🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # مردان زندگی او یک نقاشی در سال ۱۹۶۲ میلادی اثر #اندی_وارهول است.این نقاشی سیاه و سفید به ارتفاع دو متر اثری تاثیر گرفته شده از زندگی #الیزابت_تیلور است.

این تابلو مهمترین مردان زندگی #الیزابت_تیلور را تصویر میکشد که از جمله انها شوهر سومش مایک تاد و شوهر اینده اش ادی فیشر (خواننده آمریکایی دهه ۵۰ میلادی) است.

این تابلو در سال ۲۰۱۰ میلادی به قیمت ۶۳.۴ میلیون دلار به فروش رفت،قیمت نهایی حتی برای دست اندرکاران هم تعجب برانگیز بود چرا که آن ها قیمت را در حدود ۴۰ میلیون دلار تخمین زده بودند،نام خریدار هیچ گاه عمومی نشد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#امروز سالگرد وفات #اندی_وارهول نقاش،هنرمند و اسطوره تکرار نشدنی #پاپ_آرت آمریکا است 🔴#اندی وارهول در کنار فرح پهلوی در سال ۱۳۵۶ ه.ش/۱۹۷۷ میلادے#پاپ_آرت
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#نقاشی
مردان زندگی او یک نقاشی در سال ۱۹۶۲ میلادی اثر #اندی_وارهول است.این نقاشی سیاه و سفید به ارتفاع دو متر اثری تاثیر گرفته شده از زندگی #الیزابت_تیلور است.

این تابلو مهمترین مردان زندگی #الیزابت_تیلور را تصویر میکشد که از جمله انها شوهر سومش مایک تاد و شوهر اینده اش ادی فیشر (خواننده آمریکایی دهه ۵۰ میلادی) است.

این تابلو در سال ۲۰۱۰ میلادی به قیمت ۶۳.۴ میلیون دلار به فروش رفت،قیمت نهایی حتی برای دست اندرکاران هم تعجب برانگیز بود چرا که آن ها قیمت را در حدود ۴۰ میلیون دلار تخمین زده بودند،نام خریدار هیچ گاه عمومی نشد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشی

نگاهی به دو نقاشی، کفش‌های دهقان، اثر #ونگوگ و کفش‌های دایموند داست، اثر #اندی_وارهول:

فردریک جیمسون برای به تصویر کشیدن تمایز بین دوران مدرن و پست مدرن از دو تصویر نقاشی که یکی بازنمایی عصر مدرن بنام کفش‌های دهقان اثر ونسان ون‌گوگ و دیگری تابلوی کفش‌های دایموند داست اثر اندی وارهول است؛ استفاده میکند.

جیمسون معتقد است نقاشی ون‌گوگ به مثابه‌ی یک اثر مدرن بازنمودن عصر اضطراب است؛ بازنمایی یک موقعیت اجتماعی واقعی که واجد حقایق اجتماعی قطعی است و این از طریق ارجاعی است که به زندگی دهقان انجام می‌شود. ارجاع دادن مخاطب به تجربه واقعی زندگی دهقانی، و فراتر از آن تصویر کردن یک دنیای دهقانی رو به نابودی که خارج از مدرنیته سرمایه‌سالار است، آفریننده ژرفا و عمقی است که ویژگی اساسی هنر مدرن است.

از نظر جیمسون تصاویر پسامدرن از هرگونه نسبت با مرجعی مشخص تهی‌اند و فقدان عمق و ژرفای آن‌ها از همین امر نشئت می‌گیرد. نقاشی اندی وارهول از هیچ واقعیت پنهانی که باید تفسیر شود با ما سخن نمی‌گوید. این نقاشی یکسره از سطوح صاف و صیقلی تشکیل شده و به نظر می‌رسد هرگونه رابطه‌ای را با تجربه روزمره و حرکت تاریخی انکار می‌کند. در واقع ویژگی اصلی این نقاشی مسطح بودن آن و فقدان عمق است که ترجمان هیچ پیامی یا معنای مشخصی نیست؛ شاید تنها این احساس را القا کند که این نقاشی هیچ روایت پنهانی در خود ندارد...

📘 بوطیقای ژیژک، چهار مقاله و شرح آن، مقاله فلسفه و سینما، نوشته ی اسلاوی ژیژک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#نقاشی

مارلون براندو در فیلم(The Wild One)
#پاپ_آرت / اثر #اندی_وارهول / ۱۹۶۶ میلادی

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#اندی_وارهول Andy Warhol
زاده ۶ اوت ۱۹۲۸ - مرگ ۲۲ فوریه ۱۹۸۷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#عکاسی

#اندی_وارهول Andy Warhol
زاده ۶ اوت ۱۹۲۸ - مرگ ۲۲ فوریه ۱۹۸۷

هنرمند، نویسنده، عکاس و فیلم‌ساز پیشروآمریکایی، از بنیان‌گذاران هنر پاپ دههٔ ۱۹۵۰ در ایالات متحده بود. او شناخته‌شده‌ترین چهره هنر پاپ و دارای اندیشه‌های بسیار آوانگاردبود.
اندی وارهول چهره ای عمده در جنبش هنر تصویری موسوم به «پاپ آرت» است. او به سال ۱۹۲۸در ایالت پنسیلوانیا به دنیا آمد. پدر و مادرش مهاجرانی از امپراطوری اتریش-مجارستان سابق و اسلواکی امروزی بودند. اندی وارهول پس از یک تجربه موفق به عنوان تصویرگر تبلیغاتی، به آرتیستی پرسروصدا تبدیل شد. آثار او رابطه میان توصیف هنری، فرهنگ شهرت و تبلیغات است. او در مدیوم های مختلف هنری کار کرده است از جمله نقاشی، مجسمه سازی، فیلم و موسیقی. او به دلیل همجنسگرا بودن و اعلام علنی گرایش جنسی اش، آن هم پیش از جنبش آزادی همجنسگرایی شاخص بود.
شاید آنچه که بیش از همه با حال و هوای امروز و پیشرفت تکنولوژی ارتباطات همخوانی داشته باشد و نشان دهنده دید درخشان وارهول باشد، پیش بینی او درباره شهرت در قرن ۲۱ است. او در سال ۶۸ میلادی گفته بود: «در آینده، هر کسی برای ۱۵ دقیقه شهرت جهانی خواهد داشت.» این دیدگاه نه تنها انعکاس تمایل آدمی برای ستاره شدن را نشان می دهد، بلکه حاکی از درک عمیق او از نقش رسانه در این میان است. او خیلی زود دریافته بود که انسان در قرن ۲۱ بیش از آن که «بدن» باشد، «تصویر» خواهد بود. این روند با وجود اینترنت تسریع شد، پدیده ای که در زمان حیات وارهول وجود خارجی نداشت. گلن اوبرین، روزنامه نگاری که با وارهول مصاحبه کرده است به گاردین گفته است اگر امروز وارهول زنده بود، به خاطر استعدادی که در اثرگذاری بیان و گزینش کلمات داشت، با آن که کم گو بود، در تویتر محبوب می شد. جرمی دلر، هنرمند انگلیسی که زمانی در استودیوی وارهول رفت و آمد می کرد نیز می گوید سه چیزی که اینترنت بیش از همه تسهیل می شود، یعنی خرید، خبر و شایعه سازی و به اشتراک گذاری، سه قطب عمده برای هر هنرمندی است. اگر وارهول زنده بود «استاد اینترنت می شد. یک وبسایت حراج آثار راه می انداخت، وبسایتی را برای غیبت کردن ترتیب می داد و یک وبسایت دیگر را هم برای به اشتراک گذاشتن فیلم تاسیس می کرد. او از آن آدم ها بود که دوست داشت عکس و اشیاء جمع کند و کارهای مختلف انجام دهد.»
آثار هنری وارهول به ندرت از چرخه نمایش گالری ها بیرون می رود و هنوز یک نمایشگاه او در یک گوشه دنیا به پایان نرسیده، خبر افتتاح نمایشگاهی دیگر از او در کشوری دیگر به گوش می رسد. هنرمندانی که از او تاثیر گرفته اند نیز بیشمارند. روزنامه گاردین به نقل از گیلیان ورینگ، از هنرمندان تحت تاثیر وارهول که خودنگاره ای به شکل و شمایل او دارد می نویسد: «وارهول سینما و مستندسازی را برای همیشه تغییر داد و کاملا خلاق بود. برداشت های طولانی، کشف بداهه میان افسانه و واقعیت، از سبک بازیگوش او مشهود است و راه های جدید نگاه کردن را در اختیار مردم قرار می دهد.»
این اندیشه رادیکال وارهول که وسایل زندگی مدرن، از قوطی سوپ آماده تا جعبه پودر لباسشویی، همگی می تواند هنر باشد، جهان هنر را در دهه ۱۹۶۰دستخوش تغییر کرد.
او در کتاب «فلسفه اندی وارهول» نوشته‌است: «چیز شگفت‌انگیز دربارهٔ آمریکا این است که سنتی را آغاز کرده که در آن ثروتمندترین مشتریان دقیقاً همان چیزی را می‌خرند که فقیرترینشان می‌خرند. شما می‌توانید کوکاکولا را در تلویزیون ببینید و می‌دانید که رئیس‌جمهور کوکاکولا می‌خورد، الیزابت تیلور کوکاکولا می‌خورد، و فکر کنید، شما هم می‌توانید کوکاکولا بخورید. کوکا همان کوکاست و با هیچ مقداری از پول نمی‌توانید کوکایی بهتر از آنچه داشته باشید که یک ولگرد در گوشه‌ای می‌خورد. همهٔ کوکاها یکسان هستند و همهٔ آن‌ها خوب. این را الیزابت تایلور می‌داند، رئیس‌جمهور می‌داند، ولگرد می‌داند و شما هم می‌دانید.»
از ویژه‌ترین شیوه‌های وارهول تکرار است، او با استفاده از چاپ سیلک برای تکرار مکانیکی موضوعاتش و حذف احساسات شخصی هنرمند از اثر، زندگی و تصویرهای زندگی انسان مدرن را به نمایش می‌گذارد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#مروری برآثار#اندی_وارهول
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#مروری برآثار#اندی_وارهول
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#اندی وارهول در سال ۱۹۷۷ میلادی، پرتره‌ای‌هایی از فرح پهلوی،محمدرضاشاه پهلوی و خواهرش اشرف پهلوی را کشیده‌است.پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، این پرتره‌ها و دیگر آثار مشابه در انبارموزه هنرهای معاصر تهران ماند و عملاً نادیده گرفته شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#هنرهای_تجسمی
#اندی_وارهول


ویدیویی در مورد اندی وارهول هنرمند آمریکایی. گروهی کارهای او را پایان هنر میدانند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما_چیست؟ 🎬


■ تنها چیزهایی که برای ساختن یک فیلم به آن احتیاج دارید یک هفت‌تیر است و یک دختر.

👤 #ژان_لوک_گدار

■ تا آنجا که به فرایند فیلم سازی مربوط می‌شود، ستاره‌ها ماهیتاً بی‌ارزش ــ و مطلقاً ضروری ــ هستند.

👤 #ویلیام_گلدمن

■ فیلم چونان رؤیا، چونان موسیقی. هیچ هنری به اندازه سینما از آگاهی ما در نمی‌گذرد و راست به سراغ احساسات ما در ژرفای اتاق‌های تاریک روحمان نفوذ نمی‌کند.

👤 #اینگمار_برگمان

■ از نگاه من سینما "برشی از زندگی" نیست، برشی از یک کیک است.

👤 #آلفرد_هیچکاک

■ من گمان می‌کنم سینما خواهد مُرد. ببینید چه انرژی‌ای صرف احیا آن می‌شود ــ دیروز با فیلم رنگی و امروز با سینمای سه‌بعدی. حداکثر چهل بیشتر از عمر آن باقی نمانده است.

👤 #اورسن_ولز

■ در فیلم‌های خوب همواره کیفیت سرراستی هست که ما را از وسوسه تفسیر آن آزاد می‌کند.

👤 #سوزان_سانتاگ

■ فیلم‌ من ابتدا در سرم متولد می‌شود، بعد روی کاغذ می‌میرد. بعد دوباره با آدم‌های زنده و اشیای واقعی که به کار می‌برم زندگی را از سر می‌گیرد، امّا این ها خود روی نوار فیلم کُشته می‌شوند تا وقتی که به ترتیب معینی پشت‌سرهم ردیف و روی پرده افکنده شدند، باز مانند گُل‌هایی که در آب بگذاری‌شان، بشکفند.

👤 #روبر_برسون

■ بعضی وقت‌ها می‌گویند چیزهایی که در فیلم‌های اتفاق‌ می‌افتند غیرواقعی‌اند، امّا واقعیت این است که چیزهایی که در زندگی شما اتفاق می‌افتند غیرواقعی‌اند. فیلم‌ها کاری می‌کنند که عواطف ما نیرومند و واقعی جلوه کنند، در حالی که وقتی همان اتفاقات واقعاً برای شما روی می‌دهند، انگار دارید تلویزیون تماشا می‌کنید ــ هیچ احساسی ندارید.

👤 #اندی_وارهول

■ سینما چیزی است بین هنر و زندگی. برخلاف نقاشی و ادبیات، سینما چیزهایی به زندگی می‌دهد و چیزهایی از آن می‌گیرد و من می‌کوشم این فکر را به فیلم برگردانم. ادبیات و نقاشی از همان ابتدا به عنوان هنر هستی دارند، سینما چنین نیست.

👤 #ژان_لوک_گدار

■ سینما، مانند داستان کارآگاهی، این امکان را به ما می‌دهد که بدون این که تن به خطر دهیم همه هیجان، شور و اشتیاق و تمایلات هوسناکی را که در سامان انسان‌گرایانه امور سرکوب می‌شوند، تجربه کنیم.

👤 #کارل_گوستاو_یونگ

■ کارگردان صاف و ساده همان تماشاگر است. بنابراین وظیفه سنگین کارگردان این است که جای آن تهی خیمازه‌کش را بگیرد، که تماشاگر باشد و تشخیص دهد از اتفاقاتی که در طول روز می‌افتند کدام‌ها [روی پرده] فاجعه خواهند بود و کدام‌ها جشن و شادمانی . کار او این است که بر رویدادهای تصادفی ریاست کند.

👤 #اورسن_ولز

■ کلمات "بوس، بوس، بنگ، بنگ" [عنوان یکی از کتاب‌های کیل] را از یک پوستر فیلم ایتالیایی گرفته‌ام. اینها شاید موجزترین بیان ممکن جذابیت سینما باشند. این جذابیت است که ما را به سینما می‌کشاند، و در نهایت، وقتی درمی‌یابیم سینما به ندرت چیزی بیش از این در چنته ندارد که به ما عرضه کند، دچار یأس و سرخوردگی می‌شویم.

👤 #پالین_کیل

■ باید راست به فیلم چشم بدوزید؛ این تنها شیوه فیلم دیدن است. فیلم هنر پژوهشگران فرهیخته نیست، هنر عامه بی‌سواد است.

👤 #ورنر_هرتزوگ

■ چیزهای که من برای ساختن یک فیلم کُمدی به آنها احتیاج دارم یک پارک، یک پاسبان و یک دختر خوشگل است.

👤 #چارلی_چاپلین

■ تماشاگر هرگز اشتباه نمی‌کند. یک تماشاگر منفرد ممکن است خِرف باشد، امّا هزار خِرف با هم در تاریکی، یعنی منتقدی نابغه.

👤 #بیلی_وایلدر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هنر

#اندی_وارهول


مشهور ترین و جنجالی ترین هنرمند پاپ در آمریکا اندی وارهول (۸۷-۱۹۲۸) است که تجربیات هنری اش بسیار فراتر از مرزهای رایج و متعارف هنر نقاشی می رود . او فیلمهای بسیاری ساخت ، یک کلوپ تفریحات را اداره کرد و پیوسته در زندگی هنری خود ، همانند بسیاری از بازیگران مشهور و ستاره های سینما ، از جنجال و رسوایی لذت می برد . هنگامی که نخستین نمایشگاه مجموعه آثار وارهول در سال ۱۹۶۵ در فیلادلفیا برگذار شد ، ازدحام جمعیت به قدری بود که برخی از آثار ، از خوف آسیب دیدن بلافاصله از نمایشگاه خارج شد. در این نمایش پُر هیاهو ، بازدید کنندگان بیشتر مایل به دیدن خود هنرمند بودند تا آثار وی!!
طرز تلقی اندی وارهول نسبت به مفهوم (شخصیت) بسیار مبهم بنظر میرسد ، او از سویی هنر پیشه های فیلم های خود را فوق ستاره می نامید و از سوی دیگر معتقد بود که وی تنها یک ماشین بوده و آنچه را که ساخته نه یک تابلو نقاشی ، بلکه صرفا یک محصول صنعتی است. در همین ارتباط ساموئل آدامز در مقدمه کاتالوگ نمایشگاه مزبور خاطر نشان می سازد :
"...زبان تصویری وارهول عبارت است از کلیشه محض!! تا این زمان هیچ فرهنگی این قدر فرآورده های بی احساس ، ماشینی و بدون دخالت انسانی به خود ندیده است. هنر وارهول نیروی تصویری و قدرت تجسمی را در دنیای تبلیغات در پی آن بود به عنوان ظرف ، و نه محتوای کار خود ، به کار می گیرد او در واقع عادت های رایج و قهرمان های دنیای آمریکایی را بدون هیچ پرسشی می پذیرد . با پذیرش اجتناب ناپذیر بودن این پدیده ها ، بهتر می توان با آنها کنار آمد ، تا این که با آنها از سر مخالفت و رویارویی بر آییم ... ما افسانه ها و اسطوره های ستایش شده را بر تجربیات هر لحظه خود ترجیح می دهیم ، تا بدان حد که افسانه ، فضای مشترک انسان ها شده و نهایتا از آنچه که قرار است ما را صرفا تحت تاثیر قرار دهد فراتر رفته تا بر زندگی ما حاکمیت پیدا کند."
•در حقیقت وارهول ، بیش از سایر هنرمندان پاپ ، در پی بی احساس کردن واکنش بیننده در برابر آنچه که در روبروی خود میبیند ، است . بسیاری از تصاویر او نوعی معانی نا گوار را تداعی می کند : مردی در حال خودکشی ، خانم کِندی بعد از ترور همسرش ، مرلین مونرو بعد خودکشی اش ، عکس های مجرمان ، تصادف رانندگی ، صندلی الکتریکی ، تشیع جنازه گانگستر ها ، شورش نژادی و موضوعاتی از این قبیل ، در این تصاویر عکس های بزرگ با تکنیک سیلک به روی بوم چاپ و به تعداد زیاد تکثیر شده اند . تنها چیزی که بدین تصاویر اضافه شده ، اصلاح رنگهایی است که بر روی تصاویر چاپی نقش گرفته اند. نتیجتا(تکرار) و(رنگ)به مثابه دور کن جدید و مبتنی بر منطق زیبایی شناسی خاص خود ، بر بی رنگی و سفیدی اثر چاپی اضافه می شوند .
مشاهده تابلو های وارهول حاکی از خصلت خود پرستی اوست . فرانک اوهارا شاعر و منتقد هنری در جایی تاکید دارد که بخش عمده ای از هنر پاپ اساسا نوعی دست انداختن بیننده و یک تلاش برای تحمیق اوست . لیکتن استین نیز در مورد پویش هنر پاپ در آمریکا می گوید: ( عجیب بود که شخصی تابلو هایی را که هرگز کسی به دیوار نمی آویخت ، خریداری می کرد). وارهول این گرایش را در افراطی ترین شکلش دنبال می کرد ، به طوری که اغلب آنچه او انجام می داد در حقیقت نوعی تحقیر کردن جنبه های خصوصی افراد و مظاهر اشرافی بود . این گرایش حاکی از نوعی بدبینی و دغدغه او علیه روند کسالت بار و فاقد سلامت در زندگی انسان است . فی المثل او فیلمی شش ساعته از خواب طولانی یک مرد ساخت که در آن کوچک ترین اتفاقی در خلال خواب مرد رخ نمی دهد .
با ظهور هنر پاپ ، (محیط) و (رویداد)که از پیش در ارائه هنری تجربیاتی را شاهد بودند، اهمیت خاصی در آفرینش هنری یافتند. برای توجه به این تجربیات دلایل متعددی را می توان اقامه کرد ؛ از جمله آن که هنر پاپ بر عناصر روزمره و رایج معطوف بود. این ویژگی هنرمندان را به تجربه در باز آفرینی و تکثیر رویدادها و واقعیت های جاری و رایج در محیطوا می داشت. دلیل دیگر ناظر به این علاقه مندی هنرمندان پاپ به مصرف پدیده های فرهنگ عامه است . بسیاری از این پدیده ها به تفریحات و سرگرمی های رایج مردم ، از جمله گذرگاه های پیچ در پیچ و نمایشهای سیرک مربوط می شدند .

▫️ مفاهیم و رویکرد ها در آخرین جنبش های هنری قرن بیستم
▫️▫️ ادوارد لوسی اسمیت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ناشی

کفش‌های دایموند داست — ۱۹۸۰
#اندی_وارهول

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی

نگاهی به دو نقاشی، کفش‌های دهقان، اثر #ونگوگ و کفش‌های دایموند داست، اثر #اندی_وارهول:

فردریک جیمسون برای به تصویر کشیدن تمایز بین دوران مدرن و پست مدرن از دو تصویر نقاشی که یکی بازنمایی عصر مدرن بنام کفش‌های دهقان اثر ونسان ون‌گوگ و دیگری تابلوی کفش‌های دایموند داست اثر اندی وارهول است؛ استفاده میکند.

جیمسون معتقد است نقاشی ون‌گوگ به مثابه‌ی یک اثر مدرن بازنمودن عصر اضطراب است؛ بازنمایی یک موقعیت اجتماعی واقعی که واجد حقایق اجتماعی قطعی است و این از طریق ارجاعی است که به زندگی دهقان انجام می‌شود. ارجاع دادن مخاطب به تجربه واقعی زندگی دهقانی، و فراتر از آن تصویر کردن یک دنیای دهقانی رو به نابودی که خارج از مدرنیته سرمایه‌سالار است، آفریننده ژرفا و عمقی است که ویژگی اساسی هنر مدرن است.

از نظر جیمسون تصاویر پسامدرن از هرگونه نسبت با مرجعی مشخص تهی‌اند و فقدان عمق و ژرفای آن‌ها از همین امر نشئت می‌گیرد. نقاشی اندی وارهول از هیچ واقعیت پنهانی که باید تفسیر شود با ما سخن نمی‌گوید. این نقاشی یکسره از سطوح صاف و صیقلی تشکیل شده و به نظر می‌رسد هرگونه رابطه‌ای را با تجربه روزمره و حرکت تاریخی انکار می‌کند. در واقع ویژگی اصلی این نقاشی مسطح بودن آن و فقدان عمق است که ترجمان هیچ پیامی یا معنای مشخصی نیست؛ شاید تنها این احساس را القا کند که این نقاشی هیچ روایت پنهانی در خود ندارد...

📘 بوطیقای ژیژک، چهار مقاله و شرح آن، مقاله فلسفه و سینما، نوشته ی اسلاوی ژیژک

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity