Rokhdad
@bookhapdf
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
🎭 نمایشنامه
#کتاب_صوتی
📝 رُخداد
#آلن_بدیو
🎙 باران کویر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
🎭 نمایشنامه
#کتاب_صوتی
📝 رُخداد
#آلن_بدیو
🎙 باران کویر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
مانا نیستانی به بهترین شکل ممکن و تنها با یک تصویر وضعیت کشور را به نمایش می گذارد ...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
مانا نیستانی به بهترین شکل ممکن و تنها با یک تصویر وضعیت کشور را به نمایش می گذارد ...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
میتوانم تنهاییام، تاریکیام و گرسنگی قلبم را به تو بدهم. سعی میکنم با بیثباتی، خطر و شکست تو را وسوسه کنم.
#_خورخه_لوئیس_بورخس
#_عکاس: اُریُول مَسپُنس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
میتوانم تنهاییام، تاریکیام و گرسنگی قلبم را به تو بدهم. سعی میکنم با بیثباتی، خطر و شکست تو را وسوسه کنم.
#_خورخه_لوئیس_بورخس
#_عکاس: اُریُول مَسپُنس
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
گروهیكودن شادمان را تصور كن كه مشغول كارند و در فضاى باز آجر جا به جا مىكنند. به محض آنكه همه آجرها را در يك گوشهى زمين رویهم چيدند، شروع میكنند به بردن آنها به گوشه ديگر زمين. اين كار بیوقفه ادامه میيابد و هر روز سال، آنها مشغول همين كارند، يك روز يكی از آنها میايستد و از خود مىپرسد چه كار دارد مىكند! در شگفت مىماند كه هدف از جابهجايی آجرها چيست؟ و از آن لحظه به بعد ديگر مانند گذشته از كار خود راضى نيست...من همان «كودنم» كه از چرايى جابهجايى آجرها در شگفت مانده است.
📒روان درمانى اگزيستانسيال
#اروین_د_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
گروهیكودن شادمان را تصور كن كه مشغول كارند و در فضاى باز آجر جا به جا مىكنند. به محض آنكه همه آجرها را در يك گوشهى زمين رویهم چيدند، شروع میكنند به بردن آنها به گوشه ديگر زمين. اين كار بیوقفه ادامه میيابد و هر روز سال، آنها مشغول همين كارند، يك روز يكی از آنها میايستد و از خود مىپرسد چه كار دارد مىكند! در شگفت مىماند كه هدف از جابهجايی آجرها چيست؟ و از آن لحظه به بعد ديگر مانند گذشته از كار خود راضى نيست...من همان «كودنم» كه از چرايى جابهجايى آجرها در شگفت مانده است.
📒روان درمانى اگزيستانسيال
#اروین_د_یالوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمدن باروک به دو حقیقت باور داشت، که برای یک ذهنیت متعلق به دوران پس از قرن هجدهم، حقایقی انحصاری هستند - ما باید یکی را حذف کنیم تا به دیگری باور داشته باشیم. باروکها به کاوش عقلانی جهان باور داشتند، و همچنین معتقد بودند که یک حقیقت روحانی پنهان وجود دارد. متفکران باروک قادر بودند هر دو را همزمان زندگی کنند. در هر صورت، برای من نیز لازم است که به این شیوه زندگی کنم.
#_اوژن_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
تمدن باروک به دو حقیقت باور داشت، که برای یک ذهنیت متعلق به دوران پس از قرن هجدهم، حقایقی انحصاری هستند - ما باید یکی را حذف کنیم تا به دیگری باور داشته باشیم. باروکها به کاوش عقلانی جهان باور داشتند، و همچنین معتقد بودند که یک حقیقت روحانی پنهان وجود دارد. متفکران باروک قادر بودند هر دو را همزمان زندگی کنند. در هر صورت، برای من نیز لازم است که به این شیوه زندگی کنم.
#_اوژن_گرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آنطور که از کودکی یادم مانده ساختمان کاملی نیست. در ذهن من تکهپاره است؛ اتاقی اینجا، اتاقی آنجا و بخشی از سرسرا که این دو اتاق را به هم وصل نمیکند، اما خود نیز به صورت پارهای جدا محفوظ است. به این ترتیب، همه چیز در ذهنم پراکنده است. اتاقها، راهپلههایی که با متانتی تشریفاتی به پایین میرسید، پلکانهای باریک مارپیچِ دیگر که آدم در ظلماتش همچون خون در رگها حرکت میکرد؛ برجهای دیدهبانی، مهتابیهای بس بلند، دهلیزهایی که آدم ناگهان از درهای کوچکی در آنها سر در میآورد ـ همه اینها هنوز در ذهن من است و هرگز محو نمیشود؛ گویی تصویر این خانه از بلندایی بیکرانه در جهان فرو افتاده و در همۀ وجودم پراکنده شده است.
#_کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
#_نویسنده: راینر ماریا ریلکه
#_مترجم: مهدی غبرایی
#_انتشارات نیلوفر
Anselm~2023
Director: Wim Wenders
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آنطور که از کودکی یادم مانده ساختمان کاملی نیست. در ذهن من تکهپاره است؛ اتاقی اینجا، اتاقی آنجا و بخشی از سرسرا که این دو اتاق را به هم وصل نمیکند، اما خود نیز به صورت پارهای جدا محفوظ است. به این ترتیب، همه چیز در ذهنم پراکنده است. اتاقها، راهپلههایی که با متانتی تشریفاتی به پایین میرسید، پلکانهای باریک مارپیچِ دیگر که آدم در ظلماتش همچون خون در رگها حرکت میکرد؛ برجهای دیدهبانی، مهتابیهای بس بلند، دهلیزهایی که آدم ناگهان از درهای کوچکی در آنها سر در میآورد ـ همه اینها هنوز در ذهن من است و هرگز محو نمیشود؛ گویی تصویر این خانه از بلندایی بیکرانه در جهان فرو افتاده و در همۀ وجودم پراکنده شده است.
#_کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
#_نویسنده: راینر ماریا ریلکه
#_مترجم: مهدی غبرایی
#_انتشارات نیلوفر
Anselm~2023
Director: Wim Wenders
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
بانوان عمارت میسالونگی" رمانی جذاب از کالین مک کالو است که به خاطر روایتهای غنی و شخصیتهای قوی و چندوجهی خود شهرت دارد. این داستان که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در شهر کوچک و زیبا و منزوی میسالونگی در استرالیا اتفاق میافتد و موضوعات استقلال، عشق و انتظارات اجتماعی را به تصویر میکشد. مک کالو که بیشتر به خاطر اثر حماسی "پرنده خارزار" معروف است، با ظرافت داستانسرایی خود در این رمان، داستانی فشرده و در عین حال عمیقا تکاندهنده از انعطافپذیری و توانمندسازی زنان ارائه میدهد.
داستان زندگی میسی رایت، زن جوان و ترسویی را روایت میکند که در شهر کوچک میسالونگی، واقع در دامنه کوهی در نیو ساوت ولز، زندگی میکند. میسی در سایه عمهی مهیب و کنترلگر خود و همچنین مادر بیتفاوت و خودخواهش بزرگ شده است. با وجود محیط خفهکننده و فشار برای انطباق با هنجارهای اجتماعی، میسی آرزوی زندگیای فراتر از محدودیتهای دنیای کوچک خود را دارد. زندگی میسی زمانی دچار تغییر غیرمنتظرهای میشود که احتمال یک رابطه عاشقانه با مرد مجرد مرموز و جذاب، جان اسمیت، را کشف میکند. با این حال، خانواده او و دیدگاههای محافظهکارانهی شهر چالشهای جدی را ایجاد میکنند. همانطور که میسی به بررسی محدودیتهای اجتماعی و معضلات شخصی که اطرافیانش برای او تحمیل میکنند میپردازد، رمان مضامین استقلال، وفاداری خانوادگی و جستوجوی زندگیای که توسط خواستههای فردی و نه انتظارات اجتماعی تعریف شود را بررسی میکند. "بانوان عمارت میسالونگی" کاوشی است در قدرت زنان و جستوجو برای تعیین سرنوشت خود. مک کالو به پیچیدگیهای زنانگی و روشهای گوناگون حمایت و خفه کردن یکدیگر میپردازد. در طول سفر میسی، خوانندگان شاهد شجاعت لازم برای ایجاد مسیر خود و رهایی از سنتهای دیرینه خواهند بود. این رمان همچنین به اهمیت جامعه، نقش دوستی زنانه و قدرت پیوندهای پنهانی میپردازد که در مواقع سختی منبع آرامش و قدرت میشوند. تنش بین هنجارهای اجتماعی و خواستههای شخصی در مرکز داستان قرار دارد. مک کالو سنتهای محدودکنندهی میسالونگی را با اشتیاق میسی برای عشق و رضایت کنار هم قرار میدهد و تحول شخصیت او را از چهرهای ملایم و نادیدهگرفتهشده به زنی که جرات دارد سرنوشت خود را ادعا کند، نشان میدهد.
"بانوان عمارت میسالونگی" داستانی است از عشق، شجاعت و سرپیچی در برابر محدودیتهای انتظارات اجتماعی. رمان کالین مککالو هم جذاب و هم تکاندهنده است و داستانی را زنده میکند که با خوانندگانی که از روایتی غرق در احساسات غنی و درام شخصیتمحور استقبال میکنند، طنینانداز میشود. از طریق سفر میسی رایت، مککالو به ما یادآوری میکند که قدرت عمیق خودباوری و اهمیت پرورش صدای خود را در دنیایی که اغلب تلاش میکند آن را خاموش کند، دریابیم. این کتاب بهعنوان ادای احترامی به انعطافپذیری روح انسانی و شجاعت آرامی است که در غیرمنتظرهترین مکانها یافت میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
بانوان عمارت میسالونگی" رمانی جذاب از کالین مک کالو است که به خاطر روایتهای غنی و شخصیتهای قوی و چندوجهی خود شهرت دارد. این داستان که در سال ۱۹۸۷ منتشر شد، در شهر کوچک و زیبا و منزوی میسالونگی در استرالیا اتفاق میافتد و موضوعات استقلال، عشق و انتظارات اجتماعی را به تصویر میکشد. مک کالو که بیشتر به خاطر اثر حماسی "پرنده خارزار" معروف است، با ظرافت داستانسرایی خود در این رمان، داستانی فشرده و در عین حال عمیقا تکاندهنده از انعطافپذیری و توانمندسازی زنان ارائه میدهد.
داستان زندگی میسی رایت، زن جوان و ترسویی را روایت میکند که در شهر کوچک میسالونگی، واقع در دامنه کوهی در نیو ساوت ولز، زندگی میکند. میسی در سایه عمهی مهیب و کنترلگر خود و همچنین مادر بیتفاوت و خودخواهش بزرگ شده است. با وجود محیط خفهکننده و فشار برای انطباق با هنجارهای اجتماعی، میسی آرزوی زندگیای فراتر از محدودیتهای دنیای کوچک خود را دارد. زندگی میسی زمانی دچار تغییر غیرمنتظرهای میشود که احتمال یک رابطه عاشقانه با مرد مجرد مرموز و جذاب، جان اسمیت، را کشف میکند. با این حال، خانواده او و دیدگاههای محافظهکارانهی شهر چالشهای جدی را ایجاد میکنند. همانطور که میسی به بررسی محدودیتهای اجتماعی و معضلات شخصی که اطرافیانش برای او تحمیل میکنند میپردازد، رمان مضامین استقلال، وفاداری خانوادگی و جستوجوی زندگیای که توسط خواستههای فردی و نه انتظارات اجتماعی تعریف شود را بررسی میکند. "بانوان عمارت میسالونگی" کاوشی است در قدرت زنان و جستوجو برای تعیین سرنوشت خود. مک کالو به پیچیدگیهای زنانگی و روشهای گوناگون حمایت و خفه کردن یکدیگر میپردازد. در طول سفر میسی، خوانندگان شاهد شجاعت لازم برای ایجاد مسیر خود و رهایی از سنتهای دیرینه خواهند بود. این رمان همچنین به اهمیت جامعه، نقش دوستی زنانه و قدرت پیوندهای پنهانی میپردازد که در مواقع سختی منبع آرامش و قدرت میشوند. تنش بین هنجارهای اجتماعی و خواستههای شخصی در مرکز داستان قرار دارد. مک کالو سنتهای محدودکنندهی میسالونگی را با اشتیاق میسی برای عشق و رضایت کنار هم قرار میدهد و تحول شخصیت او را از چهرهای ملایم و نادیدهگرفتهشده به زنی که جرات دارد سرنوشت خود را ادعا کند، نشان میدهد.
"بانوان عمارت میسالونگی" داستانی است از عشق، شجاعت و سرپیچی در برابر محدودیتهای انتظارات اجتماعی. رمان کالین مککالو هم جذاب و هم تکاندهنده است و داستانی را زنده میکند که با خوانندگانی که از روایتی غرق در احساسات غنی و درام شخصیتمحور استقبال میکنند، طنینانداز میشود. از طریق سفر میسی رایت، مککالو به ما یادآوری میکند که قدرت عمیق خودباوری و اهمیت پرورش صدای خود را در دنیایی که اغلب تلاش میکند آن را خاموش کند، دریابیم. این کتاب بهعنوان ادای احترامی به انعطافپذیری روح انسانی و شجاعت آرامی است که در غیرمنتظرهترین مکانها یافت میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
نمایش بانوان عمارت میسالونگی
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#بانوان_عمارت_میسالونگی
#کالین_مک_کالو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_ماهانه
⛈ #_جشن_بادبره و افسانهی ایزد نیکوکار و ویرانگر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_ماهانه
⛈ #_جشن_بادبره و افسانهی ایزد نیکوکار و ویرانگر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_ماهانه
⛈ #_جشن_بادبره و افسانهی ایزد نیکوکار و ویرانگر
⛈ باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زبان اوستایی «واتـَه» و سپس «وای» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به گمان «جشن بادبره» در بادروز از بهمن ماه برابر با بیستودوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
⛈ ایزد باد یکی از کهنترین ایزدان هند و ایرانی است. در باور مردمان هندوایرانی جهان سه رده داشت: زمین، آسمان و هوا. نوشتهاند که ایزد باد (وای/وایو) بر هوا و پهنهی میان گنبد آسمان و روی زمین فرمان میراند. در نوشتههای کهن ایرانی از او به نام اندورا به چم (معنی) تهی یاد شده است. در آیینهای هندو او پیامآور خدایان است.
⛈ ایزد باد چهرهای دوگانه دارد. هم خوب بود و «وای وَه» یا «وای بِه» نام داشت و هم بد بود و سویهی بد او «وای وَتـتـَر» یا «وای بد» نامیده میشد. زیرا باد از هر دو جهان نیک و بد میگذرد و دو رفتار زیانبار و سودرسان دارد. او نیکوکار است ولی میتواند با نیروی ویرانگر خود همهچیز و همه کس را نابود سازد. او دو روی زندگیبخش و مرگآفرین دارد. هم نخستین دمی است که زندگی با او آغاز میشود و هم واپسین دمی است که مرگ را با خود به همراه میآورد. در افسانههای هندی به وای بد ایندرا میگفتند که از دیوها و اهریمنان بود.
⛈ مردم خورآسان (شرق) ایران بزرگ، ایزد وای را آفریننده و نگهبان پل چینوت (صراط) میدانستند. او را پشتیبان و آرامبخش روانهای درگذشته میدانستند و باور داشتند این ایزد روانهای درگذشتگان را در سفرشان به آسمان همراهی میکند. وای در دگرگونیهای زبانی بسیار به «واد» و «باد» دگرگون شد. ایزد وای در ویسپرد همراه آسمان و دریای فراخکرت که نماد جای تهی است ستوده شده است.
⛈ در افسانهها ایزد وایو گردونهای زرین دارد و خدایی نیرومند، فراخسینه، جنگجویی سهمناک، دلیر، تیزرو و پیروز شونده با تنپوش ارغوانی است. او زمانی که جامهی نبرد بر تن دارد با جنگافزار زرین خود دشمنان را دنبال و اهریمن را نابود میکند و از آفرینش اورمزد پاسداری میکند. وایو نماد آسمانی ارتشتاران است.
⛈ گفتنی است افسانههای باستانی ایزدان، پرشمارند و پیچیدهاند و در این یادداشتها تنها به گوشهای از آن میتوان پرداخت.
#جشن_های_ایرانی #جشن_بادبره #بهمنگان #بادروز
📖 برداشت آزاد از:
- اسطورهشناسی ایزدان ایرانی «شروین وکیلی»
- دانشنامهی ایرانیکا
- امردادنیوز
- رسانه اینترنتی باستانشناس
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_ماهانه
⛈ #_جشن_بادبره و افسانهی ایزد نیکوکار و ویرانگر
⛈ باد یکی از چهار آخشیج سپند (عنصر مقدس) و پاککننده بود. باد در زبان اوستایی «واتـَه» و سپس «وای» گفته میشد و ایزد باد از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای زُروانی و زرتشتی بود. باد در زندگی کشاورزان ارزش ویژهای داشت. آنها دریافته بودند که باد چه دگرگونیهایی در زیستبوم و کشتوکار پدید میآورد. به گمان «جشن بادبره» در بادروز از بهمن ماه برابر با بیستودوم این ماه در ایران باستان برگزار میشد.
⛈ ایزد باد یکی از کهنترین ایزدان هند و ایرانی است. در باور مردمان هندوایرانی جهان سه رده داشت: زمین، آسمان و هوا. نوشتهاند که ایزد باد (وای/وایو) بر هوا و پهنهی میان گنبد آسمان و روی زمین فرمان میراند. در نوشتههای کهن ایرانی از او به نام اندورا به چم (معنی) تهی یاد شده است. در آیینهای هندو او پیامآور خدایان است.
⛈ ایزد باد چهرهای دوگانه دارد. هم خوب بود و «وای وَه» یا «وای بِه» نام داشت و هم بد بود و سویهی بد او «وای وَتـتـَر» یا «وای بد» نامیده میشد. زیرا باد از هر دو جهان نیک و بد میگذرد و دو رفتار زیانبار و سودرسان دارد. او نیکوکار است ولی میتواند با نیروی ویرانگر خود همهچیز و همه کس را نابود سازد. او دو روی زندگیبخش و مرگآفرین دارد. هم نخستین دمی است که زندگی با او آغاز میشود و هم واپسین دمی است که مرگ را با خود به همراه میآورد. در افسانههای هندی به وای بد ایندرا میگفتند که از دیوها و اهریمنان بود.
⛈ مردم خورآسان (شرق) ایران بزرگ، ایزد وای را آفریننده و نگهبان پل چینوت (صراط) میدانستند. او را پشتیبان و آرامبخش روانهای درگذشته میدانستند و باور داشتند این ایزد روانهای درگذشتگان را در سفرشان به آسمان همراهی میکند. وای در دگرگونیهای زبانی بسیار به «واد» و «باد» دگرگون شد. ایزد وای در ویسپرد همراه آسمان و دریای فراخکرت که نماد جای تهی است ستوده شده است.
⛈ در افسانهها ایزد وایو گردونهای زرین دارد و خدایی نیرومند، فراخسینه، جنگجویی سهمناک، دلیر، تیزرو و پیروز شونده با تنپوش ارغوانی است. او زمانی که جامهی نبرد بر تن دارد با جنگافزار زرین خود دشمنان را دنبال و اهریمن را نابود میکند و از آفرینش اورمزد پاسداری میکند. وایو نماد آسمانی ارتشتاران است.
⛈ گفتنی است افسانههای باستانی ایزدان، پرشمارند و پیچیدهاند و در این یادداشتها تنها به گوشهای از آن میتوان پرداخت.
#جشن_های_ایرانی #جشن_بادبره #بهمنگان #بادروز
📖 برداشت آزاد از:
- اسطورهشناسی ایزدان ایرانی «شروین وکیلی»
- دانشنامهی ایرانیکا
- امردادنیوز
- رسانه اینترنتی باستانشناس
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
«میزری » یک رمان روانشناختی و ترسناک است که در سال ۱۹۸۷ توسط نویسنده مشهور « استیفن کینگ » منتشر شد. در سال ۱۹۸۸، این رمان نامزد دریافت جایزه جهانی فانتزی برای بهترین رمان شد و بعدها نیز یک فیلم هالیوودی با نام مشابه از آن اقتباس شد. در سال ۱۹۸۶، هنگامی که کینگ مشغول نوشتن رمان بود، تصمیم داشت کتاب را تحت نام « ریچارد بچمن » منتشر کند، اما هویت اصلی او پیش از انتشار کتاب افشا شد.
« پائول شلدون » پس از یک سانحه رانندگی در یک خانه عجیب و غریب به هوش می آید. آن جا هیچ شباهتی به بیمارستان یا خانه خودش ندارد. « آنی ویکیز » او را از مرگ نجات داده و با خود به خانه اش آورده است. خبر خوش این است که آنی یک روز پرستار بوده و داروهای بدرد بخوری در خانه دارد. خبر بد این است که آنی طرفدار شماره یک پائول است. وقتی آنی از کارهای پائول برای نوشتن رمان میزری آگاه می شود، نفرت وجودش را فرا می گیرد. پائول که همیشه برای گذران زندگی داستان می نوشت، اکنون باید برای زنده ماندن بنویسد...
استیون کینگ Stephen King
« استیون کینگ » (- ۱۹۴۷) نویسنده مشهور آمریکایی است که برای آثار وحشت، علمی تخیلی و فانتزی خود شهرت جهانی دارد. تاکنون کتاب های او بیش از ۳۵۰ میلیون نسخه فروخته است و بسیاری از آثارش به فیلم سینمایی، فیلم کوتاه، سریال تلویزیونی و کتاب های کمیک تبدیل شده است. او پنجاه و هشت رمان (از جمله هفت رمان با نام ادبی ریچارد بچمن) و شش کتاب غیر داستانی منتشر کرده است. همچنین، او حدود دویست داستان کوتاه نوشته که بیشتر آنها به صورت مجموعه کتاب منتشر شده است.
او برنده جایزه برم استوکر، جایزه جهانی فانتزی و جایزه انجمن فانتزی بریتانیا و... است. در سال ۲۰۰۳، بنیاد کتاب ملی، یک مدال را به خاطر خدمات ارزنده اش به ادبیات و زبان انگلیسی اهدا کرد. جایزه جهانی فانتزی (۲۰۰۴) و جایزه گرند مستر (۲۰۰۷) برای یک عمر دستاورد ادبی به او تعلق گرفت. به او لقب پادشاه ژانر وحشت داده اند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
«میزری » یک رمان روانشناختی و ترسناک است که در سال ۱۹۸۷ توسط نویسنده مشهور « استیفن کینگ » منتشر شد. در سال ۱۹۸۸، این رمان نامزد دریافت جایزه جهانی فانتزی برای بهترین رمان شد و بعدها نیز یک فیلم هالیوودی با نام مشابه از آن اقتباس شد. در سال ۱۹۸۶، هنگامی که کینگ مشغول نوشتن رمان بود، تصمیم داشت کتاب را تحت نام « ریچارد بچمن » منتشر کند، اما هویت اصلی او پیش از انتشار کتاب افشا شد.
« پائول شلدون » پس از یک سانحه رانندگی در یک خانه عجیب و غریب به هوش می آید. آن جا هیچ شباهتی به بیمارستان یا خانه خودش ندارد. « آنی ویکیز » او را از مرگ نجات داده و با خود به خانه اش آورده است. خبر خوش این است که آنی یک روز پرستار بوده و داروهای بدرد بخوری در خانه دارد. خبر بد این است که آنی طرفدار شماره یک پائول است. وقتی آنی از کارهای پائول برای نوشتن رمان میزری آگاه می شود، نفرت وجودش را فرا می گیرد. پائول که همیشه برای گذران زندگی داستان می نوشت، اکنون باید برای زنده ماندن بنویسد...
استیون کینگ Stephen King
« استیون کینگ » (- ۱۹۴۷) نویسنده مشهور آمریکایی است که برای آثار وحشت، علمی تخیلی و فانتزی خود شهرت جهانی دارد. تاکنون کتاب های او بیش از ۳۵۰ میلیون نسخه فروخته است و بسیاری از آثارش به فیلم سینمایی، فیلم کوتاه، سریال تلویزیونی و کتاب های کمیک تبدیل شده است. او پنجاه و هشت رمان (از جمله هفت رمان با نام ادبی ریچارد بچمن) و شش کتاب غیر داستانی منتشر کرده است. همچنین، او حدود دویست داستان کوتاه نوشته که بیشتر آنها به صورت مجموعه کتاب منتشر شده است.
او برنده جایزه برم استوکر، جایزه جهانی فانتزی و جایزه انجمن فانتزی بریتانیا و... است. در سال ۲۰۰۳، بنیاد کتاب ملی، یک مدال را به خاطر خدمات ارزنده اش به ادبیات و زبان انگلیسی اهدا کرد. جایزه جهانی فانتزی (۲۰۰۴) و جایزه گرند مستر (۲۰۰۷) برای یک عمر دستاورد ادبی به او تعلق گرفت. به او لقب پادشاه ژانر وحشت داده اند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
نمایش کابوس یک پرستار
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
کابوس یک پرستار
براساس رمان #میزوری
#استیفن_کینگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داستان_کوتاه
روبه آسمان در شب
#رو_به_آسمان_در_شب
#خولیو_کورتاسار
ترجمه:قاسم صنعوی
باصدای: بهروز رضوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داستان_کوتاه
روبه آسمان در شب
#رو_به_آسمان_در_شب
#خولیو_کورتاسار
ترجمه:قاسم صنعوی
باصدای: بهروز رضوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داستان_کوتاه
روبه آسمان در شب
#رو_به_آسمان_در_شب
#خولیو_کورتاسار
ترجمه:قاسم صنعوی
باصدای: بهروز رضوی
خولیو کورتاسار (اسپانیایی: Julio Cortázar; زاده ۲۶ اوت ۱۹۱۴ در بروکسل – درگذشته ۱۲ فوریه ۱۹۸۴ در پاریس) نویسنده رمان و داستان کوتاه آرژانتینی بود.
او یک نسل از نویسندگان آمریکای لاتین، از مکزیک تا آرژانتین را تحت تأثیر قرار داد. بخش بزرگی از بهترین و شناخته شدهترین کارهایش را در فرانسه نوشت. جایی که در سال ۱۹۵۱ در آن شروع به کار کرد. وی یکی از بارورترین، متعهدترین و جهانیترین نویسندگان آمریکای لاتین است که از ایشان با اصطلاح «بوم - Boom» یاد میشود. همچنین منتقدان ادبی از کورتاسار به عنوان یکی از نویسندگان شاخص دهه ۱۹۶۰ نام میبرند.
دههای که اوج شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم محسوب میشود و علاوه بر کورتاسار، خاستگاه نامها و چهرههای ادبی ماندگاری چون: گابریل گارسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس، خوان کارلوس اونتی، گیلرمو کابررا اینفانته، آلخو کارپانتیه، خوان رولفو، آدولفو بیوئی کاسارس، ادواردز، خوسه دونوسو و عدهای دیگر در تاریخ ادبیات جهان است، که هسته و بانی اصلی رشد ادبیات و در کنار آن صنعت نشر کتاب در این منطقه از جهان و نیز جلب توجه منتقدین ادبی و استعدادهای جوان و جویای نام سراسر زمین به این قاره و ادبیات شاخص آن گردید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کـــتـــاب_صـــوتـــی📚
#داستان_کوتاه
روبه آسمان در شب
#رو_به_آسمان_در_شب
#خولیو_کورتاسار
ترجمه:قاسم صنعوی
باصدای: بهروز رضوی
خولیو کورتاسار (اسپانیایی: Julio Cortázar; زاده ۲۶ اوت ۱۹۱۴ در بروکسل – درگذشته ۱۲ فوریه ۱۹۸۴ در پاریس) نویسنده رمان و داستان کوتاه آرژانتینی بود.
او یک نسل از نویسندگان آمریکای لاتین، از مکزیک تا آرژانتین را تحت تأثیر قرار داد. بخش بزرگی از بهترین و شناخته شدهترین کارهایش را در فرانسه نوشت. جایی که در سال ۱۹۵۱ در آن شروع به کار کرد. وی یکی از بارورترین، متعهدترین و جهانیترین نویسندگان آمریکای لاتین است که از ایشان با اصطلاح «بوم - Boom» یاد میشود. همچنین منتقدان ادبی از کورتاسار به عنوان یکی از نویسندگان شاخص دهه ۱۹۶۰ نام میبرند.
دههای که اوج شکوفایی ادبیات آمریکای لاتین در قرن بیستم محسوب میشود و علاوه بر کورتاسار، خاستگاه نامها و چهرههای ادبی ماندگاری چون: گابریل گارسیا مارکز، ماریو بارگاس یوسا، کارلوس فوئنتس، خوان کارلوس اونتی، گیلرمو کابررا اینفانته، آلخو کارپانتیه، خوان رولفو، آدولفو بیوئی کاسارس، ادواردز، خوسه دونوسو و عدهای دیگر در تاریخ ادبیات جهان است، که هسته و بانی اصلی رشد ادبیات و در کنار آن صنعت نشر کتاب در این منطقه از جهان و نیز جلب توجه منتقدین ادبی و استعدادهای جوان و جویای نام سراسر زمین به این قاره و ادبیات شاخص آن گردید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity