Forwarded from گفتوشنود
یادنامهای برای استاد هوشنگ پاکزاد
نظام الدین میثاقی
در گذر پرآشوب تاریخ معاصر ایران، نامهایی هستند که شاید در کتابهای رسمی نیامده باشند، اما در وجدان و حافظهی انسانی ما میدرخشند. یکی از این نامها، استاد هوشنگ پاکزاد است؛ استاد جوان فیزیک دانشگاه تهران که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در اوج اعتبار علمی و درخشش دانشگاهی قرار داشت. آیندهای پر بار در پژوهش و آموزش در انتظار او بود؛ اما با بسته شدن دانشگاهها به بهانهی «انقلاب فرهنگی»، و بازگشایی آنها با سیاست «پاکسازی» و تبعیض، همهچیز در یک لحظه فرو ریخت.
برای استاد پاکزاد نه جایگاهی در دانشگاه باقی ماند و نه فرصتی برای ادامهی مسیر علمی. تنها به یک دلیل ساده و تبعیض آمیز: او بهایی بود. در همان روزهایی که درهای دانشگاههای ایران به روی جوانان بهایی بسته شد، او نیز از دفتر، کرسی، و آیندهاش رانده شد. تبعیض تنها زندگی اقلیتها را نابود نمیکند، بلکه جامعه را نیز از دانشی که میتوانست در خدمت آبادانی و پیشرفت آن قرار گیرد محروم میسازد. با کنار زدن استادانی همچون پاکزاد، جمهوری اسلامی تنها یک فرد را از دانشگاه نراند، بلکه بر آیندهی علمی و فرهنگی ایران نیز اثر منفی گذاشت.
اما سرنوشت او تنها قصهی محرومیت نیست، بلکه روایت شرافت انسانی، استقامت اخلاقی، و عشق به آموزش است. استاد پاکزاد، که میتوانست در تلخی انزوا و تبعیض خاموش شود، راهی دیگر گشود. او در کنار جمعی دیگر از اساتید و متخصصان بهایی، بنیانگذار «مؤسسهی آموزش عالی بهایی» (BIHE) شد. با این حال، آنقدر متواضع بود که هیچگاه مایل نبود چنین عنوانی ــ «بنیانگذار» یا «عضو مؤسس» ــ به او نسبت داده شود. او ترجیح میداد صرفاً بهعنوان خادمی در کنار دانشجویان محروم از آموزش عالی شناخته شود، نه بیشتر. دانشگاهی که در اتاقهای نشیمن دوستان و در زیرزمینهای خانهها شکل گرفت، با روح همین فروتنی و خدمتگزاری او و همکارانش جان گرفت.
پاکزاد، که روزگاری در دانشگاه تهران منشیان و خدمتگزاران برایش چای میآوردند، این بار خود برای دانشجویان جوان چای میریخت، از ایشان پذیرایی میکرد، میز و صندلی و آزمایشگاهشان را در زیرزمینها برپا میکرد، و با دستان خود محیط را تمیز و آماده میساخت. او نمونهی بارز این حقیقت بود که انسانِ واقعی نه در جایگاه و مقام، بلکه در خدمت و فروتنی معنا مییابد.
با وجود همهی این موانع، و با وجود تلاشهای مستمر جمهوری اسلامی برای تعطیل کردن دانشگاه جامعه بهایی، ثمرهی این تلاشها شگفتانگیز بود: فارغالتحصیلان مؤسسهی آموزش عالی بهایی توانستند تحصیلاتی ممتاز دریافت کنند و بعدها به عنوان استادان، کارآفرینان، پژوهشگران و نوآورانی برجسته، چه در ایران و چه در بیرون از مرزهای آن، نقشآفرین شوند. این خود گواهی است بر اینکه بذرهایی که استادانی چون پاکزاد کاشتند، در خاک تبعیض نیز میتواند بروید و بار دهد.
اکنون که او پس از تحمل دوره ای از بیماری در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بسته است، باید نام او را نه به عنوان استاد اخراجشدهی دانشگاه تهران، بلکه به عنوان استاد زندگی به یاد بسپاریم. او با استقامت و فروتنی خویش، درس بزرگی به ما آموخت: علم و آموزش را نمیتوان زندانی کرد. اگر درها را بستند، پنجرهای خواهیم گشود. اگر آزمایشگاهها را گرفتند، آزمایشگاهی در دل یک زیرزمین خواهیم ساخت.
استاد هوشنگ پاکزاد درگذشت، اما یاد او چون مشعلی است که در راه دانش و آزادگی روشن خواهد ماند. او نه تنها به دانشجویان بهایی، بلکه به همهی ما آموخت که ارزش یک استاد در بیادعایی و خدمتگزاری بیچشمداشت اوست. چنین انسانی را میتوان «استاد دانشگاه انسانیت» نامید.
يادش جاودان و راهش پر رهرو.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #هوشنگ_پاکزاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نظام الدین میثاقی
در گذر پرآشوب تاریخ معاصر ایران، نامهایی هستند که شاید در کتابهای رسمی نیامده باشند، اما در وجدان و حافظهی انسانی ما میدرخشند. یکی از این نامها، استاد هوشنگ پاکزاد است؛ استاد جوان فیزیک دانشگاه تهران که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در اوج اعتبار علمی و درخشش دانشگاهی قرار داشت. آیندهای پر بار در پژوهش و آموزش در انتظار او بود؛ اما با بسته شدن دانشگاهها به بهانهی «انقلاب فرهنگی»، و بازگشایی آنها با سیاست «پاکسازی» و تبعیض، همهچیز در یک لحظه فرو ریخت.
برای استاد پاکزاد نه جایگاهی در دانشگاه باقی ماند و نه فرصتی برای ادامهی مسیر علمی. تنها به یک دلیل ساده و تبعیض آمیز: او بهایی بود. در همان روزهایی که درهای دانشگاههای ایران به روی جوانان بهایی بسته شد، او نیز از دفتر، کرسی، و آیندهاش رانده شد. تبعیض تنها زندگی اقلیتها را نابود نمیکند، بلکه جامعه را نیز از دانشی که میتوانست در خدمت آبادانی و پیشرفت آن قرار گیرد محروم میسازد. با کنار زدن استادانی همچون پاکزاد، جمهوری اسلامی تنها یک فرد را از دانشگاه نراند، بلکه بر آیندهی علمی و فرهنگی ایران نیز اثر منفی گذاشت.
اما سرنوشت او تنها قصهی محرومیت نیست، بلکه روایت شرافت انسانی، استقامت اخلاقی، و عشق به آموزش است. استاد پاکزاد، که میتوانست در تلخی انزوا و تبعیض خاموش شود، راهی دیگر گشود. او در کنار جمعی دیگر از اساتید و متخصصان بهایی، بنیانگذار «مؤسسهی آموزش عالی بهایی» (BIHE) شد. با این حال، آنقدر متواضع بود که هیچگاه مایل نبود چنین عنوانی ــ «بنیانگذار» یا «عضو مؤسس» ــ به او نسبت داده شود. او ترجیح میداد صرفاً بهعنوان خادمی در کنار دانشجویان محروم از آموزش عالی شناخته شود، نه بیشتر. دانشگاهی که در اتاقهای نشیمن دوستان و در زیرزمینهای خانهها شکل گرفت، با روح همین فروتنی و خدمتگزاری او و همکارانش جان گرفت.
پاکزاد، که روزگاری در دانشگاه تهران منشیان و خدمتگزاران برایش چای میآوردند، این بار خود برای دانشجویان جوان چای میریخت، از ایشان پذیرایی میکرد، میز و صندلی و آزمایشگاهشان را در زیرزمینها برپا میکرد، و با دستان خود محیط را تمیز و آماده میساخت. او نمونهی بارز این حقیقت بود که انسانِ واقعی نه در جایگاه و مقام، بلکه در خدمت و فروتنی معنا مییابد.
با وجود همهی این موانع، و با وجود تلاشهای مستمر جمهوری اسلامی برای تعطیل کردن دانشگاه جامعه بهایی، ثمرهی این تلاشها شگفتانگیز بود: فارغالتحصیلان مؤسسهی آموزش عالی بهایی توانستند تحصیلاتی ممتاز دریافت کنند و بعدها به عنوان استادان، کارآفرینان، پژوهشگران و نوآورانی برجسته، چه در ایران و چه در بیرون از مرزهای آن، نقشآفرین شوند. این خود گواهی است بر اینکه بذرهایی که استادانی چون پاکزاد کاشتند، در خاک تبعیض نیز میتواند بروید و بار دهد.
اکنون که او پس از تحمل دوره ای از بیماری در کالیفرنیا چشم از جهان فرو بسته است، باید نام او را نه به عنوان استاد اخراجشدهی دانشگاه تهران، بلکه به عنوان استاد زندگی به یاد بسپاریم. او با استقامت و فروتنی خویش، درس بزرگی به ما آموخت: علم و آموزش را نمیتوان زندانی کرد. اگر درها را بستند، پنجرهای خواهیم گشود. اگر آزمایشگاهها را گرفتند، آزمایشگاهی در دل یک زیرزمین خواهیم ساخت.
استاد هوشنگ پاکزاد درگذشت، اما یاد او چون مشعلی است که در راه دانش و آزادگی روشن خواهد ماند. او نه تنها به دانشجویان بهایی، بلکه به همهی ما آموخت که ارزش یک استاد در بیادعایی و خدمتگزاری بیچشمداشت اوست. چنین انسانی را میتوان «استاد دانشگاه انسانیت» نامید.
يادش جاودان و راهش پر رهرو.
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #هوشنگ_پاکزاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌17❤6🕊4