This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکاتی درباره تبعید زندانیان سیاسی و عقیدتی
آیا تبعید زندانیان سیاسی و عقیدتی، قانونی است؟
امیرسالار داودی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، در این باره توضیح میدهد.
این بخشی از برنامه «زندان در ایران در هفتهای که گذشت» است که ۸ فروردین ۱۴۰۱ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شده بود.
سایت:
https://tavaana.org/exileprisoners/
یوتیوب:
https://youtu.be/igQA02n3G6Y
#یاری_حقوقی_توانا #زندانیان_سیاسی #سعید_ماسوری
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
آیا تبعید زندانیان سیاسی و عقیدتی، قانونی است؟
امیرسالار داودی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، در این باره توضیح میدهد.
این بخشی از برنامه «زندان در ایران در هفتهای که گذشت» است که ۸ فروردین ۱۴۰۱ در اتاق آموزشکده توانا در کلابهاوس برگزار شده بود.
سایت:
https://tavaana.org/exileprisoners/
یوتیوب:
https://youtu.be/igQA02n3G6Y
#یاری_حقوقی_توانا #زندانیان_سیاسی #سعید_ماسوری
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤2
سعید مدنی، جامعهشناس محبوس در زندان دماوند، در نامهای از سیاست هستهای جمهوری اسلامی انتقاد کرد و گفت پروژه حدودا ۳۰ ساله غنیسازی اورانیوم در خاک ایران «اساسا موضوعیت نداشته و ندارد».
مدنی در این نامه که با عنوان «خشت کج غنیسازی و مساله ایران فردا» یکشنبه دوم شهریور منتشر شد، نوشت:
«غنیسازی اورانیوم پیش از ساخت نیروگاه اتمی، ظاهراً شیپور زدن از دهانه گشاد است؛ بنابراین مثل معروف «چاه را نکنده، منار را دزدیدهاند» است. اگرچه هیچ گزارش رسمی از هزینههای پروژه غنیسازی ایران از گذشته تا امروز منتشر نشده و به سختی میتوان در این مورد اظهار نظر کرد، اما برخی برآوردها هزینه پروژه غنیسازی ایران را از گذشته تا امروز با دست کم معادل یک سال فروش نفت و بیشتر برآورد کردهاند.»
آقای مدنی همچنین نوشت:
«اینکه سه دهه پیش یا حتی قبل از آن بر چه مبنا و اساس تصمیم به چنین سرمایهگذاری عظیمی از منابع ملی شده؟ چه کسی یا کسانی آن را کارشناسی کردهاند؟ و چه مرجعی آن را تصویب کرده؟ سوالاتی ملی است که بعید است به این زودی به آنها پاسخ داده شود، اما بعید است در آن زمان ارزیابی دقیقی از هزینه-فایده این پروژه به عمل آمده باشد یا اساساً نسبت آن با توسعه کشور تبیین شده باشد.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اینکه «با هیچ فهمی از توسعه (لااقل در طیف دیدگاههایی که طی سه دهه گذشته و پس از جنگ در نظام حکمرانی مطرح بودهاند) نمیتوان جایگاه روشنی برای پروژه غنیسازی تعریف کرد، گویی مسئولان و تصمیمگیرندگان پروژه اساساً یا درکی از توسعه نداشتهاند یا الزامی به برقراری پیوند بین این پروژه عظیم و برنامه توسعه نمیدیدهاند.» تاکید کرد «این حق ملت ایران بوده و است تا علل و توجیهات چنین سرمایهگذاری عظیمی از منابع ملی را بدانند، به ویژه آنکه این پروژه نه تنها نفعی عاید ملت نکرده بلکه روز به روز زیان حاصل از آن انباشته شدهاست.»
این زندانی سیاسی افزود: «در حالی که ایران فعلاً جز نیروگاه بوشهر پروژه جدی دیگری برای ساخت نیروگاه ندارد و لذا سهم انرژی هستهای در سبد انرژی ایران ۷/۱ درصد و بسیار پایینتر از میانگین جهانی است و اساساً منابع محدود کنونی امکان چنین سرمایهگذاری را منتفی میسازد، بنابرین پروژه حدود سی ساله غنیسازی برای استفاده صلحآمیز در آینده نامعلوم اساساً موضوعیت نداشته و ندارد.
گویی در کشوری فرضی در حالی که اساساً تولید دام ممکن نیست یا در دستور کار قرار ندارد، دستور ساخت کشتارگاههای بزرگ دام دهند، با این استدلال که روزی بلاخره دام پرورش خواهند داد.»
مدنی در ادامه به هزینههای پروژه هستهای اشاره کرد و نوشت: «هزینههای غیرمستقیم پروژه غنیسازی بسیار بیشتر از هزینه مستقیم آن بوده؛ یعنی هزینه نزدیک به سی سال تحریم ناشی از پروژه غنیسازی که در نزدیک به دو دهه خیر بسیار افزایش یافته و تقریباً اجماع اقتصاددانان، آن را یکی از عوامل اصلی عقب ماندن ایران از مسیر توسعه و حتی بخش بزرگی از نابسامانیها در اقتصاد امروز میدانند.
علاوه بر خسارات حاصل از جنگ اخیر، ضربات پی در پی اسرائیل پیش از جنگ برای به تعویق انداختن پروژه را نیز باید به فهرست هزینههای غیر مستقیم افزود. در برابر این هزینههای سرسام آور و هدر رفت منابع ملی در ستون فایده پروژه غنیسازی چه چیز را میتوان فهرست کرد؟»
سعید مدنی، در این یادداشت با طرح سوالاتی ناکارآمدی پروژه هستهای و دستاوردهای ناچیز آن را به چالش کشید:
«نزدیک به ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد و صدها کیلو اورانیوم با غنای کمتر. این منابع کدامیک از زخمهای عمیق اقتصاد و اجتماع رنجور ایران را درمان خواهد کرد؟ آیا با همه این ذخایر میتوان یک لامپ را روشن کرد و به خانهای نعمت برق داد؟ آیا با دهها برابر افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده میتوان منابعی برای قدری کاهش فقر نزدیک به نیمی از جمعیت کشور فراهم کرد؟ آیا به اتکای این ذخایر میتوان یک درصد از تورم ۴۰ درصدی را کاست؟
در تبلیغات رسمی عموماً به ساخت رادیو داروها و همینطور بهرهبرداری از انرژی اتمی در اصلاح نباتات اشاره میشود. سوال مهم آن است که آیا بدون هزینه کرد کلان میلیاردی پروژه غنیسازی و حجم عظیم خسارات ناشی از پروژه امکان دستیابی به چنین محصولاتی نبود؟ اساساً فرض کنید مثل گذشته بنابر آن میشد که همه محصولات مورد اشاره از خارج کشور خریداری شود، در این صورت آیا هزینه سالیانه خریداری آنها بیشتر از چند میلیون دلار میشد؟ در این صورت چگونه میتوان آن هزینه سرسام آور و میلیاردی پروژه غنیسازی را با حداکثر چند میلیون دلار محصول کنونی توضیح داد. واقعیت آن است که هیچ توجیه اقتصادی برای هزینه های پروژه غنیسازی نه در گذشته وجود داشته و نه در حال حاضر وجود دارد.»
متن کامل:
https://shorturl.at/djghd
#سعید_مدنی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مدنی در این نامه که با عنوان «خشت کج غنیسازی و مساله ایران فردا» یکشنبه دوم شهریور منتشر شد، نوشت:
«غنیسازی اورانیوم پیش از ساخت نیروگاه اتمی، ظاهراً شیپور زدن از دهانه گشاد است؛ بنابراین مثل معروف «چاه را نکنده، منار را دزدیدهاند» است. اگرچه هیچ گزارش رسمی از هزینههای پروژه غنیسازی ایران از گذشته تا امروز منتشر نشده و به سختی میتوان در این مورد اظهار نظر کرد، اما برخی برآوردها هزینه پروژه غنیسازی ایران را از گذشته تا امروز با دست کم معادل یک سال فروش نفت و بیشتر برآورد کردهاند.»
آقای مدنی همچنین نوشت:
«اینکه سه دهه پیش یا حتی قبل از آن بر چه مبنا و اساس تصمیم به چنین سرمایهگذاری عظیمی از منابع ملی شده؟ چه کسی یا کسانی آن را کارشناسی کردهاند؟ و چه مرجعی آن را تصویب کرده؟ سوالاتی ملی است که بعید است به این زودی به آنها پاسخ داده شود، اما بعید است در آن زمان ارزیابی دقیقی از هزینه-فایده این پروژه به عمل آمده باشد یا اساساً نسبت آن با توسعه کشور تبیین شده باشد.»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اینکه «با هیچ فهمی از توسعه (لااقل در طیف دیدگاههایی که طی سه دهه گذشته و پس از جنگ در نظام حکمرانی مطرح بودهاند) نمیتوان جایگاه روشنی برای پروژه غنیسازی تعریف کرد، گویی مسئولان و تصمیمگیرندگان پروژه اساساً یا درکی از توسعه نداشتهاند یا الزامی به برقراری پیوند بین این پروژه عظیم و برنامه توسعه نمیدیدهاند.» تاکید کرد «این حق ملت ایران بوده و است تا علل و توجیهات چنین سرمایهگذاری عظیمی از منابع ملی را بدانند، به ویژه آنکه این پروژه نه تنها نفعی عاید ملت نکرده بلکه روز به روز زیان حاصل از آن انباشته شدهاست.»
این زندانی سیاسی افزود: «در حالی که ایران فعلاً جز نیروگاه بوشهر پروژه جدی دیگری برای ساخت نیروگاه ندارد و لذا سهم انرژی هستهای در سبد انرژی ایران ۷/۱ درصد و بسیار پایینتر از میانگین جهانی است و اساساً منابع محدود کنونی امکان چنین سرمایهگذاری را منتفی میسازد، بنابرین پروژه حدود سی ساله غنیسازی برای استفاده صلحآمیز در آینده نامعلوم اساساً موضوعیت نداشته و ندارد.
گویی در کشوری فرضی در حالی که اساساً تولید دام ممکن نیست یا در دستور کار قرار ندارد، دستور ساخت کشتارگاههای بزرگ دام دهند، با این استدلال که روزی بلاخره دام پرورش خواهند داد.»
مدنی در ادامه به هزینههای پروژه هستهای اشاره کرد و نوشت: «هزینههای غیرمستقیم پروژه غنیسازی بسیار بیشتر از هزینه مستقیم آن بوده؛ یعنی هزینه نزدیک به سی سال تحریم ناشی از پروژه غنیسازی که در نزدیک به دو دهه خیر بسیار افزایش یافته و تقریباً اجماع اقتصاددانان، آن را یکی از عوامل اصلی عقب ماندن ایران از مسیر توسعه و حتی بخش بزرگی از نابسامانیها در اقتصاد امروز میدانند.
علاوه بر خسارات حاصل از جنگ اخیر، ضربات پی در پی اسرائیل پیش از جنگ برای به تعویق انداختن پروژه را نیز باید به فهرست هزینههای غیر مستقیم افزود. در برابر این هزینههای سرسام آور و هدر رفت منابع ملی در ستون فایده پروژه غنیسازی چه چیز را میتوان فهرست کرد؟»
سعید مدنی، در این یادداشت با طرح سوالاتی ناکارآمدی پروژه هستهای و دستاوردهای ناچیز آن را به چالش کشید:
«نزدیک به ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد و صدها کیلو اورانیوم با غنای کمتر. این منابع کدامیک از زخمهای عمیق اقتصاد و اجتماع رنجور ایران را درمان خواهد کرد؟ آیا با همه این ذخایر میتوان یک لامپ را روشن کرد و به خانهای نعمت برق داد؟ آیا با دهها برابر افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده میتوان منابعی برای قدری کاهش فقر نزدیک به نیمی از جمعیت کشور فراهم کرد؟ آیا به اتکای این ذخایر میتوان یک درصد از تورم ۴۰ درصدی را کاست؟
در تبلیغات رسمی عموماً به ساخت رادیو داروها و همینطور بهرهبرداری از انرژی اتمی در اصلاح نباتات اشاره میشود. سوال مهم آن است که آیا بدون هزینه کرد کلان میلیاردی پروژه غنیسازی و حجم عظیم خسارات ناشی از پروژه امکان دستیابی به چنین محصولاتی نبود؟ اساساً فرض کنید مثل گذشته بنابر آن میشد که همه محصولات مورد اشاره از خارج کشور خریداری شود، در این صورت آیا هزینه سالیانه خریداری آنها بیشتر از چند میلیون دلار میشد؟ در این صورت چگونه میتوان آن هزینه سرسام آور و میلیاردی پروژه غنیسازی را با حداکثر چند میلیون دلار محصول کنونی توضیح داد. واقعیت آن است که هیچ توجیه اقتصادی برای هزینه های پروژه غنیسازی نه در گذشته وجود داشته و نه در حال حاضر وجود دارد.»
متن کامل:
https://shorturl.at/djghd
#سعید_مدنی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22❤4
تکمیلی:
فرماندار مشهد به «ایسنا» گفته است: «تا کنون هیچ گزارشی درباره حمله به سعید طوسی به نهادهای انتظامی و امنیتی استان نرسیده»
از ساعاتی پیش اخباری مبنی بر حمله با سلاح گرم به طوسی منتشر شد. دقایقی پیش هم روزنامه «خراسان» نوشت:
«در ساعات اولیه روز جمعه سعید طوسی در حوالی وکیل آباد مشهد مورد سوء قصد قرار گرفت. وی در ساعات اولیه امروز در شهر مشهد توسط افراد ناشناس به وسیله اسلحه گرم مورد حمله قرار گرفته.»
در ادامه این روزنامه تایید میکند که حال این قاری قرآن مورد حمایت خامنهای «وخیم» گزارش شده است.
سعید طوسی، در سالهای گذشته بارها به اتهام «ارتکاب به ارتباطات ناسالم با نوجوانان» متهم شد که با وجود صدور قرار مجرمیت به اتهام «تشویق به فساد» مورد حمایت شخص خامنهای قرار گرفت و با نفوذ «بیترهبری» تبرئه شد.
فراموش نکنیم چه کسی سعید طوسی را از محاکمه رهانید.
این رهبر جمهوری اسلامی بود که اجازه دادگاهیشدن یک متجاوز جنسی به کودکان را نداد.
#یاری_مدنی_توانا #سعید_طوسی #تجاوزجنسی #کودکان
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
فرماندار مشهد به «ایسنا» گفته است: «تا کنون هیچ گزارشی درباره حمله به سعید طوسی به نهادهای انتظامی و امنیتی استان نرسیده»
از ساعاتی پیش اخباری مبنی بر حمله با سلاح گرم به طوسی منتشر شد. دقایقی پیش هم روزنامه «خراسان» نوشت:
«در ساعات اولیه روز جمعه سعید طوسی در حوالی وکیل آباد مشهد مورد سوء قصد قرار گرفت. وی در ساعات اولیه امروز در شهر مشهد توسط افراد ناشناس به وسیله اسلحه گرم مورد حمله قرار گرفته.»
در ادامه این روزنامه تایید میکند که حال این قاری قرآن مورد حمایت خامنهای «وخیم» گزارش شده است.
سعید طوسی، در سالهای گذشته بارها به اتهام «ارتکاب به ارتباطات ناسالم با نوجوانان» متهم شد که با وجود صدور قرار مجرمیت به اتهام «تشویق به فساد» مورد حمایت شخص خامنهای قرار گرفت و با نفوذ «بیترهبری» تبرئه شد.
فراموش نکنیم چه کسی سعید طوسی را از محاکمه رهانید.
این رهبر جمهوری اسلامی بود که اجازه دادگاهیشدن یک متجاوز جنسی به کودکان را نداد.
#یاری_مدنی_توانا #سعید_طوسی #تجاوزجنسی #کودکان
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍48❤5🕊3
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سعید طوسی، قاری قرآن مورد علاقه علی خامنهای و متهم به آزار جنسی کودکان، در یک مصاحبه گفت: «من با حکم قوه قضاییه تبرئه شدم ولی صداوسیما هنوز تلاوتهای من را پخش نمیکند.»
من از خودم در حضور قاضی دفاع کردم و حکم تبرئه من اعلام شد.
اگر بنده گناهکار بودم، حکم تبرئه بنده صادر نمیشد.
صداوسیما ۹ سال است که من را ممنوعالتصویر کردهاست، خود این اقدام صحه گذاشتن بر اتهام نسبت داده شده به من است.
طی روزهای گذشته حکم صادره مربوط به پرونده «رضا ثقتی»، مدیرکل پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان که بهاتهام رابطه جنسی با یک مرد که دادگاه اقدام او را در حد «لواط تفخیذی» دانست، مورد توجه افکار عمومی و در شبکه های اجتماعی پر بحث بود.
#سعید_طوسی #رضا_ثقتی #لواط #علی_خامنه_ای #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سعید طوسی، قاری قرآن مورد علاقه علی خامنهای و متهم به آزار جنسی کودکان، در یک مصاحبه گفت: «من با حکم قوه قضاییه تبرئه شدم ولی صداوسیما هنوز تلاوتهای من را پخش نمیکند.»
من از خودم در حضور قاضی دفاع کردم و حکم تبرئه من اعلام شد.
اگر بنده گناهکار بودم، حکم تبرئه بنده صادر نمیشد.
صداوسیما ۹ سال است که من را ممنوعالتصویر کردهاست، خود این اقدام صحه گذاشتن بر اتهام نسبت داده شده به من است.
طی روزهای گذشته حکم صادره مربوط به پرونده «رضا ثقتی»، مدیرکل پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان که بهاتهام رابطه جنسی با یک مرد که دادگاه اقدام او را در حد «لواط تفخیذی» دانست، مورد توجه افکار عمومی و در شبکه های اجتماعی پر بحث بود.
#سعید_طوسی #رضا_ثقتی #لواط #علی_خامنه_ای #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👎15😍7❤2
سعید ماسوری:
بابک شهبازی در اثر یک پرونده جعلی و ساختگی اعدام شد
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که از دی ماه ۱۳۷۹ بدون یک روز مرخصی در زندان است و در طی این مدت شاهد اعدام بسیاری از همبندیهای خود بوده است، طی نامهای در واکنش به اعدام بابک شهبازی، آن را در تداوم «اعدام برای بقا» تحلیل کرد و در اثر یک پرونده با مستندات جعلی و اتهامات ساختگی دانست.
متن این نامه به شرح زیر است:
«باز هم همان احساس!!!
پیشتر در نوشتهای شرایط جنایت “شنبه خونین” ۴ مرداد ۱۴۰۴ را نوشته بودم که با اعدام زندهیادان مهدی حسنی و بهروز احسانی و بعد هم تبعید خودم به زاهدان مصادف شد و در آن نوشته شرایط هولناک سلولهای انفرادی و شرایط محکومان به اعدام را توضیح دادم (اگرچه بسیار ناقص و قطعاً نارسا به نسبت اصل آنچه که رخ میدهد) لذا وقتی شنیدم که مهدی و بهروز را همان شب اعدام کردهاند خدا را شکر کردم که بیش از یک شب آن شکنجهگاه را تجربه نکردند و اینبار در مورد زندهیاد بابک شهبازی نیز چنین احساسی داشتم، بهویژه اینکه خانواده بابک در همان روز و پشت درِ زندان حضور داشتند و این عمق جنایت را صد چندان میکرد.
ضمن صمیمانهترین همدردی و تسلیت به خانواده بابک، قصدم این بود که بدانند در تحمل این فاجعه تنها نبودند و ما همبندیان او هم در کنار آنها بودیم و خواهیم بود. در جنایت پیشین، بهخاطر رگبار و تسلسلی از فجایع، شاید اصل فاجعه پوشیدهتر ماند ولی با اعدام جنایتکارانه بابک بار دیگر ریشه غیرحقوقی و جنایتکارانه “اعدام برای بقا” را دیدم که به قول نوید افکاری تنها برای طنابهای دارشان سراغ گردنهایی میگردند والا نه فقط اتهامات و مستندات پرونده به وضوح جعلی و ساختگی بود بلکه زندگی نزدیک و روزمره و لحظهبهلحظه با او برای همه ما همبندیانش کمترین شبههای باقی نگذاشت که هر آنچه به او منسوب میکردند جز دروغ محض، تهمت و افترا چیز دیگری نبود و بابک حقیقتاً دغدغه وطن خود را داشت و عاشق آن بود و این را دوستان، همبندیان و خانواده او هم بهخوبی و یقیناً میدانستند.
در انتها باید خاطرنشان کرد که اگرچه “اعدام” به واسطه قضائیه خیانتکار و قاضی صلواتی رقم خورد ولی زندان قزلحصار هم با فریب و نیرنگ و صحنهسازیهای دروغین آتش بیشتری بر جگر سوخته ما نهاد و حتی فرجهای چند دقیقهای برای وداع و خداحافظی با دوستان، همبندیان و حتی خانوادهاش را هم ندادند درحالی که سوگند یاد میکردند که اگر هر ابلاغیه و حکم و یا هر دستور جابهجایی را طبق روال قانونی و بدون کمترین نیرنگ و فریب، صراحتاً به زندانیان خواهیم گفت… ولی باز هم جنایت با رذیلانهترین و بزدلانهترین شکل ناجوانمردی انجام شد!!!
اما بدون شک جوشش خونهای به ناحق ریخته شده گریبان مسببان آن را خواهد گرفت و این وعده الهی است.
در آخر باز هم صمیمانهترین همدردی و تسلیت را به خانواده ایشان ابراز میکنیم و شجاعت و استواری خانواده را حتی بعد از اجرای حکم اعدام در بیان واقعیت و افشای جنایت میستاییم.
سعید ماسوری
شهریور ۱۴۰۴
زندان قزلحصار»
لازم به ذکر است، پیکر بابک شهبازی، ساعتی پیش با حضور اعضای خانواده، در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد و فرزندان او برای آخربن بار چهره مهربان پدرشان را دیدند.
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #بیانیه #سعید_ماسوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بابک شهبازی در اثر یک پرونده جعلی و ساختگی اعدام شد
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که از دی ماه ۱۳۷۹ بدون یک روز مرخصی در زندان است و در طی این مدت شاهد اعدام بسیاری از همبندیهای خود بوده است، طی نامهای در واکنش به اعدام بابک شهبازی، آن را در تداوم «اعدام برای بقا» تحلیل کرد و در اثر یک پرونده با مستندات جعلی و اتهامات ساختگی دانست.
متن این نامه به شرح زیر است:
«باز هم همان احساس!!!
پیشتر در نوشتهای شرایط جنایت “شنبه خونین” ۴ مرداد ۱۴۰۴ را نوشته بودم که با اعدام زندهیادان مهدی حسنی و بهروز احسانی و بعد هم تبعید خودم به زاهدان مصادف شد و در آن نوشته شرایط هولناک سلولهای انفرادی و شرایط محکومان به اعدام را توضیح دادم (اگرچه بسیار ناقص و قطعاً نارسا به نسبت اصل آنچه که رخ میدهد) لذا وقتی شنیدم که مهدی و بهروز را همان شب اعدام کردهاند خدا را شکر کردم که بیش از یک شب آن شکنجهگاه را تجربه نکردند و اینبار در مورد زندهیاد بابک شهبازی نیز چنین احساسی داشتم، بهویژه اینکه خانواده بابک در همان روز و پشت درِ زندان حضور داشتند و این عمق جنایت را صد چندان میکرد.
ضمن صمیمانهترین همدردی و تسلیت به خانواده بابک، قصدم این بود که بدانند در تحمل این فاجعه تنها نبودند و ما همبندیان او هم در کنار آنها بودیم و خواهیم بود. در جنایت پیشین، بهخاطر رگبار و تسلسلی از فجایع، شاید اصل فاجعه پوشیدهتر ماند ولی با اعدام جنایتکارانه بابک بار دیگر ریشه غیرحقوقی و جنایتکارانه “اعدام برای بقا” را دیدم که به قول نوید افکاری تنها برای طنابهای دارشان سراغ گردنهایی میگردند والا نه فقط اتهامات و مستندات پرونده به وضوح جعلی و ساختگی بود بلکه زندگی نزدیک و روزمره و لحظهبهلحظه با او برای همه ما همبندیانش کمترین شبههای باقی نگذاشت که هر آنچه به او منسوب میکردند جز دروغ محض، تهمت و افترا چیز دیگری نبود و بابک حقیقتاً دغدغه وطن خود را داشت و عاشق آن بود و این را دوستان، همبندیان و خانواده او هم بهخوبی و یقیناً میدانستند.
در انتها باید خاطرنشان کرد که اگرچه “اعدام” به واسطه قضائیه خیانتکار و قاضی صلواتی رقم خورد ولی زندان قزلحصار هم با فریب و نیرنگ و صحنهسازیهای دروغین آتش بیشتری بر جگر سوخته ما نهاد و حتی فرجهای چند دقیقهای برای وداع و خداحافظی با دوستان، همبندیان و حتی خانوادهاش را هم ندادند درحالی که سوگند یاد میکردند که اگر هر ابلاغیه و حکم و یا هر دستور جابهجایی را طبق روال قانونی و بدون کمترین نیرنگ و فریب، صراحتاً به زندانیان خواهیم گفت… ولی باز هم جنایت با رذیلانهترین و بزدلانهترین شکل ناجوانمردی انجام شد!!!
اما بدون شک جوشش خونهای به ناحق ریخته شده گریبان مسببان آن را خواهد گرفت و این وعده الهی است.
در آخر باز هم صمیمانهترین همدردی و تسلیت را به خانواده ایشان ابراز میکنیم و شجاعت و استواری خانواده را حتی بعد از اجرای حکم اعدام در بیان واقعیت و افشای جنایت میستاییم.
سعید ماسوری
شهریور ۱۴۰۴
زندان قزلحصار»
لازم به ذکر است، پیکر بابک شهبازی، ساعتی پیش با حضور اعضای خانواده، در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد و فرزندان او برای آخربن بار چهره مهربان پدرشان را دیدند.
#بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #بیانیه #سعید_ماسوری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤23💔14🕊2
سی و یکم شهریور؛ تولدی که سه دهه است با دلتنگی گره خورده ، سعید زینالی فرزند گمشدهای که مادر هنوز چشمبهراه اوست.
۳۱ شهریور، زادروز سعید زینالی است؛ روزی که باید پر از خنده و شادی باشد، اما بیش از سه دهه است که این روز با اشک و دلتنگی گره خورده است. روزی که مادر، پدر و خانوادهاش باید در کنار او جشن میگرفتند، حالا یادآور نبودنش، سکوت بیرحم خانهها و قلبهایی است که هنوز جای خالیاش را حس میکنند.
سعید زینالی، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران در رشته مهندسی کامپیوتر، با قلبی روشن و آرزوهایی بزرگ برای آینده، در ۲۳ تیر ۱۳۷۸ در جریان اعتراضات دانشجویی موسوم به «کوی دانشگاه» در خانهاش بازداشت شد و از آن روز تاکنون هیچ خبری از او در دست نیست. تنها یک تماس کوتاه با خانوادهاش برقرار شد و پس از آن، سکوتی عمیق جای خندهها و حضورش را گرفت.
مادر مهربان و داغدارش، بانو اکرم نقابی، بیش از ۲۶ سال است که هر روز با اشک و امید، با قلبی پاره و روحی خسته، به دنبال حقیقت و فرزندش میگردد. ۲۶ سال انتظار، ۲۶ سال درد و ۲۶ سال نگاه به هر کوچه و هر درگاه که شاید نشانی از او باشد. مادری که حتی خواسته است اگر فرزندش دیگر در میان ما نیست، حداقل محل آرامگاه او را بداند تا بتواند با آرامش، خاطرهاش را در آغوش گیرد.
امروز، تولد سعید زینالی با خاطرهها و امید به عدالت گرامی داشته میشود، با قلبهایی که هنوز برای او میتپند و با یادش که هیچگاه فراموش نمیشود. نبودنش زخمی است که هرگز کهنه نمیشود، اما یاد و نامش همچنان روشن و جاودانه است.
سعید جان، هر سال که میگذرد، نبودت بیشتر حس میشود، اما یاد تو، مظلومیتت و دلی که برایت میتپد، هرگز خاموش نخواهد شد. تولدت مبارک، ای فرزند گمشدهای که مادر هنوز به دنبال استخوانهایت است، به دنبال هر نشانی از تو، به دنبال حقیقتی که باید روشن شود…
و ما امیدواریم روزی فرا برسد که پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، سعید زینالی در زندان باشد و دوباره به آغوش مادر و خانوادهاش بازگردد.
نوشته مسعود علیزاده
masoudalizadeh___✍️
#کوی_دانشگاه_۷۸
#سعید_زینالی_کجاست
#اکرم_نقابی
#زادروز
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۳۱ شهریور، زادروز سعید زینالی است؛ روزی که باید پر از خنده و شادی باشد، اما بیش از سه دهه است که این روز با اشک و دلتنگی گره خورده است. روزی که مادر، پدر و خانوادهاش باید در کنار او جشن میگرفتند، حالا یادآور نبودنش، سکوت بیرحم خانهها و قلبهایی است که هنوز جای خالیاش را حس میکنند.
سعید زینالی، دانشجوی ۲۳ ساله دانشگاه تهران در رشته مهندسی کامپیوتر، با قلبی روشن و آرزوهایی بزرگ برای آینده، در ۲۳ تیر ۱۳۷۸ در جریان اعتراضات دانشجویی موسوم به «کوی دانشگاه» در خانهاش بازداشت شد و از آن روز تاکنون هیچ خبری از او در دست نیست. تنها یک تماس کوتاه با خانوادهاش برقرار شد و پس از آن، سکوتی عمیق جای خندهها و حضورش را گرفت.
مادر مهربان و داغدارش، بانو اکرم نقابی، بیش از ۲۶ سال است که هر روز با اشک و امید، با قلبی پاره و روحی خسته، به دنبال حقیقت و فرزندش میگردد. ۲۶ سال انتظار، ۲۶ سال درد و ۲۶ سال نگاه به هر کوچه و هر درگاه که شاید نشانی از او باشد. مادری که حتی خواسته است اگر فرزندش دیگر در میان ما نیست، حداقل محل آرامگاه او را بداند تا بتواند با آرامش، خاطرهاش را در آغوش گیرد.
امروز، تولد سعید زینالی با خاطرهها و امید به عدالت گرامی داشته میشود، با قلبهایی که هنوز برای او میتپند و با یادش که هیچگاه فراموش نمیشود. نبودنش زخمی است که هرگز کهنه نمیشود، اما یاد و نامش همچنان روشن و جاودانه است.
سعید جان، هر سال که میگذرد، نبودت بیشتر حس میشود، اما یاد تو، مظلومیتت و دلی که برایت میتپد، هرگز خاموش نخواهد شد. تولدت مبارک، ای فرزند گمشدهای که مادر هنوز به دنبال استخوانهایت است، به دنبال هر نشانی از تو، به دنبال حقیقتی که باید روشن شود…
و ما امیدواریم روزی فرا برسد که پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، سعید زینالی در زندان باشد و دوباره به آغوش مادر و خانوادهاش بازگردد.
نوشته مسعود علیزاده
masoudalizadeh___✍️
#کوی_دانشگاه_۷۸
#سعید_زینالی_کجاست
#اکرم_نقابی
#زادروز
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#علیه_فراموشی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔48❤5🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام سعید مطهری، معلم اخراجی اسفراین در آغاز سال تحصیلی: «به مردم بپیوندید و در برقراری حکومتی دموکراتیک تلاش کنید»
سعید مطهری، دبیر سابق دبیرستانهای شهرستان اسفراین در خراسان شمالی، به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید پیامی ویدیویی منتشر کرده است. او سخنانش را با عبارت «به نام مهر، اولین ماه بهار آگاهی» آغاز میکند و خطاب به دانشآموزان و همکاران فرهنگی میگوید:
«همه با هم عهد میبندیم که از هیچ کوششی در راه ارتقاء سطح آگاهی خود و دیگران دریغ نورزیم. آشنا کردن جامعه با مفاهیم دموکراسی و حکومتهای مردمسالار رسالتی ملی بر دوش ماست.»
مطهری در ادامه تأکید میکند که «دموکراسی و حکومتهای دموکراتیک به رایگان در اختیار هیچ کشوری قرار داده نمیشوند» و درباره دشواریهای تحقق آن در ایران میگوید:
«ایران در استراتژیکترین نقطه جهان قرار دارد. برقراری یک حکومت دموکراتیک در قلب خاورمیانه موجب ثبات در منطقه میشود؛ امری که نه به سود فروشندگان اسلحه است و نه خوشایند حکومتهای غیردموکراتیک همسایه.»
او در پایان سخنانش خطاب به حاکمیت میگوید:
«بهترین راه برای نجات مردم و نجات خودتان، پیوستن به مردم دموکراسیخواه ایران و ساختن راه سوم است. به مردم بپیوندید و در برقراری حکومتی دموکراتیک بکوشید؛ که این خود نیازمند فکری مدبرانه و نرمشی قهرمانانه است.»
- سعید مطهری از معلمان باسابقه اسفراین بود که در ۲۳ مهر ۱۴۰۱، در اعتراض به «حضور نیروهای سرکوب در مدارس و کشتار دانشآموزان معترض»، اعلام کرد دیگر به مدرسه نخواهد رفت.
او پس از احضار به هیأت تخلفات اداری آموزشوپرورش، در پاسخ به اتهاماتش نوشت:
«آنکه باید از خودش دفاع کند، شما هستید.»
مطهری که نزدیک به ۲۵ سال سابقه خدمت داشت، پیش از رسیدن به بازنشستگی، به اجبار بازخرید و از کار اخراج شد. او اکنون در شهر اسفراین مغازه کوچکی دارد.
#سعید_مطهری #اسفراین #آزادی_آموزش #یاری_مدنی_توانا #آگاهی_اجتماعی #دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
سعید مطهری، دبیر سابق دبیرستانهای شهرستان اسفراین در خراسان شمالی، به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید پیامی ویدیویی منتشر کرده است. او سخنانش را با عبارت «به نام مهر، اولین ماه بهار آگاهی» آغاز میکند و خطاب به دانشآموزان و همکاران فرهنگی میگوید:
«همه با هم عهد میبندیم که از هیچ کوششی در راه ارتقاء سطح آگاهی خود و دیگران دریغ نورزیم. آشنا کردن جامعه با مفاهیم دموکراسی و حکومتهای مردمسالار رسالتی ملی بر دوش ماست.»
مطهری در ادامه تأکید میکند که «دموکراسی و حکومتهای دموکراتیک به رایگان در اختیار هیچ کشوری قرار داده نمیشوند» و درباره دشواریهای تحقق آن در ایران میگوید:
«ایران در استراتژیکترین نقطه جهان قرار دارد. برقراری یک حکومت دموکراتیک در قلب خاورمیانه موجب ثبات در منطقه میشود؛ امری که نه به سود فروشندگان اسلحه است و نه خوشایند حکومتهای غیردموکراتیک همسایه.»
او در پایان سخنانش خطاب به حاکمیت میگوید:
«بهترین راه برای نجات مردم و نجات خودتان، پیوستن به مردم دموکراسیخواه ایران و ساختن راه سوم است. به مردم بپیوندید و در برقراری حکومتی دموکراتیک بکوشید؛ که این خود نیازمند فکری مدبرانه و نرمشی قهرمانانه است.»
- سعید مطهری از معلمان باسابقه اسفراین بود که در ۲۳ مهر ۱۴۰۱، در اعتراض به «حضور نیروهای سرکوب در مدارس و کشتار دانشآموزان معترض»، اعلام کرد دیگر به مدرسه نخواهد رفت.
او پس از احضار به هیأت تخلفات اداری آموزشوپرورش، در پاسخ به اتهاماتش نوشت:
«آنکه باید از خودش دفاع کند، شما هستید.»
مطهری که نزدیک به ۲۵ سال سابقه خدمت داشت، پیش از رسیدن به بازنشستگی، به اجبار بازخرید و از کار اخراج شد. او اکنون در شهر اسفراین مغازه کوچکی دارد.
#سعید_مطهری #اسفراین #آزادی_آموزش #یاری_مدنی_توانا #آگاهی_اجتماعی #دموکراسی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17👍6❤3🕊3
بدون شرح!
عروس اونا فرزند زر و تزویر و زور
عروس ما کشته راه آزادی و نور
عروس اونا فرزند زر و زور و تزویر
عروس ما پرپر شده در شلیک شبگیر
به یاد تمام عروس و دامادهایی که توسط جمهوری اسلامی پرپر شدند....
#حنانه_کیا #مریم_آروین #پونه_گرجی #آرش_پورضرابی #سعید_طهماسبی #نیلوفر_ابراهیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
عروس اونا فرزند زر و تزویر و زور
عروس ما کشته راه آزادی و نور
عروس اونا فرزند زر و زور و تزویر
عروس ما پرپر شده در شلیک شبگیر
به یاد تمام عروس و دامادهایی که توسط جمهوری اسلامی پرپر شدند....
#حنانه_کیا #مریم_آروین #پونه_گرجی #آرش_پورضرابی #سعید_طهماسبی #نیلوفر_ابراهیم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52🕊11❤4
«نه به اعدام» چرا مجرمانهترین شعار و نفسِ جنایت است؟
در حمایت از زندانیان اعتصابی بند ۲ قزلحصار
✍️سعید ماسوری
سعید ماسوری، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، در یادداشتی با عنوان «چرا مجرمانهترین شعار و نفسِ جنایت است؟» از داخل زندان، به ممنوعیت شعار «نه به اعدام» پرداخته و آن را نشانهای از ترسِ حکومت از فریادِ حقِ حیات دانسته است. او مینویسد که در نظام استبدادی، مخالفت با اعدام نه فقط یک اعتراض انسانی، بلکه تهدیدی برای تمامی سازوکار سرکوب است؛ چراکه «نه به اعدام» بهمعنای آغازِ گفتنِ «نه»های بزرگتر به تبعیض، فقر، بیعدالتی و دیکتاتوری است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار «نه به اعدام» بدینخاطر است که این شعار، روی دیگرِ آن حقِ حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی، از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام «نه» میگوید و آن را فریاد میزند، با بهدست آوردن آن، «نه به تبعیض»، «نه به بیعدالتی»، «نه به گرانی و فقر»، «نه به فساد و رانتخواری» و «نه به دیکتاتوری» را هم سر ندهد؟؟
حکومت با این شعار که «چون صد آید، نود هم پیش ماست» بر این باور است که اگر اجازهی مبارزه حتی برای «حقِ حیات» را به کسی ندهد، هیچ حقِ دیگری بهطور جدی قابلِ مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند.
در زندانهای این حکومتِ اعدامی، وقتی احکام اعدام صادر میگردد و مردمان گروهگروه در صف و نوبت اعدام قرار میگیرند، جلو و عقب انداختن تاریخ اجرای حکم فقط و فقط به دلخواه و میلِ حکومت و قوهی قضائیهی آن است و با همین حربه، زندانیان و خانوادههای آنان را تهدید میکنند تا دست از پا خطا نکنند. بدینصورت، فرصتِ هر روز زندهماندن و زندگیِ یک زندانی را دستمایهی «اقتدار» خود قرار داده، نمرودگونه و فرعونوار لافِ «أناالحق» میزنند؛ چرا که میتوانند چند روز زندهبودن را به کسی بدهند و از کسی سلب کنند!!!
اینکه روزانه گروهگروه زندانیان را به پای چوبههای دار میبرند، برخی را میکشند و برخی را برمیگردانند (به اسم مهلتدادن)، دقیقاً همان «توهمِ خداییداشتن» است و لابد مردمان را هم بردگان و قربانیانی میدانند که حیات و زندگیشان در دستانِ آنهاست!
هموطنانِ شریفِ ایران!!
حال شما قضاوت کنید!
آیا فریاد «نه به اعدام» از سوی زندانیانی که همه در صفِ اعدام هستند، و کمترین اعتراض و اعتصاب، مصداقِ تخلف در زندان بوده و نتیجهاش تسریعِ «اعدام» و بهدارکشیدهشدن خواهد بود، آیا چیزی غیر از جسارت و قهرمانی است؟؟؟
اینان «زندگی» و «زیستنِ شرافتمندانه» را چنان عاشقاند که حاضرند برای آن بمیرند — تا شاید این حقِ زندگی را، اگر نه برای خودشان، حداقل برای «دیگرانی» بعد از خود، تبدیل به حقِ مسلم و در دسترس کنند و کسی نتواند از آنها بگیرد.
ولی از سوی دیگر، این پاسدارانِ شقاوت و سنگدلی به اعدامهای دستجمعی و گروهگروه روی آوردهاند تا هم این قهرمانانِ سرشار از زندگی را بکشند، و هم با ایجادِ ترسِ ناشی از این کشتار و اعدامها، شهامتِ مطالبهی هر حقِ دیگری را هم در دلِ هر کسِ دیگر پیشاپیش بمیرانند.
فلذا بر ما و بر هر ایرانیِ منصف و شرافتمندی است که، حتی برای امکانِ مطالبهی هر حقی (حتی برای خودمان)، با همهی توان و هر وسیلهای که در اختیار داریم، به جنبشِ «نه به اعدام» پیوسته و از زندانیانِ محکوم به اعدامی که با شعارِ نه به اعدام، طنابهای داری را که دیر یا زود بر گردنِ تکتکِ ما خواهد بود ولی آنها بر گردنِ خود محکم کردهاند، حمایت کنیم!
و خوشا به حال مردمانی که بهاصطلاح «مجرمان و گناهکارانشان» هم از این تبارند.
«نه به اعدام»
درود بر حامیانِ نه به اعدام
زندهباد آزادی
سعید ماسوری – زندانِ قزلحصار
مهرماه ۱۴۰۴
سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی است که در حالگذراندن بیست و پنجمین سال حبس خود است. او در طی این دوران، شاهد اعدامهای بسیاری بوده است. آقای ماسوری از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام است.
#سعید_ماسوری #نه_به_اعدام #بیانیه #از_قزلحصار_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در حمایت از زندانیان اعتصابی بند ۲ قزلحصار
✍️سعید ماسوری
سعید ماسوری، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار، در یادداشتی با عنوان «چرا مجرمانهترین شعار و نفسِ جنایت است؟» از داخل زندان، به ممنوعیت شعار «نه به اعدام» پرداخته و آن را نشانهای از ترسِ حکومت از فریادِ حقِ حیات دانسته است. او مینویسد که در نظام استبدادی، مخالفت با اعدام نه فقط یک اعتراض انسانی، بلکه تهدیدی برای تمامی سازوکار سرکوب است؛ چراکه «نه به اعدام» بهمعنای آغازِ گفتنِ «نه»های بزرگتر به تبعیض، فقر، بیعدالتی و دیکتاتوری است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
ممنوعیت و مجرمانه بودن شعار «نه به اعدام» بدینخاطر است که این شعار، روی دیگرِ آن حقِ حیات است!!
ولی از نگاه حکومت استبدادی، از کجا معلوم که کسی که امروز به اعدام «نه» میگوید و آن را فریاد میزند، با بهدست آوردن آن، «نه به تبعیض»، «نه به بیعدالتی»، «نه به گرانی و فقر»، «نه به فساد و رانتخواری» و «نه به دیکتاتوری» را هم سر ندهد؟؟
حکومت با این شعار که «چون صد آید، نود هم پیش ماست» بر این باور است که اگر اجازهی مبارزه حتی برای «حقِ حیات» را به کسی ندهد، هیچ حقِ دیگری بهطور جدی قابلِ مطالبه نیست و میتواند نادیده گرفته و سرکوب کند.
در زندانهای این حکومتِ اعدامی، وقتی احکام اعدام صادر میگردد و مردمان گروهگروه در صف و نوبت اعدام قرار میگیرند، جلو و عقب انداختن تاریخ اجرای حکم فقط و فقط به دلخواه و میلِ حکومت و قوهی قضائیهی آن است و با همین حربه، زندانیان و خانوادههای آنان را تهدید میکنند تا دست از پا خطا نکنند. بدینصورت، فرصتِ هر روز زندهماندن و زندگیِ یک زندانی را دستمایهی «اقتدار» خود قرار داده، نمرودگونه و فرعونوار لافِ «أناالحق» میزنند؛ چرا که میتوانند چند روز زندهبودن را به کسی بدهند و از کسی سلب کنند!!!
اینکه روزانه گروهگروه زندانیان را به پای چوبههای دار میبرند، برخی را میکشند و برخی را برمیگردانند (به اسم مهلتدادن)، دقیقاً همان «توهمِ خداییداشتن» است و لابد مردمان را هم بردگان و قربانیانی میدانند که حیات و زندگیشان در دستانِ آنهاست!
هموطنانِ شریفِ ایران!!
حال شما قضاوت کنید!
آیا فریاد «نه به اعدام» از سوی زندانیانی که همه در صفِ اعدام هستند، و کمترین اعتراض و اعتصاب، مصداقِ تخلف در زندان بوده و نتیجهاش تسریعِ «اعدام» و بهدارکشیدهشدن خواهد بود، آیا چیزی غیر از جسارت و قهرمانی است؟؟؟
اینان «زندگی» و «زیستنِ شرافتمندانه» را چنان عاشقاند که حاضرند برای آن بمیرند — تا شاید این حقِ زندگی را، اگر نه برای خودشان، حداقل برای «دیگرانی» بعد از خود، تبدیل به حقِ مسلم و در دسترس کنند و کسی نتواند از آنها بگیرد.
ولی از سوی دیگر، این پاسدارانِ شقاوت و سنگدلی به اعدامهای دستجمعی و گروهگروه روی آوردهاند تا هم این قهرمانانِ سرشار از زندگی را بکشند، و هم با ایجادِ ترسِ ناشی از این کشتار و اعدامها، شهامتِ مطالبهی هر حقِ دیگری را هم در دلِ هر کسِ دیگر پیشاپیش بمیرانند.
فلذا بر ما و بر هر ایرانیِ منصف و شرافتمندی است که، حتی برای امکانِ مطالبهی هر حقی (حتی برای خودمان)، با همهی توان و هر وسیلهای که در اختیار داریم، به جنبشِ «نه به اعدام» پیوسته و از زندانیانِ محکوم به اعدامی که با شعارِ نه به اعدام، طنابهای داری را که دیر یا زود بر گردنِ تکتکِ ما خواهد بود ولی آنها بر گردنِ خود محکم کردهاند، حمایت کنیم!
و خوشا به حال مردمانی که بهاصطلاح «مجرمان و گناهکارانشان» هم از این تبارند.
«نه به اعدام»
درود بر حامیانِ نه به اعدام
زندهباد آزادی
سعید ماسوری – زندانِ قزلحصار
مهرماه ۱۴۰۴
سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی است که در حالگذراندن بیست و پنجمین سال حبس خود است. او در طی این دوران، شاهد اعدامهای بسیاری بوده است. آقای ماسوری از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام است.
#سعید_ماسوری #نه_به_اعدام #بیانیه #از_قزلحصار_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤7💯2
سعید فیروزه، شهروند اهل بجنورد، بار دیگر بازداشت شد
بهگزارش یک منبع مطلع، سعید فیروزه، فعال سیاسی، روز ۱۴ مهرماه در داخل یکی از کافهها توسط حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از مأموران وزارت اطلاعات که با اسلحه، چوب و تجهیزات سرکوب وارد محل شدند، دوباره بازداشت شده است.
این منبع گفت مأموران پس از بازداشت، او را برای چند روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگه داشتند و سپس به زندان منتقل کردند. بر اساس همین گزارش، هر روز صبح مأموران او را برای بازجویی به اطلاعات میبرند و شبها به زندان بازمیگردانند.
به گفتهی منبع یادشده، محل نگهداری سعید فیروزه در بند ویژه زندانیان سیاسی است که از سایر زندانیان جداست. وی تنها یک تماس تلفنی کوتاه پس از بازداشت داشته و از آن زمان تاکنون هیچ تماسی برقرار نکرده است.
خانواده و نزدیکان او هنوز از پرونده قضایی، نوع اتهام یا وضعیت صدور قرار و حکم احتمالی بیاطلاعاند.
به گفته این منبع مطلع، از زمان بازداشت، تلفن همراه سعید نیز توسط نیروهای امنیتی ضبط شده و گاه در فضای مجازی وضعیت حسابهای او بهصورت آنلاین دیده میشود که احتمال میرود توسط مأموران بررسی میشود تا ارتباطات و پاسخها را ردیابی کنند.
آقای سعید فیروزه، پیشتر روز جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در منزل شخصیاش با ضرب و شتم بازداشت شده و ضبط تلفن همراه و وسایل شخصی او شده بود. او پس از حدود ده روز بازداشت آزاد شده بود.
آقای فیروزه ۳۸ ساله، پیشتر نیز در جریان خیزش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" موسوم به انقلاب مهسا بازداشت شده و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شده بود.
اتهامات قبلی او شامل اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تشویش اذهان عمومی بوده است.
آقای سعید فیروزه فعال سیاسی پادشاهیخواه است که نظرات خود را در صفحه اینستاگرامش (که صفحهای شخصی بوده است) به صراحت بیان میکرد.
#بجنورد #سعید_فیروزه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بهگزارش یک منبع مطلع، سعید فیروزه، فعال سیاسی، روز ۱۴ مهرماه در داخل یکی از کافهها توسط حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر از مأموران وزارت اطلاعات که با اسلحه، چوب و تجهیزات سرکوب وارد محل شدند، دوباره بازداشت شده است.
این منبع گفت مأموران پس از بازداشت، او را برای چند روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگه داشتند و سپس به زندان منتقل کردند. بر اساس همین گزارش، هر روز صبح مأموران او را برای بازجویی به اطلاعات میبرند و شبها به زندان بازمیگردانند.
به گفتهی منبع یادشده، محل نگهداری سعید فیروزه در بند ویژه زندانیان سیاسی است که از سایر زندانیان جداست. وی تنها یک تماس تلفنی کوتاه پس از بازداشت داشته و از آن زمان تاکنون هیچ تماسی برقرار نکرده است.
خانواده و نزدیکان او هنوز از پرونده قضایی، نوع اتهام یا وضعیت صدور قرار و حکم احتمالی بیاطلاعاند.
به گفته این منبع مطلع، از زمان بازداشت، تلفن همراه سعید نیز توسط نیروهای امنیتی ضبط شده و گاه در فضای مجازی وضعیت حسابهای او بهصورت آنلاین دیده میشود که احتمال میرود توسط مأموران بررسی میشود تا ارتباطات و پاسخها را ردیابی کنند.
آقای سعید فیروزه، پیشتر روز جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در منزل شخصیاش با ضرب و شتم بازداشت شده و ضبط تلفن همراه و وسایل شخصی او شده بود. او پس از حدود ده روز بازداشت آزاد شده بود.
آقای فیروزه ۳۸ ساله، پیشتر نیز در جریان خیزش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" موسوم به انقلاب مهسا بازداشت شده و پس از مدتی با قرار وثیقه آزاد شده بود.
اتهامات قبلی او شامل اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تشویش اذهان عمومی بوده است.
آقای سعید فیروزه فعال سیاسی پادشاهیخواه است که نظرات خود را در صفحه اینستاگرامش (که صفحهای شخصی بوده است) به صراحت بیان میکرد.
#بجنورد #سعید_فیروزه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤19🕊8💯1💔1
سعید شیخ، وکیل دادگستری، به یک سال و شش ماه حبس، پرداخت جزای نقدی و یک سال محرومیت از اشتغال در حرفه وکالت محکوم شد.
این وکیل دادگستری با انتشار مطلبی در این خصوص نوشت:
«به دلیل فعالیت و اظهارنظر در فضای مجازی توسط دادگاه خاوران به یک سال و نیم حبس، پرداخت جزای نقدی و یک سال محرومیت از اشتغال در حرفه وکالت محکوم شدم.»
سعید شیخ ۲۰ مهرماه ۱۴۰۱، در جریان تجمع اعتراضی وکلای دادگستری مقابل ساختمان کانون وکلا در تهران بازداشت شد و پس از انتقال به زندان اوین و گذراندن مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.
او در دیماه همان سال، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا عموزاد مهدریجی، به دو سال حبس تعزیری بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و یک سال حبس تعزیری دیگر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده بود.
این وکیل دادگستری بدون اشاره به جزئیات بیشتر، اعم از تاریخ صدور حکم، اعلام کرد که دو سوم از محکومیت حبس وی یعنی ۱۲ ماه حبس به حالت تعلیق درآمده است.
جمهوری اسلامی به قصد ارعاب جامعه وکلا را تحت فشار مضاعف قرار میدهد.
#یاری_مدنی_توانا #سعید_شیخ
@Tavaana_TavaanaTech
این وکیل دادگستری با انتشار مطلبی در این خصوص نوشت:
«به دلیل فعالیت و اظهارنظر در فضای مجازی توسط دادگاه خاوران به یک سال و نیم حبس، پرداخت جزای نقدی و یک سال محرومیت از اشتغال در حرفه وکالت محکوم شدم.»
سعید شیخ ۲۰ مهرماه ۱۴۰۱، در جریان تجمع اعتراضی وکلای دادگستری مقابل ساختمان کانون وکلا در تهران بازداشت شد و پس از انتقال به زندان اوین و گذراندن مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.
او در دیماه همان سال، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا عموزاد مهدریجی، به دو سال حبس تعزیری بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و یک سال حبس تعزیری دیگر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده بود.
این وکیل دادگستری بدون اشاره به جزئیات بیشتر، اعم از تاریخ صدور حکم، اعلام کرد که دو سوم از محکومیت حبس وی یعنی ۱۲ ماه حبس به حالت تعلیق درآمده است.
جمهوری اسلامی به قصد ارعاب جامعه وکلا را تحت فشار مضاعف قرار میدهد.
#یاری_مدنی_توانا #سعید_شیخ
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊5❤1
گزارشی درباره سعید(کوروش) نوروزیکیا و سجاد (سعید) فتحی، دو زندانی سیاسی که در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدند
در طی جنگ ۱۲ روزه بسیاری از شهروندان بازداشت شدند که اکثر آنها گمنام ماندهاند. به تازگی هویت دو تن از این هموطنان برای آموزشکده توانا محرز شده است.
یک منبع مطلع به توانا گفت:
دو شهروند به نامهای سجاد فتحی (سعید) و سعید (کوروش) نوروزیکیا، که پیشتر توسط نهادهای امنیتی در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدهاند، هماکنون در زندان اوین نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارش، سجاد فتحی (فرزند ناصر، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند) در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده و از آن زمان تا کنون در بازداشت بهسر میبرد.
اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به نفع رژیم صهیونیستی» و «عکسبرداری از استحکامات نظامی بدون مجوز» عنوان شده است.
این منبع افزوده است که آقای فتحی در جریان اصابت موشک به محل سکونتش در تهران مورد حمله چند نیروی بسیجی قرار گرفته و پس از ضربوشتم شدید، در حالی که از ناحیه گردن، دست و پا آسیب دیده بود، توسط همان افراد مورد شکایت قرار گرفته است.
آن بسیجیها، بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به ضرب و شتم و ربایش گوشی موبایل ایشان کرده بودند و آقای فتحی از خود دفاع کرده بود، با آنکه خود به شدت آسیب دیده بود، دادگاه او را به پرداخت دیهای معادل ۱۸۰ میلیون تومان محکوم کرده است.
او پس از بازداشت، در شعبه چهارم بازپرسی ناحیه ۳۳ مقدس تفهیم اتهام و سپس در سه جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به پنج سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی و عضویت در احزاب محکوم شده است. همچنین تلفن همراه وی به نفع دولت ضبط گردیده است.
دومین فرد، سعید (کوروش) نوروزیکیا، فرزند علی، متولد ۱۳۴۹، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه شده است.
اتهامات منتسب به او شامل «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام رسانهای در جهت تقویت و تحکیم اسرائیل» و «تحریک نیروهای مسلح به عصیان یا عدم اجرای وظایف نظامی» است.
این منبع مطلع اعلام کرده است که مصادیق اتهامات نوروزیکیا شامل انتشار استوریهایی با تصویر و متن مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی (نوشتن ورود شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۲۵ و خروج جمهوری اسلامی)، انتشار عکسهایی از «نقطهزنی و کشتهشدن فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی» و همچنین بازنشر جملهی «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بوده است.
بر اساس حکم دادگاه، وی به مجموعاً ۹ سال حبس تعزیری محکوم شده است: یک سال بابت اتهام نخست، پنج سال بابت اتهام دوم، و سه سال بابت اتهام سوم.
یعنی تنها بابت نوشتن چند جمله ایشان به چند سال حبس محکوم شدند!!
این منبع افزود که آقای نوروزیکیا در دوران بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و پلیس امنیت شهرستان ملارد بابت جمله «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بهمدت یک هفته مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
در حال حاضر هر دو زندانی، سجاد فتحی و سعید نوروزیکیا، در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشوند.
#سجاد_فتحی #سعید_فتحی #سعید_نوروزی_کیا #کوروش_نوروزی_کیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در طی جنگ ۱۲ روزه بسیاری از شهروندان بازداشت شدند که اکثر آنها گمنام ماندهاند. به تازگی هویت دو تن از این هموطنان برای آموزشکده توانا محرز شده است.
یک منبع مطلع به توانا گفت:
دو شهروند به نامهای سجاد فتحی (سعید) و سعید (کوروش) نوروزیکیا، که پیشتر توسط نهادهای امنیتی در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدهاند، هماکنون در زندان اوین نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارش، سجاد فتحی (فرزند ناصر، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند) در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده و از آن زمان تا کنون در بازداشت بهسر میبرد.
اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به نفع رژیم صهیونیستی» و «عکسبرداری از استحکامات نظامی بدون مجوز» عنوان شده است.
این منبع افزوده است که آقای فتحی در جریان اصابت موشک به محل سکونتش در تهران مورد حمله چند نیروی بسیجی قرار گرفته و پس از ضربوشتم شدید، در حالی که از ناحیه گردن، دست و پا آسیب دیده بود، توسط همان افراد مورد شکایت قرار گرفته است.
آن بسیجیها، بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به ضرب و شتم و ربایش گوشی موبایل ایشان کرده بودند و آقای فتحی از خود دفاع کرده بود، با آنکه خود به شدت آسیب دیده بود، دادگاه او را به پرداخت دیهای معادل ۱۸۰ میلیون تومان محکوم کرده است.
او پس از بازداشت، در شعبه چهارم بازپرسی ناحیه ۳۳ مقدس تفهیم اتهام و سپس در سه جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به پنج سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی و عضویت در احزاب محکوم شده است. همچنین تلفن همراه وی به نفع دولت ضبط گردیده است.
دومین فرد، سعید (کوروش) نوروزیکیا، فرزند علی، متولد ۱۳۴۹، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه شده است.
اتهامات منتسب به او شامل «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام رسانهای در جهت تقویت و تحکیم اسرائیل» و «تحریک نیروهای مسلح به عصیان یا عدم اجرای وظایف نظامی» است.
این منبع مطلع اعلام کرده است که مصادیق اتهامات نوروزیکیا شامل انتشار استوریهایی با تصویر و متن مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی (نوشتن ورود شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۲۵ و خروج جمهوری اسلامی)، انتشار عکسهایی از «نقطهزنی و کشتهشدن فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی» و همچنین بازنشر جملهی «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بوده است.
بر اساس حکم دادگاه، وی به مجموعاً ۹ سال حبس تعزیری محکوم شده است: یک سال بابت اتهام نخست، پنج سال بابت اتهام دوم، و سه سال بابت اتهام سوم.
یعنی تنها بابت نوشتن چند جمله ایشان به چند سال حبس محکوم شدند!!
این منبع افزود که آقای نوروزیکیا در دوران بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و پلیس امنیت شهرستان ملارد بابت جمله «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بهمدت یک هفته مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
در حال حاضر هر دو زندانی، سجاد فتحی و سعید نوروزیکیا، در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشوند.
#سجاد_فتحی #سعید_فتحی #سعید_نوروزی_کیا #کوروش_نوروزی_کیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔8❤5
اکرم نقابی، مادر سعید زینالی، دانشجویی که توسط حکومت در تابستان ۱۳۷۸ بازداشت شد و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از او در دست نیست، بار دیگر در جستجوی اثری از فرزندش به اداره آگاهی شاپور مراجعه کرد. این اقدام در پی انتساب خبری به یک رسانه داخلی مبنی بر پیدا شدن اجسادی در پشت سد خشک شده کرج، صورت گرفت.
دختر خانم نقابی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«گاهی یک خبر... فقط یک جمله ...
میتواند قلب مادری را دوباره از هم پاره کند.
مادری که سالهاست بین امید و ترس زندگی میکند مادری که هر بار تلفن زنگ میخورد هر بار خبری پخش میشود هر بار اسمی از گمشدهها میآید دوباره تمام داغهایش تازه میشود.
چند روز پیش گفتند در سد کرج جنازههای دست بسته پیدا شده. سد خشک شد، اما داغ دل خیلیها دوباره پر شد. مادرم همان روز بیصدا از خانه بیرون رفته... به آگاهی شاپور همان جایی که سالها پیش بعد از بردن سعید پرونده باز کرده بود.
رفته بود شاید شاید نشانی، اسمی، ردی از پسرش پیدا شود.
رفته بود که ببیند نکند یکی از آن جنازهها سعیدش باشد. وقتی گوشی را برداشت گریهاش بند نمیآمد.
فقط گفت:
ترسیدم بهتون بگم و ناراحتتون کنم .... فقط رفتم ببینم... شاید... نکنه سعیدم بین اونها باشه. سالها گذشته اما دل مادرم هنوز همان جا مانده در لحظهای که پسرش را بردند و گفتند:
چند تا سوال داریم زود بر میگرده...
اما هیچوقت برنگشت و مادرم هنوز بعد از این همه سال دنبال یک نشانی ست... گاهی از خدا میخواهد حداقل جسدش را پیدا کند و گاهی در عمق قلبش هنوز امید دارد که پسرش زنده باشد و روزی برگردد.
چقدر دردناکه؛
این که آدم بین مرگ و زندگی عزیزش معلق بماند و هیچ پاسخی نگیرد.»
برگرفته از صفحه الناز زینالی.
سعید زینالی دانشجوی دانشگاه تهران بود که در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸، پس از وقایع مربوط به حمله به کوی دانشگاه تهران، در منزل خود توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای موجود، او دستکم تا سال ۱۳۸۱ در زندان اوین نگهداری شده است. سه ماه پس از بازداشت، تنها یکبار اجازه یافت با خانوادهاش تماس تلفنی برقرار کند و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی یا قابل تأییدی دربارهٔ وضعیت یا سرنوشت او منتشر نشده است.
با وجود پیگیریهای گسترده خانواده و نهادهای حقوق بشری، مقامهای امنیتی و مسئولان زندان اوین همواره از ارائه هرگونه اطلاعات دربارهٔ او خودداری کردهاند.سعید زینالی فارغالتحصیل رشتهٔ مهندسی کامپیوتر بود و اکنون ۲۶ سال است که هیچ خبری از او در دست نیست.
سعید زینالی مصداق بارز یک ناپدید شده قهری است. جوانی که به خواهرش بیرحمانه گفتند دنبال چند تا استخوان میگردی؟
روزی حقیقت روشن خواهد شد که چه بر سر سعید زینالی و سایر مفقود شدگان آمده است.
هرگز بخشوده نخواهند شد آنهابی که فرزندان بسیاری را کشتند تا فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در کشورهای غربی، زندگی لاکچری داشته باشند.
#سعید_زینالی
#اکرم_نقابی
#سعید_زینالی_کجاست
#کوی_دانشگاه_۷۸
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دختر خانم نقابی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«گاهی یک خبر... فقط یک جمله ...
میتواند قلب مادری را دوباره از هم پاره کند.
مادری که سالهاست بین امید و ترس زندگی میکند مادری که هر بار تلفن زنگ میخورد هر بار خبری پخش میشود هر بار اسمی از گمشدهها میآید دوباره تمام داغهایش تازه میشود.
چند روز پیش گفتند در سد کرج جنازههای دست بسته پیدا شده. سد خشک شد، اما داغ دل خیلیها دوباره پر شد. مادرم همان روز بیصدا از خانه بیرون رفته... به آگاهی شاپور همان جایی که سالها پیش بعد از بردن سعید پرونده باز کرده بود.
رفته بود شاید شاید نشانی، اسمی، ردی از پسرش پیدا شود.
رفته بود که ببیند نکند یکی از آن جنازهها سعیدش باشد. وقتی گوشی را برداشت گریهاش بند نمیآمد.
فقط گفت:
ترسیدم بهتون بگم و ناراحتتون کنم .... فقط رفتم ببینم... شاید... نکنه سعیدم بین اونها باشه. سالها گذشته اما دل مادرم هنوز همان جا مانده در لحظهای که پسرش را بردند و گفتند:
چند تا سوال داریم زود بر میگرده...
اما هیچوقت برنگشت و مادرم هنوز بعد از این همه سال دنبال یک نشانی ست... گاهی از خدا میخواهد حداقل جسدش را پیدا کند و گاهی در عمق قلبش هنوز امید دارد که پسرش زنده باشد و روزی برگردد.
چقدر دردناکه؛
این که آدم بین مرگ و زندگی عزیزش معلق بماند و هیچ پاسخی نگیرد.»
برگرفته از صفحه الناز زینالی.
سعید زینالی دانشجوی دانشگاه تهران بود که در روز ۲۳ تیر ۱۳۷۸، پس از وقایع مربوط به حمله به کوی دانشگاه تهران، در منزل خود توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای موجود، او دستکم تا سال ۱۳۸۱ در زندان اوین نگهداری شده است. سه ماه پس از بازداشت، تنها یکبار اجازه یافت با خانوادهاش تماس تلفنی برقرار کند و از آن زمان تاکنون هیچ اطلاع رسمی یا قابل تأییدی دربارهٔ وضعیت یا سرنوشت او منتشر نشده است.
با وجود پیگیریهای گسترده خانواده و نهادهای حقوق بشری، مقامهای امنیتی و مسئولان زندان اوین همواره از ارائه هرگونه اطلاعات دربارهٔ او خودداری کردهاند.سعید زینالی فارغالتحصیل رشتهٔ مهندسی کامپیوتر بود و اکنون ۲۶ سال است که هیچ خبری از او در دست نیست.
سعید زینالی مصداق بارز یک ناپدید شده قهری است. جوانی که به خواهرش بیرحمانه گفتند دنبال چند تا استخوان میگردی؟
روزی حقیقت روشن خواهد شد که چه بر سر سعید زینالی و سایر مفقود شدگان آمده است.
هرگز بخشوده نخواهند شد آنهابی که فرزندان بسیاری را کشتند تا فرزندان مقامات جمهوری اسلامی در کشورهای غربی، زندگی لاکچری داشته باشند.
#سعید_زینالی
#اکرم_نقابی
#سعید_زینالی_کجاست
#کوی_دانشگاه_۷۸
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔53❤5🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید عباسپور برای تحمل حبس راهی زندان بیرجند شد
سعید (دادخدا) عباسپور ۴۷ ساله، ساکن نهبندان، به موجب رأی دادگاه انقلاب نهبندان به تحمل مجموعاً سه سال حبس تعزیری محکوم شد. او متأهل و دارای سه فرزند است.
براساس کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب نهبندان اتهامات وارده عبارت بودند از:
«تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق انتشار پیام، تصاویر و کلیپ در صفحه اینستاگرامی و حمایت از گروهها و چهرههای مخالف و برانداز»؛
«نشر اکاذیب»؛
«توهین به مقام رهبری».
دادگاه با استناد به محتوای صفحه اینستاگرام و با توجه به تصاویر و مستندات مندرج در پرونده همچنین گزارش اداره اطلاعات سپاه پاسداران خراسان جنوبی، اتهامات انتسابی را «محرز و مسلم» دانست.
احکام صادره برای هر اتهام:
توهین به رهبری: ۱۵ ماه و یک روز حبس
تبلیغ علیه نظام: ۷ ماه و ۱۶ روز حبس
نشر اکاذیب: ۱۳ ماه و ۱۷ روز حبس
با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، تنها مجازات اشد یعنی ۱۵ ماه و یک روز قابل اجرا اعلام شده است.
با توجه به تسلیم به رای از جانب آقای عباسپور، یک چهارم از مدت محکومیت ایشان کاسته خواهد شد.
آقای عباسپور، ششم خرداد ماه سال جاری بازداشت و دوازدهم خرداد با وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد شده بود.
#سعید_عباسپور #نهبندان #بیرجند #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سعید (دادخدا) عباسپور ۴۷ ساله، ساکن نهبندان، به موجب رأی دادگاه انقلاب نهبندان به تحمل مجموعاً سه سال حبس تعزیری محکوم شد. او متأهل و دارای سه فرزند است.
براساس کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب نهبندان اتهامات وارده عبارت بودند از:
«تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق انتشار پیام، تصاویر و کلیپ در صفحه اینستاگرامی و حمایت از گروهها و چهرههای مخالف و برانداز»؛
«نشر اکاذیب»؛
«توهین به مقام رهبری».
دادگاه با استناد به محتوای صفحه اینستاگرام و با توجه به تصاویر و مستندات مندرج در پرونده همچنین گزارش اداره اطلاعات سپاه پاسداران خراسان جنوبی، اتهامات انتسابی را «محرز و مسلم» دانست.
احکام صادره برای هر اتهام:
توهین به رهبری: ۱۵ ماه و یک روز حبس
تبلیغ علیه نظام: ۷ ماه و ۱۶ روز حبس
نشر اکاذیب: ۱۳ ماه و ۱۷ روز حبس
با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، تنها مجازات اشد یعنی ۱۵ ماه و یک روز قابل اجرا اعلام شده است.
با توجه به تسلیم به رای از جانب آقای عباسپور، یک چهارم از مدت محکومیت ایشان کاسته خواهد شد.
آقای عباسپور، ششم خرداد ماه سال جاری بازداشت و دوازدهم خرداد با وثیقه پنج میلیارد تومانی آزاد شده بود.
#سعید_عباسپور #نهبندان #بیرجند #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💔11🕊2
گزارشی درباره سعید(کوروش) نوروزیکیا و سجاد (سعید) فتحی، دو زندانی سیاسی که در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدند
در طی جنگ ۱۲ روزه بسیاری از شهروندان بازداشت شدند که اکثر آنها گمنام ماندهاند. به تازگی هویت دو تن از این هموطنان برای آموزشکده توانا محرز شده است.
یک منبع مطلع به توانا گفت:
دو شهروند به نامهای سجاد فتحی (سعید) و سعید (کوروش) نوروزیکیا، که پیشتر توسط نهادهای امنیتی در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدهاند، هماکنون در زندان اوین نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارش، سجاد فتحی (فرزند ناصر، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند) در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده و از آن زمان تا کنون در بازداشت بهسر میبرد.
اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به نفع رژیم صهیونیستی» و «عکسبرداری از استحکامات نظامی بدون مجوز» عنوان شده است.
این منبع افزوده است که آقای فتحی در جریان اصابت موشک به محل سکونتش در تهران مورد حمله چند نیروی بسیجی قرار گرفته و پس از ضربوشتم شدید، در حالی که از ناحیه گردن، دست و پا آسیب دیده بود، توسط همان افراد مورد شکایت قرار گرفته است.
آن بسیجیها، بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به ضرب و شتم و ربایش گوشی موبایل ایشان کرده بودند و آقای فتحی از خود دفاع کرده بود، با آنکه خود به شدت آسیب دیده بود، دادگاه او را به پرداخت دیهای معادل ۱۸۰ میلیون تومان محکوم کرده است.
او پس از بازداشت، در شعبه چهارم بازپرسی ناحیه ۳۳ مقدس تفهیم اتهام و سپس در سه جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به پنج سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی و عضویت در احزاب محکوم شده است. همچنین تلفن همراه وی به نفع دولت ضبط گردیده است.
دومین فرد، سعید (کوروش) نوروزیکیا، فرزند علی، متولد ۱۳۴۹، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه شده است.
اتهامات منتسب به او شامل «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام رسانهای در جهت تقویت و تحکیم اسرائیل» و «تحریک نیروهای مسلح به عصیان یا عدم اجرای وظایف نظامی» است.
این منبع مطلع اعلام کرده است که مصادیق اتهامات نوروزیکیا شامل انتشار استوریهایی با تصویر و متن مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی (نوشتن ورود شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۲۵ و خروج جمهوری اسلامی)، انتشار عکسهایی از «نقطهزنی و کشتهشدن فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی» و همچنین بازنشر جملهی «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بوده است.
بر اساس حکم دادگاه، وی به مجموعاً ۹ سال حبس تعزیری محکوم شده است: یک سال بابت اتهام نخست، پنج سال بابت اتهام دوم، و سه سال بابت اتهام سوم.
یعنی تنها بابت نوشتن چند جمله ایشان به چند سال حبس محکوم شدند!!
این منبع افزود که آقای نوروزیکیا در دوران بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و پلیس امنیت شهرستان ملارد بابت جمله «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بهمدت یک هفته مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
در حال حاضر هر دو زندانی، سجاد فتحی و سعید نوروزیکیا، در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشوند.
پیشتر این گزارش را بدون عکس منتشر کرده بودیم.
حالا عکس این دو زندانی سیاسی به دستمان رسید.
#سجاد_فتحی #سعید_فتحی #سعید_نوروزی_کیا #کوروش_نوروزی_کیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در طی جنگ ۱۲ روزه بسیاری از شهروندان بازداشت شدند که اکثر آنها گمنام ماندهاند. به تازگی هویت دو تن از این هموطنان برای آموزشکده توانا محرز شده است.
یک منبع مطلع به توانا گفت:
دو شهروند به نامهای سجاد فتحی (سعید) و سعید (کوروش) نوروزیکیا، که پیشتر توسط نهادهای امنیتی در طی جنگ ۱۲ روزه بازداشت شدهاند، هماکنون در زندان اوین نگهداری میشوند.
بر اساس این گزارش، سجاد فتحی (فرزند ناصر، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند) در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده و از آن زمان تا کنون در بازداشت بهسر میبرد.
اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی به نفع رژیم صهیونیستی» و «عکسبرداری از استحکامات نظامی بدون مجوز» عنوان شده است.
این منبع افزوده است که آقای فتحی در جریان اصابت موشک به محل سکونتش در تهران مورد حمله چند نیروی بسیجی قرار گرفته و پس از ضربوشتم شدید، در حالی که از ناحیه گردن، دست و پا آسیب دیده بود، توسط همان افراد مورد شکایت قرار گرفته است.
آن بسیجیها، بدون ارائه کارت شناسایی اقدام به ضرب و شتم و ربایش گوشی موبایل ایشان کرده بودند و آقای فتحی از خود دفاع کرده بود، با آنکه خود به شدت آسیب دیده بود، دادگاه او را به پرداخت دیهای معادل ۱۸۰ میلیون تومان محکوم کرده است.
او پس از بازداشت، در شعبه چهارم بازپرسی ناحیه ۳۳ مقدس تفهیم اتهام و سپس در سه جلسه دادگاه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، به پنج سال حبس تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال ممنوعیت فعالیت در شبکههای اجتماعی و عضویت در احزاب محکوم شده است. همچنین تلفن همراه وی به نفع دولت ضبط گردیده است.
دومین فرد، سعید (کوروش) نوروزیکیا، فرزند علی، متولد ۱۳۴۹، ساکن تهران، متأهل و دارای یک فرزند، توسط اطلاعات سپاه بازداشت و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری محاکمه شده است.
اتهامات منتسب به او شامل «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام رسانهای در جهت تقویت و تحکیم اسرائیل» و «تحریک نیروهای مسلح به عصیان یا عدم اجرای وظایف نظامی» است.
این منبع مطلع اعلام کرده است که مصادیق اتهامات نوروزیکیا شامل انتشار استوریهایی با تصویر و متن مرتبط با شاهزاده رضا پهلوی (نوشتن ورود شاهزاده رضا پهلوی در سال ۲۰۲۵ و خروج جمهوری اسلامی)، انتشار عکسهایی از «نقطهزنی و کشتهشدن فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی» و همچنین بازنشر جملهی «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بوده است.
بر اساس حکم دادگاه، وی به مجموعاً ۹ سال حبس تعزیری محکوم شده است: یک سال بابت اتهام نخست، پنج سال بابت اتهام دوم، و سه سال بابت اتهام سوم.
یعنی تنها بابت نوشتن چند جمله ایشان به چند سال حبس محکوم شدند!!
این منبع افزود که آقای نوروزیکیا در دوران بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه و پلیس امنیت شهرستان ملارد بابت جمله «سرباز وطن باش، نه سرباز حکومت» بهمدت یک هفته مورد ضربوشتم قرار گرفته است.
در حال حاضر هر دو زندانی، سجاد فتحی و سعید نوروزیکیا، در بند ۷ زندان اوین نگهداری میشوند.
پیشتر این گزارش را بدون عکس منتشر کرده بودیم.
حالا عکس این دو زندانی سیاسی به دستمان رسید.
#سجاد_فتحی #سعید_فتحی #سعید_نوروزی_کیا #کوروش_نوروزی_کیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤10🕊7💔3👍1
ممنوع الملاقاتشدن سعید ماسوری، به دلیل محکومیت اعدامها
زندانی سیاسی سعید ماسوری در زندان قزلحصار که بیش از ۲۵ سال است در زندان بسر میبرد به دلیل فعالیتهای خود به ویژه آخرین نامه خود در محکومیت اعدام بابک شهبازی به دستور دادستانی تهران ممنوعالملاقات شده است.
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که از دی ماه ۱۳۷۹ بدون یک روز مرخصی در زندان است و در طی این مدت شاهد اعدام بسیاری از همبندیهای خود بوده است، در واکنش به اعدام بابک شهبازی نوشته بود:
«اعدام جنایتکارانه بابک بار دیگر ریشه غیرحقوقی و جنایتکارانه “اعدام برای بقا” را دیدم که به قول نوید افکاری تنها برای طنابهای دارشان سراغ گردنهایی میگردند والا نه فقط اتهامات و مستندات پرونده به وضوح جعلی و ساختگی بود بلکه زندگی نزدیک و روزمره و لحظهبهلحظه با او برای همه ما همبندیانش کمترین شبههای باقی نگذاشت که هر آنچه به او منسوب میکردند جز دروغ محض، تهمت و افترا چیز دیگری نبود و بابک حقیقتاً دغدغه وطن خود را داشت و عاشق آن بود»
سعید ماسوری در طی ۲۵ سال حبس خود شاهد اعدامعای زیادی بوده و نامههای زیادی درباره مجازات اعدام و فرآیندهای منتهی به صدور حکم اعدام نوشته است. نامههایی که مورد توجه کنشگران حقوق بشر قرار گرفته است. او از اعضای اولیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» است. کارزاری که با تداوم و روشنک ی درباره اعدام، تلاش دارد این موضوع را به سطح آگاهی عمومی بیاورد و با حمایت سایر زندانیان و فعالان خارج از زندان، رفته رفته صدای «نه به اعدام» کف خیابانهای ایران شنیده میشود.
#سعید_ماسوری #بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ممنوع الملاقاتشدن سعید ماسوری، به دلیل محکومیت اعدامها
زندانی سیاسی سعید ماسوری در زندان قزلحصار که بیش از ۲۵ سال است در زندان بسر میبرد به دلیل فعالیتهای خود به ویژه آخرین نامه خود در محکومیت اعدام بابک شهبازی به دستور دادستانی تهران ممنوعالملاقات شده است.
سعید ماسوری، زندانی سیاسی که از دی ماه ۱۳۷۹ بدون یک روز مرخصی در زندان است و در طی این مدت شاهد اعدام بسیاری از همبندیهای خود بوده است، در واکنش به اعدام بابک شهبازی نوشته بود:
«اعدام جنایتکارانه بابک بار دیگر ریشه غیرحقوقی و جنایتکارانه “اعدام برای بقا” را دیدم که به قول نوید افکاری تنها برای طنابهای دارشان سراغ گردنهایی میگردند والا نه فقط اتهامات و مستندات پرونده به وضوح جعلی و ساختگی بود بلکه زندگی نزدیک و روزمره و لحظهبهلحظه با او برای همه ما همبندیانش کمترین شبههای باقی نگذاشت که هر آنچه به او منسوب میکردند جز دروغ محض، تهمت و افترا چیز دیگری نبود و بابک حقیقتاً دغدغه وطن خود را داشت و عاشق آن بود»
سعید ماسوری در طی ۲۵ سال حبس خود شاهد اعدامعای زیادی بوده و نامههای زیادی درباره مجازات اعدام و فرآیندهای منتهی به صدور حکم اعدام نوشته است. نامههایی که مورد توجه کنشگران حقوق بشر قرار گرفته است. او از اعضای اولیه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» است. کارزاری که با تداوم و روشنک ی درباره اعدام، تلاش دارد این موضوع را به سطح آگاهی عمومی بیاورد و با حمایت سایر زندانیان و فعالان خارج از زندان، رفته رفته صدای «نه به اعدام» کف خیابانهای ایران شنیده میشود.
#سعید_ماسوری #بابک_شهبازی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔25👍8❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سعید مطهری، معلم اخراجی اهل اسفراین، با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، بهشدت از وضعیت کنونی کشور، سرکوب اعتراضات مردمی و فاصله عمیق میان حاکمیت و جامعه انتقاد کرد.
او در این ویدیو با اشاره به «بیشترین فاصله تاریخی میان اکثریت جامعه و اقلیت حاکم» گفت که حاکمیت آنچنان از مردم دور شده که دیگر صدای اکثریت را نمیشنود. به گفته مطهری، شکافی عمیق میان مردمی که نگران آینده وطن و فرزندانشان هستند و حاکمیتی که تنها به بقای خود میاندیشد، در حال شکلگیری است؛ شکافی که صحنه را به «صفآرایی برای نبرد پایانی» شبیه کرده است.
این معلم اخراجی با خطاب قرار دادن روحانیون، تأکید کرد که اگر علما و روحانیون در برابر کشتار و سرکوب بیرحمانه جوانان و نوجوانان سکوت کنند و اعتراض نکنند، «یقیناً از مردم نیستند». او از روحانیون خواست در کنار مردم ستمدیده بایستند.
مطهری همچنین نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی را مخاطب قرار داد و از آنها خواست از سرکوب فاصله بگیرند و به مردم بپیوندند. او خطاب به قضات دادگاه انقلاب نیز گفت که با اجرای دستورات، «چهره عدالت را مخدوش نکنند» و با مردم همراه شوند.
در بخش دیگری از سخنانش، سعید مطهری از نمایندگان مجلس بهدلیل سکوت در برابر رنج و ستم مردم انتقاد کرد و در نهایت، با خطاب مستقیم به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت که اگر اعتراض مجاز است، باید روشن شود مردم چگونه، به چه کسی و با چه سازوکاری اعتراض خود را بیان کنند. او با اشاره به اصل ۵۹ قانون اساسی، خواستار برگزاری رفراندوم، حتی بهصورت نمادین و حتی در یک شهر مانند قم، شد.
او در پایان سخنانش تأکید کرد: «من اگر کشته شوم، یک نفرم؛ چیزی نیست. نگذارید این سرزمین به ناکسان برسد.»
#سعید_مطهری #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سعید مطهری، معلم اخراجی اهل اسفراین، با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود، بهشدت از وضعیت کنونی کشور، سرکوب اعتراضات مردمی و فاصله عمیق میان حاکمیت و جامعه انتقاد کرد.
او در این ویدیو با اشاره به «بیشترین فاصله تاریخی میان اکثریت جامعه و اقلیت حاکم» گفت که حاکمیت آنچنان از مردم دور شده که دیگر صدای اکثریت را نمیشنود. به گفته مطهری، شکافی عمیق میان مردمی که نگران آینده وطن و فرزندانشان هستند و حاکمیتی که تنها به بقای خود میاندیشد، در حال شکلگیری است؛ شکافی که صحنه را به «صفآرایی برای نبرد پایانی» شبیه کرده است.
این معلم اخراجی با خطاب قرار دادن روحانیون، تأکید کرد که اگر علما و روحانیون در برابر کشتار و سرکوب بیرحمانه جوانان و نوجوانان سکوت کنند و اعتراض نکنند، «یقیناً از مردم نیستند». او از روحانیون خواست در کنار مردم ستمدیده بایستند.
مطهری همچنین نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی را مخاطب قرار داد و از آنها خواست از سرکوب فاصله بگیرند و به مردم بپیوندند. او خطاب به قضات دادگاه انقلاب نیز گفت که با اجرای دستورات، «چهره عدالت را مخدوش نکنند» و با مردم همراه شوند.
در بخش دیگری از سخنانش، سعید مطهری از نمایندگان مجلس بهدلیل سکوت در برابر رنج و ستم مردم انتقاد کرد و در نهایت، با خطاب مستقیم به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت که اگر اعتراض مجاز است، باید روشن شود مردم چگونه، به چه کسی و با چه سازوکاری اعتراض خود را بیان کنند. او با اشاره به اصل ۵۹ قانون اساسی، خواستار برگزاری رفراندوم، حتی بهصورت نمادین و حتی در یک شهر مانند قم، شد.
او در پایان سخنانش تأکید کرد: «من اگر کشته شوم، یک نفرم؛ چیزی نیست. نگذارید این سرزمین به ناکسان برسد.»
#سعید_مطهری #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍22❤2🥰2🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار «مرگ بر خامنهای» در خاکسپاری جاویدنام سعید تروند
مهران (استان ایلام)؛ آیین خاکسپاری «سعید تروند»، از جانباختگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴، با حضور جمع کثیری از مردم در روز ۲۳ دی در روستای «چالاب»
جاویدنام «سعید تروند»، در جریان خیزش مردم آبادان در روز ۱۸ دی ماه، در این شهر به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی کشته شد.
#سعید_تروند #نه_به_جمهورى_اسلامى
#انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_عليه_بشريت
@Tavaana_TavaanaTech
شعار «مرگ بر خامنهای» در خاکسپاری جاویدنام سعید تروند
مهران (استان ایلام)؛ آیین خاکسپاری «سعید تروند»، از جانباختگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴، با حضور جمع کثیری از مردم در روز ۲۳ دی در روستای «چالاب»
جاویدنام «سعید تروند»، در جریان خیزش مردم آبادان در روز ۱۸ دی ماه، در این شهر به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی کشته شد.
#سعید_تروند #نه_به_جمهورى_اسلامى
#انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_عليه_بشريت
@Tavaana_TavaanaTech
❤14🕊1
کشتهشدن سعید کیانی، فارغالتحصیل مهندسی شیمی دانشگاه تهران، با شلیک گلوله به قلب در اصفهان
جاویدنام سعید کیانی، متولد بهمن ۱۳۷۴ و فارغالتحصیل رشته مهندسی شیمی از دانشگاه تهران، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، بین ساعتهای ۱۰ تا ۱۱ شب، در سهراه سیمین اصفهان با اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
سعید کیانی معلم زبان انگلیسی و خوشنویس بود. دوستانش او را انسانی سرشار از شور زندگی، مهربانی و امید توصیف میکنند که خواستهای جز آزادی و برخورداری از حقوق اولیه انسانی نداشت.
پیکر او همان شب در بیمارستان میلاد اصفهان شناسایی شد. به خانواده سعید پیشنهاد شد که او را «بسیجی» معرفی کنند و در ازای آن وعدههایی از جمله پرداخت حقوق و برگزاری تشییع جنازه باشکوه داده شد، اما خانواده این پیشنهاد را نپذیرفتند.
پس از چند روز فشار امنیتی برای تحمیل این روایت، خانواده در نهایت تنها با پرداخت هزینه و به شرط عدم برگزاری مراسم عمومی، موفق به تحویل گرفتن پیکر فرزندشان شدند. مراسم خاکسپاری نیمهشب، بدون حضور دوستان و آشنایان، و تنها با تعداد محدودی از بستگان درجه یک و تحت نظارت نیروهای لباسشخصی انجام شد.
پنجم بهمنماه، روز تولد سعید کیانی بود و او باید سیساله میشد؛ روزی که به جای جشن تولد، نام او در فهرست جانباختگان سرکوب اعتراضات ثبت شد. دوستانش میگویند دردناکتر از خودِ فقدان، این بود که حتی اجازه نیافتند در مراسم خاکسپاری او حضور داشته باشند.
سعید کیانی یکی از هزاران قربانی خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی است؛ جوانی تحصیلکرده، هنرمند و معلم که زندگیاش با گلوله پایان یافت و خانواده و دوستانش از حق سوگواری آزادانه محروم شدند.
نام او را از یاد نبریم.
#سعید_کیانی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام سعید کیانی، متولد بهمن ۱۳۷۴ و فارغالتحصیل رشته مهندسی شیمی از دانشگاه تهران، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، بین ساعتهای ۱۰ تا ۱۱ شب، در سهراه سیمین اصفهان با اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
سعید کیانی معلم زبان انگلیسی و خوشنویس بود. دوستانش او را انسانی سرشار از شور زندگی، مهربانی و امید توصیف میکنند که خواستهای جز آزادی و برخورداری از حقوق اولیه انسانی نداشت.
پیکر او همان شب در بیمارستان میلاد اصفهان شناسایی شد. به خانواده سعید پیشنهاد شد که او را «بسیجی» معرفی کنند و در ازای آن وعدههایی از جمله پرداخت حقوق و برگزاری تشییع جنازه باشکوه داده شد، اما خانواده این پیشنهاد را نپذیرفتند.
پس از چند روز فشار امنیتی برای تحمیل این روایت، خانواده در نهایت تنها با پرداخت هزینه و به شرط عدم برگزاری مراسم عمومی، موفق به تحویل گرفتن پیکر فرزندشان شدند. مراسم خاکسپاری نیمهشب، بدون حضور دوستان و آشنایان، و تنها با تعداد محدودی از بستگان درجه یک و تحت نظارت نیروهای لباسشخصی انجام شد.
پنجم بهمنماه، روز تولد سعید کیانی بود و او باید سیساله میشد؛ روزی که به جای جشن تولد، نام او در فهرست جانباختگان سرکوب اعتراضات ثبت شد. دوستانش میگویند دردناکتر از خودِ فقدان، این بود که حتی اجازه نیافتند در مراسم خاکسپاری او حضور داشته باشند.
سعید کیانی یکی از هزاران قربانی خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی است؛ جوانی تحصیلکرده، هنرمند و معلم که زندگیاش با گلوله پایان یافت و خانواده و دوستانش از حق سوگواری آزادانه محروم شدند.
نام او را از یاد نبریم.
#سعید_کیانی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊4❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
بازداشت سعید سوزنگر و ایمان صیرفی؛
از کنشگران حوزه اینترنت
بر اساس گزارشهای منتشرشده، سعید سوزنگر از کنشگران حوزه اینترنت بازداشت شده است. اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
سعید سوزنگر در سالهای گذشته بهعنوان کنشگری دغدغهمند شناخته میشد که فعالیتهایش بر حق دسترسی آزاد مردم به اینترنت، آموزش در مناطق محروم و مقابله با سوءاستفاده از کودکان در فضای مجازی متمرکز بود.
تلاش مستمر او برای شناسایی و مقابله با کانالها و صفحات مرتبط با کودکآزاری و بهرهکشی جنسی از کودکان در شبکههای اجتماعی، از شاخصترین بخشهای کارنامهاش به شمار میرود. او همچنین در افشا و مقابله با کلاهبرداریهای اینترنتی نقش فعالی داشته است.
در همین بازه زمانی، ایمان (امیرحسین) صیرفی، برنامهنویس و کارشناس امنیت دیجیتال و از کنشگران حوزه اینترنت نیز بازداشت شده است. درباره علت بازداشت و وضعیت فعلی ایمان صیرفی تاکنون اطلاعات رسمی یا موثقی منتشر نشده است.
#سعید_سوزنگر #ایمان_صیرفی
💸 tavaanatech
از کنشگران حوزه اینترنت
بر اساس گزارشهای منتشرشده، سعید سوزنگر از کنشگران حوزه اینترنت بازداشت شده است. اتهامات منتسب به او «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
سعید سوزنگر در سالهای گذشته بهعنوان کنشگری دغدغهمند شناخته میشد که فعالیتهایش بر حق دسترسی آزاد مردم به اینترنت، آموزش در مناطق محروم و مقابله با سوءاستفاده از کودکان در فضای مجازی متمرکز بود.
تلاش مستمر او برای شناسایی و مقابله با کانالها و صفحات مرتبط با کودکآزاری و بهرهکشی جنسی از کودکان در شبکههای اجتماعی، از شاخصترین بخشهای کارنامهاش به شمار میرود. او همچنین در افشا و مقابله با کلاهبرداریهای اینترنتی نقش فعالی داشته است.
در همین بازه زمانی، ایمان (امیرحسین) صیرفی، برنامهنویس و کارشناس امنیت دیجیتال و از کنشگران حوزه اینترنت نیز بازداشت شده است. درباره علت بازداشت و وضعیت فعلی ایمان صیرفی تاکنون اطلاعات رسمی یا موثقی منتشر نشده است.
#سعید_سوزنگر #ایمان_صیرفی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19❤4🕊2