آثار محمدکاظم کاظمی
مرتبط با یادداشت «کتابهای بینشان»
🔹 کتابهای بینشان
🔸 محمدکاظم کاظمی
در حال مرتب کردن ارجاعات به کتابهای جناب محمدرضا عبدالملکیان هستم برای کتاب هشت نقد. ایشان تعدادی مجموعه شعر مستقل دارد. تا اینجا خیلی هم خوب. بعد یک گزیدۀ اشعار در انتشارات مروارید دارد و این هم پذیرفتنی است. یک گزیده هم در سلسلۀ کتاب نیستان دارد که البته همه داریم و به نقصهای آن سلسله معترف. ایشان باز یک کتاب دیگر دارد به نام «هنوز فرصت هست» که مجموعۀ شعرهای نیمایی ایشان است و لاجرم از کتابهای مستقل گلچین شده است. این دیگر چرا؟ آن گزیدۀ اشعار هم که بیشترش نیمایی بود. باز در این میان کتابی هست به نام «هوای حوصله ابری» هست که متن کامل دو کتاب «حالا که آمدهای» و «این کوچه را از روی رودخانه نوشتهام» در آن تکرار شده است، در کنار شعرهایی چاپنشده. این کتاب مقدمۀ مفصلی دارد ولی به این نکتۀ کلیدی اشاره نشده است که این آثار باری دیگر به صورت کتابهای مستقلی چاپ شده است.
و این مشکل تنها آثار جناب عبدالملکیان نیست. کتابهای بسیاری دیگر از شاعران گرانقدر هم این پریشانیها و تداخلها را دارد. حتی شاید بگویید «خودت هم که سه گزیدۀ شعر با شعرهای موازی و متداخل داری.» میگویم: بله متأسفانه و این هیچ خوب نبود. به همین دلیل بعد از کتاب تکا در برابر گزیدههای دیگری که بعضی دوستان ناشر پیشنهاد دادند مقاومت کردم و در مقدمۀ «شمشیر و جغرافیا» نوشتم که خوش دارم از این پس گزیدهگوی باشم نه گزیدهساز.
باری، میپذیرم که در این اوضاع نابسامان نشر و توزیع کتاب، همین که این کتابها چاپ میشود و به فروش میرود هم مغتنم است. ولی دشوار نیست اگر شاعران گرانقدر در مقدمۀ هر کتاب همین را توضیح دهند. آن مقدمههای مفصل شاعرانه سرشار از خاطرات دیر و دور که برای کتاب مینویسند خیلی هم خوب است. ولی باید دربارۀ تاریچخۀ چاپ این شعرها هم چند سطری نوشت. یا حداقل باید پای شعرها تاریخ بگذارند تا حداقل این تاریخها دیگران را از سرگردانی در بیاورد و کسی که آثار را دنبال میکند نقشۀ روشنی از مجموعۀ این آثار داشته باشد.
#کتاب_های_بی_نشان
#محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi
🔸 محمدکاظم کاظمی
در حال مرتب کردن ارجاعات به کتابهای جناب محمدرضا عبدالملکیان هستم برای کتاب هشت نقد. ایشان تعدادی مجموعه شعر مستقل دارد. تا اینجا خیلی هم خوب. بعد یک گزیدۀ اشعار در انتشارات مروارید دارد و این هم پذیرفتنی است. یک گزیده هم در سلسلۀ کتاب نیستان دارد که البته همه داریم و به نقصهای آن سلسله معترف. ایشان باز یک کتاب دیگر دارد به نام «هنوز فرصت هست» که مجموعۀ شعرهای نیمایی ایشان است و لاجرم از کتابهای مستقل گلچین شده است. این دیگر چرا؟ آن گزیدۀ اشعار هم که بیشترش نیمایی بود. باز در این میان کتابی هست به نام «هوای حوصله ابری» هست که متن کامل دو کتاب «حالا که آمدهای» و «این کوچه را از روی رودخانه نوشتهام» در آن تکرار شده است، در کنار شعرهایی چاپنشده. این کتاب مقدمۀ مفصلی دارد ولی به این نکتۀ کلیدی اشاره نشده است که این آثار باری دیگر به صورت کتابهای مستقلی چاپ شده است.
و این مشکل تنها آثار جناب عبدالملکیان نیست. کتابهای بسیاری دیگر از شاعران گرانقدر هم این پریشانیها و تداخلها را دارد. حتی شاید بگویید «خودت هم که سه گزیدۀ شعر با شعرهای موازی و متداخل داری.» میگویم: بله متأسفانه و این هیچ خوب نبود. به همین دلیل بعد از کتاب تکا در برابر گزیدههای دیگری که بعضی دوستان ناشر پیشنهاد دادند مقاومت کردم و در مقدمۀ «شمشیر و جغرافیا» نوشتم که خوش دارم از این پس گزیدهگوی باشم نه گزیدهساز.
باری، میپذیرم که در این اوضاع نابسامان نشر و توزیع کتاب، همین که این کتابها چاپ میشود و به فروش میرود هم مغتنم است. ولی دشوار نیست اگر شاعران گرانقدر در مقدمۀ هر کتاب همین را توضیح دهند. آن مقدمههای مفصل شاعرانه سرشار از خاطرات دیر و دور که برای کتاب مینویسند خیلی هم خوب است. ولی باید دربارۀ تاریچخۀ چاپ این شعرها هم چند سطری نوشت. یا حداقل باید پای شعرها تاریخ بگذارند تا حداقل این تاریخها دیگران را از سرگردانی در بیاورد و کسی که آثار را دنبال میکند نقشۀ روشنی از مجموعۀ این آثار داشته باشد.
#کتاب_های_بی_نشان
#محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi