آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.5K photos
40.7K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
قتل جاویدنام امیر بشیری، ۱۹ ساله، با شلیک گلوله نیروهای جمهوری اسلامی در رشت

امیر بشیری، ۱۹ ساله، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان معلم رشت با اصابت گلوله هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات موجود، علت مرگ او «اصابت گلوله» اعلام شده و این موضوع صراحتا در جوار دفن او نیز ثبت شده است؛ امری که به‌روشنی نشان می‌دهد کشته شدن او نتیجه شلیک مستقیم بوده است.

کشته شدن یک نوجوان ۱۹ ساله با گلوله در خیابان، نمونه دیگری از استفاده مرگبار از سلاح گرم علیه شهروندان غیرمسلح و ادامه سیاست سرکوب خشونت‌بار جمهوری اسلامی در مواجهه با معترضان است. نام امیر بشیری در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان یکی از قربانیان سرکوب خونین مردم ایران ثبت خواهد شد.

#امیر_بشیری #رشت #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊3

جاویدنام علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلمی که یک هفته پس از شلیک مستقیم گلوله جنگی، جان باخت

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر، معلم و کارمند رسمی آموزش و پرورش، دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی، روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در منطقه مارلیک هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به مغز او اصابت کرد و به‌شدت مجروح شد. مردم او را به بیمارستان شهدای سلامت ملارد منتقل کردند.

علیرضا به مدت یک هفته در حالت کما و با سطح هوشیاری بسیار پایین در بیمارستان بستری بود. خانواده‌اش با توجه به اینکه او کارت اهدای عضو داشت، امیدوار بودند بتوانند اعضای بدنش را اهدا کنند تا جان انسان‌های دیگری نجات یابد. اما نیروهای سپاه با این موضوع مخالفت کردند و اعلام کردند افرادی که در جریان اعتراضات (به قول خودشان «اغتشاشات») هدف گلوله قرار گرفته‌اند، اجازه اهدای عضو ندارند.

به خانواده گفته شد که باید کالبدشکافی انجام شود تا گلوله خارج و مشخص شود از چه نوع سلاحی شلیک شده است و بر اساس آن «قیمت حق تیر» تعیین شود. در همین چارچوب از خانواده مبلغی در حدود دو میلیارد تومان مطالبه شده است.

علیرضا یک هفته کامل زیر دستگاه‌های پزشکی در بیمارستان نگه داشته شد و قلبش می‌تپید، اما در نهایت بدون آن‌که اجازه اهدای اعضای بدنش داده شود، جان خود را از دست داد. این در حالی است که او فردی ورزشکار، سالم و دارای شرایط کامل برای اهدای عضو بود و بسیاری از اعضای بدنش می‌توانست جان انسان‌های دیگر را نجات دهد.

پس از جان‌باختن، پیکر او در نهایت به خانواده تحویل داده شد و در بهشت فاطمه شهر قدس (قلعه حسن‌خان) به خاک سپرده شد.

علیرضا (یاسین) انصاری‌فر متولد سال ۱۳۶۷، ۳۷ ساله و مجرد بود.
قتل او با شلیک مستقیم گلوله جنگی، جلوگیری از اهدای اعضای بدنش، و مطالبه مبالغ سنگین تحت عنوان «حق تیر»، نمونه‌ای روشن از نقض فاحش حقوق انسانی، بی‌حرمتی به کرامت انسان و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت در جریان سرکوب اعتراضات مردمی است.

#علیرضا_انصاربفر #یاسین_انصاریفر #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔214👍1
جاویدنام عارفه بیگی؛ تیر خلاص به رؤیاهای یک دختر ۲۰ ساله
روایت شلیک از پهلو، اعدام با گلوله به سر و اخاذی «حق تیر» در زرین‌شهر

جاویدنام عارفه بیگی، ۲۰ ساله، اهل زرین‌شهر اصفهان، روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی هدف شلیک نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، ابتدا گلوله‌ای به پهلوی او شلیک شد و در حالی که هنوز زنده بود، با شلیک گلوله‌ای دیگر به سرش، کشته شد. این شیوه کشتن، مصداق آشکار تیر خلاص و قتل فراقضایی است.

عارفه بیگی تنها یک روز پیش از کشته شدنش در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود:
«حس خیلی عجیبی دارم و مطمئنم این حسو ۱۴۰۱ تجربه نکردم.»
جمله‌ای که امروز به شکلی تلخ، پیش‌آگاهی از سرنوشتی خونین به نظر می‌رسد.

او دختری پرشور، سرشار از زندگی و امید بود. آرزو داشت عاشق شود و دوست داشته شود، دنیا را ببیند، سفر کند، شفق قطبی را از نزدیک تماشا کند و روز آزادی ایران را در خیابان‌ها با رقص و شادی جشن بگیرد. عارفه برای اطرافیانش «خودِ زندگی» بود و در میدان اعتراض، «شیرزن شجاع»ی که با جسارت ایستاد.

طبق گزارش‌های منتشر شده، خانواده عارفه اعلام کرده‌اند برای تحویل پیکر او مجبور به پرداخت مبلغ ۷۵۰ میلیون تومان تحت عنوان «حق تیر» شده‌اند. پیکر این دختر جوان هشت روز پس از کشته شدن، ساعت شش صبح، تحت تدابیر شدید امنیتی به خاک سپرده شد.

قتل عارفه بیگی، شلیک از پهلو و سپس تیر خلاص به سر، اخاذی مالی از خانواده، و دفن امنیتی پیکر او، نمونه‌ای روشن از جنایت سازمان‌یافته علیه شهروندان غیرمسلح و مصداق آشکار جنایت علیه بشریت است. نام او در حافظه مردم ایران، به‌عنوان دختر شجاعی که با جان خود بهای آزادی را پرداخت، جاودانه خواهد ماند.

#عارفه_بیگی #زرین_دشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
14💔11
جاویدنام یاسر مدیرروستا، مدرس و نوازنده تار و سه تار، با شلیک گلوله جنگی به سر در گوهردشت کرج توسط جمهوری اسلامی کشته شد

جاویدنام یاسر مدیرروستا، متولد ۱۳۶۲، فرزند بهروز و اهل کمالشهر کرج، روز ۱۸ دی‌ماه روبه‌روی پاسگاه گوهردشت از ناحیه سر هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.

پیکر او به مدت ۷ روز مفقود بود تا اینکه روز پنجشنبه با خانواده تماس گرفته شد و از آن‌ها خواسته شد برای شناسایی به بهشت سکینه مراجعه کنند. در آنجا مشخص شد که پیکر یاسر به اشتباه به جای فرد دیگری دفن شده بوده است. جسد او با لباس‌های پاره و بدن خون‌آلود پیدا شد و به دلیل شدت جراحات، چهره‌اش قابل شناسایی نبود. هویت او تنها از طریق اثر انگشت و تطبیق با ثبت احوال تأیید شد.

یاسر مدیرروستا موزیسین و مدرس موسیقی بود. او استاد تار و سه‌تار، مدیر آموزشکده موسیقی «پژواک هنر» و مدرس این سازها بود. آثار نوازندگی او در قالب فعالیت با گروه «کوچه‌باغ» و گروه «راه نو» در صفحه اینستاگرامش موجود است. یاسر تمام زندگی خود را صرف موسیقی، آموزش و فرهنگ کرده بود.

با این حال، پس از کشته شدن او، از پدرش تعهد گرفته شد که مراسمی برایش برگزار نشود و اعلام کنند که یاسر «بسیجی» بوده است. این در حالی است که همه آن‌ها که او را می‌شناسند، تأکید کرده‌اند یاسر هرگز بسیجی نبوده و یک هنرمند و موزیسین مستقل بوده است.

قتل یک مدرس موسیقی با شلیک مستقیم گلوله جنگی به سر، مفقودسازی چندروزه پیکر، دفن اشتباهی، شناسایی از طریق اثر انگشت، فشار بر خانواده برای سکوت و تحریف هویت قربانی، همگی نشان‌دهنده الگوی روشن سرکوب، پنهان‌کاری و تحریف حقیقت است.

یاسر مدیرروستا بسیجی نبود.
یاسر یک موزیسین بود.
یاسر یک معلم هنر بود.
او معلم یک معترض بود، یک مخالف رژیم و حالا با جان‌باختن در راه آزادی، معلم ایثار شد.

#یاسر_مدیرروستا #گوهردشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊51
کاملیا سجادیان، مادر دادخواه محمدحسن ترکمان، پس از اتصال موقت اینترنت در ایران پستی در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت:
«روزی در تاریخ می‌نویسند آن‌قدر قدرت‌شان را از دست داده بودند که از اشک ما هم می‌ترسیدند.
داشتند بر کدام پیکر و بر مزار کدام شهید، اسید می‌ریختند؟
مردم دلیر ایران، داور و غیور ایران با شجاعت کنار حقیقت قرار گرفتند؛ آن‌ها را در آغوش کشیدند و فریاد زدند.
و در نهایت، حقیقت را شجاعانه به تصویر کشیدند.
تمام این مدت قلبم با تک‌تک‌تان بود.
سپاس از تمام عزیزانی که از طریق تلفنی جویای احوال‌مان بودند، عزیزان همراه.
باخبر شدم که خیلی از همراهان این پیج همسرم محمدحسن ترکمان و دیگر فرزندان بی‌گناه‌اند.
نمی‌توانم نور این عزیزان را تصویر کنم چرا که من معتقدم آن‌ها بیش از حضور خود و با شجاعت و روشنایی به منبع نور و روشنایی رسیده‌اند.
شجاعان و آزادگان همیشه سبز هستند.
لطفاً قوی بمانید و محکم و استوار در برابر تاریکی‌ها مقاومت کنید و در روشنایی‌ها قرار بگیرید.
مطمئن باشید که این ظلمت و تاریکی دوام نخواهد آورد.
به صبر و دل و به خدا مطمئن باشید که خداوند با صابران است.» #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔20👍63
جاویدنام رضا شریفی، پدر دو فرزند، با شلیک گلوله جنگی عوامل جمهوری اسلامی در اراک کشته شد

جاویدنام رضا شریفی، روز جمعه ۱۹ دی‌ماه حوالی ساعت ۸ و ربع شب، مقابل بیمارستان ولیعصر اراک هدف شلیک مستقیم گلوله جنگی قرار گرفت. گلوله به ناحیه شکم او اصابت کرد و باعث مرگش شد.
رضا شریفی ۴۴ ساله بود، در اراک مغازه داشت و پدر دو فرزند؛ یک پسر ۱۶ ساله و یک دختر ۸ ساله بود.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده آقای شریفی، او یکی از معترضان مردمی بود که در آغاز موج کشتار در اراک، توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد و از نخستین جان‌باختگان آن شب به شمار می‌آید.
این آشنا می‌گوید آثار اصابت گلوله به‌وضوح روی کاپشن رضا شریفی دیده می‌شد؛ جای سوراخ و سوختگی ناشی از تیر جنگی روی لباس او باقی مانده بود که نشان‌دهنده شلیک مستقیم از فاصله نزدیک یا با قدرت بالا بوده است.

بر اساس این روایت، پس از کشته شدن رضا شریفی، خانواده‌اش تحت فشار و تهدید قرار گرفتند تا روایت رسمی حکومت درباره مرگ او را تأیید کنند. به آن‌ها گفته شده بود در صورت مخالفت یا بیان روایت واقعی، فرزندان آقای شریفی از ادامه تحصیل محروم خواهند شد. این فشارها با هدف وادار کردن خانواده به سکوت و تحریف حقیقت صورت گرفته است.

به گفته این منبع، با وجود اینکه رضا شریفی اهل اراک بود، اجازه داده نشد پیکرش در آرامستان این شهر به خاک سپرده شود. مراسم خاکسپاری او سه روز بعد، در روز سه‌شنبه، و در روستای قانیاروق در نزدیکی اراک، تحت شرایط خاص و محدودیت برگزار شد.
این آشنا تأکید می‌کند که رضا شریفی یک شهروند معترض بود که در جریان سرکوب اعتراضات مردمی کشته شد؛ پدری که جانش را در خیابان‌های شهرش از دست داد و خانواده‌اش پس از آن نیز با تهدید، فشار و محرومیت روبه‌رو شدند تا حقیقت قتل او پنهان بماند.


#رضا_شریفی #اراک #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مخاطبان توانا با ارسال ویدیوهایی از راهپیمایی با خضور گسترده معترضان در تهران، منطقه قلهک، درباره رویدادهای روز ۱۸ دی‌ماه نوشته است که خیابان شریعتی در محدوده قلهک شاهد «سیل جمعیت» بوده است؛ به‌طوری که بسیاری از مردم با دیدن این حجم از حضور خیابانی گریه‌شان گرفته بود، به یکدیگر تبریک می‌گفتند و از امید به پیروزی و آزادی صحبت می‌کردند.
به گفته او، در همان شب دو گروه بزرگ از معترضان که از بالا و پایین خیابان می‌آمدند به هم رسیدند و جمعیت به‌هم پیوست. او زمان این صحنه را حدود ساعت ۲۲ شب در روز ۱۸ دی اعلام کرده و می‌گوید در آن ساعات، مأموران جرأت نزدیک شدن به جمعیت را نداشتند و فقط از دور نظاره‌گر بودند.
این شاهد می‌نویسد که تا حوالی ساعت ۱۲ شب در خیابان شریعتی حضور داشته‌اند. پس از آن، به‌تدریج نیروهای سرکوب وارد شدند و با گاز اشک‌آور تلاش کردند مردم را متفرق کنند، اما معترضان کوتاه نمی‌آمدند و درگیری‌های شدید و «وحشتناک» رودررو میان مردم و نیروها شکل گرفت. او اضافه می‌کند چون کودک همراهش بوده، مجبور شده از محدوده درگیری دور شود، اما اعتراضات از خیابان اصلی به کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی کشیده شده است؛ از جمله خیابان نفت شمالی. او همچنین به «شکستن شیشه‌های اداره مالیات» در جریان این رخدادها اشاره می‌کند.
این مخاطب تأکید می‌کند که کشتار اصلی در روز جمعه ۱۹ دی‌ماه رخ داد؛ روزی که به گفته او «واقعاً ترسناک» بوده و از هر طرف صدای تیراندازی می‌آمد. او می‌نویسد در کوچه‌ها، دسته‌های مختلف مردم مورد تهاجم چندین موتورسوار، نیروهای لباس‌شخصی و بسیج قرار می‌گرفتند؛ مردم با سنگ مقاومت می‌کردند و نیروها با تجهیزات کامل وارد می‌شدند، اما در مواردی مردم توانسته بودند آن‌ها را عقب برانند.
به گفته این شاهد، آنچه او با چشم خود دیده این بوده که در روز جمعه تعداد کشته‌ها بیشتر بوده، چون سطح درگیری رودررو بسیار بالا رفته بود. او توضیح می‌دهد که نیروها در کوچه‌ها گیر می‌افتادند و راه عقب‌نشینی نداشتند، به سوی مردم تیراندازی کردند و مردم بی سلاح را کشتند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
11
بازداشت و بی‌خبری از بابک مرادی‌فرد پس از حضور در اعتراضات تهران
بابک مرادی‌فرد، روز ۱۸ دی‌ماه در پی فراخوان‌های مردمی در تهران در تجمعات اعتراضی حضور داشته است. صبح روز جمعه ۱۹ دی‌ماه، گروهی از افراد لباس‌شخصی با یورش به منزل او و با اعمال ضرب‌وشتم، وی را بازداشت کردند. بنا بر اطلاعات موجود، این بازداشت در حالی انجام شده که از پیش برای او حکم جلب صادر شده بود.
پس از بازداشت، خانواده او حدود یک هفته هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری‌اش نداشتند تا اینکه بابک مرادی‌فرد در یک تماس تلفنی بسیار کوتاه اعلام کرد که در زندان اوین نگهداری می‌شود.
با گذشت زمان و پیگیری‌های خانواده، به آن‌ها گفته شده که پرونده او در شعبه ۲ بازپرسی دادگاه انقلاب قرار دارد، اما تأکید شده که در حال حاضر حق دسترسی به وکیل و حق اطلاع‌رسانی درباره وضعیت او وجود ندارد.
تا تاریخ ۴ بهمن‌ماه، هیچ خبر رسمی و روشنی از وضعیت جسمی، حقوقی و شرایط نگهداری بابک مرادی‌فرد در دست نیست و خانواده او در نگرانی کامل به‌سر می‌برند.

@Tavaana_TavaanaTech
💔15👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آی جَلاد، من تروریستم؟
آنگاه که تو شلیک می‌کنی و من کشته می‌شوم!
آنگاه که تو خنجر می‌زنی و منم که زخم می‌خورم!
آنگاه که تو حکم می‌کنی و منم که بر دار!
آنگاه که تو عربده می‌کشی و منم که خاموش!
آنگاه که تو جولان می‌دهی و منم که در حبس!
آی جَلاد!
این خون ماست فرش زیر پای تو.
این جان‌های ماست که سنگفرش کرده‌ای.
این اوج زندگی بود که به گور کرده‌ای.
آی جَلاد، من تروریستم. آری!
با دست‌های خالی‌ام، قلبی پُر از آتش.
با پایی برهنه و سری پُر از خشم.
با دهانی دوخته و نعره‌ای در چشم.
من تروریستم.
آی جَلاد!
هر لحظه مرگ تو را در رویای خود می‌پرورانم. آی جَلاد!
از رویای من بترس!
فشنگ‌های تو پایان می‌پذیرد و خشم من هرگز!


ارسالی مخاطبان توانا

#نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
14💯8
جاویدنام قاسم کتان، نخستین جان‌باخته شوشتر در ۱۸ دی‌ماه با شلیک ساچمه و گلوله جنگی از سوی نیروهای حکومتی

قاسم کتان، ۳۸ ساله و مجرد، در روز ۱۸ دی‌ماه به‌عنوان نخستین جان‌باخته اعتراضات در شهر شوشتر، به شکلی وحشیانه هدف حمله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، ابتدا با بیش از ۱۰۰ ساچمه به بدن او شلیک شد و پس از زمین افتادن، با دو گلوله جنگی از سلاح کلاشینکف به قتل رسید. یکی از گلوله‌ها از پشت به او اصابت کرده و گلوله دوم از روبه‌رو و مستقیم به قلبش شلیک شده است؛ شلیکی که به‌وضوح تیر خلاص محسوب می‌شود.

پس از کشته شدن قاسم کتان، پیکر او چندین روز در اختیار نهادهای امنیتی نگه داشته شد و خانواده‌اش در این مدت تحت فشار و آزار قرار گرفتند. در نهایت، پیکر او تنها پس از گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد، آن هم با شرایطی کاملاً امنیتی.

به خانواده اعلام شده بود که مراسم خاکسپاری باید فقط در فاصله زمانی بین ساعت ۲ بامداد تا پیش از ۷ صبح انجام شود. همچنین اجازه دفن او در آرامستان شهر شوشتر داده نشد و خانواده مجبور شدند پیکر را خارج از آرامستان شهر به خاک بسپارند.

در زمان خاکسپاری نیز محدودیت‌های شدید اعمال شد و تنها با فشار و اجبار، اجازه داده شد خواهران و برادران او در مراسم حضور داشته باشند. مراسم در سکوت، ترس و تحت کنترل کامل نیروهای امنیتی برگزار شد.

شلیک بیش از صد ساچمه، سپس دو گلوله جنگی، نگه‌داشتن پیکر، تحمیل تعهد به خانواده و دفن شبانه خارج از آرامستان شهر، همگی نشان‌دهنده یک قتل فراقضایی و تلاش سازمان‌یافته برای پنهان‌سازی جنایت است.

#قاسم_کتان #شوشتر #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔161
پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، مشهد شاهد یکی از گسترده‌ترین و کم‌سابقه‌ترین اعتراضات خیابانی خود بود. این شب هم‌زمان با نخستین فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، محله احمدآباد و محورهای اصلی متصل به آن به کانون تجمعات اعتراضی بدل شد.

از حدود ساعت ۷ عصر، جمعیت از مسیرهای بلوار رضا و بلوار ملاصدرا به سمت بلوار احمدآباد حرکت کرد. نیروهای سرکوب که از پیش در احمدآباد مستقر بودند، با شلیک گسترده گاز اشک‌آور تلاش کردند مانع پیشروی مردم شوند، اما حجم جمعیت به‌طرز بی‌سابقه‌ای زیاد بود و این تلاش‌ها نتیجه نداد.

شعارها عمدتاً در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و در نفی جمهوری اسلامی سر داده می‌شد. حدود ساعت ۸:۳۰ شب، با افزایش چشمگیر جمعیت، نیروهای امنیتی ناچار به عقب‌نشینی شدند. در این مقطع، محدوده‌ای وسیع شامل بلوار احمدآباد از میدان فلسطین تا میدان تقی‌آباد، بلوار راهنمایی، بلوار رضا، بلوار ابوذر و تمامی کوچه‌ها و خیابان‌های منتهی به احمدآباد عملاً در اختیار مردم قرار گرفت.

به گفته شاهدان، احساس امید، همبستگی و قدرت جمعی در این شب بی‌سابقه بود. سه اتوبوسی که پیش‌تر برای بازداشت معترضان در احمدآباد مستقر شده بودند، به‌همراه چندین موتورسیکلت نیروهای سرکوب به آتش کشیده شد. مردم با آتش‌زدن سطل‌های زباله، از دود برای کاهش اثر گاز اشک‌آور استفاده می‌کردند و کمک‌رسانی متقابل میان معترضان به‌وضوح دیده می‌شد؛ از حمایت از سالمندان و کودکان تا انتقال مجروحان. زن و مرد، جوان و پیر در کنار هم بودند.

دو پل هوایی در ابتدای خیابان رضا، بلوار راهنمایی و مقابل بیمارستان قائم که پیش‌تر به محل شلیک نیروهای سرکوب تبدیل شده بود، به آتش کشیده شد. در مسیر حرکت جمعیت، تابلوهای راهنمایی از جا کنده و برای مسدود کردن راه نیروهای امنیتی در خیابان رها می‌شد.

در ادامه، جمعیت به مسجد الزهرا در بلوار احمدآباد رسید. پس از انتشار خبر حضور نیروهای بسیج در مسجد، درِ آن شکسته شد، تصاویر و نمادهای وابسته به سپاه و بسیج تخریب و بخشی از وسایل مسجد به بیرون منتقل و به آتش کشیده شد. هم‌زمان، دوربین‌های ترافیکی، امنیتی و دوربین‌های بانک‌ها در مسیر تخریب شد و ایستگاه‌های اتوبوس، آسانسور پل‌های هوایی و بانک‌های وابسته به نهادهای نظامی هدف قرار گرفتند.

جمعیت سپس به سمت میدان فلسطین حرکت کرد. با وجود حضور پادگان نیروی انتظامی در مسیر بلوار ملک‌آباد، به دلیل انبوه جمعیت، نیروها از آن سمت وارد عمل نشدند. در نهایت، تصمیم جمعی بر حرکت به سمت ساختمان صداوسیمای مشهد گرفته شد.

در بلوار منتظری، تابلوها برای مسدود کردن مسیر کنده شد و جمعیت آن‌قدر گسترده بود که ابتدا و انتهای آن قابل تشخیص نبود. حدود ساعت ۱۰ شب، نخستین گروه از معترضان به ساختمان صداوسیما رسیدند؛ درها، نرده‌ها و پنجره‌ها شکسته شد و عده‌ای وارد ساختمان شدند، اما با رسیدن نیروهای سرکوب و شلیک مستقیم، این گروه با خشونت بیرون رانده شد.


با این حال، شمار معترضان همچنان رو به افزایش بود. نیروهای سرکوب از داخل محوطه صداوسیما و از سمت بلوار پیروزی، نوفل‌لوشاتو و باغ ملک‌آباد با شلیک ساچمه، گلوله جنگی و گاز اشک‌آور به مردم حمله کردند. از حدود ساعت ۱۰:۱۵ شب، انتقال مجروحان آغاز شد. شاهدان از تیرخوردن دست‌کم یک جوان حدوداً ۲۰ ساله از ناحیه پا و خون‌ریزی شدید او خبر داده‌اند.

به دلیل ساختار بسته بلوار منتظری، امکان فرار محدود بود و بسیاری از معترضان به تنها کوچه فرعی منطقه پناه بردند. با افزایش شمار نیروهای سرکوب و شدت تیراندازی، وضعیت به‌تدریج وخیم‌تر شد. تا حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب، همچنان جمعیت انبوهی در اطراف صداوسیما حضور داشت، اما بخشی از معترضان در نهایت به دلیل شدت شلیک‌ها به سمت احمدآباد عقب‌نشینی کردند.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech

جاویدنام ابوالفضل کیا، از جان‌باختگان اعتراضات در شهرستان چمستان با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران

جاویدنام ابوالفضل کیا، ۲۷ ساله، مجرد و شاغل در یک مشاور املاک، شامگاه جمعه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی شهر چمستان با شلیک مستقیم گلوله جنگی جان خود را از دست داد. او یکی از دو برادر خانواده بود.
بر اساس روایت نزدیکان، ابوالفضل در همان شب ابتدا در جریان اعتراضات از ناحیه صورت و بدن هدف شلیک ساچمه قرار گرفته و مجروح شده بود. پس از آن خود را به داخل یک خودرو می‌رساند، خون را از سر و صورتش پاک می‌کند و با وجود اصرار دوستانش که به او می‌گفتند ساچمه خورده و نباید دوباره به خیابان بازگردد، پاسخ می‌دهد:
«نه، باید امشب تا آخرش بریم.»
او از خودرو پیاده می‌شود و دوباره به جمع معترضان بازمی‌گردد. از آن لحظه به بعد خبری از او در دست نبود تا زمانی که خبر کشته شدنش با اصابت گلوله جنگی به خانواده‌اش اعلام شد.

بازگشت آگاهانه یک جوان زخمی به صحنه اعتراض، نشان‌دهنده شجاعت، احساس مسئولیت و پایبندی او به مطالبه آزادی و عدالت است. کشته شدن ابوالفضل کیا با سلاح جنگی، نمونه‌ای دیگر از استفاده مرگبار از تسلیحات نظامی علیه شهروندان غیرمسلح و مصداق روشن قتل فراقضایی در سرکوب اعتراضات مردمی است.

#ابوالفضل_کیا #چمستان #نه_به_جمهورى_اسلامى
#انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_عليه_بشريت

@Tavaana_TavaanaTech
💔123
قابلیت «Unbounded» در فیلترشکن لنترن؛
برای تقویت دسترسی کاربران مناطق سانسورشده به اینترنت آزاد


ابزار جدید لنترن با نام Unbounded بخش داوطلبانه شبکه‌ لنترن است که به افراد ساکن مناطق با اینترنت آزاد اجازه می‌دهد مقداری از پهنای‌باند و آی‌پی خود را به‌صورت امن در اختیار شبکه بگذارند تا کاربران داخل مناطق سانسور شده بتوانند راحت‌تر به اینترنت آزاد وصل شوند.

وقتی Unbounded را روشن می‌کنید، دستگاه شما مثل یک «پل دیجیتال» عمل می‌کند و به متنوع‌تر شدن و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر شدن آی‌پی‌های شبکه کمک می‌کند. این تنوع، مسدودسازی را سخت‌تر می‌کند.
لنترن توضیح می‌دهد که Unbounded از WebRTC برای عبور از NAT/فایروال‌ها استفاده می‌کند و ترافیک در نهایت از طریق سرورهای لنترن به‌عنوان نقطه خروج عبور می‌کند؛ یعنی آی‌پی داوطلب به محتوای بازدید شده گره نمی‌خورد.
ساده‌ترین راه استفاده، نصب افزونه Unbounded روی مرورگر کروم یا فایرفاکس و روشن کردن آن است. اگر در ایران هستید، لازم نیست کاری کنید؛ فقط لنترن را نصب کنید و برنامه به‌صورت خودکار به بهترین پروکسی‌های موجود (از جمله پروکسی‌های مبتنی بر Unbounded) وصل می‌شود.

◾️راهنمای استفاده از Unbounded

روش 1️⃣: استفاده از وب‌سایت
وارد unbounded.lantern.io شوید و Unbounded را Enable/On کنید.
باید تب/صفحه باز بماند ولی می‌توانید در تب‌های دیگر وب‌گردی کنید.
طبیعتا اگر خاموش کنید، اتصال‌های فعال طبق به‌صورت خودکار به داوطلبان دیگر منتقل می‌شود.

روش2️⃣: افزونه مرورگر (پیشنهادی)

افزونه Unbounded را برای Chrome یا Firefox نصب کنید (مزیتش این است که در پس‌زمینه اجرا می‌شود و لازم نیست صفحه باز بماند).
بعد از نصب، افزونه را روشن نگه دارید و تا حد امکان مرتب اجرا کنید تا شبکه قوی‌تر شود.

⚫️نکات مهم

☑️برای کنترل مصرف، Unbounded تعداد اتصال هم‌زمان را تا ۵ اتصال محدود می‌کند؛ اگر اینترنت حجمی دارید، مصرف را مانیتور کنید.

☑️لنترن می‌گوید برای کاهش ریسک سوءاستفاده، از فهرست سایت‌های مجاز (safelist) استفاده می‌شود و ارتباط‌ها چندلایه رمزگذاری می‌شوند.

☑️آی‌پی شما برای «کاربری که به پل شما وصل می‌شود» قابل مشاهده است، اما وب‌سایت‌های مقصد آی‌پی سرورهای Lantern را می‌بینند، نه شما را.

لینک وب‌سایت و نصب افزونه 📱

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آتش‌زدن پرونده‌های بسیج

گلشهر کرج، ۱۹ دی

با وصل شدن اینترنت، تعداد زیادی ویدیو و خبر برای ما ارسال شده است. از جمله همین ویدیو که نشان می‌دهد در روز ۱۹ دی ماه، جوانان دلاور گلشهر کرج، پایگاه بسیج را تسخیر کرده و پرونده‌ها را به آتش کشیدند.

#کرج #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
12👍3
کانال خبری شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان ایران تا بعدازظهر روز شنبه ۴ بهمن‌ماه، اسامی دست‌کم ۳۲ کودک دانش‌آموز را به‌عنوان بخشی از فهرست دانش‌آموزان جان‌باخته در جریان سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی‌ماه منتشر کرده است. بر اساس این گزارش، این کودکان در جریان برخورد خشونت‌بار نیروهای حکومتی، عمدتاً با شلیک مستقیم گلوله و استفاده مرگبار از سلاح‌های جنگی، جان خود را از دست داده‌اند.

شورای هماهنگی تشکل‌های فرهنگیان اعلام کرده است که اسامی و تصاویر منتشرشده، بر پایه گزارش‌های منابع معتبر و شبکه‌های خبری قابل اعتماد گردآوری شده و این فهرست همچنان در حال تکمیل است. به گفته این شورا، به دلیل فضای امنیتی، قطع اینترنت و تهدید خانواده‌ها، دسترسی به اطلاعات دقیق درباره شمار واقعی کودکان کشته‌شده با دشواری‌های جدی روبه‌روست.

پیش‌تر نیز منابع حقوق بشری، از جمله هرانا، گزارش داده بودند که تاکنون موفق به تأیید کشته شدن حدود پنج هزار نفر در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه شده‌اند؛ آماری که شامل دست‌کم ۵۴ کودک زیر ۱۸ سال است. #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔62
حسن یونسی، وکیل دادگستری و فرزند علی یونسی (وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی)، با انتشار یک توییت صریح، یکی از شفاف‌ترین مواضع انتقادی را از درون ساختار سابقا نزدیک به قدرت بیان کرده است. اهمیت این موضع‌گیری نه فقط در لحن تند آن، بلکه در گستره‌ نقدی است که هم‌زمان سه لایه اصلی حاکمیت جمهوری اسلامی را نشانه می‌گیرد: ولایت فقیه، دولت مستقر و جریان موسوم به اصلاح‌طلبی.

او مستقیما «ولایت» را آمر جنایت و قتل‌عام معرفی می‌کند، دولت را شریک این سرکوب می‌داند و اصلاحات را متهم می‌کند که با توجیه‌گری، زمینه‌ساز و همراه این کشتار شده است.
چنین موضعی نشانه‌ای روشن از ریزش عمیق میان چهره‌ها و خانواده‌هایی است که زمانی بخشی از بدنه سیاسی جمهوری اسلامی محسوب می‌شدند. وقتی فرزند یکی از وزرای اطلاعات پیشین، کل منظومه قدرت ـ از رأس ولایت تا دولت و اصلاح‌طلبی ـ را مسئول کشتار مردم می‌داند، این خود گواهی است بر ابعاد گسترده خشونت اعمال‌شده علیه معترضان و فروپاشی مشروعیت درونی نظام.

#یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔115
خرم‌آباد در آتش و خون؛ روایت شاهد عینی از قتل‌عام ۱۸ و ۱۹ دی و جان‌باختن دست‌کم ۷۰۰ شهروند

یکی از شهروندان خرم‌آباد ضمن ارسال یک ویدیو، در گزارشی که برای ما ارسال کرده، مشاهدات مستقیم خود از اعتراضات و سرکوب خونین مردم در این شهر طی دو شب پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را روایت کرده است. به گفته این شاهد، خرم‌آباد در این دو شب به‌طور کامل به صحنه‌ای آخرالزمانی و یک جهنم واقعی تبدیل شده بود.

او می‌نویسد خرم‌آباد از روزهای ابتدایی اعتراضات، حدود ۹ دی‌ماه، شاهد حضور مردم در خیابان انقلاب و شکل‌گیری تجمعات اعتراضی بود. در شب ۱۲ دی، اعتراضات به‌شدت گسترش یافت و تعداد زیادی از جوانان در محله ناصرخسرو زخمی شدند. با این حال، اوج سرکوب و کشتار در پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی و همزمان با فراخوان شاهزاده رخ داد.

به گفته این شاهد، در این دو شب صدای تیراندازی از چهارگوشه شهر شنیده می‌شد و تقریباً در شش محله خرم‌آباد به‌طور همزمان تجمعات مردمی شکل گرفته بود؛ از خیابان انقلاب و ناصرخسرو گرفته تا ماسور، جهادگران و ۶۰ متری. بیشترین و شدیدترین درگیری‌ها در خیابان انقلاب و خیابان ناصرخسرو رخ داد.

او اشاره می‌کند که در میدان رازی، یکی از جوانان پرچم ملی ایران را در آغوش مجسمه زکریای رازی گذاشت؛ صحنه‌ای که به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و بازتاب گسترده‌ای داشت.

این شاهد می‌گوید در خیابان انقلاب، مردم به‌طور مستقیم به رگبار بسته شدند. از بالای پشت‌بام‌ها و از داخل کوچه‌ها به سوی مردم شلیک می‌شد. معترضان برای نجات جان خود به کوچه‌ها پناه می‌بردند، اما مأموران از پشت به آن‌ها تیراندازی می‌کردند. او روایت می‌کند که یک جوان در خیابان انقلاب در حال بازداشت بود که از دست مأموران فرار کرد، اما همزمان یک نیروی بسیجی از داخل یک کوچه با کلاشینکف به او شلیک کرد و پیکر او بر زمین افتاد.

بر اساس این گزارش، تنها در روز پنجشنبه، حدود ۲۰۰ نفر در خیابان انقلاب خرم‌آباد کشته شدند. در پی این کشتار، مردم خشمگین مقابل فرمانداری تجمع کردند و ساختمان فرمانداری خرم‌آباد را به آتش کشیدند. از داخل فرمانداری با سلاح سنگین دوشکا به سمت مردم شلیک شد و شمار زیادی دیگر کشته شدند.

در خیابان ناصرخسرو، مردم یک فروشگاه زنجیره‌ای «افق کوروش» را به آتش کشیدند، اما به گفته این شاهد، هیچ‌یک از مواد غذایی را سرقت نکردند. نوشابه‌ها، دلسترها و کیسه‌های برنج روی زمین ریخته شد و مردم از یخچال‌های فروشگاه به‌عنوان سنگر برای محافظت در برابر گلوله‌های نیروهای سرکوب استفاده می‌کردند.

این شاهد تأکید می‌کند که تعداد کشته‌ها و زخمی‌ها به‌شدت هولناک بود و بیمارستان عشایر خرم‌آباد مملو از مجروحان و پیکرهای جان‌باختگان شده بود. او می‌نویسد پنجشنبه شب حوالی ساعت ۱ بامداد، نیروهای امنیتی به بیمارستان عشایر یورش بردند و به‌زور کیسه‌های انتقال خون را از بدن معترضان جدا کردند و می‌گفتند:
«این‌ها ضدانقلاب و اغتشاشگرند و باید بمیرند.»

به گفته او، در حیاط بیمارستان عشایر تپه‌هایی از جنازه شکل گرفته بود.

در روز جمعه ۱۹ دی، جمعیت معترضان نسبت به پنجشنبه دو برابر شد. از پیر تا جوان، در تمامی محله‌های شهر دوباره به خیابان‌ها آمدند. در محله ماسور که منطقه‌ای کوچک است، تنها در همان شب حدود ۴۰ نفر کشته شدند که در میان آن‌ها یک پسربچه ۱۵ ساله نیز وجود داشت.

بر اساس این شهادت، خرم‌آباد در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه دست‌کم ۷۰۰ کشته داده است و آنچه در این شهر رخ داد، مصداق یک قتل‌عام واقعی بوده است.

این شاهد در پایان تأکید می‌کند که وضعیت شهر به‌شدت ترسناک است و فضای عمومی خرم‌آباد در سوگ و عزای جمعی فرو رفته است.

#خرم‌آباد #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴

@Tavaana_TavaanaTech
💔10