فراتر از خویش؛ تأملی در معنای انسان در روزگار استبداد
پیام همراهان
در روانشناسی انسانگرا، آبراهام مزلو از «خود شکوفایی» سخن گفت؛
مرحلهای که انسان استعدادهای درونی خود را شکوفا میکند
و به آنچه میتواند باشد، بدل میشود.
اما در جهان رنج و نابرابری، در زیست مردمان دربند،
مرتبهای والاتر از شکوفایی پدیدار میشود؛
چیزی که ویکتور فرانکل آن را از خود فراروی (Self-Transcendence) مینامد—
لحظهای که انسان از مرز خویش میگذرد و برای معنا میزید.
از خود فراروی یعنی دل سپردن به امری فراتر از امنیت و آسایش شخصی؛
یعنی ترجیح حقیقت بر مصلحت، عدالت بر بقا، و معنا بر ترس.
انسانِ فرارونده، تنها در پی کامیابی نیست؛ در پی معناست.
او خطر میکند، نه برای سود،
بلکه برای معنا بخشیدن به بودن خود.
کنشگران مدنی در ایران، چهرههای روشن این فرارویاند.
آنان که در برابر نظامی استبدادی ایستادهاند،
و بهای آزادگیشان زندان، تبعید، یا خاموشی بوده است.
آنان که به جای «نجات خویش»، وجدان جامعه شدند.
در روزگاری که سکوت، ضامن بقاست، آنان سخن گفتند؛
در زمانی که بیتفاوتی، عادت شده، آنان مسئول ماندند.
آنان از مرز فردیت گذشتهاند تا صدای جمع شوند.
از آرامش چشم پوشیدهاند تا عدالت بیدار بماند.
در وجودشان شجاعت اخلاقی با عشق به حقیقت درآمیخته است.
آنان زندهاند تا یادمان آورند:
انسان بودن یعنی فراتر رفتن از خویش.
اگر خود شکوفایی، اوج رشد فردی است،
از خود فراروی، اوج انسان بودن است.
زیرا تنها در فراروی از خویش است که انسان،
به معنا، به دیگری، و به آزادی پیوند میخورد.
✨
این یادداشت را
به همهی زندانیان سیاسیِ شریف
که در بندِ ضحاکِ زمانه گرفتارند،
با احترام، مهر و امید تقدیم میکنم.
#استبداد #زندانی_سیاسی #شهامت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پیام همراهان
در روانشناسی انسانگرا، آبراهام مزلو از «خود شکوفایی» سخن گفت؛
مرحلهای که انسان استعدادهای درونی خود را شکوفا میکند
و به آنچه میتواند باشد، بدل میشود.
اما در جهان رنج و نابرابری، در زیست مردمان دربند،
مرتبهای والاتر از شکوفایی پدیدار میشود؛
چیزی که ویکتور فرانکل آن را از خود فراروی (Self-Transcendence) مینامد—
لحظهای که انسان از مرز خویش میگذرد و برای معنا میزید.
از خود فراروی یعنی دل سپردن به امری فراتر از امنیت و آسایش شخصی؛
یعنی ترجیح حقیقت بر مصلحت، عدالت بر بقا، و معنا بر ترس.
انسانِ فرارونده، تنها در پی کامیابی نیست؛ در پی معناست.
او خطر میکند، نه برای سود،
بلکه برای معنا بخشیدن به بودن خود.
کنشگران مدنی در ایران، چهرههای روشن این فرارویاند.
آنان که در برابر نظامی استبدادی ایستادهاند،
و بهای آزادگیشان زندان، تبعید، یا خاموشی بوده است.
آنان که به جای «نجات خویش»، وجدان جامعه شدند.
در روزگاری که سکوت، ضامن بقاست، آنان سخن گفتند؛
در زمانی که بیتفاوتی، عادت شده، آنان مسئول ماندند.
آنان از مرز فردیت گذشتهاند تا صدای جمع شوند.
از آرامش چشم پوشیدهاند تا عدالت بیدار بماند.
در وجودشان شجاعت اخلاقی با عشق به حقیقت درآمیخته است.
آنان زندهاند تا یادمان آورند:
انسان بودن یعنی فراتر رفتن از خویش.
اگر خود شکوفایی، اوج رشد فردی است،
از خود فراروی، اوج انسان بودن است.
زیرا تنها در فراروی از خویش است که انسان،
به معنا، به دیگری، و به آزادی پیوند میخورد.
✨
این یادداشت را
به همهی زندانیان سیاسیِ شریف
که در بندِ ضحاکِ زمانه گرفتارند،
با احترام، مهر و امید تقدیم میکنم.
#استبداد #زندانی_سیاسی #شهامت_مدنی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17❤6
او در مخفیگاه بود...
وقتی قدرت به کام دیکتاتور زهر میشود!
پیام همراهان
در روزهایی که جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شعله میکشید،
رهبر جمهوری اسلامی برای مدتی از انظار ناپدید شد.
چند روز هیچ خبری از او نبود.
این سکوت نشان داد که قدرت ظاهری، گاهی فقط پوششی برای ترس و اضطراب است.
قدرت مطلق، نه فقط مردم را در فشار و ناامنی فرو میبرد،
بلکه خود حاکم را هم اسیر اضطراب، بیاعتمادی و فشار همیشگی میکند.
تاریخ معاصر پر است از نمونهها:
نادرشاه افشار در اوج سلطه، قربانی سوءظن نزدیکان شد.
استالین، دوستان و متحدانش را از بیم توطئه کشت و سالها در وحشت زندگی کرد.
صدام و قذافی، حتی در کاخهایشان، هر لحظه زیر سایهی تهدید و ترور بودند.
این تصویر نشان میدهد که ترس و اقتدار غیرمشروع، نه فقط مردم، بلکه خود حاکم را نیز گرفتار میکند.
قدرتی که با ترس ساخته شود، دوام نمیآورد و زهر خود را میچشد.
در جامعهای آزاد، مردم امنیت و آرامش دارند،
و حاکمان نیز از مشروعیت و آرامش روانی برخوردارند.
قدرت تقسیم میشود، خشونت و سوءظن کاهش مییابد،
و انرژی جامعه صرف رشد و پیشرفت میشود.
دیکتاتوری ممکن است مدتی اقتدار نشان دهد،
اما در پایان، زهر قدرت را خود حاکم نیز میچشد.
#دیکناتور #خامنهای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد_دینی #ولایت_فقیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی قدرت به کام دیکتاتور زهر میشود!
پیام همراهان
در روزهایی که جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل شعله میکشید،
رهبر جمهوری اسلامی برای مدتی از انظار ناپدید شد.
چند روز هیچ خبری از او نبود.
این سکوت نشان داد که قدرت ظاهری، گاهی فقط پوششی برای ترس و اضطراب است.
قدرت مطلق، نه فقط مردم را در فشار و ناامنی فرو میبرد،
بلکه خود حاکم را هم اسیر اضطراب، بیاعتمادی و فشار همیشگی میکند.
تاریخ معاصر پر است از نمونهها:
نادرشاه افشار در اوج سلطه، قربانی سوءظن نزدیکان شد.
استالین، دوستان و متحدانش را از بیم توطئه کشت و سالها در وحشت زندگی کرد.
صدام و قذافی، حتی در کاخهایشان، هر لحظه زیر سایهی تهدید و ترور بودند.
این تصویر نشان میدهد که ترس و اقتدار غیرمشروع، نه فقط مردم، بلکه خود حاکم را نیز گرفتار میکند.
قدرتی که با ترس ساخته شود، دوام نمیآورد و زهر خود را میچشد.
در جامعهای آزاد، مردم امنیت و آرامش دارند،
و حاکمان نیز از مشروعیت و آرامش روانی برخوردارند.
قدرت تقسیم میشود، خشونت و سوءظن کاهش مییابد،
و انرژی جامعه صرف رشد و پیشرفت میشود.
دیکتاتوری ممکن است مدتی اقتدار نشان دهد،
اما در پایان، زهر قدرت را خود حاکم نیز میچشد.
#دیکناتور #خامنهای #نه_به_جمهورى_اسلامى #استبداد_دینی #ولایت_فقیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28❤12👌2🕊1