🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#موسیقی

افتخار دده‌بالا (خدیجه)با نام هنری #مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵– درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶)
خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی #هایده است.
او با عناوینی چون بانوی_آوازگلهاودلها یاد می شود.
مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است. وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویزیاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگ‌ترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از #مهستی_گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.

نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.

🍂دوره خوانندگی مهستی
شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰ و با خواندن ترانه‌ای به نام "آنکه دلم را برده خدایا "ساختهٔ بیژن_ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بوده‌است . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگ‌هایی نیز در این سبک اجرا نمود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چرا که در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی گردید.

🍂زندگی خصوصی و روابط خانوادگی

بانو مهستی دوبار ازدواج کرد ولی هر دوی ازدواج‌ها منجر به طلاق گردید. از ازدواج اول با کورس_ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام_سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بوده‌است. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نامهای ناتاشا و ناتالی دارد.

🍂دوران بیماری

مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود.اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود.پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز شرایط وی می باشد،امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت.با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری،در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فورا به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور،دختر برادر خود،به همراه پزشک خانوادگی،حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.

🍂درگذشت و خاکسپاری مهستی

بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ)وی در روز دوشنبه چهارم تیر ماه در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعات اولیه روز ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی و بر اثر سرطان روده بزرگ دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده شد وهزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهر دار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.
مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده،از شبکه تلویزیونی طپش پوشش داده شده بود.

کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد.
در سال ۲۰۰۵ نیز در این کشور،آکادمی جهانی هنر،ادبیات و رسانه،توسط جمعی از ایرانیان از وی برای (بیش از ۴۰) ۳۵ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.از وی بیش از ۳۵ آلبوم بر جای مانده است.

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی

🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#رکن_الدین_مختاری

"رکن الدین مختاری" یکی از شگفتی های جهانِ موسیقی ایران بود. شخصیتِ دوسویه اش، سببِ رفتارهای متناقض در وی می شد. او ویولن نوازی چیره دست و آهنگسازی خوش قریحه بود، اما به موازاتِ موسیقی، ریاستِ شهربانیِ "رضاشاه" را نیز، برعهده داشت. چگونه می شود هم این بود و هم آن؟ با دستی نغمه های دلنشین آفرید و با دستِ دیگر، جانِ آدمیان را می گرفت.

او در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد. پدرش "کریم خانِ مختار السلطنه" چندسالی رئیس نظمیه بود و یدِ طولایی در مبارزه با گران فروشان داشت. او در ایامِ تصدی خود، گروهی را به نامِ ژاندارم به وجود آورد که سال های بعد، تبدیل به ژاندارمری شد. "رکن الدین" نیز، از همان جوانی، راهِ پدر را پیش گرفت و به خدمتِ شهربانی درآمد. به موازاتِ خدمتِ خود، به سرپرستی شهربانی های لرستان، گیلان، کردستان، همدان و کرمانشاه برگزیده شد. هنگامی که "آیرُم" به ریاستِ شهربانی کلِ کشور رسید، "رکن الدین خان" به معاونتِ او دست یافت و پس از فرارِ آیرُم به اروپا، در سال ۱۳۱۴ به جای او نشست و شهربانی را با مشتِ آهنین تا پایان سلطنتِ "رضاشاه" (۱۳۲۰) اداره کرد.

با سقوطِ "رضاشاه" بتِ هولناک "رکن الدین خان" نیز فروریخت و کارش به عنوانِ جنایتکار به دادگاه کشیده شد. دادگاه نیز، هشت سال زندان برای او مقرر کرد اما، پس از شش سال عفو خورد و در سال ۱۳۲۶ از زندان آزاد شد. اما همین "رکن الدین خان" که رفقایش به او «رکنی» می گفتند، پیش از آنکه تبديل به سرپاس مختاری شود، نزدِ "حسین خان اسماعیل زاده" نوازنده معروف کمانچه به فراگیری موسیقی پرداخت. "اسماعیل زاده" علاوه بر کمانچه، ویولن را نیز که تازه از فرنگ آمده بود، تعلیم می داد. رکنی که مجذوب ويولون شده بود، نواختن آن را آموخت و در کوتاه مدت در این کار ورزیده شد. با توجه به گرفتاری نظامی او و با تغییر مستمرِ محلِ اقامتش، این که چه موقع و چگونه می توانست به موسیقی خود بپردازد و آن را به کمال برساند، روشن نیست.

"روح الله خالقی" که در خردسالی در همسایگی "رکن الدین خان" می زیسته و گاه نوای ویولن او را می شنیده، از شب هایی می گوید که «در آجرفرشِ جلوی اتاقِ پنج دری می نشسته اند و پیرزنی که در خانه شان کار می کرده، برایشان قصه می گفته. در حینِ قصه گویی، صدای ویولن همسایه بلند می شده. صدایی چنان مأنوس و دلچسب بوده که دقایقی بعد همه را به خواب می برده است.»

"خالقی" بعد توضیح می دهد که: «نوازنده ی ویولن از صاحب منصبان نظمیه بود که پشتِ خانه ی آنها، در پارک پدرش، منزل داشت. او بعدها فهمید که آن همسایه قدیم یکی از هنرمندان برجسته عهد خود بوده است.» سپس می افزاید: «او با اینکه با موسیقی اروپایی آشنایی نداشت و حتی به خط موسیقی هم آشنا نبود، ولی در ساختنِ آهنگ، ذوق، سلیقه و ابتکارِ مخصوص، به کار می برد چنان که هنوز هم پیش درآمدهای قدیمی اش بر ساخته های دیگران ترجیح و مزیت دارد و مورد تقلید موسیقی دان های دیگر واقع شده است.»

وقتی سخن به پیدایشِ پیش درآمد در موسیقی سنتی ایران می رسد اغلب، نام "درویش" به میان می آید که سخن درستی است ولی "رکن الدین خان" نیز در این قلمرو، کارهای بزرگی کرده است. "درویش خان" به پیش درآمدها و رِنگ های "رکن الدین خان" علاقه بسیار داشت و غالباً آن ها را می نواخت و به شاگردانِ خود، تعلیم می داد. "خالقی" به ویژه از «پیش درآمد همایون» رکنی یاد می کند که سرشار از نغمه های زیباست. بعدها بر روی این پیش درآمد، شعری نهادند و آن را به صورت تصنیف با صدای "قمرالملوک وزیری" ضبط کردند.

"ادوارد ژوزف"، از بازرگانان موسیقی شناس که مدتی را در کرمانشاه با رکنی گذرانده و در نوشتنِ بعضی از آهنگ ها او را یاری داده در مورد شهرتِ فراگیر او و فروش کم نظیر پیش درآمد تصنیف شده او می گوید: «شادروان "مختاری" در آن زمان به سبب آهنگ هایی که ساخته بود و در گرامافون نواخته می شد، شهرتی فراوان داشت به خصوص یک صفحه گرامافون کمپانی "هیز مسترز ويسرا" بود که شادروان "قمرالملوک وزیری" خوانده بود و با جمله عاشقم من آغاز می شد... خانه ای در کرمانشاه نبود که اگر گرامافونی داشت، این صفحه را نخریده باشد.... روزی چند بار فروشنده گرامافون در محله ما، این صفحه را می نواخت و مردم دور مغازه اش جمع می شدند... و همه اهالی می دانستند که آهنگ این تصنيف را رئیس نظمیه شهرشان ساخته است.»...

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی

🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸