امیرحسین حدود شش سال در رابطه عاطفی بود و قصد داشت پیش از عید امسال نامزد کند.

پس از این مراسم، فشارهای امنیتی علیه خانواده شدت گرفت. یکی از بستگانی که در انتقال پیکر نقش داشت، با تهدید مستقیم و حکم تیر مواجه شده و ناچار به فرار شده است. همچنین پدر و شماری از بستگان و افرادی که در مراسم خاکسپاری حضور داشتند یا شعار دادند، از سوی نهادهای امنیتی احضار شده‌اند و از آن‌ها خواسته شده خود را به اطلاعات سپاه معرفی کنند.

امیرحسین شاکرمی تنها ۲۲ سال داشت؛ جوانی که با رؤیای زندگی، عشق و آینده‌ای آزاد به خیابان رفت و پیکرش با گلوله به خانه بازگشت. صدای این پرپر شدن، صدای نسلی است که برای حق زیستن، بهای جان می‌پردازد.

#امیرحسین_شاکرمی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔244🕊1
روایت شاهد عینی از کشتار گسترده در شرق تهران؛ خیابان نبرد، پیروزی و محله‌های اطراف

پنجشنبه شب ۱۸ دی ماه، در منطقه پیروزی شرق تهران، خیابان نبرد، در سه نقطه مختلف مردم را با گلوله جنگی کشتند.
یک پدر و پسر ۸ ساله‌اش، چندین زن و مرد جوان و بزرگسال، و چند نوجوان.

در یک تقاطع بالای ۱۲ نفر کشته شده بودند. مردم روی پیکرها پتو و ملافه کشیده بودند. ساعت ۲ بامداد مأموران آمدند و جنازه‌ها را جمع کردند. بعد ماشین‌های شهرداری و آتش‌نشانی تا ساعت ۳:۳۰ بامداد خون‌های کف خیابان را شستند.

تقریباً در خیابان نبرد، سر هر کوچه، یکی در میان، از حداقل ۲ یا ۳ جنازه تا ۶ یا ۷ جنازه افتاده بود.
طبق برآوردی که از آشنایان منطقه داشتم، فقط در خیابان نبرد بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر به طور قطعی کشته شدند.

شدت سرکوب و کشتار بسیار بالا بود.
از بالای کمیته امداد در خیابان نبرد مستقیم به مردم شلیک می‌کردند.
یکی از مهم‌ترین دلایل قدرت سرکوب، پایگاه انتظامی سلیمانیه در میدان نبرد بود که بیش از ۲۰ خودروی سرکوب تویوتا به منطقه پیروزی فرستاده بود.

مردم در خیابان‌های کنارگذر پیروزی، از کلاهدوز تا میدان شهدا، درگیر بودند. چندین بار تلاش کردند به پایگاه‌های بسیج نفوذ کنند که همین باعث شد چند ده نفر کشته شوند.

درگیری از منطقه افسریه، که نظامی‌ترین منطقه پیروزی است، تا خاوران، نبرد، پرستار، مقداد، تاکسیرانی، سرآسیاب دولاب، شیوا، کرمان، محلاتی، تا شهدا و شکوفه و ۱۷ شهریور، و بعد به سمت شمال شرق تهران؛ خاک سفید، تهرانپارس شرقی و غربی، نارمک، امامت و هفت‌حوض ادامه داشت.

درگیری‌ها تا ساعت یک و نیم بامداد ادامه داشت.
با تیر جنگی، بمب صوتی، آب جوش توسط ماشین‌های آب‌پاش، و حمله با قمه.

مردم را به فجیع‌ترین شکل ممکن در این دو شب کشتند.
در شرق تهران، که نظامی‌ترین منطقه تهران و بعد از مرکز شهر مهم‌ترین منطقه استراتژیک برای حکومت است، چیزی بین ۲ تا ۵ هزار نفر کشته شده‌اند.

عدد شاید باورکردنی نباشد، اما در هفت‌حوض، فقط در یک ساعت، حدود ۷۰ نفر کشته شدند. این فقط بین ساعت ۹ تا ۹:۳۰ شب بود.
شاهد عینی که همسرش با تیر به سر کشته شده بود، در بیمارستان دیده بود که بالای ۷۰ جنازه را یک‌باره آوردند.
بیمارستان‌های شرق تهران به شکل وحشتناکی پر از جنازه شده بودند.

تا یک هفته بعد، شرق تهران عملاً حکومت نظامی بود.

چند مورد از قتل‌هایی که با چشم دیدم:

در سر خیابان کلینی، زنی را با وینچستر که ساچمه‌های فلزی با قطر حدود ۳ تا ۵ سانتی‌متر دارد، زدند. ساچمه وارد گلویش شد. طبق گفته افراد محل، سه روز در کما بود و بعد فوت کرد.

یک شهروند که اصلاً در اعتراضات نبود، سوار موتور اسکوتر آبی بود. مأمورها دنبالش کردند. پنج موتورسوار دوترک از پشت به او شلیک ساچمه‌ای کردند. بعد با باتوم و قمه به او حمله کردند. افتاد زمین و از فریادهایی که شنیدم فهمیدم به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفت.

یکی از همسایه‌های ما را با باتوم چند ضربه به سرش زدند و بعد با قمه به صورتش زدند و کشتند.

یک جوان قدبلند و چهارشانه که از بچه‌های باشگاه ورزشی بود، در خیابان نبرد فقط لحظه‌ای که شعار داد، مستقیم با گلوله به سرش زدند و کشته شد.

چهار معترض را در خیابان پورمند، داخل یک بن‌بست، تعقیب کردند و همان‌جا با گلوله کشتند. من لحظه شلیک را ندیدم، اما وقتی رسیدند، جنازه‌ها روی زمین بود.

دو دختر نوجوان حدود ۱۵ یا ۱۶ ساله را مأمورها محاصره کردند و با ساچمه به صورتشان زدند. ساچمه از چشمشان رد شده بود و هر دو کشته شدند.

یک زن جوان دیگر با ساچمه فلزی وینچستر به صورتش خورد و صورتش کاملاً متلاشی شده بود.

چندین جوان و چند مرد بالای ۴۰ سال را هم دیدم که با گلوله جنگی در قفسه سینه و سر در خیابان نبرد و چهارراه کوکاکولا روی زمین افتاده بودند. جنازه‌ها را دیدم، نه لحظه کشته شدنشان را.

مأمورها با قمه‌های بزرگ، به طول حدود ۵۰ سانتی‌متر یا بیشتر، به مردم حمله می‌کردند.

از منطقه فلاح به من خبر دادند که به پسرهای نوجوان و جوان لات و‌ بیکار، نفری ۱۲ میلیون تومان برای هر شب داده بودند؛ یعنی در مجموع ۲۴ میلیون تومان، تا در دو شب پنجشنبه و جمعه با قمه به مردم حمله کنند.

در شهرک ولی‌عصر، شهرک اندیشه، بهارستان (سمت نسیم‌شهر اسلامشهر)، جاده ساوه و گلستان، با قطعیت بالای ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند. شاهدان عینی از پارچه‌های سیاه روی خانه‌ها و اعلامیه‌ها خبر داده‌اند.

از خانواده کسانی که کشته شدند، برای تحویل جنازه، برای هر گلوله بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان پول گرفتند، بسته به وسع مالی خانواده.

از چند خانواده که توان مالی نداشتند، ۲۰۰ میلیون تومان گرفتند، با تعهد اینکه اعلام کنند فرزندشان بسیجی بوده و در مصاحبه‌ها بگویند توسط «تروریست‌ها» کشته شده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴


@Tavaana_TavaanaTech
💔125
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام صهبا رشتیان بر سر مزار دخترش و هم‌زمان با مراسم خاکسپاری با کلماتی دردناک و تکان‌دهنده گفت:
«من این حوری و پری رو ۲۳ سال دیدم. نمی‌خوام الان ته قبر ببینمش. تو قبر می‌خوام اونایی رو ببینم که تیر به پهلوی بچه‌ی من زدن.»
او در پایان ویدیو خطاب به دخترش می‌گوید: «برو… من ازت راضی‌ام.»
جمله‌ای که عمق عشق، اندوه و شکوه یک مادر را در دل جنایت نشان می‌دهد.

صهبا رشتیان، کمک‌داور ۲۳ ساله فوتبال زنان، روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی شهر اصفهان، با شلیک مستقیم تک‌تیرانداز نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به ناحیه پهلو کشته شد. پیکر او روز پنجشنبه ۲۵ دی‌ماه به خاک سپرده شد.

صهبا در مسابقات استانی فوتبال اصفهان و طرح‌های استعدادیابی تیم ملی نوجوانان قضاوت می‌کرد و در رشته‌های دوومیدانی و آمادگی جسمانی نیز فعال بود. او همچنین لیسانس دولتی انیمیشن داشت و به عنوان انیماتور فعالیت می‌کرد. نقاشی را دوست داشت، عاشق زندگی بود و رؤیای کار در دیزنی‌لند و داوری در مسابقات جام جهانی فوتبال را در سر می‌پروراند.

خواهر صهبا در روایت خود گفته است:
«آن شب با من و مادرم بود. حدود ده نفر بودیم، حتی شعار هم نمی‌دادیم که یک‌دفعه شروع به تیراندازی کردند. ساعت هشت از خانه بیرون زدیم و ساعت ۸:۱۰ صهبا را زدند. خودم بلندش کردم و بردمش بیمارستان. بهش نفس می‌دادم و نبضش را چک می‌کردم. وقتی رسیدیم بیمارستان و روی تخت گذاشتمش، دیدم دستم پر از خون است، تازه فهمیدم تیر خورده. تیر به پهلوی راستش خورده بود. خون را از ریه‌اش خارج کردند. می‌گفت نترس، خوبم. دستم را فشار داد. آخرین جمله‌ای که گفت همین بود. رفت اتاق احیا و دیگر برنگشت…»

او اضافه می‌کند:
«صهبا پر از رویا بود. آرزوی داوری در جام جهانی و کار در دیزنی‌لند را داشت. همه چیز را گذاشت و رفت. صهبا خودش رویا شد.»

صهبا رشتیان نماد رؤیاهایی بود که با گلوله خاموش شدند، اما از حافظه مردم پاک نخواهند شد.

#صهبا_رشتیان #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
🕊20💔151
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار مرگ بر خامنه‌ای لعنت بر خمینی، در خاکسپاری جاویدنام ابوالفضل بختیارپور، دانشجوی ۱۹ ساله

۲۱ دی، روستای دورک شاپوری


جاویدنام ابوالفضل بختیارپور، ۱۹ ساله، دانشجو و از ایل بزرگ بختیاری، ایل دورکی، طایفه زراسوند، روز ۱۹ دی‌ماه در اصفهان با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او از ترس ربوده شدن پیکرش توسط مأموران، جنازه را تا صبح با یخ نگه داشتند. پیکر ابوالفضل سرانجام روز ۲۱ دی‌ماه به استان چهارمحال و بختیاری منتقل و در روستای دورک شاپوری (اناری) به خاک سپرده شد.

مراسم خاکسپاری در شدیدترین فضای امنیتی، ساعت پنج صبح و با حضور گسترده مأموران حکومتی برگزار شد.

با وجود این فضای سرکوب، حاضران در مراسم تشییع پیکر او شعارهای اعتراضی سر دادند، از جمله: «مرگ بر خامنه‌ای»،
«لعنت بر خمینی»،
و «مرگ بر دیکتاتور».

ابوالفضل بختیارپور تنها ۱۹ سال داشت؛ جوانی دانشجو که زندگی و آینده‌اش پیش از آن‌که شکل بگیرد، با گلوله سرکوب پایان یافت.

#ابوالفضل_بختیارپور #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔2111👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام میلاد میانه‌خواه منفردی بازیکن سابق تیم ملوان بندرانزلی، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد

میلاد میانه‌خواه منفردی، ۲۹ ساله، در شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان خیزش انقلابی مردم در شهر بندرانزلی، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به ناحیه قلب کشته شد.

میلاد در آن شب در منطقه غازیان بندرانزلی حضور داشت. حوالی ساعت ۹ شب، نیروهای حکومتی به سوی معترضان تیراندازی کردند و یکی از گلوله‌ها مستقیماً به قلب او اصابت کرد. در همان روز دستور بسته شدن بسیاری از بیمارستان‌ها و مراکز درمانی صادر شده بود تا از پذیرش مجروحان اعتراضات جلوگیری شود.

پس از تلاش فراوان، اطرافیان میلاد موفق شدند او را به یک کلینیک منتقل کنند، اما شدت خونریزی به حدی بوده که او پیش از رسیدن به مرکز درمانی جان خود را از دست داده بود.

میلاد میانه‌خواه منفردی پیش از این بازیکن تیم‌های پایه باشگاه ملوان بندرانزلی بود. او به‌تازگی در رشته کشتی‌رانی پذیرفته شده و هم‌زمان به حرفه کنف‌کاری نیز مشغول بود. زندگی او ترکیبی از ورزش، کار و امید به آینده‌ای روشن بود که با شلیک مستقیم گلوله پایان یافت.

مریم ایراندویت. مربی سابق تیم ملی فوتبال زنان، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«میلاد جان جاودانگی ت مبارک🖤

مینا و مهران عزیز تسلیت میگم بهتون
تو این ۱۳ روز چقدر صبور و بزرگ بودین چه قدرتی میلاد به شما داد که انقدر آروم براش سوگواری کردین
من هر روز که شمارو میبینم قلبم تیکه تیکه میشه
مگه میشه اینهمه زحمت بکشی بچه ت رو بزرگ کنی موقع لذت بردنش بگن مرد!!!
به همین راحتی…

خدا به همه پدران و مادران و خانواده های داغدار صبر بده اینجا همه غمگینیم
۱۹ دی ماه رو هرگز فراموش نمیکنیم🖤😭»

#میلاد_میانه_خواه #بندرانزلی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔183

جاویدنام مهدی محمدی، ۲۳ ساله، جوان دستفروش اهل رشت با شلیک گلوله جنگی کشته شد

مهدی محمدی، ۲۳ ساله و اهل رشت، در روز ۱۸ دی‌ماه در منطقه گلسار این شهر با شلیک گلوله جنگی نیروهای حکومتی به ناحیه شکم هدف قرار گرفت. او پس از دو روز تحمل جراحات شدید و خونریزی، جان خود را از دست داد. بنا بر اطلاعات رسیده، گلوله به ناحیه حیاتی بدن او اصابت کرده و مرگش نتیجه مستقیم تیراندازی بوده است.

مهدی محمدی از جمله جوانانی بود که زندگی سختی را پشت سر گذاشته و برای تأمین معاش خود به دستفروشی روی آورده بود. نزدیکانش می‌گویند او با وجود همه دشواری‌ها، تلاش می‌کرد روی پای خود بایستد و زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشد.

قتل او، بار دیگر تناقض تلخ میان شعارهای حکومتی درباره «حمایت از محرومان» و واقعیت سرکوب خونین همان محرومان را آشکار می‌کند؛ جایی که جوانی از دل طبقه فرودست، به جای حمایت، با گلوله پاسخ می‌گیرد.

خانواده مهدی محمدی پس از جان‌باختن او تحت فشار شدید امنیتی قرار گرفته‌اند و امکان بیان آزادانه روایت خود را ندارند، ولی دوستان مهدی محمدی یاد او را زنده نگه داشته‌اند.

مهدی محمدی، جوانی که با دستفروشی زندگی می‌گذراند، در خیابان‌های رشت هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ روایتی دیگر از قربانی شدن محروم‌ترین قشر جامعه در سرکوب اعتراضات مردمی.

#مهدی_محمدی #رشت #انقلاب_۱۴۰۴
#نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت

@Tavaana_TavaanaTech
💔185
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی تکان‌دهنده از کهریزک منتشر شده که عمق فاجعه را بی‌پرده نشان می‌دهد؛ پدری میان انبوه جنازه‌ها، با صدایی شکسته فرزندش را صدا می‌زند: «سپهر بابا! کجایی بابا؟»
هزاران پیکر روی زمین افتاده‌اند و جست‌وجوی یک پدر، تصویر عریان جنایتی انکارنشدنی است.

این ویدیو را کانال وحیدآنلاین منتشر کرده است. نسخه کامل آن حدود دوازده دقیقه است پدری حیران ۱۲ دقیقه فیلم می‌گیرد هیچ صحنه‌ای تکراری نیست؛ هر قاب، پیکر یکی از عزیزان ماست که بر زمین افتاده‌اند. در پس‌زمینه، صدای شعارهای مردم علیه جمهوری اسلامی و خامنه‌ای شنیده می‌شود و جایی که فریاد می‌زنند «کربلا اینجاست»، روایت سوگ و خشم در هم می‌پیچد.
دنیا باید این تصویر را ببیند

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔274
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌‌
پویا فراگردی، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ جان خود را فدای ایران کرد. پس از چند روز بی‌خبری و جست‌وجوی بی‌وقفه خانواده و دوستان، سرانجام اعلام شد پیکر او شناسایی شده است.

پویا ۳۷ ساله و موزیسین بود، علاوه بر اینکه ویلون می‌نواخت، سازنده سازهای بادی با چوب بود. او چند روز پیش از کشته شدنش، پس از مرگ بهرام بیضایی، در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«بهرام هم در گور شد
پیر سگ یک دست
ولی
همچنان
خس خس کنان
نفس می‌کشد
و
خون می‌خورد.»

پویا فراگردی از مخاطبان آموزشکده توانا بود و تا روزهای آخر مطالب ما را دنبال می‌کرد.

یادش گرامی باد

#پویا_فراگردی #نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔244🕊1

جاویدنام عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی مقابل کلانتری مشیریه کشته شد

عرفان مغیثه، ۲۰ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه مقابل کلانتری ۱۹۶ مشیریه با شلیک مستقیم دو گلوله به ناحیه گردن توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، خانواده او پس از هفت روز جست‌وجو و بی‌خبری، پیکر عرفان را در کهریزک پیدا کردند. در این مدت، خانواده در اضطراب کامل و بدون هیچ اطلاع رسمی از سرنوشت فرزندشان به سر برده بودند.

شلیک مستقیم به گردن و کشته شدن عرفان در نزدیکی یک مرکز انتظامی، بار دیگر نشان‌دهنده استفاده بی‌واسطه از خشونت مرگبار علیه شهروندان و معترضان است. انتقال پیکر او به کهریزک و جستجو میان انبوه پیکرهای جان‌باختگان، خود شکنجه بزرگی است که به خانواده‌ها تحمیل شده است.

عرفان مغیثه تنها ۲۰ سال داشت؛ جوانی که زندگی‌اش با گلوله سرکوب پایان یافت و خانواده‌اش هفت روز تمام میان امید و کابوس، در جست‌وجوی پیکرش سرگردان بودند.

#عرفان_مغیثه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔182
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریاد مرگ بر دیکتاتور در تشییع پیکر مهدی جعفری؛ جوان ۲۳ ساله‌ای که با شلیک از پشت کشته شد

یکی از نزدیکان جاویدنام مهدی جعفری با انتشار پیامی خواستار شنیده شدن صدای او و همراهی با خانواده‌اش شده است.

مهدی جعفری، ۲۳ ساله، روز ۱۹ دی‌ماه در منطقه ۱۹ تهران، خانی‌آباد، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشت و اصابت به ناحیه کمر کشته شد. بنا بر این روایت، مهدی هنوز شانس زنده ماندن داشت، اما مأموران مانع از انتقال او به بیمارستان شدند و اجازه ندادند به موقع به مراکز درمانی برسد. در نهایت او بر اثر شدت جراحات جان باخت.

پیکر مهدی جعفری روز یکشنبه ۲۱ دی‌ماه در بهشت زهرا، قطعه ۲۲۵، به خاک سپرده شد. خانواده او پیکرش را پس از امضای تعهد و پرداخت «حق تیر» در کهریزک تحویل گرفتند.

نزدیکان مهدی می‌گویند او به‌شدت مظلومانه و در سکوت کشته شد؛ جوانی صلح‌طلب، مهربان، طبیعت‌دوست، حامی حیوانات و انسانی خیرخواه که هیچ نسبتی با خشونت نداشت. از جمله دلبستگی‌های او حمایت از حیوانات بود و حتی گربه‌اش پس از نبود او بی‌قرار مانده است.

خانواده مهدی جعفری اکنون در نهایت تنهایی و اندوه به سر می‌برند و از همه خواسته‌اند صدای فرزندشان باشند تا او گمنام نماند.

یکی از افراد نزدیک به مهدی می‌گوید در تمام روزهایی که اینترنت قطع بود، عکس‌های او را در کوچه و خیابان پخش می‌کردم تا شاید صدایی از مظلومیتش شنیده شود و حقیقت کشته شدنش فراموش نشود.

همچنین گفته شده است که دوست‌دختر مهدی جعفری از آسیب‌دیدگان چشمی خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بوده است.

مهدی جعفری یکی دیگر از جوانانی است که نه فقط با گلوله کشته شد، بلکه با محروم شدن از حق دسترسی به درمان، عملاً به مرگ سپرده شد.

#مهدی_جعفری #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
#انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔313

قتل جاویدنام محسن آراستی، ۴۶ ساله، با شلیک گلوله به سر در قزوین

محسن آراستی، ۴۶ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه در شهر قزوین با شلیک مستقیم گلوله به ناحیه جمجمه جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، گلوله به سر او اصابت کرده و باعث مرگ فوری یا جراحات مرگبار شده است. این شیوه هدف‌گیری، نشان‌دهنده شلیک مستقیم به قصد کشت است.

محسن آراستی، یک مغازه لبنیاتی داشت و شرافتمندانه زندگی می‌کرد.

قتل محسن آراستی نمونه دیگری از استفاده گسترده نیروهای سرکوب از گلوله جنگی علیه شهروندان است؛ خشونتی که بدون هیچ ملاحظه‌ای جان افراد غیرمسلح را هدف قرار داده و به بهای سنگینی برای خانواده‌ها و جامعه انجامیده است.

محسن آراستی در ۴۶ سالگی، قربانی سیاست سرکوبی شد که نه سن می‌شناسد و نه مرزی میان معترض و شهروند عادی قائل است.

#محسن_آراستی #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
11👍1💔1
«خامنه‌ای یا مرگ»
ایرانیان گروگان‌های اصلی نظام اسلامی هستند
در میان تصاویر هولناکی که از ایران منتشر می‌شود، یکی از آن‌ها به‌طرزی کم‌سابقه صریح است. بنری که به‌دست مقام‌های حکومتی در محوطه نمادین دانشگاه تهران نصب شده، پیامی روشن دارد: «خامنه‌ای یا مرگ». معنا آشکار است: اطاعت از رهبر نظام اجباری است و هر چیز کمتر از آن به‌عنوان «جرم» تلقی می‌شود؛ گاه حتی جرمی علیه خدا که مجازاتش مرگ است.
در بیش از چهار دهه گذشته، ایرانیان بارها تلاش کرده‌اند این نظام را تغییر دهند؛ از مشارکت گرفته تا اعتراض‌ و خیزش‌های سراسری. پاسخ هر بار یکسان بوده است: فریب، بازداشت، اعدام، زندان، شکنجه و تبعید.
این خشونت تصادفی یا حاصل سوءمدیریت نیست؛ خشونتی سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده است. ریشه آن در ایدئولوژی‌ای است که به‌صراحت خشونت افراطی را به‌عنوان ابزار سلطه توجیه می‌کند. از این منظر، شعار «خامنه‌ای یا مرگ» نه یک تحریک حاشیه‌ای، بلکه پاسخی است که امروز نظام به تقریباً هر پرسش جدی می‌دهد.

#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊71
⚠️ هشدار: اینترنت ایران در تسخیر بات‌ها

آنچه این روزها در داده‌های ترافیکی ایران دیده می‌شود، نه بازگشت اینترنت است و نه حتی یک وضعیت نیمه‌عادی. مجموعه اطلاعات نت‌بلاکس و نمودار کلودفلر کنار هم، تصویری نگران‌کننده از یک عملیات سایبری سازمان‌یافته را نشان می‌دهند.

طبق گزارش نت‌بلاکس، ایران در ساعت ۳۴۸ همچنان در سومین هفته قطعی سراسری اینترنت قرار دارد. افزایش‌های جزئی مشاهده‌شده نه ناشی از اتصال واقعی کاربران، بلکه عمدتا از مسیر تونل‌ها و دسترسی‌های کنترل‌شده است. هم‌زمان، نشانه‌هایی روشن از تلاش برای تولید «ترافیک کاذب» و القای روایت بازگشت اینترنت دیده می‌شود.

اما نمودار کلودفلر تصویر دقیق‌تری ارائه می‌دهد و اینجاست که زنگ خطر واقعی به صدا درمی‌آید:

🔸از حوالی ۱۷ ژانویه، الگوی ترافیک اینترنت ایران به‌طور ناگهانی تغییر می‌کند. بخش آبی تیره که در سمت راست نمودار به شکل یک دیوار بالا آمده، نشان‌دهنده ترافیک بات‌هاست. نقطه بحرانی در ۲۰ ژانویه دیده می‌شود؛ جایی که ۹۶ درصد کل ترافیک کشور توسط بات‌ها تولید شده و سهم کاربران انسانی به حدود ۴.۳ درصد سقوط کرده است. در انتهای نمودار، این نسبت حتی به آستانه ۹۹ درصد بات نزدیک می‌شود.
به بیان ساده، ترافیک انسانی عملا به حاشیه رانده شده و اینترنت کشور در اختیار ماشین‌هاست، نه مردم.

این داده‌ها نشان می‌دهد پورت‌های اینترنت باز شده‌اند، اما نه برای شهروندان. چنین حجم عظیمی از ترافیک ماشینی تنها یک معنا دارد: فعال‌سازی تمام‌عیار زیرساخت لشکر سایبری. پهنای باند محدود کشور به‌جای پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی جامعه، در اختیار بات‌هایی قرار گرفته که مأموریتشان تولید داده مصنوعی، اشباع فضا و مهندسی روایت است.
وقتی بیش از ۹۶ درصد ترافیک یک کشور بات باشد، هدف نه ارتباط، بلکه خفه‌کردن صدای واقعی جامعه در انبوه داده‌های ساختگی است.

⚫️حال در این شرایط باید منتظر چه پیامدهایی بود؟

بر اساس این الگو، در روزها و هفته‌های آینده احتمالا با این موج‌ها روبه‌رو خواهیم شد:

◾️تولید انبوه روایت «وضعیت عادی» شامل ویدیوها و تصاویر برنامه‌ریزی‌شده‌ای که القا می‌کنند زندگی عادی جریان دارد و بحران پایان یافته است.

◾️ترندهای جعلی و مهندسی‌شده و هشتگ‌ها و موضوعاتی که نه از دل جامعه، بلکه توسط همین بات‌ها به‌صورت مصنوعی بالا کشیده می‌شوند.

◾️کامنت‌باران و عملیات روانی، حمله سازمان‌یافته به حساب‌های خبری، روزنامه‌نگاران و کاربران فعال برای ایجاد یأس، انحراف بحث‌ها یا تغییر چارچوب روایت.

◾️حملات سایبری سازمان‌یافته، افزایش فشار روی زیرساخت‌ها، رسانه‌ها و پلتفرم‌های بیرون از ایران، هم‌زمان با عملیات روانی.

◾️نکته مهم اینجاست که بخش بزرگی از این محتوا به زبان‌های خارجی تولید می‌شود و مخاطب اصلی آن افکار عمومی و رسانه‌های خارج از ایران هستند. این موضوع نشان می‌دهد هدف صرفاً کنترل فضای داخلی نیست، بلکه ساختن یک تصویر جعلی برای بیرون از مرزهاست.

آنچه امروز دیده می‌شود، «وصل شدن اینترنت» نیست؛ یک مانور قدرت سایبری است. اینترنت ایران موقتا برای ماشین‌های دروغ‌سازی باز شده، نه برای مردم. در چنین شرایطی، هر ترند، هر تصویر و هر روایت پرانتشار باید با شک و بررسی جدی دیده شود. وقتی بات‌ها ۹۶ تا ۹۹ درصد فضا را اشغال کرده‌اند، حقیقت به‌طور سیستماتیک در حال دفن‌شدن زیر آوار داده‌های جعلی است.


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
10🕊3👍1