🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #موسیقی_ایرانی
#رکن_الدین_مختاری

"رکن الدین مختاری" یکی از برجسته ترین نوازندگان و آهنگسازانِ عصر خویش بوده است. در تاریخ موسیقی، از صحبت در مورد زندگی اجتماعی و بعضاً خصوصی این هنرمند به خاطر شغل اصلی وی (ریاست پلیس و شهربانی عصر پهلوی اول) پرهیز شده است. او شاگرد "حسین خان اسماعیل زاده" _ استاد معروف کمانچه_ بود، با دریف موسیقی ایرانی آشنایی کامل داشت. وی همچون اغلب موسیقی دانان آن دوره، با قواعد علمی این هنر آشنایی کافی نداشت و حتی نت موسیقی را هم نمی دانست ، اما آثارش از چنان استحکام و زیبایی برخوردار است که تا همین امروز جزء بهترین قطعات موسیقی ایرانی محسوب می شود. وی در زمان جوانی راه پدر را دنبال کرد و لباس نظام پوشید و با پشتکاری که داشت به بالاترین منصب که ریاست پلیس و شهربانی بود، رسید. در واقع دومین شخص قدرتمند در دوره حکومت رضا شاه بود.
ویژگیِ اصلی "رکن الدین مختاری" این است که قادر بود احساس و ضد احساس را در خود، زندگی، و... بیامیزد. به این معنا که هم دنبال موسیقی می رود و هم وظیفه نظامی خود را با جدیت تمام پی می گیرد. با وجود اینکه موسیقی حرفه اصلی او نبود، اما در مقایسه با بسیاری از موسیقی دانان آن زمان که حرفه اصلیشان را موسیقی قرار داده بودند، در موسیقی تاثیرگذارتر بوده است.

مطلبی که می خوانید در اردیبهشت ماه ۱۳۷۰ در مجله چیستا شماره ۸۷ به قلم "حمید کریم خانی" به نگارش در آمده که شرح حال مفصلی است از یکی از پرحاشیه ترین موسیقی دانان دوره پهلوی اول یعنی "رکن الدین مختاری" که به سرپاس مختاری معروف بود.

(("رکن الدین مختاری" همگام با رضاه شاه، همراه با درویش خان!
برای همه آنهایی که به نحوی با موسیقی این سرزمین ارتباط دارند، شناختی حداقل، نسبت به تاریخ آن لازم است. اما تاریخِ موسیقی، صرفا سیر تغيير و تحولاتی نیست که از نظر کیفی در آن صورت می گیرد؛ بخشی از این تاریخ که چندان هم کم اهمیت نیست مربوط به حکایت موسيقي دانها است. اهمیت این موضوع وقتی آشکارتر می شود، که از نقش کلیدی که گاه این هنرمندان در تحول کیفی موسیقی پیدا می کنند، آگاهی یابیم. متأسفانه در این زمینه، منابع زیادی در دسترس مان نیست.
کتاب های معدودِ موجود، یا ناقص هستند و یا سهواً از توضیح و تفسیر کامل بعضی از این حکایات صرف نظر کرده اند. شاهد این مدعا وجود هنرمندی است که تقریباً در تمام منابع موسیقی از او به عنوان یکی از برجسته ترین نوازندگان و آهنگسازان دوره ی خودش یاد شده است. اما از طرفی همه ی این منابع به شدت اصرار دارند از صحبت پیرامون زندگی اجتماعی و بعضاً خصوصی این هنرمند پرهیز کنند. ما با توصل به منابع موسیقی، سعی می کنیم، زندگی این هنرمند را _ هرچند به طور مختصر _حکایت کنیم، حکایت تلخی که به هرحال جایش در کتاب های تاریخ موسیقی مان خالی است:...

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# شخصیت متین و هنر والای #درویش_خان موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بکند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه #انجمن_اخوت در آمد و با سرپرستی گروه با تکنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی کرد و پس از #میرزاعبدالله و #حسین_قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون #سیدحسن_طاهرزاده، #اقبال_السلطان، #عبدالله_دوامی، #رضاقلی_خان_ظلی، #باقرخان_رامشگر، #مشیرهمایون_شهردار، #میرزااسدالله_خان در دو نوبت برای پر کردن صفحه به اروپا سفر کرد که از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
#درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همکارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین کلاس موسیقی بانوان را دایر کرد که خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی که در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات کنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
کنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون #عارف_قزوینی، #حسین_خان_اسماعیل_زاده، #ابراهیم_منصوری، #رضامحجوبی ، #مرتضی_محجوبی، #رکن الدین_مختاری و #حاجی_خان_عین_الدوله شهرت خاصی یافت.

#درویش_خان شاگردانی را تربیت کرد که هرکدام سرآمد دوران خود شدند که از این میان می توان به #علینقی_وزیری، #ابوالحسن_صبا، #مرتضی_نی_داوود، #موسی_معروفی، #ارسلان_درگاهی، #عبدالله_دادور (قوام السلطان) اشاره کرد.
#درویش_خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود که غریزه قوی و درک عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد #روح الله_خالقی در کتاب #سرگذشت_موسیقی_ایران می نویسد: پدرم از هنر و مکارم اخلاقی او که چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حکایت ها می کرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیک بشنوم تا این که بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی که در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
#خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار #درویش_خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساکت و خاموش کرد. استاد که با مهربانی همه را #پیرجان خطاب می کرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت که آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
#حبیب_الله_نصیری در کتاب #مردان_نوین_موسیقی_ایران می نویسد: باید توجه داشت که در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد که در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
#نصیری می افزاید: #درویش_خان در چنین فضایی با همکاری و کمک دوستانش و اجرای کنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بکشاند و شاگردان مستعدی تربیت کند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتکار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در کنسرت های خود با تسلط کافی اجرا کرد.

🎼⚜️از آثار #درویش_خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راک و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش کند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلکش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان کن) نام برد.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#رکن_الدین_مختاری

"رکن الدین مختاری" یکی از شگفتی های جهانِ موسیقی ایران بود. شخصیتِ دوسویه اش، سببِ رفتارهای متناقض در وی می شد. او ویولن نوازی چیره دست و آهنگسازی خوش قریحه بود، اما به موازاتِ موسیقی، ریاستِ شهربانیِ "رضاشاه" را نیز، برعهده داشت. چگونه می شود هم این بود و هم آن؟ با دستی نغمه های دلنشین آفرید و با دستِ دیگر، جانِ آدمیان را می گرفت.

او در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد. پدرش "کریم خانِ مختار السلطنه" چندسالی رئیس نظمیه بود و یدِ طولایی در مبارزه با گران فروشان داشت. او در ایامِ تصدی خود، گروهی را به نامِ ژاندارم به وجود آورد که سال های بعد، تبدیل به ژاندارمری شد. "رکن الدین" نیز، از همان جوانی، راهِ پدر را پیش گرفت و به خدمتِ شهربانی درآمد. به موازاتِ خدمتِ خود، به سرپرستی شهربانی های لرستان، گیلان، کردستان، همدان و کرمانشاه برگزیده شد. هنگامی که "آیرُم" به ریاستِ شهربانی کلِ کشور رسید، "رکن الدین خان" به معاونتِ او دست یافت و پس از فرارِ آیرُم به اروپا، در سال ۱۳۱۴ به جای او نشست و شهربانی را با مشتِ آهنین تا پایان سلطنتِ "رضاشاه" (۱۳۲۰) اداره کرد.

با سقوطِ "رضاشاه" بتِ هولناک "رکن الدین خان" نیز فروریخت و کارش به عنوانِ جنایتکار به دادگاه کشیده شد. دادگاه نیز، هشت سال زندان برای او مقرر کرد اما، پس از شش سال عفو خورد و در سال ۱۳۲۶ از زندان آزاد شد. اما همین "رکن الدین خان" که رفقایش به او «رکنی» می گفتند، پیش از آنکه تبديل به سرپاس مختاری شود، نزدِ "حسین خان اسماعیل زاده" نوازنده معروف کمانچه به فراگیری موسیقی پرداخت. "اسماعیل زاده" علاوه بر کمانچه، ویولن را نیز که تازه از فرنگ آمده بود، تعلیم می داد. رکنی که مجذوب ويولون شده بود، نواختن آن را آموخت و در کوتاه مدت در این کار ورزیده شد. با توجه به گرفتاری نظامی او و با تغییر مستمرِ محلِ اقامتش، این که چه موقع و چگونه می توانست به موسیقی خود بپردازد و آن را به کمال برساند، روشن نیست.

"روح الله خالقی" که در خردسالی در همسایگی "رکن الدین خان" می زیسته و گاه نوای ویولن او را می شنیده، از شب هایی می گوید که «در آجرفرشِ جلوی اتاقِ پنج دری می نشسته اند و پیرزنی که در خانه شان کار می کرده، برایشان قصه می گفته. در حینِ قصه گویی، صدای ویولن همسایه بلند می شده. صدایی چنان مأنوس و دلچسب بوده که دقایقی بعد همه را به خواب می برده است.»

"خالقی" بعد توضیح می دهد که: «نوازنده ی ویولن از صاحب منصبان نظمیه بود که پشتِ خانه ی آنها، در پارک پدرش، منزل داشت. او بعدها فهمید که آن همسایه قدیم یکی از هنرمندان برجسته عهد خود بوده است.» سپس می افزاید: «او با اینکه با موسیقی اروپایی آشنایی نداشت و حتی به خط موسیقی هم آشنا نبود، ولی در ساختنِ آهنگ، ذوق، سلیقه و ابتکارِ مخصوص، به کار می برد چنان که هنوز هم پیش درآمدهای قدیمی اش بر ساخته های دیگران ترجیح و مزیت دارد و مورد تقلید موسیقی دان های دیگر واقع شده است.»

وقتی سخن به پیدایشِ پیش درآمد در موسیقی سنتی ایران می رسد اغلب، نام "درویش" به میان می آید که سخن درستی است ولی "رکن الدین خان" نیز در این قلمرو، کارهای بزرگی کرده است. "درویش خان" به پیش درآمدها و رِنگ های "رکن الدین خان" علاقه بسیار داشت و غالباً آن ها را می نواخت و به شاگردانِ خود، تعلیم می داد. "خالقی" به ویژه از «پیش درآمد همایون» رکنی یاد می کند که سرشار از نغمه های زیباست. بعدها بر روی این پیش درآمد، شعری نهادند و آن را به صورت تصنیف با صدای "قمرالملوک وزیری" ضبط کردند.

"ادوارد ژوزف"، از بازرگانان موسیقی شناس که مدتی را در کرمانشاه با رکنی گذرانده و در نوشتنِ بعضی از آهنگ ها او را یاری داده در مورد شهرتِ فراگیر او و فروش کم نظیر پیش درآمد تصنیف شده او می گوید: «شادروان "مختاری" در آن زمان به سبب آهنگ هایی که ساخته بود و در گرامافون نواخته می شد، شهرتی فراوان داشت به خصوص یک صفحه گرامافون کمپانی "هیز مسترز ويسرا" بود که شادروان "قمرالملوک وزیری" خوانده بود و با جمله عاشقم من آغاز می شد... خانه ای در کرمانشاه نبود که اگر گرامافونی داشت، این صفحه را نخریده باشد.... روزی چند بار فروشنده گرامافون در محله ما، این صفحه را می نواخت و مردم دور مغازه اش جمع می شدند... و همه اهالی می دانستند که آهنگ این تصنيف را رئیس نظمیه شهرشان ساخته است.»...

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی

🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#رکن_الدین_مختاری

"رکن الدین مختاری" یکی از شگفتی های جهانِ موسیقی ایران بود. شخصیتِ دوسویه اش، سببِ رفتارهای متناقض در وی می شد. او ویولن نوازی چیره دست و آهنگسازی خوش قریحه بود، اما به موازاتِ موسیقی، ریاستِ شهربانیِ "رضاشاه" را نیز، برعهده داشت. چگونه می شود هم این بود و هم آن؟ با دستی نغمه های دلنشین آفرید و با دستِ دیگر، جانِ آدمیان را می گرفت.

او در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد. پدرش "کریم خانِ مختار السلطنه" چندسالی رئیس نظمیه بود و یدِ طولایی در مبارزه با گران فروشان داشت. او در ایامِ تصدی خود، گروهی را به نامِ ژاندارم به وجود آورد که سال های بعد، تبدیل به ژاندارمری شد. "رکن الدین" نیز، از همان جوانی، راهِ پدر را پیش گرفت و به خدمتِ شهربانی درآمد. به موازاتِ خدمتِ خود، به سرپرستی شهربانی های لرستان، گیلان، کردستان، همدان و کرمانشاه برگزیده شد. هنگامی که "آیرُم" به ریاستِ شهربانی کلِ کشور رسید، "رکن الدین خان" به معاونتِ او دست یافت و پس از فرارِ آیرُم به اروپا، در سال ۱۳۱۴ به جای او نشست و شهربانی را با مشتِ آهنین تا پایان سلطنتِ "رضاشاه" (۱۳۲۰) اداره کرد.

با سقوطِ "رضاشاه" بتِ هولناک "رکن الدین خان" نیز فروریخت و کارش به عنوانِ جنایتکار به دادگاه کشیده شد. دادگاه نیز، هشت سال زندان برای او مقرر کرد اما، پس از شش سال عفو خورد و در سال ۱۳۲۶ از زندان آزاد شد. اما همین "رکن الدین خان" که رفقایش به او «رکنی» می گفتند، پیش از آنکه تبديل به سرپاس مختاری شود، نزدِ "حسین خان اسماعیل زاده" نوازنده معروف کمانچه به فراگیری موسیقی پرداخت. "اسماعیل زاده" علاوه بر کمانچه، ویولن را نیز که تازه از فرنگ آمده بود، تعلیم می داد. رکنی که مجذوب ويولون شده بود، نواختن آن را آموخت و در کوتاه مدت در این کار ورزیده شد. با توجه به گرفتاری نظامی او و با تغییر مستمرِ محلِ اقامتش، این که چه موقع و چگونه می توانست به موسیقی خود بپردازد و آن را به کمال برساند، روشن نیست.

"روح الله خالقی" که در خردسالی در همسایگی "رکن الدین خان" می زیسته و گاه نوای ویولن او را می شنیده، از شب هایی می گوید که «در آجرفرشِ جلوی اتاقِ پنج دری می نشسته اند و پیرزنی که در خانه شان کار می کرده، برایشان قصه می گفته. در حینِ قصه گویی، صدای ویولن همسایه بلند می شده. صدایی چنان مأنوس و دلچسب بوده که دقایقی بعد همه را به خواب می برده است.»

"خالقی" بعد توضیح می دهد که: «نوازنده ی ویولن از صاحب منصبان نظمیه بود که پشتِ خانه ی آنها، در پارک پدرش، منزل داشت. او بعدها فهمید که آن همسایه قدیم یکی از هنرمندان برجسته عهد خود بوده است.» سپس می افزاید: «او با اینکه با موسیقی اروپایی آشنایی نداشت و حتی به خط موسیقی هم آشنا نبود، ولی در ساختنِ آهنگ، ذوق، سلیقه و ابتکارِ مخصوص، به کار می برد چنان که هنوز هم پیش درآمدهای قدیمی اش بر ساخته های دیگران ترجیح و مزیت دارد و مورد تقلید موسیقی دان های دیگر واقع شده است.»

وقتی سخن به پیدایشِ پیش درآمد در موسیقی سنتی ایران می رسد اغلب، نام "درویش" به میان می آید که سخن درستی است ولی "رکن الدین خان" نیز در این قلمرو، کارهای بزرگی کرده است. "درویش خان" به پیش درآمدها و رِنگ های "رکن الدین خان" علاقه بسیار داشت و غالباً آن ها را می نواخت و به شاگردانِ خود، تعلیم می داد. "خالقی" به ویژه از «پیش درآمد همایون» رکنی یاد می کند که سرشار از نغمه های زیباست. بعدها بر روی این پیش درآمد، شعری نهادند و آن را به صورت تصنیف با صدای "قمرالملوک وزیری" ضبط کردند.

"ادوارد ژوزف"، از بازرگانان موسیقی شناس که مدتی را در کرمانشاه با رکنی گذرانده و در نوشتنِ بعضی از آهنگ ها او را یاری داده در مورد شهرتِ فراگیر او و فروش کم نظیر پیش درآمد تصنیف شده او می گوید: «شادروان "مختاری" در آن زمان به سبب آهنگ هایی که ساخته بود و در گرامافون نواخته می شد، شهرتی فراوان داشت به خصوص یک صفحه گرامافون کمپانی "هیز مسترز ويسرا" بود که شادروان "قمرالملوک وزیری" خوانده بود و با جمله عاشقم من آغاز می شد... خانه ای در کرمانشاه نبود که اگر گرامافونی داشت، این صفحه را نخریده باشد.... روزی چند بار فروشنده گرامافون در محله ما، این صفحه را می نواخت و مردم دور مغازه اش جمع می شدند... و همه اهالی می دانستند که آهنگ این تصنيف را رئیس نظمیه شهرشان ساخته است.


@Bookirancity


✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#رکن_الدین_مختاری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#رکن_الدین_مختاری

"رکن الدین مختاری" یکی از شگفتی های جهانِ موسیقی ایران بود. شخصیتِ دوسویه اش، سببِ رفتارهای متناقض در وی می شد. او ویولن نوازی چیره دست و آهنگسازی خوش قریحه بود، اما به موازاتِ موسیقی، ریاستِ شهربانیِ "رضاشاه" را نیز، برعهده داشت. چگونه می شود هم این بود و هم آن؟ با دستی نغمه های دلنشین آفرید و با دستِ دیگر، جانِ آدمیان را می گرفت.

او در سال ۱۲۶۶ خورشیدی در کرمانشاه زاده شد. پدرش "کریم خانِ مختار السلطنه" چندسالی رئیس نظمیه بود و یدِ طولایی در مبارزه با گران فروشان داشت. او در ایامِ تصدی خود، گروهی را به نامِ ژاندارم به وجود آورد که سال های بعد، تبدیل به ژاندارمری شد. "رکن الدین" نیز، از همان جوانی، راهِ پدر را پیش گرفت و به خدمتِ شهربانی درآمد. به موازاتِ خدمتِ خود، به سرپرستی شهربانی های لرستان، گیلان، کردستان، همدان و کرمانشاه برگزیده شد. هنگامی که "آیرُم" به ریاستِ شهربانی کلِ کشور رسید، "رکن الدین خان" به معاونتِ او دست یافت و پس از فرارِ آیرُم به اروپا، در سال ۱۳۱۴ به جای او نشست و شهربانی را با مشتِ آهنین تا پایان سلطنتِ "رضاشاه" (۱۳۲۰) اداره کرد.

با سقوطِ "رضاشاه" بتِ هولناک "رکن الدین خان" نیز فروریخت و کارش به عنوانِ جنایتکار به دادگاه کشیده شد. دادگاه نیز، هشت سال زندان برای او مقرر کرد اما، پس از شش سال عفو خورد و در سال ۱۳۲۶ از زندان آزاد شد. اما همین "رکن الدین خان" که رفقایش به او «رکنی» می گفتند، پیش از آنکه تبديل به سرپاس مختاری شود، نزدِ "حسین خان اسماعیل زاده" نوازنده معروف کمانچه به فراگیری موسیقی پرداخت. "اسماعیل زاده" علاوه بر کمانچه، ویولن را نیز که تازه از فرنگ آمده بود، تعلیم می داد. رکنی که مجذوب ويولون شده بود، نواختن آن را آموخت و در کوتاه مدت در این کار ورزیده شد. با توجه به گرفتاری نظامی او و با تغییر مستمرِ محلِ اقامتش، این که چه موقع و چگونه می توانست به موسیقی خود بپردازد و آن را به کمال برساند، روشن نیست.

"روح الله خالقی" که در خردسالی در همسایگی "رکن الدین خان" می زیسته و گاه نوای ویولن او را می شنیده، از شب هایی می گوید که «در آجرفرشِ جلوی اتاقِ پنج دری می نشسته اند و پیرزنی که در خانه شان کار می کرده، برایشان قصه می گفته. در حینِ قصه گویی، صدای ویولن همسایه بلند می شده. صدایی چنان مأنوس و دلچسب بوده که دقایقی بعد همه را به خواب می برده است.»

"خالقی" بعد توضیح می دهد که: «نوازنده ی ویولن از صاحب منصبان نظمیه بود که پشتِ خانه ی آنها، در پارک پدرش، منزل داشت. او بعدها فهمید که آن همسایه قدیم یکی از هنرمندان برجسته عهد خود بوده است.» سپس می افزاید: «او با اینکه با موسیقی اروپایی آشنایی نداشت و حتی به خط موسیقی هم آشنا نبود، ولی در ساختنِ آهنگ، ذوق، سلیقه و ابتکارِ مخصوص، به کار می برد چنان که هنوز هم پیش درآمدهای قدیمی اش بر ساخته های دیگران ترجیح و مزیت دارد و مورد تقلید موسیقی دان های دیگر واقع شده است.»

وقتی سخن به پیدایشِ پیش درآمد در موسیقی سنتی ایران می رسد اغلب، نام "درویش" به میان می آید که سخن درستی است ولی "رکن الدین خان" نیز در این قلمرو، کارهای بزرگی کرده است. "درویش خان" به پیش درآمدها و رِنگ های "رکن الدین خان" علاقه بسیار داشت و غالباً آن ها را می نواخت و به شاگردانِ خود، تعلیم می داد. "خالقی" به ویژه از «پیش درآمد همایون» رکنی یاد می کند که سرشار از نغمه های زیباست. بعدها بر روی این پیش درآمد، شعری نهادند و آن را به صورت تصنیف با صدای "قمرالملوک وزیری" ضبط کردند.

"ادوارد ژوزف"، از بازرگانان موسیقی شناس که مدتی را در کرمانشاه با رکنی گذرانده و در نوشتنِ بعضی از آهنگ ها او را یاری داده در مورد شهرتِ فراگیر او و فروش کم نظیر پیش درآمد تصنیف شده او می گوید: «شادروان "مختاری" در آن زمان به سبب آهنگ هایی که ساخته بود و در گرامافون نواخته می شد، شهرتی فراوان داشت به خصوص یک صفحه گرامافون کمپانی "هیز مسترز ويسرا" بود که شادروان "قمرالملوک وزیری" خوانده بود و با جمله عاشقم من آغاز می شد... خانه ای در کرمانشاه نبود که اگر گرامافونی داشت، این صفحه را نخریده باشد.... روزی چند بار فروشنده گرامافون در محله ما، این صفحه را می نواخت و مردم دور مغازه اش جمع می شدند... و همه اهالی می دانستند که آهنگ این تصنيف را رئیس نظمیه شهرشان ساخته است.»...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity