آموزشکده توانا
49.5K subscribers
41.4K photos
41.6K videos
2.57K files
21.7K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
دلتنگی همسر جاویدنام محسن رشیدی؛
«امروز پنج ماه از روزی می‌گذرد که گلوله، تو را از ما گرفت»


ساناز بنی‌سعید، همسر جاویدنام محسن رشیدی با انتشار عکسی از او در اینستاگرامش نوشت:

⁨«امروز پنج ماه از روزی می‌گذرد که گلوله، تو را از ما گرفت .
پنج ماه از روزی که قلبم برای همیشه رنگ دلتنگی به خود گرفت.

محسن عزیزم،
پنج ماه است که نبودنت را نفس می‌کشم، با خاطراتت بیدار می‌شوم و با حسرت دیدنت شب را به صبح می‌رسانم.

آن‌ها پیکرت را با گلوله از میان ما گرفتند ، اما نتوانستند نامت را از یادها ببرند و عشقت را از قلب من جدا کنند.

هنوز هم در سکوت هر شب، با تو حرف می‌زنم؛
هنوز هم در میان تمام آدم‌ها، جای خالی تو را جست‌وجو می‌کنم.

می‌گویند زمان از دردها کم می‌کند، اما دلتنگی تو با گذشت هر روز عمیق‌تر می‌شود.
تو فقط همسرم نبودی؛ آرامش من، تکیه‌گاه من و تمام دنیای من بودی.

امروز، در پنجمین ماه آسمانی شدنت، با چشمانی پر از اشک و قلبی سرشار از عشق، نامت را زمزمه می‌کنم.
محسن جان،
تو را با گلوله از ما گرفتند، اما یادت را هرگز نمی‌توانند از قلب‌هایی که دوستت دارند بگیرند.

تا ابد در قلب من و این سرزمین زنده‌ای… 🖤🕊»

همسر داغدارت
ساناز

۱۹ دی ۱۴۰۴
بهارستان -اصفهان


محسن رشیدی خانی‌آبادی، شهروند مسیحی،  روز جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در جریان یکی از تجمعات اعتراضی  به دست نیروهای سرکوب و با شلیک گلوله جنگی در بهارستان اصفهان کشته شد. در این تجمع، دوست همراه او، شهرام مقصودلو، قهرمان دو دوره مسابقات کشوری پاورلیفتینگ و اهل ایذه، از ناحیه قفسه سینه هدف تیربار نیروهای حکومتی قرار گرفت.

سازمان ماده ۱۸، بر اساس گزارش دوستان نزدیک که شاهد این رویداد بودند،نوشت: محسن رشیدی ۴۲ ساله برای کمک به دوست مجروحش به سمت او می‌رود، اما مأموران امنیتی او را مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دهند. محسن موفق می‌شود خود را از دست مأموران نجات داده و از محل بگریزد. پس از پراکنده شدن نیروها، او بار دیگر برای نجات پیکر دوستش به صحنه بازمی‌گردد. در همین زمان، ماموران امنیتی از پشت سر با گلوله جنگی او را هدف قرار می‌دهند و گلوله به ناحیه ران پای او اصابت می‌کند.
ماموران مستقر در مقابل بیمارستان مانع ورود محسن و همراهانش به اورژانس و دسترسی او به خدمات درمانی می‌شوند. در نتیجه، محسن رشیدی بر اثر خون‌ریزی شدید جان خود را از دست می‌دهد.
خانواده محسن به مدت پنج روز متوالی در جست‌وجوی او بودند و از سرنوشتش بی‌خبر ماندند. پس از این مدت، در ازای پرداخت پول، نام او را در فهرست قربانیان جست‌وجو کردند. ابتدا نتیجه منفی اعلام شد، اما یک روز بعد، کشته شدن او تایید شد. به خانواده پیشنهاد شد فرمی را امضا کنند که در آن ادعا می‌شد محسن عضو بسیج و نیروهای حکومتی بوده و توسط معترضان کشته شده است. خانواده این درخواست را نپذیرفتند و در نهایت، پیکر او تنها در ازای پرداخت مبلغ یک میلیارد تومان به آنان تحویل داده شد.

#محسن_رشیدی_خانی_آبادی

💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔161
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جشن تولد روی سنگ مزار؛
آرنیکا دباغ، قهرمان شنا که توسط جمهوری اسلامی کشته شد


⁨جاویدنام آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله، در گرگان هدف شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس اخبار منتشرشده، به دلیل قطع کامل ارتباطات در ایران، امکان تماس با اورژانس و رساندن او به بیمارستان وجود نداشت و او بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

🔴این ویدئو در ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ ضبط شده است؛ روز تولد آرنیکا، در حالی که خودش دیگر کنار خانواده‌اش نبود. جمهوری اسلامی او را کشته بود.

🔴در روزهایی که اینترنت و راه‌های ارتباطی مسدود شده بود، بسیاری از تصاویر و روایت‌های تلخ از چشم مردم جهان پنهان ماند؛ از جمله لحظه‌ای که خانواده آرنیکا، به‌جای جشن گرفتن تولد او در خانه، کنار سنگ مزارش جمع شدند.

حالا که اینترنت به‌صورت محدود و پر از اختلال وصل شده، این ویدئو را ببینید؛ تصویری از رنج مردمی که در روزهای قطع ارتباط، صدایشان شنیده نشد.

#آرنیکا_دباغ


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔10🕊71
چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟

در هفته‌های اخیر، خبرهایی درباره بازداشت برخی کاربران استارلینک در ایران منتشر شده است. آمار دقیقی در دست نیست، اما بررسی چند مورد نشان می‌دهد که این بازداشت‌ها معمولا نتیجه یک اشتباه ساده نبوده، بلکه از ترکیب چند خطای امنیتی شکل گرفته‌اند؛ خطاهایی که هم در روند تحویل دستگاه و هم در نحوه استفاده از آن اتفاق افتاده‌اند.

🔸گاهی گفته می‌شود دلیل این بازداشت‌ها فقط یک تماس تلفنی یا بی‌احتیاطی ساده بوده است. این نگاه اگرچه بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد، اما تصویر کاملی ارائه نمی‌کند و حتی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. در عمل، شناسایی کاربران معمولا به دلیل یک «زنجیره خطا» اتفاق می‌افتد؛ از نوع ارتباط‌گیری گرفته تا رفتار آنلاین و اپلیکیشن‌هایی که روی دستگاه نصب هستند.

🔸برای مثال، در برخی موارد، هماهنگی برای تحویل دستگاه از طریق تماس تلفنی یا پیامک انجام شده است. این نوع ارتباط‌ها به‌راحتی قابل ردیابی هستند و می‌توانند هم فرستنده و هم گیرنده را در معرض شناسایی قرار دهند. اما تمرکز فقط روی این مشکل کافی نیست، چون مشکل اصلی عمیق‌تر از یک اشتباه ارتباطی است.

🔸یکی از مهم‌ترین مشکلات، یک تصور اشتباه درباره استارلینک است: این‌که صرف اتصال به آن، امنیت ایجاد می‌کند. در حالی که استارلینک فقط مسیر اینترنت را تغییر می‌دهد، نه هویت کاربر را پنهان می‌کند و نه رفتارهای ناامن را بی‌اثر می‌سازد. اگر کاربرها عادت‌های اشتباه داشته باشند، این عادت‌ها می‌تواند به شناسایی منجر شود.

🔸در این میان، نقش اپلیکیشن‌ها بسیار مهم است. در بررسی‌ها مشخص شده که برخی کاربران فکر می‌کردند فقط کافی است هنگام اتصال به استارلینک از اپلیکیشن‌های ایرانی استفاده نکنند. اما واقعیت این است که مسئله فقط «استفاده نکردن» نیست، بلکه فراتر از آن، «نصب نکردن» این اپ‌هاست. وجود چنین اپلیکیشن‌هایی روی دستگاه حتی بدون استفاده مستقیم می‌تواند به جمع‌آوری اطلاعات، ثبت الگوهای رفتاری یا ایجاد سرنخ‌هایی برای شناسایی منجر شود.

🔗ادامه مطلب


💸 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊83👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۳
حقیقت و تولد همبستگی: از فرد تنها تا جامعه موازی

هاول البته در سطح فردی متوقف نمی‌ماند. یک فرد که تصمیم می‌گیرد «در حقیقت زندگی کند»، ممکن است به‌سرعت سرکوب شود. اما اگر افراد بسیاری به این انتخاب برسند، چیزی فراتر شکل می‌گیرد: حقیقت، به نیرویی اجتماعی تبدیل می‌شود. انسان‌ها می‌بینند تنها نیستند. از دل این کشف، همبستگی سر برمی‌آورد.

در این نقطه است که اندیشه هاول به مفهوم «جامعه موازی» نزدیک می‌شود، مفهومی که واسلاو بندا آن را صورت‌بندی کرده است. بندا می‌گوید مخالفان نباید همه انرژی خود را صرف نبرد مستقیم با حکومت کنند. آن‌ها باید هم‌زمان ساختارهایی مستقل از حکومت بسازند: رسانه‌های مستقل، شبکه‌های فرهنگی، انجمن‌های مدنی، حلقه‌های فکری، گروه‌های حقوق بشری، انتشارات زیرزمینی، اتحادیه‌های مستقل کارگری و شبکه‌های کمک متقابل.

هدف این ساختارها لزوماً سرنگونی فوری حکومت نیست. هدف، ایجاد فضاهایی واقعی است که مردم بتوانند در آن‌ها نوعی زندگی آزاد، صادقانه و انسانی را تمرین کنند. جامعه موازی یعنی ساختن جزایر حقیقت در دل دریایی از دروغ، کنترل و وابستگی.

در چنین نهادهایی، انسان‌ها فقط درباره تغییر آینده بحث نمی‌کنند، بلکه از همین امروز شیوه دیگری از بودن را تجربه می‌کنند: همکاری به جای ترس، گفت‌وگو به جای شعار رسمی، قانون و حق و مسئولیت به جای رابطه رعیت و حاکم. این تجربه‌های کوچک، زیرساختِ یک جامعه آزاد آینده را می‌سازد، حتی اگر هنوز ساختار سیاسی ظاهراً تغییری نکرده باشد.

بخش دوم

@Tavaana_TavaanaTech
👌2🕊2💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریه‌ای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانواده‌اش او را به اجبار به یک مرکز روان‌پزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر می‌کردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آن‌ها می‌خواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم می‌شد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان می‌دانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارش‌ها می‌گویند علت اصلی بستری‌شدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بی‌دینی بود.»

نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبه‌رو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه تصویری از چالش‌هایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بی‌دینی با آن مواجه هستند.

این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و قانونی می‌توانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که همه افراد، صرف‌نظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادی‌ترین حقوق انسانی به شمار می‌رود؛ حقی که بدون آن، امکان گفت‌وگوی آزاد و همزیستی مسالمت‌آمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/

#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍6👌21

نامه احمدرضا حائری از زندان قزلحصار: هشدار درباره موج اعدام‌ها و وضعیت ۳۵ محکوم به مرگ

احمدرضا حائری، زندانی سیاسی و از فعالان کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، در نامه‌ای از زندان قزلحصار با توصیف اعدام ۹ هم‌بند خود در ۹ ماه، شبیخون خونین دهم فروردین و نگهداری حدود ۱۸۰ بازداشتی اعتراضات دی‌ماه – از جمله ۳۵ نفر محکوم به اعدام – نسبت به شرایط غیرانسانی این زندانیان و سکوت جامعه نسبت به اعدام‌ها هشدار داد. او در این نامه از شکنجه، ضرب‌وجرح زندانیان، فشارهای تازه امنیتی به‌خاطر مخالفت با اعدام، و هم‌زمان از تأثیر جنگ، گرانی و بحران‌های منطقه‌ای بر روحیه مردم می‌نویسد و در عین حال تأکید می‌کند که امید و مطالبه دموکراسی و حقوق بشر را نباید از دست داد.

متن نوشته آقای حائری به نقل صفحه اینستاگرام ایشان را در اسلایدها بخوانید.

#احمدرضا_حائری #بیانیه #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊2
محمدرضا مرادبهروزی و همسرش سوری بابایی چگینی با پرونده‌سازی جدید به دادسرای انقلاب محمدیه احضار شدند

طبق اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، محمدرضا مرادبهروزی و همسرش، سوری بابایی چگینی، بار دیگر با تشکیل پرونده‌ای جدید از سوی نهادهای امنیتی و قضایی مواجه شده‌اند.

بر اساس این گزارش، این زوج به شعبه اول بازپرسی دادسرای انقلاب محمدیه قزوین احضار شده‌اند. اتهامات مطرح‌شده علیه آنان شامل «ارسال فیلم، تصاویر یا اطلاعات به شبکه‌ها، رسانه‌ها یا صفحات مجازی بیگانه و معاند علیه امنیت ملی» و همچنین «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای رژیم صهیونیستی، دولت‌ها، گروه‌های متخاصم یا عوامل وابسته به آن‌ها برخلاف امنیت کشور» عنوان شده است.

این احضار در حالی صورت می‌گیرد که سوری بابایی چگینی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، همچنان دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کند و از حق ملاقات نیز محروم است.

سوری بابایی چگینی، زندانی سیاسی سابق، در اواسط دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شد و به سه سال حبس محکوم شده است. با وجود آنکه وی هم‌اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود است، حالا پرونده‌سازی جدیدی علیه او و همسرش گشوده شده و این دو با اتهامات تازه‌ای روبه‌رو شده‌اند.

#سوری_بابایی_چگینی #محمدرضا_مرادبهروزی


@Tavaana_TavaanaTech
💔17
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.

مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیت‌الله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه به‌صورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرح‌شده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشاره‌ای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامه‌ای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنه‌ای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانه‌ای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردین‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.

#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
9🕊5💔3
Forwarded from گفت‌وشنود
«در سال ۲۰۱۴، مبارک بالا (Mubarak Bala)، شهروند نیجریه‌ای، آشکارا اعلام کرد که به هیچ دینی اعتقاد ندارد. او تا پیش از این مسلمان بود و برای خانواده مسلمان او این برگشت از دین یک امر ناپذیرفتنی بود. خانواده‌اش او را به اجبار به یک مرکز روان‌پزشکی منتقل کردند، شاید به این دلیل که فکر می‌کردند او دیوانه شده است. شاید هم دلیل انتقال او این بود که آن‌ها می‌خواستند او را بترسانند. یک احتمال دیگر هم می‌شد در نظر گرفت: آیا علت این بود که با چسباندن انگ دیوانگی به او، جانش را از دست مسلمانان خشمگینی که برگشت از اسلام را مساوی صدور حکم مرگ برای انسان می‌دانند نجات دهند؟ او بعدها گفت در آن بیمارستان روانی، داروهایی دریافت کرده، تهدید شده و تحت فشار قرار گرفته بود. گزارش‌ها می‌گویند علت اصلی بستری‌شدن، نه بیماری روانی، بلکه ترک اسلام و اعلام بی‌دینی بود.»

نوشتار «مبارک بالا» روایت زندگی و مبارزات یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالان حقوق ناباورمندان در آفریقا است؛ فردی که به دلیل بیان آشکار عقاید خود، با فشارهای خانوادگی، اجتماعی و قضایی روبه‌رو شد. داستان او تنها به سرگذشت یک فرد محدود نمی‌شود، بلکه تصویری از چالش‌هایی است که بسیاری از افراد در نقاط مختلف جهان به دلیل تغییر دین، ترک دین یا ابراز بی‌دینی با آن مواجه هستند.

این مطلب به اهمیت آزادی دین و باور، از جمله حق تغییر دین یا نداشتن دین، می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه محدودیت‌های فرهنگی، اجتماعی و قانونی می‌توانند زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهند. در عین حال، تجربه مبارک بالا یادآور این واقعیت است که آزادی عقیده تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که همه افراد، صرف‌نظر از باور یا ناباوری خود، از حقوق برابر برخوردار باشند.

یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این اصل است که آزادی وجدان و حق انتخاب باور، از بنیادی‌ترین حقوق انسانی به شمار می‌رود؛ حقی که بدون آن، امکان گفت‌وگوی آزاد و همزیستی مسالمت‌آمیز میان شهروندان دشوار خواهد بود.

متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:

https://dialog.tavaana.org/mubarak-bala/

#مبارک_بالا #الحاد #آتئیسم #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍116👌1
Forwarded from گفت‌وشنود
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه محبوس در زندان قم، توسط دادگاه ویژه روحانیت به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم شد.

مجتبی لطفی، از مسئولان دفتر آیت‌الله منتظری، از صدور حکم بدوی عبدالرحیم سلیمانی اردستانی به انصاف نیوز خبر داد.
به گفته وی، دادگاه ویژه روحانیت، این روحانی و پژوهشگر دینی را به شش سال حبس، پرداخت جزای نقدی و خلع لباس روحانیت محکوم کرده است.
لطفی همچنین اعلام کرده که آقای سلیمانی گفته است قصد اعتراض به این حکم را ندارد، مگر آنکه دادگاه به‌صورت علنی برگزار شود. مجتبی لطفی اظهار داشت که این پژوهشگر دینی ظاهرا در ارتباط با هشت اتهام مطرح‌شده علیه خود، محکوم شده است.
در این گزارش به جزئیات بیشتر از جمله تاریخ دقیق صدور این حکم، اشاره‌ای نشده است.
پیشتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در نامه‌ای از داخل زندان اعلام کرده بود که با اتهاماتی از جمله «تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری» (به دو شخص علی و مجتبی خامنه‌ای)، «تجمع در اعتراض به حصر میرحسین موسوی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی»، «توهین به مقدسات تشیع»، «فعالیت تبلیغی ضد نظام»، «نشر اکاذیب رایانه‌ای به قصد تشویش اذهان عمومی»، «توهین به مراجع»، «هتک حیثیت روحانیت» و «کنترل ذهن و القائات روانی» مواجه است. او همچنین از نحوه بازداشت، نگهداری در سلول انفرادی و محرومیت از ملاقات با خانواده انتقاد کرده بود.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی در ابتدای فروردین‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در روستای بالقلوه شهرستان ساوه بازداشت شد. وی پس از مدتی نگهداری در زندان لنگرود و سلول انفرادی، به زندان ساحلی قم منتقل شد.

#عبدالرحیم_سلیمانی _اردستانی #خلع_لباس #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊105💔4
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۴ 
هایدانک، منشور ۷۷ و پرسش «آزادی برای چه؟»

در این میان، لادیسلاو هایدانک تأکید می‌کند که هیچ فرد یا جامعه‌ای به‌طور مطلق مستقل نیست. پس باید پرسید: «استقلال از چه؟» و مهم‌تر از آن: «آزادی برای چه؟» اگر آزادی فقط «رهایی از» باشد و نه «آزادی برای» ارزش‌هایی چون حقیقت، عدالت و قانون، می‌تواند تهی شود و حتی به شکل تازه‌ای از سلطه بینجامد.

هایدانک یادآوری می‌کند که در سنت دموکراتیک، دولت مخلوق جامعه است، نه ارباب آن. دولت باید ابزار سامان‌دهی زندگی عمومی باشد، نه مالک زندگی مردم. اما در نظام‌های اقتدارگرا، دولت و حزب بر جامعه مسلط می‌شوند، ابتکار اجتماعی را می‌بلعند و هر فعالیت مستقل را تهدید می‌بینند. مطالبه «جامعه مستقل» در اروپای شرقی یعنی تلاش برای بازپس‌گیری جامعه از دولت.

منشور ۷۷ نمونه عملی این اندیشه است. منشور نه حزب بود، نه برنامه‌ای برای تصرف قدرت داشت. اما با تکیه بر تعهدات حقوق بشری‌ای که خود دولت پذیرفته بود، از او خواست به قوانین خودش وفادار بماند. همین مطالبه ظاهراً ساده، حکومت را روبه‌روی آینه حقیقت قرار داد.

اهمیت منشور ۷۷ فقط در متن حقوقی آن نبود، بلکه در نوع کنش آن بود: شهروندانی که از «نقش منفعل» بیرون می‌آیند و با زبان قانون، اخلاق و مسئولیت، دولت را خطاب قرار می‌دهند. هرچه افراد و گروه‌های بیشتری این مسئولیت را بپذیرند، جامعه برای مسئولیت‌های بزرگ‌تر، از جمله مسئولیت سیاسی، آماده‌تر می‌شود.

در این چارچوب، سه مفهوم به هم گره می‌خورند: زندگی در حقیقت، جامعه موازی و مسئولیت مدنی. زندگی در حقیقت، نقطه آغاز اخلاقی است؛ جامعه موازی، شکل نهادی آن است؛ مسئولیت مدنی، نیرویی است که این دو را زنده نگه می‌دارد.

بخش سوم

@Tavaana_TavaanaTech
👌5💯1