🔴#هیچ گاه کسی زشتی را از رهگذر عکس ها کشف نکرده است، اما بسیاری هستند که زیبایی را از طریق عکس ها کشف کرده اند. به استثناء موقعیت هایی که از دوربین برای ثبت یا نشانه گذاری مناسک اجتماعی استفاده می شود، چیزی که آدم ها را به گرفتن عکس بر می انگیزد مواجهه با چیزی زیباست، کسی با دیدن چیزی فریاد نمی زند که : چه زشت! باید عکسی از آن بگیرم!!!

حتی اگر چنین چیزی گفته باشد، معنای آن صرفاً این خواهد بود که ؛ به نظرم این شیء زشت ... خیلی زیباست!!!
📒#درباره_عکاسی
#سوزان_سانتاگ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#سوزان_سانتاگ 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۶ دی (۱۶ ژانویه) زادروز #سوزان_سانتاگ

( زاده ۱۶ ژانویه ۱۹۳۳ نیویورک -- درگذشته ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ نیویورک)
نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی

سانتاگ به نوشتن و صحبت کردن، یا سفر به مناطق درگیری، علاقه داشت. از جمله در طول جنگ ویتنام و محاصره سارایوو فعال بود. او در مورد عکاسی، فرهنگ و رسانه، ایدز و بیماری، حقوق بشر و کمونیسم و ایدئولوژی چپ، مقالات متعددی نوشته‌است. مقالات و سخنرانی‌های او گاهی مورد انتقاد واقع می‌شدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید.
سوزان سانتگ با نام اصلی سوزان رزنبلت در ۱۶ ژانویه ۱۹۳۳ در شهر نیویورک از پدر و مادری یهودی به دنیا آمد. پدرش جک روزنبلت تاجر پوست در چین بود. سوزان در پنج سالگی پدرش را بر اثر بیماری سل از دست داد. هفت سال بعد مادرش، میلدرد جیکبسون با افسر ارتش آمریکا به نام ناتان سانتگ ازدواج کرد. هر چند هیچ‌گاه ناپدری او را رسماً به فرزندخواندگی نپذیرفت اما نام خانوادگی سانتاگ بر سوزان و خواهرش، جودیث ماندگار شد. سوزان هیچ‌گاه در معرض آموزش دینی قرار نگرفت و به گفته وی تا اواسط دهه دوم عمر خویش وارد کنیسه نشده بود. سوزان کودکی‌اش را در لانگ آیلند نیویورک، غم بار، ناراحت، و با مادر سرد که از وی فاصله داشت توصیف می‌کند. خانواده سپس به توسان آریزونا، و در آخر به دره سن فرناندو در جنوب کالیفرنیا مهاجرت کردند، جایی که وی در پشت کتاب‌های بسیارش پناه گرفته بود و در پانزده سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. سوزان تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه برکلی شروع کرد ولی پس از مدتی به دانشگاه شیکاگو رفت و دلیل اصلی این انتقال را بهتر بودن برنامه درسی دانشگاه شیکاگو بیان کرد. او در دانشگاه‌های برکلی و شیکاگو در رشته‌های فلسفه و ادبیات و هم‌چنین رمان‌نویسی ادامهٔ تحصیل داد. لئو‌اشتراوس، جوزف شواب، کریستیان مک‌کاور، ریچارد مک‌کئون، پیتر فون بلنکن‌هاگن و کنت بورک از استادان وی در دوره تحصیل لیسانس او در دانشگاه شیکاگو بودند. در طی دوره لیسانس، سوزان با مایک نیکولز که همکلاسی‌اش بود، رابطه‌ای بسیار صمیمی ایجاد کرد.
در سال ۱۹۵۰ و تنها زمانی که سوزان هفده سال داشت با فیلیپ ریف که معلم و نظریه‌پرداز اجتماعی بود دیدار کرد و ده روز بعد این دیدار منجر به ازدواج شد. این ازدواج هشت سال دوام داشت و نتیجهٔ آن فرزندی شد به نام دیوید که بعدها ویراستار وی و خود نیز نویسنده شد. در طی دوران تحصیل در دانشگاه شیکاگو، سانتگ در کلاس‌های تابستانی که توسط هانس هایریش گرت برگزار می‌شد شرکت کرد. شرکت در این کلاس‌ها منجر به ایجاد دوستی بین آن دو و در نهایت تأثیرپذیری مطالعات سوزان در زمینه اندیشمندان آلمانی از وی شد. سوزان بلافاصله پس از اتمام دوره لیسانس، به عنوان معلم انگلیسی سال اول در دانشگاه کنتیکت برای سال تحصیلی ۱۹۵۲–۱۹۵۳ مشغول به کار شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥#موسیقی فوق العاده و ماندگار فیلم پدرخوانده

#KATICA_ILLEiNYI
Music #The_Godfather

زنان گزینه دیگری دارند.
آن ها می توانند آرزو کنند؛ نه فقط زیبا که دانا هم باشند. نه فقط مفید، که لایق نیز باشند.
نه فقط ملیح که قوی هم باشند.نه فقط در ارتباط با بچه ها یا مردان، که از برای خود نیز بلند‌پرواز باشند.

. #سوزان_سانتاگ

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۷ دی (۱۶ ژانویه) زادروز #سوزان_سانتاگ

( زاده ۱۶ ژانویه ۱۹۳۳ نیویورک -- درگذشته ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ نیویورک)
نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۷ دی (۱۶ ژانویه) زادروز #سوزان_سانتاگ

( زاده ۱۶ ژانویه ۱۹۳۳ نیویورک -- درگذشته ۲۸ دسامبر ۲۰۰۴ نیویورک)
نویسنده، نظریه‌پرداز ادبی و فعال سیاسی آمریکایی

سوزان به نوشتن و صحبت کردن، یا سفر به مناطق درگیری، علاقه داشت. از جمله در طول جنگ ویتنام و محاصره سارایوو فعال بود. او در مورد عکاسی، فرهنگ و رسانه، ایدز و بیماری، حقوق بشر و کمونیسم و ایدئولوژی چپ، مقالات متعددی نوشته‌است. مقالات و سخنرانی‌های او گاهی مورد انتقاد واقع می‌شدند. مجله نقد کتاب نیویورک او را «یکی از با نفوذترین منقدان نسل خود» نامید.
او در پنج سالگی پدرش "جک روزنبلت" را از دست داد. هفت سال بعد مادرش، میلدرد جیکبسون با افسر ارتش آمریکا به نام ناتان سانتگ ازدواج کرد. هر چند هیچ‌گاه ناپدری او را رسماً به فرزندخواندگی نپذیرفت اما نام خانوادگی سانتاگ بر سوزان و خواهرش، جودیث ماندگار شد. سوزان هیچ‌گاه در معرض آموزش دینی قرار نگرفت و کودکی‌اش را در لانگ آیلند نیویورک، غمبار، ناراحت، و با مادر سرد که از وی فاصله داشت توصیف می‌کرد. خانواده سپس به توسان آریزونا، و در آخر به دره سن فرناندو در جنوب کالیفرنیا مهاجرت کردند، جایی که وی در پشت کتاب‌های بسیارش پناه گرفته بود و در پانزده سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد. سوزان تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه برکلی شروع کرد ولی پس از مدتی به دانشگاه شیکاگو رفت و دلیل اصلی این انتقال را بهتر بودن برنامه درسی دانشگاه شیکاگو بیان کرد. او در دانشگاه‌های برکلی و شیکاگو در رشته‌های فلسفه و ادبیات و هم‌چنین رمان‌نویسی ادامه تحصیل داد. لئو‌اشتراوس، جوزف شواب، کریستیان مک‌کاور، ریچارد مک‌کئون، پیتر فون بلنکن‌هاگن و کنت بورک از استادان وی در دوره تحصیل لیسانس او در دانشگاه شیکاگو بودند. در طی دوره لیسانس، سوزان با مایک نیکولز که همکلاسی‌اش بود، رابطه‌ای بسیار صمیمی ایجاد کرد.
در سال ۱۹۵۰ و تنها زمانی که سوزان هفده سال داشت با فیلیپ ریف که معلم و نظریه‌پرداز اجتماعی بود دیدار کرد و ده روز بعد این دیدار منجر به ازدواج شد، که هشت سال دوام یافت و نتیجه آن فرزندی شد به نام دیوید، که بعدها ویراستار وی و خود نیز نویسنده شد. در طی دوران تحصیل در دانشگاه شیکاگو، وی در کلاس‌های تابستانی که توسط هانس هایریش گرت برگزار می‌شد شرکت کرد. شرکت در این کلاس‌ها منجر به ایجاد دوستی بین آن دو و در نهایت تأثیرپذیری مطالعات سوزان در زمینه اندیشمندان آلمانی از وی شد. او بلافاصله پس از اتمام دوره لیسانس، به عنوان معلم انگلیسی سال اول در دانشگاه کنتیکت برای سال تحصیلی ۱۹۵۲–۱۹۵۳ مشغول به کار شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما_چیست؟ 🎬


■ تنها چیزهایی که برای ساختن یک فیلم به آن احتیاج دارید یک هفت‌تیر است و یک دختر.

👤 #ژان_لوک_گدار

■ تا آنجا که به فرایند فیلم سازی مربوط می‌شود، ستاره‌ها ماهیتاً بی‌ارزش ــ و مطلقاً ضروری ــ هستند.

👤 #ویلیام_گلدمن

■ فیلم چونان رؤیا، چونان موسیقی. هیچ هنری به اندازه سینما از آگاهی ما در نمی‌گذرد و راست به سراغ احساسات ما در ژرفای اتاق‌های تاریک روحمان نفوذ نمی‌کند.

👤 #اینگمار_برگمان

■ از نگاه من سینما "برشی از زندگی" نیست، برشی از یک کیک است.

👤 #آلفرد_هیچکاک

■ من گمان می‌کنم سینما خواهد مُرد. ببینید چه انرژی‌ای صرف احیا آن می‌شود ــ دیروز با فیلم رنگی و امروز با سینمای سه‌بعدی. حداکثر چهل بیشتر از عمر آن باقی نمانده است.

👤 #اورسن_ولز

■ در فیلم‌های خوب همواره کیفیت سرراستی هست که ما را از وسوسه تفسیر آن آزاد می‌کند.

👤 #سوزان_سانتاگ

■ فیلم‌ من ابتدا در سرم متولد می‌شود، بعد روی کاغذ می‌میرد. بعد دوباره با آدم‌های زنده و اشیای واقعی که به کار می‌برم زندگی را از سر می‌گیرد، امّا این ها خود روی نوار فیلم کُشته می‌شوند تا وقتی که به ترتیب معینی پشت‌سرهم ردیف و روی پرده افکنده شدند، باز مانند گُل‌هایی که در آب بگذاری‌شان، بشکفند.

👤 #روبر_برسون

■ بعضی وقت‌ها می‌گویند چیزهایی که در فیلم‌های اتفاق‌ می‌افتند غیرواقعی‌اند، امّا واقعیت این است که چیزهایی که در زندگی شما اتفاق می‌افتند غیرواقعی‌اند. فیلم‌ها کاری می‌کنند که عواطف ما نیرومند و واقعی جلوه کنند، در حالی که وقتی همان اتفاقات واقعاً برای شما روی می‌دهند، انگار دارید تلویزیون تماشا می‌کنید ــ هیچ احساسی ندارید.

👤 #اندی_وارهول

■ سینما چیزی است بین هنر و زندگی. برخلاف نقاشی و ادبیات، سینما چیزهایی به زندگی می‌دهد و چیزهایی از آن می‌گیرد و من می‌کوشم این فکر را به فیلم برگردانم. ادبیات و نقاشی از همان ابتدا به عنوان هنر هستی دارند، سینما چنین نیست.

👤 #ژان_لوک_گدار

■ سینما، مانند داستان کارآگاهی، این امکان را به ما می‌دهد که بدون این که تن به خطر دهیم همه هیجان، شور و اشتیاق و تمایلات هوسناکی را که در سامان انسان‌گرایانه امور سرکوب می‌شوند، تجربه کنیم.

👤 #کارل_گوستاو_یونگ

■ کارگردان صاف و ساده همان تماشاگر است. بنابراین وظیفه سنگین کارگردان این است که جای آن تهی خیمازه‌کش را بگیرد، که تماشاگر باشد و تشخیص دهد از اتفاقاتی که در طول روز می‌افتند کدام‌ها [روی پرده] فاجعه خواهند بود و کدام‌ها جشن و شادمانی . کار او این است که بر رویدادهای تصادفی ریاست کند.

👤 #اورسن_ولز

■ کلمات "بوس، بوس، بنگ، بنگ" [عنوان یکی از کتاب‌های کیل] را از یک پوستر فیلم ایتالیایی گرفته‌ام. اینها شاید موجزترین بیان ممکن جذابیت سینما باشند. این جذابیت است که ما را به سینما می‌کشاند، و در نهایت، وقتی درمی‌یابیم سینما به ندرت چیزی بیش از این در چنته ندارد که به ما عرضه کند، دچار یأس و سرخوردگی می‌شویم.

👤 #پالین_کیل

■ باید راست به فیلم چشم بدوزید؛ این تنها شیوه فیلم دیدن است. فیلم هنر پژوهشگران فرهیخته نیست، هنر عامه بی‌سواد است.

👤 #ورنر_هرتزوگ

■ چیزهای که من برای ساختن یک فیلم کُمدی به آنها احتیاج دارم یک پارک، یک پاسبان و یک دختر خوشگل است.

👤 #چارلی_چاپلین

■ تماشاگر هرگز اشتباه نمی‌کند. یک تماشاگر منفرد ممکن است خِرف باشد، امّا هزار خِرف با هم در تاریکی، یعنی منتقدی نابغه.

👤 #بیلی_وایلدر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

‌اگر بخواهیم به معنای دقیق کلمه سخن بگوییم، در واقع تمامی محتویات آگاهی غیرقابل‌وصف‌اند. حتی ساده‌ترین حس‌یافت یا ادراک حسی نیز، اگر در کلیت خود در نظر گرفته شود، توصیف‌ناپذیر است. بنابراین تمامی آثار هنری را باید نه فقط به عنوان چیزی عرضه‌شده، بلکه همچنین به عنوان پرداخت خاصی از امر وصف‌ناپذیر درک کنیم.

#سوزان_سانتاگ
#علیه_تفسیر

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه

دوربین عکاسی تنها امکان درک بیشتر را از رهگذر نگاه کردن فراهم نساخت، بلکه با محوریت‌ قراردادن این فعل [به عنوان ابزار اصلی در پروسۀ آفرینش هنری]، ماهیت نگاه کردن را دگرگون ساخت.

#سوزان_سانتاگ

#شرح_تصویر:

سال ۱۹۹۰ است. نیکوس اکونوموپولُس، عکاس مگنوم، در پی سقوط دولت یوگسلاوی برای عکاسی از تجمعی در یوزگات ترکیه حاضر می‌شود. به گفتۀ خودش در آن خیل جمعیت او می‌توانست آغاز هجوم امواج خشونت را حس کند و در همین بحبوحه، درست در برابر چشمانش پروانه‌ای بر شانۀ مردی که جلویش ایستاده می‌نشیند و او تصمیم می‌گیرد لحظۀ گذرای آرامش را در قاب تصویر جاودانه کند.

Yozgat, Turkey, Political Meeting~1990
Photographer: Nikos Economopoulos

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

ادراک‌ناپذیر و فرّارِ حرکت باشد، نظمی باشد، یا ( بنا به گفتۀ لازلو موهولی_ناگ«واقعیتی تشدید یافته» که بیناییِ طبیعی قادر به درک آن نیست، و یا صرفاً شیوۀ موجزی از دیدن. چیزی که آلفرد استیگلیتس آن را با عنوان «شکیبایی برای لحظۀ تعادل» توصیف می‌کند، و رابرت فرنک صبر کردن برای لحظۀ آشکارسازیِ عدم تعادل، برای تسخیر واقعیت برهنه، در لحظاتی که آن‌ها را «لحظات بینابینی» می‌نامد.

#سوزان_سانتاگ
#کتاب: دربارۀ عکاسی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

دوره‌هایی وجود دارد که آنقدر پیچیده‌اند و در معرض تجارب تاریخی و فکری متناقض قرار دارند که دیگر گوش شنوایی برای صدای اعتدال برایشان باقی نمانده است. در چنین شرایطی اعتدال به سازشکاری، گریز و دروغ بدل می‌شود.
‌شاید اعصاری وجود دارند که به آن اندازه که به عمق بخشیدن به درکشان از واقعیت و فراخ کردن عرصۀ تخیل‌شان نیاز دارند به حقیقت نیاز ندارند. من به سهم خود شک ندارم که نگاه درست به جهان نگاه معتدل و خردمندانه است، امّا آیا چیزی که همواره خواستار آنیم همین است، یعنی حقیقت؟
نیاز به حقیقت همیشگی نیست، همان‌طور که نیاز به آرامش همیشگی نیست. فکری که نوعی اعوجاج در آن باشد ممکن است بُرد روشنفکرانۀ بیشتری داشته باشد تا حقیقت؛ ممکن است چنین چیزی به نیازهای جان، که همیشه یکسان نیست، بهتر پاسخ دهد. حقیقت تعادل است، امّا ممکن است نقطۀ مقابل حقیقت، یعنی عدم تعادل نیز کذب نباشد. بنابراین برخی از (اما نه همۀ) اشکال معوج کردن حقیقت و برخی از (اما نه همۀ) اشکال جنون می‌تواند اعتدال زا، سلامت‌بخش و زندگی‌افزا باشد.


#کتاب_علیه_تفسیر
#سوزان_سانتاگ

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه

دوربین عکاسی تنها امکان درک بیشتر را از رهگذر نگاه کردن فراهم نساخت، بلکه با محوریت‌ قراردادن این فعل [به عنوان ابزار اصلی در پروسۀ آفرینش هنری]، ماهیت نگاه کردن را دگرگون ساخت.

#سوزان_سانتاگ


شرح تصویر:

سال ۱۹۶۳ است. آلفرد آیزنشتت دوربینش را برداشته و به پارک تویلری نزدیک موزۀ لوور رفته. یک تئاتر خیمه‌شب‌بازی آنجا برپاست: نبرد سَن ژرژ با اژدها.
و آیزنشتت به جای آنکه سمت تماشاچیان بایستد و از عروسک‌های جان‌گرفتۀ نمایش عکاسی کند، رفته سمت جایگاه نمایش، رو به تماشاچیان حیرت‌زده، دوربینش را کاشته.

Children at a Puppet Show~1963
Photographer: Alfred Eisenstaedt

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity