🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گوته مدرنیزاسیون (نوسازی) جهان مادی را نوعی دستاورد معنوى والا میداند؛ فاوست گوته، در مقام توسعهگری که جهان را در مسیری نو به حرکت میاندازد، نمونۀ ازلیِ قهرمان مدرن است. اما توسعهگر در نظر گوته علاوه بر سرشت قهرمانی، سرشتی تراژیک نیز دارد. به منظور درک تراژدی توسعهگر، باید بینش او از جهان را نه فقط بر اساس آنچه در این بینش رؤیت میشود —بر اساس افقهای جدید و فراخی که به روی بشر میگشاید—بلکه همچنین بر مبنای آنچه از چشم میافتد، مورد قضاوت قرار داد. بر مبنای آن واقعیات بشری که این بینش عمداً نادیده میگیرد و تواناییهای بالقوهای که تاب مواجهه با آنها را ندارد. فاوست جهانی را در خیال متصور میشود که در آن رشد شخصی و پیشرفت اجتماعی مستلزم پرداخت بهای انسانیِ سنگینی نیست. او برای خلق این جهان میکوشد؛ ولی تراژدیِ او، به نحوی طنزآمیز، دقیقاً از میل او به حذف تراژدی از حیات بشری نشأت میگیرد.
کتاب: تجربۀ مدرنیته | هرآنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود
نویسنده: مارشال برمن
مترجم: مراد فرهادپور
انتشارات طرح نو
Photographer: Wolfgang Tillmans
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
گوته مدرنیزاسیون (نوسازی) جهان مادی را نوعی دستاورد معنوى والا میداند؛ فاوست گوته، در مقام توسعهگری که جهان را در مسیری نو به حرکت میاندازد، نمونۀ ازلیِ قهرمان مدرن است. اما توسعهگر در نظر گوته علاوه بر سرشت قهرمانی، سرشتی تراژیک نیز دارد. به منظور درک تراژدی توسعهگر، باید بینش او از جهان را نه فقط بر اساس آنچه در این بینش رؤیت میشود —بر اساس افقهای جدید و فراخی که به روی بشر میگشاید—بلکه همچنین بر مبنای آنچه از چشم میافتد، مورد قضاوت قرار داد. بر مبنای آن واقعیات بشری که این بینش عمداً نادیده میگیرد و تواناییهای بالقوهای که تاب مواجهه با آنها را ندارد. فاوست جهانی را در خیال متصور میشود که در آن رشد شخصی و پیشرفت اجتماعی مستلزم پرداخت بهای انسانیِ سنگینی نیست. او برای خلق این جهان میکوشد؛ ولی تراژدیِ او، به نحوی طنزآمیز، دقیقاً از میل او به حذف تراژدی از حیات بشری نشأت میگیرد.
کتاب: تجربۀ مدرنیته | هرآنچه سخت و استوار است، دود میشود و به هوا میرود
نویسنده: مارشال برمن
مترجم: مراد فرهادپور
انتشارات طرح نو
Photographer: Wolfgang Tillmans
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اشکها و لبخندها در کار نگاشتن به روی چهرههایند. رنج و نیکی ناب، به روی چهرهها خوانده میشود. این دریافت در دل رسوخ میکند، بهسان مُهری که در موم فرومیرود. چیزهای بسیار اندکی شایستۀ آنند که باورشان کنیم، اما آنگاه که ناگهان رنج و نیکی کسی را به چشم میبینیم، بدان میماند که جهت شمال را در هنگامی که دیگر نمیدانیم کجاییم، مییابیم: یکباره جهت همهچیز مشخص میشود، حتی اگر رنجهایی وجود داشته باشد که ندانیم با آنها چه کنیم... حقیقت در آبکند اشکها یا در گهوارۀ کوچک لبان زاده میشود، چراکه لبخند به لبان ما طرح گهوارهای بس کوچک را میبخشد که اندکی لرزان است.
کتاب: نور جهان
نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
Photographer: Saskia Boelsums
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
اشکها و لبخندها در کار نگاشتن به روی چهرههایند. رنج و نیکی ناب، به روی چهرهها خوانده میشود. این دریافت در دل رسوخ میکند، بهسان مُهری که در موم فرومیرود. چیزهای بسیار اندکی شایستۀ آنند که باورشان کنیم، اما آنگاه که ناگهان رنج و نیکی کسی را به چشم میبینیم، بدان میماند که جهت شمال را در هنگامی که دیگر نمیدانیم کجاییم، مییابیم: یکباره جهت همهچیز مشخص میشود، حتی اگر رنجهایی وجود داشته باشد که ندانیم با آنها چه کنیم... حقیقت در آبکند اشکها یا در گهوارۀ کوچک لبان زاده میشود، چراکه لبخند به لبان ما طرح گهوارهای بس کوچک را میبخشد که اندکی لرزان است.
کتاب: نور جهان
نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
Photographer: Saskia Boelsums
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ﺧﻮﺷﺎ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺎﺧﺘﻨﺪ،
ﯾﺎ ﮐﻮﺗﻪ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ،
ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻓﺮﻭﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ، ﻧﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻪ ﺟﺎﻧﯽ ﺑﺎﺧﺘﻨﺪ!
ﺧﻮﺷﺎ ﮐﻮﺗﻪﺍﻧﺪﯾﺸﯽ!
ﺑﻬﺘﺮ آن، که ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﮕﺮﻓﺖ؛
ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻫﻢ ﻧﺸﺪ!
...
ﻧﻪ! ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ نمیساﺧﺘﻨﺪ، ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯِ ﺁﻏﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ؛ ﺑﯿﻐﻮﻟﻪﺍﯼ!
- ﺁﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺭﺯﻧﺪ ﮐﻪ میساﺯﻧﺪ!
ﻭ ﺁﻧﭽﻪ میساﺯﻧﺪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ!
• مجلس قربانی سِنِمار | بهرام بیضایی
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
شرح تصویر:
Flower of Life~1926
Artist: Rockwell Kent
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
ﺧﻮﺷﺎ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﺎﺧﺘﻨﺪ،
ﯾﺎ ﮐﻮﺗﻪ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ،
ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻓﺮﻭﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ، ﻧﻪ ﺩﺳﺘﯽ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻪ ﺟﺎﻧﯽ ﺑﺎﺧﺘﻨﺪ!
ﺧﻮﺷﺎ ﮐﻮﺗﻪﺍﻧﺪﯾﺸﯽ!
ﺑﻬﺘﺮ آن، که ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﮕﺮﻓﺖ؛
ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺍﮊﮔﻮﻥ ﻫﻢ ﻧﺸﺪ!
...
ﻧﻪ! ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ نمیساﺧﺘﻨﺪ، ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯِ ﺁﻏﺎﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻮﺩ؛ ﺑﯿﻐﻮﻟﻪﺍﯼ!
- ﺁﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺭﺯﻧﺪ ﮐﻪ میساﺯﻧﺪ!
ﻭ ﺁﻧﭽﻪ میساﺯﻧﺪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ!
• مجلس قربانی سِنِمار | بهرام بیضایی
انتشارات روشنگران و مطالعات زنان
شرح تصویر:
Flower of Life~1926
Artist: Rockwell Kent
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ﯾﻮﺣﻨﺎ ﮐﻪ از ﻧﺰدﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﺎ و ﺑﮕﻔﺘﻪی ﺧﻮدش «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» و ﭼﻬﺎرﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ اﺳﺖ و در ﺳﺮآﻏﺎز ﮔﺰارش ﺧﻮد مینوﯾﺴﺪ: در اﺑﺘﺪا ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ و در ﻣﯿﺎن ﻣﺎ ﺳﺎﮐﻦ ﺷﺪ ﭘﺮ از ﻓﯿﺾ و راﺳﺘﯽ و ﺟﻼل او را دﯾﺪﯾﻢ ﺟﻼﻟﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪی ﭘﺴﺮ ﯾﮕﺎﻧﻪی ﭘﺪر...
وﻟﯽ اﯾﻦ «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» ﺑﻪ ﻣﺎ نمیگوید ﮐﻪ «اﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ» در ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ «ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ» و در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﺳﻮﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ ﮐﻪ ﻟﻮﻗﺎ اﺳﺖ.
ﻟﻮﻗﺎ ﯾﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﯿﺴﯽ را ﻧﺪﯾﺪ و آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺖ از ﺷﻨﯿﺪهﻫﺎی ﺧﻮد ﻧﻮﺷﺖ اما از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﺰﺷﮑﯽ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﻪ و ﭘﺮورش ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮔﺰارﺷﺶ ﻧﯿﺰ از ﺳﺎﻣﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎ اﯾﻦهمه او ﻧﯿﺰﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﺳﺨﻨﯽ از زﻣﺎن زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ بهمیان ﻧﻤﯽﮐﺸﺪ، وﻟﯽ در ﺑﺎب دوم اﻧﺠﯿﻞ ﺧﻮد ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺪﺳﺖ میدﻫﺪ ﮐﻪ میتوان ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﻫﺮ زﻣﺎن دﯾﮕﺮی میتواﻧﺴﺘﻪ زاده ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ بهجز «روز ﺑﯿﺴﺖوﭘﻨﺠﻢ دﺳﺎﻣﺒﺮ».
ﯾﮑﯽ از ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻮدن ﺷﺒﺎﻧﺎن در ﺑﯿﺎﺑﺎن اﺳﺖ میگوﯾﺪ: و در آَن ﻧﻮاﺣﯽ ﺷﺒﺎﻧﺎن در بیابان بهسر ﻣﯽﺑﺮدﻧﺪ و در ﺷﺐ ﭘﺎﺳﺒﺎﻧﯽ ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺧﻮﯾﺶ میکردند. ﻧﺎﮔﺎه ﻓﺮﺷﺘﻪی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﺸﺎن نمایان ﺷﺪ و ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮﮔﺮد اﯾﺸﺎن ﺗﺎﺑﯿﺪ و ﺑﻐﺎﯾﺖ ﺗﺮﺳﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ.
ﻓﺮﺷﺘﻪﯾﺸﺎن را ﮔﻔﺖ میترسد زﯾﺮا اﯾﻨﮏ ﺑﺸﺎرت ﺧﻮﺷﯽ بزرگ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ میدﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺟﻤﯿﻊ ﻗﻮم ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺷﻤﺎ در ﺷﻬﺮ داود ﻧﺠﺎت دﻫﻨﺪهای ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺢ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ زاده ﺷﺪ و ﭼﻮن ﻓﺮﺷﺘﮕﺎن از ﻧﺰد اﯾﺸﺎن ﺑﻪ آﺳﻤﺎن رﻓﺘﻨﺪ ﺷﺒﺎﻧﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪیگر ﮔﻔﺘﻨﺪ اکنون ﺑﻪ ﺑﯿﺖﻟﺤﻢ ﺑﺮوﯾﻢ و اﯾﻦ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ واﻗﻊ ﺷﺪه و ﺧﺪاوﻧﺪ آنﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ اﻋﻼم ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ.
ﯾﺎدآوری میکنم ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ آﻏﺎز ﭼﻠﻪی ﺑﺰرگ زﻣﺴﺘﺎن و ﻫﻮا ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺮد اﺳﺖ و چوپانان ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻠﻪ ﺧﻮد را ﺷﺒﺎﻫﻨﮕﺎم در ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﮕﻪ نمیدارند ﺑﻠﮑﻪ میکوﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﻓﺮوﺷﺪ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺑﻪ روﺳﺘﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ. بناﺑﺮاﯾﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺒﯽ زاده ﻧﺸﺪهاﺳﺖ اما اﮔﺮ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﭘﺲ در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪهاﺳﺖ؟ ﺧﻮاﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ نمیدانم.
ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻟﻮﻗﺎ و دﯾﮕﺮ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﯽ ﻧﯿﺰ نمیداﻧﺴﺘﻨﺪ اﮔﺮ میداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را و ﻣﺎ را و ﭘﯿﺮواﻧﺸﺎن را اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﮔﺮدان نمیگزاﺷﺘﻨﺪ!
درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ ﻫﯿﭻ آگاهی در دﺳﺖ ﻧﺪارﯾﻢ، ﮐﻠﻤﻨﺲ اﺳﮑﻨﺪراﻧﯽ(نزدﯾﮏ٢٠٠ﻣﯿﻼدی) باورهای گوناگونی را ﮐﻪ در روزﮔﺎر وی درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﻣﻄﺮح میکند و میگوید.
ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺎﻫﺸﻤﺎران اﯾﻦ روز را ﻧﻮزدﻫﻢ آورﯾﻞ و ﺑﺮﺧﯽ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎه ﻣﻪ میدانند اﻣﺎ ﺧﻮد او اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ را ١٧ﻧﻮاﻣﺒﺮ ﺳﺎل ﺳﻮم پیش از ﻣﯿﻼد میداند!
در سده دوم ﻣﯿﻼدی ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﺷﺮﻗﯽ ﺟﺸﻦ زایش ﻋﯿﺴﯽ را روز ۶ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮﮔﺰار میکردند.
در ﺳﺎل٣۵۴ ﺑﺮﺧﯽ از ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ همچون ﮐﻠﯿﺴﺎی روم ﻣﺮاﺳﻢ ﺳﺎﻟﺮوز زایش ﻣﺴﯿﺢ را در روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و در آن زﻣﺎن آن روز را ﺑﺨﻄﺎ روز اﻧﻘﻼب ﺷﺘﻮی(زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ) ﮐﻪ پس از آن روز ﻃﻮل روز رو ﺑﻪ ﻓﺰوﻧﯽ ﻣﯽﻧﻬﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ.
اﯾﻦ روز از پیش ﻧﯿﺰ روز ﺟﺸﻦ اﺻﻠﯽ ﮐﯿﺶ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﻌﻨﯽ روز زایش ﻣﻬﺮ ﺷﮑﺴﺖﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮد. ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﯽ دﺳﺖ از ﻫﻤﺎن ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﺸﻢ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﮑﯿﺸﺎن ﻏﺮﺑﯽﺷﺎن را ﺑﻪ آﻓﺘﺎبﭘﺮﺳﺘﯽ و ﺑﺖﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺘﻬﻢ ﮐﺮدﻧﺪ وﻟﯽ در ﭘﺎﯾﺎن سده ﭼﻬﺎرم روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ در ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
(منبع- وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن، ﭘﻮﺷﻨﻪی ﺳﻮم، ﺑﺮﮔﺮدان ﺣﻤﯿﺪ ﻋﻨﺎﯾﺖ، ﭘﺮوﯾﺰ دارﯾﻮش، علیاﺻﻐﺮ ﺳﺮوش، ﭼﺎپ اﻧﺘﺸﺎرات ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ روﯾﻪی۶٧۵).
دﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﻓﺮزاﻧﻪی ﻧﺎﻣﺪار آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ و ﻧﻮﯾﺴﻨﺪهی ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن ﻧﯿﺰ ﮔﻮاﻫﯽ میدهد ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﯿﭻ ﭘﯿﻮﻧﺪی ﺑﺎ زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ ﻧﺪارد، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺟﺎ دارد ﭘﺮﺳﯿﺪه ﺑﺸﻮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﭼﻨﯿﻦ روزی را ﺑﻨﺎم زاده ﺷﺪن عیسی ﺟﺸﻦ میگیرﻧﺪ؟؟.
میداﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ از روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ، آﯾﯿﻦ دﯾﮕﺮی ﺑﻨﺎم «ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ» در ﺑﺨﺶهای ﺑﺰرﮔﯽ از ﺟﻬﺎن ﮐﻬﻦ، ﺑﻮﯾﮋه در ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﭘﯿﺮاﻣﻮن درﯾﺎی ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و ﺑﺎورﻣﻨﺪان ﺑﻪ آن از ﺳﻮرﯾﻪ ﺗﺎ اﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪ ﭘﺮﺳﺘﺶگاههاﯾﯽ ﺑﺮای «ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ» ﯾﺎ «ﻣﯿﺘﺮا» ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﮕﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﺑﯿﺶ از ١٣٠ ﻧﯿﺎﯾﺸﮕﺎه ﻣﻬﺮی از زﯾﺮ ﺧﺎک ﺳﺮ ﺑﺮون ﮐﺸﯿﺪهاﻧﺪ.
در ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﭘﺎﯾﺘﺨﺖهای اﯾﺮان و ﺟﺎﯾﮕﺎه زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن اﯾﺮان ﺑﻮد «ﻣﻬﺮ» ﺑﺎ ﺧﺪای ﺧﻮرﺷﯿﺪ آن ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﺎشSchamasch ﻧﺎم داﺷﺖ اﯾﻦ ﻫﻤﺎن داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ و ﺑﻪ دﯾﺪ ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫمچنانکه «ﻧﺎﻫﯿﺪ» اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ «اﯾﺸﺘﺎر» ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
اﻧﺪک اﻧﺪک اﯾﻦ آﯾﯿﻦ از ﺑﺎﺑﻞ ﺑﻪﺳﻮی آﺳﯿﺎی ﮐﻮﭼﮏ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻓﺮا رﻓﺖ و ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﻠﯿﻮس Helios ﺧﻮﯾﺸﯽ ﺑﻬﻢ رﺳﺎﻧﯿﺪ.
ﮐﻮﺗﺎه ﺳﺨﻦ اﯾﻨﮑﻪ «ﻣﻬﺮ» ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ رﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺑﻮﻣﯽ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺳﺎزش ﮐﺮد و ﻣﺮدم را ﺑﯽﻫﯿﭻ ﻓﺸﺎری ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺧﻮد ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﺑﺪﯾﻦگونه ﮔﺴﺘﺮهی ﺧﺎک «ﻣﻬﺮ» از اﯾﺮان ﺗﺎ ﻓﺮاﺳﻮی درﯾﺎی ﺳﯿﺎه و درﯾﺎی ﯾﻮﻧﺎن(Egee) در ﺑﺎﺧﺘﺮ و از اینسو ﺗﺎ درهی ﺳﻨﺪ و ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎن داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ.
#_پیشاپیش_جشن_شب_چله ﺷﺎد و ﻓﺮﺧﻨﺪه ﺑﺎد🍉
وﻟﯽ اﯾﻦ «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» ﺑﻪ ﻣﺎ نمیگوید ﮐﻪ «اﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ» در ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ «ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ» و در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﺳﻮﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ ﮐﻪ ﻟﻮﻗﺎ اﺳﺖ.
ﻟﻮﻗﺎ ﯾﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﯿﺴﯽ را ﻧﺪﯾﺪ و آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺖ از ﺷﻨﯿﺪهﻫﺎی ﺧﻮد ﻧﻮﺷﺖ اما از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﺰﺷﮑﯽ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﻪ و ﭘﺮورش ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮔﺰارﺷﺶ ﻧﯿﺰ از ﺳﺎﻣﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎ اﯾﻦهمه او ﻧﯿﺰﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﺳﺨﻨﯽ از زﻣﺎن زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ بهمیان ﻧﻤﯽﮐﺸﺪ، وﻟﯽ در ﺑﺎب دوم اﻧﺠﯿﻞ ﺧﻮد ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺪﺳﺖ میدﻫﺪ ﮐﻪ میتوان ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﻫﺮ زﻣﺎن دﯾﮕﺮی میتواﻧﺴﺘﻪ زاده ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ بهجز «روز ﺑﯿﺴﺖوﭘﻨﺠﻢ دﺳﺎﻣﺒﺮ».
ﯾﮑﯽ از ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻮدن ﺷﺒﺎﻧﺎن در ﺑﯿﺎﺑﺎن اﺳﺖ میگوﯾﺪ: و در آَن ﻧﻮاﺣﯽ ﺷﺒﺎﻧﺎن در بیابان بهسر ﻣﯽﺑﺮدﻧﺪ و در ﺷﺐ ﭘﺎﺳﺒﺎﻧﯽ ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺧﻮﯾﺶ میکردند. ﻧﺎﮔﺎه ﻓﺮﺷﺘﻪی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﺸﺎن نمایان ﺷﺪ و ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮﮔﺮد اﯾﺸﺎن ﺗﺎﺑﯿﺪ و ﺑﻐﺎﯾﺖ ﺗﺮﺳﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ.
ﻓﺮﺷﺘﻪﯾﺸﺎن را ﮔﻔﺖ میترسد زﯾﺮا اﯾﻨﮏ ﺑﺸﺎرت ﺧﻮﺷﯽ بزرگ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ میدﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺟﻤﯿﻊ ﻗﻮم ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺷﻤﺎ در ﺷﻬﺮ داود ﻧﺠﺎت دﻫﻨﺪهای ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺢ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ زاده ﺷﺪ و ﭼﻮن ﻓﺮﺷﺘﮕﺎن از ﻧﺰد اﯾﺸﺎن ﺑﻪ آﺳﻤﺎن رﻓﺘﻨﺪ ﺷﺒﺎﻧﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪیگر ﮔﻔﺘﻨﺪ اکنون ﺑﻪ ﺑﯿﺖﻟﺤﻢ ﺑﺮوﯾﻢ و اﯾﻦ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ واﻗﻊ ﺷﺪه و ﺧﺪاوﻧﺪ آنﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ اﻋﻼم ﻧﻤﻮده اﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ.
ﯾﺎدآوری میکنم ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ آﻏﺎز ﭼﻠﻪی ﺑﺰرگ زﻣﺴﺘﺎن و ﻫﻮا ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺮد اﺳﺖ و چوپانان ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻠﻪ ﺧﻮد را ﺷﺒﺎﻫﻨﮕﺎم در ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﮕﻪ نمیدارند ﺑﻠﮑﻪ میکوﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﻓﺮوﺷﺪ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺑﻪ روﺳﺘﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ. بناﺑﺮاﯾﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺒﯽ زاده ﻧﺸﺪهاﺳﺖ اما اﮔﺮ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﭘﺲ در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪهاﺳﺖ؟ ﺧﻮاﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ نمیدانم.
ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻟﻮﻗﺎ و دﯾﮕﺮ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﯽ ﻧﯿﺰ نمیداﻧﺴﺘﻨﺪ اﮔﺮ میداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را و ﻣﺎ را و ﭘﯿﺮواﻧﺸﺎن را اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﮔﺮدان نمیگزاﺷﺘﻨﺪ!
درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ ﻫﯿﭻ آگاهی در دﺳﺖ ﻧﺪارﯾﻢ، ﮐﻠﻤﻨﺲ اﺳﮑﻨﺪراﻧﯽ(نزدﯾﮏ٢٠٠ﻣﯿﻼدی) باورهای گوناگونی را ﮐﻪ در روزﮔﺎر وی درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﻣﻄﺮح میکند و میگوید.
ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺎﻫﺸﻤﺎران اﯾﻦ روز را ﻧﻮزدﻫﻢ آورﯾﻞ و ﺑﺮﺧﯽ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎه ﻣﻪ میدانند اﻣﺎ ﺧﻮد او اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ را ١٧ﻧﻮاﻣﺒﺮ ﺳﺎل ﺳﻮم پیش از ﻣﯿﻼد میداند!
در سده دوم ﻣﯿﻼدی ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﺷﺮﻗﯽ ﺟﺸﻦ زایش ﻋﯿﺴﯽ را روز ۶ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮﮔﺰار میکردند.
در ﺳﺎل٣۵۴ ﺑﺮﺧﯽ از ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ همچون ﮐﻠﯿﺴﺎی روم ﻣﺮاﺳﻢ ﺳﺎﻟﺮوز زایش ﻣﺴﯿﺢ را در روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و در آن زﻣﺎن آن روز را ﺑﺨﻄﺎ روز اﻧﻘﻼب ﺷﺘﻮی(زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ) ﮐﻪ پس از آن روز ﻃﻮل روز رو ﺑﻪ ﻓﺰوﻧﯽ ﻣﯽﻧﻬﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ.
اﯾﻦ روز از پیش ﻧﯿﺰ روز ﺟﺸﻦ اﺻﻠﯽ ﮐﯿﺶ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﻌﻨﯽ روز زایش ﻣﻬﺮ ﺷﮑﺴﺖﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮد. ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﯽ دﺳﺖ از ﻫﻤﺎن ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﺸﻢ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﮑﯿﺸﺎن ﻏﺮﺑﯽﺷﺎن را ﺑﻪ آﻓﺘﺎبﭘﺮﺳﺘﯽ و ﺑﺖﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺘﻬﻢ ﮐﺮدﻧﺪ وﻟﯽ در ﭘﺎﯾﺎن سده ﭼﻬﺎرم روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ در ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
(منبع- وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن، ﭘﻮﺷﻨﻪی ﺳﻮم، ﺑﺮﮔﺮدان ﺣﻤﯿﺪ ﻋﻨﺎﯾﺖ، ﭘﺮوﯾﺰ دارﯾﻮش، علیاﺻﻐﺮ ﺳﺮوش، ﭼﺎپ اﻧﺘﺸﺎرات ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ روﯾﻪی۶٧۵).
دﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﻓﺮزاﻧﻪی ﻧﺎﻣﺪار آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ و ﻧﻮﯾﺴﻨﺪهی ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن ﻧﯿﺰ ﮔﻮاﻫﯽ میدهد ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﯿﭻ ﭘﯿﻮﻧﺪی ﺑﺎ زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ ﻧﺪارد، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺟﺎ دارد ﭘﺮﺳﯿﺪه ﺑﺸﻮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﭼﻨﯿﻦ روزی را ﺑﻨﺎم زاده ﺷﺪن عیسی ﺟﺸﻦ میگیرﻧﺪ؟؟.
میداﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ از روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ، آﯾﯿﻦ دﯾﮕﺮی ﺑﻨﺎم «ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ» در ﺑﺨﺶهای ﺑﺰرﮔﯽ از ﺟﻬﺎن ﮐﻬﻦ، ﺑﻮﯾﮋه در ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﭘﯿﺮاﻣﻮن درﯾﺎی ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و ﺑﺎورﻣﻨﺪان ﺑﻪ آن از ﺳﻮرﯾﻪ ﺗﺎ اﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪ ﭘﺮﺳﺘﺶگاههاﯾﯽ ﺑﺮای «ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ» ﯾﺎ «ﻣﯿﺘﺮا» ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﮕﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﺑﯿﺶ از ١٣٠ ﻧﯿﺎﯾﺸﮕﺎه ﻣﻬﺮی از زﯾﺮ ﺧﺎک ﺳﺮ ﺑﺮون ﮐﺸﯿﺪهاﻧﺪ.
در ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﭘﺎﯾﺘﺨﺖهای اﯾﺮان و ﺟﺎﯾﮕﺎه زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن اﯾﺮان ﺑﻮد «ﻣﻬﺮ» ﺑﺎ ﺧﺪای ﺧﻮرﺷﯿﺪ آن ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﺎشSchamasch ﻧﺎم داﺷﺖ اﯾﻦ ﻫﻤﺎن داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ و ﺑﻪ دﯾﺪ ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫمچنانکه «ﻧﺎﻫﯿﺪ» اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ «اﯾﺸﺘﺎر» ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
اﻧﺪک اﻧﺪک اﯾﻦ آﯾﯿﻦ از ﺑﺎﺑﻞ ﺑﻪﺳﻮی آﺳﯿﺎی ﮐﻮﭼﮏ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻓﺮا رﻓﺖ و ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﻠﯿﻮس Helios ﺧﻮﯾﺸﯽ ﺑﻬﻢ رﺳﺎﻧﯿﺪ.
ﮐﻮﺗﺎه ﺳﺨﻦ اﯾﻨﮑﻪ «ﻣﻬﺮ» ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ رﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺑﻮﻣﯽ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺳﺎزش ﮐﺮد و ﻣﺮدم را ﺑﯽﻫﯿﭻ ﻓﺸﺎری ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺧﻮد ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﺑﺪﯾﻦگونه ﮔﺴﺘﺮهی ﺧﺎک «ﻣﻬﺮ» از اﯾﺮان ﺗﺎ ﻓﺮاﺳﻮی درﯾﺎی ﺳﯿﺎه و درﯾﺎی ﯾﻮﻧﺎن(Egee) در ﺑﺎﺧﺘﺮ و از اینسو ﺗﺎ درهی ﺳﻨﺪ و ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎن داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ.
#_پیشاپیش_جشن_شب_چله ﺷﺎد و ﻓﺮﺧﻨﺪه ﺑﺎد🍉
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
در انتظار آنم که نوشتن به سراغم آید: آنگاه از نو زاده میشوم، تا اندک زمانی بعد دگرباره بمیرم و سپس، به ناگاه زمانی فرامیرسد که گویی همه چیز بر من عیان میگردد و در آن، یک برگ درخت زیزفون میتواند سراسر روز را روشن سازد.
#کتاب: نور جهان
#نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
شرح تصویر:
Clouds Above a Lake~1904-06
Artist: Akseli Gallen-Kallela
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
در انتظار آنم که نوشتن به سراغم آید: آنگاه از نو زاده میشوم، تا اندک زمانی بعد دگرباره بمیرم و سپس، به ناگاه زمانی فرامیرسد که گویی همه چیز بر من عیان میگردد و در آن، یک برگ درخت زیزفون میتواند سراسر روز را روشن سازد.
#کتاب: نور جهان
#نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
شرح تصویر:
Clouds Above a Lake~1904-06
Artist: Akseli Gallen-Kallela
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
نظمی که ذهن ما در خیال میسازد مثل یک تور است، یا مثل یک نردبان، وسیلهای که برای نیل به هدفی ساخته شده. امّا بعد باید نردبان را دور انداخت، چون کشف میکنی به رغم مفید بودنش بیمعنی است. به قول شما آلمانیها آدم باید نردبان را دور بیندازد تا شاید از آن بالا برود...
کتاب: آنک نام گل
نویسنده: اومبرتو اکو
مترجم: رضا علیزاده
انتشارات روزنه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
نظمی که ذهن ما در خیال میسازد مثل یک تور است، یا مثل یک نردبان، وسیلهای که برای نیل به هدفی ساخته شده. امّا بعد باید نردبان را دور انداخت، چون کشف میکنی به رغم مفید بودنش بیمعنی است. به قول شما آلمانیها آدم باید نردبان را دور بیندازد تا شاید از آن بالا برود...
کتاب: آنک نام گل
نویسنده: اومبرتو اکو
مترجم: رضا علیزاده
انتشارات روزنه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
در تجربۀ امر زیبا تخیلْ ریتم میسازد. ریتم چگونه شکل میگیرد؟ دلوز برای پاسخ به این پرسش به تجربۀ امر والا رجوع میکند.
در تجربۀ امر والا همۀ تعینها از هم میپاشند و تخیل در آشوب محض غرق میشود. در دل همین آشوب است که ریتم شکل میگیرد و ریتمْ بنیاد کمپوزیسیون و آفرینش هنری است. امّا اینجا فقط با تبارشناسی آثار هنری سروکار نداریم، بلکه هر جهانی به همین شیوه تکوین پیدا میکند.
امر والا همانند نیرویی عمل میکند که جهانِ مرا غرق در آشوب میکند. و مسئله چگونگیِ مواجهه با آشوب است. بازیگر خوب آشوب را تاسی میبیند که خود ریخته است و تاسی که مینشیند، ریتمی است که از دل آشوب برمیآید.
هر مواجهه با امر والا به ظهور ریتمی میانجامد که بدن را تسخیر میکند و به آن جهت تازهای میدهد، یعنی شیوۀ جدیدی از اندیشیدن و احساس کردن را رقم میزند. ریتمْ توانی است که خواستی دارد، خواستِ توانی که به سبب سرشت ریتمیک خود، جاودانه بازمیگردد.
کتاب: دلوز، ایده، زمان
گفتوگوی عادل مشایخی و محسن آزموده
انتشارات ناهید
شرح تصویر:
La Ligne de la Rupture~1970
Artist: Joan Mitchell
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
در تجربۀ امر زیبا تخیلْ ریتم میسازد. ریتم چگونه شکل میگیرد؟ دلوز برای پاسخ به این پرسش به تجربۀ امر والا رجوع میکند.
در تجربۀ امر والا همۀ تعینها از هم میپاشند و تخیل در آشوب محض غرق میشود. در دل همین آشوب است که ریتم شکل میگیرد و ریتمْ بنیاد کمپوزیسیون و آفرینش هنری است. امّا اینجا فقط با تبارشناسی آثار هنری سروکار نداریم، بلکه هر جهانی به همین شیوه تکوین پیدا میکند.
امر والا همانند نیرویی عمل میکند که جهانِ مرا غرق در آشوب میکند. و مسئله چگونگیِ مواجهه با آشوب است. بازیگر خوب آشوب را تاسی میبیند که خود ریخته است و تاسی که مینشیند، ریتمی است که از دل آشوب برمیآید.
هر مواجهه با امر والا به ظهور ریتمی میانجامد که بدن را تسخیر میکند و به آن جهت تازهای میدهد، یعنی شیوۀ جدیدی از اندیشیدن و احساس کردن را رقم میزند. ریتمْ توانی است که خواستی دارد، خواستِ توانی که به سبب سرشت ریتمیک خود، جاودانه بازمیگردد.
کتاب: دلوز، ایده، زمان
گفتوگوی عادل مشایخی و محسن آزموده
انتشارات ناهید
شرح تصویر:
La Ligne de la Rupture~1970
Artist: Joan Mitchell
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
#_زادروز_مهربان_جان
۵ بهمن زادروز مصطفی بادکوبهای"امید"
(زاده ۵ بهمن ۱۳۲۸ اراک) شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه، ویراستار، روزنامهنگار، مولاناپژوه و حافظپژوه
او دیپلم ادبی را همزمان با تحصیلات حوزوی در اراک گرفت و پس از خدمت سربازی در کسوت «سپاه دانش» به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت و در رشته زبان و ادبیات فارسی لیسانس و پس از آن فوقلیسانس دریافت کرد. همزمان در موزه آستانقدس رضوی و روزنامه خراسان اشتغال داشت و در آستانه وقوع انقلاب از همه مسئولیتهایش اخراج شد و به زندان افتاد. سپس به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را ادامه داد و در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت مدرک دکترا در زمینه "ادبیات تطبیقی" از دانشگاه راشویل امریکا شد.
از سال ۱۳۶۸ به بعد سرودههای انتقادیاش آغاز شد که نمونههایی از آن اشعار در دیوان "آوایامید" انتشار یافت، اما اجازه چاپ دوم داده نشد.
او پس از انتخابات ۱۳۸۸ به سرودن اشعاری در انتقاد از نظام و احمدینژاد و حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان بهعنوان «فتنهگران» یاد کرده است پرداخت.
پس از یک دوره تفسیر دفتر اول مثنوی مولانا در فرهنگسرای نیاوران در آبان ماه ۱۳۸۶ در بزرگداشتی که به همت سازمان یونسکو در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، در مورد اندیشههای مولوی سخنرانی کرد.
یکی از مهمترین کتابهای وی کتاب "دیوان حافظ آیات نور در سفینه غزل" از انتشارات محمد است که در سال ۱۳۸۴ کتاب برگزیده شناخته شد و به افتخارش در موزه امامعلی، از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران جشنی بزرگ برپا شد. در این کتاب نگاه قرآنی حافظ مورد بررسی قرار گرفتهاست.
وی به دلیل تالیف کتابهایی درباره زندگی و افکار حافظ در مهرماه سال ۱۳۸۹ در برنامه «صبحی دیگر» حضور یافت و از زندگی و اندیشههای حافظ در روز بزرگداشت این شاعر سخن گفت. او در این برنامه به بررسی جایگاه اشعار بلند حافظ در تاریخ شعر فارسی، تحلیل رازهای شعر حافظ و دلایل ماندگاری آثارش و نیز تحلیل جهان شاعرانه او پرداخت.
او که استاد میهمان "مدرسه عالی قونیه" در ترکیه است، تاکنون چندین "ورک شاپ" در زمینه مولاناشناسی در قونیه برگزار کرده است.
وی در بیشتر انجمنهای مهم ادبی تهران از جمله امیرکبیر، صائب، کمال و ... عضویت و حضور موثر و پررنگی داشته است.
#_دستگیری:
دکتر بادکوبهای در بهار سال ۱۳۹۰ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و مدتی در زندان اوین به سر برد. او تا قبل از بازداشت در عین تدریس در کلاسهای خصوصی، از مدتها پیش به اداره جلسات شرح و تفسیر مثنوی معنوی و حافظ مشغول بود و در مهرماه ۱۳۹۲ آزاد شد. وی تاکنون پنج بار زندانی شده است.
#_آثار:
تاکنون ۳۰ اثر چاپی از وی انتشار یافته است که برخی از آنها بارها تجدید چاپ شدهاند، مانند دیوان حافظ (آیات نور در سفینه غزل)
* علل شکست ساسانیان از اعراب.
* بررسی آداب و رسوم اجتماعی ایران بر اساس کتاب «سمک عیار»
* زندگینامه خیام.
* زندگینامه خواجه نصیرطوسی.
* زندگینامه ناصرخسرو قبادیانی.
* زندگینامه عطار نیشابوری.
* زندگینامه حافظ.
* زندگینامه پروین اعتصامی.
* زندگینامه ملکالشعرا بهار.
* تصحیح و اعرابگذاری مفاتیحالجنان.
* ترجمه احادیث عربی مولانا در مثنوی شریف.
* بر امواج نیل "زندگی حضرت موسی بر اساس قرآن و تورات،
* یوسف و زلیخا در قرآن و تورات و عرفان.
* زندگی و اسناد عبدالحسین میرزا فرمانفرما (ویراستاری).
* زیر نگاه پدر (ویراستاری) نوشته خانم "مهرماه فرمانفرمائیان"
* دلمشغولیهای یک سردبیر
* آوای امید (مجموعه شعر)
پیرامون انقلاب اسلامی.
* ترجمه و ویراستاری و تعلیقات "نویسنده ابوالبشر فرمانفرماییان".
* بازها و کبوترها. ویراستاری "خاطرات چهار و نیم سال زندان ... فرمانفرماییان".
* نگاهی دیگر بهچهره ضحاک در شاهنامه فردوسی.
* نیاخاک اهورایی "مجموعه شعر توقیف شده".
* نابغه نیشابور (برای کودکان).
* خواجه دانشمند (برای کودکان).
* هیچ (سفرنامه قونیه).
* نگاه قرآنی به حافظ (آماده برای چاپ دوم)
* گزیده غزلیات حافظ: آیات نور در سفینه
غزل شامل، روح غزل رهنمود فال.
* تصحیح کتاب "مثنوی معنوی" متعلق به ملااحمد نراقی و مقابله با دونسخه معتبر * نیکلسون و قونیه، ناشر انتشارات صراط ۱۳۹۷.
* "رازهای بزرگ حافظ" که در سال ۱۴۰۲ انتشار یافت.
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
#_زادروز_مهربان_جان
۵ بهمن زادروز مصطفی بادکوبهای"امید"
(زاده ۵ بهمن ۱۳۲۸ اراک) شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه، ویراستار، روزنامهنگار، مولاناپژوه و حافظپژوه
او دیپلم ادبی را همزمان با تحصیلات حوزوی در اراک گرفت و پس از خدمت سربازی در کسوت «سپاه دانش» به دانشگاه فردوسی مشهد راه یافت و در رشته زبان و ادبیات فارسی لیسانس و پس از آن فوقلیسانس دریافت کرد. همزمان در موزه آستانقدس رضوی و روزنامه خراسان اشتغال داشت و در آستانه وقوع انقلاب از همه مسئولیتهایش اخراج شد و به زندان افتاد. سپس به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات حوزوی و دانشگاهی را ادامه داد و در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت مدرک دکترا در زمینه "ادبیات تطبیقی" از دانشگاه راشویل امریکا شد.
از سال ۱۳۶۸ به بعد سرودههای انتقادیاش آغاز شد که نمونههایی از آن اشعار در دیوان "آوایامید" انتشار یافت، اما اجازه چاپ دوم داده نشد.
او پس از انتخابات ۱۳۸۸ به سرودن اشعاری در انتقاد از نظام و احمدینژاد و حمایت از کسانی که او در شعرهایش از آنان بهعنوان «فتنهگران» یاد کرده است پرداخت.
پس از یک دوره تفسیر دفتر اول مثنوی مولانا در فرهنگسرای نیاوران در آبان ماه ۱۳۸۶ در بزرگداشتی که به همت سازمان یونسکو در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد، در مورد اندیشههای مولوی سخنرانی کرد.
یکی از مهمترین کتابهای وی کتاب "دیوان حافظ آیات نور در سفینه غزل" از انتشارات محمد است که در سال ۱۳۸۴ کتاب برگزیده شناخته شد و به افتخارش در موزه امامعلی، از سوی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و انجمن حافظان فرهنگ و هنر ایران جشنی بزرگ برپا شد. در این کتاب نگاه قرآنی حافظ مورد بررسی قرار گرفتهاست.
وی به دلیل تالیف کتابهایی درباره زندگی و افکار حافظ در مهرماه سال ۱۳۸۹ در برنامه «صبحی دیگر» حضور یافت و از زندگی و اندیشههای حافظ در روز بزرگداشت این شاعر سخن گفت. او در این برنامه به بررسی جایگاه اشعار بلند حافظ در تاریخ شعر فارسی، تحلیل رازهای شعر حافظ و دلایل ماندگاری آثارش و نیز تحلیل جهان شاعرانه او پرداخت.
او که استاد میهمان "مدرسه عالی قونیه" در ترکیه است، تاکنون چندین "ورک شاپ" در زمینه مولاناشناسی در قونیه برگزار کرده است.
وی در بیشتر انجمنهای مهم ادبی تهران از جمله امیرکبیر، صائب، کمال و ... عضویت و حضور موثر و پررنگی داشته است.
#_دستگیری:
دکتر بادکوبهای در بهار سال ۱۳۹۰ از سوی نهادهای امنیتی بازداشت و مدتی در زندان اوین به سر برد. او تا قبل از بازداشت در عین تدریس در کلاسهای خصوصی، از مدتها پیش به اداره جلسات شرح و تفسیر مثنوی معنوی و حافظ مشغول بود و در مهرماه ۱۳۹۲ آزاد شد. وی تاکنون پنج بار زندانی شده است.
#_آثار:
تاکنون ۳۰ اثر چاپی از وی انتشار یافته است که برخی از آنها بارها تجدید چاپ شدهاند، مانند دیوان حافظ (آیات نور در سفینه غزل)
* علل شکست ساسانیان از اعراب.
* بررسی آداب و رسوم اجتماعی ایران بر اساس کتاب «سمک عیار»
* زندگینامه خیام.
* زندگینامه خواجه نصیرطوسی.
* زندگینامه ناصرخسرو قبادیانی.
* زندگینامه عطار نیشابوری.
* زندگینامه حافظ.
* زندگینامه پروین اعتصامی.
* زندگینامه ملکالشعرا بهار.
* تصحیح و اعرابگذاری مفاتیحالجنان.
* ترجمه احادیث عربی مولانا در مثنوی شریف.
* بر امواج نیل "زندگی حضرت موسی بر اساس قرآن و تورات،
* یوسف و زلیخا در قرآن و تورات و عرفان.
* زندگی و اسناد عبدالحسین میرزا فرمانفرما (ویراستاری).
* زیر نگاه پدر (ویراستاری) نوشته خانم "مهرماه فرمانفرمائیان"
* دلمشغولیهای یک سردبیر
* آوای امید (مجموعه شعر)
پیرامون انقلاب اسلامی.
* ترجمه و ویراستاری و تعلیقات "نویسنده ابوالبشر فرمانفرماییان".
* بازها و کبوترها. ویراستاری "خاطرات چهار و نیم سال زندان ... فرمانفرماییان".
* نگاهی دیگر بهچهره ضحاک در شاهنامه فردوسی.
* نیاخاک اهورایی "مجموعه شعر توقیف شده".
* نابغه نیشابور (برای کودکان).
* خواجه دانشمند (برای کودکان).
* هیچ (سفرنامه قونیه).
* نگاه قرآنی به حافظ (آماده برای چاپ دوم)
* گزیده غزلیات حافظ: آیات نور در سفینه
غزل شامل، روح غزل رهنمود فال.
* تصحیح کتاب "مثنوی معنوی" متعلق به ملااحمد نراقی و مقابله با دونسخه معتبر * نیکلسون و قونیه، ناشر انتشارات صراط ۱۳۹۷.
* "رازهای بزرگ حافظ" که در سال ۱۴۰۲ انتشار یافت.
و همچنین:
+ کتاب " از سی مرغ تا سیمرغ" با عنوان "راز پرواز".
+ کتاب مولانا چنین شد " نگاه ویژه قرآنی مولانا".
+ کتاب جدیدی با عنوان "به قول حافظ" در دست نگارش است که " ابیات طلایی حافظ را که جنبه ضربالمثل دارد" انتخاب و شرح میشوند.
+ کتاب جدیدی با عنوانی خاص درباب "مثنوی شریف" در دست تالیف دارد که نام آن فعلا "برداشتهای خاص مولانا از آیات قرآنی" است ولی ممکن است بعدا تغییر جزئی پیدا کند.
+ کتاب جدیدی با عنوان "بهگفتهی حافظ" از انتشارات " نیکاندیش" منتشر خواهد شد.
+ و کتاب "فتواهای حافظ" که انتشارات "آیندگان" منتشر خواهد کرد.
#مهربان_جان
#_دیر_زیوند، شاد زیوید، تا زیوید به کامه زیوید
#_گیتی_شان باد به کامۀ تن، مینویتان باد به کامۀ روان
ایدون باد، ایدون ترج باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
+ کتاب " از سی مرغ تا سیمرغ" با عنوان "راز پرواز".
+ کتاب مولانا چنین شد " نگاه ویژه قرآنی مولانا".
+ کتاب جدیدی با عنوان "به قول حافظ" در دست نگارش است که " ابیات طلایی حافظ را که جنبه ضربالمثل دارد" انتخاب و شرح میشوند.
+ کتاب جدیدی با عنوانی خاص درباب "مثنوی شریف" در دست تالیف دارد که نام آن فعلا "برداشتهای خاص مولانا از آیات قرآنی" است ولی ممکن است بعدا تغییر جزئی پیدا کند.
+ کتاب جدیدی با عنوان "بهگفتهی حافظ" از انتشارات " نیکاندیش" منتشر خواهد شد.
+ و کتاب "فتواهای حافظ" که انتشارات "آیندگان" منتشر خواهد کرد.
#مهربان_جان
#_دیر_زیوند، شاد زیوید، تا زیوید به کامه زیوید
#_گیتی_شان باد به کامۀ تن، مینویتان باد به کامۀ روان
ایدون باد، ایدون ترج باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آنطور که از کودکی یادم مانده ساختمان کاملی نیست. در ذهن من تکهپاره است؛ اتاقی اینجا، اتاقی آنجا و بخشی از سرسرا که این دو اتاق را به هم وصل نمیکند، اما خود نیز به صورت پارهای جدا محفوظ است. به این ترتیب، همه چیز در ذهنم پراکنده است. اتاقها، راهپلههایی که با متانتی تشریفاتی به پایین میرسید، پلکانهای باریک مارپیچِ دیگر که آدم در ظلماتش همچون خون در رگها حرکت میکرد؛ برجهای دیدهبانی، مهتابیهای بس بلند، دهلیزهایی که آدم ناگهان از درهای کوچکی در آنها سر در میآورد ـ همه اینها هنوز در ذهن من است و هرگز محو نمیشود؛ گویی تصویر این خانه از بلندایی بیکرانه در جهان فرو افتاده و در همۀ وجودم پراکنده شده است.
#_کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
#_نویسنده: راینر ماریا ریلکه
#_مترجم: مهدی غبرایی
#_انتشارات نیلوفر
Anselm~2023
Director: Wim Wenders
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
آنطور که از کودکی یادم مانده ساختمان کاملی نیست. در ذهن من تکهپاره است؛ اتاقی اینجا، اتاقی آنجا و بخشی از سرسرا که این دو اتاق را به هم وصل نمیکند، اما خود نیز به صورت پارهای جدا محفوظ است. به این ترتیب، همه چیز در ذهنم پراکنده است. اتاقها، راهپلههایی که با متانتی تشریفاتی به پایین میرسید، پلکانهای باریک مارپیچِ دیگر که آدم در ظلماتش همچون خون در رگها حرکت میکرد؛ برجهای دیدهبانی، مهتابیهای بس بلند، دهلیزهایی که آدم ناگهان از درهای کوچکی در آنها سر در میآورد ـ همه اینها هنوز در ذهن من است و هرگز محو نمیشود؛ گویی تصویر این خانه از بلندایی بیکرانه در جهان فرو افتاده و در همۀ وجودم پراکنده شده است.
#_کتاب: دفترهای مالده لائوریس بریگه
#_نویسنده: راینر ماریا ریلکه
#_مترجم: مهدی غبرایی
#_انتشارات نیلوفر
Anselm~2023
Director: Wim Wenders
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سردسته ها - ماریو بارگاس یوسا (2).pdf
5.6 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
#pdf
▪️کتاب: سردسته ها
▪️نویسنده: ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم: آرش سرکوهی
▪️انتشارات: نشر چشمه
▪️صفحه: ۱۱۵
« کتاب «سردسته ها» اولین کتاب ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، شامل چند داستان کوتاه است که با ترجمه آرش سرکوهی در نشر چشمه به چاپ رسیده است.
این اثر، با چند داستان کوتاهش، اولین کتابی است که از ماریو بارگاس یوسا در سال ۱۹۵۹ و در سن بیست و سه سالگی منتشر شده است. اما داستانهای این کتاب از این جهت حائز اهمیتند که هم بازتابی از دغدغههای همیشگی او یعنی قدرت، خشونت، دوستی و همبستگی است و هم بسیاری از قهرمانهای این داستانها در کتابهای بعدی او حضور پیدا میکنند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
▪️کتاب: سردسته ها
▪️نویسنده: ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم: آرش سرکوهی
▪️انتشارات: نشر چشمه
▪️صفحه: ۱۱۵
« کتاب «سردسته ها» اولین کتاب ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، شامل چند داستان کوتاه است که با ترجمه آرش سرکوهی در نشر چشمه به چاپ رسیده است.
این اثر، با چند داستان کوتاهش، اولین کتابی است که از ماریو بارگاس یوسا در سال ۱۹۵۹ و در سن بیست و سه سالگی منتشر شده است. اما داستانهای این کتاب از این جهت حائز اهمیتند که هم بازتابی از دغدغههای همیشگی او یعنی قدرت، خشونت، دوستی و همبستگی است و هم بسیاری از قهرمانهای این داستانها در کتابهای بعدی او حضور پیدا میکنند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مردی که حرف میزند.pdf
4.1 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
مردی که حرف میزند
261صفحه
انتشارات توس
مترجم قاسم صنعوی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
مردی که حرف میزند
261صفحه
انتشارات توس
مترجم قاسم صنعوی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️آوازهای کوچکی برای ماه
▪️نویسنده:ژرژ ساند، گوستاو فلوبر
▪️مترجم:گلاره جمشیدی
▪️انتشارات:نشر افق
کتاب آوازهای کوچکی برای ماه مجموعهی مکاتبات خواندنی گوستاو فلوبر و ژرژ ساند، دو اعجوبهی ادبیات قرن نوزدهم فرانسه را در برمیگیرد. مکاتباتی که در ادبیات بینظیر هستند و تصویر جالبتوجهی از زندگی شخصی و روحیات این دو نویسندهی بزرگ را در بطن حوادث و فضای زندگی روشنفکران و نویسندگان آن روزگار ارائه میدهند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️آوازهای کوچکی برای ماه
▪️نویسنده:ژرژ ساند، گوستاو فلوبر
▪️مترجم:گلاره جمشیدی
▪️انتشارات:نشر افق
کتاب آوازهای کوچکی برای ماه مجموعهی مکاتبات خواندنی گوستاو فلوبر و ژرژ ساند، دو اعجوبهی ادبیات قرن نوزدهم فرانسه را در برمیگیرد. مکاتباتی که در ادبیات بینظیر هستند و تصویر جالبتوجهی از زندگی شخصی و روحیات این دو نویسندهی بزرگ را در بطن حوادث و فضای زندگی روشنفکران و نویسندگان آن روزگار ارائه میدهند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
آوازهای_کوچکی_برای_ماه_ژرژ_ساند،_گوستاو_فلوبر.pdf
38 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️آوازهای کوچکی برای ماه
▪️نویسنده:ژرژ ساند، گوستاو فلوبر
▪️مترجم:گلاره جمشیدی
▪️انتشارات:نشر افق
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️آوازهای کوچکی برای ماه
▪️نویسنده:ژرژ ساند، گوستاو فلوبر
▪️مترجم:گلاره جمشیدی
▪️انتشارات:نشر افق
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#pdf
▪️کتاب : ویلت
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️مترجم : مرضیه خسروی
▪️انتشارات : نشر روزگار
کتاب ویلت، رمانی نوشته ی شارلوت برونته است که اولین بار در سال ۱۸۵۳ انتشار یافت. کتاب ویلت که آخرین رمان شارلوت برونته به حساب می آید، در زمان سوگواری نویسنده در غم از دست دادن خواهران و برادرانش نوشته شده است. این داستان جذاب، به شکل غافلگیرکننده ای مدرن است و بینش های روانشناسانهی شارلوت برونته و درک عمیق او از تنهایی انسان، درخششی خاص به این اثر بخشیده است.
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : ویلت
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️مترجم : مرضیه خسروی
▪️انتشارات : نشر روزگار
کتاب ویلت، رمانی نوشته ی شارلوت برونته است که اولین بار در سال ۱۸۵۳ انتشار یافت. کتاب ویلت که آخرین رمان شارلوت برونته به حساب می آید، در زمان سوگواری نویسنده در غم از دست دادن خواهران و برادرانش نوشته شده است. این داستان جذاب، به شکل غافلگیرکننده ای مدرن است و بینش های روانشناسانهی شارلوت برونته و درک عمیق او از تنهایی انسان، درخششی خاص به این اثر بخشیده است.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ویلت - شارلوت برونته.pdf
52.1 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
#pdf
▪️کتاب : ویلت
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️مترجم : مرضیه خسروی
▪️انتشارات : نشر روزگار
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : ویلت
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️مترجم : مرضیه خسروی
▪️انتشارات : نشر روزگار
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : پروفسور
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️ترجمه : اسماعیل کیوانی
کتاب پروفسور، رمانی نوشته ی شارولت برونته است که اولین بار در سال ۱۸۵۳ به چاپ رسید. این کتاب که اولین رمان شارلوت برونته به حساب می آید، در زمان زندگی او منتشر نشده باقی ماند و علیرغم شهرت در حال شکوفایی نویسنده به خاطر رمان های «جین ایر» و «شرلی» در آن زمان، بارها و بارها توسط انتشارات مختلف رد شد.
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : پروفسور
▪️نویسنده : شارلوت برونته
▪️ترجمه : اسماعیل کیوانی
کتاب پروفسور، رمانی نوشته ی شارولت برونته است که اولین بار در سال ۱۸۵۳ به چاپ رسید. این کتاب که اولین رمان شارلوت برونته به حساب می آید، در زمان زندگی او منتشر نشده باقی ماند و علیرغم شهرت در حال شکوفایی نویسنده به خاطر رمان های «جین ایر» و «شرلی» در آن زمان، بارها و بارها توسط انتشارات مختلف رد شد.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : اگنس گری
▪️نویسنده : آن برونته
▪️مترجم : رضا رضایی
▪️انتشارات : نشر نی
همانطور که از عنوان آن پیداست ، داستان "اگنس گری" بر روی قهرمان اصلی ، "اگنس گری" متمرکز شده است و او راوی داستان نیز هست. داستان از کودکی اگنس تا انتصابش به عنوان معلم سرخانه و سپس ازدواج و مادر شدنش جریان دارد. این قصه ی زیبا از "آن برونته" ، یک داستان بسیار ساده است. با این حال "آن برونته" شما را با چنان قدرتی به "اگنس گری" پیوند می دهد که نمی توانید آن را زمین بگذارید. قصه، با صداقت و جدیت شما را به خود جلب می کند. اگنس کامل نیست، او نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را دارد. او صادقانه زندگی خود را بدون هیچ گونه توجیهی در برابر خواننده هویدا می کند. این کیفیت در روایت باعث می شود خوانندگان اگنس را دوست داشته باشند؛ چرا که می توانند با او همدردی کنند.
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : اگنس گری
▪️نویسنده : آن برونته
▪️مترجم : رضا رضایی
▪️انتشارات : نشر نی
همانطور که از عنوان آن پیداست ، داستان "اگنس گری" بر روی قهرمان اصلی ، "اگنس گری" متمرکز شده است و او راوی داستان نیز هست. داستان از کودکی اگنس تا انتصابش به عنوان معلم سرخانه و سپس ازدواج و مادر شدنش جریان دارد. این قصه ی زیبا از "آن برونته" ، یک داستان بسیار ساده است. با این حال "آن برونته" شما را با چنان قدرتی به "اگنس گری" پیوند می دهد که نمی توانید آن را زمین بگذارید. قصه، با صداقت و جدیت شما را به خود جلب می کند. اگنس کامل نیست، او نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را دارد. او صادقانه زندگی خود را بدون هیچ گونه توجیهی در برابر خواننده هویدا می کند. این کیفیت در روایت باعث می شود خوانندگان اگنس را دوست داشته باشند؛ چرا که می توانند با او همدردی کنند.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
اگنس گری - آن برونته.pdf
30.3 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : اگنس گری
▪️نویسنده : آن برونته
▪️مترجم : رضا رضایی
▪️انتشارات : نشر نی
#pdf
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
▪️کتاب : اگنس گری
▪️نویسنده : آن برونته
▪️مترجم : رضا رضایی
▪️انتشارات : نشر نی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
طلوعِ صبحِ شکوفههاست
پیشانیام غلغلهایست از زیباییِ خوابِ در راه
بخوابم، شاید خوابم ببیند
که از طبیعتِ پوستهاش میگذرد آرام
بینشِ سادۀ جوانه و هماهنگ
از پوست من، روحم
روحم، حالا که طپش و التهاب دیدنِ رویشِ تردِ سبزهها با اوست
و دردِ انتظارِ دیدار
شکوفه شکوفه بهار را بگویید
با درختان
شاخهها!
بلند بلند
میخواهم
همین حالا
آوازی برخیزد
صدایی
در تلاقیِ پیوند نگاهم
با سطحِ لطیفِ هوا.
~ بهاردل | آذر کیانی
کتاب: جهان به قدرِ همین قدمها
انتشارات فصل پنجم
شرح تصویر:
Composition In Red, Blue, Green And Yellow
~1913
Artist: Wassily Kandinsky
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
طلوعِ صبحِ شکوفههاست
پیشانیام غلغلهایست از زیباییِ خوابِ در راه
بخوابم، شاید خوابم ببیند
که از طبیعتِ پوستهاش میگذرد آرام
بینشِ سادۀ جوانه و هماهنگ
از پوست من، روحم
روحم، حالا که طپش و التهاب دیدنِ رویشِ تردِ سبزهها با اوست
و دردِ انتظارِ دیدار
شکوفه شکوفه بهار را بگویید
با درختان
شاخهها!
بلند بلند
میخواهم
همین حالا
آوازی برخیزد
صدایی
در تلاقیِ پیوند نگاهم
با سطحِ لطیفِ هوا.
~ بهاردل | آذر کیانی
کتاب: جهان به قدرِ همین قدمها
انتشارات فصل پنجم
شرح تصویر:
Composition In Red, Blue, Green And Yellow
~1913
Artist: Wassily Kandinsky
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity